مفسران عرفانی در اصطلاح به مفسرانی گفته می شود که در تفسیر خود، رویکرد عرفانی دارند. تفسیر عرفانی، گونه ای از تفسیر است که مفسر ابتنای آن را بر تأویل ظاهر الفاظ قرآنی می نهد. پیشینۀ این تلقی از قرآن که در ورای ظاهر الفاظ بطون مختلفی پنهان است و کشف و شهود عرفانی دستیابی بدان را ممکن می سازد سبب بروز اینگونه از تفاسیر شده است. اساساً اهل عرفان خود را خواص و برخی ار سرشناسان آنان خود را «خاص الخواص» می دانند و بر این باورند که راه آنها برای دریافت مطالب و اسرار نهفتۀ الهی بهترین راه است و فقط برای ایشان ممکن و بر دیگر افراد پوشیده است. با توجه به دیدگاه آنان، تفسیر عرفانی مجموعه ای از دریافت های درونی عارف و حاصل تأملات و استنباط های ذوقی و تجارب فردی و عرفانی است.
انواع رمز پردازی ها و گرایش های استعاری در اینگونه به منصۀ ظهور می رسد و در آن، عارف بر مبنای تعالیم عرفانی و یا ذوق وجدانی حاصل از شهود باطنی به تأویل ظواهر آیات قرآن دست می زند. این رویکرد تفسیری برآیند مبانی ویژه هستی شناسی و معرفت شناسی عارفان است. عارفان برای جهان هستی باطن و ظاهری قائلند و معتقدند که هستی هر لحظه از بطون به ظهور می آید و دوباره از ظهور به بطون می رود و از این رو همچون تنفس دارای قبض و بسط است (ابن عربی، ج۲، ص۳۹۱-۳۹۲). ایشان با برخی بیانات به همگونی این قبض و بسط و ظاهر و باطن در انسان و جهان و در قرآن نیز پرداخته اند (شایگان، ص۱۱۰).
تفسیر سهل تستری از قدیمی ترین نمونه های تفسیر عرفانی است و پس از آن حقایق التفسیر سلمی را باید نام برد که برساخته از مجموعه ای از تفاسیر منسوب به امام جعفر صادق (ع) است. گفتنی است که بسیاری از تفاسیر عرفانی در قرن ۷ق در عصر سیطرۀ مغولان بر محافل اسلامی پدید آمده و شاید سرخوردگی ها مردم آن عصر گرایش به این دست آثار را تشدید کرده است.
از دستاوردهای این جریان تحریر مجدد و تکمیل تفسیر خواجه عبدالله انصاری به همت رشید الدین احمد بن ابی سعید میبدی با عنوان کشف الاسرار بود. تفسیر میبدی، دارای سه لایۀ مضمونی است؛ لایۀ اول ترجمه ای از آیات به فارسی است و در لایۀ دوم مباحثی مبتنی بر علم ظاهر از مباحث ادبی و احادیث و اسباب نزول آمده است و لایۀ سوم به تفسیر اشاری (اشارۀ ظاهر آیه بر معنا) اختصاص یافته است.
در بخش مهمی از این لایۀ آخر، اقوال تفسیری خواجه عبدالله انصاری آمده و مفسر به اقوال برخی از دیگر بزرگان صوفیه مانند جنید و شبلی و با یزید بسطامی نیز توجه کرده است همزمان، روزبهان بقلی هم، که خود صاحب آموزه ای مهم در تصوف بود، عرائس البیان را تدوین کرد. سال های انتقال از قرن ۶ به ۷ ق، یعنی سال های ظهور برخی از بزرگان طریقه های صوفیه در شرق اسلام تأثیراتی در تفسیر نویسی آن قرن گذاشت. افزون بر تفسیر التأویلات النجمیه شیخ نجم الدین کبری، صوفی خوارزمی و بنیانگذار طریقۀ کبرویه (بروسوی ج۱، ص۷)، نجم الدین دایه هم که با یک واسطه طریقت را از او گرفته بود، راه او را ادامه داد و تفسیر عرفانی نوشت. در این میان، التأویلات کمال الدین عبدالرزاق کاشی نقطۀ عطفی در تاریخ تفسیر عرفانی در این عصر است.
