اثربخشی رعایت آموزه های اخلاق اسلامی در کارآمدی خانواده-2

آموزه های اخلاق اسلامی و کارآمدی خانواده: تکریم و مهربانی

1400-08-17

335 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

در بخش اول این مقاله، به پاره ای از مهمترین آموزه های اخلاق اسلامی جهت تقویت کارآمدی خانواده اشاره شد. در این بخش، به برخی دیگر از این آموزه ها که بر کارآمدی خانواده تاثیرگذارند اشاره می شود.

تکریم و کارآمدی خانواده

از آموزه های مهم دین اسلام در برخورد و برقراری رابطه با انسانها، توجه به کرامت و ارزش آنان و تعلیم آن به دیگران است تا جایی که نسبت به غیر‌مؤمنین و غیر‌مسلمانان نیز به این امر اهتمام داشته اند.

این اخلاق نیکوی پیامبر و امامان معصوم‌(ع) باعث شده بود که افراد لجوجی که جاهلانه با پیامبر و دین مخالفت می کردند، به سبب اخلاق بزرگوارانه پیامبر و اهل بیتش شیفته آنان شده، به دین اسلام مشرف شوند. رعایت این ادب اسلامی در خانواده که اجتماعی کوچک و نقش آفرین است، آثار مهمی بر جای می گذارد و در ایجاد فضایی سالم و کارآمد کارساز است.

به طور کلی، رفتارهای اجتماعی و روابطی که انسانها با هم برقرار م‏ی کنند، تابع دو مبنای «کرامت» و «اهانت» است. بر اساس این دو نوع نگرش، روابطی که انسانها و اعضای خانواده با هم دارند، یا مبتنی بر «تکریم» و گرامی داشتن یکدیگر است و یا مبتنی بر «استخفاف» و حقیر شمردن. در نگاه اول، همسر و فرزندان موجوداتی با ارزش، شریف و صاحب کرامت ذاتی اند1 و در نگاه دیگر، آنان بی ارزش، حقیر و فاقد کرامت ذاتی هستند.

رفتار ما با اعضای خانواده خود تابع مبنای فکری ما است؛ انسان را هر گونه تلقی کنیم، همانگونه با او برخورد می کنیم؛ اگر انسان را موجودی صاحب کرامت بدانیم، تلاش می کنیم این کرامت را در او تقویت کنیم و به عکس؛ اگر دیگران را بی کرامت بدانیم، آنان را کوچک شمرده، مورد اهانت و تحقیر قرار می‏ دهیم. بنابر‌این، می توان گفت در برخورد با دیگران دو دیدگاه وجود دارد:

۱- دیدگاه «دینی» که انسان را با‌کرامت م‏ی داند و نحوه برخورد او با دیگران را، برخورد همراه با تکریم می‏ خواهد؛

۲- دیدگاه «غیر دینی» که کرامتی برای انسان قائل نیست و تنها برای اینکه از او بهره برداری کند، با او رابطه برقرار می سازد و برخوردش تحقیرآمیز است.

گروه اول، در سیره و رفتار خانوادگی خویش، تکریم و احترام به حقوق اعضای خانواده را روش و منش خویش قرار داده اند و از خانواده ای کارآمد و بالنده برخوردارند؛ اما گروه دوم، توجهی به کارآمدی خانواده خود ندارند و تنها به دنبال دستیابی به اهداف و خواسته های خود هستند. اعضای این خانواده، افزون بر تحمل رنج تحقیر، از بهداشت روان مناسب نیز برخوردار نیستند.

در ادامه، به چند نمونه از رفتارهای کریمانه که تأثیر زیادی در برقراری روابط سالم خانوادگی و ایجاد امنیت روحی و روانی در بین اعضاء و کارآمدی خانواده دارد، اشاره می کنیم.

