یکی از رذایل اخلاقی که امکان دارد هر انسانی به آن مبتلا شود خودکامگی و استبداد است، اما این صفت ناپسند در حاکمان و مسئولان سیاسی ظهور بیشتری دارد. واژه استبداد در قرآن نیامده، اما این مفهوم به صورت و بیان های مختلفی مورد مذمت و نکوهش قرآن قرار گرفته است. در ادامه به بررسی عوامل خودکامگی و استبداد از دیدگاه قرآن می پردازیم.
معنای استبداد و خودکامگی
استبداد، واژه ای عربی است، از ریشه «بَدَدَ» و به معنای «کاری را بدون دخالت کسی انجام دادن و بدون توجه به دیدگاه دیگران به تصمیم و نظر خود عمل کردن»[۱] و معادل فارسی آن، واژگانی همچون خودسری، خودرأیی، خودکامگی و دیکتاتوری می باشد.
استبداد به معنای یاد شده، نقطه مقابل مشورت است و در سنت و روایات نیز به همین معنی به کار رفته است. امام علی (ع) می فرماید: «مَنِ اِسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ اَلرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا؛[۲] کسی که تنها به نظر خودش بسنده می کند، راه هلاکت را می پیماید و کسی که با مردان به مشورت می نشیند، در خرد آنها سهمی دارد.»
خودرأیی، حوزه وسیعی از صحنه های عمل را پوشش می دهد، نه تنها در فعالیت های ملی که در کارهای خارج از دایره حکومت و کارهای فردی نیز زمینه دارد؛ اما ظهور و بروز آن در حوزه حکمرانی بیشتر است. خودکامگی در فلسفه سیاسی، اشاره به نظامی دارد که تصرفاتش در حوزه حقوق ملی و شهروندی نه ریشه قانونی دارد و نه مستند به شرع و اراده ملت می باشد[۳]، در برابر مردم احساس تعهد ندارد و خود را ملزم به پاسخ پرسش آنان نمی شناسد.[۴]
مذموم بودن استبداد از دیدگاه قرآن
استبداد از دیدگاه قرآن صفتی ناپسند و مذموم است. خداوند در آیات متعددی از قرآن کریم، عاملان خودکامگی و استبداد را توبیخ و مورد نکوهش قرار داده است. از آنجا که قرآن نگاه ویژه ای به تعامل و همیاری در حیات اجتماعی دارد و این روش را مؤثرترین راه موفقیت در راستای حقیقت جویی و رشد و کمال میداند، شنیدن سخن دیگران را نشانه خردمداری و وسیله دستیابی به هدف معرفی میکند:
«فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُولٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ؛[۵] پس بندگان مرا بشارت ده، همان کسانى که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروى میکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.»
همچنین خداوند، سیره مشورت خواهی بلقیس ملکه سبا را الگویی پذیرفتنی برای حکمرانان می شناسد و چنین میفرماید: «قَالَتْ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مَا کُنتُ قَاطِعَهً أَمْرًا حَتَّىٰ تَشْهَدُونِ؛[۶] گفت: ای بزرگان! در کارم به من نظر دهید که بی حضور شما هیچ گاه کاری را فیصله نداده ام.»
علاوه بر این، سرگذشت فرعون و خودرأیی و خودکامگی او عبرتی برای عاملان ظلم و استبداد از دیدگاه قرآن می باشد: «قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ وَ مَا أَهْدِیکُمْ إِلَّا سَبِیلَ الرَّشَادِ؛[۷] فرعون گفت: «من جز آنچه را مصلحت می بینیم به شما ارائه نمیدهم، و شما را جز به راه صحیح راهنمایى نمیکنم.» یادآوری هایی از این قبیل، گویای این حقیقت است که بی توجهی به نظرات دیگران و استبداد از دیدگاه قرآن امری ناپسند و خصلت حاکمان ستمگری همچون فرعون است.
