دنیای صنعتی، شکل خانه و خانواده را کاملاً تغییر داده و سبب ایجاد تغییر و تحول در خانواده شده است. تشکیل مؤسسات عظیم اقتصادی، کارخانه های بزرگ، ایجاد شهرهای بزرگ، کلان شهرها و مهاجرت های وسیع، از پیامدهای صنعتی شدن هستند که آثار قابل توجهی را بر خانواده گذاشته اند…
نهاد خانواده به عنوان مهمترین هسته اجتماعی، از دیرباز مورد توجه فلاسفه اندیشمندان و دانشمندان بوده و همواره نسبت به اهمیت آن تأکید شده است. قدمای فلاسفه، زندگی خانوادگی را بخش مستقلی از «حکمت عملی» می شمردند؛ بطوری که افلاطون در جمهوریت، ارسطو در سیاست، بوعلی سینا در شفا با چنین دیدی و از این زاویه به زندگی خانوادگی نگریسته اند.
دانشمندان مختلف علوم اجتماعی، روانشناسی اجتماعی، جمعیت شناسی، حقوق، تاریخ و حتی مسئولین سیاسی و امنیتی هر یک از زوایای مختلف به مسئله خانواده توجه کرده اند. در باب اهمیت خانواده، در مجموع دو رهیافت نهادگرایی و سیستمی وجود دارد:
الف) رویکرد نهادگرایی: خانواده را واحد اساسی جامعه تلقی می کند و نهاد خانواده را در کنار نهادهای دیگر اجتماعی مورد بحث و مقایسه قرار می دهد.
ب) رهیافت سیستمی: مطالعات خانواده را معطوف به کنش های متقابل اعضای خانواده قلمداد می کند. در این دیدگاه، «خانواده، مجموعه ای از اجزای مرتبط است که با محیط خود رابطه متقابل برقرار می کند و در مقابل فشارهایی که از خارج بر آن وارد می شود، مبادرت به حفظ تعادل می کند»(برناردز، ۳۸۴: ۷۲).
مهمتر از همه این مسائل، بیان رسول خدا(ص) است که فرمود: «ما بُنی بناء فی الاسلام أحب الی الله عزوجل من التزویج»؛ هیچ بنیان و نهادی نزد خداوند، باعظمت تر و محبوبتر از بنیان و بنیاد خانواده نیست(عاملی: ۱۴).
به این ترتیب مشاهده می شود این هسته و بنیاد که جامعه، کشور و امت از آن نشئت می گیرند، آنقدر اهمیت دارد که پیامبر (ص) آن را محبوبترین بنا نزد خداوند می داند. در این راستا، رایجترین مفهومی که از خانواده به دست می آید، بدین صورت است: «خانواده را می توان یک گروه نهادی شده زیستی- اجتماعی تعریف کرد که متشکل از چند بالغ(که دست کم دو تای آنها بدون داشتن پیوند خونی و از دو جنس مخالف، ازدواج کرده باشند) و فرزندانی که زاده پیوند ازدواج افراد بالغ هستند»(گولد، ۱۳۷۶: ۳۸۱).
به گفته ویل دورانت، فیلسوف و نویسنده، معروف کتاب تاریخ تمدن: «اگر فرض کنیم در سال ۲۰۰۰ مسیحی هستیم و بخواهیم بدانیم که بزرگترین حادثه ربع اول قرن بیستم چه بوده، متوجه خواهیم شد که این حادثه، جنگ و یا انقلاب روسیه نبوده، بلکه همانا دگرگونی وضع زنان بوده است.
تاریخ چنین تغییر تکان دهنده ای را در مدتی به این کوتاهی کمتر دیده است. خانه مقدس که پایه نظم اجتماعی ما بود، شیوه زناشویی که مانع شهوت رانی و ناپایداری وضع انسان بود، قانون اخلاقی پیچیده ای که ما را از توحش به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود، همه آشکارا در این انقلاب پرآشوبی که همه رسوم و اشکال زندگی و تفکر ما را فراگرفته است، گرفتار شده اند».
