کتاب های روان درمانی، از مهمترین منابع برای شناخت عمیق تر اختلالات روانشناختی، فرایند درمان و شیوه های مؤثر کمک به مراجعان هستند. این کتابها با ارائه مبانی علمی، نظریه های مختلف و تکنیک های کاربردی، به روانشناسان و علاقمندان این حوزه کمک می کنند تا درک دقیق تری از مشکلات روانی و مسیر درمان به دست آورند. مطالعه کتاب های روان درمانی علاوه بر افزایش دانش تخصصی، می تواند زمینه ساز ارتقای مهارت های بالینی و انتخاب آگاهانه تر روش های درمانی باشد. در ادامه این مقاله، به معرفی چند مورد از بهترین کتاب های روان درمانی اشاره می کنیم:
1- بنیادهای روان درمانی گشتالت
مولف: فردریک پرز، کلادیو نارانجو
مترجم/ محقق: دکتر حسن بلند
ناشر: انتشارات ارجمند
سال نشر: ۱۳۹۵
نوبت نشر: اول
محل نشر: تهران
در میان روان درمانی هایی که پس از فروید پا به عرصه گذاشتند، گشتالت درمانی جایگاه ویژه ای دارد و نقش خود را، آشکارا و نهانی، بر اغلب (اگر نگوییم همه) شیوه های مطرح درمانی پس از خود، نهاده است؛ و گزافه نیست اگر بگوییم که آشنایی بسنده با دانش روان درمانی بدون اطلاع کافی از روان درمانی گشتالت امکان پذیر نیست.
در این کتاب فصلی به شرح احوال و سلوک نه چندان متعارف فردریک پرز، بنیانگذار گشتالت درمانی اختصاص داده شده و در باقی فصول، اصول و مبانی این رویکرد از زبان پرز و برخی دیگر از نام برداران و درشمارانِ این حوزه، معرفی شده است. فصلی نیز، تا جانب نقد فروگذاشته نشده باشد، بر عهدۀ مترجم افتاد به امید آنکه چارچوبی انتقادی برای فهم سنجیده تر این نگرش فراهم آید.
دانشجویان و کاربران روانشناسی، مشاوره، روانپزشکی و مددکاری و همۀ کسانی که به گونه ای حرفه ای در کار آموختن یا به کار بستن دانش روان درمانی هستند، و نیز آنان که به شیوه ها و رویکردهای وجودگرایانه و تجربه ای خودشناسی و خودیابی علاقمندند، بسا که این کتاب را سودمند بیابند.
2- درمان شوپنهاور
مولف: اروین د. یالوم
مترجم/ محقق: سپیده حبیب
ناشر: انتشارات قطره
سال نشر: ۱۳۹۵
نوبت نشر: نهم
محل نشر: تهران
همه ما زمانی ممکن است، به این فکر بیفتیم که در مواجهه به مرگ چه کار خواهیم کرد. ژولیوس که یک روان درمانگر است، پس از یک معاینه پزشکی، از سرطان درمان ناپذیر خود آگاه می گردد. مواجهه با مرگ، ژولیوس را به فکر بازنگری در زندگی و کار خود می اندازد. آیا او تغییر قابل تاملی در زندگی بیماران خود ایجاد کرده است؟ در مورد بیمارانی که در درمان آنها شکست خورده است چطور؟ چه اتفاقی برای آنها افتاده است؟ آیا اکنون آن قدر خردمند و پخته شده است که بتواند به آنها کمک کند؟
در تکاپوی بازبینی گذشته، ژولیوس با یکی از بیماران خود به نام فیلیپ مواجه می شود. فیلیپ را ۲۳ سال پیش برای اعتیاد جنسی، درمان می کرد. در آن زمان تنها روش ارتباط فیلیپ با سایر انسانها، ارتباطات جنسی بود که با زنان بیشماری برقرار می کرد و درمان ژولیوس برای او ناکام ماند.
حالا فیلیپ ادعا می کرد که خود را با مطالعه آثار فیلسوف بدبین و انسان گریز تاریخ «آرتو شوپنهاور» درمان کرده است. در نهایت شگفتی، فیلیپ مشاور فلسفی شده بود و در مقابل تعلیم روش شوپنهاور در درمان به ژولیوس، از او درخواست تاییده برای دریافت مجوز درمان داشت که نیازمند نظارت ژولیوس بر کار فیلیپ طی یک دوره بود.
