معرفی تفسیر مقاتل بن سلیمان

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تفسیر مقاتل بن سلیمان، معروف به «تفسیر كبیر مقاتل» از مهم‏ترین آثار قرآنى مقاتل و كهن ‏ترین تفسیر كامل قرآن است كه به ما رسیده است. نویسنده پیوسته در آن به جمع عقل و نقل (یا به تعبیرى دیگر، روایت و درایت) پرداخته است؛ بدین جهت، تفسیر مقاتل بن سلیمان را پیشگام تفاسیر جامع و كامل شمرده ‏اند و به تعبیر شافعى «بقیه مفسرین ریزه‏ خوار اویند» و از روز نخست، مورد توجه همگان قرار گرفته و یگانه منبع سرشار تفسیرى شناخته شده است.

آثار فروزان عقل در آن مشاهده می شود و از نوعى ابداع و اعمال فنّ تألیفى ویژه ‏اى برخوردار است. بیشتر به اهداف و مقاصد عالیه قرآن نظر دارد. جمع موضوعى آیات و تطبیق میان آیات به ‏ظاهر متعارض، از ویژگی هاى این تفسیر است. مقاتل، تنها به گردآورى آراى سابقین بسنده نكرده، بلكه آنها را مورد نقد و بررسى قرار داده و آنچه به نظرش درست آمده، برگزیده است و تفسیر خود را بر این اساس، در كمال وجازت و رسایى عبارت و جامعیت، تألیف نموده است.

مولف تفسیر مقاتل بن سلیمان

نویسنده این اثر، ابو­الحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر ازدی مروزی بلخی از مفسران و محدثان مشهور قرن دوم هجری می باشد.

شیخ طوسی در رجال خود او را از اصحاب دو امام بزرگوار امام باقر (ع) و امام صادق (ع) معرفی می کند و میفرماید: او در حدیث و قرائت قرآن دانشمند بزرگی بوده و تالیفات متعددی دارد.

آیت الله خویی (ره) نیز در معجم خود نظر شیخ طوسی را مبنی بر اینکه مقاتل از اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بوده نقل نموده و میفرماید: او از امام صادق (ع) روایت کرده است و حسن بن محبوب از او روایت می نماید. ابن ندیم در الفهرست او را از متاخران زیدیه به شمار می آورد و تالیفاتی را به وی نسبت می دهد.

دكتر شحاته می نویسد: «آنچه به ‏عنوان یك مفسر توانمند، جلب توجه می كند، جنبه تفسیر هر آیه با اندیشه آزاد و خرد تابناك اوست» و نیز می ‏نویسد: «ویژگى تفسیر مقاتل در ساده و رسا بودن عبارت ‏هاى آن است، علاوه بر احاطه بر معانى و واژه‏ هاى قرآنى و بیان شبیه و نظایر آن، كه در جاى‏جاى قرآن و سنت آمده است، كه آن را به‏ صورت «سهل و ممتنع» درآورده… از دیدگاه من، تفسیر مقاتل در حوزه ‏هاى تفسیرى، بی نظیر است و به رغم گذشت بیش از دوازده قرن، هنوز این تفسیر، در انسان این احساس را به وجود می آورد كه گویى، این تفسیر، با چنین شیوه شیوا، براى امروز نوشته شده است. در نقل آرا و نقد و ترجیح، راه كوتاه را پیموده و چندان وارد مباحث جدلى نگردیده است. از لحاظ احاطه بر معانى قرآن، در عین جامعیّت، فشرده بیان كرده است و در عین ایجاز، رعایت ایفا (رسا بودن) به طور شایسته شده است و دیگر مزایاى این تفسیر كه در حجم كم، ولى محتوایى بسیار به جهان علم تقدیم داشته است».

