در منابع حدیثی روایت های بسیاری درباره فضائل امام رضا (ع) نقل شده است. برخی از این روایت ها به مقام امامت و جانشینی آن حضرت پس از امام کاظم (ع) اشاره دارد و برخی حکایت از علم و دانش آن حضرت می کنند و برخی نیز به جهات اخلاقی و معنوی آن امام همام می پردازد در ادامه به چند حدیث درباره امام رضا (ع) اشاره می کنیم.
دو روایت درباره امامت امام رضا (ع) پس از امام کاظم (ع)
۱. در روایتی نورانی امام کاظم (ع) فرمود: «اِبْنِی عَلِیٌّ أَکْبَرُ وُلْدِی وَ أَبَرُّهُمْ عِنْدِی وَ أَحَبُّهُمْ إِلَیَّ هُوَ یَنْظُرُ مَعِی فِی اَلْجَفْرِ وَ لَمْ یَنْظُرْ فِیهِ إِلاَّ نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِیٍّ؛[۱] همانا علی پسر بزرگم نزد من از همه فرزندانم نیکوکارتر و محبوبتر است. او با من در جفر[۲] می نگرد و حال آنکه در جفر جز پیامبر یا وصی پیامبر نمی تواند بدان بنگرد.»
۲. در روایت دیگری آمده است که امام موسی بن جعفر (ع) پیوسته به فرزندانش می فرمود: «هَذَا أَخُوکُمْ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْأَلُوهُ عَنْ أَدْیَانِکُمْ وَ اِحْفَظُوا مَا یَقُولُ لَکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ غَیْرَ مَرَّهٍ یَقُولُ لِی إِنَّ عَالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ لَفِی صُلْبِکَ وَ لَیْتَنِی أَدْرَکْتُهُ فَإِنَّهُ سَمِیُّ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ ؛[۳]
این برادر شما علی بن موسى الرضا عالم آل محمّد است در مسائل دینى به او مراجعه کنید و هر چه گفت قبول نمایید من از پدرم جعفر بن محمّد شنیدم چندین مرتبه فرمود که عالم آل محمّد در نهاد تو است کاش او را درک می کردم او هم نام امیرالمومنین علی است.» این دو روایت به صراحت به امامت امام رضا (ع) پس امام کاظم (ع) دلالت می کند.
سخن گفتن امام رضا (ع) به لغات گوناگون
در روایتی اباصلت هروی نقل می کند که امام رضا (ع) با مردم به زبان خودشان سخن می گفت و به خدا سوگند او سخنورترین و آگاه ترین مردم به هر زبان و لغت بود. روزی به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، من از آگاهی شما به این زبان ها – با وجود تفاوتی که با هم دارند – در شگفتم. حضرت در پاسخ من فرمود:
«یَا أَبَا اَلصَّلْتِ أَنَا حُجَّهُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَا کَانَ اَللَّهُ لِیَتَّخِذَ حُجَّهً عَلَى قَوْمٍ وَ هُوَ لاَ یَعْرِفُ لُغَاتِهِمْ أَ وَ مَا بَلَغَکَ قَوْلُ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أُوتِینَا فَصْلَ اَلْخِطٰابِ فَهَلْ فَصْلُ اَلْخِطَابِ إِلاَّ مَعْرِفَهُ اَللُّغَاتِ؛[۴]
ای اباصلت، من حجت خدا بر آفریدگانش می باشم، و خداوند کسی را حجت بر گروهی نمی گرداند که به زبان آنها آشنا نباشد، آیا این سخن امیرالمؤمنین (ع) را شنیده ای که فرمود: «به ما فصل الخطاب داده شده است» و مگر فصل الخطاب چیزی غیر از شناخت زبان ها می باشد.»
