در این مقاله ولادت امام کاظم (علیه السلام) و برخی دیگر از فرازهای زندگی ایشان شرح داده خواهد شد، هفتمین امام شیعه امامیه، حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام) است که مسلمانان، به ویژه شیعیان، او را به دلیل حلم و بردباری اش در برابر معاندان و فرونشاندن غیظ و خشم خویش در مقابل دشمنان[۱] لقب کاظم داده اند.
ولادت آن حضرت به سال ۱۲۸- و در منابع اندکى ۱۲۹- در ابواء- که منطقه اى است میان مکه و مدینه- از مادرى با نام حمیده بربریه،[۲] بوده است. ماه تولد در هیچ منبعى نیامده و تنها به سال اکتفا شده است.[۳] شهادت ایشان در بیست و پنجم رجب[۴] سال ۱۸۳ در بغداد و در زندان حاکم ستمگر عباسى، هارون الرشید، صورت گرفته است. برخى روز شهادت را پنجم و برخى ششم ماه رجب دانسته اند.[۵]
امام کاظم (علیه السلام) پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال ۱۴۸، رهبرى شیعیان را بر عهده گرفت و عمر شریف خود را در مدینه و بغداد گذراند. در میان شخصیت هاى علوى موجود در عصر آن حضرت، کسى را توان برابرى با وى نبوده و از نظر علم و تقوا و زهد و عبادت سرآمد روزگار خویش به شمار می آمد.
شیخ مفید درباره آن حضرت مى گوید:
کان أبو الحسن موسى (علیه السلام) أعبد أهل زمانه و أفقههم و أسخاهم کفّا و أکرمهم نفسا.[۶]
ابو الحسن موسى (علیه السلام) پرستنده ترین و سخىترین و با شخصیت ترین اهل زمان خود بود.
شیخ طبرسى مى نویسد:
کان (علیه السلام) أحفظ النّاس لکتاب اللّه … و کان النّاس بالمدینه یسمّونه زین المجتهدین.[۷]
آن حضرت حافظ ترین مردم نسبت به کتاب خدا بود … و مردم مدینه او را زینت کوشندگان در عبادت خدا می نامیدند.
ابن ابى الحدید درباره آن حضرت چنین می نویسد:
جمع من الفقه و الدّین و النّسک و الحلم و الصّبر.[۸]
فقاهت، دیانت، عبادت و بردبارى و شکیبائى، همه در آن حضرت جمع بود.
یعقوبى، مورخ شهیر، درباره وى می نویسد:
و کان موسى بن جعفر من أشدّ النّاس عباده.[۹]
موسى بن جعفر (علیه السلام) عابدترین مردم زمان خود بوده است.
در شذرات الذّهب آمده است: کان صالحا عابدا جوادا حلیما کبیر القدر.
آن حضرت از صالحان، عابدان، سخاوتمندان و بردباران بود و شخصیتى بس بزرگ داشت. همانجا از قول ابو حاتم نقل می کند که گفت: ثقه امام من أئمّه المسلمین[۱۰] آن حضرت مورد وثوق و امامى از ائمه مسلمین است.
یافعى می گوید: کان صالحا عابدا جوادا حلیما و کان سخیّا.[۱۱]
یحیى بن حسن بن جعفر، نسب شناس مشهور، درباره آن حضرت چنین نوشته است:
کان موسى بن جعفر یدعى العبد الصّالح من عبادته و اجتهاده.[۱۲]
موسى بن جعفر (علیه السلام) به علت عبادت و اجتهادش، عبد صالح خوانده می شد.
این جملات، نمونه هایى است از آنچه مورخان و محدثان شیعه و سنى، آن حضرت را با آن توصیف کرده اند. استاد عطاردى جملات زیادى از این قبیل را در کتاب گرانبهاى خود مسند الامام الکاظم فراهم آورده است.
سخاوت امام کاظم (علیه السلام)
آنچه از سجایاى امام، بیش از همه قابل توجه بوده، کرم و سخاوت آن حضرت است که ضرب المثل بوده است. ابن عنبه در این باره می نویسد:
و فى کمّه صرر من الدّراهم فیعطى من لقیه و من ارد برّه و کان یضرب المثل بصرّه موسى.[۱۳]
همواره نزد او کیسه هایى از زر بود و به هر کسى که می رسید و یا به هر کسى که به احسان آن حضرت چشم داشت از آنها مى بخشید، به طورى که کیسه هاى زر او ضرب المثل شده بود.