از ویژگی هاى دیگر تفسیر مقاتل بن سلیمان در دیدگاه دكتر شحاته، شیوه تفسیرى قرآن به قرآن است كه مقاتل، به‏ واسطه احاطه و تسلط بر كلیات قرآن، در زیباترین وجه آن را پیاده نموده است. از ویژگی هاى دیگر آن در دیدگاه وى، ایجاد تلائم و هماهنگى و وحدت بین آیاتى است كه در ظاهر موهم تناقض باشند؛ مانند آیه 7 سوره هود در خلق عرش و خلق آسمان و زمین و آیه 54 سوره اعراف به‏ همراه آیه 11 سوره فصلت و آیه 30 سوره نازعات؛ در سوره هود می فهماند، خلق عرش قبل از خلق آسمان و زمین است. از آیه سوره اعراف فهمیده می شود، خلق عرش بعد از خلق آسمان و زمین است و آیه 11 سوره فصلت میفرماید: خلق آسمان بعد از خلق زمین است و سوره نازعات عكس آن را می رساند. مقاتل در جمع بین آنها بیان می دارد كه: خلق عرش قبل از خلق آسمان و زمین است و خلق آسمان قبل از آفرینش زمین است، پس از آن آیات دیگر را به بیانى دیگر تأویل می دارد (ج 4، ص 578).

و نیز جمع عقل ‏پسند مراحل خلقت انسان، از تراب، طین، حمأ مسنون، طین لازب، صلصال كالفخار، من عجل و من ماء مهین (ج 1، ص 96- 98)، ذیل آیه 30 سوره بقره را ارائه می ‏نماید.

دكتر شحاته در بیان ویژگى دیگر تفسیر مقاتل بن سلیمان می ‏نویسد: «اختلاط و در هم آمیختن عقل و نقل به شكل واضحى در تفسیر او نمایان است. از جهت نقل، آیات مربوط به یك موضوع واحد را جمع نموده و روایات متعلق به آنها را بعد از حذف اسانید بیان می دارد؛ اما در جانب عقل، ظهور آن واضح‏تر است؛ هر صفحه از صفحات تفسیر مملو از تلاش عقلى اوست. ذكاوت خدادادى و هوش فوق ‏العاده وى علاوه بر جمع نمودن كلیه علومى كه مفسر نیاز دارد، دو عامل یاری دهنده وى در تلاش عقلى اوست».

در دیدگاه دكتر شحاته، مقاتل، معرفت فراوانى نسبت به لغت، مفردات و تركیب آنها، دلالت‏ها و تطور آنها، الفاظ مشترك، مترادف و نیز دانش وسیع نسبت به معانى و بدیع و بیان و آگاهى نسبت به اجمال و تبیین، عموم و خصوص، اطلاق و تقیید و دلالت امر و نهى و نیز دانایى نسبت به عقاید و الهیات و نبوات و احكام آنها و اشراف نسبت به قرائات و تجوید و نحو و شعر قدیم داشته است و این عوامل، سبب شده در تفسیر، خوش بدرخشد و…

دیدگاه متأخران‏ پیرامون تفسیر مقاتل بن سلیمان

مرحوم آیت ‏الله معرفت در جلد دوم تفسیر و مفسران، صفحه 150 به بعد دیدگاه متأخران را درباره تفسیر مقاتل بن سلیمان این چنین می ‏نویسد:

«با آنكه این تفسیر در دوران ظهورش و از همان ابتدا مورد توجه بوده و نظر دانشمندان را به خود جلب نموده است و از همان دوران نخست، همگان از تفسیر او بهره می ‏بردند، ولى در دوران متأخر یك نوع بی ‏مهرى نسبت به آن احساس می شود و عامل آن، عملكرد نارواى راویان این تفسیر است كه در آن تصرف نموده و گرچه اندك بر آن افزوده ‏اند. این تفسیر از طریق عبدالله بن ثابت مقرى از پدرش ثابت بن یعقوب توزى از ابوصالح هذیل بن حبیب دندانى از مقاتل بن سلیمان روایت شده است.

