شیعه و تفاسیر فلسفی

1396-02-26

443 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تفاسیر فلسفی، یکی از گونه های مهم تفسیری شیعه به شمار می رود. تفسیر فلسفی، تفسیری است که در آن معلومات فلسفی و قواعد عقلانی برخی مکتب ­های معروف فلسفۀ اسلامی، گنجانده شده است. دراین آثار، برای درک مفاهیم اساسی قرآن، از مظاهر وجود و خالق هستی سخن به میان می آید و اصول عام فلسفی در زمینه های گوناگون و فرجام شناسی و جهان بینی و کیهان شناسی و حقایق جهان مورد بحث قرار می گیرد. مکاتب مهم فلسفی چون مشائی و اشراقی و حکمت متعالیه بیش­ترین سهم را در این نوع از تفاسیر داشته اند. از نمونه های این دست آثار می توان به تفسیر برخی سوره ها از ابن سینا و برخی از آثار  شیخ شهاب الدین سهرودی چون تلویحات و تفسیر القرآن العظیم و نیز مفاتیج الغیب ملا صدرا اشاره کرد (خرمشاهی، دانش نامۀ قرآن و قرآن پژوهی، ج ۱، ص ۶۴۴).

ملا صدرا (شیراز۹۷۹ / ۹۸۰ – بصره ۱۰۵۰ ق)

عارف، فیلسوف، مفسر، دانشمند بزرگ ایرانی ۱در قرن های ۱۰ و ۱۱ق، هم عصر حکومت صفویان

صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی، معروف به ملا صدرا و صدرالمتألهین. در شیرازبه دنیا آمد و پس از دوران کودکی برای کسب دانش به اصفهان، مهد دانش آن زمان، رفت و از محضر بسیاری از بزرگان آن عصر بهره برد. علوم حدیث و تفسیر را از شیخ بهائی و حکمت الهی را از میرداماد و علم کلام و ملل و نحل را از میرفندرسکی آموخت. چون به درجۀ اجتهاد رسید، برخی تعابیر و اصطلاحات و آرای شاذ او سبب شد تا میان او و برخی فقیهان عصر اختلاف افتد و به بدعتگذاری متهم شود و این سبب شد او را از اصفهان برانند. پس از چند سال تبعید در کهک قم، به درخواست شاه وقت و مساعدت الله وردی خان، حاکم فارس، به شیراز دعوت شد و توانست در همان دیار به تدریس و تألیف بپردازد.

ملاصدرا آثار فراوانی تألیف کرده که درمیان آن ها برخی در زمینۀ علوم قرآنی و تفسیر است. او اثر مجزایی با عنوان تفسیر که کل قرآن را شامل شود تألیف نکرده است، اما درمیان آثار او تفسیرهای تک نگار از سوره های گوناگون هست که می توان آن ها را مجموعۀ تفسیر او دانست. او سوره های حمد و بقره (۶۵ آیۀ نخست) و نور و سجده و یس و واقعه و حدید و جمعه و طارق و اعلی و زلزال و آیه الکرسی را تفسیر کرده است. همین مجموعه خود هفت جلد است، اما تألیف این آثار به صورت مجزا و درقالب تک نگار سبب شده که مجموعه هماهنگ و یک دست نباشد، چنان که برخی قسمت ها با ذوق فلسفی و عرفانی مؤلف همخوانی بیش تری دارد.

یکی از مهم ترین مباحث در تفاسیر او، نگرش فلسفی او به مفاهیم گوناگون است که اثرگذاری آن در تفسیر قرآن بسیار مهم است. مفسر با ژرف نگری عقلانی برخاسته ازاندیشۀ شیعه و با زبانی روان و شیوا و با در نظر گرفتن آیات دارای مضامین همسو و استفاده از روایات تفسیری، اثرخود را تدوین کرده است. صدرالدین در جمع اشراق و استدلال و عرفان و ذوق و عقل کوشید و عقل را یکی از منابع مهم فهم معانی قرآن می دانست؛ از این رو، در بررسی روند و تاریخ تفسیرنگاری، این اثر بسیار با ارزش است. وی معتقد بود که تفسیر قرآن او برای کوردلان تدوین نشده و آنچه در اثر خویش گرد آورده فیوضانی ملکوتی است که بر او افاضه شده و فقط آن هایی که حیات عقلی و شنوایی باطنی و صفای درونی دارند امکان درک آن را دارند. او نخست، به روش مرسوم مفسران، معانی لغات و اعراب و اختلافات قرائات را آورده و سپس آرای عالمان و مفسران مشهور را نقل کرده و سرانجام، اگر خود نیز نظری داشته، به تفکیک و در انتها بیان کرده است.

