قرآن مهم ترین معجزه پیامبر (ص) و آخرین کتاب آسمانی، نزد مسلمانان اهمیت و احترام بی نظیری دارد از این رو، برای اشاره به این کتاب الهی، از نام ها، القاب و صفات متعددی استفاده شده است. خداوند در قرآن کریم، چندین نام برای این کتاب آسمانی به کار برده و به گونه های متنوعی از آن یاد کرده است. این نام ها در روایات اهل بیت (ع) بازتاب یافته و به کار رفته اند. بی آن که ادّعای استقرای تام و تمام داشته باشیم، در ادامه برخی از نام های قرآن را به همراه روایاتی که این نام ها در آن ها به کار رفته، بیان می کنیم. همچنین در پایان اسامی را که برخی مفسران قرآن کریم برای این کتاب الهی ذکر کرده اند، نام می بریم.
قرآن مشهورترین نام در میان نام های قرآن
خداوند کتاب گران سنگ خود را بیش از شصت بار، «قرآن» نامیده است.[1] این عدد بزرگ در کنار شهرت این کتاب به همین نام در جوامع مسلمان و غیر مسلمان، نشان می دهد که نام اصلی آنچه بر پیامبر اکرم (ص) فرو فرستاده شده، «قرآن» است. گفتنی است که واژه «کتاب»، بسی بیشتر از قرآن به کار رفته؛ امّا در بسیاری از جاها مقصود، دیگر کتاب های آسمانی مانند تورات و انجیل است. در روایات فراوانی نیز این کتاب، قرآن نامیده شده است.[2] تنها برای نمونه، بخشی از حدیثی را می آوریم که امام صادق (ع) در آن، از پیامبران اولوا العزم و کتاب هایشان مانند تورات و انجیل نام می برد. امام در پایان می فرماید:
«… حَتَّى جَاءَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَجَاءَ بِالْقُرْآنِ وَ شَرِيعَتِهِ وَ مِنْهَاجِهِ؛[3] تا این که محمد – درود خدا بر او و خاندانش – قرآن را آورد و راه و رسم خود را عرضه کرد».
کتاب
همانطور که اشاره شد یکی از نام های قرآن «کتاب» است. همراهی «ال» که برای عهد است ـ با واژه «کتاب»، واژه معرفه و شناخته شده «الکتاب» را تولید می کند. این واژه در قرآن کریم برای اشاره به کتاب های آسمانی فراوان به کار رفته و در بسیاری جاها به قرینه سیاق و دیگر قرینه ها، مقصود، خود قرآن کریم است، مانند: «ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ؛[4] این است کتابی که در [حقّانیتِ] آن، هیچ تردیدی نیست».
گفتنی است که این واژه گاهی بدون «ال» نیز برای اشاره به قرآن کریم به کار رفته است، مانند: «طس. تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَ كِتَابٍ مُبِينٍ؛[5] طس. این است آیات قرآن و آیات کتابی روشنگر». که بسیار شبیه این کاربرد است: «الر. تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَ قُرْآنٍ مُبِينٍ؛[6] الر. این است آیات کتاب [ـِ آسمانی] و قرآن روشنگر»
در حدیث ثقلین نیز پیامبر اکرم (ص) از قرآن کریم با تعبیر «کتاب اللّه» یاد کرده و فرموده است:«إِنِّي تارك فيكمُ التَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي….[7]؛من در میان شما دو چیز گران سنگ بر جای می گذارم کتاب خدا و عترتم خانواده ام را».
نام کتاب به عنوان یکی از نام های قرآن نشان دهنده این است که قرآن کریم هر چند به صورت شفاهی بر پیامبر خوانده شده، اما یک صورت کتبی و نوشته شده از آن موجود است. بر این پایه، قرآن در همان حال که سخن خدا است، یک مجموعه به هم پیوسته و نوشته شده یا ثبت شده نیز هست.
