علت تفاوت دیه زن و مرد در اسلام

علت تفاوت دیه زن و مرد در اسلام

1400-07-07

1566 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

نخست یادآوری این نكته ضرورت دارد كه پرسش از چرایی تفاوت دیه زن و مرد، تازگی ندارد و در عصر امامان معصوم (علیهم‌السلام) نیز این مسئله مطرح بوده است. برای نمونه، فقیهان اهل سنت روایتی را نقل می‌کنند كه در آن «ربیعه» با تعجب این مسئله را مطرح می‌كند، «سعید بن مسیب» در پاسخ می‌گوید: «سنت این‌چنین است»(1). و یا اینكه امام صادق ـ علیه‌السلام ـ در پاسخ «ابان بن تغلب» كه از شنیدن حكم این مسئله سخت دچار تعجب شده بود، و آن را بعید می‌دانست، فرمود: «آهسته باش ای ابان! این حكم رسول خداست».(2)

چنان‌که مشاهده می‌شود، در این نگرش محور اصلی پاسخ را دعوت به تعبد نسبت به احكام خدا و تعهد به سنت رسول اكرم ـ صلی‌الله علیه و آله ـ تشكیل می‌دهد كه این همان روح شریعت و مبنای دین‌داری است، و بدون آن اسلام و مسلمانی، شعاری بیش نیست.

در قرآن كریم، فقط در یك آیه(3)، دیه مطرح‌شده است كه آن‌هم اشاره‌ای به نصف بودن دیه زن نسبت به مرد نكرده است. بنابراین عمده دلایل در این زمینه، روایات و اجماع فقها است:

الف. روایات: روایاتی كه بر نصف بودن دیه زن نسبت به مرد، دلالت دارند، دودسته‌اند یا ناظر به قتل نفس و یا در خصوص دیه اعضا و جراحات هستند. جالب اینكه اغلب آن‌ها صحیح‌اند. به‌عنوان نمونه، از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ نقل‌شده كه «دیه زن نصف دیه مرد است»(4) همین‌طور درباره دیه اعضا و جراحات، ابان بن تغلب می‌گوید: از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ سؤال كردم، نظر شما درباره مردی كه یك انگشت از انگشتان زنی را قطع كرده، چیست؟ فرمود: یك انگشت ده شتر، دو انگشت بیست شتر، سه انگشت سی شتر، اگر چهارتا را برید، دیه‌اش بیست شتر. گفتم: منزه است خداوند، این چه حكمی است؟ (دیه سه انگشت بیشتر از دیه چهار انگشت) زمانی كه در عراق بودیم این حكم را شنیدیم، اما از گوینده آن بیزاری جستیم و گفتیم این از القائات شیطان است.

امام صادق فرمود: آهسته باش ای ابان! آنچه گفتیم حكم پیامبر خدا ـ صلی‌الله علیه و آله ـ است. زن تا یک‌سوم دیه با مرد برابر است. هرگاه به این حد رسید به نصف برمی‌گردد. ای ابان! تو از در قیاس با من وارد شدی و هرگاه قیاس در سنت راه یابد، دین نابود می‌شود»(5) و نظایر این روایت كه همه معتبرند.(6) اهل سنت نیز از پیامبر ـ صلی‌الله علیه و آله ـ و امام علی ـ علیه‌السلام ـ و صحابه نقل کرده‌اند كه «دیه زن نصف دیه مرد است»(7).

ب. اجماع: دومین دلیلی كه بر این حكم دلالت دارد، اجماع فقیهان عامه و خاصه است. در كتاب ارزشمند جواهر الكلام آمده است: «این مسئله ازلحاظ روایی و فتوایی مورد اتفاق است و اختلافی در آن نیست» به‌جز دو نفر به نام‌های «اصم» و «ابن علیه» كه گفته‌اند دیه مرد و زن مساوی است، اما كسانی كه اجماع امت را در این زمینه نقل کرده‌اند، به اختلاف‌نظر آن دو اعتنایی نکرده‌اند، بنابراین اثری بر آن مترتب نیست».(8)

فقیهان اهل سنت نیز عموماً همین نظر را دارند و این حكم را اتفاقی شمرده‌اند. در «المفتی» چنین آمده است: «دیه زن مسلمان نصف دیه مرد مسلمان است، و اهل علم بر این امر اتفاق دارند.