ژولیوس بی میل بود، چطور ممکن بود که فیلیپ، درمانگر شود؟ او هنوز هم همان آدم مغرور، بی ملاحظه و خودمحوری بود که قبلا بود. بالاخره ژولیوس موافقت کرد ولی به شرطی که فیلیپ ابتدا برای ۶ ماه در جلسات گروه درمانی او شرکت کند، به این امید که فیلیپ در ارتباط با سایر بیماران گروه درمان متوجه رفتار انسان گریز خود گردد و مهارت های ارتباطی او برای درمانگر شدن بهبود یابد.
فیلیپ وارد گروه درمانی می شود اما او بیشتر سعی می کند تا فلسفه شوپنهاور را که به زعم او قادر به درمان همه است، به گروه بیاموزد. به زودی ژولیوس و فیلیپ که دو دیدگاه متفاوت در درمان استفاده می کنند، برای تصاحب قلب و ذهن اعضای گروه با هم رقابت می کنند. آیا این آواز قوی ژولیوس [کنایه از پایان کار] می گردد و منجر به متلاشی شدن گروه و به باد رفتن سالها کار می شود؟ یا اینکه اعضای گروه و فیلیپ دچار تحولی شگرف می گردند.
این داستان واقعیت و خیال را در هم می آمیزد و تصویر دقیقی از گروه درمانی در عمل ارائه می کند، به علاوه اینکه زندگی آرتور شوپنهاور و تاثیر آن در زندگی فیلیپ و تحول او را، به تصویر می کشد.
بخش هایی منتخب از کتاب درمان شوپنهاور
۱-هر نفسی که فرومی بریم، مرگی را که مدام به ما دست اندازی می کند، پس می زند…. در نهایت این مرگ است که باید پیروز شود؛ زیرا از هنگام تولد، بخشی از سرنوشت ما شده و فقط مدت کوتاهی پیش از بلعیدن طعمه اش، با آن بازی می کند. با این همه، ما تا آنجا که ممکن است، با علاقه فراوان و دلواپسی زیاد به زندگی ادامه می دهیم، همانطور که تا آنجا که ممکن است طولانی تر در حباب صابون می دمیم تا بزرگتر شود، گرچه با قطعیتی تمام می دانیم که خواهد ترکید.
۲-با استعداد همچون تیراندازیست که هدفی را می زند که دیگران قادر به زدنش نیستند؛ نابغه، همچون تیراندازیست که هدفی را می زند که دیگران قادر دیدنش نیستند.
۳-بنیان های استوار جهان بینی ما و در نتیجه ژرف یا سطحی بودنش در سالهای کودکی شکل می گیرد. چنین دیدگاهی بعدها پیچیده تر، مفصل تر و کامل تر می شود ولی بنیانش تغییر نمی کند.
۴- وقتی به ریزه کاری های زندگی می نگریم، همه چیز چقدر مضحک به نظر می آید. مثل قطره آبی که زیر میکروسکوپ بگذاریم: یک قطره واحد مملو است از موجودات ذره بینی تک یاخته ای. چقدر به جنب و جوش مشتاقانه این موجودات و ستیزشان با یکدیگر می خندم. این فعالیت وحشتناک چه آنجا و چه در مدت زمان کوتاه زندگی بشری، وضعیتی مضحک پدید می آورد.
۵- برترین خرد، آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قرار دهیم؛ زیرا این تنها واقعیتیست که وجود دارد و ما بقی، چیزی نیست جز بازی های فکر. ولی می شود آن را بزرگترین بی خردی هم نامید؛ زیرا آنچه تنها برای یک لحظه هست و بعد همچون رویایی ناپدید می شود، هرگز به کوششی جانفرسا نمی ارزد.
۶- فردی با استعدادهای والا و نادر ذهنی که به حرفه ای صرفاً مفید گمارده شود، مانند یک ظرف باارزش تزئین شده با زیباترین نقش هاست که به جای دیگ آشپزخانه استفاده شود.
۷-دیگر هیچ چیز نمی تواند او را بترساند یا متأثر کند. همه آن هزاران رشته میل و اشتیاق که ما را به دنیا وصل می کند و بار رنجی مداوم (لبریز از اضطراب، ولع، خشم و ترس) به این سو و آن سو می کشاند، همه و همه را بریده است. لبخند می زند و با آرامش به خیالات گذرای این دنیا می نگرد، دنیایی که به بی اعتنایی یک شطرنج باز در پایان بازی، در برابر او ایستاده است.
