نبایدها در رفتار با معلولین بر اساس آموزه های اسلامی

نبایدها در رفتار با معلولین بر اساس آموزه های اسلامی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

در سبک زندگی اسلامی، علاوه بر توجه به بایسته های رفتاری با معلولان، به جنبه سلبی آن بعنی نبایدها در رفتار با معلولین نیز باید توجه داشت. آموزه های اسلامی با رویکردی کرامت محور، مسلمانان را از هرگونه رفتار آزاردهنده، تحقیرآمیز یا تبعیض آلود نسبت به افراد دارای معلولیت بازمیدارد. نوشتار حاضر با استناد به آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع)، مهمترین نبایدها در رفتار با معلولین را تبیین می کند.

نبایدها در رفتار با معلولین

  1. پرهیز از خشمگین کردن

پرهیز از خشمگین کردن معلول، یکی از نبایدها در رفتار با معلولین است. شخص معلول به دلیل مشکلات خاصی که دارد، ممکن است به بهانه های گوناگون و با کوچکترین ناراحتی، خشمگین شود. پرستاران آگاه و با تجربه، این نکته را در نظر دارند و به این سخن امام صادق(ع) عمل می کنند که فرمود: «بیمار را خشمگین و عصبانی نکنید».[1]

  1. پرهیز از اذیت

پرهیز از اذیت و آزار معلولان و برادران و خواهران ایمانی، از سفارش های مورد تأکید در آموزه های دینی و نبایدها در رفتار با معلولین است. قرآن درباره پیامد آزار دیگران فرموده است: «کسانی که مردان و زنان مؤمن را بی آنکه گناهی کرده باشند می آزارند، تهمت و گناه آشکاری را به دوش می کشند».[2]

رسول خدا(ص) نیز در ارزش آزار نرساندن به دیگران فرمود: «به مردم آزار نرسان که بی آزاری صدقه ای است که برای خودت می پردازی».[3] در سخنی دیگر فرمود: «جبرئیل به من گفت شرافت مؤمن، نماز شب اوست و عزت او، آزار نرساندن به مردم است».[4]

و همچنین فرمود: «هر که مؤمنی را بیازارد، مرا آزار داده است»[5] و درباره پیامد اذیت و ناراحت کردن برادر ایمانی و هم کیش فرمود: «هر که مؤمنی را اندوهناک سازد و سپس دنیا را به او بدهد، گناهش بخشوده نمی شود و در برابر آن پاداشی نمی بیند».[6] همچنین فرمود: «هر که در دیدار برادر دینی اش کاری کند تا او ناراحت شود، خداوند نیز در روز دیدارش او را ناراحت می کند».[7] امام زین العابدین(ع) نیز فرمودند: «آزار نرساندن نشانه کمال خرد است و مایه آسایش تن در دنیا و آخرت است».[8]

امام صادق(ع) نیز در پیامد آزار کردن برادر دینی فرمودند: «خداوند عزوجل فرموده است هر که بنده مؤمن مرا بیازارد، به من اعلان جنگ می دهد».[9]

  1. پرهیز از تجسس

از مسائلی که سبب ناراحتی معلولان شده و یکی از نبایدها در رفتار با معلولین به حساب می آید، تجسس درباره علت معلولیت آنهاست؛ در صورتی که این صفت زشت در آموزه های دینی نهی شده است. خداوند سبحان در قرآن کریم، اهل ایمان را به صراحت از تجسس و سرک کشیدن در زندگی هم کیشان و برادران دینی نهی کرده است.[10]

رسول خدا(ص) نیز در پیامد تجسس از عیوب هم کیشان فرموده است: «ای گروهی که به زبان اسلام آوردید و ایمان به قلب شما وارد نشده! نکوهش نکنید مسلمانان را و جستجو نکنید قبایح پنهان آنان را؛ زیرا کسی که زشتی های آنان را جستجو کند، خداوند جستجو کند زشتی های او را و کسی را که خدا جستجوی زشتی های او کند، رسوا کند او را؛ اگرچه در خانه اش باشد».[11]

