یکی از مسائل اساسی در سیره و منطق عملی پیشوایان معصوم (ع) مساله مشورت و مشاوره است. در سیره پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) می خوانیم که با اصحاب خود، بسیار مشورت می کردند…
واژه سیره در لغت و اصطلاح
واژه سیره در لغت، از کلمه سیر به معنای رفتن و جریان داشتن است. سیره در اصطلاح، منطق عملی و اصول عملی است که همچون قوانین ریاضی قابل تغییر نیست و راهنمای زندگی انسان است.
راغب اصفهانی می نویسد: سیر یعنی حرکت در روی زمین، در زمین راه رفتن و گذشتن و عبور کردن. «سیره» یعنی حالت و روشی که انسان دارد، نوع خاص حرکت انسان نوع رفتار و کردار و عملکرد انسان را «سیره» گویند.
مورخانی که درباره پیامبر اکرم (ص) و روش زندگی او کتاب نوشته اند، تاریخ خود را «سیره النبی» نامیده اند. سیره شناسی به معنای سبک شناسی و رفتارشناسی است.
واژه مشورت و شورا در لغت و اصطلاح
مشورت و شورا در لغت از «شارالعسل» گرفته شده و به معنای بیرون آوردن عسل از کندو به دست آوردن عسل ناب است. این لغت در اصطلاح به معنای به دست آوردن راه درست و متقن از طریق نظر خواهی از عقلا و خردمندان است. وجه تسمیه مشورت و مشاوره این است که به بهترین اندیشه ومحکمترین رای از طریق نظرخواهی و گفتگو با دیگران همچون عسل ناب استخراج شده از کندو به دست می آید و هدایت و صلاح و خیرها و خوبی ها در پرتو آن تحصیل و موجب پیروزی می گردد. این پرسشها اهمیت و ضرورت بحث مشاوره و شورا را تبیین می کند. شکی نیست که عمل به شورا، از اصول مسلم سیره عملی پیامبر اکرم (ص) و اولیای الهی به شمار می آید.
رسول خدا (ص) و جانشینان آن حضرت، با آنکه معصوم بودند و حتی با قطع نظر از وحی و مقام والای الهی از نظر فکر و بینش و منش از مشورت بی نیاز بودند، با مشورت کردن دو نکته را تعقیب می کردند:
۱ – اهمیت مشورت و شورا را به مسلمانان یاد آوری کنند و این روحیه را در عرصه های مختلف جامعه اسلامی، ایجاد و تقویت نمایند.
۲ – ضمن آموزش عملی به مسلمانان بیاموزند که چگونه به این سیره عمل کنند و از ثمرات درخشان آن برخوردار شوند؛ پس از آن حضرت، این سنت الهی را به نیکی استمرار بخشند و زندگی را بر اساس مشورت بنیاد نهند.
نگاهی به اسرار و اهداف مشاوره در سیره معصومان (ع)
یکی از مسائل اساسی در سیره و منطق عملی پیشوایان معصوم (ع)، مساله مشورت و مشاوره است. در سیره پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) می خوانیم که با اصحاب خود، بسیار مشورت می کردند، به طوری که از برخی از اصحاب رسول اکرم (ص) و عایشه چنین نقل شده است: هیچ کس را ندیدیم که با اصحاب خود بیشتر از رسول خدا با اصحابش مشورت کند.
در اینجا این پرسش ها به ذهن می رسد: چرا رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) آنقدر مشورت می کردند؟ آیا آنان به مشورت نیاز داشنتد؟ مگر اندیشه و قوای ذهنی آنان چنان کامل و نیرومند نبود که حتی با قطع نظر از وحی و مقام خلیفه اللهی، باز از مشورت بی نیاز بودند؟ آنان چه ضرورتی در این اصل احساس می کردند؟ آیا آنچه برای آنان اهمیت داشت، پرورش روحیه مشورت در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و… بود یا دستاوردهای آن؟ آنان با چه کسانی مشورت می کردند و چه کسانی با ایشان به رایزنی می پرداختند؟ آنان در نهایت چگونه تصمیم می گرفتند؟
شورا مایه انس و صفا و الفت اجتماعی، پیوند مردم، ارزش یافتن آنان، استفاده از دیدگاه ها و مواضع فکری و علوم و آگاهی دیگران، پرهیز از استبداد رای و پیامدهای وخیم خود رایی، مشخص شدن قدر و جایگاه انسانها در امور اجتماعی و عرصه های فکری و فرهنگی می گردد.
