در اسلام، نیکی و احترام به پدر و مادر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. با اینکه جهاد یکی از مهمترین برنامه های اسلامی است، تا هنگامی که جنبه وجوب عینی نداشته باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است. پس اگر حضور در این جهاد موجب ناراحتی آنان شود، جایز نیست.
در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که مردی نزد پیامبر اسلام(ص) آمد و عرض کرد، جوان با نشاط و ورزیده ای است و جهاد را دوست دارد، ولی مادرش از این موضوع ناراحت می شود. پیامبر(ص) فرمودند: «ارجع فکن مع والدتک فوالذی بعثنی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله سنه»؛ برگرد و با مادر خویش باش؛ قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث کرد، یک شب مادر با تو مأنوس شود، از یکسال جهاد در راه خدا بهتر است.
البته، هنگامی که جهاد جنبه وجوب عینی پیدا کند، کشور اسلامی در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذری حتی نارضایتی پدر و مادر پذیرفته نیست.
پبامبر(ص) فرمودند: «ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد ممن سیرع الف عام و لا یجدها عاق»؛ از عاق پدر و مادر بترسید؛ زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به مشام میرسد؛ اما هیچگاه به کسانی که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید. این تعبیر، اشاره لطیفی به این موضوع دارد که چنین اشخاصی نه تنها در بهشت گام نمی گذارند، بلکه در فاصله بسیار زیادی از آن قرار دارند و حتی نمی توانند به آن نزدیک شوند.
سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن، حدیثی به این مضمون از پیامبر(ص) نقل می کند که مردی که مادرش را بر دوش گرفته بود و طواف میداد، پیامبر(ص) را در همان حال مشاهده کرد. عرض کرد: «آیا حق مادرم را با این کار انجام دادم». پیامبر فرمودند: «نه، حتی جبران یکی از ناله های او را به هنگام وضع حمل» نمی کند.
یک نکته که در اینجا باید ذکر شود، این است که گاه می شود پدر و مادر پیشنهادهای غیر منطقی یا خلاف شرع به انسان می کند؛ بدیهی است اطاعت آنان در هیچیک از این موارد، لازم نیست. ولی با این حال، باید با برخورد منطقی و انجام دادن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در بهترین صورتش، با اینگونه پیشنهادها برخورد کرد.
امام کاظم(ع) میفرمایند: «کسی نزد پیامبر(ص) آمد و از حق پدر و فرزند سوال کرد. فرمودند: باید او را با نام صدا نزند(بلکه بگوید پدرم)، جلوتر از او نرود، قبل از او ننشیند و کاری نکند که مردم به پدرش بدگویی کنند(نگویند خدا پدرت را نیامرزد که چنین کردی)».
● توحید و نیکی و احترام به پدر و مادر، سرآغاز یک رشته احکام مهم اسلامی: «لا تجعل مع الله الها اخر فتقعد مذموماً مخذولاً و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاء و بالوالدین احساناً اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما «اف» و لا تنهرهما و قل لهما قولاً و کریماً و احفض لهما جناح الذال من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ریبانی صغیراً ربکم اعلم بما فی نفوسکم ان تکونوا صالحین فانه کان للاوابین غفوراً»(اسراء/۲۲-۲۵)
با خدای یکتا، خدای دیگری به خدای مگیر که نکوهیده و خوار خواهی ماند. پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هر گاه تا تو زنده هستی هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ای پروردگار من! همچنانکه مرا در خردی پرورش دادند، بر آنان رحمت آور. پروردگارتان از هر کس دیگر به آنچه در دلهایتان می گذرد. داناتر است. و اگر از صالحان باشید. او توبه کنندگان را می آمرزد.
آیات مورد بحث، سر آغازی برای بیان یک سلسه از احکام اساسی اسلام که با مسئله توحید و ایمان شروع می شود، توحیدی که خمیر مایه همه فعالیت های مثبت و کارهای نیک و سازنده است.
