هدفمندی آفرینش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

هدفمندی آفرینش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

مسئله غایت و هدفمندی آفرینش، از بنیادی ترین مباحث الهیاتی در اندیشه اسلامی است که تبیین آن، نقش مهمی در فهم نسبت میان خداوند، جهان و انسان دارد. قرآن کریم، نظام هستی را هدفمند معرفی می کند و هر گونه عبث و بیهودگی را از ساحت آفرینش نفی می نماید. در این میان سخنان امام علی (ع) می تواند نقش مهمی در تبیین و توضیح کلام الهی در باب هدفمندی آفرینش داشته باشد. از همین رو در ابتدا بطور اختصار به تبیین نظام غایی هستی اشاره می کنیم و سپس به توضیح هدفمندی آفرینش در پرتو آیات وحی و احادیث نهج البلاغه می پردازیم.

نظام علیت فاعلی و غایی در هستی

فتوای نظام علیت و معلولیت آن است که برای هر فعلی، فاعل و غایتی است، یعنی هیچ فعلی بدون مبداء فاعلی بر پندار باطل بخت و اتفاق پدید نمی آید و نیز هیچ کاری بدون هدف نخواهد بود. البته اهداف کارها، متنوعند؛ زیرا افعال گوناگونند؛ چه اینکه فاعل ها نیز متفاوتند، و از این ضابط جامع هیچ فعلی استثنا نشده و نمی شود؛ اما فاعل ها بر اثر تفاوتی که دارند ممکن است برخی از آنها هدف خاصی که خارج از هستی آنهاست داشته باشند و با انجام دادن فعل مخصوص، بین خود و هدف خویش رابطه برقرار نمایند و به وسیله آنها رابط که همان فعل مخصوص آنها می باشد، به هدف خاص نایل آیند، و بعضی از آنها هدف مخصوصی که خارج از ذات آنها باشد، نداشته باشند تا با انجام دادن فعل خاص، بین خود و هدف مزبور، رابطه برقرار نمایند و به وسیله آن رابط ویژه به هدف خود واصل گردند.

چنین فرضی در نظام علی و معلولی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ زیرا همانطور که سلسله نظام فاعلی اشیا حتما باید به مبداء فاعلی بالذات برسد که علیت فاعلی او عين ذات اوست و نیازی به تتمیم نصاب مبداء فاعلی ندارد، بلکه خود، فاعل بالذات است که علیت غایی او عین ذات اوست و احتیاجی به تکمیل نصاب مبداء غایی ندارد، و گرنه محذور دور یا تسلسل مطرح خواهد شد. بنابراین وجود مبداء غايي بالذات در نظام هستی ضروری است.

برهان توحید و اثبات یک واجب بالذات

برای درک بهنر هدفمندی آفرینش، توجه به برهان توحید ضروری است. برهان توحید چنین فتوا می دهد که بیش از یک واجب بالذات که تمام کمال های ذاتی او عین ذات وی بوده و همگی نامحدودند، وجود ندارد. بنابراین خداوند که مبداء فاعلی بالذات برای تمام اشیاست، مبداء غایی بالذات برای تمام آنها خواهد بود، و هر فاعلی، کاری را برای نیل به کمال انجام می دهد و اگر خود کمال مطلق و نامحدود، کاری را انجام داد، هدف آن کار، نیل به لقا و قرب فاعل است نه چیز دیگر. پس در این گونه از موارد، هدف همان فاعل است نه جدای از آن. لذا خداوند از خودش چنین یاد فرموده است: «هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ»[1]؛ و هر چه در خارج از فاعل نامحدود فرض گردد، فعل اوست نه هدف او؛ زیرا آن فاعل غیرمتناهی هم، اول، و مبداء فاعلی بالذات تمام ماسوا می باشد و هم، آخر، و مبداء غایی بالذات همه ما عدا.

حکمت و بی نیازی خداوند اساس هدفمندی آفرینش

هدفمندی آفرینش و نظام هستی که قرآن تکوینی است و نیز هدفدار بودن قرآن حکیم که جهان تدوینی است بر اساس دو اسم از اسمای حسنای خداوند خواهد بود:

اول آنکه خداوند، غنی محض است؛ لذا هیچ کاری را برای رفع نقص خود نمی کند؛ زیرا فقری ندارد تا با تحصیل هدف مفروض، فقر متوهَّم را برطرف نماید و نیز هیچ فعلی را برای ایصال نفع به غیر خود انجام نمی دهد، به طوری که ایصال سود به غیر خود، هدف اصیل او باشد؛ زیرا لازمه چنین هدفی این است که خداوند بدون ایصال سود به غیر خود، فاقد کمالی از کمال های نامحدود است و با ایصال مزبور، به آن کمال مفقود می رسد. این فرض نیز باطل خواهد بود؛ زیرا برای خدایی که کمال محض و فعلیّت نامتناهی است، چنین حالی مفروض نیست. لذا خداوند، جهان علمی و عینی را و نیز قرآن تکوینی و تدوینی را نه برای آن که سودی ببرد آفرید و نه برای آن که جودی برساند خلق کرد. غرض آنکه هیچ کمالی از ناحیه فعل، به فاعل بالذات نمی رسد؛ چون فاعل بالذات عين كمال نامحدود می باشد.

