معرفی اجمالی تفسیر نور الثقلین؛ تالیف ابن جمعه حویزی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تفسیر نور الثقلین، تفسیر روایی و به زبان عربی تالیف عبدعلی بن جمعه حویزی (یا هُوِیزی) از فقها و محدثان شیعه قرن دوازدهم است. در این مجموعه ۱۳۴۲۲ حدیث گرد آمده است. از آنجا که این کتاب دربرگیرنده آیات (ثقل اکبر) و روایات (ثقل اصغر) است، با اقتباسی از حدیث ثقلین که مورد قبول همه مسلمانان است، نور الثقلین نامیده شده است.

نویسنده تفسیر نور الثقلین

عبد علی بن جمعه حویزی معروف به «ابن جمعه» (متوفای ۱۱۱۲ق) از علما و محدثان امامیه در قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم است که در شهر هویزه خوزستان به دنیا آمد. او بعدها ساکن شیراز شد و از استادان عصر خود، به ویژه سید نعمت الله جزائری شوشتری بسیار بهره برد و به سبک و سیاق اخباریون آن زمان، تألیفاتی را به نگارش درآورد.

شیخ حر عاملی درباره وی نوشته اند: «‌وی عالمی است فاضل، فقیه، محدث، معتمد، پارسا، ادیب، شاعر و جامع علوم و فنون».[۱]

انگیزه تألیف تفسیر نور الثقلین

مصنف در خصوص انگیزه خود برای تألیف تفسیر نور الثقلین، در مقدمه کوتاهی می نویسد: وقتی مشاهده کردم که مفسران مختلف هر کدام بخشی از وجوه قرآن را مورد نظر قرار داده اند، عده ای تفسیر لغوی و اشتقاق، برخی نحوی، عده ای صرفی، برخی تجزیه و ترکیب، عده ای مباحث کلامی و برخی نیز جنبه های مختلف آن را بررسی کرده اند، مشتاق شدم که بخشی از بیانات اهل ذکر قرآن یعنی ائمه (ع) را که کاشف معانی قرآن و در بردارنده اسرار تأویل بود، در ذیل آیات قرآن بیاورم و به تناسب نام آن را «نور الثقلین» نامیدم.[۲]

ویژگی های تفسیر نور الثقلین

وی در مقدمه کتاب آورده است که هدف از نگارش تفسیر نور الثقلین، فراهم آوردن مجموعه ای مدون از روایات اهل بیت (ع) در تفسیر قرآن بوده است. او سپس می افزاید که اگر در این زمینه روایتی نقل کرده که ظاهر آن مخالف اجماع امامیه است، مقصود از آن، بیان اعتقاد یا عمل نیست بلکه هدف عمده، آن است تا ناظری آگاه بر چگونگی و منبع آن نقل مطّلع شود و در مقام رفع ناسازگاری آن روایت با اجماع برآید.[۵]

مؤلف تفسیر نور الثقلین، به ترتیب سوره و آیات، مجموعه روایات متناسب با مضمون هر آیه و نیز احادیثی که متضمّن تفسیر و توضیحی درباره آن آیه است را نقل کرده و از هرگونه شرح و تفسیر و بیان و توضیحی دوری گزیده است. بدین ترتیب این کتاب، از قرآن و مجموعه ای از روایات تشکیل گشته است و از همین رو تفسیر نور الثقلین نام گرفته است.

عمده ترین ویژگی تفسیر نور الثقلین، جمع بین آیات و روایات است که در فهم معارف قرآنی بسیار لازم است. روایات این تفسیر، یا جنبه تبیین و توضیح معنای آیه را دارد و یا در باب بیان‌شان نزول آیات یا انطباق آنها بر اهل بیت است؛ گرچه قسمت نخست از روایات که شامل تبیین و توضیح الفاظ، اعراب و قرائت است، اندک می باشد.

در تفسیر نور الثقلین، بحثی از الفاظ، اعراب و قرائت آیات نمی ‏شود، و چون در بخشی از آیات روایت تفسیری، وارد نشده است، شامل کل آیات قرآن نمی شود.

نزدیک دو سوم روایات موجود در تفسیر نور الثقلین، دقیقاً مانند روایات تفسیر کنز الدقائق است. برخی معتقدند روایات مشابه یکی از این دو کتاب از دیگری وام گرفته شده است،[۶] هرچند با توجه به زمان فوت دو مؤلف احتمال مبنا بودن تفسیر نور الثقلین بیشتر است.