فؤاد سزگین می گوید: «ابوصالح، در برخى موارد روایات دیگرى را بر متن تفسیر مقاتل افزوده است». گاه شده اضافات به‏ گونه ‏اى است كه گمان می رود متن تفسیر مقاتل است و حتى در آنجا كه صریحا به مقاتل نسبت داده می شود، برخى از بزرگان- احیانا- تردید دارند كه به درستى گفته مقاتل باشد؛ مثلا درباره حلّ رموز حروف مقطعه اوایل سور در این تفسیر، به حساب جمل (ابجدى) روى آورده، ولى طبرى این مطلب را با عنوان «قال بعضهم» مطرح می كند و می گوید: «خوش نداشتم قائل آن را نام ببرم؛ زیرا ناقل از وى، از كسانى نیست كه مورد اعتماد باشد»… مواردى در این تفسیر به چشم می خورد كه انتساب آنها به مقاتل مشكوك است و شاید از تصرفات راویان تفسیر باشد؛ مانند تفسیر آیه‏ «و إذ قلنا للملائكة»، به «الذین خلقوا من مارج من نار السموم» و این جاى شگفتى دارد كه چگونگى آفرینش فرشتگان را از شعله آتش سوزنده پنداشته است؛ در صورتی كه خداوند، آفرینش جنّ را چنین وصف كرده، نه ملایك را… در این‏گونه موارد، احتمال مدسوس بودن می رود كه با دست راوى نخست یا دیگران بر تفسیر مقاتل افزوده شده است. دلیل بر آن، آنكه هیچ‏یك از مفسرانى كه بنا بر استیعاب داشته ‏اند، چنین مطالبى را نه از مقاتل و نه از تفسیر وى نقل نكرده ‏اند.

آرى، همان بلایى كه بر تفسیر على بن ابراهیم قمى آمده و به دست راوى آن، دگرگونى در آن رخ داده، عینا بر تفسیر مقاتل بن سلیمان نیز آمده و دچار دگرگونى و احیانا بى‏اعتبارى گردیده است، ولى در مجموع- با قطع نظر از موارد مشكوك یا مدسوس، تفسیر شیوا و ارزشمندى است و یكى از كهن‏ ترین و سرشارترین ذخایر میراث فرهنگى اسلامى است. گوهرهاى ناب آن براى فرهیختگان به‏ خوبى تابناك و تشخیص آن از ناروا براى اهل تحقیق به ‏آسانى میسور است. بدین ترتیب این تفسیر، امروزه براى پژوهندگان مسائل قرآنى و تفسیر، غنیمتى ارزنده است».

دكتر شحاته می گوید: «درباره او همه چیز گفته ‏اند، ولى درباره تفسیرش همگى او را ستوده ‏اند، به ‏ویژه مقام علمى و شخصیت وى جاى تردید ندارد و امروزه نباید غفلت كنیم و از چنین میراث ارزنده ‏اى چشم بپوشیم، در جهت منقولات وى باید دقت نمود، ولى در جهت عقلانى، تفسیرش همچون دریایى خروشان است كه از همه پیشى گرفته است. اگر ما از تفسیر مقاتل غفلت ورزیم، همانا بخش بزرگى از میراث فرهنگى و فكرى خویش را از دست داده ‏ایم، بلكه اولین دستاورد تفسیر عقلانى را از دست داده ‏ایم…» (ج 5، ص 52- 53).

بدین ترتیب بس جفاست كه این تفسیر گران‏قدر را به طور كامل، بی اعتبار جلوه دهیم و بی ‏اعتبارى آن را معلول سهل ‏انگارى و سستى كار مقاتل بدانیم؛ چنان‏كه فؤاد سزگین چنین قضاوتى بی ‏جا را درباره او روا داشته است «تاریخ التراث العربی، ج 1، ص 85، فؤاد سزگین».

مقاتل، نام 30 تن از كسانى را كه از آنها تفسیر نقل كرده است، در مقدمه جلد 1، ص 25 بیان نموده است.

