اثربخشی رعایت آموزه های اخلاق اسلامی در کارآمدی خانواده-1

آموزه های اخلاق اسلامی و کارآمدی خانواده: صبر، صداقت و محبت

1394-12-05

630 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

شناسایی آموزه های اخلاق اسلامی و عمل به آنها از جمله عواملی است که موجب تقویت، استحکام و کارآمدی خانواده می شود. در این نوشتار تلاش شده تا در این راستا، آموزه های اخلاقی خانواده از آیات و روایات مربوط به خانواده استخراج و مورد بررسی قرار گیرد.

درآمدی بر اثربخشی آموزه های اخلاقی در کارآمدی خانواده

پس از مسائل اعتقادی و بینشی، دومین بخش از معارف اسلام، مسائل اخلاقی و ارزش های انسانی است. بنابراین، منابع دینی اسلام توجه ویژه ای به اخلاق، مسائل اخلاقی۱ و رعایت اخلاق در اندیشه و عمل دارد و تهذیب نفس را که نتیجه رعایت مسائل اخلاقی است، یک مسئله اساسی و زیر‌بنایی می داند که دیگر برنامه های انسانها از آن نشئت می گیرد و بر تمام احکام و قوانین اسلامی سایه افکنده است. تکامل اخلاقی فرد، خانواده و جامعه، هدفی است که ادیان آسمانی بر آن تکیه می کنند و آن را ریشه همه اصلاحات اجتماعی و وسیله مبارزه با مفاسد و پدیده های نابهنجار می شمرند.۲

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد‌(ص) در حدیث معروفی میفرماید: «من تنها برای تکمیل فضایل اخلاقی مبعوث شده ام»۳ و بر این مضمون، به علت اهمیتی که داشته است، با عبارتهای مختلف و متعددی تأکید ورزیده اند.۴ استفاده از تعبیر «انما» که در ادبیات عرب برای حصر به کار برده می شود، نشان می دهد که تمام اهداف بعثت پیامبر‌(ص) در همین امر یعنی تکامل اخلاقی انسانها خلاصه می شود. همچنین آن حضرت کاملترین مردم از نظر ایمان را کاملترین آنان از جهت اخلاق می دانند.۵

حضرت علی‌(ع) نیز در حدیثی میفرماید: «اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ و انتظار ثواب و عقابی نداشتیم، شایسته بود به سراغ فضایل اخلاقی برویم؛ زیرا آن ها راهنمای نجات و پیروزی و موفقیت هستند».۶

این احادیث به خوبی نشان می دهند فضایل اخلاقی نه تنها سبب نجات در قیامت است، بلکه زندگی دنیا نیز بدون آن سامان نمی یابد و کارآمدی خانواده به منزله کانون تعلیم و تربیت، بدون کسب و رعایت مسائل اخلاقی تأمین نخواهد شد.

رعایت اخلاق و عمل بر اساس دستورالعمل های اخلاقی، یک امر خصوصی در زندگی شخصی نیست که فقط یک مسئله مقدس، روحانی و معنوی باشد و تنها برای زندگی اُخروی فایده داشته باشد، بلکه همه مسائل اخلاقی آثاری در زندگی مادی و معنوی جامعه بشری و انسانی دارد که بدون آن زندگی انسانی مفهوم خود را از دست خواهد داد.

درست است که زندگی فرد نیز بدون اخلاق، لطافت و شکوفایی و زیبایی ندارد، ولی مهمتر از زندگی فردی، خانواده و زندگی اجتماعی است که با حذف و یا کمرنگ شدن مسائل اخلاقی، به سرنوشت نامطلوبی گرفتار و کارآمدی خانواده دچار اختلال می شود.۷ تلاش برای عمل به مقررات و قوانین، بدون پشتوانه اخلاق، در خانواده ـ و هیچ جای دیگر ـ ثمری ندارد. در مقابل، ایمان و اخلاق، بهترین ضامن اجرایی قوانین و مقررات در کانون خانواده است و کارآمدی آن را تضمین می کند.