تفسیر نور الثقلین در بیان دیگران

علامه طباطبایی (ره) صاحب تفسیر المیزان، در مقدمه خود بر تفسیر نور الثقلین می گوید: کتابی است ارزشمند که مؤلف آن، تمام اخبار وارده در تفسیر آیات قرآن کریم (جز موارد اندکی از روایات) را جمع‏ آوری نموده و در ضبط،‌ چینش، ترتیب و تهذیب و تنقیح روایات، در ضمن اشاره به مصدر آنها، تلاشی وافر نموده است، و از بهترین تألیفات در این زمینه می باشد.[۷]

محمدهادی معرفت، راجع به روش مصنف در تفسیر نور الثقلین می گوید: مصنف از بین احادیث منسوب به اهل بیت (ع)، اقدام به جمع‏ آوری روایاتی نموده که به نحوی، ارتباط با آیات قرآن کریم داشته باشند، اعم از این که این ارتباط، از باب تفسیر، استشهاد و یا تأیید آیه باشد. در اغلب موارد، احادیث ذکر شده، در مقام تفسیر مفهوم یا دلالت آیه نیستند، بلکه به سبب اغراضی از جمله استشهاد و مانند آن، متعرض آیه شد‏ه اند و هنر مصنف فقط مرتب کردن روایات بنا بر ترتیب آیات و سوره های قرآن بوده است، به همین جهت تمام آیات قرآن را دربر نمی گیرد. و نیز در صدد نقد روایات یا علاج تعارض آنها نبوده است. اضافه بر این که در جمع آوری، توجهی به اسانید و قوت احادیث نداشته، روایات ضعیف السند و مرسل فراوانی در این تفسیر مشاهده می شود.[۸]

سید محمد علی ایازی نیز درباره تفسیر نور الثقلین می گوید: تفسیر حویزی شامل، بسیاری از روایات اهل بیت (ع) می ‏شود که در تفسیر، تطبیق و جری آیات قرآن کریم، به روش ائمه اطهار (ع) استوار است. این روایات را از مصادر مختلف جمع آوری نموده است. در این تفسیر بحثی از الفاظ، اِعراب و قرائت آیات نشده و چون در بخشی از آیات روایت تفسیری، وارد نشده است، شامل کل آیات قرآن نمی ‏شود.[۹]

بهاءالدین خرمشاهی درباره سبک تفسیری تفسیر نور الثقلین می نویسد: او صاحب یکی از برجسته ‏ترین تفسیرهای روایی یا مأثور شیعه است. تفسیری که از آثار قدما به تفسیر فرات کوفی ، قمی و عیاشی شباهت دارد و از تفاسیر متأخر به تفسیر البرهان اثر سید هاشم بحرانی.[۱۰]

محتوای تفسیر نور الثقلین

تفسیر هر سوره، با نقل روایات فضیلت، خواص، آثار و ثواب قرائت آن آغاز می ‏شود. روایات‌ شأن نزول در مرحله بعد مطرح می‏ شود و با توجه به این که بخش قابل توجهی از‌ شأن نزول های منقول شیعی در تفسیر قمی می‏ باشند، روایات این بخش بیشتر از این تفسیر است، البته مقداری نیز از احتجاج ، کافی، تفسیر عیاشی و… نقل می‏ نمایند. روایاتی که در بیان تأویل، مصداق یا تطبیق هستند در مرحله بعد ذکر می ‏شوند و در نهایت احادیثی که در ارتباط با تفسیر مستقیم آیه هستند نقل شده است.

حویزی از برخی منابع اهل سنّت چون شواهد التنزیل حَسکانی[۱۱] و تفسیر الکشف و البیان ابواسحاق ثعالبی نیز استفاده کرده است.[۱۲]

از میان تفاسیر روایی شیعی، تفسیر علی بن ابراهیم قمی[۱۳] و تفسیر عیاشی[۱۴] از منابع اصلی حویزی در تألیف تفسیر نور الثقلین بوده و تمام این دو تفسیر به تفاریق در ضمن تفسیر حویزی درج شده است.