مفسران عرفانی
در این بخش، به تنی چند از مفسران عرفانی اشاره می شود:
ارشد الدین نیریزی
(شیراز۶۰۴ ق) فقیه، محدث در قرن های ۶ و ۷ ق.
ابوالحسن علی بن محمد، اهل نیریز از مفسران عرفانی است. در برخی منابع کنیۀ او را ابوالفضل هم گفته اند اگرچه از زمان تولد او اطلاعی در دست نیست، با توجه به تاریخ درگذشت برخی از استادانش، می توان دهه های نخست قرن ۶ق را حدود زمانی تولد او در نظر گرفت، پس از آموختن دانش های اولیه در دیار خود، نیریز، و سپس شیراز، برای زیارت خانۀ خدا و نیز افزون بر دانش خویش راهی سفر شد (جنید شیرازی، ص۳۷۲-۳۷۶).
ارشد الدین در علوم دینی مهارت داشت و در مقام فقیه و محدث بسیار مشهور بود. وی، افزون بر شیراز، در سفرهایی به حجاز و عراق، محضر استادانی را درک کرد که از جملۀ آنها می توان به ابوالوفا احمد بن ابراهیم فیروزآبادی و شیخ توران کبیر و ابومقاتل مناور بن فرکوه دیلمی اشاره کرد (کربن، ص۲۲). در بازگشت به شیراز، امامت مسجد عتیق شیراز را بر عهده گرفت و به همین مناسبت در برخی منابع او را «عتیقی» نیز خوانده اند.
برخی از بزرگان، به ویژه مشاهیر عرفان، محضر او را درک کرده اند و از شاگردان و راویان اویند از جمله: شیخ روزبهان بقلی شیرازی، عزالدین مودود زرکوب و فرزندش، عمادالدین محمد و سراج الدین مکرم، قاضی القضات فارس. در منابع دربارۀ نوع رابطۀ نیریزی و روزبهان، سخن بسیار آمده است و گویا، افزون بر جلسات گوناگون، در برخی از مجالس سماع صوفیانه نیز با هم شرکت می کردند. با آنکه نیریزی صوفی نبود، بسیار به زهد گرایش داشت و دربارۀ روزبهان آورده است: «اگر آنچه من از شیخ روزبهان دیدم، ملک مقرب نیز می دید، به چرخ می آمد (روزبهان ثانی، ص۵۳).
نیریزی آثاری در حدیث و ادب و تفسیر داشت که با کوره الطلب لاهل الادب و تنویرالمصباح فی شرح المصابیح به ترتیب در ادب و حدیث است. اثر تفسیری او با عنوان مجمع البحرین نیز از شهرت بسیاری برخوردار است. با توجه به گرایش نیریزی به زهد و مباحث عرفانی، در تفسیر خود به تمایلات اخلاقی و زهدگرایانه توجه داشته است (عتیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ج۲، ص۲۰۲-۲۰۳).
روزبهان شیرازی
(فسا ۵۲۲-شیراز۶۰۶ ق) عارف مفسر در قرن های ۶ و ۷ ق.
ابو محمد روزبهان بن ابی نصر بقلی، اهل فسا از مفسران عرفانی است. علوم پایه را در زادگاه خود آموخت. در حدود ۲۵ سالگی حالتی به او دست داد که سبب دوری او ازخلق شد و او را به انزوا کشاند. روزبهان در طول زندگی سفرهای بسیار کرد و در کرمان و عراق و شام و اسکندریه حضور یافت و از افراد بسیاری دانش آموخت که این دانش را باید به دانش ظاهر و دانش باطن تقسیم کرد. از مشایخ او اطلاعات چندانی در دست نیست و فقط نام برخی از آنها در منابع یاد شده است. اصلی ترین استاد او، ارشدالدین نیریزی است که در حق شاگردش بیان کرده است که در قیامت شاگردان به استادان خود مفتخر می شوند، اما من به شاگردی روزبهان. از دیگر مشایخ اویند شیخ جاگیر کردی و فخرالدین ابوطاهر اصفهانی و شیخ سراج الدین محمود بن خلیفۀ بن عبدالسلام سالبه (ص۲۱۹).