مُصحف
از دیگر نام های قرآن کریم «مُصحف» است. واژه مُصحف را بیشتر برای نوشته و کتابی به کار می برند که دارای جلد و آغاز و انجام باشد. از دیدگاه اهل بیت (ع)، قرآن مجموعه ای دارای آغاز و انجام است. از همین رو، ایشان احکامی را نیز متعلّق به مصحف و صورت کتابی قرآن دانسته اند، چنان که امام کاظم (ع) می فرماید: «الْمُصْحَفُ لَا تَمَسَّهُ عَلَى غَيْرِ طُهْرِ وَ لَا جُنُباً[8] بدون وضو و نیز در حال جنابت به مصحف (نگاشته های قرآن) دست نزن».
همچنین، عمّار ساباطی برای امام صادق (ع) از کار کسی می گوید که نماز می خواند و پیش رویش مصحفی گشاده است. حضرت چنین کاری را نمی پذیرد. عمّار می گوید: «درون غلاف و پوشش باشد؟». امام در این صورت اجازه می دهد. متن حدیث را می آوریم: «عَنْ عَمَّارٍ اَلسَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: فِي اَلرَّجُلِ يُصَلِّي وَ بَيْنَ يَدَيْهِ مُصْحَفٌ مَفْتُوحٌ فِي قِبْلَتِهِ قَالَ لاَ قُلْتُ فَإِنْ كَانَ فِي غِلاَفٍ قَالَ نَعَمْ».[9]
نیز طبق حدیثی دیگر از امام صادق (ع) در روز قیامت، سه تن، از این که حقّشان پاس داشته نشده، به خداوند شکایت می کنند. یکی از این سه «مصحف» است: «ثَلاَثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: مَسْجِدٌ خَرَابٌ لاَ يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ اَلْغُبَارُ لاَ يُقْرَأُ فِيهِ[10]؛ سه چیز [در روز قیامت] به خدای عزوجل شکایت می کنند: مسجدی که ویران شده و اهلش در آن نماز نمی گزارند، دانشمندی که میان نادانان گرفتار شده [و به او مراجعه نمی شود]، و مصحفی که در خانه آویخته شده ولی غبار آن را پوشانده و کسی از آن نمی خواند».
فرقان
یکی دیگر از نام های قرآن فرقان است. فرقان در لغت عربی، از مادّه «فرق» به معنای «جدایی» ساخته شده و در قرآن، گاه در توصیف تورات[11] و گاه در توصیف قرآن به کار رفته است[12]. بر پایه یک روایت، علت نام گذاری قرآن به «فرقان»، تَفرّق نزول آیات و سوره های قرآن بر پیامبر اکرم (ص) دانسته شده است؛[13] یعنی این که آیات قرآن جدا جدا نازل شده اند. این معنا، نشان دهنده پویاییِ این کتاب است که در واکنش به مسائل جامعه و به گاه نیاز، نازل می شده است. قرآن هر چند برای همیشه و همه کس و همه جا است، اما نزول آن در جریان یک زندگی واقعی، تدریجی، و جزء به جزء بوده است.
معنای دیگر فرقان، «جداکننده حق از باطل» است[14]و در قرآن کریم نیز به همین معنا به کار رفته است.[15]در روایتی نیز، امام صادق (ع) «قرآن» و «فرقان» را متفاوت شمرده و «فرقان» را آیات محکم قرآن و «قرآن» را همه آن دانسته است. بر این اساس، فرقان یا همان آیات محکم قرآن، مرجع تفسیر و تأویل دیگر آیات هستند؛ یعنی برای تفسیر و تأویل آیات متشابه، به آن ها مراجعه می کنیم و بدین سان، جداکننده فهم و تأویل های درست از نادرست می شوند. متن سخن امام را می آوریم:
«اَلْقُرْآنُ جُمْلَةُ اَلْكِتَابِ وَ اَلْفُرْقَانُ اَلْمُحْكَمُ اَلْوَاجِبُ اَلْعَمَلِ بِهِ؛[16] قرآن همه کتاب خدا است، ولی فرقان آیه محکمی است که عمل به آن واجب است.»