الف. احترام متقابل

شخصیت و حرمت، خود یکی از جنبه های اصیل و اساسی وجود هر فردی است که به شدت به آن علاقه دارد و می خواهد که دیگران ـ به ویژه همسر و اعضای خانواده ـ آن را محترم بشمارند و اگر کسی به شخصیت او احترام نگذارد، رشته محبت خود را با او قطع کرده و میان آنان فاصله ایجاد می شود. در حقیقت، حفظ حرمت و شخصیت اعضای خانواده در گرو احترامی است که در برخوردها نمایان می شود.

رعایت احترام متقابل سبب استحکام روابط و نزدیکی افراد می شود. نیاز به احترام، در زن و مرد تفاوتی ندارد و هر دو نیاز دارند که دیگری به او احترام بگذارد و هرگز نباید به سبب ارتباط دوستانه، نزدیک و بسیار خصوصی که زوجین با هم برقرار می کنند، از احترام به یکدیگر غفلت کنند. به همین دلیل، و برای اینکه روابط آنان به ارتباطی عادی و سرد تبدیل نشود، موظف به رعایت احترام متقابل و حفظ جایگاه شخصیتی یکدیگر هستند. در منابع دینی، رعایت احترام زن توسط مرد جزو حقوق او شمرده شده است2 و زنی که احترام همسر خود را رعایت نکند، مورد لعنت قرار گرفته است.3

بی احترامی به افراد، در آنان احساس حقارت به وجود می آورد. احساس حقارت در اعضای خانواده، زمینه ساز ناکارآمدی و مانعی بر سر راه بالندگی و کمال است. امام علی‌(ع) میفرماید: «انسانی که حقارت نفس پیدا کرده، دیگر انتظار خیر از او نمی رود. کسانی که نفسشان پست و خوار باشد، به خیرشان امیدی نداشته باش».4 از انسانهای پست، انتظار خیر و صلاح نمی ‏رود؛ زیرا از پست، پستی خیزد و از تحقیر شده، بدی. همچنین امام هادی‌(ع) فرمود: «انسانی که نفسش خوار شود، از شر او ایمن مباش».5 حتی خودبینی و خود‌خواهی و تکبر که سرآغاز تباهی های فردی، خانوادگی و اجتماعی است، معلول حقارت نفس است. امام صادق‌(ع) فرمود: «هیچکس به خوی (ناپسند) تکبر مبتلا نمی ‏شود، مگر به سبب خواری و ذلتی که در درون خود احساس م‏ی کند».6

ب. مدارا با یکدیگر

مدارا با دیگر انسانها نیز در پرتو توجه به تکریم آنان معنا پیدا می کند. امیر مؤمنان علی‌(ع) در وصف مدارای پیامبر خدا‌(ص) فرموده است: «پیامبر همیشه (و با همه افراد) خوشرو و خوشخوی بود، و خشونت و درشت خویی در رفتارهای ایشان مشاهده نمی شد».7

امام علی‌(ع) که دست پرورده مکتب رسول خدا و پیرو سنت و سیره ایشان بود، مدارا را سرلوحه برنامه های عملی و سیره خانوادگی و اجتماعی خویش قرار داده بود و میفرمود: «کسی که در امور خویش، سیره مدارا و سبک رفق و ملایمت و نرمی را پیش گیرد، به آنچه از دیگران انتظار دارد خواهد رسید»؛8 زیرا مدارا رفتاری اخلاقی، اجتماعی و اسلامی است که از گسترش مخالفت ها، دشمنی ها و کینه و حسادت جلوگیری می کند. با رفق و مدارا، شدّت مخالف‌ها کاهش می یابد.9

آن حضرت معتقد بود تحقق زندگی شیرین و خانواده ای کارآمد، در گرو مدارا با یکدیگر است10 و نیز فرمود: «انسان عاقل و با تدبیر کسی است که از این موضوع بهره کامل بگیرد»11 و با استفاده عاقلانه و مدبرانه از مدارا در روابط خود با همسر و فرزندانش، زندگی درست، منظم و سالمی را پی ریزی کند.

