مبعث حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله)

مبعث حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله)

1400-04-27

377 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

مبعث حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) روزی است که پیامبر اسلام از سوی خدا برای هدایت بشر و راهنمایی دایمی انسان‌ ها برانگیخته شد. مطابق با نظر شیعه، بعثت آن حضرت در 27 رجب سال چهلم عام الفیل (مطابق با سال 610 میلادی) در چهل سالگی واقع شد.

مفهوم شناسی مبعث

مبعث اسم زمان از ریشه بعث است، و بَعْث در لغت برانگیختن و روانه كردن چیزى است.[۱] بِعْثَت‌ در فرهنگ‌ اسلامى‌ عموما به‌ معنای‌ برانگیختن‌ و برگزیدن‌ پیامبران‌ از سوی خداوند برای‌ هدایت‌ مردم‌ است که‌ آغاز رسالت‌ هر پیامبر است‌.[۲]

تاریخ بعثت پیامبر اکرم(ص)

به روایت اهل سنت آن حضرت (صلی‌الله علیه و آله) روز دوشنبه هفدهم یا هجدهم یا نوزدهم ماه مبارک رمضان، به پیامبری مبعوث گردیده اند. اما اجماع شیعه بر آن است که مبعث آن حضرت در روز بیست و هفتم ماه رجب صورت گرفت. روایات دال بر این مطلب در منابع شیعه بسیار است، از آن جمله مرحوم كلینى با سند خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: «روزه بیست و هفتم رجب را فراموش نكن، زیرا آن روزى است كه محمد به نبوّت گماشته شده است.» شیخ صدوق و شیخ طوسى هم این را روایت كرده ‌اند. و نیز روایات دیگری که دال بر این موضوع است از سایر ائمه یا صحابیان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده است.[۳] مطابق روایت فریقین آن حضرت به هنگام بعثت چهل ساله بود.

چگونگی بعثت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله)

مطابق با آنچه در منابع آمده است در حالی كه آن حضرت در غار حرا در حوالی مكه معظمه به عبادت و نیایش می‌پرداخت، جبرئیل بر وی نازل شد و بر وی آیاتی از قرآن مجید را به عنوان طلیعه نبوت نازل نمود. نخستین آیاتی كه بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های سوره 96 قرآن مجید یعنی سوره علق بود.[۴]

امام حسن عسكرى علیه السّلام در توصیف بعثت نبى اكرم صلّى اللّه علیه و آله بود، می فرماید: «… تا این كه به چهل سالگى رسید، و خداوند قلب كریمش را بهترین و والاترین و خاشع‌ترین و مطیع‌ترین قلب‌ها یافت. پس به درهاى آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائكه اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد صلّى اللّه علیه و آله به آنها مى‌نگریست. پس رحمت از طرف عرش بر وى نازل شد و او به روح الامین، جبرئیل- طاووس ملائكه- نگاه مى‌كرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزى را بخوانم؟ گفت: اى محمد! «اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ…». (قرآن را) به نام پروردگارت- كه هستى را آفرید- بخوان همو كه انسان را از خون بسته آفرید. بخوان كه پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو كه با قلم تعلیم داد و آن چه را كه انسان نمى‌دانست به او آموخت.

سپس آنچه را كه مى‌بایست بر او نازل كرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت. محمد صلّى اللّه علیه و آله از كوه پایین آمد در حالى كه عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود كرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزى كه اضطرابش را بیشتر مى‌كرد، این بود كه مى‌ترسید، قریشیان او را تكذیب كرده و او را به دیوانگى نسبت دهند، در حالى كه او عاقل‌ترین مردم و گرامى‌ترین آنان بود و مبغوض‌ترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده كرد كه قلبش را مملوّ را شجاعت نماید و به او فراخى دل عنایت فرماید. براى همین از كنار هر سنگ و درختى كه ردّ مى‌شد، مى‌شنید كه مى‌گفتند: «السّلام علیك یا رسول اللّه».[۵]

به روایتی، جبرئیل امین با هفتاد هزار فرشته و میكائیل با هفتاد هزار فرشته فرود آمدند و برای آن حضرت، كرسی عزت و كرامت آوردند و تاج نبوت و رسالت را بر سر آن بزرگوار گذاشتند و لوای حمد را به دستش داده و گفتند بر فراز این كرسی برو و خدایت را سپاس گو. به روایت دیگر آن كرسی از یاقوت سرخ و پایه‌ای از آن از زبرجد و پایه‌ای از مروارید بود و چون فرشتگان به سوی آسمان صعود كردند، آن حضرت از كوه حرا پایین آمد و انوار جلال او را فراگرفته بود، به طوری كه كسی توان نظر كردن به چهره مباركش را نداشت و بر هر درخت گیاه و سنگی كه می‌گذشت، وی را سجده می‌كردند و با زبان فصیح می‌گفتند: السلام علیك یا نبی الله، السلام علیك یا رسول الله.

همین كه وارد خانه شد از نور چهره مباركش خانه خدیجه كبری سلام الله علیها منور شد و آن بانوی پرهیزكار پرسید: ای محمد! این چه نوری است كه در تو مشاهده می‌كنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا اله الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: من سال‌هاست كه پیامبری تو را می‌دانم و هم اكنون نیز شهادت می‌دهم كه خدایی جز خداوند یكتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین كسی بود كه به همسرش حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) ایمان آورد.[۶]

از میان مردان نیز امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری كرد. از آن پس پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در كنار خانه خدا نماز می‌گذارد و خدیجه سلام الله علیها و علی علیه‌السلام بر او اقتدا می‌كردند و نماز می‌خواندند.[۷] این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش اسلام را پرورانده و فراگیر نمودند.

اعمال شب و روز مبعث

اعمال شب و روز مبعث برای مسلمانان شرافتی ویژه دارد. تا جایی که برخی آن را شریف‏تر از تمام روزها و شبها دانسته اند.[۸] در کتاب مفاتیح الجنان برای شب و روز مبعث اعمالی ذکر شده است.[۹]

پی نوشت:

  1. مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ج 1، ص 132
  2. اسلام پدیا، مفهوم شناسی بعثت
  3. تاریخ تحقیقى اسلام( موسوعة التاریخ الاسلامى )، ج‌1، ص: 315
  4. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله)، ص 93؛ تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 385.
  5. تاریخ تحقیقى اسلام( موسوعة التاریخ الاسلامى )، ج‌1، ص: 316، به نقل از بحار الانوار، ج 18، ص 206
  6. منتهی الآمال، ج 1، ص 47.
  7. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله)، ص 95.
  8. میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب المراقبات می گوید: بعد از روز پانزدهم به منزل دیگرى از منازل رجب و شریفترین آنها بلكه شریف‏تر از تمام روزها و شبها، یعنى روز و شب بیست و هفتم رجب مى ‏رسیم.
  9. مفاتیح الجنان، اعمال شب و روز 27 رجب.

منبع: دانشنامه اسلامی

بدون دیدگاه