۸-هر کس بر آنچه خود ندارد، عاشق می شود.
۹- یکی از راه های معدود سرحال آوردن مردم، این است که درباره مشکلی که به تازگی گریبانتان را گرفته حرف بزنید یا بعضی از نقص های شخصی تان را برایشان آشکار کنید.
۱۰- ما بیش از آنکه واقعیت را درک کنیم، آن را می سازیم.
۱۱- زندگی را می توان به تکه پارچه ای گلدوزی شده تشبیه کرد. هر کس در نیمه نخست عمر، به تماشای رویه آن می نشیند و در نیمه دوم، پشت آن را می نگرد. پشتش چندان زیبا نیست ولی آموزنده تر است؛ زیرا بیننده را قادر می سازد ببیند که چگونه رشته های نخ به هم پیوسته اند.
۱۲-تنها یک درمانگر زخمی می تواند حقیقتاً درمان کند.
۱۳- دانش محدود است، فقط حماقت است که حدی ندارد!
۱۴- آنچه داریم اغلب صاحبمان می شود.
۱۵- ما محکوم شده ایم تا ابد با چرخ امیالمون بچرخیم: چیزی رو آرزو می کنیم، به دستش می یاریم و از لحظه گذرای خشنودی لذت می بریم، لحظه ای که خیلی زود به دلزدگی ختم می شه و بعد بی چون و چرا آرزوی بعدی و “می خواهم” بعدی از راه میرسه.
۱۶- پایان های مرئی و مشهود همواره ما را به توقف وامیدارند. خوانندگان، هزاران صفحه از برادران کارامازوف را با اشتیاق و سرعت می خوانند ولی فقط تا ده بیست صفحه آخر؛ از آنجا به بعد ناگهان از شتابشان می کاهند، هر بند را به آهستگی مزمزه می کنند و عصاره هر عبارت و هر واژه را می مکند.
۱۷- اگر چشم اندازمان را درست انتخاب کنیم، توجهمان را معطوف کنیم و دانشمان را وسعت ببخشیم، هر روز را با شگفتی و حیرتی ابدی نسبت به روزمرگی هایش آغاز می کنیم.
3- انسان در جستجوی معنا
مولف: ویکتور فرانکل
مترجم/ محقق: نهضت صالحیان، مهین میلانی
ناشر: انتشارات درسا
سال نشر: ۱۳۸۵
نوبت نشر: هفدهم
محل نشر: تهران
انسان در جستجوی معنا، اثر معروف «ویکتور فرانکل»، روانپزشک، عصب شناس و پدیدآورنده لوگوتراپی است. این کتاب دربردارنده خاطرات فرانکل از وضعیت خود و سایر قربانیان اردوگاه های کار اجباری آلمان در خلال جنگ دوم جهانی است. فرانکل در این کتاب، به عنوان یک روانشناس اگزیستانسیالیت (هستی گرا) به اهمیت جستجوی معنا برای زندگی، در سخت ترین شرایط زندگی می پردازد و ضمن روایت خاطراتش از اردوگاه های کار اجباری، تلاش می کند که نگرش جدیدش را در روانشناسی لوگوتراپی تبیین کند.
پیشگفتاری از گوردن و. آلپورت
دکتر فرانکل روانپزشک نویسنده، گاهی از بیماران خود که از اضطراب ها و دردهای کوچک و بزرگ رنج می برند و شکایت می کنند می پرسد: «چرا خودکشی نمی کنید؟!» او اغلب می تواند از پاسخ بیماران خط اصلی روان درمانی خویش را بیابد. در زندگی هر کسی، چیزی وجود دارد.
در زندگی یک نفر عشق وجود دارد که او را به فرزندانش پیوند می دهد، در زندگی دیگری استعدادی که بتواند آن را بکار بگیرد، در زندگی سومی شاید تنها خاطره های بلندی که ارزش حفظ کردن دارد. یافتن این رشته های ظریف یک زندگی فروپاشیده به شکل یک انگار استوار از معنا و مسئولیت، هدف و موضوع و مبارزه طلبی «لوگوتراپی» است که تعبیر دکتر فرانکل از «تحلیل اگزیستانسیالیستی» نوین (هستی درمانی) است.