 در سخنی دیگر نیز فرمود: «من مأمور نیستم که دل های مردم را بکاوم و درونشان را بشکافم».[12] رسول خدا(ص) در واقع به مسلمانان تعلیم می دهد که آنان رخصت ندارند به نام دین و صیانت از ارزش های اخلاقی – اجتماعی اسلام مرتکب گناه شوند و به هتک حیثیت دیگران بپردازند.

امام صادق(ع) درباره پیامد تفتیش و تجسس از زندگی هم کیشان فرموده است: «از دین و آیین مردم پرس و جو مکن که بی دوست می مانی».[13]

  1. پرهیز از غیبت

مطرح کردن عیب های معلولان به ویژه معلولانی که عیب و نقصشان آشکار نیست، همچنین طرح عیوب دیگر برادر دینی از کارهای بسیار زشت و نبایدها در رفتار با معلولین است که از سوی خداوند به شدت نهی شده است. آنجا که فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید … هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند. آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! به یقین همه شما از این امر کراهت دارید، تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است».[14]

در آموزه های اهل بیت(ع) نیز تاکیدات فراوانی درباره ترک این ویژگی ناپسند وارد شده است. که رسول خدا(ص) درباره اهمیت آبروی مؤمن فرموده است: «درهمی که انسان از ربا به دست می آورد، گناهش نزد خدا از ۳۶ زنا بزرگتر است و از هر ربا بالاتر، آبروی مسلمان است».[15]

اگر کسی آبروی مسلمانی را بریزد و او را غیبت کند و امر پوشیده ای را بین مردم آشکار کند، از ربا بالاتر است؛ یعنی در حقیقت ربا معادل ۳۶ زناست و آبروی مسلمان از ۳۶ زنا نیز بالاتر است.

  1. پرهیز از به انزوا کشاندن

یکی دیگر از نبایدها در رفتار با معلولین که به ویژه اطرافیان آنها باید به آن توجه داشته باشند، پرهیز از به انزوا کشاندن آنهاست. امام باقر(ع) در تفسیر آیه 61 سوره نور فرموده است: «سبب نزول آیه آن بود که مردم مدینه پیش از آنکه مسلمان شوند، نابینایان و لنگها را از خود جدا می کردند و با ایشان هم سفره و هم غذا نمی شدند و با آنکه در میان آنها انصار بودند و مورد احترام و تکریم عمومی قرار داشتند، می گفتند نابینا غذا را نمی بیند و لنگ قدرت نشستن و تکیه کردن بر سفره و طعام را ندارد و شخص بیمار مانند آدم سالم نمی تواند غذا بخورد. روی این منطق و عقیده آنها را در گوشه خانه جای داده و جداگانه طعام می دادند. همین که رسول خدا(ص) وارد مدینه شدند، موضوع تغذیه نابینایان و بیماران را پرسیدند. این آیه بر آن حضرت نازل شد».[16]

خداوند در پاسخ به آنان فرمود: «بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست (که با شما هم غذا شوند) و بر شما نیز گناهی نیست که از خانه های خودتان غذا بخورید… بر شما گناهی نیست که به طور دسته جمعی یا جداگانه غذا بخورید».[17]

  1. پرهیز از بی احترامی

پرهیز از بی احترامی نیز یکی از نبایدها در رفتار با معلولین است. از جمله آیاتی که به کرامت و شأن انسانی معلولان به ویژه نابینایان اشاره نموده، آیات سوره عبس است. برخی مفسران این سوره را به نام «اعمی» (نابینا) نامگذاری کرده اند. این سوره در مکه نازل شده و گزارش ماجرایی است که با ورود فرد نابینایی به جلسه ای که سران قریش و نامداران با حضور رسول خدا تجمع کرده بودند آغاز می شود.