اکنون نیز به تعبیر استاد مرتضی مطهری، متفکران غربی از به هم خوردن نظم خانوادگی و سست شدن پایه ازدواج، از شانه خالی کردن جوانان از قبول مسئولیت ازدواج، از منفور شدن مادری، از کاهش علاقه پدر و مادر و بالاخص علاقه مادر نسبت به فرزندان، از ابتذال زن دنیای امروز و جانشین شدن هوس های سطحی به جای عشق، از افزایش دائم التزاید طلاق، از زیادی سرسام آور فرزندان نامشروع، از نادرالوجود شدن وحدت و صمیمیت میان زوجین، بیش از پیش احساس نگرانی می کنند(مطهری، ۱۳۶۵: ۳۷-۳۶).
موضوع خانواده علیرغم همه اهمیت، متأسفانه کمی غریب واقع شده و ضرورت دارد بیش از این، به بحث تغییر و تحول در خانواده و آسیب های آن، پرداخته شود.
تعریف خانواده
گرچه تعریف خانواده در طول زمان با تغییراتی همراه شده، اما عموماً خانواده و آنچه که به عنوان میثاق زناشویی از آن یاد می شود، عبارتست از: «پیوند قانونی دو جنس مخالف بر پایه روابط پایا، تقدس مذهبی، روابط عمیق عاطفی که با نوعی قرارداد اجتماعی و آثار مهم فرهنگی همراه است»(Engels, 1973: 171-205).
به این ترتیب معنای اصلی خانواده، همواره با یک قرارداد اجتماعی، پیوند حقوقی، اجتماعی و عاطفی همراه است. کارلسن می گوید: «ازدواج، فرآیندی است از کنش متقابل دو فرد که با شرایط قانونی و طی مراسمی تشکیل می شود و به طور کلی عمل آنان مورد پذیرش قانون قرار گرفته است»(karlsson, 1963:31).
انگیزه تشکیل خانواده
نظریه های مختلفی نسبت به انگیزه اصلی تشکیل خانواده مطرح شده است. برخی معتقدند: اساس تشکیل خانواده، از مسئله «خدمت» نشئت می گیرد؛ به عنوان مثال: خواجه نصیرالدین طوسی در اخلاق ناصری با تأکید بر اصل «استخدام» بر اجتماعی شدن انسان به انواع همکاری و همیاری اشاره می کند و می گوید: «عناصر و نبات و حیوان هر سه کمک به نوع انسان از همه لحاظ می باشند، ولی انسان به آنها یاری نمی رساند: «همچنانکه انسان به عناصر و مرکبات محتاج است تا هر سه نوع معونت او دهند، به نوع خود نیز محتاج است تا به طریق «خدمت» یکدیگر را معاونت کنند…»(طوسی، ۱۳۶۴: ۲۴۸).
وی در جای دیگری می گوید: اما به حسب تبقیه نوع نیز به جفتی که تناسل و توالد بر وجود او موقوف باشد، احتیاج بود، پس حکمت الهی چنان اقتضاء کرد که هر مردی جفتی گیرد تا هم به محافظت منزل و ما فیه قیام نماید و هم کار تناسل به توسل او تمام شود و چون توالد حاصل آید و فرزند بی تربیت و حضانت پدر و مادر بقا نمی یابد و به نشر و نما نمی رسد، تکفل امور او نیز واجب گشت(همان: ۲۰۶-۲۰۵).
خواجه گرچه در پیدایش جامعه به مفاهیم و عناصری چون نیاز به غذا و نیاز جنسی به عنوان امور مادی توجه کرده، اما برای تداوم جامعه به عنصری کاملاً معنوی و فرهنگی یعنی «محبت» توجه کرده است(همان: ۲۰۹-۲۰۷). همچنین در زمینه محبت نیز به محبت طبیعی مانند محبت مادر به فرزند و محبت ارادی اشاره دارد(همان: ۲۶۰-۲۵۹).