در این کتاب دکتر فرانکل، تجربه ای را که منجر به کشف «لوگوتراپی» شد را توضیح می دهد. وی مدت زیادی در اردوگاه کار اجباری اسیر بود که تنها وجود برهنه اش برای او باقی ماند و بس. پدر، مادر، برادر و همسرش یا در اردوگاه ها جان باختند و یا به کوره های آدم سوزی سپرده شدند. خواهرش تنها بازمانده این خانواده بود که از اردوگاه جان سالم بدر برد. او چگونه زندگی را قابل زیستن می دانست؟ در حالیکه همه اموالش را از دست داده بود. همه ارزش هایش نادیده گرفته شده بود.
از گرسنگی و سرما و بی رحمی رنج می برد و هر لحظه در انتظار مرگ بود. او به راستی چگونه زنده ماند؟ پیام چنین روانکاوی که خود با چنان شرایط خوفناکی رویاروی بوده است شنیدن دارد. اگر کسی بتواند به شرایط انسانی ما عاقلانه و با دلسوزی بنگرد، این شخص بی تردید باید دکتر فرانکل باشد. واژه هایی که از دل دکتر فرانکل برمیخیزد بر دل می نشیند. چون بر تجربه های بسیار ژرف استوار است.
صادقانه و ژرف تر از آن است که انسان کوچکترین رنگی از فریب در آن ببیند. پیامهای او والاست و ارزنده. کارهایش به خاطر موقعیت کنونی او در دانشکده پزشکی دانشگاه «وین» و به علت آوازه کلینیک های «لوگوتراپی» که امروزه در بسیاری از سرزمین ها با الگوبرداری از پلی کلینیک شناخته شده عصب شناسی او در «وین» آغاز به کار می کند، شهرت دارد…
4- آشنایی با سوسیوبیولوژی بالینی
مولف: سعید شجاع شفتی
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات ققنوس
سال نشر: ۱۳۹۵
نوبت نشر: اول
محل نشر: تهران
جهان شگرف روان آدمی
علیرغم دست یافتن متخصصان امر در روند و فرآیند روان درمانی به پیشرفت هایی که توانسته است روند درمان های روانپزشکی و روان درمانی را به صورت علمی طبقه بندی بکند و آنگاه به درمان مقولات مختلف در اختلالات روانی بپردازد، هنوز هم با توجه به پیچیدگی روان و رفتار آدمی، رویکرد روان درمانی دچار نقاط ضعف و درماندگی در روش های درمانی خود است.
رویکرد سوسیوبیولوژی بالینی آنچنان که دکتر شجاع شفتی، مولف اثر مدعی است، در خصوص توضیح نحوه اعمال نظریه تکامل داروین بر گونه انسان و جوامع انسانی و نیز همچون تمامی دیگر دیدگاه های مشابه که پس از ظهور اولیه در مسیرهای مختلفی از علوم همچون: انسان شناسی، جامعه شناسی، اسطوره شناسی، دیرینه شناسی، زیست شناسی و علوم اعصاب (نورو ساینس) جاری می گردند، سوسیوبیولوژی نیز از این امر غافل نماند و به تدریج در قالب تحلیل های رفتاری مدون تر و فرمولبندی شده تر رشد یافت تا جایی که در نهایت مقوله ای تحت عنوان کلی «سوسیوبیولوژی بالینی» یا «روانشناسی تکاملی» بدعت گذاری کرد. (برگرفته از صفحه ۹ کتاب). آنچنان که از مقدمه پرمغز نویسنده اثر که علاوه بر ترجمه، به تحلیل موضوعات مرتبط با سرفصل های کتاب پرداخته، این رویکرد میان رشته ای، به راحتی می تواند به عنوان یک رشته مستقل که در مقولات یادشده موثر بوده و در عین حال، از آنها تأثیر پذیرفته، تئوریزه و آکادمیزه شود.
در نگاه اول، دکتر شجاع شفتی از توضیح طولانی مقولات علمی مرتبط با اثر پرهیز کرده و کتابی درخور و در حداقل حجم ممکن پدید آورده است. البته باید به این نکته توجه داشت که دانش سوسیوبیولوژی بالینی، علمی است که برای آگاهی و کسب اشراف بر جوانب گوناگون آن نیاز به مطالعات گسترده تر و دنباله دار از ضرورتهاست تا بتوان به تمام وجوه گوناکون آن اشراف پیدا کرد. با توجه به ضرورت یاد شده، در جهت بسط و گسترش مفاهیم جامع آن در سایر علوم، مراجع معرفی شده در پیوست این کتاب نیز می تواند ادامه داشته باشد. از این حیث، می توان گفت که محققان و دانشجویان علاقمند بهتر است بعد از خواندن این اثر مفاهیم بنیادین آن را باتوجه به مراجع تکمیلی مورد بحث و تأمل و مطالعه در این زمینه را ادامه دهند.
