روایات مهدویت در کلام امام باقر (ع)، یکی از منابع غنی برای شناخت وقایع ظهور و قیام حضرت مهدی (عج) به شمار می رود. آن حضرت با تفسیر و تأویل آیات قرآن، به بیان نشانه های ظهور و رویدادهای آن پرداخته اند که در ادامه به برخی از احادیث حضرت در این حوزه اشاره می کنیم.
وقایع ظهور در حدیث جابر جعفی
وقایع ظهور، یکی از موضوعاتی است که در روایات تفسیری امام باقر (ع) بدان تصریح شده است. آن حضرت با استناد به آیه «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ ۖ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ»[1] در حدیثی نسبتاً طولانی به جابر جعفی به پیشگویی وقایع ظهور پرداخته و در این خصوص می فرمایند:
«ای جابر! نشانه هایی را که برایت می گویم که گویا آن نشانه ها را می بینید: اولش اختلاف بنی عباس است و به نظر من تو آن روز را درک نخواهی کرد؛ ولی از من به کسانی که پس از من خواهند آمد، آن را بازگو کن. ندا دهنده ای از آسمان ندا خواهد داد و از سوی دمشق ندای فتح و پیروزی به شما خواهد رسید و یکی از آبادی های شام به نام جابیه[2] فرو خواهد رفت و بخشی از مسجد دمشق که در سمت راست واقع شده، سقوط کند و گروهی خارج از دین که از ناحیه ترک باشند خروج کنند و به دنبالش در روم اغتشاش شود و…
در آن سال ای جابر! در هر ناحیه از مغرب، اختلاف فراوانی روی خواهد داد. پس نخستین سرزمینی که ویران شود، سرزمین شام باشد. در این میان به ناگاه پرچم هایی از جانب خراسان روی آور شود و به سرعت طی منازل کند و چند نفر از اصحاب قائم (عج) با آنان همراه خواهد بود…
فرمانده سپاه سفیانی در بیداء فرود می آید. ندادهنده ای از آسمان آواز می دهد: “ای بیداء! این قوم را نابود کن” پس زمین آنان را فرو می برد و به جز چند نفر نجات نمی یابند… هنگامی که مردی از خاندان پیغمبر قیام کند که ۳۱۳ نفر مرد و پرچم پیغمبر (ص) با اوست و آهنگ مدینه کند و موقعی که از بیابان بیداء عبور کند می گوید: اینجا جای کسانی است که زمین آنها را فرو برد؛ چنانکه خدا می فرماید: «آیا کسانی که به تدبیرهای بد می اندیشند ایمن شدند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو ببرد یا از جایی که حدس نمی زنند عذاب برایشان بیاید یا در حال رفت و آمدشان (گریبان) آنان را بگیرد و کاری از دستشان برنیاید؟» …
سپس به کوفه می آید و مدتی طولانی در آنجا توقف می کند و بعد از آن مدت به اراده خداوند بر کوفه غلبه می کند. آنگاه با همراهانش به عذرا می رود. در آنجا مردم بسیاری به او می پیوندند. در آن اوقات، سفیانی در بیابان رمله است. سپس دو لشکر با هم تلاقی می کنند… آن روز سفیانی با تمام اتباعش کشته می شود؛ به طوری که یک نفر نمی ماند که خبر آنها را بیاورد… آنگاه قائم به کوفه می آید و آنجا جایگاه او خواهد بود و…».[3]
در روایتی دیگر، در پاسخ به سؤال راوی که گفت قائم شما کی خروج می کند، آن حضرت به برخی وقایع ظهور که قبل و بعد از ظهور اتفاق می افتد اشاره می کند؛ مانند تشبه زنان به مردان و بالعکس و شهادت به دروغ و خروج سفیانی و خروج یمانی. ایشان در ادامه می فرماید: «… در این هنگام است که قائم (عج) ما خروج و ظهور کند؛ به خانه کعبه تکیه می زند و ۳۱۳ نفر به گرد او جمع می شوند و اولین سخن او این آیه قرآن است: «بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنتُمْ مُؤْمِنِینَ».[4] سپس می گوید: «منم بقیة الله در زمین و منم خلیفه خداوند و حجت او بر شما و …».[5]
