مردمدارى و تعامل صحیح اجتماعی

۱۴۰۰-۱۱-۲۸

207 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکى از ضرورت‌هاى اخلاق مسلمانى و معاشرت مکتبى، «مردم‏دارى» است، یعنى با مردم بودن، براى مردم بودن، در خدمت دیگران بودن، شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن. همراهى و همدردى و همگامى و همخونى با دیگران و تعامل با دیگران و هر نام دیگرى که بتوانى بر آن بگذارى، لیکن واقعیت، همه یکى است، یعنى خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن.

این، رمز و راز حیات اجتماعى یک مسلمان است و براى او «پایگاه مردمى» و برخوردارى از رأفت و رحمت و مودّت و حمایت مردم را فراهم مى‌‏آورد.

ماهى به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعى، به حسن سلوک با دیگران. باید دید چه چیزهایى و چگونه رفتارهایى و چه روحیّاتى این زمینه و موقعیت و پایگاه را براى انسان پدید مى‌‏آورد؟ وقتى هدف یک مسلمان، خدمت بیشتر به همنوعان است، باید راه و رسم آن را هم آموخت.

مردم‏دارى، یکى از این رمزها است. نمودهاى مردمدارى بدون شناخت نمودها و شاخص‌هاى مردم‏دارى و این خصلت نیکو، نمى‌‏توان به رمز آن دست یافت. چه روحیه‏‌ها و خصلت‌هایى سبب جذب دیگران مى‌‏شود؟ جذبى که راهگشاى توفیق بیشتر براى خدمت و همدلى باشد. برخى از این نمودها از این قرار است:

۱ـ خوش‏ اخلاقى

«حسن خلق»، کمندى است که دیگران را در دام محبت اسیر مى‌‏کند. کیست که از برخورد شایسته خوشش نیاید و جذب چنین انسانى نشود؟ از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: حدّ و مرز اخلاق نیک، چیست؟ فرمود: آن است که: اخلاقت را نرم کنى، کلامت را پاکیزه سازى، و با چهره‌‏اى باز و گشاده با برادران دینى‌‏ات روبه‌‏رو شوى.(۱)

گشاده‏رویى، از بارزترین صفات رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود که سهمى عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگى آنان به شخص پیامبر اسلام داشت. خداوند در باره این خصلت مردمى رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌‏فرماید: «فَبِما رَحمهٍ مِنَ اللّه‏ِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّا غَلیظَ القلبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک»(۲)؛

«به خاطر رحمت الهى بود که براى مردم نرم شدى و اگر تندخو و خشن و سخت‏دل بودى، از دور تو پراکنده مى‏شدند.» در ادامه آیه مى‌‏فرماید: پس، از آنان درگذر، برایشان استغفار کن، و در کار با آنان مشورت نما.

گویا که «عفو»، «استغفار» و «مشورت»، نمونه‌‏هاى دیگرى از حسن خلق و رفتار مردم‏دارانه و جاذب است، چرا که نوعى اعتماد به مردم و به حساب آوردن آنان است و چنین برخوردى، عامل جاذبه شخص مى‏‌گردد.

۲ـ عفو و گذشت

کینه‌‏توزى و لجاجت، ویژه روح‌هاى حقیر و همت‌هاى پایین است. بر عکس، آنان که نظربلند و روح بزرگ دارند، پوزش‌ها را مى‌‏پذیرند، از خطاهاى دیگران چشم مى‌‏پوشند و از حق شخصى خویش درمى‎‌‏گذرند.

بلندنظرى انسان، عامل محبت دل‌هاى دیگران است. براى خود انسان نیز نوعى لذّت روحى دارد و گفته‏‌اند: «در عفو، لذّتى است که در انتقام نیست.» عفو و گذشت و چشم‏‌پوشى و نادیده گرفتن لغزش‌هاى دیگران، دانه‌‏هاى جلب محبت است و دیگران را خوشبین، وفادار و با محبت نگاه مى‌‏دارد.