در روایت های دیگری نیز آمده است که آن حضرت با غلامان خود در خراسان به زبان های فارسی صحبت می کرد.[۵] همچنین برخی از آن ها اهل روم بودند که حضرت با زبان رومی با آن ها گفتگو می کرد.[۶]
همچنین در روایت دیگری عمروبن هداب می گوید:
«إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ اَلْفَضْلِ اَلْهَاشِمِیَّ ذَکَرَ عَنْکَ أَشْیَاءَ لاَ تَقْبَلُهَا اَلْقُلُوبُ فَقَالَ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ مَا تِلْکَ قَالَ أَخْبَرَنَا عَنْکَ أَنَّکَ تَعْرِفُ کُلَّ مَا أَنْزَلَهُ اَللَّهُ وَ أَنَّکَ تَعْرِفُ کُلَّ لِسَانٍ وَ لُغَهٍ فَقَالَ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ صَدَقَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْفَضْلِ فَأَنَا أَخْبَرْتُهُ بِذَلِکَ فَهَلُمُّوا فَاسْأَلُوا
قَالَ فَإِنَّا نَخْتَبِرُکَ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ بِالْأَلْسُنِ وَ اَللُّغَاتِ وَ هَذَا رُومِیٌّ وَ هَذَا هِنْدِیٌّ وَ فَارِسِیٌّ وَ تُرْکِیٌّ فَأَحْضَرْنَاهُمْ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَلْیَتَکَلَّمُوا بِمَا أَحَبُّوا أُجِبْ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِلِسَانِهِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ فَسَأَلَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مَسْأَلَهً بِلِسَانِهِ وَ لُغَتِهِ فَأَجَابَهُمْ عَمَّا سَأَلُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ لُغَاتِهِمْ فَتَحَیَّرَ اَلنَّاسُ وَ تَعَجَّبُوا وَ أَقَرُّوا جَمِیعاً بِأَنَّهُ أَفْصَحُ مِنْهُمْ بِلُغَاتِهِمْ؛[۷]
از امام رضا (ع) سؤال کردم محمد بن فضل هاشمی چیزهایی درباره شما گفته که دل ها نمی پذیرند. امام رضا (ع) فرمود: چه چیزهایی گفته؟ عرض کردم: از جانب شما به ما گفته است که شما هر آنچه را که خداوند نازل فرموده است، می دانید، و به همه زبان ها و لغت ها آشنا و آگاه هستید؟
امام رضا (ع) فرمود: محمدبن فضل درست گفته و این ها را من به او خبر داده ام، اکنون شما بیایید و هرچه می خواهید بپرسید. عرض کردم: بیش از هر چیز شما را با زبان ها و لغت ها امتحان می کنم، و آن اینکه این مرد رومی، و این هندی و آن دیگری فارسی و این یکی ترکی هستند و ما این ها را برای این آزمایش حاضر کرده ایم.
امام(ع) فرمود: پس به هر زبان که دوست دارید سخن بگویید که من به خواست و اراده خداوند به هر یک از آنان با زبان خود پاسخ می دهم. سپس هر یک از آنان مسئله ای را با زبان و لغت خاص خود پرسیدند و امام رضا (ع) نیز با زبان و لغات خود آنان به ایشان پاسخ داد. همه حاضرین با مشاهده این صحنه متحیر و سرگشته و شگفت زده شدند و اعتراف کردند به اینکه امام علی بن موسی الرضا (ع) در زبان و لغت آنها از آنان فصیح تر و آگاه تر است.»
آن حضرت علاوه بر زبان های مختلف انسانی به زبان حیوانات نیز مسلط بود. یکی از علویان به نام سلیمان از نوادگان جعفر بن ابی طالب چنین نقل می کند:
کُنْتُ مَعَ أَبِی اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ فِی حَائِطٍ لَهُ إِذْ جَاءَ عُصْفُورٌ فَوَقَعَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَخَذَ یَصِیحُ وَ یُکْثِرُ اَلصِّیَاحَ وَ یَضْطَرِبُ فَقَالَ لِی یَا فُلاَنُ أَ تَدْرِی مَا تَقُولُ هَذَا اَلْعُصْفُورُ قُلْتُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اِبْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ قَالَ إِنَّهَا تَقُولُ إِنَّ حَیَّهً تُرِیدُ أَکْلَ فِرَاخِی فِی اَلْبَیْتِ فَقُمْ فَخُذْ تِیکَ اَلنَّبْعَهَ وَ اُدْخُلِ اَلْبَیْتَ وَ اُقْتُلِ اَلْحَیَّهَ قَالَ فَأَخَذْتُ اَلنَّبْعَهَ وَ هِیَ اَلْعَصَا وَ دَخَلْتُ اَلْبَیْتَ وَ إِذَا حَیَّهٌ تَجُولُ فِی اَلْبَیْتِ فَقَتَلْتُهَا؛[۸]
درون باغ بودیم که گنجشکی نزد حضرت رضا (ع) آمد و روبه روی ایشان نشست و در حالی که گویی مضطرب بود، پیوسته جیک جیک می کرد. امام رو به من کرد و فرمود: می دانى این گنجشک چه می گوید؟ گفتم: خدا و پیامبر و فرزند پیامبر او می داند. فرمود: می گوید «مارى در خانه می خواهد جوجه هاى مرا بخورد». برخیز و این چوب را بردار و داخل خانه شو و آن مار را بکش. چوب را برداشتم و وارد خانه شدم. دیدم مارى در خانه راه می رود. او را کشتم.»