سلام کردن و کارآمدی خانواده

در میان همه ملت ها و فرهنگ ها، مردم به هنگام ملاقات و دیدار با یکدیگر، برای ابراز احساسات و عواطف خود و خرسندی و رضایت از دیدار و نیز خوشامدگویی و برای شروع گفتگو با یکدیگر، راه و روش خاصی ابداع کرده اند و برای این منظور با واژه ها و حرکات ـ به صورت قراردادی ـ این مقصود را می رسانند.

در سنت اسلامی، برای تأمین این منظور سلام کردن به یکدیگر، مصافحه (دست دادن) و معانقه (یکدیگر را در آغوش کشیدن) در نظر گرفته شده است. امام صادق‌(ع) در این باره میفرماید: «سلام، تحیت و درود ملت‌ ما است».12 سلام کردن، از دستورات الهی قرآن کریم است. خداوند میفرماید: «هر‌گاه به خانه ها وارد شدید، به یکدیگر سلام کنید و این تحیت و درودی پاک و مبارک از جانب خداوند است».(نور/۶۱)

در آموزه های دینی بر این امر مهم، و جایگاه آن در سلامت و امنیت روحی و روانی و کارآمدی خانواده و جامعه انسانی تأکید شده است که اولین گام ارتباط، با سلام شروع می شود. در اسلام، به مؤمنان سفارش و تأکید شده است که به یکدیگر سلام کنند.

سلام با سلامتی همخانواده است و مفهومش این است که هیچ خطر و تهدیدی از سوی سلام کننده، متوجه مخاطب او نیست. این شعار اسلامی که اعضای خانواده های مسلمان به منزله تحیت و تعارف ـ به هنگام رو‌برو شدن و ملاقات‌ ـ با هم دارند، در دیگر اقوام و ملت ها به گونه هایی دیگر است. سفارش اسلام به سلام، در ابتدای ارتباطات انسانی و به ویژه خانوادگی، منطبق و سازگار با فطرت انسان است.

زندگی در دنیای کنونی اغلب با دلهره و اضطراب توأم است. بنابر‌این، در اولین برخورد دو انسان، مطلوبترین نوع برقراری ارتباط‌، دادن امنیت و آرامش به مخاطب خویش است تا مطمئن شود که از طرف مقابل ضرری متوجه او نیست. اهمیّت سلام تا آنجاست که یکی از نامهای مبارک خداوند سلام می باشد. یکی از نامهای بهشت که خانه آرامش و آسایش انسان است، دارالسلام نامیده شده است. بدیهی است که چنین ارتباط و آرامشی، زمینه های کارآمدی خانواده و رشد اعضای خود را فراهم می سازد.

در واقع، سلام که یک تحیت و تعارف رسمی اسلامی است، به معنای دعا و درخواست همین امنیت، سلامتی و آرزوی موفقیت و کمال مخاطب است. از این‌ روی، در قرآن کریم، در برخی موارد واژه سلام با کلماتی که معنای امنیت دارند، همراه است که این تقارن لفظی، خود قرینه تقارن مفهومی سلام و امنیت است؛ «اوست خدایی که جز او خدایی نیست. او سلطان مقتدر جهان است؛ پاک از هر عیب و آلایش است؛ امنیت بخش و نگهبان جهانیان و قاهر و مقتدر و جبّار است».(حشر/۲۳)

در آیه دیگری می خوانیم که در روز قیامت به مؤمنان گفته می شود: «با سلامتی و در حال امنیت وارد بهشت شوید».(حجر/۴۶) احساس امنیت و آرامش است که انسان را به کار و تلاش وادار می کند. بدون آرامش و تلاش، هیچ گاه مسیر حرکت به سوی کمال هموار نمی شود. کارایی و کارآمدی در هر زمینه ای نیازمند آرامش و آسایش است و خانواده به عنوان کانون آرامش ـ با احساس امنیتی که در اعضای آن ایجاد می شود‌ ـ می تواند به سوی کمال حرکت کند و کارآمدی خود را تضمین کند.