لذا با توجه به دلایل مزبور، جای هیچ‌گونه شك نیست به این‌که تفاوت دیه زن و مرد از احكام قطعی اسلام است، باقی نمی‌ماند. اما این پرسش هم چنان مطرح است كه چرا شارع مقدس دیه زنان را نصف دیه مردان قرار داده است؟ و حكمت این مسئله چیست؟ چه توجیه عقلی و عرفی برای این حكم وجود دارد؟ اگر اسلام دین مساوات و برابری است پس چرا خون‌بهای زن نصف بهای خون مرد باشد؟

در این زمینه، بیان‌های متفاوتی ارائه‌شده باشد. كه شاید بهترین پاسخ در این زمینه به شرح زیر باشد:

اولاً، دیه برعکس آنچه در فارسی گفته می‌شود «خون‌بها»، بهای خون نیست، زیرا ارزش خون انسان را با این چیزها نمی‌توان تأمین كرد، از منظر قرآن كریم خون یك انسان برابر با خون همه انسان‌هاست، و آن‌هم با پول و نظایر آن قابل‌مبادله نیست. نقش دیه این است كه هم مجازات است كه طرف حواسش را جمع كند و دیگر از این اشتباهات مرتكب نشود، و هم جبران خسارت اقتصادی نبود فردی است كه از بین رفته است، پس به خاطر آنكه دیه بهای خون نیست گفته شود پس خون مرد رنگین‌تر از خون زن است.(9)

ثانیاً، با این فرض كه دیه برای جبران خسارت وارده به مجنی علیه یا خانواده اوست، گفته می‌شود ازآنجاکه مرد نقش بیشتر و مؤثرتری در زندگی اقتصادی دارد، و از بین رفتن و یا صدمه دیدن او لطمه بیشتری به اقتصاد خانواده وارد می‌آورد، به‌ویژه كه در نظام حقوق اسلام، اداره خانواده و مسؤولیت تأمین معیشت آن با مرد است. بنابراین دیه او باید بیشتر باشد. از این منظر تفاوت دیه زن و مرد، هرگز به معنای پائین تر بودن ارزش زن نیست، بلكه بدان دلیل است كه تبعات از دست دادن مرد یا صدمه دیدن او ازلحاظ اقتصادی بیشتر از زن است، و حال كه قرار است این ضایعه به‌صورت مادی جبران شود، و درواقع تحت عنوان دیه خسارت داده شود، و طبعاً این تفاوت وضع باید در نظر گرفته شود.

ازآنجاکه حكم شرعی و قانونی با توجه به وضع غالب تعیین می‌شود، وضع غالب این است كه مرد تأمین‌کننده هزینه خانواده و دارای نقش مؤثرتر در وضع اقتصادی و مالی است، بنابراین خسارت قابل پرداخت به او یا خانواده‌اش تحت عنوان دیه بیشتر از آن تعیین‌شده است. و امروز بیشتر صاحب‌نظران با این تبیین تفاوت دیه زن و مرد را توجیه می‌کنند.

هرچند كه باید خاطرنشان كرد در اسلام ازنظر بعد انسانی و الهی و ارزشی، تفاوتی بین زن و مرد نیست بلكه تفاوت در بازده اقتصادی است، و حكمت تفاوت دیه به‌عنوان جبران خسارت نیز بر این معیار توجیه‌پذیر است.(10)

پی نوشت:

1. ابوبكر احمد بن علی، الجصاص (الرازی)، مختصر اختلاف العلماء، تحقیق عبدالله نذیر احمد، بیروت، دارالبشائر الاسلامیة، 1416 ق، ج 5، ص 105.

2. حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا، ج 19، ص 268، حدیث1، باب 44، دیات الاعضا.

3. نساء،92.

4. ، وسایل الشیعه، ص 152ـ151، باب 5، ابواب دیات نفس، روایات 1و2و3.

5. همان، ص 268، روایت 1، باب 44، ابواب دیات الاعضا؛ الكلینی، محمد بن یعقوب، اصول الكافی، تحقیق علی اكبر غفاری، تهران، دارالكتب الاسلامیه، چ3، 1367، ج 7، ص 299، ج 6، ص 295، ح 1.

6. وسایل الشیعه ، ص 122، ح 1و2، ابواب قصاص الطرف، و ص 295، ح 1، باب 3، ابواب دیات الشجاح و الجراح.

7. ابن قدامه المقدسی، المفتی، بیروت، عالم الكتب، بیتا، ج 7، ص 371؛ دهبه الرجیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، دمشق، چ3، 1984، ج 6، ص 310؛ عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ7، 1406 ق، ج 5، ص 371.

8. نجفی، محمد حسن، جواهر الكلام، تحقیق عباس قوچانی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، چ3، 1367، ج 43، ص 32.

9. مكارم شیرازی، ناصر، دروس خارج فقه، بحث دیات، روزنامه آموزشی پژوهشی فیضیه، شماره 18، ص 5.

10. ر.ك. همان، ص 8ـ5. و جوادی آملی، عبدالله، زن در آئینه جلال و جمال، قم، انتشارات اسراء، چ2، 1376، ص 421. محمد رشید رضا، المنار، ج 5، ص 332.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه.

بدون دیدگاه