علت نامیدن امام هشتم به رضا (ع)
بزنطی از اصحاب امام جواد (ع) می گوید به امام جواد (ع) گفتم: گروهی از مخالفان شما می پندارند که مامون لقب «رضا» را برای پدرتان انتخاب کرد، چرا که آن حضرت به ولایت عهدی مأمون راضی شد. امام در پاسخ این اتهام فرمود:
«کَذَبُوا وَ اَللَّهِ وَ فَجَرُوا بَلِ اَللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سَمَّاهُ اَلرِّضَا لِأَنَّهُ کَانَ رِضًى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی سَمَائِهِ وَ رِضًى لِرَسُولِهِ وَ اَلْأَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِهِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَیْهِمْ فِی أَرْضِهِ؛
به خدا سوگند دروغ گفتند و گمراه گشتند، بلکه خدای تعالی آن حضرت را رضا نامیده است، زیرا که وی از خدای صاحب عزت و جلال در آسمانش و از پیامبرش و امامان بعد از آن حضرت در زمین راضی بود.
بزنطی می گوید به امام عرض کردم: مگر پدران پیشین شما از خدای صاحب عزت و جلال و پیامبر و امامان بعد از آن حضرت (ع) راضی نبودند؟ امام فرمود: آری راضی بودند، گفتم: پس چرا پدر شما از میان آنان رضا نامیده شده است؟ امام در پاسخ فرمود:
لِأَنَّهُ رَضِیَ بِهِ اَلْمُخَالِفُونَ مِنْ أَعْدَائِهِ کَمَا رَضِیَ بِهِ اَلْمُوَافِقُونَ مِنْ أَوْلِیَائِهِ وَ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ لِأَحَدٍ مِنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ فَلِذَلِکَ سُمِّیَ مِنْ بَیْنِهِمْ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ
زیرا که مخالفان از دشمنانش همانند موافقان از دوستانش از او رضایت داشتند، و این موقعیت برای کسی از پدران او پیش نیامد، از این رو از میان ایشان، لقب رضا (ع) به آن حضرت اختصاص یافت.»[۹]
روایاتی درباره فضائل معنوی، علمی و اخلاقی امام رضا (ع)
در ادامه به چند روایت در باب فضائل معنوی و اخلاقی امام رضا (ع) اشاره می کنیم:
۱. ابراهیم بن عباس گوید: «هیچ گاه ندیدم که از (امام) رضا (ع) چیزی پرسیده شود، جز این که آن سؤال را پاسخ می داد. در میان عالمان پیشین و دانشمندان معاصر او کسی را آگاهتر از وی نیافتم. مأمون با پرسش های گوناگون او را می آموزد و او از عهده ی پاسخ تمامی آن ها بر می آمد. تمامی سخن و جواب و شواهد مثال او از قرآن بود. در هر سه روز یک مرتبه قرائت قرآن را به پایان می برد و می فرمود:
«لَوْ أَرَدْتُ أَنْ أَخْتِمَهُ فِی أَقْرَبَ مِنْ ثَلاَثَهٍ لَخَتَمْتُ وَ لَکِنِّی مَا مَرَرْتُ بِآیَهٍ قَطُّ إِلاَّ فَکَّرْتُ فِیهَا وَ فِی أَیِّ شَیْءٍ أُنْزِلَتْ وَ فِی أَیِّ وَقْتٍ فَلِذَلِکَ صِرْتُ أَخْتِمُ فِی کُلِّ ثَلاَثَهِ أَیَّامٍ؛[۱۰] اگر بخواهم می توانم آن را در کمتر از سه روز هم ختم نمایم، اما هرگز از آیه ای نمی گذرم جز این که در آن می اندیشم که درباره ی چه و چه هنگام نازل گشته است، و از این لحاظ است که هر سه روز یک مرتبه قرآن را ختم می نمایم.»