امام سجاد(علیه السلام) در دعاى بلند «مکارم الاخلاق»، از خداوند این‏ گونه مى‌‏طلبد: «خداوندا!… مرا ثابت‏‌قدم و استوار بدار، تا با ناخالصان و دغلها، خیرخواهانه برخورد کنم، و هر کس از من دورى گزید، من به او نیکى کنم، و به کسى که مرا محروم کرده، بذل و عطا کنم، و با آن که با من قطع رابطه کرده، بپیوندم، و کسى را که غیبت مرا کرده است، به خوبى یاد کنم، توفیقم ده که نیکى را سپاسگزار باشم، و … از بدى، چشم پوشم و درگذرم.»(۳)

اینها گوهرهاى تابناکى در شیوه‏‌هاى معاشرت است. گفتن اینها در زبان، آسان است، اما عمل، بسیار سنگین است و جز از همت‌هاى والا و روحیه‌‏هاى زیبا برنمى‌‏آید و باید توفیقش را از خدا طلبید.

۳ـ بخشش و محبت

آدمیزاد، بنده احسان است. به هر کس نیکى کنى، او را رام و مطیع خویش مى‌‏سازى و به هر کس محبت و لطف کنى، قلعه دلش را فتح کرده‌‏اى. به قول سعدى:

بنده حلقه به گوش، ار ننوازى، برود      لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه بگوش

این تعلیم حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) است که: «اى مردم! مى‌‏دانم که نمى‌‏توانید با اموالتان همه مردم را راضى کنید، ولى با چهره باز و گشاده‌‏رویى و خوش‌‏اخلاقى، مى‌‏توانید.»(۴) و سخن مولایمان حضرت امیر(علیه السلام) چنین است: «بالأیثار یُسْتَرَقُّ الأحرارُ»(۵) «آزادمردان، با ایثار، بنده و غلام مى‌‏شوند.»

البته بنده و غلام خوبی‌ها و کرامت‌هاى اخلاقى. این هم گام دیگرى در جذب دلها و ایجاد الفت‌ها و تحکیم رابطه‌‏هاى عاطفى در جامعه بشرى است.

۴ـ تواضع و خاکسارى

همچنان در پى بیان نمونه‌‏هایى از روحیه «مردم‏دارى» هستیم. افتادگى و تواضع و فروتنى، یکى دیگر از این ویژگی‌هاست. چنین کسان مى‌‏توانند مردم را دور شمع وجود خودشان جمع کنند، آن‏ گونه که پیامبر خدا بود و انجام مى‌‏داد.

تکبّر، پشت انسانها را خالى مى‌‏کند و زیر پا را هم! مردم، از پیرامون افراد مغرور و متکبّر و خودخواه، پراکنده مى‌‏شوند. بر عکس آن، تواضع، مردم را به محبت و عنایت و حمایت مى‌‏کشاند.

امام على(علیه السلام) فرموده است: سه چیز موجب محبت دیگران مى‌‏شود: «الدّینُ وَ التّواضُعُ وَ السَّخاءُ».(۶) «دیندارى، فروتنى و بخشندگى.»

مغروران و خودبزرگ‌بینان، هرگز نمى‌‏توانند با جمعى کار کنند و حمایت آنان را همواره همراه خود داشته باشند. اگر هم چند صباحى مردم در پى آنان باشند، به تدریج رهایشان مى‌‏کنند. مى‏‌گویى نه؟! به اطراف و دوستانت بنگر، و به آنان که کارى در دستشان است، دقت کن. ببین متکبّران در میان مردم جا و محبوبیّت دارند، یا متواضعان؟

۵ـ حوصله و تحمل

«سعه‏ صدر»، وسعت ‏نظر و ظرفیّت لازم داشتن، از نمونه‏‌هاى دیگر «مردم‏دارى» است.

گاهى افراد، بى‌‏حوصله‏‌اند، از جایى و چیزى ناراحتى دارند، یا ضرر و آسیبى دیده‌‏اند، یا تحت فشار و گرفتارى‏اند، توقّع‌هایشان بالاست، عصبانى مى‌‏شوند، حرف تند مى‌‏زنند و … آن که صبور باشد و بردبار، مى‌‏تواند با مردم کنار آید، آن که تحمّل حرف‌ها، تندی‌ها و بداخلاقی‌ها را در «مکتب صبر»، تمرین و تجربه کرده باشد، مى‌‏تواند در ارتباط با مردم، به خدمت خویش و حضور کریمانه در کنارشان ادامه دهد.