بر پایه این روایت، فرقان، معیار عمل و نیز ملاک تشخيص حق یا باطل بودن گزاره های دینی هم شمرده می شود.
ذکر
آخرین نام از نام های قرآن که در اینجا به آن اشاره می کنیم، «ذکر» است. این نام نیز در قرآن مکرّر آمده است: «أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ»[17] و «هٰذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ»[18] و «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ»[19] این نام نیز مانند بسیاری از دیگر نام های قرآن، به گونه ای روشن، این کتاب الهی را توصیف می کند و می فهماند که قرآن تنها جنبه آموزشی و معرفت افزایی ندارد. قرآن کتابی آکنده از پند و اندرز نیز هست. کتابی یادآور آغاز و فرجام هستی و خلقت و سرنوشت انسان است؛ یادآور سرشت پاک و خدایی و الهامات نهفته و اندوخته در روح ما. قرآن کلامی گاه نرم و مهربان و گاه گدازنده و هشداردهنده است تا آنچه را انسان از یاد برده، به یاد او بیاورد. همین نکته در روایات به چشم می آید.
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «كِتَابُ اَللَّهِ … وَ هُوَ اَلذِّكْرُ اَلْحَكِيمُ؛[20] کتاب خدا، همان پند استوار و حکیمانه است». پیامبر (ص) همچنین در دعای جوشن، با خدای خویش این گونه نجوا کرده است: «يَا مَنْ كِتَابُهُ تَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ؛[21] ای کسی که کتاب او، مایه پند پرهیزگاران است.» از امیر مؤمنان (ع) نیز نقل شده است: «إِنَّ أَحْسَنَ اَلْقَصَصِ وَ أَبْلَغَ اَلْمَوْعِظَةِ وَ أَنْفَعَ اَلتَّذَكُّرِ كِتَابُ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ؛[22] نیکوترین داستان و رساترین پند و سودمندترین یادآوری، کتاب خداوند عزّ و جلّ است».
دیگر نام های قرآن در تفاسیر
در تفاسیر نیز به نام های قرآن اشاره شده است. مفسر بزرگ قرن ششم، جمال الدین ابو الفتوح رازی، در مقدمه تفسیر خود ۴۳ نام برای قرآن آورده است که بیشتر جنبه وصفی دارد. طبرسی در مجمع البیان به نام های:«قرآن»، « فرقان »، «کتاب» و « ذکر » اکتفا کرده است. بدر الدین زرکشی نقل می کند که حرالی کتابی در این زمینه نوشته و بیش از نود اسم یا وصف برای قرآن یاد آورشده است. از قاضی ابو المعالی عزیزی بن عبدالملک نیز ۵۵ نام و عنوان برای قرآن نقل کرده است که ۴۳ نام آن با فهرست ابو الفتوح رازی مشترک است. فیروزآبادی در بصائر ذوی التمییز ادعا می کند که برای قرآن صد اسم در قرآن کریم آمده و ۹۴ اسم را ذکر می کند.