این فرد نابینا، همان عبدالله بن ام مکتوم است و با ورود به مسجد با صدای بلند، رسول خدا(ص) را صدا می زد و می گفت: ای رسول خدا! کجایی؟ از تو پرسش دارم. شخصی در جمع سران و نامداران شهر مکه از این رفتار ابن مکتوم ناراحت می شود، چهره درهم می کشد و روی برمی گرداند.

خداوند چنین برخوردی با یک نابینا را برنمی تابد و در این سوره به شدت از چنین رفتارهایی برحذر می دارد. خداوند فرد نابینا را با صفات عالی مدح می کند و او را پاک، منزه، صالح، آگاه و بهره مند از موتعظ و دستورهای اسلامی می داند و در مقابل شخصی را که رویش را از نابینا برگردانده و اظهار ناراحتی کرده، به سختی توبیخ می کند. او را ثروتمندی می نامد که در پی ریاست طلبی است و به دنبال پاک شدن از رذایل هم نیست.[18]

امام صادق(ع) درباره آثار آزار برادر مؤمن فرمودند: «خدای عزوجل فرموده است که هر کس بنده مؤمن مرا برنجاند باید بداند که به جنگ من آمده است و هر کس بنده مؤمن مرا گرامی بدارد، از خشم من در امان است».[19] نیز فرمود: «هر که در برادر خود امر ناخوشایندی بیند و بتواند او را از آن بازدارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است».[20]

همچنین آن حضرت فرمودند: «هر کس مؤمنی – تهیدست یا توانگر – را خوار گرداند، پیوسته خدای عزوجل او را خوار دارد و بر او خشمناک باشد؛ تا وقتی که از خوار کردن آن مؤمن بازگردد».[21]

  1. پرهیز از تبعیض

پرهیز از تبعیض، از توصیه های رفتاری با معلولان یا به عبارتی دیگر، از نبایدها در رفتار با معلولین است که اطرافیان آنان به ویژه پدر و مادرشان هنگام تعامل با آنان باید توجه داشته باشند؛ زیرا هر گونه بی توجهی به این مسئله، می تواند پیامدهای ناگواری را به همراه داشته باشد.

رسول خدا(ص) در رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض بین فرزندان فرموده است: «از خدا بترسید و میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید همان گونه که میخواهید با شما به نیکی رفتار کنند».[22] آن حضرت رعایت عدالت را حتی در تعداد بوسیدن فرزندان مهم دانسته و فرموده است: «همانا خداوند دوست دارد میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید، حتی در بوسیدن».[23]

بنابراین پدر و مادرها باید بکوشند با فرزندان خود عادلانه رفتار کنند، اگر یکی از فرزندان خود را – بنا به هر دلیلی – بیشتر از دیگران دوست دارند این علاقه خود را نباید نزد آنها آشکار کنند. استاد مرتضی مطهری درباره پیامد هرگونه تبعیض میان فرزندان فرموده است: «وقتی والدین میان فرزندان غذا و میوه و شیرینی تقسیم می کنند، فکر و قضاوت بچه ها و تأثراتی که در این گونه موارد پیدا می کنند، با فکر و قضاوت پدر و مادر و نوع تأثری که به آنها دست می دهد فرق دارد.

آن احساسی که بچه ها از یکدیگر دارند این است که هر کدام از آنها اگر ببیند سهم او از میوه یا غذا یا شیرینی یا لباس از سهم دیگری کمتر است، ناراحت می شود، قهر می کند، گریه می کند و چون احساس مظلومیت و محرومیت می کند، در صدد انتقام بر می آید.

