بیعت اویس با علی(علیه‌السلام)

اثبات مقام امامت امام علی (ع) از طریق معجزات آن حضرت

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اثبات امامت امام علی (ع) و جانشین پیامبر (ص) بودن آن حضرت، یکی از مهمترین و در عین حال، چالشی ترین موضوعات و مسائل مهم اعتقادی و مذهبی در اسلام است. رسول گرامی اسلام (ص) از همان آغازین روزهای دعوت عمومی، حضرت علی (ع) را به عنوان جانشین و وصی پس از خود معرفی نمود. این موضوع بارها در زمان حیات پیامبر (ص) به ویژه در خطبه پیامبر اکرم (ص) در  غدیر خم تکرار شد. اما علاوه بر تصریحات پیامبر (ص)، ادله و شواهد زیاد دیگری نیز وجود دارند که بر امامت امام علی (ع) گواهی می دهند. از جمله این شواهد، کرامات و معجزات آن حضرت است. در ادامه ابتدا مفهوم معجزه و تعریف آن را به اختصار بیان می کنیم و سپس به بیان برخی از معجزاتی که بر امامت امام علی (ع) دلالت دارند، می پردازیم.

تعریف معجزه

معجزه كاری است بر خلاف مجاری طبيعت كه با اتكاء به قدرت الهی انجام می گيرد و دارای اين دو علامت است: اولا از راه تعليم و تعلّم حاصل نمی شود. ثانيا مغلوب عامل ديگری واقع نمی گردد.[1] مرحوم آيت الله خویی (ره) در اين مورد می فرمايد: معجزه عبارت است از دليلی كه برای اثبات مقام ارائه می گردد. اين مقام، چه مقام نبوت باشد و يا امامت، دليل بر صدق مدعا را معجزه می گويند كه به عنايت الهی صادر شده باشد.[2]

بنابراین معجزه در واقع دليل و برهان بر اثبات يك مقام الهی است. بی گمان امامان معصوم (ع) نيز برای اثبات مقام الهی خود در مواردی كه صلاح می ديدند از خود معجزاتی نشان می دادند که از جمله آن ها می توان به معجزاتی که برای اثبات مقام امامت امام علی (ع) تحقق یافت، اشاره کرد.

امامت امام علی (ع) و اتمام حجت با برخی مسلمانان

هر چند طبق تصریح رسول خدا(ص)، مقام امامت امام علی (ع) و جانشینی آن حضرت بعد از پیامبر (ص)، امری روشن و آشکار بود اما برخی همچنان دچار تردید بودند و از حضرت درخواست معجزه داشتند. از اصبغ بن نباته نقل شده است كه روزی در محضر اميرالمؤمنين (ع) بودم، عده ای از جمله ابوموسی اشعری، عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، ابوهريره و … وارد شدند و به آن حضرت گفتند: از معجزاتی كه خداوند به شما اختصاص داده است نشان دهيد. حضرت فرمود: شما چگونه هستيد و اين چه سؤالی است كه شما كرديد…، خداوند فرموده است: «اگر كسی بعد از حجت ايمان نياورد، به عذاب سخت گرفتار خواهد شد…»

سپس آنان گفتند: ای امیر مومنان! ما به خدا و رسولش ايمان آورديم و به او توكل می كنيم. حضرت فرمود: به نام خدا و بركات او با من برخيزيد. ما با آن حضرت برخاستيم و درجايی بوديم كه هيچ گونه آبی در آنجا نبود، در همان حال ناگهان در برابر خود، باغ سرسبزی كه نهرهايی از آب در آن جاري بود را مشاهده كرديم. به امام علی (ع) عرض كرديم: ای امیر مومنان! به خدا قسم اين نشانه امامت است و غير آن را نيز به ما نشان دهيد. حضرت فرمود: اين مرا كافی است و خداوند نيكو وكيل است.[3]

بیعت اویس قرنی شاهدی بر مقام امامت امام علی (ع)