خودِ تحمّل و مقاومت، براى انسان، هوادار درست مى‌‏کند. از کوره در نرفتن، بردبارى نشان دادن، خشمگین نشدن، از آثار این «ظرفیّت» است. کسى که از این ویژگى اخلاقى برخوردار باشد، از یارى و حمایت دیگران هم برخوردار خواهد بود.

باز بشنویم از کلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) که فرمود: «بِالْحِلْمِ تَکْثُرُ الأنْصارُ»(۷) و نیز این کلام نورانى آن حضرت: «بِالأحتِمالِ وَ الْحِلْمِ یَکُونُ لَکَ النّاسُ اَنصارا وَ اَعْوانا»(۸) که هر دو سخن، معناى مشابه دارد، یعنى: در سایه حلم و بردبارى و تحمّل است که یاوران زیاد مى‌‏شوند و مردم، پشتیبان و حامى تو مى‌‏گردند.

این خصلت، به ویژه براى کسانى که با مردم در تماس و ارتباط بیشترى‏اند و در معرض مراجعات، طرح سؤالها، نیازها، توّقعات و مشکلاتند، ضرورى‌‏تر و از مهمترین صفات شایسته براى مسئولان است.

۶ـ تفقّد و رسیدگى

مردم، به ویژه گرفتاران و دردمندان، نیازمند احوالپرسى، رسیدگى، سرکشى و در یک کلمه «تفقّد»ند. گاهى یک احوالپرسى و سلام، شادابى روح و نشاط زندگى فراوانى (براى هر دو طرف) پدید مى‌‏آورد. گاهى نوشتن یک نامه یا تلفن کردن به یک آشنا و فامیل، محبت‌ها و صفاهاى بسیارى ایجاد مى‏‌کند.

گاهى سر زدن به همسایه و عیادت یک بیمار و شرکت در یک مجلس ختم یا عروسى، مبدأ بسیارى از دوستی‌هاى ماندگار مى‌‏شود. دید و بازدیدهاى خانوادگى، دلها و زندگی‌ها را به هم مربوط مى‌‏کند. پرسیدن از گرفتاری‌ها و مشکلات دیگران و تلاش در حلّ و رفع آنها، درِ دلها را به روى انسان مى‌‏گشاید. پس چه باید کرد؟

روشن است: با مردم زیستن، با همسایه‌‏ها و همشهری‌ها و همکاران و معاشران و همنوعان، جوش خوردن، انس گرفتن، در رنج و راحت دیگران شریک شدن، فاصله‏‌ها را با دیگران کوتاه کردن، قطع رابطه‌‏ها را به «آشتى» بدل کردن، اختلاف‌ها و کدورت‌ها را زدودن و… اینها همه «عمل صالح» است؛ و خداوند چنین نیکوکاران را دوست مى‌‏دارد.

تا توانى به جهان خدمت محتاجان کن     به دمى یا دِرمى یا قلمى یا قدمى

«مردم‏دارى»، اخلاق زیبنده مسلمانى است که مى‌‏خواهد از الگوهاى دینى و ارزش‌هاى مکتبى الهام بگیرد و «زندگى اسلامى» داشته باشد. باید با «عمل»، دیگران را جذب کرد، نه با «حرف»! «گفتار بى‌‏عمل، چکِ بى‏‌محل است». و مردم‏دارى، اخلاق انبیاء و اولیاست…

پی‌نوشت‌ ها

۱ـ معانى‌‏الأخبار، صدوق، ص ۲۵۳؛

۲ـ آل عمران، آیه ۱۵۹؛

۳ـ صحیفه سجّادیه، دعاى ۲۰ (دعاى مکارم الاخلاق).

۴ـ مستدرک وسائل‏ الشیعه، ج ۲، ص ۸۳؛

۵ـ غررالحکم. آمدى، ج ۱، ص ۳۲۹؛

۶ـ همان، ص ۳۶۰؛

۷ و ۸ـ همان، ص ۳۲۹ و ۳۳۵؛

منبع: پیام زن؛ شماره ۶۷؛ جواد محدثى