آن عده از اسامی و صفات قرآن که از کتاب های مذکور به دست می آید به شرح ذیل است:
۱. آیات ۲. اثاره ۳. احسن الحدیث ۴. امام ۵. امر ۶. انزال ۷. ایمان ۸. بالغة ۹. برهان ۱۰. بشری ۱۱. بشیر ۱۲. بصائر ۱۳. بلاغ ۱۴. بیان ۱۵. بینات ۱۶. بینه ۱۷. تبیان ۱۸. تبصره ۱۹. تذکره ۲۰. تصدیق ۲۱. تفسیر ۲۲. تفصیل ۲۳. تنزیل ۲۴. ثقیل ۲۵. حبل ۲۶. حجة ۲۷. حدیث ۲۸. حق ۲۹. حکم ۳۰. حکمت ۳۱. حکیم ۳۲. حبل ۳۳. خیر ۳۴. ذکر ۳۵. ذکری ۳۶. رحمة ۳۷. رسالة ۳۸. روح ۳۹. سراج ۴۰. شفاء ۴۱. صحف ۴۲. صدق ۴۳. صراط مستقیم ۴۴. عجب ۴۵. عدل ۴۶. عربی ۴۷. العروة الوثقی ۴۸. عزیز ۴۹. عصمت ۵۰. عظیم ۵۱. علم ۵۲. علی ۵۳. غیب ۵۴. فرقان ۵۵. فصل ۵۶. فضل ۵۷. قرآن ۵۸. قسط ۵۹. قصص ۶۰. قول ۶۱. قیل ۶۲. قیم ۶۳. قیمة ۶۴. کتاب ۶۵. کریم ۶۶. کلام ۶۷. کلمات ۶۸. کلمه ۶۹. کوثر ۷۰. ماء ۷۱. مبارک ۷۲. مبشر ۷۳. مبین ۷۴. متشابه ۷۵. متلو ۷۶. مثانی ۷۷. مثبت ۷۸. مثل ۷۹. مجید ۸۰. محکمة ۸۱. مرتل ۸۲. مرفوع ۸۳. مسطور ۸۴. مصدق ۸۵. مطهر ۸۶. مفصل ۸۷. مقروء ۸۸. مکرم ۸۹.منزل ۹۰. منیر ۹۱. موعظه ۹۲.مهیمن ۹۳. نبا ۹۴. نذیر ۹۵. نجوم ۹۶. نعمت ۹۷. نور ۹۸. وحی ۹۹.هادی ۱۰۰. هدی
در تعیین این مطلب که کدام یک از این واژه ها از حالت وصفی بیرون آمده و (به سبب کثرت استعمال) به صورت اسم علم برای قرآن در آمده است، نمی توان اظهارنظر قطعی کرد گرچه می توان اطمینان داشت برخی واژه ها حالت وصفی خود را حفظ کرده، اسم علم برای قرآن نشده اند.[23]
جمع بندی
مشهورترین نام کتاب مقدس مسلمانان قرآن است. اما قرآن علاوه بر این لفظ نام های دیگری نیز دارد که در آیات مختلف این کتاب الهی و روایات به آن ها اشاره شده است. یکی از نام های قرآن کریم کتاب است که پیامبر اکرم (ص) در حدیث معروف ثقلین از قرآن با این واژه یاد می کند. واژه مصحف که بیشتر برای مکتوبات دارای جلد استفاده می شود، از دیگر نام های قرآن کریم می باشد. از دیگر نام های قرآن کریم می توان به فرقان اشاره کرد که طبق برخی روایات به جدایی و پراکندگی نزول آیات قرآن اشاره دارد. همچنین از قرآن با نام ذکر نیز در روایات یاد شده که که جنبه تذکر و پندآموزی قرآن را بیان می کند. علاوه بر این مفسران تا ۱۰۰ نام برای قرآن ذکر کرده اند که برخی از آنها بیشتر به عنوان صفت شناخته می شوند و برخی از حالت صفتی خارج شده و به اسم علم تبدیل شده اند.
پی نوشت ها
[1] ر.ک: بقره/۱۸۵، نساء/۸۲، مائده/۱۰۱، انعام/۱۹، اعراف/۲۰۴، توبه/۱۱۱، یونس/۳۷ و ۶۱، حجر/۱، اسراء/ ۷۸ و ۱۰۶، طه/۱۱۳.
[2] ر.ک: شریف رضی، نهج البلاغة، خطبه های ۱۸، ۷۹، ۸۷، ۹۱ (خطبه اشباح)، ۱۱۰، ۱۲۱، ۱۲۵، ۱۲۷؛ و کلینی، الکافی، ج ۲ ص ۵۹۶، «كتَابُ فَضْلِ الْقُرْآنِ» سرتاسر ابواب متعدّد آن.
[3] المحاسن، برقی، ج ۲، ص ۲۶۹، ح ۳۵۸.
[4] بقرة/۲.