تقریباً سه دهه پس از آن که ادوارد اٌ. ویلسون در سال ۱۹۴۶ در کنفرانس ژن ها و رفتار اجتماعی، اصطلاح سوسیوبیولوژی را بکار برد و مفهوم کنونی آن در سال ۱۹۷۵ و با انتشار کتاب او با عنوان «سوسیوبیولوژی: سنتزی نو»، به جلب فراگیر اذهان دانشگاهی و عمومی انجامید. آنچنان که دکتر شجاع شفتی در اثر خود و کاملاً فشرده و در عین حال، جامع به این مقوله پرداخته، سوسیوبیولوژی بالینی، شامل حوزه هایی مانند: روانشناسی تکاملی، روانپزشکی تکاملی و روان درمانی تکاملی می شود. البته نباید این نکته را فراموش کرد که این سه حوزه چون حلقه هایی به هم پیوسته، دارای همپوشانی بوده و به صورت کامل، قابل مرزبندی و تمییز از یکدیگر نیستند.
میان رشته سوسیوبیولوژی بالینی در حوزه روانشناسی تکمیلی، کلیه خصوصیات و رفتارهای انسان را اعم از: نرمال یا حتی بیمارگونه، انعکاسی از فرامین ژن ها می پندارد و علاوه بر آن، آنها را عموماً در جهت نیل به افزایش انطباق با محیط و تضمین ادامه حیات به کمک تولید مثل و تکثیر می نگرد.
رسالت اصلی این رویکرد، بررسی فرایندهای شناختی و رفتاری خود ساختار یافته است که از بدو تولد با ماست و مستقل از یادگیری یا تجربه، در مورد ابزار کنترل ژن ها و روند تکامل به منصه ظهور می رسند. در حوزه دوم مطالعاتی، این میان رشته وارد رویکرد روانپزشکی تکاملی می شود؛ این گرایش که جزو زیرشاخه های روانپزشکی محسوب می شود، تحت عنوان روانپزشکی تکاملی یا داروینیستی مورد مطالعه قرار می گیرد. در این چارچوب، سعی شده است تا بیماری روانی نه براساس علایمش بلکه بر مبنای عملکرد یا عملکردهایش تحلیل گردد.
بالاخره، عملکرد سوسیوبیولوژی بالینی، ابداعاتی را در حوزه روان درمانی ضروری ساخته است. این عملکرد که بیشتر حول محور دیدگاه های کلی روان درمانگر دور می زند تا تکنیک های عملی روان درمانی، تعدیل هایی را در این زمینه مقدور می سازد که اصلاً انسان از کجا آمده و قرار است که چه کاری بکند یا اینکه در خصوص حوادث و وقایع، چه احساسی داشته باشد، چگونه فکر کند، به دنبال چه هدف یا اهدافی باشد و بالاخره، اینکه قابلیت های خود را که در محدوده توانایی های اعطا شده از جانب ژنهایش تعریف می شوند، در چه ابعادی متبلور نماید.
خلاصه اینکه این دیدگاه، مبتنی بر این باور است که برای ارائه راه حل های بهتر و عملی تر باید فرایندها و صفات رفتاری انسان را از منظری نو بشناسیم و نمی توان نیازها و تنش های او را بدون در نظر گرفتن رشد فیلوژنتیک نوع وی (یعنی سرتاسر چرخه تکامل از بدو پیدایش حیات و موجودات تک سلولی تا ظهور موجودات پرسلولی و وضعیت معاصر) و فقط در بستر رشد اونتوژنتیک (چرخه حیات از تولد تا مرگ) جستجو کرد و چه بسا که در بسیاری از اوقات و برای بسیاری از تنش ها، هیچ راه حلی جز قبول اجباری حقایق تلخ مرتبط با وجود نقیصه های رفتاری وجود نداشته باشد و در چنین شرایطی حدوث اندکی تعدیل در آنان، آن هم با استفاده از تمامی امکانات موجود (اعم از دارو یا روش های روان پویایی، شناختی یا رفتاری)، می تواند دلگرم کننده باشد.