بنابراین لازم است پدران و مادرانی که به سعادت فرزندانشان علاقمند هستند و میل دارند بچه هایشان از کودکی روحیه سالم داشته باشند، از اول هیچ گونه تبعیضی میان آنها قایل نشوند. تبعیض، بذر اختلاف کاشتن است؛ بذر حسادت کاشتن و بذر انتقام کاشتن است؛ تبعیض سبب می شود هم روح آن بچه محروم فشرده و آزرده و ناراحت بشود و هم آن بچه عزیز کرده، متکی به غیر، ضعیف النفس، زودرنج، لوس و ننر بار بیاید».[24]

نتیجه گیری

دین اسلام به صراحت از خشمگین کردن، آزار، تجسس، غیبت، انزواطلبی تحمیلی، بی احترامی و تبعیض نسبت به معلولان نهی نموده و این رفتارها را در تعارض با ایمان و کرامت انسانی می داند. نبایدها در رفتار با معلولین نشان می دهد حفظ آبرو و توجه به عزت و جایگاه اجتماعی افراد دارای معلولیت، وظیفه ای دینی و اخلاقی است. رعایت این نبایدها، زمینه ساز شکل گیری جامعه ای اخلاق محور بر پایه سبک زندگی اسلامی خواهد بود.

پی نوشت ها

[1] شبر، حق اليقين في معرفة اصول الدين، ج ۲، ص ۱۰۵.

[2] احزاب/58.

[3] مجلسی، بحارالانوار، ج75، ص54، ح19.

[4] ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص471.

[5] مجلسی، بحارالانوار، ج67، ص72، ح40.

[6] مجلسی، بحارالانوار، ج75، ص150.

[7] ابن بابویه، ثواب الاعمال، ص182.

[8] حرانی، تحف العقول، ص283.

[9] کلینی، کافی، ج2، ص350، ح1.

[10] حجرات/1.

[11] کلینی، کافی، ج2، ص354.

[12] متقى هندی، کنز العمال، ج ۱۱، ص ۳۱۱، ح ۳۱۵۹.

[13] مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۳، ح ۱۰۹.

[14] حجرات/ ۱۲.

[15] مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۲، ص۲۲۲.

[16] بروجردی، تفسیر جامع، ج4، ص517.

[17] نور/61.

[18] نوری، رابطه شهروندی و معلولیت از منظر قرآن و روایات، ص362.

[19] كلينی، کافی، ج ۲، ص ۳۵۰.

[20] مجلسی، بحارالانوار، ج ۲، ص ۶۵.

[21] كلینی، کافی، ج ۲، ص ۳۵۱.

[22] مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰۱، ص ۹۲.

[23] متقى هندی، کنز العمال، ج ۱۵، ص ۴۴۵.

[24] مطهری، مجموعه آثار، ج23، ص739.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن بابویه، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، منشورات الرضی، 1368ش.
  3. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، 1413ق.
  4. ابن شعبه حرانی، حسن، تحف العقول، تحقیق علی اکبر غفاری، چ2، قم، موسسه النشر الاسلامی، 1404ق.
  5. بروجردی، محمد ابراهیم، تفسیر جامع، تهران، کتابخانه صدر، 1366ش.
  6. شبر، عبدالله، حق الیقین فی معرفه اصول الدین، قم، چاپ اسلامیه، بی تا.
  7. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، بیروت، دارالاضوا، 1413ق.
  8. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، 1376ش.
  9. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفا، 1403ق.
  10. متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، موسسه الرساله، 1409ق.
  11. نوری، محمد، رابطه شهروندی و معلولیت از منظر قرآن و روایات، مجموعه مقالات اولین کنگره حقوق شهروندی با رویکرد فرهنگی، تهران، دبیرخانه کنگره حقوق شهروندی، دی1396ش.

منبع اقتباس: عیسی زاده، عیسی، مهارت های ارتباطی با معلولان و وظایف معلولان براساس آموزه های قرآن و اهل بیت(ع)، قم، پژوهشگاه علومو  فرهنگ اسلامی، 1402ش، ص63-78.

بدون دیدگاه