خانواده، اولین محیط برای تعلیم و تربیت کودک است. فضایل اخلاقی در این محیط رشد می کند و سنگ بنای اخلاق انسان در خانواده نهاده می شود. کودک بسیاری از صفات و رفتارهای اخلاقی را از پدر، مادر، خواهر، برادر و کسانی که با آنها در یک خانواده زندگی می کند، می آموزد. صداقت، امانتداری، احترام متقابل، سپاسگزاری، مهربانی، محبت کردن، سخاوت، شجاعت، حفظ عفت و بسیاری از این قبیل رفتارها، توسط اعضای خانواده به یکدیگر منتقل می شود.

خانواده، نخستین درس های فضیلت را به فرزندان خود می آموزد و بزرگترها نیز به سبب همنشینی طولانی و مداوم، بر شکل گیری صفات اخلاقی یکدیگر تأثیر می گذارند. پس قبل از هر چیز باید محیط خانواده به فضایل اخلاقی آراسته شود تا بتواند کارآمدی خود را اثبات کند و زمینه رشد و بالندگی اعضای خود را فراهم سازد.

صبر و کارآمدی خانواده

زندگی انسان در دنیا آمیخته با مشکلات و تعارض های فراوانی است. اگر انسان در برابر آنها بایستد و صبر و مقاومت داشته باشد، حتماً پیروز خواهد شد و اگر نا‌شکیبایی کند و در برابر حوادث ناگوار زانو بزند، هیچ‌گاه به مقصد نخواهد رسید. از این‌ روی، در منابع دینی، صبر و پیروزی قرین هم شمرده شده اند.۸

در قرآن کریم نیز شرط مهم پیروزی مجاهدان راه خدا صبر شمرده شده است. خداوند خطاب به مجاهدان میفرماید: «هرگاه بیست نفر صبور و با‌استقامت از شما باشد، بر دویست نفر غلبه می کند و اگر یکصد نفر باشند، بر هزار نفر از کافران پیروز می گردند».(انفال/۶۵)

خداوند صبر را عامل افزایش توانایی و نیروی مقابله با سختی ها می داند؛ هفتاد آیه در مورد صبر و آثار آن در زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی از طرف خداوند متعال نازل شده است. به اعتقاد برخی از مفسران، هیچیک از فضایل انسانی به این اندازه مورد تأکید قرار نگرفته است.

این نشان می دهد که قرآن برای این فضیلت اخلاقی و عملی اهمیت فراوانی قائل است و آن را عصاره همه فضیلت ها و خمیرمایه همه سعادت ها و ابزار رسیدن به هر گونه خوشبختی و سعادت می داند. اگر انسان و خانواده ویژگی اخلاقی صبر را نداشته باشد و به آن عمل نکند، هرگز به خوشبختی و سعادت نخواهد رسید و کارآمد نخواهد بود.۹

حضرت علی‌(ع) صبر در کارها را به‌ منزله سر در بدن می داند و میفرماید: «همچنانکه اگر سر از بدن جدا شود بدن فاسد می شود، هرگاه‌ صبر نیز در کارها نباشد، کارها تباه می گردد».۱۰

در خانواده گاهی اعضا با ناکامی هایی روبرو می شوند و یا برآورده شدن خواسته ها نیازمند گذشت زمان است؛ همچنین گاهی آسیب های بدنی برای آنان پدید می آید و در بسیاری از موارد روابط بین آنان به هم می خورد و زمینه‌ بروز اختلاف و رفتارهای نامناسب در خانواده فراهم می شود؛ در صورتی که اعضای خانواده از مهار خویش ناتوان باشند و برد‌باری و تحمل در برابر مشکلات نداشته باشند، خانواده به شدت آسیب می بیند و نه تنها نیاز خود فرد برآورده نمی شود، بلکه برای دیگران نیز مشکل ساز می شود. فشار روانی، اولین نتیجه، بی صبری در برابر فشارهاست.