آیه نخست با توحید شروع شده است و تاکید می کند که نباید برای خداوند یگانه هیچ معبودی قرار داد. آیه نمی گوید: «معبود دیگری را با خدا پرستش مکن»، بلکه می گوید: قرار مده» تا معنای وسیعتری داشته باشد؛ یعنی، نه در عقیده، نه در عمل، نه در دعا و تقاضا، و نه در پرستش معبود دیگری را در کنار «الله» قرار مده. سپس به بیان نتیجه شرک می پردازد، که همانا با نکوهش و خواری نشستن است. انتخاب کلمه «قعود»(نشستن) در اینجا، اشاره به ضعف و ناتوانی است؛ زیرا در ادبیات عرب، این کلمه کنایه از ضعف است؛ همانگونه که گفته می شود: «قعد به الضعف عن القتال»(ناتوانی سبب شد که از بیکار با دشمن بنشیند).
از جمله بالا استفاده می شود که شرک، سه اثر بسیار بد در وجود انسان می گذارد:
۱) شرک مایه ضعف، ناتوانی، زبونی و ذلت است؛ در حالیکه توحید، عامل قیام، حرکت و سرافرازی است.
۲) شرک، مایه مذمت و نکوهش است؛ زیرا یک خط روشن انحرافی است، در برابر منطق عقل و کفرانی است آشکار، در مقابل نعمت پروردگار و آن کس که تن به چنین انحرافی دهد، در خور مذمت است. شرک سبب می شود که خداوند، مشرک را به معبودهای ساختگی اش واگذارد و دست از حمایتش بردارد و از آنجا که معبودهای ساختگی نیز قادر به حمایتش بردارد و از آنجا که معبودهای ساختگی نیز قادر به حمایت کسی نیستند و خدا هم حمایتش را از چنین کسانی برداشته است، آنان «مخذول» و بدون یار و یاور خواهند شد.
در آیات دیگر قرآن نیز همین معنا به شکل دیگری مجسم شده است؛ چنانچه میفرماید: مَثَل آنانکه غیر از خدا را به دوستی گرفتند، مَثَل عنکبوت است که خانه ای بساخت و همانا سست ترین خانه ها، خانه عنکبوت است، اگر می دانستند.(عنکبوت/۴۱)
بعد از اصل توحید، به یکی از اساسی ترین تعلیمات انسانی انبیا با تاکید مجدد بر توحید اشاره شده است؛ که همانا نیکی به پدر و مادر است. «قضا»، مفهوم محکمتری امر دارد. و فرمان قطعی و محکم را میرساند.
این مطلب، نخستین تاکید در این باره است، قرار دادن توحید در کنار نیکی و احترام به پدر و مادر، تاکید دیگری بر اهمیت این دستور اسلامی است. مطلق بودن «احسان» که هر گونه نیکی و احترام به پدر و مادر را در بر میگیرد، و همچنین «والدین» که مسلمان و کافر را شامل می شود، سومین و چهارمین تاکید در این جمله است. نکره بودن «احساناً» که در اینگونه موارد برای بیان عظمت می آید، پنجمین تاکید محسوب می شود. توجه به این نکته لازم است که فرمان، معمولاً روی یک امر اثباتی میرود؛ در حالیکه در اینجا، روی نفی رفته است.
این نکته، ممکن است به خاطر آن باشد که از کلمه «قضی»، فهمیده می شود که جمله دیگری در شکل اثباتی در تقدیر است یا اینکه مجموع جمله نفی و اثبات: «الا تعبدوا الا ایاه»، در حکم یک جمله اثباتی؛ اثبات عبادت انحصاری پروردگار است. سپس، یکی از مصداقهای روشن نیکی به پدر و مادر بیان شده است. در اینجا، به قسمتی از ریزه کاریهای برخورد بسیار مودبانه و احترام آمیز فرزندان به پدران و مادران از دیدگاه قرآن، اشاره می شود.
