ارزش مردم در نهج البلاغه و جایگاه طبقات فرودست اجتماع

ارزش مردم در نهج البلاغه و جایگاه طبقات فرودست اجتماع

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

جایگاه و ارزش مردم در نهج البلاغه، موضوعی است که بسیار مورد سفارش و تاکید امیرالمومنین علی (ع) قرار گرفته است. بر خلاف سایر نظام های سیاسی که اغلب توجه لازم و کافی را به مردم ندارند، در اندیشه ناب علوی و حکومت اسلامی، به مردم و احساسات انسانی توجه ویژه ای شده است. نمونه این توجه را می توان در سفارشات مکرر امام علی (ع) درباره جایگاه و ارزش مردم در نهج البلاغه مشاهده کرد. در ادامه به اختصار، به موضوع ارزش مردم از دیدگاه امام علی (ع) می پردازیم.

بی توجهی حکومت ها و نظام های سیاسی به مردم

معمولا به چهار دلیل، اغلب نظام های سیاسی و حاکمان، به طبقات پایین جامعه – که توده مردم را شامل می شود- و احساسات انسانی در جامعه، چندان توجهی ندارند:

اول به این دلیل که اغلب با مسائل کلان ملی منطقه ای و بین المللی سروکار دارند و درگیر هستند، این امر موجب می شود هم از امور جزیی جامعه غافل بمانند و هم – در صورت اطلاع -، آنها را کوچک و بی اهمیت ببیند.

دوم این که معمولاً هدف حاکمان، در دست داشتن قدرت و حکومت است و توجه به توده مردم و اهتمام به امور آنان، در درجه بعدی قرار دارد و ابزاری برای حفظ قدرت و حکومت به شمار می رود.

دلیل سوم این که معمولاً توده ها، فاقد هرگونه قدرت و اهرم فشار هستند و کمتر می توانند حکومت ها را مجبور به کاری سازند؛ مگر از طریق شورش که در شرایط خاصی اتفاق می افتد و در طول تاریخ نسبت وجود شورش ها به وجود حکومت ها، بسیار کم بوده است.

چهارم به این دلیل که معمولاً احساسات انسان ها، به دیده تحقیر نگریسته می شود و احتمالاً این ریشه در جاهلیت دارد. در زمان های قدیم، جنگاوری و دلاوری، مردانگی به حساب می آمد و کشتن عواطف و احساسات، لازمه خشونت، خونریزی و جنگندگی بود. در این زمان ها، باور بر این بود که احساسات به زنان و کودکان و افراد ضعیف النفس مربوط است. حکومت ها نیز اغلب به جنگ و امور کلان اشتغال داشتند و توده مردم هم مجبور به پرداخت مخارج حکومت و حضور در میدان های جنگ بودند. اینکه کودکانی یتیم و زنانی بیوه می شوند، طفلی یک عمر بدون سایه پدر و در اشک و آه بزرگ می شود، زنان جوانی برای همیشه تیره روز می شوند، توده مردم زیر فشار فقر و بدبختی زجر می کشند، فقر در جامعه بیداد می کند، افرادی در شب گرسنه و با گریه سر بر زمین می گذارند و …، اصلاً اهمیت نداشت.

اگرچه در طول تاریخ اشکال و کار ویژه های حکومت ها دگرگونی های فراوانی پیدا کرد ولی جوهره بی توجهی به امور جزیی، توده مردم و احساسات انسانی، کماکان باقی مانده و ارزش مردم نادیده گرفته شده است. در حالی که بخشی از ماهیت انسان، عواطف و احساسات اوست. خلقت انسان به گونه ای است که واکنش های احساساتی او اعم از خنده، گریه، غم، شادی، دلسوزی، ابراز همدردی، کمک به دیگران و … هر کدام از نظر روانی، تأثیرات خاص خود را دارند و لازمه وجود انسان هستند، از سوی دیگر، برای داشتن جامعه ای سالم و پرنشاط، باید امور جزیی و احساسات روانی انسان ها مورد توجه قرار گیرند؛ مثلاً کودک یتیمی که از محبت یا امکانات محروم است و منجر به نوعی عقده در وجود او می شود، یا پدیده فقر که موجب لگدکوب شدن عزت نفس و شرافت انسانی می گردد، نوعی نقصان و بیماری روحی را در پی خواهد داشت که تأثیرات مستقیم و غیر مستقیمی را در حوزه های سیاسی – اجتماعی برجای خواهد گذاشت.