روش تفسیری تفسیر مقاتل بن سلیمان

تفسیر مقاتل بن سلیمان، به‏ صورت پیوسته، تمامى آیات را- آنجا كه به تبیین نیاز داشته- تفسیر كرده است. عقل و نقل، هر دو، رعایت شده و با عبارت ‏هایى كوتاه و فشرده و درعین‏حال، رسا و شیوا، بیشتر بر اساس تفسیر قرآن به قرآن تكیه داشته است و شیوه وى در توفیق و جمع بین آیات، بیشتر ابداع خود اوست.

روش كلى مفسر در ورود و خروج مطالب به این شكل بوده كه ابتدا مشخصات كلى سوره شامل مكى یا مدنى بودن و تعداد آیات را ارائه می ‏دهد، سپس فراز به فراز آیات را با كمك آیات دیگر معنا می ‏نماید. بعد از معنا، به شأن نزول‏ها می پردازد و به تعبیر دكتر شحاته، تفسیر مقاتل بن سلیمان، مفصل‏ ترین تفسیر در نقل شأن نزول‏ها می باشد و اكثر روایاتش غیر ضعیف است؛ منتهى به دلیل حذف سند روایات اسباب نزول، صحیح و ضعیف آن مخلوط شده است؛ خصوصا اسرائیلیات در آن وارد گشته است.

شحاته می ‏نویسد: دخول اسرائیلیات در عصر صحابه آغاز گردید، ولى در عصر تابعین زیاد شده است. آیه 30 سوره بقره، آیه 255 بقره و… نمونه ‏هایى از این‏گونه ‏اند. اثرپذیرى مقاتل از اسرائیلیات بیشتر در داستان انبیاى گذشته متبلور است و نیز در داستان ازدواج پیامبر (ص) با زینب. مستشرقین نیز این مطالب را از تفسیر مقاتل و امثال او نقل كرده ‏اند.

در آخر سوره نیز روایاتى در فضل سور بیان میدارد. البته اطلاعاتى را نیز دكتر شحاته در ابتداى سوره ‏ها اضافه نموده و در مقدمه هر سوره بحثى راجع به مقصود و مضمون اجمالى آن بیان داشته است.

پل نویا و تفسیر مقاتل بن سلیمان

پل نویا درباره روش مقاتل می ‏نویسد: «در حقیقت مقاتل قرآن را بر طبق سه روش می خواند كه می توان آنها را روش ‏هاى لفظى، تاریخى و استعارى نامید:

قرائت لفظى: نخستین وظیفه ‏اى كه مقاتل در قرائت قرآن (تبیین قرآن) بر عهده می گیرد، توضیح لفظى یا كلمه به كلمه واژگان قرآنى است. مقاتل با این كار در حقیقت ترجمه‏ اى از قرآن به یك زبان عربى دوم، كه البته آسان‏تر است، به دست می ‏دهد. این ترجمه احتمالا براى مردمان غیر عرب، به ‏ویژه ایرانیان فراهم آمده است». در این بخش، مقاتل قواعدى را در بیان الفاظ ارائه می ‏دهد. دكتر شحاته در جلد 5، ص 58، تعدادى از آنها را برمی شمرد و معتقد است به 248 مورد می رسند، از آن جمله ‏اند در جلد 1، ص 96، ذیل آیه 30 سوره بقره در معناى‏ «بحمد ربهم»؛ یعنى «بأمر ربهم» و ص 458 ذیل آیه 10 سوره مائده‏ «الجحیم»؛ یعنى «ما عظم من النار». ایشان معتقدند احاطه مقاتل بر این كلیات، تفسیر او را از دیگران در جنبه قرآن به قرآن ممتاز نموده است.

پل نویا می ‏نویسد: «در تفسیر مقاتل، قرائت (تبیین كلمات) با توجه به سیاق كلام كه معنى كلمه را براى مقاتل روشن می كند، صورت می گیرد و این معنا در ترجمه بازگردانده می شود. مقاتل برخلاف ابن عباس هیچ‏گاه از بستر كلام قرآن خارج نمی شود، تا كلمه ‏اى را مثلا با توجه به استعمالات اعراب در اشعار ما قبل اسلام توضیح دهد، بلكه بیشتر براى روشن كردن معنى كلمه از سیاق كلام قرآنى مدد می گیرد.

