افشاگری و سوت زنی به ویژه در عصر حاضر و با رشد چشمگیر فضای مجازی در جوامع، پدیده ای فراگیر شده و خیلی اوقات، اسرار و اطلاعات خصوصی سازمان ها یا افراد مختلف منتشر می شود. از این رو لازمست تا این پدیده مانند بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر، از نگاه دینی مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. قرآن مجید با افشاگری و سوت زنی نسبت به زندگی خصوصی افراد مخالف است و آن را عملی مذموم و ناپسند می داند. با وجود این، افشاگری می تواند جنبه های مثبت و پرفایده نیز داشته باشد و از بسیاری از فسادهای سیاسی و اجتماعی جلوگیری کند. در این یادداشت به اختصار به نمونه هایی از افشاگری های منفی و مثبت از منظر قرآن کریم می پردازیم.
تعریف افشاگری و سوت زنی
اصطلاح «whistleblowing» که افشاگری، برگردان رایج آن در زبان فارسی است، در اصل یک اصطلاح آمریکایی است. البته ریشه آن به عرف و شیوه افسران بریتانیا باز می گردد که با دیدن عمل خلاف، در سوت[1] خود می دمیدند. گویی افشاگر، همانند کسی است که از سرانجام وظیفه، به محض مشاهده یک رفتار نادرست، سوت قانون را به صدا در می آورد.[2]
واژه «افشا» در لغت فارسی به معنای آشکار کردن، فاش کردن، انتشار دادن و پدیدار ساختن آمده است و افشاگر به معنای آشکار کننده آمده است.[3]
حکم اولی افشاگری و سوت زنی
حکم اولی افشاگری و سوت زنی از نظر اسلام حرمت و عدم جواز است. به طور کلی خداوند بدگویی و برملا کردن عیوب و اعمال زشت افراد را دوست ندارد؛ چنانکه در قرآن می فرماید: «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ؛[4] خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بدي هاى ديگران را اظهار كند.»؛ زيرا همانگونه كه خداوند «ستار العيوب» است، دوست ندارد كه افراد بشر پرده درى كنند و عيوب مردم را فاش سازند و آبروى آنها را ببرند.
به علاوه می دانيم هر انسانى معمولا نقاط ضعف پنهانى دارد كه اگر بنا شود اين عيوب اظهار گردد، یک روح بدبينى عجيب بر سراسر جامعه سايه می افكند و همكارى آنها را با يكديگر مشكل می سازد، بنابراين به خاطر استحكام پيوندهاى اجتماعى و به خاطر رعايت جهات انسانى، لازم است بدون در نظر گرفتن یک هدف صحيح افشاگری و سوت زنی انجام نشود. همچنین بايد توجه داشت كه منظور از كلمه «سوء» هر گونه بدى و زشتى است و منظور از «جهر بالسوء من القول» هر گونه ابراز و اظهار لفظى را شامل می شود.[5]
بنابراین می توان گفت افشاگری، از اساس امری مذموم است و جز در برخی موارد که شارع اجازه داده، شایسته نیست انسان به افشاگری و سوت زنی دست بزند. از همین رو باید بین موارد مختلف افشاگری و سوت زنی تفاوت گذاشت. برای روشن شدن مطلب در ادامه ابتدا به برخی مصادیق افشاگری و سوت زنی غیرمجاز اشاره می کنیم و سپس به چند مورد از افشاگری های مجاز می پردازیم. در مواردی افشاگری و سوت زنی نه تنها مجاز بلکه به لحاظ وظیفه دینی، امری واجب و ضروری است.
مصادیق عدم جواز افشاگری و سوت زنی
افشاگری و سوت زنی، انگیزه ها و علل مختلفی دارد. در بیشتر موارد، افشاگری به لحاظ آموزه های دینی، امری نامشروع و حرام است در ادامه به دو مورد از موارد غیرمجاز و نامشروع افشاگری و سوت زنی می پردازیم:
یک) افشای عیوب پنهان دیگران
یکی از موارد عدم جواز افشاگری و سوت زنی، غیبت است. غیبت به معنای افشا و بیان عیب پنهان کسی در غیابش به قصد مذمت و انتقاص است.[6] غیبت، یکی از بزرگترین گناهان کبیره است که مورد مذمت شدید قرآن قرار گرفته: «وَ لَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ؛[7]و هيچ یک از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟!»