اهل حدیث و مفسران و مورخان، در بیان سر مشورت آن حضرت مطالب مبسوطی را آورده اند که نشان می دهد یکی از اهداف آن حضرت و جانشینان او در مشورت کردن با امت، پرورش این روحیه در مردم و ارزش یافتن آنان نزد یکدیگر بوده است.
ابو جعفر محمد بن جریر طبری، ضمن مباحث مبسوطی در این زمینه می نویسد: «لیتبعه المومنون بعده… و یستنوا بسنته فی ذلک.» امام فخر رازی از حسن و سفیان بن عیینه چنین آورده است: «لیقتدی به غیره فی المشاوره و یصیر سنه فی امته.» آلوسی بغدادی می نویسد: «ان تکون سنه بعده لامته.» گروهی از مفسران شیعه هدف حضرت را اقتدای امت به این سنت نیک دانسته، چنین تعبیر کرده اند: «لتقتدی به امته فی المشاوره». ابو الفتوح رازی می گوید: «خواست تا مردمان به او اقتدا کنند از پس او .» شریف لاهیجی نیز در تفسیرش می نویسد: آنکه این سنت حسنه مشورت در امت آن حضرت باقی بماند و بدون مشورت کاری نکنند.»
دوران حکومت اسلامی نبی اکرم (ص) و زندگی آن حضرت، به خوبی نشان داد که یکی از عوامل موفقیت پیامبر اکرم (ص) در پیشبرد هدف های اسلامی، همین مساله مشورت بوده است. آن حضرت نشان داد که با مشورت و رعایت اصول و مبانی مدیریت، می توان جامعه را در موقعیت های بحرانی به سلامت اداره کرد و خودرایی و خودسری را، که از بزرگترین آفت های فرهنگی و اجتماعی است، از ساحت اجتماع دور ساخت.
آن حضرت به همگان آموخت که همه انسانها، حتی آنها که از فکر قوی بر خوردارند و صاحب بهترین افکار و اندیشه اند، به مشورت نیازمندند و اگر خود را از مشاوره با دیگران بی نیاز بینند، خوی استبداد و استکبار می یابند. اما اگر با مردم مشاوره و رایزنی داشته باشند و شخصیت، دیدگاه های آنان را نادیده نگیرند و از استعدادهای آنان بهره برند، نه تنها از خطر فرو رفتن در استبداد دور می گردند؛ بلکه به آرا و اندیشه های محکم و متقن دست می یابند. تجارب تاریخی نشان داده است که بهترین افراد و محکمترین نظام ها، در صورت فرو رفتن در استبداد، به هلاکت می رسند، جنبه مردمی خود را از دست می دهند و در مسیر انحطاط می افتند.
امیرمومنان (ع) می فرماید: «من استبد برایه هلک.» هر کس استبداد رای ورزد، هلاک می شود. «لا ظهیر اوثق من المشاوره.» هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست.
در مکتب اسلام، مشورت کردن، عین هدایت است؛ گردآوردن خوبی ها و خیرها، در پرتو این سنت حسنه به دست می آید و هر که با خردمندان مشورت کند، از انوار خردهای آنان فروغ می گیرد؛ «من المشاور ذوی العقول استضاء بانوار العقول.» یکی از راه های اساسی مشارکت در عقل و علم و دانش صاحبان اندیشه و فرهنگ و خرد، مشورت کردن است. «و من شاور الرجال یشارکها فی عقولها.» به همین جهت باید گفت: آیه «و شاورهم فی الامر» به منظور لطف به امت و کرامت به آنها و فروغ بخشیدن به عقول آنان وارد شده است.
اسرار و اهداف مشورت از دیدگاه مولوی
مولوی در این باره می گوید:
امر شاورهم پیامبر را رسید
گرچه رایی نیست رایش را ندید
در ترازو جور ضیق زرشدست
نی از آنک جو چو زر گوهر شدست
روح، قالب را کنون همره شدست
مدتی سگ حارس درگه شدست
مشورت کن با گروه صالحان
بر پیمبر امر شاورهم بدان
امر هم شوری برای این بود
کز تشاور سهو و کژ کمتر رود
این خردها چون مصابیح انور است
بیست مصباح از یکی روشن تر ست
بنابراین، سر کلام حضرت امیرمومنان (ع) روشن می گردد که می فرماید: برای در امان ماندن از لغزش ها و پشیمانی ها، با صاحبان خرد مشورت کن. «شاور ذوی العقول تامن الزلل و النوم»
اهمیت و ضرورت مشورت در قرآن و حدیث
اخلاق رسول خدا (ص)، قرآن بود و عمل او مشورت. مساله شوری در قرآن در کنار نماز و انفاق، به عنوان یکی از ویژگی های اساسی انسان رشد یافته، مطرح شده است: «… و الذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلاه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون والذین اذا اصابهم البغی هم ینتصرون.» و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است برای کسانی که ایمان آوردند… و دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نمازرا به پا داشتند و کارشان میانشان به مشورت است و از آنچه به آنان روزی دادیم انفاق می کنند و کسانی که چون تجاوز مسلحانه ای به آنان شود یکدیگر را در انتفام کشیدن یاری می دهند.