بی توجهی به معنویات، کمرنگ شدن ارزش های الهی و انسانی، از بین رفتن تقیدات شرعی، افزایش جرم و جنایت و در نهایت بازماندن انسان از تکامل و تعالی از این جمله اند.

نگرش انسانی به مردم در نهج البلاغه

چهار عاملی که بیان شد ریشه در یک علت دارد و آن اینکه حکومت ها و حکومتگران، نگرش انسانی نسبت به ارزش مردم ندارند؛ اما این چهار عامل در مورد حکومت حضرت علی (ع) منتفی است؛ زیرا نگرش امام علی (ع) نسبت به توده مردم، نگرشی انسانی است. ارزش مردم در نهج البلاغه از جهات گوناگون مورد توجه قرار گرفته و حضرت ضوابط و اصول مهمی را نسبت به آحاد جامعه و شیوه برخورد حاکمان با آن ها مطرح کرده اند. آن حضرت معتقدند:

در درجه اول؛ حاکم باید برای برقراری عدالت و پدید آوردن دوستی در میان شهروندان و عموم مردم تلاش کند و محبت آنان را جلب کند. محبت و دوستی مردم جلب نمی شود، مگر اینکه دل هایشان از کینه پاک گردد و از حاکمیت حاکمان احساس سنگینی نکنند و آن را سلطه نپندارند.[1]

دوم؛ حاکمان باید نیازهای شهروندان را در اسرع وقت ممکن برآورده سازند، به خصوص در مواردی که نظام اداری کشور، کارگزاران و وزیران، در رسیدگی به آنها کوتاهی می کنند یا عذری دارند.[2]

سوم؛ حاکمان نباید در مورد کارهایی که انجام می دهند بر شهروندان و توده های مردم منت گذارند، یا آنچه را کرده اند بزرگ شمارند و یا وعده ای دهند و به آن عمل نکنند؛ زیرا منت نهادن ارج نیکی را ببرد و کار را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند و خُلف وعده نیز خشم خدا و مردم را برانگیزاند.[3] خدای تعالی فرموده است: «بزرگ دشمنی است نزد خدا که بگویید و عمل نکنید.»[4]

چهارم؛ حاکمان باید حُسن ظن توده مردم را جلب کنند. خوش گمانی مردم، جلب نمی شود مگر اینکه حاکمان امور آنان را به نیکی سر و سامان دهند تا نفعش به همه برسد، و مشقات و سختی های آنان را کاهش دهند و آنان را مجبور به کاری نکنند که تمایل ندارند.[5]

پنجم؛ حاکمان نباید خود را از توده مردم و عموم شهروندان پوشیده دارند و دسترسی عامه مردم به آنان دشوار باشد؛ زیرا عدم تعامل آنان با عموم نمونه ای از تنگ خویی و کم اطلاعی آنها در کارهاست و آنچه را که باید بدانند نخواهند دانست؛ کار بزرگ نزد آنان خُرد به شمار آید و کار خُرد بزرگ نماید، زیبا زشت شود و زشت زیبا و باطل به لباس حق درآید.[6]

ششم؛ رضایت عامه مردم شهروندان و توده های جامعه همیشه باید مد نظر حاکم باشد. به عقیده حضرت، حاکم باید به گونه ای عمل کند که اولا نه از حق بگذرد و نه فرو ماند، ثانیاً عدالت را فراگیرتر باشد و ثالثاً بتواند به نوعی رضایت عموم مردم را جلب کند.[7]