دلسوزی و مهربانی و کارآمدی خانواده

رسول اکرم‌(ص) میفرمود: «آن که نسبت به دیگران ترحم و رحمت نداشته باشد، مورد رحمت خدا قرار نم‏ی گیرد»؛13 «و آنکه اهل رحمت نباشد، انتظار رحمت نداشته باشد»14 مناسبات خانوادگی و اجتماعی در فضای ارتباطی همراه با محبت و از سر رحمت اصلاح می‏ شود. او رسول رحمت بود و مؤکداً می‏فرمود: «آنکه نسبت به کوچک (کودکان) ما رحمت نداشته باشد و بزرگ ما را گرامی ندارد، از ما نیست».15

رفتار محبت آمیز، روح و روان انسان را از هر گونه گرد و غبار و پلیدی پاک و تطهیر و سلامت آن را تأمین می کند. امام صادق‌(ع) به نقل از رسول خدا‌(ص) میفرماید: «کسی که مؤمنان را با کلمات محبّت آمیز خویش احترام نماید و اندوه او را بزداید‌، تا زمانی که این حالت و احساس در او باقی است، پیوسته در سایه رحمت خدا خواهد بود».16

پیامبر و معصومان‌(ع) به بزرگسالان و کودکان، مهربانی می کردند و بر محبت به کودکان تأکید فراوان داشتند. از این‌ روی،، آن حضرت میفرمود: «با فرزندان خود با کرامت برخورد کنید و با آداب نیکو با آنها معاشرت کنید».17 تأکید حضرت بر احترام به فرزندان و رعایت برخوردهای احترام آمیز با آنان، برای این است که شرافت ذاتی آنها سرکوب نشود. رفتار مبتنی بر روش های پسندیده و گرامی داشتن کودکان، از آنها افرادی مستقل، آزاده، با‌ شرافت و صاحب فضیلت می سازد.

اگر کودک کرامت دید و به شخصیت حقیقی اش احترام گذاشته شد، با‌ شخصیت و با‌ فضیلت می‏ شود و چنانچه مورد تحقیر و اهانت قرار گیرد، رشد فضایل در او متوقف شده، به انحراف و کجی می‏ گراید و مانع رشد کارآمدی خانواده و اعضای آن می شود؛ چه بسا گاهی اوقات تأثیر انحراف یک عضو خانواده، تمام اعضای آن را دچار بحران و مشکل می کند و از مسیر مستقیم به انحراف می کشاند.

پیامبر‌(ص) می‏فرمود: «وقتی نام فرزندتان را می برید، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید (و احترامش کنید) و نسبت به او رو ترش نکنید».18

ایشان تمام کودکان را گرامی می‏ داشت و وقتی کودک خردسالی را برای دعا یا نامگذاری می آوردند، حضرت برای احترام او را به آغوش م‏ی گرفت و در دامن خود می نهاد. گاهی اتفاق می‏ افتاد که کودک در دامن پیامبر ادرار م‏ی کرد؛ کسانی که ناظر بودند، در مقابل این رفتار کودک فریاد می زدند ـ و تندی می کردند تا او را از ادرار باز دارند امّا پیامبر آنان را منع م‏ی کرد و می‏فرمود با تندی و خشونت از ادرار کودک جلوگیری نکنید.

زمانی که دعا یا نامگذاری تمام می ‏شد، اولیای کودک با شادی کودک خود را م‏ی گرفتند، در حالیکه کمترین آزردگی خاطر به علت ادرار کردن کودکان در پیامبر احساس نم‏ی کردند. وقتی اطرافیان کودک می ‏رفتند، پیامبر لباس خود را تطهیر م‏ی کرد.19 آن حضرت با این رفتار خود به دیگران آموختند که نجاست از دامن رسول خدا پاک می‏ شود، اما برخورد تند با عمل طبیعی کودک، از دل او پاک نمی‏ شود و بهداشت روان او را به خطر می اندازد. پیامبر اینگونه به کودکان احترام می گذاشت و به آنان مهربانی می کرد.