۲. عبدالله بن الصلت از مردی از اهل بلخ نقل می کند که گفت: «در طول مسیر مسافرت امام رضا (ع) به خراسان، من در خدمت ایشان بودم، روزی غذا طلبید و(پس از گستراندن سفره) غلامان سیاه خود دیگران را بر سر آن گرد آورد. گفتم: فدایت شود، بهتر بود که (سفره) غذای آنان را جدا می نمودید. فرمود:
«مَهْ إِنَّ اَلرَّبَّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَاحِدٌ وَ اَلْأُمَّ وَاحِدَهٌ وَ اَلْأَبَ وَاحِدٌ وَ اَلْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ؛[۱۱] ساکت باش، پروردگار تبارک و تعالی یکی است، مادر یکی است، پدر یکی است و پاداش به کردار است.»
۳. محمد بن عبدالله می گوید: «کُنْتُ عِنْدَ اَلرِّضَا (عَ) فَأَصَابَنِی عَطَشٌ شَدِیدٌ، فَکَرِهْتُ أَنْ أَسْتَسْقِیَ فِی مَجْلِسِهِ، فَدَعَا بِمَاءِ، فَأَتَاهُ فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ ، اِشْرَبْ فَإِنَّهُ بَارِدٌ. فَشَرِبْتُ؛[۱۲]
نزد امام رضا (ع) بودم که تشنگی شدید بر من عارض شد. از این که در مجلس آن حضرت طلب آب کنم، خجالت کشیدم. پس آن حضرت طلب کرد، پس هنگامی که آب را آوردند به من گفت: «ای محمد! بنوش که آبی گواراست.» پس من آب را نوشیدم.»
۴. امام موسی بن جعفر (ع) ضمن روایتی نورانی می فرماید که رسول خدا (ص) و امیر المومنین (ع) را در خواب دیدم و رسول الله فرزندم علی را این چنین برای من توصیف نمود:
«عَلِیٌّ اِبْنُکَ اَلَّذِی یَنْظُرُ بِنُورِ اَللَّهِ وَ یَسْمَعُ بِتَفْهِیمِهِ وَ یَنْطِقُ بِحِکْمَتِهِ یُصِیبُ وَ لاَ یُخْطِئُ وَ یَعْلَمُ وَ لاَ یَجْهَلُ قَدْ مُلِئَ حُکْماً وَ عِلْماً؛[۱۳]علی پسر توست که نور خدا می بیند و به تفهیم الهی می شنود و بر پایه ی حکمت او سخن می گوید، او راه راست می پوید و به خطا نمی رود، دانشمندی است که(علمش) به جهل نمی گراید و لبریز از بردباری و دانش گردیده است.»
۵. در نامه ای از امام رضا (ع) به اصحاب آن حضرت چنین آمده است:
«إِنَّا لَنَعْرِفُ اَلرَّجُلَ إِذَا رَأَیْنَاهُ بِحَقِیقَهِ اَلْإِیمَانِ وَ حَقِیقَهِ اَلنِّفَاقِ؛[۱۴] ما شخصى را وقتى بینیم می شناسیم که واقعا مؤمن است یا منافق.»