یکی از موضوعات مهم دربارۀ تفسیر صدرالمتألهین آن است که وی، با آن که فیلسوفی طرازاول بود، در تدوین تفسیرسعی کرده از مرزهای مرسوم تفسیرخروج نکند و با چشم فلسفی به مفاهیم بسیارقرآنی ننگرد. توان چنین تفکیکی درذهن وعمل مفسرازشاخصه های بسیارمهم اثراوست. البته این بدان معنا نیست که در تفسیروی نشانی ازمباحث فلسفی وحکمی دیده نمی شود، بلکه تبیین های فلسفی وحکمی صرفاً درقالب های تفسیری جای گرفته است (ایازی، شناخت نامۀ تفاسیر، ص ۱۱۶ – ۱۱۷). درعصرحاضر، بسیاری ازپژوهشگران از زوایای مختلف به تفسیرملا صدرا را توجه

کرده اند وآثاربسیاری به همین شیوه پدید آورده اند (اخوان صراف، ص ۷۴ – ۹۱؛ سلطانی رنایی، ص ۲۴۸ – ۲۶۱؛ دهقانپور، ص ۳۹ – ۵۲؛ محمدی، ص ۲۲۹ – ۲۴۴).

شریف لاهیچی (- ۱۰۸۸ ق)

فیلسوف، عالم زاهد، مفسرفارسی نویس در قرن ۱۱ق.

بهاءالدین محمد بن علی شریف لاهیجی. اززندگی اواطلاع چندانی دردست نیست وفقط مشخص است که دردست نیست وفقط مشخص است که دردرس پدرش، شیخ علی، که ازنام آوران عصرخود بوده، و نیزدرمحضرمیرداماد حضوریافته وازایشان بهره برده است. هم چنین، با توجه به برخی قرائن، به نظرمی رسد به هندوستان سفرکرده و تفسیر خود را درآن دیاربه اتمام رسانده است، چنان که برخی ازعالمان هم چون سید ابوالقاسم رضوی قمی، که مدت ها درهند سکونت داشته، ازتفسیراودرکتاب خویش، لوامع التزیل و سواطع التأویل، بهره برده است.

لاهیجی به سبب دانش اندوزی درمحضرمحقق داماد به فلسفه وعلوم حکمی گرایش داشته و به سبب حضور درهندوستان با طیف اندیشۀ عصری درمباحث فلسفۀ صلح کل ونزدیکی اندیشه های دینی برخاسته ازمبانی فکری اکبرشاه اشنا بوده است (ارموی، ج ۱، ص ۲۷ – ۳۲). دوشاخصۀ مهم در تفسیراو، یعنی گرایش به حدیث وتمایل به عرفان، ازهمین پیشینه سرچشمه گرفته است.

اثرتفسیری شریف لاهیجی، که خود با نهایت خضوع آن را ترجمۀ قرآن خوانده، یکی ازآثارروان درترجمه – تفسیرقرآن به زبان فارسی است. وی، چنان که درمقدمۀ اثرش بیان کرده، داشته تفسیری ساده و مورد اعتماد درمیان محافل امامی بنگارد تا هرکه به سبب دشواری زبان عربی کم ترمی توانست با قرآن ومفاهیم آن انس بگیرد با خواندن این کتاب بهره ای ببرد. البته این سخن نشان ازفروتنی مؤلف دارد و او درغالب موارد گام را ازترجمه فراترنهاده و به تفسیروتوضیح گراییده است. ازویژگی ها تفسیرلاهیجی بیان عقاید بنیادین شیعیان ودفاع ازآن درموارد اختلاف است (مثلا شریف لاهیجی، ج ۱، ص ۱۴۸). اوهم چنین به نقل روایات و جمع روایات متعارض وجرح وتعدیل های رجالی پرداخته و به مباحث لغوی وادبی نیزتوجه داشته است. ازنکات بسیارمهم آن است که شریف لاهیجی، برخلاف گرایش فلسفی خود، در سطح متعارفی ازمباحث فلسفی در تفسیرش سود برده است (ایازی، شناخت نامۀ تفاسیر، ص ۹۱- ۹۲).