پیامبر(ص) در یکی از روزها که برای نماز جماعت آمده بود، امام حسن‌(ع) نیز که در آن زمان کودک خردسالی بودند با آن حضرت به مسجد آمده بود. پیامبر کودک را کنار خود نشاند و به نماز ایستاد در بین نماز یکی از سجده ها را خیلی طولانی کرد‌، راوی حدیث میگوید: من سر از سجده برداشتم‌، دیدم حسن از جای خود برخاسته و روی دوش پیامبر نشسته است. وقتی نماز تمام شد، نمازگزاران سؤال کردند ای رسول خدا! چنین سجده ‏ای از شما ندیده بودیم‌، گمان کردیم وحی به شما رسیده است؛ آن حضرت در جواب فرمودند: «وحی نرسیده بود، فرزندم حسن در حال سجده بر دوشم سوار شد؛ نخواستم شتاب کنم و کودک را بر زمین گذارم، آن قدر صبر کردم تا خود از شانه ‏ام پایین آمد».20

درباره مهربانی پیامبر به کودکان نیز نقل شده است که روزی ایشان نشسته بود، حسن و حسین‌(ع) وارد شدند؛ حضرت چون آنها را دید، به احترامشان از جا برخاست و به انتظار ایستاد. کودکان در راه رفتن ضعیف بودند، لحظاتی چند طول کشید، ولی نرسیدند. رسول اکرم(ص) به طرف کودکان رفت و با استقبال از آنان آغوش باز کرد و هر دو را بر دوش خود سوار کرد و به راه افتاد و در همان حال م‏ی گفت: «فرزندان عزیز! مرکب شما چه مرکب خوبی است و شما چه سواران خوبی هستید».21

رفتار پیامبر همیشه، در همه حال و با همه کودکان از روی مهربانی بود. وقتی آن حضرت از سفر بر می گشت و در راه با کودکان مردم برخورد می کرد، به احترام آنها می ایستاد؛ سپس امر می‏فرمود کودکان را می آوردند و از زمین بلند م‏ی کردند و به آن حضرت م‏ی دادند.

رسول خدا(ص) بعضی را در آغوش م‏ی گرفت و بعضی را بر پشت و دوش خود سوار م‏ی کرد و به اصحاب خود نیز می‏فرمود به کودکان مهربانی کنید و آنان را در آغوش بگیرید و بر دوش خود بنشانید. کودکان از این رفتار محبت آمیز، بی اندازه خوشحال می ‏شدند و این خاطرات شیرین را هرگز فراموش نمی کردند.22

آنگاه که عضوی از اعضای خانواده چنین مورد تکریم و احترام و اظهار مهربانی قرار گیرد، از بودن خود با این خانواده احساس رضایت دارد؛ به اعضای خانواده خود اطمینان و اعتماد پیدا می کند و با عمل به راهنمایی های تربیتی آنان و با استفاده از توانمندی هایی که دارد، بر کمالات و رشد همه جانبه خود می افزاید. رشد همه جانبه هر یک از اعضای خانواده، همان کارآمدی نظام خانواده است.

وقتی درباره مهربانی به کودک در منابع و آموزه های دینی تا این اندازه تأکید شده است و اینقدر آثار مطلوب دارد، بی شک مهربانی و دلسوزی نسبت به بزرگسالان و همسر که به مرحله رشد انتزاعی رسیده اند و رفتارهای دیگران را تجزیه و تحلیل می‏ کنند، آثار ارزشمندتری به دنبال خواهد داشت.