البته مقاتل از این معنا غافل نمی ماند كه كلماتى را كه منشأ عربى ندارند یا مأخوذ از یك لهجه غیر قریشی ‏اند، مشخص كند (در نظر مقاتل برخلاف مفسران بعدى قبول وجود كلمات غیر عربى در قرآن مشكلى ایجاد نمی كند)، ولى او هیچ‏گاه از خود متن قرآن منفك نمی شود و به یمن همین روش تحلیل لفظى است كه ترجمه ‏اش بسیار قابل انعطاف از كار درمی آید و همه تفاوت‏هاى ظریف معنایى را كه یك كلمه در سیاق ‏هاى مختلف كلام به خود می گیرد، منعكس می كند؛ بنابراین، ترجمه مقاتل خود را تا سطح یك تفسیر حقیقى ارتقا می ‏دهد. براى نمونه به ترجمه احسان توجه كنید: در آیه 90، سوره نحل: «إن الله یأمر بالعدل و الإحسان»، مقاتل، عدل را به «توحید» و احسان را به «بخشایش دیگران» ترجمه می كند و در سوره الرحمن، آیه 60: «هل جزاء الإحسان إلاّ الإحسان»، این چنین ترجمه می كند: «آیا پاداش اهل «توحید» در آن جهان، چیزى جز بهشت است». هیچ‏یك از این ترجمه ‏ها لفظى نیست، ولى مقاتل غالبا از قرائت لفظى فراتر می رود و در ترجمه، بار معنایى نمادینى را كه یك واژه در سیاق كلام بر دوش دارد، مطمح نظر قرار می ‏دهد. اگر «احسان» به معناى «عفو» است، به سبب آن است كه عمل بخشایش در حقیقت نماد بزرگ‏ترین «احسانى» است كه می توان به دیگران كرد».

ایشان در بخش «تفسیر و تاریخ» می ‏نویسد: «باید افزود كه مقاتل در تفسیر خود مانند یك عالم فقه اللغة یا زبان‏ شناس هم عمل نمی كند. به ‏ندرت دیده می شود كه او براى یافتن معنى كلمه ‏اى، نخست به ریشه آن و معنى اولیه ریشه مراجعه كند؛ زیرا، براى او، معنى یك كلمه، از درون خود آن كلمه برنمی آید، بلكه از بیرون آن؛ یعنى از بستر كلامى كه كلمه در آن جاى گرفته است، دریافته می شود. نمونه این‏گونه تحلیل كلمات، تحلیل كلمه «تأویل» است. كلمه «تأویل» به‏ خودی خود و در ریشه ثلاثى آن، به معناى بازگرداندن چیزى به اول یا مبدأ آن است، ولى چنان‏كه دیدیم، مقاتل معنایى عكس این معنى را از آن استنباط می كند، كه عبارت است از عمل پى گرفتن چیزى تا آخرین پیامدهاى آن و این معنى را سیاق كلام به او تحمیل می كند.

این اشتغال خاطر به توسل جستن به سیاق كلام براى تعیین معنى كلمات به عقیده ما، ناشى از مواظبت خاص مقاتل- و تفسیر اولیه به طور كلى- است به اینكه وحی ها را درست در بستر تاریخى آنها قرار دهد. در كنار ترجمه كلمات، «اسباب النزول» یا موجبات تاریخى وحى جاى مهمى در تفسیر مقاتل دارد. در حقیقت همچنان‏كه هر كلمه ‏اى با مرادفى ترجمه می شود، همچنان نیز هر بار كه فهم متن، اقتضا كند، مقاتل شرایط تاریخى را كه آیه‏ اى یا گروهى از آیات در آن شرایط نازل شده است، نشان می ‏دهد؛ به این معنى كه تاریخ، مكان، شخصیت‏ هاى مورد نظر و علل مادى و خلاصه، روزنامه وحى را ذكر می كند. هیچ واقعه عینى از زندگى پیغمبر (ص) نیست كه او نداند و هیچ آیه‏ اى نیست كه ابهام تاریخى داشته باشد و او كلید آن را نداشته باشد. در مجموع، تفسیر او مشتمل بر انبوهى از اطلاعات تاریخى مهم و ظاهرا عینى است.