علاوه بر این که غیبت حرام است، درآمدی هم که از این راه به دست می آید، نامشروع است؛ مثل اینکه به کسی پول بدهند تا با نوشتن مطلبی، عیوب پنهان افراد را آشکار کند یا شخصیتی را رسوا سازد؛ یا اینکه سخنرانی پول بگیرد تا کسی را مفتضح کند و امر پنهان وی را برملا سازد.[8]
دو) اشاعه فحشا
اگر کسی قصدش از افشاگری و سوت زنی، اشاعه فحشا باشد، مرتکب عمل حرام شده است. خداوند در قرآن می فرآید: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؛[9] به يقين كسانى كه دوست دارند زشتی ها در ميان مردم باايمان شايع شود براى آنان در دنيا و آخرت عذاب دردناكى است».
بايد توجه داشت كه “اشاعه فحشاء” منحصر به اين نيست كه انسان تهمت و دروغ بى اساسى را در مورد زن و مرد با ايمانى نشر دهد، و آنها را به عمل منافى عفت متهم سازد، اين يكى از مصاديق آن است، اما منحصر به آن نيست، اين تعبير مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه نشر فساد و اشاعه زشتی ها و قبایح و كمك به توسعه آن را شامل می شود.[10]
موارد جواز افشاگری و سوت زنی
با وجود اینکه حکم اولی افشاگری و سوت زنی، حرمت است و به برخی آیات در این زمینه اشاره کردیم، اما گاهی این کار جایز است و چه بسا حتی به لحاظ شرعی و برای حفظ مصالح جامعه اسلامی واجب باشد. در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنیم:
۱. دادخواهی و تظلم خواهی
اگر فردی از ناحیه دیگری مورد ستم قرار بگیرد، می تواند برای دادخواهی، ظلمِ ظالم را افشا و آن را به دادگاه یا مراکز صلاحیت دار اعلام کند تا به موضوع رسیدگی شود و از تضییع حقش جلوگیری به عمل آید. در ادامه آیه ای که در ابتدا درباره کراهت خداوند نسبت به افشاگری بیان کردیم، یک استثناء ذکر شده است که نشان می دهد افشاگری برای دادخواهی جایز است: «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ؛[11] خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بدی هاى ديگران را اظهار كند؛ مگر آن کس كه مورد ستم واقع شده باشد.»
طبق این استثناء، کسانی که مورد ظلم قرار گرفته اند، حق دارند براى دفاع از خويشتن در برابر ظلم ظالم اقدام به شكايت كنند و ستم او را نزد مراجع قضایی افشا سازند. در حقيقت ذكر اين استثناء به خاطر آن است كه حكم اخلاقى فوق مورد سوء استفاده ظالمان و ستمگران واقع نشود، و يا بهانه اى براى تن در دادن به ستم نگردد. روشن است در اين گونه موارد نيز تنها به آن قسمت كه مربوط به ظلم ظالم و دفاع از مظلوم است بايد قناعت كرد.[12]
۲. دفع اتهام از خود
گاهی ممکن است دیگران به انسان اتهامی وارد کنند و او را به خطایی نکرده رسوا سازند. در اینجا انسان مجاز است که به خاطر رفع اتهام از خود، خطای دیگران را افشاء کند. این جواز را می توان از افشاگری حضرت یوسف (ع) در داستان عشق زلیخا به او به دست آورد. وقتی یوسف توسط زلیخا مورد اتهام قرار گرفت، حضرت یوسف (ع) از خود دفاع کرد و خواسته نامشروع زلیخا را افشا کرد: «قالَ هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي؛[13] يوسف گفت: او مرا به كامجويى از خود دعوت كرد!»
بدون شک حضرت یوسف (ع) قصد تخریب چهره زلیخا را نداشت ولی چاره اى نداشت جز آنكه حقيقت را بگويد و اتهام زليخا را از خود دور سازد، و اگر زليخا آن تهمت را به يوسف نزده بود و آن سخن دروغ را بر زبان نياورده بود، يوسف نيز پرده از کار قصد زشت او بر نمی داشت و حقيقت را بر زبان نمی آورد.[14] بنابراین حضرت یوسف (ع) ناگزیر دست به افشاگری زد و کار زشت و ناپسند زلیخا هر چند پنهانی بود را آشکار کرد.