خاستگاه استبداد از دیدگاه قرآن
عامل پیدایش خودکامگی و استبداد از دیدگاه قرآن اسارت معنوی است. اسارت معنوی به معنای چیرگی نسبی تمایلات غریزی و طبیعی بر انسان است. از منظر قرآن، هنگام آفرینش، کشش های فطری و تعالی طلبانه انسان در برابر کشش های غریزی او بسیار ناتوان است، به همین دلیل قرآن می فرماید: «خُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفًا؛[۸] انسان ناتوان آفریده شده است.» سیاق و مطالب پیرامونی آیه یادشده حکایت از این دارد که مراد، بازگویی ضعف معنوی انسان در زمان تولد است[۹] و نه یادآوری ناتوانی جسمانی او.
فعلیت و توانمندی کشش های غریزی از آغاز تولد انسان در مقایسه با تقاضاهای روحی و تعالی طلبانه، توجیه گر و مفسر آموزه های قرآنی زیر است: «وَ کَانَ الْإِنسَانُ عَجُولًا؛[۱۰] انسان همواره شتابزده است.» و «الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛[۱۱] همانا انسان ستمگر و نادان است.»
انسانی که به صورت طبیعی و بر اساس طبیعتش در مسیر ستمگری و نادانی قرار دارد[۱۲] و متأثر از نیروی غضب و شهوت خویش می باشد، بایستی به تقویت خود بپردازد، و این تنها با ایمان، آگاهی و رفتار درست میسر است: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ؛[۱۳] خدا کسانی را از شما که ایمان آورده و دانش روزی شان شده است چندین درجه بالا می برد.» همچنین خداوند میفرماید: «وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ[۱۴] کار شایسته، مؤمن را بالا می برد.»
وقتی توان روحی و آزادی معنوی افزایش یافت کنترل غرایز انسان و حرکت در مسیر انسانیت آسان می گردد: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَ اتَّقَىٰ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ؛[۱۵] امّا آن کس که در راه خدا انفاق کند و پرهیزگارى پیش گیرد؛ و جزاى نیک الهى را تصدیق کند؛ ما او را در مسیر آسانى قرار می دهیم.»
در واقع راه رهایی از استبداد از دیدگاه قرآن، ایمان به خداوند و روز جزاست که نیروی کشش های متعالی را فزونی می بخشد و به طغیان هوای نفس پایان می دهد و بدینوسیله زمینه پیشگیری یا رهایی از استبداد اجتماعی نیز فراهم میگردد. به بیانی دیگر، خاستگاه استبداد از دیدگاه قرآن، پیروی از هوای نفس و نداشتن ایمان کافی، معرفی شده است.
شیوه ها و ابزارهای تداوم استبداد از دیدگاه قرآن
حاکمان مستبد از شیوه ها و ابزارهای خاصی برای تداوم سلطه خود بر جامعه بهره می برند. مستبد می داند که شخصیت کارآمد و پرجاذبه ای ندارد، در عین حال می خواهد خداگونه فرمان براند و نه تنها بر جان و مال مردم، که نسبت به فکر و باورهای آنان نیز اعمال نفوذ داشته باشد. به همین دلیل فرعون ادعای خدایی و الوهیت داشت،[۱۶] و به موسی (ع) می گفت: اگر خدایی جز من برگزینی، تو را به زندان می افکنم[۱۷]، و ایمان بدون کسب اجازه ساحران را جرم نابخشودنی قلمداد می کرد.[۱۸]
بر این اساس، تداوم استبداد از دیدگاه قرآن دارای عوامل مختلفی است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
۱. تفرقه افکنی
یکی از مهمترین روش های استمرار استبداد از دیدگاه قرآن، تفرقه افکنی است. فرعون به عنوان پادشاهی مستبد این شیوه را در حکمرانی خود بکار گرفته بود و جامعه زیر سلطه اش را به چند گروه تقسیم کرد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا؛[۱۹] فرعون در زمین برتری جست و مردم آن را به چند گروه (پیرو) تقسیم کرد.»