5- مشاوره و روان درمانی در توانبخشی معلولین (کاربرد نظریه ها)
مولف: آناهیتا خدابخشی کولایی
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات دانژه
سال نشر: ۱۳۹۴
نوبت نشر: سوم
محل نشر: تهران
کتاب حاضر که برای نخستین بار در زبان فارسی به کاربرد نظریه های مشاوره و روان درمانی در درمان معلولین پرداخته، علاوه بر مبحث مشاوره و توانبخشی و استفاده از نظریه های روان تحلیلی به بسط و توضیح نظریه های وجودگرایی، معناجویی، گشتالت درمانی، رفتاری، شناختی – رفتاری و واقعیت درمانی در کار با مراجعان معلول پرداخته است.
اختصاص فصلی جداگانه به کاربرد رویکرد صفت عامل در مشاوره شغلی برای معلولین، از دیگر ویژگی های این کتاب است که امید است منبع مفیدی برای روان درمانی و مشاوره توانبخشی به معلولین جسمی – حرکتی، ذهنی و بیماران مزمن به حساب آمده و مورد استقبال و استفاده مشاوران، روانشناسان، روانپزشکان، پزشکان، مددکاران اجتماعی، آسیب شناسان گفتار و زبان، کاردرمانگران و فیزیوتراپیست ها قرار گیرد.
6- سایکوسیبرنتیک، روانشناسی خلاقیت
مولف: ماکسول مالتز
مترجم/ محقق: مهدی قراچهداغی
ناشر: انتشارات شباهنگ
سال نشر: ۱۳۷۰
نوبت نشر: دوم
محل نشر: تهران
این کتاب، بسیار مشهور است، کتاب در سال ۱۹۶۰ نوشته شده است و سالهاست که جزو برترین کتاب های کلاسیکی که می توانند به ارتقای شخصی و زندگی خوانندگان کمک کنند، قرار دارد. نویسنده این کتاب، یک جراح زیبایی برجسته آمریکایی بود به نام مکسول مالتز است که در سال ۱۸۹۹ به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۵ درگذشت. آدم تصور می کند که یک جراح پلاستیک باید مشغول تر از آن بوده باشد که کتاب بنویسد و راه زندگی توصیه کند، اما در مورد دکتر مالتز اینطور نبود.
خودش در این کتاب در جایی نوشته است:
«چهل سال است که به کار جراحی پلاستیک مشغولم، در این مدت، تصاویر جسمانی صدها بلکه هزارها انسان را تغییر داده ام، کار رضایتبخشی دارم، سازنده هستم. چانه ها را صاف کرده ام، بینی ها را تراشیده ام، زخم های زشت را از صورت ها برداشته ام، چین و چروک و گوشت های اضافی صورت ها را محو کرده ام. دلیل این همه مراجعه مردم، گواه این حقیقت است که آنها به تصویر جسمانی خود اهمیت می دهند و چرا ندهند؟ چرا نباید مردم به فکر سر و وضع و قیافه خود باشند؟ انسان عاقل و بالغ، همین کار را می کند. در نقش جراح پلاستیک به بسیاری از مردم کمک کرده ام، تا احساس بهتری از خود پیدا کنند و با این حال، زندگی همه اش به صورت زیبا نیست. نیروی دیگری هم هست که می تواند می تواند جراحات ذهنی شما را پاک کند. این نیرویی است که می تواند حتی در دنیای پرآشوب ما و حتی وقتی حوادث برخلاف میل ما اتفاق می افتند به ما احساس امنیت بدهد. بحث بر سر تصویر ذهنی ماست».
در قسمت دیگری از کتاب او، روزی از زندگی خود را برایتان تعریف می کند که زندگی اش را تغییر داد، روزی که او تازه انترن شده بود و پدرش به شوق دیدن پسر در لباس سفید می خواست به دیدن او در بیمارستان بیاید. اما به ناگاه، خبری ناخوشایند با تلفن به دکتر مالتز داده شد: پدر او در مسیر راه با کامیون تصادف کرده بود و درگذشته بود. دکتر مالتز در این کتاب شرح می دهد که چگونه نه تنها از آن شوک به درآمد، بلکه زندگی خلاقی در پیش گرفت.
منبع اقتباس مقاله: انتشارات دانژه؛ نیک اندیش؛ انتشارات ارجمند؛ مرکز مشاوره سگال