۳. امر به معروف و نهی از منکر
افشاگری و سوت زنی درباره فساد در مواردی می تواند ـ با لحاظ شرایط و مراتب موجود در باب نهی از منکر ـ مصداقی برای نهی از منکر شناخته شود مانند اینکه یک کارمند از مدیر خود، فسادی را مشاهده می کند که می تواند اثرات مخرب اجتماعی به بار بیاورد و با لحاظ اهمیت موضوع و یقین به عدم اثرگذاری تذکر لسانی انفرادی، او احتمال می دهد که اگر موضوع را گزارش دهد یا بین کارکنان دیگر افشا کند، فشار اجتماعی و نهی از منکر جمعی آنها نسبت به این فساد، مؤثر است و موجب رفع آن خواهد شد تا اثرات فساد را نیز دفع کند. در این گونه مصادیق افشاگری و سوت زنی به عنوان ابزاری برای نهی از منکر به کار می رود.[15]
خداوند در قرآن کریم ملاک برتری یک امت را رواج امر به معروف و نهی از منکر در میان آن ها می داند: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ؛[16] شما بهترين امّتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده ايد؛ چه اينكه امر به معروف و نهى از منكر می كنيد و به خدا ايمان داريد».
طبق دیدگاه مشهور فقها، یکی از شروط نهی از منکر، اثرگذاری است. نکته مهم در این شرط، آن است که اگر مکلف بداند که نهی از منکر او اثر گذار است، شکی در وجوب آن وجود ندارد، اما اگر بداند که به تنهایی اثر ندارد، ولی احتمال می دهد که اگر به صورت گروهی در یک مرتبه یا چندین مرتبه نهی از منکر کنند، تأثیر خواهد داشت، در این صورت فراهم کردن چنین حالتی بر مکلف از باب مقدمه واجب، واجب است.
با لحاظ این مسئله، در میابیم که افشاگری نسبت به فساد در شرایطی که نهی از منکر منوط بر تحقق آن باشد و مصداقی برای مقابله با فساد قرار بگیرد ـ با رعایت مراتب و لحاظ شرایط دیگر در امر و نهی ـ از باب مقدمه، واجب خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر ناهی از منکر برای رفع یا دفع منکر یقین به عدم تأثیر مراتب خفیفه نهی از منکر داشت (مثلا تذکر زبانی را مؤثر نمی دانست) یا مسئله از جمله موضوعاتی بود که نزد شارع مقدس دارای ملاک بسیار مهمی باشد، اگر احتمال بدهد که با افشاگری و سوت زنی نهی از منکر مؤثر واقع می شود نه تنها افشاگری جایز، بلکه در مقام علم اگر دفع و رفع فساد را متوقف بر این بداند، این مصداق خاص، از باب مقدمه واجب می شود.[17]
جمع بندی
افشاگری و سوت زنی، به خودی خود امری نامطلوب و ناپسند است که مورد نهی قرآن قرار گرفته است. مواردی مثل غیبت، اشاعه فحشا از موارد عمده افشاگری و سوت زنی مذموم به شمار می روند؛ اما در برخی موارد، افشاگری و سوت زنی با توجه به مصلحتی که وجود دارد، جایز است. برخی از آن ها عبارتند از: افشاگری به قصد دادخواهی، افشاگری به خاطر دفع اتهام از خود و افشاگری به منظور دفع و از بین بردن منکر در جامعه.
پی نوشت ها
[1] Whistle
[2] صادقی، تحلیل اخلاقی افشاگری، ص ۷۰.
[3] دهخدا، لغت نامه دهخدا، مدخل افشا.
[4] نساء/۱۴۸.
[5] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۸۴.
[6] رساله آموزشی آیت الله خامنه ای، ج ۲، بحث غیبت.
[7] حجرات/ ۱۲.
[8] رساله آیت الله خامنه ای، ج۲، بحث غیبت.
[9] نور/۱۹
[10] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۴۰۳.
[11] نساء/۱۴۸.
[12] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۸۴ و ۱۸۵.
[13] یوسف/۲۶.
[14] طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج ۱۲، ص ۲۰۱.
[15] مداح، بررسی فقهی و حقوقی افشاگری مفاسد کارگزاران در حکومت اسلامی، ص ۲۲۹.
[16] آل عمران/ ۱۱۰.
[17] مداح، بررسی فقهی و حقوقی افشاگری مفاسد کارگزاران در حکومت اسلامی، ص ۲۳۱ و ۲۳۲.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- خامنه ای، سید علی، رساله آموزشی، ج۲، مبحث غیبت. سایت حضرت آیت الله خامنه ای.
- صادقی، مسعود، تحلیل اخلاقی افشاگری، پژوهش نامه اخلاق، ش ۴۰، ۱۳۹۷، ص ۸۸-۶۹.
- طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ترجمه حسین نوری و محمد مفتح، تهران، فراهانی، بی تا.
- مداح، مسعود و دیگران، بررسی فقهی و حقوقی افشاگری مفاسد کارگزاران در حکومت اسلامی، پژوهش نامه فقه میان رشته ای اجتماعی، ش ۱، ۱۴۰۱، ص ۲۲۷-۲۵۲.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.