سخاوت امام حتى شامل کسانى می شد که به آزار و اذیّت او می پرداختند. در این زمینه ابن خلکان از قول خطیب، چنین آورده است.
و کان سخیّا کریما و کان یبلغه عن الرّجل أنّه یؤذیه فیبعث الیه بصرّه فیها ألف دینار و کان یصرّ الصّرر ثلاث مائه دینار و اربع مائه دینار و مأتى دینار ثمّ یقسّمها بالمدینه[۱۴] فکانت صرر موسى مثلا. «۴»
او چنان بزرگوار و سخاوتمند بود که وقتى به وى اطلاع می دادند فردى در صدد اذیت شماست، کیسه زرى که حاوى هزار دینار بود برایش می فرستاد. او همیشه زرها را در کیسه هاى سیصد و چهار صد و دویست دینارى مىگذاشت و میان اهل مدینه تقسیم می کرد و کیسه هاى زر وى معروف بود.
ابو الفرج اصفهانى درباره بخشش آن حضرت به کسانى که به آزار او مى پرداختند، روایت مفصلى آورده است که آدمى را به شگفتى وامیدارد.[۱۵]
ذهبى، رجالى مشهور درباره امام کاظم (علیه السلام) می نویسد:
و قد کان موسى من أجواد الحکماء و من العبّاد الاتقیاء.[۱۶]
موسى بن جعفر از سخاوتمندان حکما و از بندگان پرهیزکار خداوند بود.
از جمله خصائص دیگر آن حضرت زهد و عبادت وى بود. حضرتش سال هاى متمادى در زندان به سر برده و در تمام این مدت به عبادت خدا مشغول بود؛ به طورى که بسیارى از زندانبانان او تحت تأثیر قرار گرفته و از نگهدارى امام در آن شرایط سخت خوددارى می کردند.[۱۷]
هارون درباره آن حضرت به ربیع گفت: امّا انّ هذا من رهبان بنى هاشم؛ این مرد از راهبان بنى هاشم است. ربیع می گوید: به هارون گفتم: پس چرا او را زندانى کرده اى؟ هارون پاسخ داد: هیهات لا بدّ من ذلک؛ چارهاى جز این نیست.[۱۸]
ابن وردى از مورخان قرن هفتم، روایت مستندى درباره کثرت عبادت آن حضرت آورده است.[۱۹]
مناسب است این نقل را هم بیفزاییم که امام صادق (علیه السلام) سخت به فرزندش موسى علاقه مند بود. لذا از آن حضرت سوال شد: ما بلغ من حبک لموسى؟ قال: وددت أن لیس لى ولد غیره کیلا یشرکه فى حبّى احد؛ شما چه اندازه موسى را دوست دارید؟ حضرت فرمود: دوست داشتم جز موسى فرزندى نداشتم تا هیچ شریکى در دوستى من نسبت به او وجود نداشت.[۲۰]
به دلیل همین سجایاى پاک اخلاقى بود که آن حضرت نزد مردم، محبوبیت فراوانى داشت و درباره او به کرامات فراوانى قائل بودند. ابن الجوزى در این زمینه روایتى آورده که ابن حجر هیتمى نیز آن را روایت کرده؛ مضمون روایت این است:
شقیق بلخی و امام کاظم (علیه السلام)
شقیق بلخى در سال ۱۴۹ در سفر حج به امام برخورد و چندین بار کوشید مطلبى از آن حضرت بپرسد که هر بار امام با خواندن آیهاى ما فى الضمیر او را بر ملا کرد. [۲۱]
پی نوشت ها
[۱] . المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۳۸۲؛ الارشاد، ص ۲۷۹؛ عمده الطالب، ص ۱۹۶؛ الصواعق المحرقه، ص ۲۰۳
[۲] . از امام باقر (علیه السّلام) نقل شده که فرمودند: حمیده فى الدنیا، محموده فى الآخره. الکافى، ج ۱، ث ۴۷۷، حدیث ۱.