فرد صبور می تواند با صبر در مقابل حوادث پیش آمده، موفقیت و کارآمدی خانواده را حفظ کند؛ در حالی که واکنش فوری و بدون اندیشه در برابر رفتارهای نامناسب دیگران سبب پشیمانی می شود. اما صبر به فرد امکان می دهد در زمان مناسب، رفتار و واکنش مناسب و متناسب با رفتار فرد خطاکار را از خود نشان دهد.

طبیعی است که در یک خانواده، به علت همراهی طولانی مدت اعضای آن، اختلافاتی پیش می آید و اگر هر عضوی بخواهد فقط به خواسته های خود بیندیشد و به دنبال رسیدن به آن ها و ارضای نیازهای فردی باشد و در مقابل کمبودها از خود بی صبری نشان دهد، نمی تواند به خوشبختی و اهداف خود برسد. فرزندانی که در خانواده های بی صبر و عجول پرورش یافته اند، در اجتماع نیز دچار مشکل می شوند؛ زیرا همیشه و در همه جا شرایط فراهم نیست که خواسته های آنها برآورده شود. کودکی که صبر ندارد، می پندارد هرچه در اجتماع خواست، فوراً در اختیارش قرار می گیرد؛ اما وقتی به خواسته های خود نرسد، در مقابل اجتماع واکنش های نامطلوب از خود نشان می دهد و این امر در بسیاری از موارد موجب دردسر برای فرد و خانواده اش می شود.

بنابراین صبر نه تنها عامل تضمین کارآمدی خانواده است، بلکه کار‌آمدی جامعه انسانی را نیز تأمین می کند. اینکه خداوند میفرماید صبر، عامل پیروزی مجاهدان است، تنها ثمره صبر منحصر به جبهه جنگ و مجاهدان نیست، بلکه در همه عرصه های زندگی، انسان به صبر و مقاومت نیاز دارد تا به پیروزی برسد. پیروزی در خانواده و کارآمدی خانواده، بدین معناست که انسان با تشکیل خانواده کارآمد، به کمال و بالندگی برسد.

راستگویی و کارآمدی خانواده

در قرآن کریم درباره اهمیت راستگویی تعبیرات کم نظیری آمده است. خداوند میفرماید: راستی و راستگویی مؤمنان سبب یاری آنان در دنیا و نجاتشان در قیامت می شود و پاداش آن را بهشت و رضایت خود از راستگویان می داند.(مائده/۱۹) در روایات نیز به این فضیلت اخلاقی اهمیت فراوانی داده شده است. از روایات استفاده می شود که همه فضیلت های انسانی از صداقت و راستی سرچشمه می گیرد۱۱ و کلید همه خوبیها راستگویی و کلید همه بدیها دروغ و دروغگویی است.۱۲

امام صادق‌(ع) راستگویی را نوری می داند که جهان اطراف خود را روشن می کند؛ مانند آفتابی که هرچه در معرض تابش آن قرار گیرد، روشن می شود، بدون آن که نقصی در آن وارد شود.۱۳

بر اساس آموزه های قرآنی و روایی، راستی و راستگویی در کارآمدی تمام بخش های زندگی انسان مؤثر است و توجه به این آثار، انگیزه انسان برای گرایش و عمل به این فضیلت بزرگ اخلاقی را افزایش می دهد. نخستین تأثیری که این فضیلت دارد، مسئله جلب اطمینان و اعتماد در همکاری های جمعی است.

اساس زندگی انسان را کار گروهی و دسته جمعی تشکیل می دهد و بدون همکاری جمعی، کارهای مهم و با‌ارزش انجام نمی شود و یا اینکه پیشرفت آن کاهش می یابد. پیشرفت کار گروهی بدون اعتماد و اطمینان در بین اعضای گروه امکان ندارد؛ اعتماد و اطمینان نیز در صورتی حاصل می شود که صداقت و امانت در میان آنان حاکم باشد.