۱) از یکسو، روی حالت پیری آنان- که در آن موقع نیازمندتر به حمایت و محبت و احترامند- تاکید می کند، و فرزندانشان را از کمترین سخن اهانت آمیز به آنان نهی می کند. آنان ممکن است بر اثر کهولت، طوری شوند که نتواند بدون کمک دیگری حرکت کنند، از جا برخیزند و حتی ممکن است قادر به رفع آلودگی از خود نباشند. در این مواقع، آزمایش بزرگ فرزندان شروع می شود.
۲) از سوی دیگر، قرآن تاکید می کند که در این هنگام نه تنها به آنان نباید «اف» گفت: و با صدای بلند و اهانت آمیز با آنان صحبت کرد، بلکه با قول کریم و گفتار بزرگوارانه باید با آنان گفتگو کرد. همه اینها، نهایت ادب در سخن را میرساند، که زبان کلید قلب است.
۳) از سوی دیگر، دستور به تواضع و فروتنی داده شده است، تواضعی که نشان دهنده محبت و علاقه باشد، و نه چیز دیگر.
۴) سرانجام، سفارش شده است که حتی موقعی که فرزند رو به سوی درگاه خدا می آورد، پدر و مادر را، چه در حیات و چه در ممات، نباید فراموش کند و باید تقاضای رحمت پروردگار را برایشان بنماید، بویژه این تقاضایش را با این دلیل همراه سازد: «پروردگارا، همانگونه که آنان در کودکی مرا تربیت کردند، تو به آنان رحم کن»
نکته مهمی که از این تعبیر استفاده می شود، این است که اگر پدر و مادر آن چنان مسن و ناتوان شدند که به تنهایی قادر بر حرکت و دفع آلودگیها از خود نباشند، فراموش نکن که تو هم در کودکی چنین بودی و آنان را باید جبران کرد.
از آنجا که گاهی در رابطه با حفظ حقوق پدر و مادر و احترام و تواضع به آنان، ممکن است لغزشهایی پیش بیاید که انسان آگاهانه یا نا آگاهانه به سوی آن کشیده شود. در آخرین آیه مورد بحث میفرماید: «پروردگار شما به آنچه در دلهای شماست، آگاه تر است؛ زیرا علم خدا در همه زمینه ها ضروری، ثابت، ازلی و خالی از هر گونه اشتباه است؛ در حالیکه علوم انسانی واجد این صفات نیست.
بنابراین اگر بدون قصد طغیان و سرکشی در برابر فرمان خدا لغزشی در زمینه نیکی و احترام به پدر و مادر از انسان سر زد ولی بلافاصله پشیمان شد و در مقام جبران بر آمد، مسلماً مشمول عفو خدا خواهد شد.
۱)«اواب» از ماده «اوب» به بازگشت توام با اراده گفته می شود؛ در حالیکه «رجوع» هم به بازگشت با اراده و هم بی اراده اطلاق می گردد. به همین دلیل به «توبه»، «اوبه» گفته می شود؛ چون حقیقت توبه، بازگشت توام با اراده به سوی خداست. از آنجا که «اواب» صفت مبالغه است، به کسی گفته می شود که هر لحظه از او خطایی سر زند و در همان حال، به سوی پروردگار بازگردد.
این احتمال نیز وجود دارد که ذکر صیغه مبالغه، اشاره به تعدد عوامل بازگشت به رجوع به خدا باشد؛ زیرا ایمان به پروردگار از یکسو، توجه به دادگاه عالم قیامت از سوی دیگر، وجدان بیدار از سوی سوم، و توجه به عدالت و آثار گناه از سوی چهارم، دست به دست هم می دهند و انسان را موکداً از مسیر انحرافی به سوی خدا می برند.