۶. ابراهیم بن عباس می گوید:
«مَا رَأَیْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ جَفَا أَحَداً بِکَلِمَهٍ قَطُّ وَ لاَ رَأَیْتُهُ قَطَعَ عَلَى أَحَدٍ کَلاَمَهُ حَتَّى یَفْرُغَ مِنْهُ وَ مَا رَدَّ أَحَداً عَنْ حَاجَهٍ یَقْدِرُ عَلَیْهَا وَ لاَ مَدَّ رِجْلَهُ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لاَ اِتَّکَأَ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ وَ لاَ رَأَیْتُهُ شَتَمَ أَحَداً مِنْ مَوَالِیهِ وَ مَمَالِیکِهِ قَطُّ وَ لاَ رَأَیْتُهُ تَفَلَ وَ لاَ رَأَیْتُهُ یُقَهْقِهُ فِی ضَحِکِهِ قَطُّ بَلْ کَانَ ضَحِکُهُ اَلتَّبَسُّمُ وَ کَانَ إِذَا خَلاَ وَ نَصَبَ مَائِدَتَهُ أَجْلَسَ مَعَهُ عَلَى مَائِدَتِهِ مَمَالِیکَهُ وَ مَوَالِیَهُ حَتَّى اَلْبَوَّابَ اَلسَّائِسَ وَ کَانَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَلِیلَ اَلنَّوْمِ بِاللَّیْلِ کَثِیرَ اَلسَّهَرِ یُحْیِی أَکْثَرَ لَیَالِیهِ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى اَلصُّبْحِ وَ کَانَ کَثِیرَ اَلصِّیَامِ فَلاَ یَفُوتُهُ صِیَامُ ثَلاَثَهِ أَیَّامٍ فِی اَلشَّهْرِ وَ یَقُولُ ذَلِکَ صَوْمُ اَلدَّهْرِ وَ کَانَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کَثِیرَ اَلْمَعْرُوفِ وَ اَلصَّدَقَهِ فِی اَلسِّرِّ وَ أَکْثَرُ ذَلِکَ یَکُونُ مِنْهُ فِی اَللَّیَالِی اَلْمُظْلِمَهِ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ رَأَى مِثْلَهُ فِی فَضْلِهِ فَلاَ تصدق [تُصَدِّقْهُ]؛[۱۵]
ندیدم که هرگز ابوالحسن الرضا (ع) با سخنی به کسی ستمی روا دارد، و ندیدم که سخن کسی را قطع کند تا اینکه کلامش را به پایان برد و نه آن که از برآوردن حاجت نیازمندی سرباز زند. او هرگز در برابر همنشینی نه پایش را دراز می کرد و نه به چیزی تکیه می داد. همچنان که ندیدم یکی از زیردستان و زیر خریدانش را هرگز دشنام دهد، و ندیدم که آب دهان(بر زمین) اندازد و صدا به خنده بلند سازد، بلکه خنده اش به صورت تبسم بود. چون در خلوت خانه سفره ی غذا می گستراندند، زیردستان وغلامانش – و حتی مأمور اصطبل – را همراه خود بر سر سفره می نشاند. آن حضرت کم خواب و بسیار شب زنده دار بود، اکثر شبها را از ابتدا تا صبح به عبادت می گذراند، بسیار روزه می داشت و روزه ی سه روزه. را از دست نمی داد و می فرمود: این(روزه ی این سه روز معادل) روزه ی یک عمر است؛ کار نیکو بسیار می کرد و صدقه ی نهانی بسیار می داد، که البته اکثر اینها در شب های تار بود؛ پس اگر کسی پندارد که کسی را در فضیلت همتای او دیده است، تو باور مکن.»
۷. در روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت در بیان فضائل یکایک ائمه معصومین (ع) در مورد امام رضا (ع) می فرماید: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَلْقَى اَللَّهَ ضَاحِکاً مُسْتَبْشِراً فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى اَلرِّضَا؛[۱۶] کسی که دوست دارد خداوند را با حالت خندان و شادمان ملاقات کند، باید محبت و ولایت علی بن موسی الرضا (ع) را داشته باشد.»
۸. یعقوب بن اسحاق نوبختی در روایتی می گوید:
«مَرَّ رَجُلٌ بِأَبِی اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ أَعْطِنِی عَلَى قَدْرِ مُرُوَّتِکَ قَالَ لاَ یَسَعُنِی ذَلِکَ فَقَالَ عَلَى قَدْرِ مُرُوَّتِی قَالَ أَمَّا إِذاً فَنَعَمْ ثُمَّ قَالَ یَا غُلاَمُ أَعْطِهِ مِائَتَیْ دِینَارٍ؛[۱۷] مردی خدمت امام رضا (ع) آمد و عرض کرد: به من به اندازه جوانمردیت بخشش نما. فرمود: نمی توانم چنان کنم. گفت: (پس) به اندازه جوان مردی من بخشش نما. فرمود: اکنون میتوانم. سپس فرمود: ای غلام به او دویست دینار بده.»
۹. یعقوب بن اسحاق نوبختی در ادامه همین روایت می گوید:
«فَرَّقَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ بِخُرَاسَانَ مَالَهُ کُلَّهُ فِی یَوْمِ عَرَفَهَ فَقَالَ لَهُ اَلْفَضْلُ بْنُ سَهْلٍ إِنَّ هَذَا لَمَغْرَمٌ فَقَالَ بَلْ هُوَ اَلْمَغْنَمُ لاَ تَعُدَّنَّ مَغْرَماً مَا اِبْتَعْتَ بِهِ أَجْراً وَ کَرَماً؛[۱۸] در روزه عرفه تمام اموال خود را در خراسان بین فقراء تقسیم کرد. فضل بن سهل عرض کرد این کار موجب زیان است. فرمود نه موجب سود است هرگز کارى که موجب اجر و پاداش شود نباید زیان به حساب آورى.»