فیض کاشانی، ملا محسن (کاشان ۱۰۰۶ – ۱۰۹۱ق).

عارف، عالم علوم عقلی ونقلی وفلسفه، و حکمت مشائی واشراقی، فقیه، محدث، مفسر، متکلم، شاعر۱همعصرشاه عباس دوم صفوی.

محمد محسن بن مرتضی، معروف به ملا محسن فیض، اهل کاشان. نزد ملا صدرا و میرداماد به فراگیری علم عقلی همت گماشت. اوملا صدرا را بسیار محترم می داشت وبا دختر وی ازدواج کرد. فیض نزد بزرگان دیگری چون علامه محمد تقی مجلسی (مجلسی اول) وشیخ بهائی وسید بحرانی وملا محمد صالح مازندرانی وملا خلیل قزوینی وشیخ محمد فرزند صاحب معالم کسب علم کرد. سید نعمت الله جزایری ازشاگردان مشهوراست.

ارفیض کاشانی آثاربسیاری درزمینه های گوناگون فقه واصول وفلسفه وکلام و تفسیربرجای مانده است. کتاب الوافی مهم ترین اثرحدیثی اوست که جامع احادیث و روایات واخباردراصول وفروع وسنن احکام اسلامی آمده درکتب اربعۀ الکافی ومن لا یحضره الفقیه وتهذیب الاحکام والاستبصاراست. درزمینۀ تفسییرنیزآثارمتعددی پدید آورده که ازجملۀ آن هاست تفسیرالصافی، منتخب الصافی (الاصفی)، الرساله فی جواب من سأل آیه الامانه، تنویرالمواهب (این کتاب حواشی مهم ترین برتفسیرالمواهب العلیه ی کاشفی است).

مهم ترین ومفصل ترین تفسیرفیض الصافی است که بارها درمنابع پس ازآن مورد استناد دیگرمؤلفان قرارگرفته وازشهرتی فراوان برخورداراست. این اثر، چنان که ازسخصیت فیض انتظارمی رود، تفسیری اجتهادی – روایی وازآثارمهم دراین سبک است (عزیزی کیاء ص ۷۰ – ۱۰۹) فیض دراین اثرآرای تفسیری اهل بیت (ع) را گرد آورده و این ادامۀ جریانی است که پیش تردرمحافل امامی آغازشده بود ودرعصراو هم ادامه داشت. مؤلف با نگاهی انتقادی به تفاسیرپیش ازخود به نگارش این اثرپرداخته استو، از این رو، براین نظربود که تفسیرش مطلوب ومهذب وصافی و

وافی است (فیض کاشانی، الصافی، ج ۱، ص ۱۱- ۱۲). فیض کاشانی، ضمن جمع آوری احادیث، درصورت لزوم به شرح ورفع ابهام ازآن ها نیزپرداخته است. اوهمۀ آیات را به ترتیب تفسیروسعی کرده گفته های خودش از روایات منفک باشد و هرجا ازاثری بهره برده به دقت نام ونشان آن را یاد کرده تا درامانت خیانت نشود. وی درمقدمۀ کتاب تفسیرخود آورده که اخبارواحادیث امامان (ع) را ازمواضع پراکنده گرد آورده تا ظواهرآیات قرآن را تفسیر وبخشی ازتأویلات قرانی را تبیین کند تا خواننده ازتفسیربه رأی ومسائلی این چنین آسوده خاطرشود (همان، ص ۲۰).