علامه طباطبایی درباره این آیه می گوید: در جمله «و امر هم شوری بینهم» به ویژگی مهم و بنیادی مومنان اهل رشد و عمل اشاره شده، بدین صورت که آنان در به دست آوردن اندیشه صحیح و دیدگاه جامع و متقن به صاحبان عقل و اندیشه و خرد مراجعه می کنند و ضمن جمع آوری کلیه دیدگاه ها بهترین آنها را گزینش و تبعیت می کنند و در واقع این آیه به نظر من با آیه «و الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» نزدیک است: و راه رسیدن به بهترین راه های موجود در هر عرصه ای برای دستیابی به واقعیت مشورت است؛ چرا که «و ما تشاور قوم الا وفقوا الاحسن ما فی ضمیرهم» هیچ قومی در کارهایشان با یکدیگر مشورت نکردند مگر آنکه به بهترین راه های موجود دست یافتند.
از دیدگاه پیامبر اسلام (ص)، جامعه ای که فافد سنت مشورت است و رهبران مستبد و خود سر و توانگران تنگ نظر دارد، حق حیات ندارد؛ چرا که فقدان سنت مشورت در جامعه شخصیت افراد را می کشد و رشد فرهنگ و اندیشه ها را متوقف می سازد. این حقیقت در حدیث نبوی چنین آمده است:
«اذا کان امراکم خیارکم و اغنیاءکم سمحاءکم و امرکم شوری بینکم فظهر الارض خیرلکم من بطنها و اذا کان امراءکم شرارکم و اغنیاءکم بخلا کم و لم یکن امر کم شوری بینکم فبطن الارض خیرلکم من ظهرها.» هرگاه زمامداران شما، نیکان و توانگران شما، سخاوتمندانتان باشد و کارهایتان به مشورت انجام شود، در این موقع روی زمین از زیر زمین برای شما بهتر است (و شایسته حیات و بقا هستید)؛ ولی اگر زمامدارانتان بدان و توانگرانتان بخیلان باشند و کارها با مشورت برگزار نشود، در این صورت زیر زمین ازروی آن برای شما بهتر است.
مشورت ادراک و هشیاری دهد
عقل ها مر عقل را یاری دهد
مشورت در کارها واجب شود
تا پشیمانی در آخر کم شود
نبی اکرم (ص) در امور مختلف مشورت می کرد و سپس تصمیم می گرفت و عمل می کرد؛ چنانچه امام رضا (ع) فرمود: «ان رسول الله (ص) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید.» البته مشورت نبی اکرم (ص) در امور مربوط به خدا و رسولش که حکم صریح داشت و به عنوان نص ارائه می شد، صورت نمی گرفت، بلکه مشورت ها در امورمربوط به امت تحقق می یافت.
ضمیر «هم» در آیه «و امرهم شوری بینهم» به این نکته اشاره دارد؛ زیرا اجتهاد در مقابل نص جایز نیست. و آیات متعددی از قرآن آن را باطل می داند. «فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما.» نه به خدایت سوگند، ایمان نمی آورند تا تو را در اختلاف های خویش حاکم کنند؛ سپس در دل های خود از آنچه حکم کرده ای، ملالی نیابند و کاملا تسلیم گردند.
نمونه هایی از مشاوره نبی اکرم (ص)
در اینجا نمونه هایی ازمشاوره های نبی اکرم (ص) و جانشینانش را نقل می کنیم:
الف – مشاوره در امور فرهنگی و مسائل نظامی
۱ – از نمونه های برجسته سیره مشاوره پیامبر (ص)، جنگ بدر است که درباره اصل جنگ، تعیین مکان نبرد و اسیران جنگ با یاران خود مشورت کرد و فرمود: «اشیروا علی ایها الناس.» ای مردم! آرای خود را برایم بگوئید. جنگ بدر در سال دوم هجری روی داد. به پیامبر گزارش رسید که کاروانی از قریش اموال فراوان به طرف شام می برد. حضرت به منظور مقابله به مثل از مدینه خارج شد، به تعقیب کاروان پرداخت و به آن دست نیافت. کاروان قریش به شام رفت، پس از مدتی گزارش دادند که کاروان قریش در حال باز گشت است.