همچنین تفاوتی میان فعالیت های علمی، فرهنگی، پرورشی، حقوقی، اقتصادی و غیره وجود ندارد. یک دانشمند، مربّی، مدیر، سیاستمدار، فرزند و همسر اگر چند بار به دیگران و کسانی که با آنها اربطه دارد دروغ بگوید، به سرعت نفوذ و ارزش خود را از دست می دهد و کارآمدی او در اجتماع ـ به ویژه اجتماع کوچک خانواده ـ دچار اختلال و ضعف می شود.

راستگویی، تأمین کننده سلامت و بهداشت روان است و به انسان شجاعت و شهامت می بخشد، در حالیکه دروغ و دروغگویی همیشه انسان را در هاله ای از ترس فرو می برد و پیوسته از این هراس دارد که دروغ های او آشکار گردد. فردی که از بهداشت روان برخوردار نیست، نمی تواند در جهت کارآمدی خانواده خود گامهای جدی بردارد. صدق در گفتار و صداقت در کردار، انسان را محبوب دلها و مورد اعتماد اعضای خانواده خود و جامعه انسانی می گرداند.

بر عکس، تظاهر، ریا، نفاق و دروغگویی، فرد را در جامعه بی اعتبار و نزد خداوند مطرود می سازد و پیوند‌های اجتماعی و خانوادگی را با به وجود آوردن جو بی اعتمادی از هم می گسلد. همچنین خود فرد دچار شخصیت دوگانه و متضاد می گردد و هنگام آشکار شدن دروغها گرفتار رنج و عذاب وجدان می شود؛ اما افراد صادق و درستکار، دارای آرامش روان و احساس ایمنی هستند؛ زیرا چیزی جز آنچه می نمایند، نیستند تا از فاش شدن چهره پنهان خود نگران باشند.

در تحلیل روانشناختی، صداقت به گفتار و رفتاری گفته می شود که فرد انگیزه و قصدی مغایر با مفاد گفتار و رفتارش نداشته باشد؛ یعنی اینکه فرد با صراحت و وضوح صحبت می کند. هنگامی که فرد در ارتباط کلامی یا بدنی صداقت نداشته باشد، ارتباطی متعارض یا دوسطحی برقرار می شود؛ به گونه ای که مفاد سخن شخص چیزی است و بقیه وجود او چیزی دیگر را بیان می کند و یا انگیزه و قصد او از رفتار و گفتارش امر دیگری است.۱۴

در چنین موقعیتی مخاطب به دریافتی که از کلام یا رفتار خود دارد، پاسخ می دهد، ولی آنگاه که متوجه شود انگیزه شخص امر دیگری بوده است، در پاسخ به رفتار و گفتارهای بعدی او سردرگم می شود؛ گاه به کلام و رفتار او توجه می کند و از انگیزه و یا انگیزه های محرک رفتار غفلت می کند و گاهی به دلیل توجه بیشتر به انگیزه های احتمالی، دچار واکنش نامناسب می شود. اینگونه ارتباط، از ویژگی های رفتارها و گفتارهای اعضای خانواده ناکارآمد است.۱۵

بنابراین، برای دستیابی به سلامت روابط در خانواده و بالندگی و کارآمدی آن، باید روابط کلامی و بدنی مثل آهنگ صدا، تماس های چشمی، نگاه ها، وضعیت بدنی افراد نسبت به هم و حرکات بدن واضح و شفاف باشد و فرد را دچار سردرگمی نکند. باید سخنان فرد نه تنها با حالت صورت، وضع بدن و آهنگ صدا هماهنگ باشد، بلکه روایتگر انگیزه و حالات ناهشیار نیز باشد.

