امین الاسلام طبرسی

1396-02-26

693 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

امین الاسلام طبرسی، فقیه، مفسر برجستۀ قرن های ۵ و ۶ ق.

ابوعلی فضل بن حسن بن فضل، ملقب به (امین الاسلام طبرسی)، اهل تفرش. در خاندانی روحانی به دنیا آمد (سبحانی، ص ۱۰۸) و بسیاری از اعضای خاندان وی، از جمله پدرش، از فضلا و بزرگان وعالمان دین بوده اند. دانش های اولیه را نزد پدر بزرگوارش آموخت و توانست محضر برخی از بزرگان زمانۀ خود را درک کند. از میان استادان وی می توان به افراد زیر اشاره کرد: ابوعلی طوسی (فرزند و راوی اصلی شیخ طوسی)، حسن بن حسن (جد شیخ منتجب الدین)، شیخ ابو الوفای رازی، سید ابوطالب جرجانی، سید ابوالحمد مهدی بن نزارقائنی، ابوالقاسم عبید الله بن عبدالله حسکانی.

بی شک، در میان مشایخ او، نام شیخ طوسی می درخشد. طبرسی دانش خود را به نسل بعد انتقال داد و شاگردان و راویان بسیاری تربیت کرد که از جملۀ آنهایند فرزندش، حسن بن فضل طبرسی، پدیدآورندۀ کتاب ارزشمند مکارم الاخلاق؛ قطب الدین راوندی، صاحب تفسیر؛ شیخ منتجب الدین، صاحب فهرست معروف؛ ابن شهرآشوب مازندرانی، مؤلف معالم العلما و مناقب؛ شاذان بن جبرئیل قمی؛ عبدالله بن جعفر دوریستی. همۀ شاگردان طبرسی از عالمان طراز اول محافل شیعه بودند. فضل بن حسن طبرسی آثار بسیاری از خود بر جای نهاده است که برخی از آن ها، مانند اعلام الوری بأعلام الهدی، بسیار مشهورند که این کتاب در فضایل و مناقب امامان (ع) تألیف شده است. از دیگر آثار اوست تاج الموالید (در انساب)، النورالمبین، الآداب الدینیه الخزانه المعینیه.

بی گمان، اصلی ترین آثار طبرسی همان تفسیر اوست: مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، الکاف الشاف من کتاب الکشاف، جوامع الجامع. شناخته ترین تفسیر وی، مجمع البیان، کتابی سرشار از نکات و مسائل مربوط به ادب و لغت و قرائات و حجج مختلف و مباحث کلامی و غیره است. این کتاب در میان سال های ۵۳۰ تا ۵۳۴ یا ۵۳۶ ق تألیف شده و تقریباً با تألیف الکشاف زمخشرى همزمان است، هرچند طبرسی هنگام تفسیر مجمع البیان از تألیف الکشاف بی اطلاع بوده است. طبرسی تفسیر خود را چنین معرفی کرده است: «تفسیری خلاصه و پیراسته و دارای انتظامی درخور که اقسام دانش های قرآنی و فنون مربوط به آن را درخور دارد و مطالب اصلی و فرعی آن عبارت است از قرائت و اعراب و لغت و غوامض و مشکلات آن و اسباب نزول و تاریخ و قصص و حکایات و آیات الاحکام و فقهیات.

طبرسی هنگام تألیف مجمع البیان به کتاب تفسیری التبیان استاد خویش توجه و بدان تمسک کامل داشته است. او بر این نظر بود که تفسیر التبیان در میان دیگر آثار تفسیری عامه و خاصه کاملاً برجسته است؛ چه، کتابی است متضمن معانی و مفاهیم و اسرار بدیع قرآن با شرح و بسط الفاظ و لغات فراوان و انوارالهی از آن آشکار است (طبرسی، فضل، مجمع البیان، ج ۱، مقدمۀ). در واقع، طبرسی در مجمع البیان به تکمیل و تهذیب التبیان پرداخته و این تا حدی است که گاه عباراتش با شیخ طوسی مطابقت کامل دارد. از حیث جامعیت، طبرسی همۀ موضوعات مورد نظرشیخ طوسی را دنبال کرده، اما مباحث گسترده ای از قرائت و توجیه اختلاف قرائات برخی موارد دیگر را به تفسیر شیخ طوسی افزوده و کار او را تکمیل کرده است.