۲)«و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً»(بقره/۸۳) و به یاد آورید هنگامی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگرچه آیات درباره بنی اسرائیل نازل شده است، ولی یک سلسله قوانین کلی برای همه ملل دنیا در بردارد.
از دیدگاه قرآن، برقراری و سربلندی ملتها در صورتی است که به بزرگترین قدرت بیزوال تکیه کنند، در همه حال از او مدد بگیرند و فقط در برابر او سر تعظیم فرود آورند؛ که اگر چنین کنند، از هیچکس ترس و وحشتی نخواهند داشت.
واضح است که چنین تکیه گاه و مبدئی جز آفریدگار بزرگ نمی تواند باشد. از طرف دیگر، برای بقا و جاویدان ماندن ملتها، همبستگی خاص بین افراد خاص لازم است. این عمل در صورتی امکان دارد، که هر کس به پدر و مادر خود که شعاع بستگی آنان به وی نزدیکتر است، در مرحله بعد به خویشان و بعد از آنان به همه افراد اجتماع، نیکی کند. بدینگونه، همه بال و پر یکدیگر می شوند، و افراد ضعیف را حمایت می کنند.
۳)«و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(نساء/۳۶) و خدا را بپرستید و هیچ چیز را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید. آیه فوق، نخست مردم را دعوت به عبادت و بندگی پروردگار و ترک شرک و بت پرستی که ریشه اصلی برنامه های اسلامی است می کند.
دعوت به توحید و یگانه پرستی روح را پاک، نیت را خالص، اراده را قوی و تصمیم را برای انجام دادن هر برنامه مفیدی محکم می سازد. از آنجا که این آیه بیان کننده یک رشته از حقوق اسلامی است، قبل از هر چیز، اشاره به حق خداوند بر مردم، پرستیدن او و شریکی برای او برنگزیدن کرده است.
سپس، اشاره به حق پدر و مادر شده و توصیه گردیده است که باید به آنان نیکی کرد. از این تعبیرهای مکرر در قرآن کریم بر بندگی خدا و احسان به والدین، استفاده می شود که بیان این دو ارتباط است. در حقیقت هم، چنین است، چون بزرگترین نعمت، نعمت هستی و حیات است که در درجه اول از ناحیه خداست و در مراحل بعد، به پدر و مادر ارتباط دارد. بنابراین، ترک حقوق پدر و مادر، همدوش شرک به خداست.
۴)«قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الاتشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناًأ»(انعام/۱۵۱) بگو، بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بیان کنم که چیزی را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید. ذکر نیکی و احترام به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک و قبل از دستورهای مهمی مانند تحریم قتل نفس و اجرای اصول عدالت، دلیل بر اهمیت بسیار حق پدر و مادر در دستورهای اسلامی است.
این موضوع وقتی روشن تر می شود، که توجه کنیم به جای «آزار به پدر و مادر»- که هماهنگ با دیگر تحریمهای این آیه است-، احسان و نیکی به آنان ذکر شده است. یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنان حرام است، بلکه احسان و نیکی و احترام به پدر و مادر نیز لازم و ضروری است.
جالبتر اینکه، کلمه «احسان» به وسیله «ب» متعدی شده و فرموده است: «بالوالدین احساناً» احسان گاهی با «الی» و گاهی با «ب» ذکر می شود، معنای آن نیکی کردن بطور مستقیم و بدون واسطه است، بنابراین، این آیه تاکید می کند که موضوع نیکی و احترام به پدر و مادر را باید آن قدر اهمیت داد، که شخصاً و بدون واسطه، به آن اقدام کرد.
در زندگی روزانه بعضا افرادی را می بینیم یا اینکه در روزنامه ها و تلویزیون می خوانیم و مشاهده می کنیم که به هر علتی موجب عاق والدین، دوری از خانواده، کم توجهی به حرمت خانواده و موجبات بزهکاری را حادث شده اند و خود و کارهایشان برای خانواده و دیگر مردم جامعه ناملایمت های را به وجود آورده است.
