عبدالله بن یقطر حمیری سفیر دیگر امام حسین (ع)

عبدالله بن یقطر حمیری سفیر دیگر امام حسین (ع)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

عبدالله بن یقطر، یکی از یاران با وفای امام حسین (ع) بود که ماموریت داشت نامه آن حضرت را به مسلم بن عقیل در کوفه برساند اما در میانه راه، ماموران حکومتی، او را دستگیر کردند و به دستور ابن زیاد به شهادت رساندند.

نام و نسب عبدالله بن یَقطُر

در مورد عبدالله بن یَقطَر جز در جریان قیام امام حسین (ع) اطلاع چندان دقیقی در دست نیست. راوندی در کتاب الخرائج و الجرائح، در مورد نسب او می نویسد: «عبدالله بن یقطر بن ابی عقب لیثی، از [تیره] بنی لیث، از [قبیله] بکر بن عبد مناف بن کنانه است که همشیر حسین (ع) بوده است.»[۱]

در گزارش های مشهور تاریخی، وی «رضیع (همشیر)» امام حسین (ع) شمرده شده[۲]، همان طور که در زیارت رجبیه نیز چنین آمده است: «السَّلامُ عَلی‌ عَبْدِالله بْنِ یقْطُر رَضِیعِ الحُسَین».[۳]

با وجود شواهد تاریخی مبنی بر همشیر بودن عبدالله بن یقطر با امام حسین (ع)، منابعی که دوران کودکی امام (ع) را گزارش کرده اند، اشاره ای به این که امام، برادر رضاعی (همشیر) داشته باشد، ندارند بلکه بر خلاف آن، برخی روایات تاکید می کنند که امام حسین (ع)، از هیچ زنی شیر نخورده است. به عنوان نمونه در کافی به نقل از امام صادق (ع) آمده است که :

«امام حسین (ع) نه از حضرت فاطمه (ع) و نه از هیچ زن دیگری شیر نخورد؛ بلکه او را نزد پیامبر (ص) می آوردند و ایشان انگشت شست خود را در دهان او می گذارد و امام حسین (ع) به اندازه ای می مکید که دو سه روزش را کفایت می کرد. از این رو، گوشت حسین (ع) از گوشت و خون پیامبر (ص) رویید.»[۴]

از همین رو برخی گفته اند معنای رضیع الحسین (ع) در اینجا، نه این است که امام حسین (ع) از پستان مادر عبدالله شیر خورده و نه این که عبدالله از پستان حضرت فاطمه (س) شیر نوشیده، بلکه معنی رضیع یعنی هر گاه دو طفل در یک هفته به دنیا بیایند، یکی را رضیع دیگری نامند و «یقطر» پدر عبدالله در منزل رسول خدا (ص) خدمت می کرد و همسرش «میمونه» در خانه امیرالمومنین (ع) و در همانجا بعد از ولادت امام حسین (ع)، عبدالله متولد گردید، از این جهت او را رضیع الحسین گفته اند.[۵]

مرحوم محمد سماوی، در کتاب إبصار العین نیز برای توجیه این مسئله، گفته است: «عبدالله بن یَقطر حِمیَری (برادر همشیر حسین (ع))، مادرش، دایه امام حسین (ع) بود، همان طور که مادر قیس بن ذریح، دایه امام حسن (ع) بود.»[۶]

مأموریت عبدالله بن یقطر در سپاه امام حسین (ع)

عبدالله بن یقطر، یکی از پیک های امام حسین (ع) بود که طبق گزارش های تاریخی، او وظیفه انتقال نامه میان امام حسین (ع) و مسلم بن عقیل را بر عهده داشت، اما نسبت به زمان دستگیری و شهادت او سه نوع گزارش نقل شده است:

۱. برخی منابع تاریخی گفته اند که وی فرستاده امام حسین (ع) به سوی کوفیان بوده و وظیفه داشت نامه امام حسین (ع) را به مسلم برساند که در قادسیه، دستگیر شد. در تاریخ طبری این ماجرا چنین نقل شده است:

امام حسین (ع) از هیچ استراحتگاهی نمی گذشت، مگر آن که گروهی به وی می پیوستند، تا این که به منزلی به نام «زُباله» رسید. در آنجا خبر کشته شدن برادر همشیرش عبدالله بن یقطر به وی رسید. امام حسین (ع) او را از راه اصلی به سوی مسلم بن عقیل فرستاد و نمی دانست که مسلم کشته شده است. سپاه حُصَین بن تمیم در قادسیه با او برخورد کردند و او را نزد ابن زیاد بردند. ابن زیاد گفت: بالای قصر (دار الحکومه) برو و دروغگو پسر دروغگو را لعنت کن.[۷] آن گاه از قصر، پایین بیا تا درباره ات نظر دهم.

عبدالله بن یقطر بالای قصر رفت و وقتی با مردم رو به رو شد، گفت: ای مردم! من فرستاده حسین، پسر فاطمه دختر پیامبر خدا (ص) هستم تا او را بر ضد پسر مرجانه، پسر سمیه، آن مرد بی نسب[۸]، یاری و پشتیبانی کنید.