آثار روزبهان اینهاست: عبهرالعاشقین که با مقدمه و تصحیح هانری کربن و محمد معین در تهران انتشاریافت؛ کشف الاسرار که ترجمۀ احوال روحانی خود اوست و مؤلف آن را در ۵۷۷ق به زبان عربی تألیف کرده و بخشی از آن در استانبول در۱۹۷۱چاپ شده است. شرح شطحیات که ترجمه و شرحی بر منطق الاسرار است و هانری کربن آن را در ۱۹۱۳ در پاریس به همراه بخش هایی از الطواسین حسین بن منصور حلاج منتشر ساخته است. تفسیر عرائس وی نیز اثری ارزشمند و درخور توجه است. این تفسیر، چنانکه از مؤلفش انتظار می رود، در قالب رمزپردازی ها و اشارت و بر طریق عارفانه تألیف شده و در آن آرای بزرگان صوفیه و عرفای پیشین گردآوری شده است. باید این تفسیر را قدیمترین تفسیر عرفانی قرآن کریم دانست که با عقاید صوفیه مطابق و بر تأویل های عارفانه مبتنی است.
روزبهان در مقدمه، علت تألیف را بیان کرده است: «چون کلام الهی را ازلی و از جهت ظاهر و باطن نامحدود یافتم، دانستم که کسی را توان رسیدن به کمال و غایت معانی آن نیست؛ پس بر آن شدم نا از این دریاهای بیکران، جرعه ای چند از حکمت های ازلی و افاضات ابدی بنوشم. سپس به نقل اقوال استادان خود پرداختم و از میان آنها بهترین و ظریفترین را برگزیدم».
از شاخصه های مهم این اثر، جایگاه زنجیره ای آن در میان آثار تفسیری عرفانی است. در اصل، این اثر در ادامۀ مسیر لطایف الاشارات قشیری و عرفان غزالی تدوین شده است و مؤلف تلاش کرده تا میراث پیشینیان خود تا آن زمان را یکجا گرد آورد و مجموع آن را به نسل بعد انتقال دهد (قاسم پور،«روزبهان…»، ص۸۶-۹۵).
نجم الدین دایه
(ری-۶۵۴) عارف نامی قرن ۷ ق
نجم الدین عبدالله بن محمد اسدی، معروف به دایه، اهل ری از مفسران عرفانی است. وی در طریقت بر مشرب شیخ نجم الدین کبری بود و شیخ مجدالدین بغدادی انتقال دهندۀ طریقت نجم الدین کبری به وی بوده است. نجم الدین دایه از ری به عراق و باری دیگر به همدان و اردبیب و از آنجا به آسیای صغیر سفر کرد و امکان آن را یافت تا در این سفرها محضر شیخ شهاب الدین سهرودی و شیخ صدرالدین قونوی و مولانا جلال الدین بلخی را درک کند. در منابع به آغاز سفر او در اواخر قرن ۶ق اشاره شده و محمد ریاحی بر این نظر است که او در۶۰۰ق در مصر بوده است (موحدی، ص۳۷-۳۸).
از میان مشایخ او، باید ابورشید محمد غزال و عبد المعز هروی و منصور بن فراوی و ابن عویس و ابوالجناب احمد خیوقی را نام برد. همچنین، بسیاری نزد او در طریقت گام نهادند و برخی نیر نه در مسیر عرفان، که با درک محضر او در شمار راویان وی قرار گرفته اند که از میان آنها می توان به شمس الدین محمد بن حسن ساوجی، شرف الدین دمیاطی، محی الدین محمد شاه غزالی، اسماعیل بن عثمان قصری و قطب الدین بن قسطانی اشاره کرد (ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵۲، ص۱۶۷؛ مستوفی، ص۶۷۱؛ صفدی، ج۱۷، ص۵۷۹).