سخنان حضرت مهدی (ع) بعد از ظهور
سخنان حضرت مهدی (عج) بعد از ظهور، یکی دیگر از وقایع ظهور است که در کلام امام باقر (ع) بدان پرداخته شده است. آن حضرت در ذیل آیات «إن اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ و الله سميع عليم»[6] درباره وقایع ظهور که در مکه اتفاق می افتد، می فرمایند: «حضرت مهدی (عج) در روز ظهور در مکه خواهد بود؛ در حالی که پشت به بیت الله الحرام داده و به آن پناهنده شده صدا می زند:
ای مردم! ما از خدا یاری می طلبیم. هر کس از مردم به ما پاسخ داد، چه بهتر که ما خاندان پیامبر شما محمد (ص) هستیم و ما سزاوارترین مردمیم به خدا و به محمد و هر کس با من درباره آدم محاجه کند، بداند من سزاوارترین مردم به آدم (ع) هستم. هر کس با من درباره نوح (ع) گفتگو کند، بداند من سزاوارترین مردم به نوح (ع) هستم و هر کس با من درباره ابراهیم (ع) احتجاج کند، بداند من سزاوارترین مردم به ابراهیم (ع) هستم و هر کس با من درباره محمد (ص) محاجه کند، من سزاوارترین مردم به محمد (ص) هستم و هر کس با من درباره پیامبران محاجه کند، بداند من سزاوارترین مردم به پیامبران هستم.
مگر نه این است که خداوند در قرآن می فرماید: “آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را خداوند بر جهانیان برگزید. فرزندانی هستند برخی از نسل برخی دیگر و خداوند شنوا و داناست.” پس من بازمانده آدم (ع) و ذخیره نوح (ع) و برگزیده از ابراهیم (ع) و خلاصه ای از محمد (ص) هستم. توجه کنید. هر کس با من درباره کتاب خدا گفتگو کند، من سزاوارترین مردم به کتاب خدا هستم. توجه کنید. هر کس با من درباره سنت رسول الله (ص) گفتگو کند، من سزاوارترین مردم به سنت رسول الله (ص) هستم.
هر کس امروز سخن مرا می شنود، به خدا قسمش می دهم حاضران از شما به غایبان برسانند و شما را به حق خدا و حق رسول او و حق خودم قسم می دهم؛ زیرا مرا بر شما حق خویشاوندی رسول خدا (ص) ثابت است که ما را کمک کنید و ما را از کسی که بر ما ستم می کند، بازدارید که ما وحشت زده شدیم و مظلوم گشتیم و از شهرها و کنار فرزندانمان تبعید شدیم و بر ما ستم شد و از حق خودمان ممنوع شدیم و اهل باطل بر ما دروغ بستند.[7] پس خدا را به یاد آرید درباره ما و ما را خوار نکنید و ما را یاری کنید تا خدا شما را یاری کند».[8]
رجعت
رجعت، یکی دیگر از وقایع ظهور است که در روایات تفسیری امام باقر (ع) بدان پرداخته شده است. از منظر آن حضرت، باور به رجعت از مصادیق ایمان به غیب است که در آیه «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»[9] بدان تصریح شده، می داند[10] و منکران رجعت را «لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ»[10] معرفی کرده است.[11]
همچنین آن حضرت در ذیل آیه «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ»[12] که به داستان گروهی اشاره کرده که از ترس مرگ از دیارشان خارج شدند و خداوند آنها را میراند و به درخواست پیامبرشان حزقیل (ع) زنده شدند، بحث رجعت را مطرح کرده است.[13]
در روایتی دیگر، زراره گفت: «خجالت می کشیدم درباره مسئله رجعت از حضرت باقر (ع) سؤال كنم؛ لذا مسئله لطیفی پرسیدم که در ضمن آن موضوع رجعت را هم بفهمم. حضورش عرض کردم: بفرمایید بدانم کسی که کشته شده، مانند کسی است که مرده باشد؟ فرمود: خیر، مردن غیر از کشته شدن است.