از دیگر موضوعات مهم دربارۀ اثر طبرسی دیدگاه او در حجیت ظواهر کتاب است. وی تفسیر به رأی را تأیید و از حجیت ظاهر کتاب دفاع و بیان کرده که تفسیر، اگر برشواهد لفظی صورت گیرد، رواست (همان، ص ۳۹ – ۴۰)، مفسر با ذهنی آماده و دقیق و منظماً هر بحث را با مکی بودن و مدن بودن آیات و تعداد آیات و وجوه نامگذاری و، درصورت لزوم، با بیان اسامی دیگر شروع کرده و در ادامه به بیان فضایل و خواص تلاوت سوره و روایات آمده در این خصوص و اختلاف قرائات و بیان اعراب پرداخته است. وی نه زیاده گویی و نه کم گویی را روا دانسته و بر این نظر بود که اذهان مردم زمانۀ او، تحمل درک علوم گوناگون را ندارند و از ورود به موضوعات پرمخاطره احساس نگرانی می کنند (همانجا). به همین سبب، در ادامۀ بحث از هر آیه، با ذکری از غوامض و علل و اسباب نزول، به آرامی وارد تفسیر و تأویل شده و بیان مناسب و ارتباطات آیات قبل و بعد با یکدیگر، موضوعات مرتبط با قصص و احکام شرع را بررسی کرده است. طبرسی برای هر یک از این قسمت ها نامی مانند معنی و لغت و نظم و قصص مشخص کرده و موضوعات را ذیل همان نام آورده است. بدین ترتیب، خواننده به راحتی می تواند موضوعات گوناگون را از هم تفکیک و فقط موضوع مورد نظر خود را مطالعه کند.

مجمع البیان تفسیری جامع است که مؤلف در آن از دو بازوی محکم عقل و نقل بهرۀ فراوان برده است. روایات و احادیث بسیاری در جای جای اثر آمده، و در کنار آن بهره گیری مفسر از علوم عقلی آشکار است. برخی از معاصران، با دقت در بخشی هایی از این تفسیر، تلاش کرده اند تا حتی الامکان برخی آرای کلامی طبرسی در مجمع البیان را شناسایی و بررسی کنند («آراء کلامی…»، ص ۲۴ – ۴۹).

تفسیر اثرگذار مجمع البیان بارها در مصر و بیروت و ایران منتشر شده است. برخی از چاپ های معتبر آن اینهاست: صیدا، ۱۳۳۳ ق؛ تهران، ۱۳۳۸ ق، با تصحیح و تعلیق ابوالحسن شعرانی؛ چاپ محمد شلتوت در دارالتقریب قاهره؛ چاپ ده جلدی بیروت، ۱۳۷۹ ق؛ بیروت، ۱۴۱۵ ق.

چنان که قبلاً کفتیم، طبرسی در هنگام نگارش مجمع البیان تفسیر معاصر خود، یعنی الکشاف رمخشری، را در اختیار نداشته است، اما به محض دستیابی بدان، که بدون شک پس از سال ۵۳۶ ق بوده، تفسیری به نام الکاف الشاف تحریر کرده و از شیوۀ زمخشری در تدوین این مختصر پیروی کرد. اطلاعاتی دربارۀ این کتاب در منابع آمده است، اما از خود کتاب نشانی در دست نیست. پس از آن، به تألیف سومین اثر تفسیری خود با عنوان جمع الجوامع مبادرت ورزید (حکیم باشی، ص ۶).