تمامی این مصائب و مسائل یا به دلیل نا آگاهی فرد و افراد از دستورات دینی و قرآنی است و یا به دلیل دور بودن و ناآگاهی از هدایت های معنوی و ارشادی قرآن و سخنان بزرگان و ائمه اطهار(ع) و یا به دلیل کم لطفی مسئولین نسبت به پخش برنامه های فوق العاده در رابطه با مسائل جوانان و دین و چگونگی احترام به خانواده می باشد.
نتایج پژوهشی که در یکی از مراکز اصلاح و تربیت روی تعدادی از پسران انجام شد، نشان داد که آنان با مسائل خانواده و آموزه های دینی در رابطه با چگونگی احترام به پدر و مادر، آشنا نبوده و از رفتار غیر عمد اخلاقی نسبت به والدین خود پشیمان بودند.
در ادامه این مقاله، به بررسی آثار دنیوی و پیامدهای اخروی احسان به والدین از نگاه قرآن و احادیث معصومین(ع) می پردازیم.
الف) آثار دنیوی
۱) دوری از عصیانگری و شقاوت
نیکی به والدین، صفت جبار و عصیانگری را از انسان دور می کند و همچنین دچار شقاوت نمی گردد. قرآن کریم میفرماید: یَا یَحْیَی خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً * وَ حَنَاناً مِّن لَّدُنَّا وَ زَکَاهً وَ کَانَ تَقِیّاً * وَ بَرّاً بِوَالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُن جَبَّاراً عَصِیّاً(مریم/۱۲-۱۴) گفتیم: ای یحیی! کتاب آسمانی را به جدّ و جهد بگیر و به او در عهد کودکی نبوت بخشیدیم و از سوی خویش بر او رحمت آوردیم و پاکیزه اش داشتیم و او پرهیزگار بود و او را سفارش به نیکی به پدر و مادرش نمودیم و او جبار و عصیانگر نبود.
نیز درباره حضرت عیسی(ع) فرموده که چنین گفت: وَ أَوْصَانِی بِالصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ مَا دُمْتُ حَیّاً * وَ بَرّاً بِوَالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیّاً(مریم/۳۱-۳۲) و مرا مادام که زنده باشم به نماز و زکات سفارش فرموده است و نیز مرا در حق مادرم نیکوکار گرداند و مرا زورگوی سخت دل نگردانده است.
۲) طول عمر
روایات اسلامی این اثر را مترتب بر نیکی و احترام به پدر و مادر، بطور خاص نموده اند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: مَن سَرَّه اَن یُمد لَه فی عُمره، و یُبسط فی رزقه فلیَصِل اَبَویه(علامه مجلسی، بحارالانوار، ج،۷۴ باب،۲ ح۹۶) کسی که طولانی شدن عمر و توسعه رزق را دوست دارد، به پدر و مادر خود نیکی کند.
نیز رسول خدا(ص) میفرماید: «در خواب مردی از امتم را دیدیم که فرشته مرگ برای قبض روح او حاضر شده بود، اما او با نیکی به والدین خود آن فرشته را از مأموریتش منع کرد».