نجم الدین دایه، آثار بسیاری تألیف کرده که بی شک مهمترین آنها مرصاد العباد من المبدأ الى المعاد (چاپ محمد امین ریاحی، تهران، ۱۳۵۲ش) است. افزون بر این، باید از کتاب های مرموزات اسدی در مرموزات داوودی (چاپ محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، ۱۳۵۲ش) و منارات السائرین و مقامات الطائرین (چاپ سعید عبدالفتاح، کویت) و رسالۀ الطیور (چاپ محمد امین ریاحی، تهران، ۱۳۷۱ش) و رسالۀ عقل و عشق (چاپ تقی تفضلی، تهران، ۱۳۶۷ش) یاد کرد.
نجم الدین دایه در اواخر عمر، تفسیری عرفانی با مفاهیمی در تأویل آیات با عنوان بحرالحقائق فی التفسیر السبع المثالى تألیف کرد. این تفاسیر از آغاز سورۀ حمد تا پایان سورۀ طور را دربردارد و علاء الدولۀ سمنانی، که خود هم مشرب نجم الدین بود، آن را به پایان رساند. تفسیر بر سیاق مرصاد العباد است و در نسل های بعد از وی بسیار مورد اقبال اهل عرفان قرار گرفته است. البته برخی در صحت انتساب این تفسیر به وی تردید کرده و آن را از تألیفات شیخ نجم الدین کبری دانسته اند؛ اما به دلایل گوناگون، از جمله همسانی متن این اثر با مرصاد العباد و ارجاع مؤلف به برخی آثار دیگرش همچون منارات السائرین، تردید در صحت انتساب چندان صحیح نمی نماید (موحدی، ص۴۸-۵۵).
نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد
(چهرود قم/طوس۵۹۷-۶۷۲ق) متفکر، دانشمند، فیلسوف، ریاضیدان، دولت مرد، مفسر، ادیب ایرانی در قرن ۶ و ۷ ق، همعصر حکومت ایلخانان.
محمد بن محمد بن حسن طوسی، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی، اهل طوس یا روستای چهرود (یا: جهرود) در حوالی قم. از درخشان ترین عالمان و مفاخر ایران و اسلام و از مفسران عرفانی است که در اوج اوضاع نابسامان فرهنگی در پی قدرت یابی مغولان روحی تازه به محافل علم و دانش دمید.
دوران کودکی را تحت نظارت پدرش، که خود از عالمان عصر بود، و نیز دایی اش، نورالدین علی بن محمد شیعی، سپری کرد که خود از دانشمندان ریاضی و منطق بود. در نوجوانی از محضر مشایخی مانند کمال الدین محمد حاسب و نصیرالدین عبدالله بن حمزه و کمال الدین بن یونس موصلی و معین الدین سالم بن بدران و فرید الدین داماد نیشابوری و قطب الدین مصری شافعی دانش اندوخت.
او محضر علامه حلی و عطار نیشابوری را هم درک کرد. در حدود بیست سالگی از بیم جان به یکی از قلاع اسماعیلیه در قهستان رفت و در همان زمان، تألیف اخلاق ناصری را به اتمام رساند. خواجه تا حدود ۶۵۴ق در برخی قلاع اسماعیلیه، از جمله میمون دژ، ماند (ابن ابی صبیعه، ج۱، ص۱۷۲). پس از افتادن اسماعیلیان به دست مغولان، با درایت خود را در بار ایلخان مغول جای داد و به سرعت به منصب مستشاری هولاکوخان برگزیده شد و از آن پس توانست در ایران به تغییرات فرهنگی ریشه داری دست زند که فقط یکی از آنها تأسیس رصد خانه ای در مراغه بود (تنکابنی، ص۳۸۱؛ کوششی، ص۳۴-۴۱).