او، دراواخر عمر، به درخواست فرزندش و برخی دیگر، تفسیر مجملی برای غیرمتخصصان تألیف کرد که در این اثر می خواست دو اثر پیشین را مختصر و مفید در اختیار خوانندگان قرار دهد و به همین سبب کتاب خود، که مجمع میان آن ها بود، جمع الجوامع نام نهاد. وی، که به ویژه در دومین تفسیرش شیوۀ زمخشری در الکشاف را ملاک کار خود قرار داده و گزیده ای از آن برساخته بود، این بار ترجیح داد با الکشاف هماهنگی و همسویی بیشتری داشته باشد، چنان که حتی می توان آن را اقتباسی از تفسیر زمخشری دانست. در توصیف این اثر، که همیشه تحت الشعاع مجمع البیان کمتر بدان پرداخته شده، دو شاخصۀ مهم گرایش ادبی و اختصارشایان ذکر است. اساساً این اثر در مجموعۀ تفاسیر اجتهادی با شاخص جامع نویسی قرار می گیرد. طبرسی، برای اختصار بیشتر، در مواردی، با استفاده ار حروفی مشخص کننده، از تکرار واژگان خودداری کرده است. مثلاً، «ق» و «ت» را برای تفکیک «قرآن» و «تفسیر» به کار برده است. تأثیرپذیری طبرسی از الکشاف به حدی است که حتی دربارۀ آن آیاتی که زمخشری تفسیر نکرده یا قرائتی غیر از قرائت عاصم برایش برگزیده او هم به همین شیوه عمل کرده است. در مقابل، طبرسی، هرگاه فرصتی یافته، موضوع را با گرایشی ها شیعی پیوند زده است (حاج منوچهری، ذیل «مجمع الجوامع»).

وی در آغاز هر سوره، نخست شناسه های اولیه، از جمله مکی بودن و مدنی بودن و تعداد آیات و فواید سوره ها و قرائت آن ها و روایاتی در این زمینه، را در حد چند سطر آورده و، پس از آوردن چند آیه، به تفسیر پرداخته است. در بخش تفسیر، آیات در حد اختصار و مفاهیم واژگان و جملات بیشتر با منظر ادب عرب آمده است. در این میان، به فراخور آیه، مباحث تفسیری در کلام و فقه را هم بیان کرده است. بخش های تفسیری آیات مختصر و کوتاه است و خواننده بدون درگیری با موضوعات و مباحث تخصصی امکان ادامۀ قرائت قرآن را دارد. طبرسی در مجمع الجوامع، که تفسیری غیر مأثور و درایی است، کمترین حجم را به روایات اختصاص داده است (همانجا).

تفسیر مجمع الجوامع، که بر اساس مقدمۀ آن آخرین اثر طبرسی بوده، بارها به چاپ رسیده است. نخستین چاپ آن در تهران، ۱۳۲۱ ق، به صورت سنگی صورت گرفت. محمد علی قاضی طباطبایی در سال ۱۳۸۳ ق چاپی مصحح از آن را انتشار داد. تصحیح ابوالقاسم گرجی با مقدمه ای مفصل و ارزشمند در انتشارات دانشگاه تهران در قطع رحلی در چهار جلد انتشار یافت و بعدها در سال ۱۳۶۷ ش با مشارکت دانشگاه تهران و شورای مدیریت حوزۀ علمیۀ قم باری دیگر منتشر شد. افزون بر این، در بیروت هم انتشارات دارالانوار، در سال ۱۴۰۵ق آن را به چاپ رساند. همچنین، دو جلد از ترجمۀ فارسی احمد امیری شاد مهری از این اثر نیز تاکنون در تهران در سال های ۱۳۷۴ – ۱۳۷۵ ش منتشر شده است.

پی نوشت ها

سبحانی، جعفر (۱۳۸۱). «شخصیت مفسر و متکلم بزرگ شیخ طبرسی در اندیشۀ بزرگان» کلام اسلامی، ش ۴۴.

طبرسی، فضل (۱۳۶۷). مجمع الجوامع، به کوشش ابوالقاسم گرجی، تهران.

حکیم باشی، حسن (۱۳۸۱). «طبرسی؛ اسوه و الگوی مفسران»، پژوهش های قرانی، ش ۲۹.

منبع: ولایتی، علی اکبر؛ نقش شیعه در فرهنگ تمدن اسلام و ایران