آنگاه که همسران نسبت به یکدیگر احساس مهربانی کنند، تلاش آنان برای کارآمد ساختن نظام خانواده افزون خواهد شد. پس مهربانی و دلسوزی مخصوص کودکان نیست، بلکه بزرگترها نیز به آن نیازمندند؛ از دریافت آن لذّت می برند؛ موجب شادکامی و امید به حال و آینده می شود و در نهایت، زمینه ساز رشد، بالندگی و کارآمدی خانواده خواهد بود.

مثبت اندیشی و کارآمدی خانواده

مثبت اندیشی، تلفیقی از گرایش و نگرش خوش بینانه و مثبت در مورد خداوند، خود، افراد، رویدادها، اشیا‌ و به‌ طور کلی جهان طبیعت و ماورای طبیعت است که بر اساس آن، شخص انتظار نتایج خوب را با توجه توانایی های خود از جهان و رویدادهای آن دارد. بر اساس این تعریف، در افراد انسانی انتظار تعمیم یافته ای پدید می آید که به هنگام مواجه شدن با مشکلات در تمام حیطه های مهم زندگی، نتایج خوب (در مقابل بد) برایشان رخ خواهد داد.23 خوش بینی نشان دهنده گرایشی در فرد است که بر اساس آن، بهترین نتایج را انتظار دارد و بر جنبه های امیدوارانه‌ یک موقعیت متمرکز می شود.

در منابع دینی‌، بر خوش بینی به خداوند و امیدوار بودن به رحمت او تأکید زیادی شده است. در روایتی از امام معصوم‌(ع) می خوانیم که «یأس و نا‌امیدی و بدبینی، زمانی وجود انسان را فرا می گیرد که نسبت به خداوند و عملکرد‌های او بدبین باشد».24

در واقع، مؤمن از آن جهت به کارها، نتایج آن و آینده خوش بین و امیدوار است که ایمان و اعتماد به خداوند دارد و به او خوش بین است؛ زیرا خداوند در تدبیر همه چیز نقش دارد و فرد مسلمان نیز به خداوند خوش بین است و باور دارد که او کارها را به نفع بندگان خود مدیریت می کند.

بنابراین، می تواند خوش بین باشد که او موفق خواهد شد و به کمک خداوند از کارهای خود نتایج خوب خواهد گرفت و خداوند به او کمک می کند تا از گزند‌ها و آفت ها در امان بماند و بر مشکلات غلبه کند. پس خوش بینی یک عضو خانواده مسلمان، بیهوده و بدون دلیل نیست، بلکه متکی به رحمت و فضل خداوند است.

داشتن دید مثبت نسبت به مسائل زندگی و تبیین های خوش بینانه از حوادث ناخوشایند، بر توانایی رویارویی با مشکلات تأثیر می گذارد. در مقابل، تبیین های بدبینانه ممکن است افراد را دچار حالت های عاطفی منفی و در نتیجه بازداری ایمنی کند. در این حالت، احتمال بروز بیماری های جسمی نیز بیشتر می شود و بیماری به نوبه خود بر روند کارآمدی زندگی آثار نا‌مطلوبی برجای می گذارد. خوش بینی فرد را به تلاش برای طراحی نقشه هایی برای حل مشکل سوق می دهد. فرد با عمل به این نقشه ها، انتظار دارد امور غالباً مطابق نظر او پیش روند و همین امر کوشش او را مضاعف می کند.25

بنابراین، می توان گفت دیدگاه مثبت نسبت به مشکلات و ناگواری هایی که در زندگی پیش می آید، بر حالات عاطفی و بهبود روابط اعضای خانواده تأثیر می گذارد و سبب کارآمدی خانواده می گردد. اعضای خانواده کارآمد در پرتو خوش بینی به خداوند، به یکدیگر نیز خوش بین هستند و با رویکردی مثبت و سازنده به دیگر اعضا می نگرند و در برخورد با آنان تمایل دارند که به افکار، عملکرد‌ها و رفتارها از دریچه خوش بینی و مثبت بنگرند.