خواجه نصیرالدین، با همۀ مشغلۀ سیاسی و اجتماعی خود، دست از درس و بحث و تألیف برنداشت. از میان شاگردان او می توان به جمال الدین حسن بن یوسف مطهر حلی، قطب الدین شیرازی، ابن فوطی، کمال الدین بن میثم بحرانی و سید رکن الدین استرآبادی اشاره کرد. از او آثار گرانبهایی در زمینه های گوناگونی چون ریاضیات و کلام و نجوم و اخلاق و تفسیر برجای مانده که مشهورترین آنها عبارتند از: تجرید الاعتقاد، اخلاق ناصری، زیج ایلخانی، شرح اشارات ابن سینا، تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافکار، تجرید المنطق، روضه القلوب (قمی، عباس، ص۶۱۱؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۲، ص۱۸۱). او آثاری در موضوعات کلی عام حدیث چون شرح اصول کافی تألیف کرده و تفسیری نیز با عنوان نقد التنزیل داشته است (آقا بزرگ طهرانی، ج۴، ص۲۵۲). از خواجه نصیر طوسی رساله ای در تفسیر سورۀ اخلاص در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران به شمارۀ ۲۸۳۰ ثبت شده و موجود است. در منابع، آثار دیگری نیز در زمینۀ تفسیر به وی نسبت داده شده است (عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ج۲، ص۲۲۶).
نظام الاعرج، حسن بن محمد
(زنده در۷۳۰ ق) مفسر، عالم دینی در قرن ۸ ق.
حسن بن محمد بن حسین، معروف به نظام اعرج و نظام الدین نیشابوری، اهل قم از مفسران عرفانی است. خاندانش در قم می زیستند، اما خود به نیشابور نقل مکان کرد و در آنجا به درس آموزی پرداخت. وی با سید شیریف جرجانی و ابن حجر عسقلانی همعصر بود.
از استادان بنام وی باید از قطب الدین محمد بن مسعود شیرازی یاد کرد. در منابع، وی را عالمی فاضل و عارفی کامل و مفسری علامه و دانشمندی صاحب فضل خوانده اند. نیشابوری، که در زمینه های گوناگون علوم تبحر داشت، آثار بسیاری نوشته و از اسباب اشتهار وی توانایی او در صرف و نحو و نیز تألیف تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان است (آقا بزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۶، ص۳۱- ۳۲). تفسیر وی، که تألیف شد (بهاری اردشیری، ص۱-۱۰). آقا بزرگ طهرانی وصف مفصلی از او آورده است. نظام اعرج آثار تفسیری و قرانی دیگری هم داشته که اوقات القرآن یکی از آنهاست. صاحب روضات الجنات به تألیف این اثر به اشارۀ قطب الدین شیرازی تصریح و بیان کرده که در ۷۰۴ق صورت گرفته است. از دیگر آثار او می توان به شرح شافیه ای، ابن حاجب، که بارها در ایران انتشار یافته و لب التأویل اشاره کرد (مدرس، ریحانه الادب، ج۶، ص۱۹۸).
تفسیر نیشابوری بارها، از جمله سنگی، چاپ شده است. در چاپ دولت آباد هند در۱۲۸۰ ق، کتاب اوقاف القرآن وی نیز در حاشیۀ آن انتشار یافته است. این تفسیر در واقع مختصر تفسیرالکبیر فخررازی و الکشاف زمخشری است. وی پس از هر آیه (آیات) قرائات آن را آورده و سپس به شرح و توصیف و تفسیر آیه پرداخته است. ارتباط آیات و سیاق و تأویل متشابهات و بیان مجازات و استعارات و مقدرات و مضمرات و تببین رویکرد مذاهب فقهی از ویژگی های تفسیر نیشابوری است. او در این اثر، به موضوعات کلامی و صوفیانه نیز توجه کرده است (نیشابوری، ص۲-۸).
عبد الرزاق کاشی
(۷۳۵) عارف، مفسر باطن گرا در قرن های ۷ و ۸ ق.