پیامبر (ص) با ۳۱۳ تن در ماه مبارک سال دوم برای مصادره اموال قریش، در مقابل اموال مصادره شده مسلمانان، از مدینه خارج شد، نیروی کمکی مکه با تجهیزات کامل برای کمک با کاروان قریش حرکت کرد. پیامبر (ص) اصحاب خود را گرد آورد و در مورد اینکه آیا دشمن را تعقیب کنند یا با گروه نظامی قریش رو به رو شوندو یا به مدینه باز گردند، با آنان مشورت کرد: «فاستشار الناس و اخبرهم عن قریش.» در این جریان نخست ابوبکر بر خاست و نظرخویش را مبنی بر جنگ با دشمن اعلام کرد.
سپس عمر نظری مشابه نظر او داد. آنگاه مقداد برخاست و گفت: «ای رسول خدا، آنچه خداوند برایت مقرر فرموده عمل کن؛ ما با تو هستیم. به خداسوگند، ما آنچه را که بنی اسرائیل به موسی گفتند به تونمی گوئیم که «فاذهب انت و ربک فقاتلا انا ههنا قاعدون»؛ توبا پروردگارت بروید و خودتان جنگ کنید که ما اینجا نشسته و منتظریم. ما می گوییم: تو و پروردگارت بروید و بجنگید و ما هم به امر شما جنگ می کنیم. رسول خدا (ص) مقداد را ستود، در حقش دعا کرد و باز فرمود.
«اشیروا علی ایها الناس.» و مقصود حضرت، انصار بودند؛ زیرا ازطرف آنان، اکثریت بودند و از طرفی در عقبه با پیامبر (ص) پیمان دفاعی بسته بودند. پیامبر (ص) می خواست نظر آنان را در این خصوص بداند. سعد ابن معاذ برخاست نظر خویش را مبنی بر حرکت رسول خدا (ص) و اطاعت مطلق از وی است و جنگ با دشمن اعلام کرد.
سخنان سعد، انبساطی در رسول خدا (ص) ایجاد کرد و او را خشنود ساخت. پس فرمود: «به راه افتید و بشارت باد شما را که خداوند (پیروزی بر) یکی از این دو گروه را به من وعده داده است. (یا تصاحب کاروان و یا پیروزی بر قریش) سوگند به خدا، گویا هم اکنون جای کشته شدنشان را پیش روی خود می بینم.» رسول خدا (ص) با به کارگیری این جلسه مشورتی از منزل «ذفران» حرکت کرد؛ از گردنه ای که موسوم به «اصافر» بود، گذشت؛ به سوی قریه ای که در پایین گردنه قرار داشت، سرازیر شد؛ نزدیک بدر فرود آمد و به کسب اطلاعات پرداخت. در دشت بدر، آبهای مختلفی بوسیله چاه هایی که در آن حفر شده بود، وجود داشت و به همین جهت محل توقف کاروانها بود، مسلمانها زودتر از قریش کنار چاه ها فرود آمده بودند، واقدی می گوید:
پس از فرود آمدن در کنار اولین چاه، پیامبر (ص) از اصحاب خود مشورتی خواست و فرمود: «اشیروا علی فی المنزل» نظر مشورتی شما درباره این مکان چیست؟ حباب بن منذر بر خاست و نظر خویش را مبنی بر عدم مناسبت این مکان برای نبرد با دشمن اعلام کرد وگفت: «اکنون که فرمان خاص در مورد این مکان نرسیده و صرفاتدبیر جنگی است، دستور دهید تا آخرین چاه، که به دشمن نزدیک است، پیشروی کنیم و در آنجا اردو بزنیم.
رسول خدا (ص) فرمود: «رای صواب، همان است که گفتی. در این داستان به مشاوره اصحاب نیز با نبی اکرم (ص) اشاره شده است. بدین ترتیب، با استفاده از یکی از اصول و مبانی مدیریت و رهبری حکیمانه و عمل به اصل اساس مشورت و بهره گیری از روش های نظامی بجا و روح ایمان، مسلمانان با وجود نیروی کم در مقابل نیروی بسیار دشمن به پیروزی چشمگیری دست یافتند و اسیران بسیار گرفتند.