برخی از روانکاوان چون «فروید»، کوشیده اند تمامی میل ها و کشش های زنان و مردان به جنس مخالف را در غرایز جنسی محدود و محصور کنند؛ اما در برابر این تصور و انگاره، پاره ای دیگر از روانشناسان محبت میان همسران را گاه «عشق» و گاه «نوعی احساس» نامیده اند.
علامه مرتضی مطهری نیز می گوید: «عجیب است که بعضی از افراد، نمی توانند میان شهوت و رأفت فرق بگذارند، خیال کرده اند آن چیزی که زوجین را به یکدیگر پیوند می دهد، منحصراً طمع و شهوت است، در حالیکه حس استخدام و بهره برداری است؛ یعنی همان چیزی که انسان را با مأکولات و مشروبات و ملبوسات و مرکوبات پیوند می دهد، آنها نمی دانند که در خلقت و طبیعت علاوه بر خودخواهی و منفعت طلبی، علایق دیگری هم هست که آن علایق ناشی از خودخواهی نیست، بلکه از علاقه مستقیم به غیر ناشی می شود»(مطهری، ۱۳۷۵: ۱۸۰).
برخی از صاحبنظران، اساس تشکیل خانواده را «نیاز»، بعضی دیگر «احترام به قراردادهای اجتماعی» و برخی «تولیدمثل» دانسته اند؛ اما آنچه قرآن بر آن تأکید دارد، «نظریه آرامش» است. قرآن به آرامش در کنار همسر و به تشکیل خانواده تأکید دارد. قرآن مجید می گوید: شما در کنار همسر می توانید آرامش را به دست آورید(روم/۲۱). جوان پسر و دختر بعد از تشکیل خانواده، احساس آرامش می کنند. سپس می گوید: «خداوند بین زوجین علاقه دوستی و مهربانی قرار داد»، یعنی اساس تعامل با یکدیگر باید بر اساس دوستی، مودت، مهربانی و رحمت باشد.
بدین سان، کانون خانواده از آن روی که بزم محبت و مودت است، اکسیر آرام بخشی و «سکون» برای هر دو همسر را در خود دارد. رهیافت به این واقعیت کارکردی خانواده، آشکارا اعتراف به این واقعیت نیز هست که هرگاه خانواده از محبت و مودت تهی گردد، شالوده آن سست و لغزنده می شود و هر آن احتمال فروپاشی و گسست آن می رود و این یکی از اسباب و عواملی است که خانواده امروز غربی را در سراشیب سقوط و نابودی قرار داده است.
عصر حاضر و تغییر و تحول در خانواده
خانواده به عنوان نهاد در عصر حاضر با شرایط جدیدی مواجه و دستخوش تغییرات وسیعی شده که نه تنها با قرن های گذشته، بلکه با دهه های گذشته نیز شکل کاملاً متفاوتی یافته است که در ادامه به برخی از موارد تغییر و تحول در خانواده اشاره می شود:
1-حاکمیت «اقتصاد خانوادگی» به جای اقتصاد فردی
یکی از موارد تغییر و تحول در خانواده، مشارکت یافتن همه اعضای خانواده در کسب درآمد و اقتصاد خانواده است. بی تردید کارکردها و وظایف خانواده بسیار تغییریافته و تحولات اقتصادی و صنعتی تأثیر فراوانی بر آن گذاشته است. با سه عنصر زمان، فرهنگ و نیازهای زمانه می توان تغییرات را مورد مطالعه قرار داد. در گذشته، بسیاری از مشاغل، خانوادگی و فامیلی بود و خانواده در محیط محدودی مستقر بود و همواره نظارت همه فامیل و طایفه را در کنار خود داشت.