کمال الدین ابوالغنائم، معروف به عبدالرزاق کاشی، اهل کاشان از مفسران عرفانی است. اطلاعات از شرح احوال او اندک است و فقط می توان حدود نیمۀ دوم قرن ۷ق را برای زمان تولد او تخمین زد. در کاشان رشد کرد و دروس اولیه را در همان دیار آموخت. در جوانی در نزد نورالدین عبدالصمد نطنزی و رزبهان شیرازی و شیخ اصیل الدین عبدالله حضور یافت و در مسیر طریقت گام نهاد و از مسیر علوم عقلی و به ذوقی گرایید. وی توانست از شیخ خود، نورالدین عبدالصمد نطنزی، خرقه بگیرد و به مقاماتی دست یابد. آقا بزرگ طهرانی دربارۀ او گفته که از مشاهیر عرفا و عالمی کامل و در مراتب تأویل و علوم تنزیل محقق و پژوهشگر بود. سیدحیدر آملی نیز، که خود در سلک عارفان بود. در جامع الاسرار (ص ۴۹۸)، عبدالرزاق را با کسانی مانند ابوحامد غزالی و فخررازی و ابن سینا مقایسه کرده و در یک طراز قرار داده است.
از تألیفات عبدالرزاق کاشی است: اصطلاحات الصوفیه، شرح فصوص الحکم، شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری، لطائف الاعلام فی اشارات اهل الالهام، تأویلات القرآن (آقا بزرگ طهرانی الذریعه، ج۵، ص۳۴؛ کحاله، ج۵، ص۲۱۵).
با توجه به گرایش های عبدالرزاق در آثارش، باید او را عالم و عارفی دانست که در عرفان نظری در مکتب ابن عربی گام می نهاد و شرح مفصل او بر فصوص، دلیلی بر همین مدعاست، به ویژه که برخی این شرح را، پس از شرح صدرالدین قونوی، مهمترین و اصلی ترین تقریر بر این اثر ابن عربی دانسته اند (قاسم پور، «تأویلات قرآنی عبدالرزاق… »، ص۱۶).
در مجموعۀ رسائل عبدالرزاق کاشی، اثر تفسیری او با عنوان تأویلات از ارزش بسیاری برخوردار است، اگرچه انتساب این اثر در طول زمان سبب اختلاف آرایی شده است. در واقع بسیاری از محققان این اثر را از آن ابن عربی دانسته اند و حتی در چاپ هایی از آن هم انتساب آن به ابن عربی ثبت شده است، اما به دلایل گوناگون متنی و تاریخی، نمی توان این نسبت را درست دانست، به ویژه اینکه مؤلف در جایی به صراحت از استادش، نورالدین عبدالصمد، روایت کرده است و نورالدین عبدالصمد از نظر زمانی با عصر ابن عربی کاملاً فاصله دارد. منگابادی، پژوهشگر معاصر، با بررسی این اثر و مقایسۀ آن با برخی ارجاعات سیدحیدرآملی در المحیط الاعظم به این کتاب و نقل عباراتی کامل از آن و تصریح آملی به نام و نشان کتاب و مؤلف آن، به این نتیجه رسیده که نمی توان در اصل انتساب اثر به عبدالرزاق شک کرد (ص۹).
تأویلات تفسیر همۀ سوره های قرآن را دربردارد و در عین حال، چنانکه در مقدمۀ اثر هم خود مؤلف بیان کرده، از تفسیر آیات با مضمون تکراری یا برخی آیاتی که نیازمند تفسیر اجتناب ورزیده است. عبدالرزاق در این اثر، چنانکه از نامش هویدا است، دقیقاً به تأویل آیات پرداخته و این عمل خود را به حدیثی از پیامبر (ص) مرتبط ساخته که در آن به ظهر و بطن قرآن اشاره شده و عبدالرزاق ظهر را به تفسیر و بطن را به تأویل معنا کرده است (قاسم پور، ج۱، ص۵).
کتاب تأویلات عبدالرزاق، نقطۀ عطفی در تاریخ تفسیر عرفانی است، مخصوصاً از آن نظر که او، مبانی فکری ابن عربی را به شیوه ای جدید بیان کرد. این اثر در طی قرن ها، مورد استفادۀ اهل عرفان و رایج بوده است (جامی، ص۴۱۸، ۴۸۳).