پیامبر اسلام (ص) درباره اسیران و امور دیگر مربوط به جنگ نیزبارها با اصحاب خود مشورت فرمود. مشاوره شیوه عملی رسول خدا (ص) در جنگ های مختلف بود که به نمونه های دیگری اشاره می کنیم.
۲ – در نبرد احزاب یا خندق نیز همین شیوه به کار رفت. و حضرت رسول (ص) با اصحاب خود، جلسه مشورتی تشکیل داد.
۳ – در پیکار بنی قریظه، در مورد کیفیت و کمیت جنگ با یهودیان مدینه، مشورت کرد.
۴ – در پیکار نبی نضیر، در بر خورد با یهودیان مدینه، نیز چنین کرد.
۵ – در روز حدیبیه نیز در موضوع های مختلفی به مشورت پرداخت.
۶ – در فتح مکه، هنگامی که آمدن ابوسفیان به حضرت گزارش شد، مشورت کرد.
۷ – در غزوه طائف، پس از محاصره آنها، پیامبر اسلام (ص) با اصحاب خود مشاوره کرد و سپس تصمیم گرفت.
۸ – در غزوه تبوک، در امور مختلف، با اصحاب خود به مشورت پرداخت؛ «اشیروا علی» فرمود و نظرهای صائب و آرای صحیح و نوین اصحاب را مورد ستایش قرار داد.
۹ – در جنگ احد درباره اینکه سپاه اسلام در مدینه مستقر شود یا بیرون رود؛ با اصحاب مشورت کرد و با اینکه خود موافق نبود، نظر اصحاب را پذیرفت.
این نمونه ها و ده ها نمونه دیگر، حاکی از مشاوره نبی اکرم (ص) در امور جنگ بود.
ب مشاوره در امور غیر نظامی و مسایل غیر جنگی
مورخان ده ها نمونه دیگر از مشورت های نبی اکرم (ص) در امور غیرنظامی و مصالح غیر جنگی در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امور فردی و خانوادگی و غیره نقل کرده اند. این موارد بیانگر آن است که شورا و مشورت، به عنوان یک امر اساسی در مسائل مدیریت و حکومت و فرماندهی منحصر نیست؛ بلکه در همه شئون مربوط به امت راه دارد و ثمرات درخشانی در پی خواهد داشت. برخی از این موارد عبارت است از:
۱ – پیامبر (ص) درباره کسانی که به عایشه تهمت زدند، با اصحاب خود مشورت کرد و نظر آنها را خواست. مورخانی چون ابن اسحاق، واقدی، بخاری، مسلم، احمد بن حنبل، ترمذی، بیهقی و دیگران این جریان را به طور مبسوط آورده اند و ضمن اشاره به امور جلسات مشورتی نبی اکرم (ص) با اصحاب، تاکید کرده اند که نبی اکرم (ص) در این حادثه با حضرت علی بن ابیطالب (ع) و اسامه بن زید به طور ویژه مشورت کرد. مفسران اهل سنت نیز در ذیل آیات ۱۱ تا ۱۶سوره نور که مربوط به «افک» (تهمت عظیم) است، مطالب مبسوطی درباره تهمت به عایشه آورده اند و به مواردی از مشورت نبی اکرم (ص) با اصحاب و مشورت اصحاب با حضرت اشاره کرده اند که جای نقد و بررسی دارد و مفسران شیعی، به نقادی مطالب مفسران اهل سنت پرداخته اند.
۲ – پیامبر (ص) در مورد اعزام افراد برای تبلیغ و اداره امور یک منطقه و اعطای مسئولیت به افراد به منظور فرمانداری و استانداری و مدیریت و حکومت بخشی از مناطق تحت اداره خویش، با اصحاب مشورت می کرد. اصحاب آن حضرت نیز، با پیروی از این سنت نیکو، نه تنها با رسول اکرم (ص) در امور مختلف به مشورت می پرداختند؛ بلکه با همدیگر نیز مشورت می کردند. پژوهشی درباره روش شناسی مشاوره نبی اکرم (ص) با اصحاب و بالعکس و همینطور مشاروه های مسلمانان در صدر اسلام، نیازمند مقاله مستقل و جامعی است.
آنچه گذشت، به خوبی نشان می دهد که پیامبر اسلام (ص) با وجود آنکه معصوم بود و از نظر فکر و تدبیر و تصمیم گیری به مشورت نیاز نداشت، برای احیای این سنت و آموزش و پرورش امت، پیوسته با اصحاب خویش مشورت می کرد.
منبع: مجله فرهنگ کوثر، اسفند ۱۳۷۷، شماره ۲۴، صفحه ۱۶؛ محمدجواد حیدری خراسانی؛