همه اعضای خانواده معمولاً در یک خانه با پدر و مادر زندگی می کردند و خاله، عمه، عمو، دایی و سایر بستگان نزدیک هم در همسایگی آنها زندگی می کردند و همه در یک محله سکونت داشتند؛ لذا افراد فامیل بر اعضای خانواده جوان، نظارتی دائمی داشتند. اما اکنون با وقوع تحول در خانواده، شرایط کاملاً متفاوت شده و صنعتی شدن، نظام خانواده و حتی نظام شغل و کار را هم تغییر داده است؛ تا آنجایی که یک خانواده در آپارتمانی زندگی می کند که حتی همسایه دیوار به دیوار خود را هم نمی شناسد.
وجود نقش های ثابت در خانواده های سنتی مانند خانه داری و بچه داری، به شدت متحول شده است. در گذشته، خانواده سنتی، جنبه اقتصادی داشت و از این رو، تعداد فرزندان اهمیت داشت که هم اکنون اینگونه نیست. نهاد خانواده رو به برابری، استقلال، احترام و فارغ از خشونت و نوعی دموکراسی احساسات در حرکت است(گیدنز، ۱۳۷۳: ۱۰۴-۱۰۰).
بنابراین، دنیای صنعتی، شکل خانه و خانواده را کاملاً تغییر داده و سبب ایجاد تغییر و تحول در خانواده شده است. تشکیل مؤسسات عظیم اقتصادی، کارخانه های بزرگ، ایجاد شهرهای بزرگ، کلان شهرها و مهاجرت های وسیع، از پیامدهای صنعتی شدن هستند که آثار قابل توجهی را بر خانواده گذاشته اند.
2-تغییر و تحول در خانواده با ظهور ارزش های جدید فرهنگی
مورد دیگر از تغییر و تحول در خانواده، تحصیلات، به ویژه تحصیلات زنان جامعه است که به شدت سبک زندگی را تغییر داده است. در گذشته در یک روستا حداکثر یک مکتب خانه وجود داشت و عده ای از دختران، برای آموزش قرآن و زبان فارسی در حدی که بتوانند متن قرآن را قرائت کنند و متونی چون گلستان سعدی را بخوانند، در آنجا تحصیل می کردند.
اما با توسعه آموزش و پرورش و آموزش عالی و حضور زنان در این مراکز علمی، شرایط کاملاً تغییر کرده است. به ویژه در دهه اخیر، بخش قابل توجهی از دانشجویان در مراکز علمی و آموزشی، خانم ها هستند؛ حتی در کنکور، ورودی زنان به دانشگاه ها از پنجاه درصد فراتر رفته و در بسیاری از رشته ها، تعداد قبولی دختران بیش از پسران است. بی تردید، تحصیلات، آشنایی با افکار و نظریات جدید و خلق ارزش های جدید، در زندگی اجتماعی و خانوادگی افراد بسیار تأثیرگذار خواهد بود.
از سوی دیگر، ارتباطات جهانی نیز کاملاً متحول شده بطوری که امواج رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت، نه مرزی را می شناسد و نه چهاردیواری را می فهمد، در همه جا نفوذ و رسوخ پیدا می کند و روز به روز هم این نفوذ عمیقتر و وسیعتر می شود و در زندگی افراد و خانواده ها بسیار تأثیرگذار شده و عامل تغییر و تحول در خانواده شده و شرایط جدیدی را برای خانواده ها به وجود آورده است.
3-کاهش جدی حمایت های خانواده ها نسبت به فرزندان
تضعیف مسائل اخلاقی و معنوی و سست شدن روابط عاطفی در جامعه، بر مسئله تقدس خانواده نیز تأثیر منفی گذاشته و سبب تغییر و تحول در خانواده شده است. خانواده از دیدگاه اسلام و فرهنگ ایرانی، به عنوان کانونی مقدس بود که متأسفانه به تدریج شکل و ابعاد آن در حال تغییر است. تقدس زدایی می تواند خطری برای استحکام خانواده باشد. عواطف و علائق در بین اعضای خانواده نه تنها زیربنای استحکام خانواده است، بلکه رشد و تربیت صحیح کودکان نیز در چنین محیطی امکانپذیر خواهد بود.