داوود قیصری (۷۵۱ق) پس از عبدالرزاق شارح فصوص شناخته می شود و بر آن حاشیه هم زده که نسخۀ خطی آن در کتابخانۀ دانشگاه براتیسلاوا موجود است. التأویلات عبدالرزاق کاشی بارها، از جمله در حیدرآباد دکن، انتشار یافته است. چاپ انتقادی ان در تهران در ۱۳۸۳ق صورت گرفت و نیز در مجموعۀ رسائل عبدالرزاق به چاپ رسید.
سیدحیدر آملی
(۷۲۰-پس از۷۸۰ ق) عارف، مفسر شیعی در قرن ۸ ق
بهاءالدین حیدر بن علی بن حیدر علوی حسینی، اهل آمل از مفسران عرفانی است. در آغاز، شخصیتی سیاسی و دیوانی داشت و گرایش و مشغله هایش غالباً در این زمینه ها بود. در آمل و خراسان و اصفهان و طبرستان با درباریان ارتباط داشت و حتی به وزارت هم رسید، اما ناگاه در حدود ۳۰ سالگی، در پی تحولی روحی، از مشاغل و مناصب خویش کناره گرفت و در مسیر عبادت گام نهاد. در قریۀ طهران (تیران) اصفهان، نزد شیخ نورالدین طهرانی حضور یافت و سپس برای زیارت عتبات به بغداد رفت و به قصد حج خانۀ خدا رهسپار مکه شد. آنگاه به نجف اشرف بازگشت و در آن دیار با فخر المحققین، فرزند علامه حلی و مولا نصیرالدین کاشانی ملاقات کرد و در همان دیار از برخی عالمان اجازۀ روایت گرفت (افندی، ج۲، ص۲۱۹).
سیدحیدر آملی آثار بسیاری در مباحث عرفانی تدوین و در آنها تلاش کرد تا آموخته های خود در زمینۀ مذهب را با عرفان آشتی دهد و میان تصوف و تشیع وحدت برقرار کند. تألیفات فقهی و ذوقی او بسیارند که از جملۀ آنها می توان به جامع الاسرار و منبع الانوار و نقد النقود فی معرفه الوجود اشاره کرد. این دو رساله به کوشش هانری کربن و عثمان یحیی در تهران در ۱۳۴۷ش به چاپ رسیده اند. نص النصوص اثر دیگر اوست که در شرح فصوص الحکم ابن عربی نگاشته شده است. آملی این کتاب را در ۷۸۲ق به اتمام رسانده و به سلطان احمد بهادرخان جلایری اهدا کرده است. نص النصوص به همت هانری کربن و عثمان یحیی در تهران در ۱۳۵۲ ش منتشر شد. دیگر آثار او عبارتست از: الارکان فی فروع شرائع اهل الایمان، اسرار الشریعه و اطوار الطریقه و انوار الحقیقه، جامع الحقایق، الجداول الموسوعۀ بمدارج السالکین فی مراتب العارفین، الوجود فی معرفه المعبود (همانجا).
آملی در زمینۀ تفسیر نیز اثری با عنوان المحیط الاعظم و البحر الخصم فی تفسیرالقرآن الاعظم تدوین کرده که عنوان آن در برخی منابع با اندکی اختلاف آمده است. سیدحیدر این تفسیر را به شیوۀ ذوقی عرفانی و در هفت جلد نگاشته است. مفسر، قبل از مقدمات، خطبۀ مفصلی آورده و در متن هم به این مقدمه ارجاع داده است. وی در نامگذاری اثرش به این مبحث توجه داشته است که «اگر انسان و جن و فرشتگان نویسنده باشند و همۀ آسمان ها و زمین کاغذ و همۀ آب دریاها مرکب و همۀ درختان قلم، باز هم اگر بخواهند یک صدم علم الهی را بنویسند ناتوان خواهند بود (آملی، مقدمه).
این تفسیر اثری، برخاسته از محافل عرفانی و دارای برخی شذوذات و بیانات ویژه است، چنانکه مفسر در وصف اثرش گفته که آنچه را با عنوان تفسیر آورده، در جایی نخوانده و ندیده، بلکه از لطف الهی است و از جانب پروردگار دریافت کرده است؛ سخنی که یادآور نقل آغازین ابن عربی در فصوص است. وی در این اثر، تأویل را سرلوحۀ تفسیر خود قرار داده و این ویژگی کتاب اوست. به همین سبب، بیشترین شهرت این کتاب نه به تفسیر، بلکه به «التأویلات» است.