[5] نمل/۱.
[6] حجر/۱.
[7] ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۶۴؛ محمدی ری شهری، شناخت نامه قرآن، ج ۱، ص ۴۸، ح ۱۶.
[8] طوسی، تهذیب الاحکام۷ ج ۱، ص ۱۲۷، ح ۳۴۳؛ محمدی ری شهری، شناخت نامه قرآن، ج ۱، ص ۵۲، ح ۲۳.
[9] کلینی، الکافی، ج۳، ص ۳۹۱، ح ۱۵.
[10] کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۶۱۳، ح ۳.
[11] «وَ إِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَ الْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (بقره/۵۳) و «وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَىٰ وَ هَارُونَ الْفُرْقَانَ وَ ضِيَاءً وَ ذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ» (انبیاء/۴۸).
[12] «تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا» (فرقان/۱) و «مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَ أَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ» (آل عمران/۴) و ر.ک: بقره/۱۸۵.
[13] ابن بابویه، علل الشرائع، ص ۴۷۰، ح ۳۳، محمدی ری شهری، شناخت نامه قرآن، ج ۱، ص ۴۰، ح ۷.
[14] «و الفُرْقانُ: القرآن. و کل ما فُرِقَ به بین الحق و الباطل، فهو فُرْقان» ابن منظور، لسان العرب، ذیل ماده «فرق».
[15] «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا: اگر از خدا پروا دارید، برای شما [نیروی] تشخیص [حق از باطل] قرار می دهد» (انفال/۲۹).
[16] کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۶۳۰، ح ۱۱؛ محمدی ری شهری، شناخت نامه قرآن، ج ۱، ص ۴۰، ح ۸.
[17] نحل/۴۴.
[18] انبیاء/۵۰.
[19] نحل/۴۳. نیز ر.ک: آل عمران/۵۸، انبیاء/۵۰، حجر/۹، یس/۹، ص/۸۷، طه/۹ و ….
[20] عیاشی، تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۳، ح ؛ بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۴، ح ۲۵.
[21] کفعمی، المصباح، ص ۳۴۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۳۹۴.
[22] کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۱۷۵، ح ۱۹۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۳۵۲، ح ۳۱.
[23] ر.ک: فیروز آبادی، بصائرذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز، ج۱، ص۸۸-۹۶؛ حجتی، محمد باقر، پژوهشی درتاریخ قرآن کریم، ص۲۳؛ غزالی، جواهر القرآن، ص ۴۸. زرکشی، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۱، ص۲۷۳-۲۷۶؛ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۷۸-۱۸۲؛ابو الفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص ۵ مقدمه؛ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۴مقدمه.
منابع
قرآن کریم.
ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، قم، موسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۵.
ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرائع، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۰۸.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۰.
ابو الفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن.
برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، المجمع العالمی لأهل البیت، ۱۴۱۳.
حجتی، محمد باقر، پژوهشی درتاریخ قرآن کریم.
زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه).
سیوطی، عبدالرحمان، بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن.
شریف رضی، نهج البلاغة، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، بنیاد نهج البلاغه، ۱۳۷۷.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة، بیروت، دارالتعارف و دارالصعب، ۱۴۰۱ق.
عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، طهران، المکتبة العلمیة، ۱۳۸۰.
غزالی، محمد بن محمد، جواهر القرآن.
فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، بصائرذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز.
کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۳.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، بیروت، دار صعب و دار التعارف، ۱۴۰۱ق.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ع)، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۱۲ق.
محمدی ری شهری، محمد، شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن و حدیث، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، موسسه علمی و فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۹۱.
منابع اقتباس:
مسعودی، عبدالهادی، قرآن در روایات، قم، موسسه انتشاراتی دارالحدیث، چاپ پنجم، ۱۴۰۴ش، ص ۱۳ـ۱۸.
گروهی از نویسندگان، فرهنگ نامه علوم قرآن، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۴، ص ۸۲۶.