یکی از دلایل اصلی این موضوع، کاهش تقدس ازدواج است که در گذشته همتراز بودن، هم طبقه بودن و هم صنف بودن در آن اهمیت داشت و والدین و جغرافیای زندگی در آن تعیین کننده بود، اما هم اکنون، ازدواج یک قرارداد است تا یک امر مقدس که نهاد خانواده را تشکیل می دهد(سگالن،۱۳۷۰: ۱۲۸).
شهید مطهری در این زمینه می گوید: «دست توانای خلقت برای ایجاد، بقا و تربیت نسل های آینده، علائق نیرومند زن و شوهری را از یکطرف و علائق پدر و فرزندی را از طرف دیگر به وجود آورده است، عواطف اجتماعی و انسانی در محیط خانوادگی رشد می کنند و محیط فطری و طبیعی پدر و مادر روح کودک را نرم و ملایم می کند. وقتی می خواهیم عواطف دو نفر را نسبت به یکدیگر تحریک کنیم، می گوییم افراد یک ملت برادر یکدیگرند یا می گوییم همه افراد بشر عضو یک خانواده اند؛ بطوری که در قرآن کریم نیز آمده: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ»، عواطف برادری تنها از همخونی و خویشاوندی پیدا نمی شود؛ عمده آن است که دو برادر در یک کانون محبت بزرگ می شوند»(مطهری،۱۳۷۸: ۶۴۹).
4-کاهش مرجعیت والدین و تغییر کارکرد خانواده
جامعه شناس معاصر- تی. بی. باتامور- کارکردهای خانواده را به چهار حوزه: «کارکرد جنسی، کارکرد اقتصادی، کارکرد تولید مثل و کارکرد تعلیم و تربیت» تقسیم کرده و از منظر دیگر، مجموع آنها را به دو نوع روانی و اجتماعی بخش پذیر دانسته است. برخی دیگر از جامعه شناسان، چهار کارکرد عمده اجتماعی برای خانواده تشخیص داده اند: «تولید مثل، نگهداری(کودکان نابالغ)، کاریابی، جامعه پذیرکردن»(باتامور، ۱۳۵۷: ۱۹۰).
همچنین «ویل دورانت» در کتاب لذات فلسفه می نویسد: «کار خاص زن، خدمت به بقاء نوع است و کار خاص مرد، خدمت به زن و کودک. ممکن است کارهای دیگری هم داشته باشند، ولی همه از روی حکمت و تربیت تابع این دو کار اساسی است»(دورانت، ۱۳۷۳: ۱۳۶). آموزه های دینی و از جمله آیات قرآنی نیز بر کارکرد خانواده به ویژه والدین به عنوان دو عنصر اصلی شکل دهنده، صیانتگر و تداوم بخش نهاد خانواده اهتمام زیادی ورزیده و کارکرد پدر و مادر را در حراست از کیان خانواده بسی مهم و تعیین کننده قلمداد کرده است.
اما مقایسه کارکرد فعلی خانواده با گذشته، کاملاً متفاوت است و شاهد تغییر و تحول در خانواده هستیم. در گذشته، خانواده هم مرکز کار و هم مرکز تولید و مصرف و در نهایت یک واحد اقتصادی بسته بود. اعضای یک خانواده نیازمندی های خودشان را خود تأمین می کردند.
در کنار محل سکونت خانواده، مکان نگهداری احشام بود که از شیر و گوشت و پوست و پشم آنان استفاده می کردند. غلات و میوه و سبزیجات مورد نیاز را هم از مزرعه و باغ خودشان تأمین می کردند. خانواده تنها مرکز تربیت و عاطفه و آرامش نبود، بلکه مرکز تلاش، کار، تولید و مصرف هم بود. کانون گرم و عاطفی در خانواده نیز کاملاً مشهود بود. به تعبیر یک محقق، جامعه سنتی از ثبات برخوردار است، معطوف به زندگی در حدّ معاش است و محور آن خانواده و اساساً جامعه ای مذهبی است(واترز، ۱۳۸۱: ۸۱).