[۳] . تواریخ النبى و الال، ص ۳۵
[۴] . عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۰۴؛ مصباح المتهجد، ص ۵۶۶
[۵] . الکافى، ج ۱، ص ۴۷۶؛ عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۹۹
[۶] . الارشاد، ص ۲۷۷
[۷] . اعلام الورى، ص ۲۹۸
[۸] . شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۲۷۳
[۹] . تاریخ الیعقوبى ج ۲، ص ۴۱۴
[۱۰] . شذرات الذهب ج ۱، ۳۰۴
[۱۱] . مرآت الجنان ج ۱۰، ص ۳۹۴
[۱۲] . عمده الطالب، ص ۱۹۶
[۱۳] . تاریخ بغداد ج ۱۳، ص ۲۷؛ وفیات الاعیان ج ۵، ص ۳۰۸
[۱۴] . همان
[۱۵] . مقاتل الطالبیین، ص ۳۳۲
[۱۶] . میزان الاعتدال ج ۴، ص ۲۰۴
[۱۷] . مقاتل الطالبیین، ص ۳۳۲
[۱۸] . عیون اخبار الرضا ج ۱، ص ۳۱
[۱۹] . تتمه المختصر ج ۱، ص ۲۱۰؛ مسند الامام الکاظم ج ۲، ص ۴۲؛ زهر الآداب ج ۱، ص ۱۳۳؛ الارشاد، ص ۲۸۱
[۲۰] . نثر الدر، ج ۱، ص ۳۵۶
[۲۱] . حیات فکرى و سیاسى ائمه، جعفریان ،ص:۳۷۹
منابع
- الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، شیخ مفید، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ق
- إعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن حسن طبرسى، آل البیت، قم، ۱۴۱۷ ق
- تاریخ بغداد، الإمام الحافظ أبی بکر أحمد بن علی، الخطیب البغدادی، ۴۶۳، دار الکتب العلمیه، بیروت – لبنان.
- تتمه المختصر فی اخبار البشر(تاریخ ابن الوردی)، زیدالدین عمر بن الوردی، دارالمعرفه، بیروت، ۱۳۸۹ق.
- تواریخ النبى و الال، شوشتری، محمدتقی، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم. مؤسسه النشر الإسلامی – قم – ایران، ۱۴۲۳ ه.
- زهر الآداب حصری، ابراهیم بن علی، و طویل، یوسف علی. بیروت – لبنان: دار الکتب العلمیه. ۱۴۱۷–۱۹۹۷.
- شذرات الذهب، ابن عماد، عبد الحی بن احمد، دار ابن کثیر، بی تا.
- شرح نهج البلاغه، ابن أبی الحدید، دار إحیاء الکتب العربیه – عیسى البابی الحلبی وشرکاه، الأولى، بی تاو
- الصواعق المحرقه على أهل الرفض والضلال والزندقه، أحمد بن محمد بن علی بن حجر الهیتمی السعدی الأنصاری، شهاب الدین شیخ الإسلام، أبو العباس (المتوفى: ۹۷۴هـ)، مؤسسه الرساله – لبنان، الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م
- عمده الطالب الصغری فی نسب آل أبی طالب، ابن عنبه، احمد بن علی، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) – قم – ایران، ۱۳۸۷ ش.
- عیون أخبار الرضا ( ع )، الشیخ الصدوق، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴ م
- الکافی، الشیخ الکلینی، دار الکتب الإسلامیه – طهران، ۱۳۶۳ ش
- مرآه الجنان وعبره الیقظان فی معرفه ما یعتبر من حوادث الزمان، أبو محمد عفیف الدین عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان الیافعی (المتوفى: ۷۶۸هـ)، دار الکتب العلمیه، بیروت – لبنان، الأولى، ۱۴۱۷ هـ – ۱۹۹۷ م.
- مسند الإمام الکاظم أبیالحسن موسی بن جعفر علیهماالسلام، عطاردی قوچانی، عزیزالله (گردآورنده)، المؤتمر العالمی للإمام الرضا(ع)، نشر مشهد مقدس – ایران، ۱۴۰۹ ق
- مصباح المتهجد، الشیخ الطوسی، مؤسسه فقه الشیعه – بیروت – لبنان، اول، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱ م
- مقاتل الطالبیین، أبی الفرج الأصفهانی ( مترجم : جواد فاضل ) کتابفروشى على اکبر علمى – تهران، ۱۳۳۹ ش
- المناقب، ابن شهر آشوب، علامه – قم، ۱۳۷۹ش.
- میزان الاعتدال، ذهبی، دار المعرفه للطباعه والنشر – بیروت – لبنان، ۱۳۸۲ – ۱۹۶۳ م