مقاتل در گزارش‏ ها، جزئیات بسیارى را وارد كرده است؛ مانند نام بدویانى كه یوسف را خریدند، نام عصاى موسى (ع) و تاریخچه آن، ورود آدم (ع) به هند و حوّا به جده بعد از خروج از بهشت و…

وى براى هر آیه‏ اى كه در آن اشاره به وقایع تاریخى باشد، زمینه ‏اى تاریخى اختراع می كند. گرایش ایشان به آوردن جزئیات عینى، او را بر آن می دارد كه در تفسیر قرآن خود بیشترین اسباب نزول را بیاورد و این امر، تأثیر مهمى در زمینه فهم پیام قرآنى برجاى می گذارد.

وقتى كه مقاتل در جستجوى مناسبتى تاریخى براى نزول آیات قرآنى برمی آید، هدفش ذكر تاریخ نیست، بلكه فهم بهتر معنى آیه مورد تفسیر است، ولى ارجاع به تاریخ را به‏ صورت یك روش سیستماتیك تفسیر درآوردن، سبب تحدید قابل ملاحظه اهمیت پیام قرآنى می شود؛ زیرا مقاتل در همان حال از پرداختن به هر گونه اظهار نظر در زمینه اخلاقى كه معنى روحانى پیام را استخراج كند، امتناع می ورزد؛ به ‏عنوان نمونه در آیه 12 سوره یونس: «و إذا مسّ الإنسان الضر دعانا لجنبه…»، مقاتل می گوید: اشاره این آیه به ابوحذیفه هاشم مخزومى، به هنگام بیمارى اوست و همچنین در آیه 13 سوره حجرات: «إن أكرمكم عند الله أتقاكم»، به این گزارش اكتفا می كند كه مقصود این آیه، بلال حبشى است كه بعضى از قریشیان او را به هنگام اذان گفتن، استهزا می کردند. در تفسیر این دو آیه سخنان بسیار نوشته شده است، ولى مقاتل با توجه به سیاق كلام، آنها را بسیار روشن یافته است».

پل نویا در بخش سوم، معتقد است تفسیر مقاتل بن سلیمان، تفسیر استعارى پدید می آورد. استعاره را در كنار لفظ می گذارد و این و آن، هردو را به موازات هم پیش می ‏برد، بی آنكه روابطى حقیقى میان آنها برقرار كند. استعاره در اینجا، نه انتزاع لفظ یا نفى آن است و نه حقیقت آن؛ تنها، راهى است كه به‏ وسیله آن دایره تنگ لفظ را می شكند.

مقاتل می ‏نویسد: «قرآن بر اساس سه مقوله بر پیغمبر (ص) نازل شده است: امر و نهى، وعد و وعید و اخبار پیشینیان». امر و نهى كه بخش اساس شرع را تشكیل می ‏دهد، درست قلمرو تفسیر لفظى است… در مقابل، دو مقوله دیگر وحى زمینه دیگرى بر خیال عرضه می كند، كه در آن خیال از ضبط شریعت بیرون می رود و در آنجاست كه تفسیر استعارى به وجود می آید.

مقاتل می ‏نویسد: «خداوند در قرآن مثل‏ هایى می آورد كه بعضى درباره خود اوست، بعضى درباره مشركان و بت ‏پرستان و بعضى نیز مربوط به جهان و قیامت و آخرت است. در آن، اخبارى هست از پیشینیان و آنچه در بهشت و دوزخ… و در دل مؤمنان و كافران می گذرد». در میان این امثال كه میدان حركت خیال مفسر است، آنهایى كه بیش از همه توجه مقاتل را جلب می كند، امثال مربوط به پیشینیان (عمدتا پیامبران) و نیز امثال مربوط به آخرت؛ یعنى بعث و حساب است‏.