مفسران عرفانی، در روش تفسیری خود پرایش به مباحث عرفانی دارند. مفسران عرفانی بر حسب دانش و مراتب و مقام عرفانی خود، به تفسیر آیات و بیان بطون آن پرداخته اند. در بین عالمان شیعی، مفسران عرفانی نامداری قرار دارند که در این مقاله به برخی از آنان اشاره شده است.
فهرست منابع
ابن عربی، محی الدین (بی تا). الفتوحات المکیه، به کوشش عثمان یحیی، قاهره، الهیئه العلمیه العامه.
بروسوی، اسماعیل حقی (۱۲۸۷ ق). روح البیان، استانبول، ج۱
جنید شیرازی (۱۳۲۸). شد الازار فی حط الاوزار عن زوار المزار، به کوشش محمد قزوینی و عباس اقبال، تهران.
کربن، هانری (۱۳۷۶). «تصوف روزبهانی»، ترجمۀ محمد علی اخوان کیهان فرهنگی، ش۱۳۲.
روزبهان بقلی (۱۳۸۰). عبهرالعاشقین، به کوشش جواد نوربخش، تهران.
روزبهان ثانی، ابراهیم (۲۰۰۳). تحفه العرفان، به کوشش جواد نوربخش، تهران.
عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم (۱۳۷۱). طبقات، مفسران شیعه، قم، نوید اسلام.
موحدی، محمد رضا (۱۳۸۰). «نجم الدین رازی و تفسیر عرفانی قرآن»، بینات، ش۳۰.
ذهبی محمد حسین (۱۴۰۸ق). تاریخ الاسلام، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت، ج۵۲.
مستوفی، حمدالله (۱۳۶۲). تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوائی، تهران.
تنکابنی، محمد (۱۳۹۶ ق). قصص العلماء، تهران.
کوششی، پریش (۱۳۸۶). «خواجه نصیر طوسی، فیلسوف متکلم یا متکلم فیلسوف»، اطلاعات حکمت و معرفت، ش11
قمی، علی (۱۴۰۴ق). تفسیر، قم.
خوانساری، محمد باقر(بی تا). روضات الجنات، به کوشش اسدالله اسماعیلیان، تهران، مکتبۀ اسماعیلیان خویی، ابوالقاسم (۱۴۰۳ق). معجم رجال الحدیث، قم.
آقا بزرگ طهرانی، محمد محسن (۱۳۶۶)، طبقات اعلام الشیعه (احیا، الداثر من القرن العاشر)، تصحیح علی نقی منزوی، تهران، دانشگاه تهران.
عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم (۱۳۷۱). طبقات، مفسران شیعه، قم، نوید اسلام.
بهاری اردشیری، عباس علی (۱۳۸۴). «اطلاله على حیاه نظام الدین النیشابورى »، ش۴۷، ۴۸.
فتال نیشابوری، محمد (۱۳۸۶ق). روضه الواعظین، به کوشش محمد مهدی خرسان، نجف.
کحاله، عمرضا (۱۹۶۷). معجم المؤلفین، دمشق، ج۵، ص۷.
قاسم پور، محسن (۱۳۸۳). «تأویلات قرانی عبدالرزاق کاشانی، بررسی تحلیلی و نقد کتاب پیرلوری»، کتاب ماه دین، ش۸۲.
قاسم پور، محسن (۱۳۸۱). «روزبهان و تفسیر عرائس البیان»، آینۀ پژوهش، ش۷۵
جامی، عبدالرحمن (۱۳۶۲). نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدی پور، تهران.
افندی، عبدالله (۱۰۴۱ق). «ریاض العلماء، به کوشش احمد حسینی، قم، ج۱-۵.
منبع اقتباس مقاله: ولایتی علی اکبر؛ نقش شیعه در فرهنگ و تمدن