اما امروزه با تغییر و تحول در خانواده، معمولاً خانه مکان مصرف خانواده است تا تولید. از طرفی حتی شرایط مصرف هم تغییر کرده است، بطوری که در شرایط فعلی اکثر کارمندان و کارگران، ناهار و حتی گاه صبحانه را هم خارج از خانه صرف می شود.
5-نظام جدید ارتباطات و رسانه ها
نظام ارتباطی جدید مانند اینترنت و تلویزیون، عامل مهمی در ایجاد تغییر و تحول در خانواده شده و موجب گردیده تا اعضای خانواده هر کدام «فردی» زندگی کنند. هر کس با یک تلویزیون یا کامپیوتر برنامه خاصی را می بیند و همه خانواده یک جا جمع نمی شوند؛ در گذشته اعضای خانواده کنار هم جمع می شدند، با هم درد دل می کردند و به هم مشورت می دانند، اما وسائل ارتباط جمعی جدید اعضای خانواده را از هم جدا کرده و هر یک از اعضای خانواده در گوشه ای از منزل سرگرم رسیدگی به کار خود(با کامپیوتر، تلویزیون و …) می باشد.
البته در شرایط امروز گاهی خانه تا حدی کارکرد آموزشی خود را حفظ کرده است، البته نه به صورت گذشته؛ چه اینکه بسیاری از آموزش ها و مهارت های زندگی را نیز از طریق ماهواره، اینترنت، تلویزیون و رادیو در داخل خانه کسب می شوند. هم اکنون، عمده منابع شکل دهنده هویت از طریق شبکه ارتباطات با جامعه و شبکه مشاغل شکل می گیرد. در جامعه جدید تکنولوژیک، از وحدت مذهبی و اخلاقی که مشخصه جامعه سنتی بود، اثری نیست(روشه، ۱۳۷۵: ۱۰۱).
بنابراین، امروزه با تغییر و تحول در خانواده، آن آمیختگی گذشته در داخل خانه از بین رفته و فاصله ها در شرایط جدید اضافه شده است و بسیاری از ارزش های حیاتی که قبلاً از خانواده صادر می شدند، هم اکنون وارد خانواده می شوند؛ یعنی در گذشته خانواده صادرکننده ارزش های اساسی فرهنگی، معنوی و اخلاقی بود، ولی با گذشت زمان و تغییر و تحول در خانواده، در بسیاری از موارد واردکننده و مصرف کننده است و هر یک از اعضای خانواده از بیرون منزل، مثلاً از دبیرستان، دانشگاه، جامعه و اینترنت، ارزش های جدیدی را با خود وارد خانه می کند. به این ترتیب، شرایط امروز و کارکردهای خانواده با گذشته، به دلیل تغییر و تحول در خانواده کاملاً متفاوت شده است.
6-تغییر و تحول در خانواده و افزایش ازدواج های برون فامیلی
در شرایط گذشته، ازدواج های معمولاً فامیلی و از یک طایفه و حتی از یک خانواده بزرگ بود، اما امروزه به دلیل تغییر و تحول در خانواده، بسیاری از ازدواج ها، برون همسری و برون فامیلی است و درون همسری، به تدریج رو به کاهش است. دانشگاه می تواند مرکزی برای آشنایی پسر و دختر و ازدواج آینده باشد؛ همچنین اداره، کارخانه، محل کار، مکان های ورزشی و فرهنگی، پارک ها و دیگر مراکز اجتماعی نیز می تواند چنین کارکردی داشته باشند.
امروزه به دلیل تغییر و تحول در خانواده، سن ازدواج نیز با گذشته کاملاً متفاوت شده و مشکلات اقتصادی در این زمینه بسیار تأثیرگذار است. هر چقدر جامعه از لحاظ اقتصادی با مشکلات بیشتری مواجه شود، سن ازدواج بالاتر می رود و به ازدواج های دیررس منجر می شود. وقتی در جامعه ای رونق اقتصادی وجود دارد و وضع مردم از لحاظ معیشتی مناسب است و شغل به راحتی در دسترس است، ازدواج هم آسان می شود؛ چه اینکه بالاترین تشویق برای ازدواج مسئله اشتغال است؛ اما متأسفانه در شرایط فعلی یکی از مشکلات مهم اقتصادی و اجتماعی، مسئله بیکاری به ویژه بیکاری افراد تحصیل کرده است.