۳) فراوانی روزی
یکی از پیامدهای نیک ارتباط با والدین، مسأله زیاد شدن رزق است. امام صادق(ع) میفرماید: هر کس نیکی به والدین نماید، هرگز در زندگی به فقر مبتلا نخواهد شد.(همان، ح۳۳)
۴)اجابت دعای والدین در حق فرزندان
امام صادق(ع) میفرماید: «خداوند دعای سه کس را رد نخواهد کرد: دعای پدر در حق فرزند در هنگام نیکی به او، دعای پدر بر ضد فرزند(نفرین) هنگامی که مورد عاق او واقع شود و دعای مظلوم بر ظالم». روایتی به همین مضمون از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که میفرماید: از نفرین پدر دوری گزینید؛ زیرا به هدف اجابت میرسد و از شمشیر، تیزتر و برنده تر است».(بحارالانوار، ج،۷۴ باب،۲ ح۹۴)
۵) موجب نیکی فرزندان
اگر کسی به پدر و مادرش، نیکی و احترام نمود، آن احترام را از ناحیه فرزندانش خواهد دید. فلسفه این امر روشن است؛ زیرا فرزندان انسان، پدر و مادر خود را الگوی عملی خویش قرار می دهند. اگر آنها ببینند پدر و مادرشان نیکی به والدین را سرلوحه زندگی خود قرار داده اند و به آن اهتمام می ورزند، او هم نسبت به آنان چنین خواهد کرد. امام صادق(ص) فرمود: بِرُّوا آباءَکُم یَبرُّکُم أبناءکم(همان، ح۳۱) به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.
ب) آثار اخروی
برخی از آثار و برکات نیکی و احترام به پدر و مادر در آخرت عبارتند از:
۱) آسان شدن مرگ
امام صادق(ع) فرمود: کسی که دوست دارد خدای متعال سختی های مرگ را بر او آسان سازد، به خویشان و نزدیکان و پدر و مادرش نیکوکار باشد و اگر چنین کند، خدای متعال سختی های مرگ را بر او آسان می کند.(همان، ح ۳۲)
۲) دریافت پاداش زیاد
امام صادق(ع) میفرماید: «چه چیز مانع شخص می شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، به اینصورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد؛ زیرا اگر چنین کند، ثواب آن به پدر و مادرش میرسد و به خودش نیز همان مقدار ثواب داده می شود. همچنین خداوند بر کارهای نیک و نماز او خیر زیاد عطا می کند».
در برخی از روایات به پاداش هایی اشاره شده است که به ازای نیکی به پدر و مادر عطا می شود بطور مثال در روایتی از ابن عباس از رسول اکرم(ص) آمده است: هر فرزند نیکوکاری که از روی مهربانی به پدر و مادر نگاه کند، در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می شود. سؤال کردند: حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟ حضرت فرمود: آری، خداوند بزرگتر و پاکتر است.
۳) مغفرت
امام سجاد(ع) فرمود: «مردی خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت: ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم آیا می توانم توبه کنم؟ رسول خدا فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم، حضرت فرمود: برو به او نیکی کن تا آمرزیده شوی. وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: ای کاش مادرش زنده بود؛ (یعنی اگر مادرش زنده بود و به او نیکی می کرد زودتر آمرزیده می شد).
در روایت دیگری نیز رسول خدا(ص) میفرماید: «رِضَی الله مَع رِضَی الوالدَین»؛ رضایت خدا با رضایت والدین است. و در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است که فرمود: «از طرف خدا به کسی که عاق والدین شده گویند: هر کاری می خواهی انجام بده، دیگر تو را نمی بخشم و به نیکوکار نسبت به پدر و مادر هم گفته می شود هر چه می خواهی انجام بده تو را می بخشم.
البته واضح است که مراد از اینکه نیکوکار هر چه می خواهد انجام دهد، گناه و معصیت نیست؛ زیرا اگر به نیکوکار گفته شود هر چه می خواهی انجام بده، یعنی کار نیک انجام بده؛ زیرا شأن نیکوکار این است که کارهایش را نیک و درست انجام دهد و الا صفت نیکوکاری برای او صادق نخواهد بود و همچنین نسبت به عاق والدین کارهایی که انجام می دهد و مورد بخشش واقع نمی شود از جمله کارهایی است که قبیح و ناپسند است.
۴) وصول به بهشت
رسول خدا(ص) در این مورد فرمود: «چهار خصوصیت است که اگر کسی واجد آن باشد لطف و احسان حق تعالی بر او ریزش خواهد کرد و در بهشت رضوان، مأوی خواهد گزید: اخلاق نیکی که با آن در میان مردم زندگی کند، مدارا کردن با گرفتاران، شفقت و مهربانی به والدین، احسان به زیردستان».