در منابع دینی، گمان نیک نسبت به دیگران و اعضای خانواده بسیار مورد توجه و ستایش قرار گرفته و بر فواید و آثار ارزشمند آن در کارآمدی ارتباطات و جامعه انسانی و خانوادگی تأکید شده است. خوش بینی، عامل جلب نظر دیگران،26 آرامش درون27 و کاهش غم و اندوه28 است.

حضرت علی‌(ع) میفرماید: «گمان نیکو به افراد، از بهترین خصایص و بزرگترین نعمت های خداوند متعال است».29 همچنین آن حضرت میفرماید: «کسی که به مردم حسن ظن داشته باشد، مهر و محبت آنان را به دست خواهد آورد».30

یکی از ارکان زندگی مشترک و عوامل کارآمدی خانواده، مهر و محبت نسبت به یکدیگر است. آنگاه که اعضای خانواده و به ویژه زوجین با در پیش گرفتن شیوه ای مثبت و سازنده و با خوش بینی با یکدیگر ارتباط برقرار سازند، کانون خانواده آنان سالم و کارآمد خواهد بود. زن و شوهری که به دنبال زندگی شیرین و لذتبخش هستند، جنبه های مثبت همسر را در نظر می گیرند و با چشم پوشی از عیوب و نواقص، پیوسته زندگی و رفتارها را زیبا می بینند و حتی گاهی برخی معایب را خوبی و نیکی می بینند.

برادفورد (۱۹۸۳) در زمینه رضایت زوجین از زندگی، پژوهشی درباره ۳۵۱ زوج که طول زندگی آنان از 15 سال بیشتر بود انجام داد و از دلایل ادامه زندگی مشترکشان پرسید. نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل زیر در تداوم زندگی مشترک مؤثر بوده است:

الف) نگرش مثبت نسبت به همسر؛

ب) داشتن این عقیده که ازدواج یک امر مقدس و یک تعهد دائمی است؛

ج) تشابه اهداف و آرزوها؛

د) رضایت از روابط جنسی؛

در مقابل، سوء برداشت سبب تخریب روابط مطلوب اعضای خانواده و بروز تشنج و ناراحتی می شود. یکی از عوامل اصلی بروز اختلافهای زناشویی، سوء تفاهم است. برای پدید آوردن حالت خوش بینی، زن و شوهر باید در ابتدای زندگی بکوشند یکدیگر را به خوبی کشف کنند و بشناسند و با سیره رفتاری و گفتاری یکدیگر کاملاً آشنا شوند، تا زمینه بروز سوءظن از بین برود. در عین حال لازم است تمام موازین اخلاقی و اسلامی را در همه رفتارها و گفتارها رعایت کنند تا شناخت و رفتار با یکدیگر همراه شده و خوش بینی را پدید آورد.

این خوش بینی، اعتماد متقابل را در خانواده تقویت می کند؛ برداشت های منفی از رفتارهای یکدیگر کاهش می یابد؛ زمینه درک مناسب و روابط صمیمانه فراهم می شود و اعضای خانواده با احساس آرامش و ایمنی زندگی خواهند کرد. وقتی این امور در کنار هم جمع شوند، کارآمدی خانواده را تضمین می کنند.

صفت اخلاقی خوش بینی، افزون بر اینکه سبب کارآمدی خانواده می شود، به طور مستقیم در کارآمدی و بروز خوش بینی در جامعه نیز اثر می گذارد؛ زیرا هر سبک تبیینی که در تبیین پدیده ها توسط والدین به کار برده شود، کودکان به دقت آن را یاد می گیرند و به خاطر می سپارند و در برخورد با افراد جامعه انسانی از آن استفاده می کنند. والدین خوش بین، فرزندان خوش بین به جامعه تحویل می دهند و خود نیز همینگونه در جامعه رفتار می کنند. بدین ترتیب رفتارهای جامعه انسانی بر اساس خوش بینی شکل می گیرد و یکی از عوامل کارآمدی خانواده و جامعه می شود.