تحقیق تفسیر مقاتل بن سلیمان‏

تحقیق تفسیر مقاتل بن سلیمان، توسط محقق ارجمند دكتر عبدالله محمود شحاته انجام گرفته است. وى مقدمه ‏اى بر هر سوره، شامل خلاصه و مضمون و وصایاى آن سوره نگاشته است. از دیگر مراحل تحقیق، شماره‏ گذارى سور و آیات و مشخص نمودن آیاتى است كه در متن تفسیر به آنها استشهاد شده است و نیز جدا كردن نص قرآنى بین دو پرانتز. تصحیح غلط هاى نسخه ‏ها از دیگر موارد تحقیق ایشان می باشد.

پاورقی هاى محقق، شامل آدرس آیات، بیان اختلاف نسخ و توضیح برخى مطالب می باشد.

علاوه بر تحقیق شكلى، شحاته، جلد پنجم را تماما به مقاتل و تفسیر و اعتقادات او اختصاص داده است.

در قسم اول جلد پنجم، به حیات مقاتل، مقاتل و علم حدیث، مقاتل و علم تفسیر، مقاتل و علم كلام در چهار باب پرداخته است. در قسم دوم، متعرض روش مقاتل در تفسیر گشته و در 8 باب دیدگاه‏ هاى مختلف مقاتل را بیان نموده است. ایشان در ابتداى جلد 5، مقدمه‏ اى در سیر تفسیر قبل از مقاتل، ارائه داده كه به تفسیر عصر صحابه، عصر تابعین و عصر تابعین تابعین و خصوصیات تفسیرى هر عصر و مفسران مشهور آن، پرداخته است.

فهرستى بر اساس سوره ‏ها در آخر هر جلد از تفسیر مقاتل بن سلیمان، نمایان‏گر مطالب آن می باشد.

در جلد پنجم، بعد از فهرست مطالب آن، فهرست‏ هاى گوناگون (از قبیل: 1. فهرست مطالب مجلدات چهارگانه بر اساس سوره ‏ها؛ 2. فهرست منابع و مراجع كتاب بر اساس نام مؤلفین آنها؛ 3. فهرست شواهد آیات قرآنى و اشعار؛ 4. فهرست اعلام؛ 5. فهرست قبائل و اقوام؛ 6. فهرست اماكن؛ 7. فهرست ایام و غزوات)، تهیه و ارائه شده است.

وضعیت نشر: تفسیر مقاتل بن سلیمان

پدیدآور: مقاتل بن سلیمان‏

تاریخ وفات پدیدآور: 150 ه. ق‏

محقق: شحاته، عبدالله محمود، متوفاى 1423 ه. ق.

موضوع: كلامى شیعى- روایى شیعى‏

زبان: عربى‏

تعداد جلد: 5

ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏

مكان چاپ: لبنان- بیروت‏

سال چاپ: 1423 ه. ق‏

فهرست منابع

تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 5، با تحقیق دكتر عبدالله شحاته.
تفسیر مقاتل بن سلیمان، جلد 1 تا 4، با تحقیق دكتر عبدالله شحاته.
تفسیر و مفسران، ج 1 و 2، آیت ‏الله معرفت، مؤسسه فرهنگى التمهید، چاپ اول، تابستان 80.
دانشنامه قرآن و قرآن‏ پژوهى، بهاءالدین خرمشاهى، ج 2، ص 2135.
دائرةالمعارف تشیع، ج 4، ص 479.
طبقات مفسران شیعه، دكتر عقیقى بخشایشى، جلد 1، ص 401.
تفسیر قرآنى و زبان عرفانى، پل نویا، ترجمه اسماعیل سعادت، مركز نشر دانشگاهى، چاپ اول، 1373.
طبقات المفسرین داودى، ج 2، ردیف 642، صفحه 330.

منبع مقاله: کتابشناسی جامع التفاسیر نور

بدون دیدگاه