البته متون دینی برخلاف باورهای موجود و حتی اعتقادات اکثر مسلمانان که نداشتن مسکن، درآمد ثابت، شغل و کار مشخص را از بهانه های ترک ازدواج و مجرد زیستن می انگارند، بر آنست که تشکیل خانواده، خود یکی از عوامل رهایی از فقر و از جمله اسباب دسترسی به امکانات و رفاه بیشتر زندگی است. قرآن می گوید: «مردان و زنان بی همسرِ خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است»(نور/۳۲).
چنانکه پیداست، آیه شریفه در پی برجسته نمایاندن کارکرد اقتصادی خانواده است و تشکیل خانواده و ازدواج را در ثروت افزایی مؤثر می شناسد و با دو بیان مؤکد «به زودی خداوند آنان را بی نیاز می کند» و «خداوند گشایش دهنده و دانا است»، برآورده شدن نیازهای مالی خانواده را تضمین می کند.
7-تغییر و تحول در خانواده و روابط حاکم بر آن و کاهش قدرت مرد
با وقوع تغییر و تحول در خانواده، روابط داخل خانه نیز در زندگی جدید با گذشته کاملاً متفاوت شده است. در گذشته معمولاً روابط، مردسالارانه و آمرانه بود، ولی روابط زناشویی نوین، کم کم به سمت روابط منطقی و عقلانی پیش می رود. ساختار جدید اقتصادی و اجتماعی، مرزبندی های جنسیتی بین مرد و زن و پسر و دختر را نسبتاً کاهش داده است؛ اگرچه این تغییر می تواند مبارک باشد، اما گاهی این تغییر و تحول در خانواده، خود تبدیل به معضل و مشکل نیز می شود.
افزایش سطح سواد زنان و اشتغال به تحصیلات بر جهان بینی و نگرش و شخصیت و رویکرد آنان به زندگی و خانواده و ازدواج تأثیر گذاشته است. علاوه بر این، تحصیلات زمینه ساز و مشوق اشتغال به کار زنان در بیرون خانه شده و روابط زنان و تغییر در نظام توزیع قدرت در خانواده، تحت تأثیر شناخت، مطالعات و تحصیلات زن قرار می گیرد.
در گذشته، حاکمیت اقتصادی خانواده با مرد بود، مرد را نان آور خانواده می نامیدند و او مسئولیت اقتصادی خانواده را بر عهده داشت؛ ولی در شرایط فعلی و با وقوع تغییر و تحول در خانواده، به جای اقتصاد فردی، اقتصاد خانواده به تدریج با مشارکت زوجین سامان می یابد.
8-کاهش جدی مرزبندی ها و تفکیک جنسیتی بین زن و مرد
الف) تغییر مناسبات خانوادگی
تغییر و تحول در خانواده با کاهش و تغییر چشمگیر مناسبات بین خانواده ها که خود ناشی از مهاجرت های روستاییان، شهرنشینی و صنعتی شدن است، به تضعیف روابط خویشاوندی منجر شده است.
ب) جهانی شدن، شیوع فرهنگ همسان جهانی
متأسفانه با تغییر و تحول در خانواده و جامعه، افراد از مسائل اخلاقی، معنوی، تعهد و اخلاق اسلامی فاصله گرفته اند که خود از عوامل اصلی معضلات خانواده امروزی است. برخی از دانشمندان اجتماعی پیش بینی می کنند که تا دهه های بعد، شرایط و شکل خانواده مخصوصاً در غرب کاملاً تغییر خواهد کرد. تافلر می گوید: «در آینده به جای خانواده امروزی، شاهد پیوندی صرفاً موقت خواهیم بود»(Toffler, 1970: 223).