اویس قرنی در زمان پیامبر (ص)، در یمن می زیسته است. وی از راه شتربانی، روزگار را با مادر پیر، نابینا و ناتوان خود سپری می کرد. او در یکی از روزها، از مادرش اجازه خواست تا برای دیدن رسول خدا (ص) به مدینه برود. مادرش به او اجازه داد ولی شرط کرد که بیشتر از نصف روز در آنجا نماند. اویس به مدینه رفت اما به خاطر عمل به وعده اش، موفق به زیارت پیامبر (ص) نشد. بعدها و در زمان خلافت امام علی (ع)، اویس با آن حضرت بیعت کرد و در جنگ صفّین در رکاب امام (ع) به شهادت رسید. امام علی (ع) در مورد چگونگی بیعت اویس، پیشگویی جالبی دارد. هم بیعت اویس و هم تحقق پیشگویی حضرت را می توان شاهدی بر جایگاه امامت امام علی (ع) دانست.

روزی که امیر مؤمنان علی (ع) برای پیکار با سپاه معاویه، به همراه سپاهیان خود از مدینه  خارج شد، با خبر گردید که عده ای از بیعت شکنان به سرکردگی طلحه و زبیر، به بصره رفته، آنجا را اشغال کرده و اعلام جنگ نموده اند. آن حضرت فرمان داد که نخست متوجه بصره شوند و در برابر آشوب فتنه انگیزان داخلی بایستند. از سوی دیگر برای مردم کوفه پیام فرستاد که برای کمک به او به سپاهش بپیوندند.

امام علی (ع) و سپاهیانش به ذی قار (محلی در نزدیکی بصره) رسیدند، و در آنجا توقف کردند و منتظر پیوستن مردم کوفه به سپاه شدند. ابن عباس می گوید: امام علی (ع) در ذی قار برای گرفتن بیعت (و پیمان از مردم) توقف کرده بود، و فرمود: هم اکنون از کوفه، هزار نفر، نه یک نفر کمتر و نه یک نفر زیادتر، به سوی ما حرکت کرده اند و به اینجا می آیند و با من تا سر حد شهادت بیعت می نمایند.

ابن عباس می گوید: پس از این پیش بینی، من نگران شدم که مبادا از این تعداد (هزار نفر) یک عدد کم و زیاد شود و همین موضوع دستاویز دشمنان گردد و به علی (ع) و ما که پیروانش هستیم، خرده بگیرند. همچنان در اضطراب و دلهره به سر می بردم که جمعیت کوفه، فرا رسیدند؛ آنها را شمردیم، دقیقا ۹۹۹ نفر بودند و دیگر کسی نیامد! پریشان شدم و غرق در فکر گشتم و با خود گفتم: انا لله و انا الیه راجعون؛ پس چرا هزار نفر نشدند؟! امام علی (ع) که فرموده بود: هزار نفر می آیند!

در این افکار غوطه ور بودم که ناگهان دیدم شخصی از دور، با پای پیاده می آید. لباسی زبر بر تن دارد و شمشیری در سپر نیز به همراه خود آورده است، به حضور امام علی (ع) آمد و عرض کرد: دستت را به سوی من دراز کن تا با تو بیعت کنم.

امام علی (ع) فرمود: بیعت بر چه؟ عرض کرد: پیمان فرمانبری و اطاعت از تو و پیکار در رکاب تو تا سر حد مرگ یا پیروزی. امام علی (ع) فرمود: نام تو چیست؟ عرض کرد: من اویس هستم. حضرت فرمود: تو اویس قرنی هستی؟ عرض کرد: آری.

امام علی (ع) فرمود: الله اکبر! حبیب من رسول خدا (ص) به من خبر داد که من مردی از اهالی قرن (یمن) را که از امت اوست و به او اویس قرنی، می گویند، ملاقات می کنم، که او از حزب خدا و از حزب رسول خدا (ص) است. او به شهادت می رسد و در روز قیامت به اندازه تعداد دو طایفه (پر جمعیت) ربیعه و مضر، زیر پوشش شفاعت او قرار می گیرند.[4]

به این ترتیب، با آمدن اویس قرنی، ۹۹۹ نفر، به هزار نفری که امام علی (ع) وعده فرموده بود، تکمیل شدند. اویس از زهاد ثمانیه (پارسایان هشتگانه) است و در جنگ صفین در رکاب حضرت علی (ع) به شهادت رسید.[5] بر این اساس هم بیعت اویس  ـ که شخصیت برجسته ای بود ـ با امام (ع) و هم تحقق دقیق پیشگویی آن حضرت، نشانه ای محکم و شاهدی قوی برای اثبات امامت امام علی (ع) به شمار می آید.