واژه «شیعا» که معنای تبعیت را نیز در متن خود نهفته دارد[۲۰] گویای این است که فرعون به قصد واداشتن به پیروی مردم از وی در جامعه مصر، چند دستگی به وجود آورد. در جوامع استبداد زده، وحشت و ترس همگانی می باشد، همانگونه که هرگروه از نظارت و خبرچینی گروه دیگری می ترسد، افراد هر گروه نیز از یکدیگر بیمناکند. بنابراین یکی از عوامل ایجاد استبداد از دیدگاه قرآن، تفرقه افکنی و اختلاف پراکنی در جامعه است.
۲. مددگیری از همدستان در استبداد
از دیگر ابزارهای تداوم استبداد از دیدگاه قرآن، بهره بردن حاکمان از اشراف و بزرگان جامعه است. همسویی، همفکری و همکاری با مستبد، اصلی ترین معیار استخدام در نظام های استبدادی است. قرآن، استکبار و برتری طلبی را خصلت رایج میان کارگزاران نظام فرعونی دانسته می گوید: «ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ وَ أَخَاهُ هَارُونَ بِآیَاتِنَا وَ سُلْطَانٍ مُبِینٍ؛ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کَانُوا قَوْمًا عَالِینَ؛[۲۱] سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و حجت آشکار فرستادیم به سوی فرعون و سران قوم او،، ولی تکبر ورزید و مردمی گردنکش بودند.»
در میان این ارتباط ها، بیشترین اهتمام را مستبد برای سران پرنفوذ جامعه قائل است که قرآن از آنها به عنوان «ملأ» یاد می کند. از جمله نمونه های بارز این افراد، برخی ثروتمندان جامعه هستند که رابطه خوبی با حاکمان مستبد دارند.
قارون یکی از ثروتمندان جامعه بود که با اینکه از قوم بنی اسرائیل بشمار می رفت اما رفتاری شبیه فرعونیان داشت و همانگونه که فرعون ایمان به موسی (ع) را گناه نابخشودنی و سزاوار کیفر اعدام می دانست، قارون نیز چنین کیفردهی را بجا می دانست و از آن حمایت می کرد: «إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیْهِمْ؛[۲۲] قارون از قوم موسی بود، اما بر آنان ستم کرد.» بنابراین تداوم ظلم و استبداد از دیدگاه قرآن بدون همیاری اشراف و بزرگان جامعه امکان پذیر نیست.
۳. خشونت با مخالفان
یکی دیگر از روش های تداوم استبداد از دیدگاه قرآن، خشونت فراوان با مخالفان است. هر نظامی در حوزه حقوق و قضاوت خود، قانون تنبیه و کیفر دارد، و در تمام حکومت ها با متخلفان برخورد خشن صورت می گیرد، ولی آنچه در نظام های استبدادی جریان دارد، بسیار استثنایی می نماید. آسیب یافتگی مستبد بسیار شدید است، قدرت برای او همه چیز است، وی از هر چیز می ترسد، هر آنچه مایه ترس است باید نابود کند و قوت خود را در سلب امکان زندگی از دیگران می بیند.
خشونت با مخالفان از دیدگاه قرآن در آیات متعددی مورد اشاره قرار گرفته است. قرآن در این آیات بر رخدادها تکیه دارد و از شهادت پیامبران به دست حاکمان مستبد بارها یاد می کند.[۲۳] همچنین جریان شهادت آمران به معروف و حامیان ارزشها را در گذشته تاریخ مورد تأکید قرار می دهد.[۲۴] حکایت اقدام نمرود و اطرافیانش را برای کشتن ابراهیم«ع»[۲۵] و همچنین ماجرای اصحاب کهف و فرار آنان از دست پادشاه[۲۶] از دیگر مواردی است که خشونت علیه مردم به عنوان ابزار تداوم استبداد از دیدگاه قرآن آمده است.
بازخوانی دیدگاه بلقیس مبنی بر عزت زدایی پادشاهان خودکامه، بیان و دلیل دیگری است بر شمول و فراگیری روش خشونت علیه مخالفان استبداد از دیدگاه قرآن: «قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَهً أَفْسَدُوهَا وَ جَعَلُوا أَعِزَّهَ أَهْلِهَا أَذِلَّهً وَ کَذَٰلِکَ یَفْعَلُونَ؛[۲۷] گفت: پادشاهان هنگامى که وارد منطقۀ آبادى شوند آن را به فساد و تباهى می کشند، و عزیزان آنجا را ذلیل می کنند؛ آرى روش آنان همواره اینگونه است.» بنابراین روشن است که یکی از ابزارهای تثبیت خودکامگی و استبداد از دیدگاه قرآن، خشونت شدید حاکمان خودکامه و مستبد است.