دوم آنکه خداوند، حکیم است؛ لذا هیچ کاری بدون حکمت، هدف، منفعت، مصلحت و مانند آن از وی صادر نمی شود، یعنی تمام کارهای او دارای حکمت و ثمره سودمند می باشد که آن ثمر بر همان فعل مترتب است و فعل خدا که موجود ممکن است به کمال لایق خود می رسد. آنچه جمع بندی این دو اسم (غنی، حکیم) از اسمای حسنای الهی استنباط می شود:

۱- سراسر جهان تکوین و تدوین، با حکمت، مصلحت و هدف همراه است.

۲- هیچ کدام از حکم، مصالح و اهداف به خداوند بر نمی گردد، حتى ايصال نفع به غیر خدا نیز کمال خارج از ذات او نمی باشد تا از رهگذر فعل او تأمین شود.

۳- چون قدرت که همان مشیت فعل و ترک است، عین ذات خداوند می باشد، صدور هیچ فعلی از ذات اقدس الهی به نحو ایجاب نیست تا او مضطر باشد نه مختار.

۴- دوام فیض غیر از قِدَم عالم طبیعت است؛ لذا دوام فیض و فضل خداوندی که «كل مَنّه قَدِیمٌ، و دائمُ الفِيضِ و الفَضلِ عَلى البَریّه» می باشد قدم جهان ماده را که عین سیلان و تحول بوده و حدوث زمانی، ذاتی (به معنای هویت نه به معنای ماهیت) اوست به همراه ندارد.

۵- چون خداوند قادر مطلق است، مقدور هیچ شخص یا قانونی قرار نمی گیرد که حاکم بر او باشد؛ لذا صدور کار حكيمانه نسبت به او، (وجوب علیه) ندارد، آن طور که معتزله می پندارد، بلکه وجوب عنه دارد که حکمای امامیه برآنند.

۶- امتیاز تفکر فلسفه امامی از توهم کلام اشعری، در دو محور اساسی است: یکی آن که بر اساس توهم اشعری، حسن و قبح عقلی در کار نیست؛ ولی بر پایه تعقل فلسفه امامی، عقل در ادراک حسن و قبح في الجمله مستقل است و دیگری آن که فعل خداوند بر اساس تو هم کلام اشعری معلل به هدف و غرض نیست؛ ولی بر پایه تعقل فلسفه امامی فعل خداوند معلّل به هدف می باشد و آن هدف یا بالذات است که عین فاعل است و کمال نهایی فعل در تقرب به فاعل محض است که هدف بالذات می باشد؛ و یا بالغیر است که همان کمال، حکمت، مصلحت و منفعت مترتب بر فعل می باشد که فعل با نیل به آن کمال خاص خویش در محدودة هستی امکانی خود بار می یابد، و اگر فعل به هدف نرسید آسیبی به فاعل نمی رسد و سبب محرومیت وی نمی گردد؛ زیرا چنین فاعل بالذات و نامحدودی حتماً بی نیاز صرف خواهد بود.

هدفمندی آفرینش در آیات قرآن

قرآن حکیم درباره هدفمندی آفرینش، دو مطلب اساسی را ارائه نموده است:

یکی بیان هدف قرآن تکوینی که همان نظام هدفمند آدم و عالم می باشد و دیگری بی نیازی محض خداوند. درباره مطلب اول، هدف آفرینش نظام کیهانی را که همان قرآن تکوینی است، از یک سو معرفت توحیدی انسان می داند و در پایان سوره طلاق چنین می فرماید: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا؛[2] خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!» و از سوی دیگر عبادت خالص انسان را هدف خلقت وی اعلام می دارد و در بخش پایانی سوره ذاریات چنین می فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛[3] من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند». برابرِ آیه اول هدف عقل نظری و جنبه دانشی انسان ملحوظ است و برابر آیه دوم، هدف عقل نظری جنبه دانشی انسان در پرتو علم صائب و عمل صالح تأمین گردد.

مطلب دوم، غنای ذاتی خداوند از هر موجود و از هر ثمری که بر وجود امکانی مترتب است می باشد که از سوره مبارکه ابراهیم استفاده می شود: «و َقَالَ مُوسَى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ؛[4] و موسی (به بنی اسرائیل) گفت: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‌رسد؛ چرا که) خداوند، بی‌نیاز و شایسته ستایش است».

یعنی کفر اعتقادی جامعه ملحد که به نقص عقل نظری و دانشی آنان بر می گردد و کفر عملی آنها که به فقد عقل عملی و ارزشی آنها مرتبط است، هیچ گزندی به خداوند غنی محض وارد نمی کند. پس اگر محتوای آیه پایانی سوره طلاق حاصل نگردد و و همچنین مضمون بخش پایانی سوره ذاریات حاصل نشود، هرگز نمی توان گفت خداوند از نیل به هدف خود محروم شد و از این جهت فاقد کمال خواهد بود، بلکه باید چنین گفت که انسان در اثر سوء رفتار خویش به کمال متوقع خود نائل نیامد.