سزای کتمان کنندگان مقام امامت امام علی (ع)

پیامبر اسلام (ص) ولایت و امامت امام علی (ع) را برای اصحاب اعلام کرده بود. به خصوص حدیث غدیر که همه اصحاب رسول خدا (ص)، آن را در غدیر خم از پیامبر گرامی اسلام (ص) شنیده بودند؛ اما بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص)، اکثر صحابه این حادثه  و مقام امامت امام علی (ع) را کتمان کردند. از جمله آنها انس ابن مالک، براء بن عازب انصاری، اشعث بن قیس و خالد بن یزید بجلّی هستند که امام علی (ع) درباره هر کدام آنان، چیزی را پیشگویی کردند که در این بخش، به آن اشاره می شود.

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: امام علی (ع) برای ما – که جمعیت بسیاری بودیم-، سخنرانی کرد. او پس از حمد و ثنای الهی فرمود: در پیشاپیش این جمعیت، چهار نفر از اصحاب محمد (ص) هستند که عبارتند از: انس ابن مالک، براء بن عازب انصاری، اشعث بن قیس و خالد بن یزید بجلّی. سپس حضرت رو به انس بن مالک کرد و به او فرمود:

ای انس! اگر تو شنیده ای که رسول خدا (ص) در حق من فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» (کسی که من مولا و رهبر او هستم، بداند که علی (ع) مولا و رهبر او است) ولی امروز گواهی به رهبری من ندهی، خداوند تو را به بیماری برص (پیسی) مبتلا می کند که لکه های سفید آن، سر و صورتت را فرا می گیرد به طوری که عمامه ات هم نمی تواند آن را بپوشاند.

سپس رو به اشعث رو کرد و فرمود: اما تو ای اشعث! اگر شنیده ای که پیامبر خدا (ص) در حق من چنین گفت، ولی اکنون گواهی ندهی، در آخر عمر، از هر دو چشم کور می شوی و اما تو ای خالد بن یزید! اگر در حق من چنین شنیده ای و امروز کتمان کنی و گواهی ندهی، خداوند تو را به مرگ جاهلیت بمیراند. و اما تو ای براء بن عازب! اگر شنیده ای که پیامبر (ص) در حق من چنین فرمود و اینک گواهی به ولایت من ندهی، در همان جایی می میری که از آنجا به سوی مدینه هجرت کردی.

این چهار نفر، آنچه در روز غدیر از پیامبر اکرم (ص) شنیده بودند  -که آن حضرت علی (ع) را رهبر بعد از خود قرار داد،- را کتمان کردند. جابر بن عبدالله انصاری می گوید: سوگند به خدا بعد از مدتی، انس بن مالک را دیدم که بیماری برص گرفته بود به طوری که عمامه اش نمی توانست لکه های سفید این بیماری را از سر و رویش بپوشاند. و اشعث را دیدم که از هر دو چشم کور شده بود و می گفت: سپاس خداوندی را که نفرین علی (ع) در مورد کوری دو چشم در دنیا بود، و مرا به عذاب آخرت نفرین نکرد که در این صورت برای همیشه در آخرت، عذاب می شدم. خالد بن یزید را دیدم که در منزلش مُرد، خانواده اش خواستند او را در منزل دفن کنند، قبیله کِنده با خبر شدند و هجوم آوردند و او را به رسم جاهلیت کنار در خانه، دفن کردند، و به مرگ جاهلیت مُرد. و اما براء بن عازب، معاویه او را حاکم یمن کرد و او در یمن از دنیا رفت، همانجا که از آنجا هجرت کرده بود (آن هم در حالی که حاکم از ناحیه ظالم بود).[6]

طبق این حکایت، تمام پیشگویی های امیرالمومنین علی (ع) تحقق پیدا کرد و تاریخ نشان داد آنان که مقام امامت امام علی (ع) را انکار کنند نه فقط در آخرت بلکه در دنیا نیز گرفتار عذاب خواهند بود.