گفتم: آیا شاهدی بر این فرمایشتان از قرآن هست؟ فرمود: خداوند در قرآن میان مردن و کشته شدن فرق گذاشته است؛ می فرماید: «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ»[14] نیز می فرماید: «لَئِنْ مُتُمْ أَوْ قتِلْتُمْ لإلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ»[15]. حضورش عرض کردم: خداوند می فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ دَائِقَةُ الْمَوْتِ»[16]. ” آیا کسی که کشته شد، طعم مرگ را نمی چشد؟ فرمود: کسی که به شمشیر کشته شود مانند کسی نیست که در فراش خود مرده است؛ هر که کشته شد، باید به سوی دنیا برگردد تا تلخی مرگ را بچشد».[17]
این روایت به نقل از زراره در چهار طریق آمده است. بعضی با الفاظ مشابه و بعضی با حذف چند کلمه[18] و بعضی به صورت مختصر[19] بحث برگشت به دنیا و چشیدن مرگ شخص کشته شده را مطرح کردند. این مسئله با تأکید بیشتر در یک روایت دیگر نیز آمده است. امام با استناد به «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ»[20] همان مطالب را بیان کرده و برای تأیید حرفشان به آیه ۲۱ سوره سجده و آیات ۱و۲ و 35و۳۶ سوره مدثر استناد کرده، بیان کردند غلبه اسلام بر اساس آیه ۳۳ سوره توبه و آیه ۹ صف هم در زمان رجعت بوده است.[21]
ایشان سپس رجعت حضرت علی (ع) با تأویل دو آیه ۷۷ سوره مؤمنون و ۲ سوره حجر را بیان کردند و آن روز است که همه به رجعت کنندگان غبطه می خورند.[22]
چهار روایت دیگر از امام باقر (ع) نقل شده است که دو روایت از ابابصیر است[23] که ایشان از امام درباره آیه ۱۱۱ سوره توبه سؤال کرد. دو روایت دیگر یکی از عبدالرحيم بن قصیر[24] و روایت دیگر از عبدالرحمن آمده است.[25] در عین حال مراد روایت و محتوای هر چهار روایت، برابر است و امام درباره مؤمنانی صحبت می کنند که با خداوند معامله کردند. اینها این افتخار را دارند که در زمان رجعت باز می گردند.
آیات رجعت
امام باقر (ع) کلمه «معاد» در آیه ۸۹ سوره قصص[26] را به رجعت تأویل بردند و منظور از «مدثر» در آیات ۱-۲ و ۳۵-۳۶ سوره مدثر را پیامبر گرامی اسلام (ص) معرفی کردند که در زمان رجعت برای انذار مردم در آخرالزمان بر می گردد؛[27] همین طور آیه ۲۸ سوره سبأ و آیه ۱۱ سوره غافر[28] و در روایت دیگر آیه ۱ سوره مدثر[29] و آیات ۲۱-۲۲ سوره عبس[30] را به رجعت تأویل بردند.
برخی نشانه های حتمی و غیر حتمی در وقایع ظهور
امام باقر (ع) در تفسیر آیه شريفه «ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ»[31] فرمودند: «اجل بر دو گونه است اجل محتوم (حتمی) و اجل موقوف. حمران پرسید: اجل محتوم کدام است؟ فرمودند: کاری است که جز آن نباشد. پرسید: اجل موقوف چیست؟ فرمودند: اجلی است که بسته به مشیت و خواست خداست. حمران گفت: من امیدوارم که آمدن سفیانی، از اجل موقوف باشد. حضرت فرمود: به خدا قسم نه بلکه از اجل محتوم است».[32]
آن حضرت در ذیل آیه «وَ قالُوا لَوْ لَا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ»[33] و آيه «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ»[34] برخى نشانه هایی مانند دابة الارض دجال، نزول عیسی (ع)، صیحه و اختلاف در دین را بیان کرده اند و فرموده اند: «این آیات به زودی در آخرالزمان دیده خواهند شد».[35]
همچنین آن حضرت به نوای آسمانی، به عنوان یکی از علایم و وقایع ظهور امام مهدی (عج) در ذيل آيه «إِنْ نَشَأْ تُنَزِّلُ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها حَاضِعِينَ»[36] اشاره کرده فرمودند: «این آیه درباره قائم آل محمد (عج) نازل شده است که خداوند او را به نام از آسمان صدا می زند».[37] در روایت دیگر آن حضرت دمیده شدن در ناقور آیه ۸ سوره مدثر را به ندای آسمانی تأویل بردند و فرمودند: «این ندای جبرییل است که سر ساعت قبل از ظهور به صدا در می آید».[38]
نتیجه گیری
روایات امام باقر (ع) پیرامون وقایع ظهور نشان می دهد که موضوع رجعت و قیام حضرت مهدی (عج) حتمی بوده و همراه با نشانه های آشکار و پنهان است که تحقق وعده های الهی و عدل جهانی را نوید می دهد. امام باقر (ع) با تبیین دقیق وقایع ظهور و تأویل آیات قرآن، اهمیت شناخت و آمادگی برای وقایع ظهور، یاری امام عصر (عج) و پیروی از او را گوشزد کرده اند.