تحمیل ذلت، اختصاص به کشورگشایی ندارد؛ ملاک، تثبیت قدرت است، کسانی که سر ناسازگاری دارند، از نظر قدرت طلبان سزاوار نابودی یا ذلت می باشند. بین خودکامگان تاریخ، قرآن فرعون را مظهر اوج استبداد می شناسد، او ذلت را در حد بردگی بر بنی اسرائیل تحمیل کرد. این واقعیت تلخ، هم مورد اعتراف فرعون و فرعونیان بود[۲۸] و هم حضرت موسی (ع) از این وضعیت رنج می برد[۲۹] و می خواست بدان پایان دهد.
بنابراین می توان گفت یکی از بدترین ابزارهای استمرار استبداد از دیدگاه قرآن که همواره با قتل انسان های الهی همراه بوده است، اعمال خشونت و جنایت های بسیار و رواج ترس در جامعه است.
جمع بندی
هر چند واژه استبداد در قرآن بکار نرفته، اما این صفت ناپسند با مذمت و تقبیح عملکرد حاکمان مستبدی نظیر فرعون مورد اشاره قرار گرفته است. همچنین خاستگاه و عوامل استمرار استبداد از دیدگاه قرآن بیان شده است که از آن جمله عبارتند از: تفرقه افکنی، مددگیری از اشراف و بزرگان جامعه و اعمال خشونت علیه مخالفان.
پی نوشت ها
[۱] ابن منظور، لسان العرب، ج ۳، ص ۸۱.
[۲] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۰۴.
[۳] کواکبی، طبایع الاستبداد، ص ۸۴.
[۴] کاتوزیان، استبداد، دموکراسی و نهضت ملی، ص ۱۲.
[۵] زمر/۱۷و۱۸.
[۶] نمل/۳۲.
[۷] غافر/۲۹.
[۸] نساء/۲۸.
[۹] هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج ۳، ص ۳۴۹.
[۱۰] اسراء/۱۱.
[۱۱] احزاب/۷۲.
[۱۲] طباطبایی، المیزان، ج ۱۶، ص ۳۵۲.
[۱۳] مجادله/۱۱.
[۱۴] فاطر/۱۰.
[۱۵] لیل/۷ـ۵.
[۱۶] قصص/۳۸ و نازعات/۲۴.
[۱۷] شعراء/۲۹.
[۱۸] شعراء/۴۹ و اعراف/۱۲۳.
[۱۹] قصص/۴.
[۲۰] شبر، تفسیر القرآن کریم، ص ۳۷۰.
[۲۱] مومنون/۴۵و۴۶.
[۲۲] قصص/۷۶.
[۲۳] بقره/۸۷، آل عمران/۱۸۱، نساء/۱۵۵، مائده/۷۰.
[۲۴] آل عمران/۲۱.
[۲۵] عنکبوت/۲۴.
[۲۶] کهف/۲۶ـ۸.
[۲۷] نمل/۳۴.
[۲۸] مومنون/۴۷.
[۲۹] شعراء/۱۹.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالکفر، بی تا.
- شبر، عبدالله، تفسیر القرآن کریم، قم، موسسه دارالهجره، بی تا.
- شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد، ۱۳۷۳ش.
- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
- کاتوزیان، محمدعلی همایون، استبداد دموکراسی و نهضت ملی، تهران، نشر مرکز، ۱۳۸۰ش.
- کواکبی، عبدالرحمان بن احمد، طبایع الاستبداد، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۶۴ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۲ش.
منبع اقتباس: پرتال جامع علوم انسانی: سجادی، سید ابراهیم، استبداد و خودکامگی در تحلیل قرآن، پژوهش های قرآنی، ش ۳۸و۳۷، ۱۳۸۳ش، ص ۵۴ـ۲۵.