در واقع، همه ابعاد روانشناختی فرد اعم از عاطفی، هیجانی، رفتاری و شناختی یک مطلب را نشان دهد. چنین ارتباط صادقانه، کارآمد و بهنجاری به اعضای خانواده امکان می دهد که درستی، تعهد، شایستگی و خلاقیت داشته باشند؛ به کمال و بالندگی برسند و با غلبه بر مشکلات، بر کارآمدی خانواده بیفزایند۱۶

محبت در خانواده

از نظر اسلام، محبت بیشترین نقش را در ساماندهی جامعه آرمانی انسانی دارد. روایاتی که در مورد محبت از ائمه هدی‌(ع) وارد شده است، به روشنی اثبات می کند که جامعه مطلوب اسلامی، جامعه ای است که بر اساس محبت مردم نسبت به یکدیگر شکل گیرد. محبت، مؤثر‌ترین عامل پرورش انسانهای شایسته، و کارآمدترین ابزار پیشبرد اهداف فردی، اجتماعی و مادی و معنوی است.

محبت به قدری شیرین و لذتبخش است که با کمک آن می توان همه تلخی های زندگی و بسیاری از ضعف ها و نابسامانی ها و مشکلات کوچک و بزرگ فردی و اجتماعی را جبران کرد. در حدیثی حضرت سلیمان‌(ع) میفرماید: «هیچ چیز مانند محبت شیرین نیست».۱۷

از دیدگاه رسول گرامی اسلام‌(ص) وقتی دوستی برقرار شود، مشکلات و کمبود‌ها به آسانی قابل تحمل است. آن حضرت در این باره با کنایه میفرماید: «هیچ مجلسی برای نشستن دو دوست، تنگ نیست».۱۸ عنصر محبت، آنقدر برای تحقق برنامه های دینی و هدایت انسانها مؤثر دانسته شده است که امام باقر‌(ع) دین اسلام را چیزی جز محبت نمی داند.۱۹

خداوند متعال در سوره روم، مهر و محبت را از آثار قدرت و نعمت های بزرگ برشمرده و میفرماید: «یکی از نشانه های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا با آنان انس بگیرید و در میانتان محبت و مهربانی برقرار کرد و هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه ها و عبرت هایی وجود دارد».(روم/۲۱)

همه انسانها نیازمند دوستی و محبت هستند و دوست دارند محبوب دیگران باشند. وقتی فرد بداند محبوب دیگران نیست، خود را تنها و بی یار و یاور می داند و نمی تواند استعداد‌های خود را شکوفا سازد و در راه رسیدن به کمال قدم بردارد. این احساس غریزی در زن و مردی که با هم تشکیل خانواده داده اند و از «من» بیرون آمده و به «ما» رسیده اند، بیشتر احساس می شود.

پیش از ازدواج، هر یک از زن و مرد از محبت های فراوان پدر و مادر خود برخوردار بوده اند و آنگاه که با هم، پیمان ازدواج می بندند، انتظارات آنان نسبت به دریافت محبت تغییر می کند و منتظرند تا از طریق رشته دوستی جدید نیز محبت دریافت کنند. هر یک از زن و مرد انتظار دارند طرف مقابل، او را از صمیم قلب دوست داشته باشد و علاقمندی و محبتی دو‌طرفه برقرار شود.

در این میان، زن که موجودی عاطفی و کانون محبت است، بیشتر نیاز به محبت همسرش دارد؛ زندگی او وابسته به عشق و علاقه است و هرچه محبوبتر باشد، شاداب تر خواهد بود و برای بدست آوردن محبوبیت تلاش می کند؛ اما اگر احساس کند محبوب همسرش واقع نشده، خود را شکست خورده و بی اثر می پندارد. محبت دوطرفه، زن و مرد را به زندگی دلگرم و کانون خانواده را استوار، مستحکم و کارآمد می سازد.

پیامبر اسلام حضرت محمد‌(ص) میفرماید: «بهترین زنان شما، زنهایی هستند که دارای عشق و محبت باشند»۲۰ و در مورد مردها میفرمایند: «هر کس از دوستان ما باشد، به همسرش بیشتر اظهار محبت می کند و نیز هرچه ایمان انسان کاملتر باشد، محبت به همسرش را بیشتر می کند».۲۱

شکسپیر نیز می گوید: «آنچه در زن قلب مرا تسخیر می کند، مهربانی اوست نه روی زیبایش، من زنی را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد».۲۲

در خانواده ای که مهر و محبت وجود دارد و زوجین با آرامش، آسایش و علاقمندی به یکدیگر در آن زندگی می کنند با توانمندی بیشتری می توانند به تربیت فرزندان خود بپردازند. وقتی فرزند در کانون پر از محبت و عاطفه پرورش یابد، روح او نیز آرام است و بهتر رشد می کند و با الگو‌گیری از والدین خود، در آینده همسری مهربان و کارآمد خواهد بود و خانواده ای کارآمد نیز تشکیل خواهد داد. این کارآمدی، نسل به نسل منتقل می شود و جامعه ای پر از شور و نشاط و کارآمد شکل می گیرد.

آنچه سبب ناکارآمدی خانواده و طلاق عاطفی می شود، نبود و یا کمبود محبت بین اعضای آن است. وقتی محبت نباشد، اعضای خانواده به خانه و یکدیگر دلبستگی پیدا نمی کنند و از نظر روانی جدای از یکدیگر زندگی می کنند. محبت، مانند قانون جاذبه زمین در این جهان است.

همانطوری که این جهان، از اتم گرفته تا کهکشانها ـ بر اساس قانون جاذبه پابرجاست، خانه و خانواده نیز بر اساس قانون محبت استوار می گردد. همان گونه که اگر یک لحظه قانون جاذبه از جهان برداشته شود، نظم آن به هم می خورد و بطور کلی جهان طبیعت نابود می شود، اگر در خانه نیز محبت نباشد، آن خانه نابود‌شدنی است.

اگر محبت در خانواده نباشد و اعضای آن نیاز خود به محبت را ارضا نکنند، هیچ یک از اعضا نمی توانند وظایف مطلوب خود را انجام دهند و در نتیجه کارکرد خانواده و کارآمدی آن به ناکارآمدی تبدیل می شود. همانگونه که اجزای یک ساختمان بدون ملاط به هم نمی چسبد و ساختمان پابرجا نمی شود، بنا و نظام خانواده نیز چنین است و ملاط آن محبت و رحمت است مرد یا زنی که کمبود محبت داشته باشد، برای تأمین سعادت و رفاه خانواده اش فداکاری و کوشش نمی کند و انرژی خود را صرف اموری می کند که ممکن است زمینه ساز ناهنجاری و فساد در خانواده و جامعه شود.

یکی از اموری که سبب کارآمدی خانواده می شود، اعتماد متقابل زوجین و وفاداری نسبت به یکدیگر است و زمانی که محبت در کار نباشد احساس وفاداری و اعتماد  و در نتیجه کارآمدی خانواده تحقق نمی یابد.

همچنین باید توجه داشت که محبت و دوستی قلبی، کافی نیست و اینکه گفته شود من از صمیم قلب همسرم را دوست دارم، ولی در عمل و رفتار مشاهده نشود، کارآمدی را تضمین نمی کند. بلکه باید این محبت هم در رفتار‌ها دیده شود و هم اینکه بر اساس آموزه های دینی به زبان آورده شود و به همسر اعلام شود که من تو را دوست دارم. اعلام دوستی سبب استوار‌تر شدن آن و محبت بیشتری می شود. امام صادق‌(ع) میفرماید: «وقتی کسی را دوست داری، به او بگو دوستت دارم».۲۳ همچنین رسول گرامی اسلام(ص) میفرمایند: «این سخن مرد که به همسرش می گوید واقعاً تو را دوست دارم، هرگز از قلبش خارج نخواهد شد».۲۴

در بخش دوم این مقاله، به سایر آموزه های اسلامی تاثیرگذار بر کارآمدی خانواده اشاره شده است.