۱۰. ابراهیم بن موسی در ضمن روایتی طولانی می گوید:
«… کُنْتُ مَعَهُ فَجَاءَ إِلَى قُرْبِ قَصْرِ فُلاَنٍ فَنَزَلَ تَحْتَ شَجَرَاتٍ وَ نَزَلْتُ مَعَهُ أَنَا وَ لَیْسَ مَعَنَا ثَالِثٌ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا اَلْعِیدُ قَدْ أَظَلَّنَا وَ لاَ وَ اَللَّهِ مَا أَمْلِکُ دِرْهَماً فَمَا سِوَاهُ فَحَکَّ بِسَوْطِهِ اَلْأَرْضَ حَکّاً شَدِیداً ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ فَتَنَاوَلَ مِنْهُ سَبِیکَهَ ذَهَبٍ ثُمَّ قَالَ اِنْتَفِعْ بِهَا وَ اُکْتُمْ مَا رَأَیْتَ؛[۱۹]
روزی من همراه امام رضا (ع) بودم، نزدیک کاخ فلان وزیر که رسید و در سایه درختان فرود آمد و منهم فرود آمدم و شخص سومى هم با ما نبود. به امام عرض کردم: قربانت، عید نزدیک است و به خدا سوگند که من درهمی ندارم. حضرت با چوب دستی خود، زمین را به سختى خراش داد و با دست خود شمش طلایى را از زمین بیرون کشید و سپس به من فرمود: از این سود ببر و آن چه را که دیدى پنهان ساز.
۱۱. احمد بن عمر الحلال می گوید:
روزى شخصی به نام «اَخرس» در مکه نسبت به حضرت رضا (ع) بدزبانى کرد و نسبت هاى ناشایست داد. وارد مکه شدم و چاقویی خریدم. همین که چشمم به او افتاد، به خداوند سوگند یاد کردم که او را وقتى از مسجد خارج شد بکشم. جلو درب مسجد ایستادم ناگهان نامه ای از حضرت رضا (ع) به دستم رسید که در آن نوشته شده بود:
«بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ بِحَقِّی عَلَیْکَ لَمَّا کَفَفْتَ عَنِ اَلْأَخْرَسِ فَإِنَّ اَللَّهَ ثِقَتِی وَ هُوَ حَسْبِی؛ تو را قسم می دهم به حق خودم بر تو که دست از اَخرس بردارى، خدا پشتیبان و کفیل من است.»[۲۰]
جمع بندی
روایت های زیادی درباره فضائل امام رضا (ع) و کمالات آن حضرت در کتاب های و منابع روایی نقل شده است. مقام امامت پس از امام کاظم (ع)، علم و دانش فراوان، معنویت و فضائل اخلاقی بسیاری همچون مهربانی و بخشش اموال از جمله فضائلی است که درباره آن حضرت در روایت های مختلف آمده است.
پی نوشت ها
[۱] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۴.
[۲] جَفْر عنوان کتاب حدیثی است که به املای پیامبر اکرم (ص) و خط حضرت علی (ع) بر پوست بزغاله نوشته شد. کتاب جفر از ودایع امامت و از منابع علم امام به شمار می آید که مطابق برخی از روایات، تنها پیامبر (ص) و اوصیای او می توانند به آن نگاه کنند. (صفار، بصائر الدرجات، ص ۱۵۹، ۵۰۶ و ۵۰۷).
[۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص ۱۰۰.
[۴] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۲۸.
[۵] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۲۷.
[۶] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۲۸.
[۷] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۷۴ و ۷۵.
[۸] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۸۸.
[۹] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۳.
[۱۰] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۰.
[۱۱] کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۳۰.
[۱۲] طبری، دلائل الامامه، ص ۳۶۹.
[۱۳] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۲.
[۱۴] مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۲۴۱.
[۱۵] ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۴.
[۱۶] مجلسی، بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۹۶.
[۱۷] مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۱۰۰.
[۱۸] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۱۰۰.
[۱۹] کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۸۸.
[۲۰] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۴۷.
منابع
- ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، تهران، نشر جهان، بی تا.
- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (ص)، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، ۱۳۶۳ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران ـ ایران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.