تضعیف این پیوند می تواند خطری تکان دهنده باشد، و لو اینکه این خطر فعلاً برای غرب است و از جوامع ما کمی فاصله دارند؛ اما بر اساس فرهنگ جهانی شدن و نزدیکی جوامع به یکدیگر، بعد از چند یا چندین سال مسائل و مشکلات غرب به جامعه ما نیز سرایت خواهد کرد. در این راستا، موج نوگرایی، آموزش همگانی و گسترش رسانه های جمعی، موجب افزایش دانستنی ها و آگاهی های عمومی نسل جدید شده و حوزه ارتباطات انسانی و اجتماعی آنها را وسیعتر کرده است.
جدی ترین نتیجه این فرآیند، آن است که نسل جدید، نسلی است که اولاً بسیار باشتاب، اجتماعی می شود و ثانیاً در مسیر اجتماعی شدن، تنها منبع ارزشگذار، دیگر خانواده و سنت حاکم بر خانواده نیست، بلکه با فضاهای جدید اجتماعی و فرهنگی آشنا می شود که ارزش های متفاوتی نسبت به خانواده به او تزریق می کنند و عامل ایجاد نیازهای جدید می شوند(صالحی، ۱۳۸۸: ۱۴۴).
جمع بندی
جایگاه و کارکرد خانواده به عنوان مهمترین هسته اجتماعی، همواره مورد توجه اندیشمندان بوده و دین اسلام نیز نسبت به این موضوع، اهمیت و قداست ویژه ای قائل است. با این حال تحولات صنعتی و اجتماعی سده های اخیر، سبب ایجاد تغییر و تحول در خانواده شده و آن را با چالش هایی جدی روبرو کرده است. تغییر و تحول در خانواده، ابعاد گوناگونی دارد که از مهمترین آن ها می توان به تغییر کارکردهای خانواده، کاهش مرزبندی های جنسیتی، کاهش مرجعیت والدین و حاکمیت اقتصاد خانوادگی به جای اقتصاد فردی اشاره کرد.
فهرست منابع
- قرآن کریم
- باتامور، بی. تی، جامعهشناسی، ترجمه سیدحسن منصور، تهران: انتشارات فرانکلین، ۱۳۵۷
- برناردز، درآمدی بر مطالعات خانواده، ترجمه حسین قاضیان، تهران: نشر نی، ۱۳۸۴
- دورانت، ویل، لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب، تهران: انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۷۳
- سگالن، مارتین، جامعه شناسی تاریخی خانواده، ترجمه حمید الیاس، تهران: نشر آرام، ۱۳۷۰
- صالحی، سیدرضا، الگوهای سبک زندگی ایرانیان، تهران: پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، ۱۳۸۶
- طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاق ناصری، تنقیح و تصحیح: مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۴
- عاملی، حر، وسائل الشیعه، بیروت: مؤسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث، ۳۰ جلدی، جلد ۲۰
- گولد، جولیوس، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر پرهام و دیگران، تهران: نشر مازیار، ۱۳۷۶
- گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، ۱۳۷۳
- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۵
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران: انتشارات صدرا، جلد ۹، اخلاق جنسی، ۱۳۷۸
- واترز، مالکوم، جامعهشناسی و جامعه مدرن، ترجمه منصور انصاری، تهران: نقش جهان، ۱۳۸۱
- Engels, F, The Origin of the Family, Private Property and the State, New York: International Publishers, 1973.
- Karlsson,G, Adaptability and Communication in Marriage, Ottawa:(N.J) Bedminster Press,2nd edition, 1963.
- Toffler, A, Le Choc du Future, Paris, Denoel, 1970.
منبع اقتباس مقاله: امیری، صالح؛(۱۳۸۹)؛ مجموعه مقالات همایش ملی راهبردهای تحکیم نهاد خانواده؛ تهران؛ مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ مرکز تحقیقات استراتژیک؛ چاپ اول.