پی نوشت ها
[1] مریم/37.
[2] جابیه دهی است از دهات دمشق و از توابع جیدور از سمت جولان، نزدیک مرج الصفر.
[3] نعمانی، الغیبه، باب14، ص279-282، ح67.
[4] هود/86.
[5] صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج1، باب 32، ص330، ح16.
[6] آل عمران/33-34.
[7] در کتاب بحار چاپ کمپانی چنین آمده است: «اهل باطل را بر ما مقدم داشتند»؛ ولی در کتاب اختصاص چنین است: «اهل باطل بر ما مقدم داشت» و آنچه در بحارالانوار هست، مناسب تر است.
[8] عیاشی، کتاب التفسیر، ج1، ص65-66، ح117.
[9] بقره/3.
[10] استرآبادی، تاویل الآیات الظاهره، ص33.
[11] نحل/22.
[12] قمی، تفسیر قمی، ج1، ص 383، ح16.
[13] بقره/243.
[14] عیاشی، کتاب التفسیر، ج1، ص130، ح433.
[15] آل عمران/144.
[16] آل عمران/158.
[17] آل عمران/185؛ انبیا/35؛ عنکبوت/57.
[18] عیاشی، کتاب التفسیر، ج1، ص202، ح160.
[19] عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص112، ح139.
[20] عیاشی، کتاب التفسیر، ج1، ص211، ح170.
[21] آل عمران/185؛ انبیا/35؛ عنکبوت/57.
[22] عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص87، ح51.
[23] عیاشی، کتاب التفسیر، ج1، ص210، ح169.
[24] عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص112، ح140.
[25] حلی، مختصر بصائرالدرجات، ص23.
[26] عیاشی، کتاب التفسیر، ج2، ص113، ح144.
[27] قمی، تفسیر قمی، ج2، ص147، ح5.
[28] حلی، مختصر بصائرالدرجات، ص26.
[29] حلی، مختصر بصائرالدرجات، ص 194-195.
[30] حلی، مختصر بصائرالدرجات، ص26.
[31] قمی، تفسیر قمی، ج2، باب 80، ص405.
[32] انعام/2.
[33] نعمانی، الغیبه، باب 18، ص301، ح5.
[34] انعام/37.
[35] انعام/65.
[36] قمی، تفسیر قمی، ج1، ص204، ح5.
[37] شعرا/4.
[38] استرآبادی، تاویل الایات الظاهره، ص384.
[39] استرآبادی، تاویل الایات الظاهره، ص708.
فهرست منابع
- قرآن کریم
- شیخ صدوق، محمد ابن علی، کمال الدین و تمام النعمه، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1395ق.
- طوسی، ابوجعفر محمدبن حسن، الغیبه، تحقیق: عبادالله الطهرانی و علی احمد ناصح، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، 1411ق.
- عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تهران، اعلمی، 1417ق.
- حسینی استرآبادی، سید شرف الدین، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، قم، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1409ق.
- حلی، حسن بن سلیمان، مختصر بصائرالدرجات، نجف، منشورات الحیدریه، 1950م.
- قمى، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دار الکتاب، 1409ق.
- نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، 1397ق.
منبع اقتباس: عبدی چاری، مرتضی، سیر تطور دیدگاه مفسران درباره آیات مهدویت، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ، 1400ش، ص 95-102 و 109-110.