ابن جمعه کوشیده است تمام روایات مرتبط با موضوع را بدون هیچ گونه گزینش و حذفی بیان نماید و قبل از ذکر هر روایت، شماره روایت، نام کتاب مرجع و سند حدیث را بیان می کند. [۱۵]

وضعیت نشر

تفسیر نور الثقلین، به کوشش سید هاشم رسولی محلاتی تصحیح شده و با مقدمه ‏ای کوتاه از علامه طباطبایی (ره) در ۵ مجلد توسط مطبعه العلمیة قم در سال ۱۳۸۳ ق به چاپ رسیده است، چاپی نیز از مؤسسه اسماعیلیان با همین مشخصات در قطع وزیری یافت می شود. طبق گفته سید محمدعلی ایازی در «المفسرون حیاتهم و منهجهم» صفحه ۷۳۰، چاپ جدیدی از تفسیر نور الثقلین با مقدمه سید محمدباقر حکیم در حال آماده شدن است.

از جمله نسخ خطی تفسیر نور الثقلین، نسخه خطی در کتابخانه آستان قدس رضوی شماره ۸۰۵۵ و نسخه دیگر متعلق به کتابخانه شخصی عبد الحسین شهید صالحی می‏ باشد.[۱۶] ترتیب مجلدات و سوره های قرآن چنین است:

۱- جلد اول سوره حمد تا سوره انعام.

۲- جلد دوم سوره اعراف تا سوره ابراهیم.

۳- جلد سوم سوره حجر تا سوره نور.

۴- جلد چهارم، سوره فرقان تا سوره دخان.

۵- جلد پنجم سوره جاثیه تا آخر قرآن.

عبدالرحیم عقیقی بخشایشی و همکاران او، ترجمه این تفسیر به زبان فارسی را آغاز کردند که با فوت بخشایشی این ترجمه به تعویق افتاد. تا سال ۱۳۹۳ش چهار جلد از این تفسیر هشت جلدی توسط انتشارات نوید اسلام قم به چاپ رسیده است.[۱۷]

پی نوشت ها

  1. شیخ حر عاملی، امل الآمل، ج۲، ص۱۵۴.
  2. حویزی، نور الثقلین، ج۱، ص۳.
  3. ر.ک: حویزی، چاپ محلاتی، ج۲، ص۱۳۷ـ۱۳۸، ج۵، ص۶۴۲
  4. ر.ک: خوانساری، روضات الجنات، ج۴، ص۲۱۴.
  5. حویزی، نور الثقلین، ج۱، ص۲ـ۳.
  6. معرفی کتاب «تفسیر نور الثقلین»، سایت تبیان.
  7. حویزی، نور الثقلین، ج۱، ص۳.
  8. معرفت، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص۳۲۷.
  9. ایازی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۷۳۳.
  10. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۵۱.
  11. ر.ک: حویزی، چاپ محلاتی، ج۲، ص۱۹۴.
  12. ر.ک: حویزی، نور الثقلین، چاپ محلاتی، ج۲، ص۱۵۷.
  13. ر.ک: حویزی، نور الثقلین، چاپ محلاتی، ج۱، ص۲۳۷، ۲۷۰ـ۲۷۵.
  14. ر.ک: حویزی، چاپ محلاتی، نور الثقلین، ج۱، ص۲۷۵، ۳۳۳.
  15. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۵۱

فهرست منابع

  1. حویزی، عبدعلی، نور الثقلین، مطبعه العلمیه، قم، ۱۳۸۳ق.
  2. معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، الجامعة الرضویة للعلوم الاسلامیة، مشهد مقدس، ۱۳۷۷ش.
  3. طهرانی، آقابزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، دار الاضواء، بیروت.
  4. اعیان الشیعه، سید محسن امین، نرم افزار نور التراجم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
  5. المفسرون حیاتهم و منهجهم، سید محمد علی ایازی مؤسسه چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ اول ۱۳۷۳ ه‍.ش تهران.
  6. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی، انتشارات دوستان، چاپ اول، پاییز ۱۳۷۷، تهران.
  7. دائرة المعارف تشیع، جلد چهارم، نشر سعید محبی، تهران، به کوشش جمعی از اندیشمندان حوزه و دانشگاه، چاپ اوّل.
  8. بینات فصلنامه مؤسسه معارف اسلامی امام رضا «علیه السلام»، شماره ۲۴، زمستان ۷۸
بدون دیدگاه