این اعتقادات حضرت علی (ع) در مورد حکومت و حاکمان ریشه در یک علت اساسی دارد و آن نگرش انسانی به مردم است. ارزش مردم در نهج البلاغه، از حکومت و قدرت بالاتر است. امام علی (ع) قدرت و حکومت را برای مردم می خواهد و نه مردم را برای قدرت و حکومت[8] هیچ فرقی هم ندارد که مردم مسلمان یا غیر مسلمانند، مهم این است که افرادی بر اساس عهد و پیمان، در جامعه ای گرد آمده اند و بر حاکمیت افرادی گردن نهاده اند. بنابراین ارزش مردم در نهج البلاغه مورد توجه جدی امیرالمومنین (ع) قرار گرفته و جزء اصلی نظام سیاسی به شمار می آیند.

اهمیت و ارزش مردم طبقات پایین جامعه در نهج البلاغه

تا اینجا بحثِ حضرت علی (ع) در مورد عموم شهروندان بود؛ اما ارزش مردم طبقات پایین جامعه در نهج البلاغه، مورد توجه بیشتری قرار می گیرد. در نامه امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر، امام علی (ع) در عباراتی آمیخته از هشدار و نگرانی از حقوق اینان، و حسرت از فراموش شدن طبقات ضعیف و پایین اجتماع، به مالک اشتر ندا می دهد که خدا را خدا را در طبقه فرودین مردم که هیچ راه چاره ای ندارند و از درویشان، نیازمندان، بینوایان و از بیماری برجای ماندگانند، در این طبقه مستمندی است که طلب می کند و مستحق عطایی است که به روی خود نمی آورد.[9]

حضرت سپس دستوراتی را برای رسیدگی به وضع آنان صادر می کند و به حاكم مصر تأکید می کند که مبادا فرو رفتن در نعمت ها، تو را از توجه به اقشار پایین اجتماع باز دارد، یا رسیدگی به امور کلان و سر و سامان دادن کارهای بزرگ و مهم موجب ضایع شدن امور خرد شود. از رسیدگی به کار آنان دریغ نکن؛ روی به آنان ترش منما و به کارهای کسی که به تو دسترسی ندارد بنگر؛ آنانی که در دیده ها خوارند و مردم آنان را کوچک می شمارند.

بعد حضرت علی (ع) با احتمال اینکه شاید حاکم نتواند شخصاً به تمام امور این گونه افراد رسیدگی کند، سفارش می کند که کسی را که به او اعتماد داری برای تفقد حال این گروه بگذار؛ کسی که دارای تقوا و تواضع باشد و درخواست های آنان را به تو برساند.[10]

سپس حضرت علی (ع) حجت را بر حاکم مصر تمام می کند و می گوید در مجموع با آنان چنان رفتار کن که در مقابل خداوند جای عذر داشته باشی؛ زیرا طبقات محروم و پایین اجتماع از همه به انصاف نیازمندترند و برای ادای حقوق همگان باید به گونه ای عمل کنی که نزد خداوند عذر پذیرفتنی داشته باشی.[11]

اما حضرت علی (ع) با این همه سفارش و تأکید باز هم آرام نمی گیرد و نگران است که مبادا حاکم مصر به دلایلی از این افراد غافل شود. به همین دلیل، در ادامه دوباره تأکید می کند که یتیمان را عهده دار باش و کهنسالانی که چاره ندارند و دست گدایی پیش نمی آورند. سپس حضرت با یادآوری سختی و دشواری کار می فرماید: این کار بر والیان گرانبار است و گزاردن حق همه جا دشوار.[12]

حضرت علی (ع) در پایان با بیان جمله ای، جوهره مطلب را بیان می کند و حرف آخر خود را می زند و آن اینکه این گونه توجه به ضعیفترین قشر مردم، «حق» آنان است و از حقوق مردم و تعهدات حاکم به شمار می رود، هر چند انجام آن دشوار باشد. بنابراین وظیفه حاکمان و نظام سیاسی است و بر آنان واجب است که در مورد عموم مردم و طبقات پایین اجتماع این گونه رفتار کنند، و هرگونه کوتاهی، سستی و غفلت، مسئولیت اجتماعی و عذاب الهی را در پی خواهد داشت. عذاب الهی به خصوص برای صاحبان قدرت سخت و دردناک است. امام در آخرین لحظات زندگی خود و در بستر شهادت نیز آنان را از یاد نبرد و در مورد آنان سفارش و وصیت کرد.[13]

در تمام دیدگاه ها و فرمایشات فوق، سخن از انسان است، انسان هایی از هر مذهب و عقیده، که تحت عنوان مردم و شهروندان در یک اجتماع گرد آمده اند، این نگرانی امام علی (ع) در مورد توده مردم – فارغ از نژاد و مذهب – ریشه در نگرش عمیق انسانی و فرامذهبی حضرت علی (ع) دارد. شاید تاریخ، هیچ حکومتی را به ما نشان ندهد که توده مردم و حتی افراد ضعیف و ناتوان تا این حد در کانون توجه سیاستمداران قرار گیرند و این امر نشان می دهد که حضرت علی (ع) حکومت و قدرت را برای مردم می خواست و هدفش رشد، پیشرفت، تکامل و تعالی مردم و جامعه بود. امام علی (ع) هیچ گاه مردم را در جهت حفظ و تحکیم قدرت و حکومت خود بسیج نکرد و آن گاه که مردم را به مشارکت و یاری آگاهانه فرا می خواند، تصریح می فرمود که هدف من ساختن جامعه خودتان، احقاق حق و اجرای عدالت در آن است.[14]

جمع بندی

اغلب حکومت ها و نظام های سیاسی جوامع انسانی، به دلایلی از جمله اهتمام حاکمان به حفظ قدرت، درگیری با مسائل و سیاست های کلان منطقه ای و ضعف و ناتوانی توده مردم در ایجاد خطر برای حکومت ها، نسبت به مردم بی توجه هستند؛ اما ارزش مردم در نهج البلاغه، از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است به گونه ای که تامین نیازهای آنان، در بالاترین درجه اهتمام حاکمان قرار می گیرد.

پی نوشت ها

[1] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۳۱.

[2] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۳۶

[3] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۴۰.

[4] صف/۳.

[5] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۲۹.

[6] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۳۷.

[7] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۷۳، ص ۳۲۷؛ جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام، ص ۲۱۸-۲۱۷.

[8] شریف رضی، نج البلاغه، خطبه ۱۳۶، ص ۱۳۴؛ علیخانی، توسعه سیاسی از دیدگاه امام علی (ع)، ص ۱۵۰-۱۴۹.

[9] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۳۵.

[10] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۳۵.

[11] شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۳۵.

[12] شریف رضی نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص ۳۳۵.

[13] اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۲۴.

[14] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۳۶، ص ۱۳۴.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، قم، منشورات رضی، ۱۴۰۵.
  3. جعفری، محمدتقی، حکمت اصول سیاسی اسلام، تهران، بنیاد نهج البلاغه، ۱۳۶۹.
  4. شریف رضی، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۱.
  5. علیخانی، علی اکبر، توسعه سیاسی از دیدگاه امام علی (ع)، تهران، شرکت چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷.

منبع اقتباس: علیخانی، علی اکبر، نگرشهای انسانی و فرامذهبی در اندیشه سیاسی امام علی (ع)، مندرج در «امام علی(ع)، فرهنگ عمومی و همبستگی اجتماعی»، به کوشش فردرو، محسن، تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی زهد، ۱۳۸۰، ص ۱۷۴-۱۶۸.

بدون دیدگاه