ظاهراً این اثر را به درخواست کس یا کسانی تألیف کرده است که این نشان دهندۀ نیازجامعه وجایگاه فیض درمقام عالمی جامع الاطراف است. اوپیش ازآغازتفسیر، دوازده گفتاردربیان روش کارخود آورده است وبیش ترین ازشیوۀ نقلی استفاده کرده است، هرچند دراندک مواردی نیزپس ازتلفیق آرا واخبارمنقول ازپیشینیان به اظهارنظرشخصی پرداخته است. ازنکات شایان وتوجه اشارۀ او به این است که برخی آیات محکم راه گشای درک و تفسیر آیات متشابه اند وخود نیزکاه درمواردی که روایتی در مورد موضوع منظور خویش نیافته ار این روش بهره برده است (فهیمی تبار، ص ۲۶۲ – ۲۷۶)

مقدمۀ تفسیر صافی ازجامع ترین مقدمات تفسیری است که مؤلف درآن کوشیده است مواضع مفسران را درمورد تفسیرمأثور روایی و تفسیر عقلی اجتهادی بیان کند و شایستگی ها وتوانایی های لازم برمفسررا توضیح دهد. فیض دراین اثرتقریباُ همۀ روایات اهل بیت (ع) دربارۀ تفسیریا تأویل آیات را گرد آورده وگاه حتی تعدادی ازاسرائیلیات واحادیث ضعیف را هم درآن گنجانده است، اما اشکالات تفسیری چنین عظیم دراین حد چشم پوشیدنی است.

خلاصۀ الصافی را فیض کاشانی به شیوه ای زیبا در۲۱هزاربیت با عنوان الاصفی تدوین کرده است که این نشان را ازتوانایی وحسن سلیقه وشیوایی قلم او دارد درقالب یک تفسیرهم چنان برگزیده است که خواننده با مراجعه بدان اقناع می شود. فیض به شیوۀ قدما اثرخود را درسه حجم کبیروصغیرو واوسط تدوین کرده وبرهمین مبنا تفسیرموجزی برگرفته ازالاصفی نیزبا عنوان المصفی تهیه کرده است.

تفسیرالصافی بارها درتهران (۱۲۶۶ – ۱۳۲۴ ق) وتبریز (۱۲۶۹ – ۱۲۷۲ق) و بمبئی (۱۲۷۴ ق، به همراه الاصفی) منتشرشده است. چاپ انتقادی این اثربه همت حسن لواسانی در۱۳۷۴ – ۱۳۷۵ ش درتهران صورت گرفت. الاصفی هم بارها، ازجمله درتهران، در۱۳۵۳ ق انتشاریافته است

فهرست منابع

  1. خرمشاهی، بهاء الدین (۱۳۷۶) دانش نامۀ قرآن و قرآن پژوهی، تهران.
  2. ایازی، محمد علی (۱۳۷۹) شناخت نامۀ تفاسیر، رشت.
  3. اخوان صرف، زهرا (۱۳۸۵). « تفسیر ملاصدرا و مقایسۀ ابعاد نقی و عقلی و کشفی آن » بی نا، ش ۵۱٫
  4.  سلطانی رنانی، مهدی (۱۳۸۵). « جایگاه و کاربرد حدیث در تفسیر ملاصدرا» پژوهش های قرآنی، ش ۴۶، ۴۷.
  5. دهقان پور، یونس (۱۳۷۸). « رویکرد فلسفی ملاصدرا به تفسیر قرآن»، معرفت، ش ۱۲۸.
  6. محمدی، ناصر (۱۳۸۶). « وجود شناختی پیامبر اکرم (ص) در تفسیر فلسفی – عرفانی ملا صدرا»، تحقیقات اسلامی، ش ۶۳.
  7. محدث ارموی (۱۳۳۶). مقدمه بر تفسیر، گازر، تهران.
  8. شریف لاهیجی، محمد (بی تا). تفسیر، به کوشش جلال الدین حسینی محدث ارموی و محمد ابراهیم آیتی، بی جا، معارف اهل البیت (ع)، ج ۱٫
  9. عزیزی کیا، غلامعلی (۱۳۸۷). « فیض و تفسیر صافی »، کاشان شناخت، ش ۴، ۵.
  10. فیض کاشانی، محسن (۱۳۷۴). تفسیر صافی، تهران.
  11. فهیمی تبار، حمید رضا (۱۳۶۸). « اجتهاد و روش شناسی در تفسیر البرهان »، مطالعات قرآن وحدیث، ش ۱٫

منبع: ولایتی، علی اکبر؛ نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران