پیامبر اسلام و ماجرای هجرت اصحاب به حبشه

پیامبر اسلام و ماجرای هجرت اصحاب به حبشه

1400-04-27

772 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک
فهرست محتوا

اشاره:

یکی از حوادث مهم در تاریخ صدر اسلام مهاجرت یاران پیامبر اسلام به حبشه است. این در شرایطی بود که تازه مسلمانان از سوی مشرکان قریش در تگنا قرار گرفته و حتی آنان را به قتل می رساندند. مسلمانان که تعداد آنها بسیار کم بود به دستور پیامبر اسلام به حبشه مهاجرت کردند. ممکن است برای کسی سؤال خلق شود که چرا پیامبر اسلام (ص) نیز با انان به حبشه هجرت نکردند. این نوشته مطالبی را در این خصوص مطرح نموده است.

بعد از اظهار علنی اسلام توسط رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و روی آوردن اعراب به اسلام، مشركان شروع به آزار و اذیت و شكنجه مسلمانان نمودند. تا از این طریق مانع آن ها از گرایش به اسلام شوند. گرسنگی و تشنگی در زیر آفتاب سوزان عربستان، به صلیب كشیدن و… از جمله كارهایی بود كه برای شكنجه تازه مسلمانان انجام می دادند.(1)

یاسر پدر عمار و سمیه مادر عمار، خود عمار یاسر، خباب بن ارت، صهیب بن سنان، ابو فكیهه، عامر بن فهمیره، بلال و… از جمله افراد فداكار و ایثارگر در صدر اسلام بودند. بر اثر فشارهای جسمی بر گروه مستضعف و محروم كه بدون حامی و پیشتیبان بودند و اكثریت آن ها را بردگان تشكیل می دادند، پنج نفر از آن ها دست از اسلام كشیدند. این اوضاع و احوال شخص رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را سخت نگران می كرد، تا این كه دستور هجرت مسلمانان به حبشه را صادر نمودند. این مهاجرت در دو نوبت به نزد نجاشی (پادشاه حبشه) به سرپرستی جعفر بن ابی طالب صورت گرفت.(2)

اما علل ماندن پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را در مكه می توان این گونه بیان كرد:

1. تحمل سختی ها و فشار های روحی و جسمی كفار مستلزم ایمان قوی و روحیه ای فوق العاده بود كه هر كسی در برابر آن ها توان مقاومت نداشت. ولی پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) چون كوهی استوار در برابر انواع شكنجه ها ایستادگی كرد و صحنه را ترك نكرد.(3)

2. حمایت برخی از بزرگان قریش مانند.‌ ابو طالب، حمزه و خدیجه، دلگرمی خاصی به حضرت بخشیده بود، و تكیه گاه و پشتیبان خوبی برای پیامبر- صلی الله و علیه و آله – به شمار می آمدند.(4)

3. باید توجه نمود كه رفتن حضرت به حبشه پیامد هایی در پی داشت:

الف. هجرت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) مساوی با فقدان رهبری برای مسلمانان بود كه دل امید به آن حضرت داده بودند.

ب. با این كار، مسلمانان و پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) باید تحت حاكمیت حكومت آن جا در می آمدند كه به منزله پایان كار اسلام بود. و خداوند این اجازه را نمی داد كه پیامبرش تحت نظر سلطان دیگر باشد چون او را اختیار و فرمانروایی مستقل داده بود.

4. پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) از طرف خداوند متعال، ماموریت نداشت كه مهاجرت نماید. ایشان تابع فرمان و وحی الهی بودند: قل انما اتّبع ما یوحی الی من ربّی …(5)

5. دعوتی از سوی مردم یا حاكمان حبشه صورت نگرفته بود، تا ایشان به آن جا بروند. اما وقتی مردم مدینه با اقبال و آغوش باز از حضرت دعوت كردند، پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) نیز به دعوت آن ها پاسخ گفت و زمینه ای كه در مدینه بود در حبشه نبود. مدینه فاقد حاكم بود و اختلافات داخلی كه در مدینه بود كه سبب شد از پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) استقبال با شكوهی نمایند.

اما اصرار مشركان و نمایندگان آن ها جهت باز گرداندن مسلمانان دلایل زیر را داشت:

1. هجرت مسلمانان ضربه ای مهلك بر پیكر مشركان بود كه مصالح و منافع آن ها را در آینده با خطر مواجه می نمود. چه وجود مسلمانان به دور از مكه و در منطقه ای آرام موجب گسترش و تقویت اسلام می گردید.

2. استمرار سیاست شكنجه و فشار از دیگر عواملی بود كه مشركان سعی در استرداد مسلمانان داشتند زیرا به نظر خودشان با این رویه می توانستند مسلمانان را از اقبال به اسلام كم كنندو نو مسلمانان را به دین گذشتگان شان بر گردانند. چنان كه پنج نفر از نو مسلمانان مرتد و به كیش اجداد خویش در آمدند.(6)

3. جلوگیری از شناخته شدن اسلام و اصول اسلامی به دیگران و كسانی كه در خارج از عربستان بودند.

یعنی از گسترش اسلام در سطح جهانی نگران می شدند. به ویژه مسیحیان با اسلام و دیدگاههای آن ها آشنا گشته و چه بسا تحت تاثیر واقع شوند.(7) حضور آنان در حبشه نوعی ترویج و تبلیغ اسلام بود كه برای كفار ومشركان قابل تحمل نبود.

4. هجرت مسلمانان به حبشه و پخش این خبر در سطح جهانی، به مفهوم ناامن بودن مكه و بازتاب آن برای قریش ناخوشایند بود. زیرا كه امنیت مكه و رونق اقتصادی از افتخارهای بزرگی است كه همواره بزرگان و سران قریش در صدد پاسداری از آن بودند. پیمان مشهور حلف الفضول نیز در همین راستا برای تأمین امنیت مكه تدوین شده بود.(8) و این هجرت به حیثیت سیاسی و قدرتی مكیان لطمه و ضربه مهلكی وارد می آورد.(9)

بنابراین ایمان قوی و مقاومت فوق العاده شخص پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و حمایت بنی هاشم به خصوص ابو طالب و حمزه، پیامد های رفتن پیامبر، عدم مأموریت الهی و عدم دعوت مردم یا حاكم حبشه را می توان از دلایل نرفتن حضرت به حبشه ذكر نمود. و به خطر افتادن مصالح و منافع در آینده، استمرار سیاست شكنجه، جلوگیری از معرفی شدن اسلام در خارج از شبه جزیره عربستان و آشنایی مسیحیان با اسلام و ناامن جلوه داده شدن مكه از دلایل اصرار مشركین جهت تحویل مسلمانان بود.

پی نوشت:

  1. ابن هشام، عبد الملک، السیرة النبویه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 1، ص 339.
  2. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1413ق، ج 1، ص 348.
  3. ابوزهره، محمد ، خاتم پیامبران، ترجمه صابری، حسین، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1373ش، ج 1، ص 708.
  4. عابدینی، ابو الفضل، تاریخ اسلام، تهران، نشر جهاد دانشگاهی، چاپ اول، 1381ش، ص 52.
  5. «… بگو من جز از وحی خدا از چیزی پیروی نمی كنم… ». سوره اعراف ، آیه 203، ترجمه الهی قمشه ای .
  6. عاملی، سید جعفر مرتضی، الصحیح من سیره النبی الاعظم(صلی‌الله علیه و آله و سلم)، بیروت، دار الهادی و دار السیره، چاپ چهارم،‌ 1415ق، ج 3 ص 134.
  7. ابوزهره، پیشین، ص721.
  8. معاد یخواه، عبد المجید، تاریخ اسلام، عصر دگر اندیشی و گفت و گو، تهران، نشر ذره، ‌1377ش، چاپ دوم، ج 1، ص 97.
  9. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، قم، موسسه در راه حق، چاپ اول، 1366ش، ص 137.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات

بدون دیدگاه