عذاب فوری برای انکار کننده امامت امام علی (ع)

از جمله معجزاتی که امامت امام علی (ع) را اثبات می کند حادثه ای است که برای شخصی به نام نعمان بن حارث فهری رخ داد. او که امامت امام علی (ع) را انکار  و از خدا به خاطر این حقیقت، طلب عذاب کرده بود، در لحظه به عذاب الهی گرفتار شد و از دنیا رفت.

قرآن در سوره معارج (هفتادمين سوره قرآن) در سه آيه آغازین آن، به ماجرای عذاب فوری اعتراض كننده به ماجرای غدير و رهبريت و امامت امام علی (ع) اشاره كرده و می فرمايد: «سَألَ سائِل بِعَذابٍ واقعٍ. لِلْکافِرینَ لَیسَ لَهُ دافِع. مِنَ اللّهِ ذِی الْمعارِج؛ تقاضا کننده ای درخواست عذابی (برای خود) کرد که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند. از سوی خداوندی است که ذی المعارج است (فرشتگانش بر آسمانها صعود می کنند)».

بر پیشانی بلند تاریخ، همواره یک سری حقایق زیبا و ماندگاری می درخشند که مرور زمان، هرگز توان انکار آن را ندارد. از جمله این حقایق، سفارش ها و گفته های رسول خدا (ص) درباره امامت امام علی (ع) است و آیات نخستین سوره معارج، گواه زنده حقانیت امام علی (ع) است که در ادامه به شأن نزول آن می پردازیم.

مقام منیع و فضایل امام علی (ع) از دیرباز مورد حسادت کینه توزان و زیاده خواهان و جاه طلبان و حسد پیشه گان قرار گرفته است و آنان با انکار حق آن مظلوم، گمان می کردند توان جلوگیری از تابش نور حقایق را نیز دارند. مرحوم طبرسی از حسین بن محمد روایت کرده که: از سفیان بن عیینه سؤال کردم، آیه فوق درباره چه کسی نازل شده است؟

او جواب داد: از چیزی سؤال کردی که پیش از تو کسی این سؤال را از من نپرسیده است. امام صادق (ع) از پدرانش (ع) مرا خبر داد که چون رسول خدا (ص) روز غدیرخم دست امیرالمؤمنین (ع) را گرفت و بلند کرد، در حضور مردم فرمود: «هر کس من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست». آن حضرت را آشکارا به امامت منصوب کرد و در قبائل عرب نیز این خبر منتشر شد.

نعمان بن حارث فهری نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و عرض کرد: ای محمد! ما را امر نمودی به گفتن: «لا إله إلاّ اللّه؛ مُحَمَّد رَسُولُ اللّه» ما قبول کردیم و گردن نهادیم؛ سپس امر کردی در پنج وقت نماز بگزاریم، پذیرفتیم. امر به زکات، حج، روزه و سایر واجبات کردی، اطاعت نمودیم. به اینها راضی نشدی تا این که پسر عموی خود ـ علی ـ را به امامت و وصایت منصوب داشتی. آیا این کار را از طرف خود انجام دادی یا خدا به تو دستور داد چنین کنی؟

رسول خدا (ص) در پاسخ به او فرمود: سوگند به آن خدایی که جز او خدایی نیست، من به امر و فرمان پروردگار، علی را منصوب نمودم و اين دستور از ناحيه خدا است…

نعمان بن حارث فهری روی برتافت و گفت: أللَّهُمَّ إنْ کانَ هذا مِنَ الْحَقِّ فَأمْطِرْ عَلَینا حِجارةً مِنَ السَّماءِ أوِ ائْتِنا بِعَذابٍ ألیمٍ؛پروردگارا! اگر آنچه محمد درباره علی می گوید از جانب تو و برحقّ است، پس از جانب آسمان بر سر ما باران سنگ ببار، یا به عذابی دردناک ما را گرفتار کن».[7] نعمان بن حارث فهری هنوز به مرکب خود نرسیده بود که ناگهان سنگی از آسمان فرود آمد و بر سر او اصابت کرد و در دم به هلاکت رسید.[8]