جمع بندی

در منابع دینی برای تمام جنبه های زندگی خانوادگی که کانون تربیت، رشد مادی، معنوی، فردی و اجتماعی است، دستورالعمل های اخلاقی بیان شده است که پایبندی به آنها تضمین کننده کارآمدی خانواده است. صبر، راستگویی، محبت و مهربانی، از جمله مهمترین رفتارهای اخلاقی هستند که بر کارآمدی خانواده تأثیر مستقیم دارند.

پی نوشت ها

۱- مسائل اخلاقی به سه دسته تقسیم می شوند: الف) مسائلی که محورشان رابطه انسان با خداست (اخلاقی الهی)؛ ب) مسائلی که محورشان رابطه انسان با خودش است (اخلاق فردی)؛ ج) مسائلی که محور آنها را روابط اجتماعی انسان با دیگران تشکیل می دهد (اخلاق اجتماعی). وقتی در محاورات عرفی گفته می شود کسی اخلاقش خوب است یا خوب نیست، منظور همین ملکاتی است که در روابط او با دیگران خودنمایی می کند. دو دسته اول، در واقع توسعه اخلاق عرفی است که با توجه به بینش اسلامی و این که موضوع اخلاق، مطلق فعل اختیاری انسان، اعم از اجتماعی و غیراجتماعی است، حاصل شده است؛ زیرا هر فعل اختیاری ـ چه اجتماعی و چه غیر‌اجتماعی ـ می تواند دارای ارزش مثبت یا منفی باشد و در محدوده مسائل اخلاقی قرار گیرد (مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ص۲۴۱ـ۲۴۴).
۲- مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۲
۳- متقی هندی، کنز العمال، ح۵۲۱۷۵
۴- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۶، ص۴۰۵
۵- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۶
۶- نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۸۳
۷- مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۴۶
۸- تمیمی آمدی، غررالحکم، ح۲۱۳
۹- مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج۲، ص۴۴۶
۱۰- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ح۱۰۰۶۴
۱۱- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۹
۱۲- محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، ص۴۳۹
۱۳- محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، ص۱۰
۱۴- سالاری فر، خانواده‌ در نگرش اسلام و روانشناسی، ص۱۱۷
۱۵- ستیر، آدم سازی در روانشناسی خانواده، ص۷۸
۱۶- سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص۱۱۷
۱۷- محمدی ری شهری، دوستی در قرآن، ح۳۸
۱۸- محمدی ری شهری، دوستی در قرآن، ح۸۶
۱۹- محمدی ری شهری، دوستی در قرآن، ح۸۶۴
۲۰- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۳۵
۲۱-علامه مجلسی، بحارالانوار، ص۲۲۳ و ۲۲۸
۲۲- امینی، همسرداری، ص۳۳
۲۳- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۸۱
۲۴- حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۲۳

فهرست منابع

المتقی، علی ابن حسام ‌الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۵ ق
امینی، ابراهیم، همسرداری، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۶
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۹۱ م
سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، قم، پژوهشگده حوزه و دانشگاه و سمت، ۱۳۸۵
ستیر، ویرجینا، آدم سازی در روانشناسی خانواده، ترجمه بهروز بیرشک، تهران، رشد، ۱۳۸۴
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۹۸۳ م
محمدی‌ ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹
مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۴
مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علی ابن ابیطالب‌(ع)، ۱۳۷۷
نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، قم، آل البیت‌(ع)، ۱۴۰۹ ق

منبع اقتباس مقاله: ماهنامه معرفت شماره ۱؛ محمد مهدی صفورایی پاریزی؛ مقاله اثربخشی رعایت آموزه های اخلاق اسلامی در کارآمدی خانواده (با تصرف و تغییر)