هدفمندی آفرینش در نهج البلاغه

اکنون که عصاره تفسیر قرآنی و تعلیل عقلی روشن شد، به نقل شمه ای از آنچه در نهج البلاغه در خصوص هدفمندی آفرینش و اصل هدف خلقت از یک سو و بررسی نظام غایی قرآن از سوی دیگر اکتفا می شود.

آن حضرت (ع) درباره بی نیازی فاعل از هدف مخصوص فعل چنین فرموده است: «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ، لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ، وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ؛[5] خداوند منزه و والا خلق را آفريد در حالى که از اطاعتشان بى نياز و از معصيتشان ايمن بود؛ زيرا نه عصيان گنه کاران به او زيان مى رساند (و بر دامان کبريايى اش گردى مى نشاند) و نه اطاعت مطيعان به او نفعى مى بخشد.»

مقصود از طاعت جامع طاعت فکری و عملی است؛ چه این که منظور از معصیت جامع هر دو قسم است، پس نه توحید موحدان که علم صائب است به سود خداست و نه عبادت متعبدان که عمل صالح است به نفع وی؛ چه این که نه الحاد و ملحدان که جهل نظری است به زیان خداست و نه طغیان، شرک و عصیان تبهکاران که عمل صالح است به زیان خداوند است. بنابراین فعل خداوند گر چه دارای هدف است؛ فاعل یعنی ذات اقدس الهی منزه از غرض زاید بر ذات خود می باشد. آن چه در نهج البلاغه پیرامون هدفمندی آدم و عالم آمده این است که: «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَمْ يَتْرُكْكُمْ سُدًى وَ لَمْ يَدَعْكُمْ فِي جَهَالَةٍ وَ لَا عَمًى؛[6] زيرا خداوند شما را عبث و بيهوده نيافريده و مهمل نگذاشته و در جهل و نابينايى رها ننموده است».

«وَ كَلَّفَ يَسِيراً وَ لَمْ يُكَلِّفْ عَسِيراً، وَ أَعْطَى عَلَى الْقَلِيلِ كَثِيراً، وَ لَمْ يُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ يُطَعْ مُكْرِهاً، وَ لَمْ يُرْسِلِ الْأَنْبِيَاءَ لَعِباً وَ لَمْ يُنْزِلِ الْكُتُبَ لِلْعِبَادِ عَبَثاً، وَ لَا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا؛[7] [خداوند] تكاليف آسانى بر دوش آنان نهاده و هرگز تكليف سنگينى (به كسى) نكرده. در برابرِ (اطاعت اندك) پاداش كثيرى قرار داده، و هرگز كسى از روى اجبار، او را معصيت نكرده، و از روى اكراه اطاعت ننموده است، خدا پيامبران را بيهوده نفرستاده و كتب آسمانى را براى بندگانش عبث نازل نكرده، و آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست باطل و بى هدف نيافريده است.» «ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا؛[8] این پندار کافران است».

لازم است توجه شود که نظام غایی قرآن تدوینی همان نظام غایی ارسال رسولان و انزال صحایف و کتاب های نورانی آنان می باشد؛ گر چه میهمن بر آنهاست و عصاره اهداف آنها دو چیز است که هر کدام برای تأمین بخشی از بخش های ارواح انسانی و نفوس آدمی می باشد که یکی تعلیم اعم از حصولی و حضوری و دیگری تزکیه است که مقداری از این اهداف برای تکمیل شأن نظری جان آدمی است و مقدار دیگر از آنها برای تحصیل کمال شأن عملی روح انسانی می باشد.

جمع بندی

طبق نظام علیت، هیچ فعلی بدون فاعل و غایت نیست و به حکم برهان توحید، خداوند، یگانه واجب بالذات و مبداء فاغلی و غایی بالذات برای تمام اشیاست. خداوند متعال، حکیم و بی نیاز مطلق است و بدون شک نظام هستی را بر اساس هدف و غایتی آفریده است. هدفمندی آفرینش و نظام هستی، موضوعی است که خداوند در آیات متعددی از قرآن کریم به آن اشاره فرموده است. هدف اصلی آفرینش، شناخت و پرستش خداوند است. همچنین در کلام امیرالمومنین علی (ع) در نهج البلاغه بر هدفمندی آفرینش تاکید شده که از باب نمونه، به سه مورد اشاره گردید.

پی نوشت ها

[1] حدید/۳.

[2] طلاق/۱۲.

[3] ذاریات/۵۶.

[4] ابراهیم/۸

[5] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، ص ۳۰۳.

[6] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۸۶، ص ۱۱۷.

[7] شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت ۷۸، ص ۴۸۱.

[8] ص/۲۷.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، موسسة دار الهجرة، ۱۳۶۶.

منبع اقتباس: جوادی آملی، عبدالله، قرآن در نهج البلاغه، پژوهش‌های دینی، ش ۲،‌ ۱۳۸۴، ص ۲۵-۲۲.

بدون دیدگاه