جالب است بدانید که مرحوم علاّمه امینی در کتاب «الغدیر»، شأن نزول این آیه شریفه را از۳۰ نفر از علمای معروف اهل سنّت ـ با ذکر مدرک و عین عبارت آنها ـ نقل می کند که مقصود از آیه شریفه، همان نعمان بن حارث فهری است. از این رویداد مهم تاریخی روشن می شود که مقام امامت امام علی (ع) از زمان پیامبر برای همگان معلوم بوده است و انکار آن همچون انکار خورشید است.

در این که آیا امکان دارد فردی کافر و کینه توز مانند نعمان بن حارث فهری، چیزی را از خداوند بخواهد و به آن برسد؟ در پاسخ باید گفت: نعمان، نابودی و هلاکت خود را از خدا خواست و خدای تعالی فرمود: «لِلْکافِرینَ لَیسَ لَهُ دافِع؛ هیچ فردی نمی تواند عذابی را که این کافر درخواست کرده است از او دفع کند». او بخشش و رستگاری از خدا طلب نکرد، بلکه عذاب خواست و خداوند علاوه بر این که او را تحقیر کرد، عذاب هم نمود. آری نعمان بن حارث، ظالمانه منکر امامت امام علی (ع) شد و از قبول امامت آن حضرت روی برتافت و در نهایت، خود در آتشِ ستمِ بر امام بسوخت. و این داستان نیز نشانه ای بود از نشانه های امامت امام علی (ع).

جمع بندی

امامت امام علی (ع) نه تنها بارها از سوی پیامبر (ص) مورد تاکید قرار گرفت بلکه مسلمانان در طول حیات آن امام همام، نشانه ها و معجزات بسیاری در تایید امامتش مشاهده کردند. نمایش منظره و باغی سرسبز در منطقه ای بی آب و علف، چگونگی بیعت اویس قرنی در هنگام جنگ صفین و بیان عاقبت کسانی که در غدیر حاضر بودند ولی آن را انکار کردند، از جمله مهمترین معجزات و پیشگویی های امیرالمومنین (ع) بوده که نقل شده است. همچنین نعمان بن حارث نیز که به خاطر امامت امام علی (ع) از خداوند درخواست عذاب کرد، بلافاصله با سنگی آسمانی به درک واصل شد.

پی نوشت ها

[1] مصباح يزدی، راه و راهنما شناسی، ص ۶۰.

[2] خویی، ابوالقاسم، البيان، ج ۱، ص ۴۵.

[3] مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۵۴.

[4] علیاری تبریزی، بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال، ج ۲، ص ۳۶۷ و ۳۶۸.

[5] دری اصفهانی، حکایت های شنیدنی، ج ۲، ص ۳۶۷.

[6] خویی، منهاج البراعه، ج ۱۲، ص ۲۱۶.

[7] طبرسی، مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۹۱.

[8] امینی، الغدیر، ج ۱، ص ۲۳۹.

فهرست منابع

قرآن کریم.

امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۶۶ش.

خویی، ابوالقاسم، البيان، قم، چاپ حوزه علميه، ۱۳۹۴ق.

خویی، حبیب الله بن محمد، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، تهران، مکتبة الاسلامیة، ۱۳۵۹ش.

دری اصفهانی، علی، حکایت های شنیدنی، قم، خانه کتاب، ۱۳۸۵.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالعلوم، ۱۴۲۶ق.

علیاری تبریزی، علی بن عبدالله، بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال، تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، ۱۳۷۱ش.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر الأخبار الائمة الاطهار، بيروت، مؤسسة الوفاء.

مصباح يزدی، محمد تقی، راه و راهنما شناسی، دفتر انتشارات اسلامی، چ دوم، ۱۳۷۹.

منابع اقتباس: نرم افزار پاسخ 2؛ سایت الغدیر.

بدون دیدگاه