جمع بندی

در منابع دینی برای تمام جنبه های زندگی خانوادگی که کانون تربیت، رشد مادی، معنوی، فردی و اجتماعی است، دستورالعمل های اخلاقی بیان شده است که پایبندی به آنها تضمین کننده کارآمدی خانواده است. تکریم، احترام متقابل، مدارا با یکدیگر، دلسوزی، مهربانی و مثبت‌‌ اندیشی و خوش بینی، از جمله مهمترین رفتارهای اخلاقی هستند که بر کارآمدی خانواده تأثیر مستقیم دارند.

پی نوشت ها

1- در این دیدگاه، انسان خلیفه الهی «انی جاعل فی الارض خلیفه»(بقره/۳۰)، حامل روح خدا «و نفخت فیه من روحی»(حجر/۲۹) و حامل امانت الهی است «فحملها الانسان»(احزاب/۷۲).
2- علامه مجلسی، بحار‌الانوار، ج۷۱، ص۴
3- علامه مجلسی، بحار‌الانوار، ج۱۰۰، ص۲۵۳
4- علامه مجلسی، بحار‌الانوار، ج۱۰۳، ص۲۳۷
5- حرانی، تحف العقول‌، ص۳۶۲
6- کلینی، کافی، ج۲، ص۳۱۲
7- طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۴
8- کلینی، کافی، ج۲، ص۱۳۰
9- آمدی، غرر الحکم، ص۳۴
10- حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۲۱۴
11- آمدی، غرر الحکم، ص۳۲۸
12- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص۴۶
13- ابن کثیر، تفسیر، ج۷، ص۲۹۸
14- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۹۵
15- حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۶۷
16- حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۹۱
17- متقی هندی، کنزل العمال، ج۱۶، ص۲۵۶
18- سبزواری، جامع الاخبار، ص۱۲۴
19- طبرسی، مکارم الاخلاق، ص‏۲۵
20- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۹۴
21- علامه مجلسی، بحارالانوار، ص۲۸۵-۲۸۶
22- فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۶۶-۳۶۷
23- سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص۱۱۸
24- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۴۸
25- دیماتئو، روانشناسی سلامت، ج۲، ص۵۸۲-۵۸۴
26- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۷، ص۴۱۷
27- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۵، ص۶۲۳
28- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۵، ص۶۲۳
29- آمدی، غررالحکم، ح۴۸۳۴
30- آمدی، غررالحکم، ح ۸۸۴۳

فهرست منابع

المتقی، علی ابن حسام ‌الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۵ ق
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶
حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۹۱ م
دیماتئو، امک رابین، روانشناسی سلامت، ترجمه سیدمهدی موسوی و همکاران، تهران، سمت، ۱۳۷۸ ش
سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، قم، پژوهشگده حوزه و دانشگاه و سمت، ۱۳۸۵
سبزواری، محمد، جامع الاخبار، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ ق
طبرسی، رضی الدین حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، شریف رضی، ۱۴۱۲
فیض کاشانی، محسن، المهجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، بیروت، نشر اعلمی للمطبوعات، ۱۹۸۳م
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سیدجواد مصطفوی، تهران، فرهنگ اهلبیت‌ع، بی تا
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۹۸۳ م
محمدی‌ ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹
حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۴ ق
دمشقی، اسماعیل بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالاندلس، بی تا، ج۷

منبع اقتباس مقاله: ماهنامه معرفت شماره ۱؛ محمد مهدی صفورایی پاریزی؛ مقاله اثربخشی رعایت آموزه های اخلاق اسلامی در کارآمدی خانواده (با تصرف و تغییر)

بدون دیدگاه