همچنین ابراهیم بن شعیب می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: پدری فرتوت و ضعیف دارم که به هنگام قضای حاجت او را به دوش می کشم. حضرت فرمود: تا می توانی از این عمل مضایقه نکن و غذای او را لقمه لقمه در دهانش بگذار، چه این عمل در واپسین روز، سپر آتش خواهد بود.
۵) ورود به درجات بالای بهشتی
امام باقر(ع) میفرماید: «اگر مؤمنی چهار ویژگی در خود داشته باشد خداوند او را در بالاترین و شریفترین جایگاه قرار خواهد داد. کسی که یتیمی را پناه داده و بر او پدرانه نظر افکند، کسی که ضعیفی را مورد ترحم قرار دهد و در حد کفایت به او کمک کند، کسی که به والدین خود انفاق و با آنان مدارا کند، به ایشان نیکی کرده و از نگران ساختن آنها اجتناب نماید».
همچنین امام صادق(ع) فرمود: هنگامی که حضرت موسی مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود.
۶) همنشینی با نیکان
رسول اکرم(ص) میفرماید: «کسی که برای پدر و مادرش حج انجام دهد و یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می انگیزد». در روایت دیگری نیز ایشان میفرماید: سَیّدُ الابْرارِ یَومَ القیامِهٔ رَجُلُ بَرَّ والِدَیه بَعَد مَوتهما؛ برترین انسانهای نیک در قیامت، کسانی خواهند بود که به والدین خویش، پس از مرگ آنها نیکی کرده باشند.
دین اسلام درباره احترام به والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مسئله ای دیده می شود که از باب نمونه به چند مورد اشاره می کنیم:
الف) در چهار سوره قرآن مجید، به نیکی به والدین بلافاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این همردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام می گذارد:
۱)«…لا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً»(بقره/۸۳) …بجز خدا را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.
۲)«و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(نساء/۳۶) و خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید.
ب: اهمیت این موضوع به قدری است که هم قرآن و هم روایات، صریحاً توصیه می کنند که حتی اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است:
۱)«و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً»(اسراء/۲۳) و پروردگارت حکم کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.
۲)«الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(انعام/۱۵۱) چیزی را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید.
۳)«و آن جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعمها و صاحبهما فی الدنیا معروفاً»(لقمان/۱۵) و اگر آنان به تو اصرار کنند که با من آنچه را که علم به آن نداری، شریک کنند اطلاعتشان مکن ولی در دنیا به نیکی با آنان رفتار کن.
ج) شکرگزاری در برابر پدر و مادر، در قرآن مجید در ردیف شکرگزاری در برابر نعمت های خدا قرار داده شده است: «ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر»(لقمان/۱۴) مرا و پدر و مادرت را شکر کن که بازگشت به سوی من است؛ با اینکه نعمت خدا بیش از آن اندازه است که قابل احصا و شماره باشد، پس، این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است.
قرآن حتی کمترین بی احترامی را در برابر پدر و مادر، اجازه نداده است. امام صادق(ع) میفرمایند: «لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنده و هو من ادنی العقوق، و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیجد النظر الیها»؛ اگر چیزی کمتر از «اف» وجود داشت، خدا از آن نهی می کرد. «اف» کمترین اظهار ناراحتی است. و از این جمله، نظر کردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است.
جمع بندی
نیکی و احترام به پدر و مادر، یکی از توصیه های موکد در آموزه های اسلامی است و از چنان اهمیتی برخوردار است که پس از سفارش به توحید، به نیکی و احترام به پدر و مادر سفارش شده و خداوند برای کسانی که به این کار اهتمام ورزند، پاداش های دنیوی و اخروی بزرگی در نظر گرفته است.
منبع اقتباس: آفتاب؛ نویسنده: علی معروفی