عبدالله دستور داد او را از بالای قصر به پایین انداختند. استخوان هایش شکست؛ ولی هنوز زنده بود. مردی به نام عبدالملک بن عُمَیر لَخْمی آمد و او را سر برید. وقتی او را به خاطر این کار سرزنش کردند، گفت: می خواستم راحتش کنم.[۹]

وقتی خبر شهادت عبدالله بن یقطر به امام حسین (ع) رسید، آن حضرت سخنرانی کرد و فرمود: «ای مردم! پیروانمان، ما را خوار ساختند. مسلم، هانی، قیس بن مُسهِر و ابن یقطر، به شهادت رسیدند. هر یک از شما که می خواهد برگردد، بازگردد.»[۱۰]

تاریخ طبری به نقل از مصعب مزنی می نویسد: [پس از خطبه امام حسین علیه السلام] مردم، یکباره از گِرد وی، پراکنده شدند و راه راست و چپ در پیش گرفتند و او ماند و یارانش که از مدینه با وی آمده بودند. او این کار را از آن رو کرد که گمان داشت بادیه نشینان، به این پندار از پیِ او آمده اند که او به سوی شهری می رود که مردمش به اطاعت وی، استوارند و [با حوادث پیش آمده، دیگر] نخواست با وی بیایند و ندانند کجا می روند، و خوب می دانست که وقتی معلومشان کند، جز آن ها را که می خواهند جانبازی کنند و با وی بمیرند، کسی همراهش نمی ماند.[۱۱]

گفتی است که بر پایه گزارش های یاد شده، مشابهت سرنوشت عبدالله بن یَقْطر و قیس بن مُسْهر، ابهام آمیز است، به گونه ای که شیخ مفید در الإرشاد می نویسد:

«امام حسین (ع) … قیس بن مُسهِر صَیداوی، و گفته می شود که برادر رضاعی خویش، عبدالله بن یقطر را به سوی مردم کوفه فرستاد.»[۱۲] ظاهرا تاکنون کسی نتوانسته این ابهام را روشن سازد.

۲. در شماری دیگر از گزارش ها آمده که عبدالله بن یقطر، حامل نامه مسلم بن عقیل به امام حسین (ع) بوده است که دستگیر و به دستور ابن زیاد، گردن زده شد. طبق این نقل هنگامی که عبیدالله بن زیاد، با مردم در حال سخن گفتن بود، یکی از یارانش به نام عبدالله بن یَربوع تمیمی، بر او وارد شد و گفت: خداوند، امیر را بر راستی بدارد! اینک، خبری رسیده است.

ابن زیاد به او گفت: چه خبری داری؟ گفت:‌ در بیرون از کوفه با اسب خویش، گردش می کردم. مردی را دیدم که از کوفه بیرون آمده بود و با شتاب به سوی بیابان می رفت. او را نشناختم. پس در پیِ او رفتم و از او درباره وضع و کارش پرسیدم. او یادآور شد که از اهالی مدینه است. از اسب، فرود آمدم و او را تفتیش کردم. همراهش این نامه را یافتم.

عبیدالله بن زیاد، نامه را از او گرفت و بازگشود و خواند. در آن نامه، آمده بود: «به حسین بن علی؛ اما بعد؛ به راستی به تو اطلاع می دهم که بسیاری از کوفیان با تو بیعت کرده اند. وقتی نامه ام به تو رسید، بشتاب بشتاب؛‌ چرا که مردم با تو هستند و رأی و نظری مثبت به یزید ندارند.»[۱۳]

[راوی] می گوید: ابن زیاد گفت: مردی که این نامه را با او یافتی، کجاست؟ گفت: بیرون در اختیار سربازان. گفت: او را نزد من بیاورید. چون مرد آمد و جلوی ابن زیاد ایستاد به وی گفت: کیستی؟ گفت: یکی از وابستگان بنی هاشم. پرسید: نامت چیست؟ گفت: عبدالله فرزند یقطر. گفت: این نامه را چه کسی به تو داده است؟ گفت: زنی که او را نمی شناسم.

عبیدالله بن زیاد، خندید و گفت: یکی از دو گزینه را برگیر: یا به من می گویی که چه کسی این نامه را به تو داده تا از دستم رها شوی، یا کشته می شوی. گفت: در مورد نامه، بِدان که به تو نخواهم گفت چه کسی آن را به من داده است؛ و اما در مورد کشتن، بدان که من از کشته شدن، نگرانی ندارم؛ زیرا من کشته ای را نزد خدا برتر از آن که همچون تویی، او را بکشد، نمی شناسم. ابن زیاد، دستور داد گردن او را بزنند. پس دست و پایش را بستند و او را کشتند.[۱۴]

۳. برخی از گزارش ها نیز حاکی از آن است که وی، در کربلا شهید شده است.[۱۵]

جمع بندی

بنا بر برخی منابع و گزارشات تاریخی، عبدالله بن یقطر، سفیر و رابط میان امام حسین (ع) و مسلم بن عقیل بوده است. او به هنگام رساندن نامه و در میان راه، توسط ماموران ابن زیاد دستگیر می شود و پس از انتقال به دارالحکومه به دستور ابن زیاد به شهادت می رسد.

پی نوشت ها

[۱] قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۵۵۰.

[۲] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۸.

[۳] ابن طاووس، اقبال الأعمال، ج ۳، ص ۳۴۶.

[۴] کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۶۵.

[۵] محلاتی، فرسان الهیجاء، ج ۱، ص ۲۵۷.

[۶] سماوی، إبصار العین، ص ۹۳.

[۷] منظور ابن زیاد لعن امام حسین (ع) و امیر المومنین (ع) بود.(خوارزمی، مقتل الحسین، ج ۱، ص ۲۲۸.)

[۸] در متن عربی روایت، «دَعیّ» آمده است: یعنی کسی که نسبی را به دروغ، ادعا می کند. مقصود، زیاد پسر سمیه است که پدرش معلوم نبود و خود را زیاد بن ابی سفیان نامید.

[۹] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۸.

[۱۰] بلاذری، أنساب الاشرف، ج ۳، ص ۳۷۹.

[۱۱] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۸.

[۱۲] مفید، الاشاد، ج ۲، ص ۶۹.

[۱۳] ابن شهر آشوب، المناقب، ج ۴، ص ۹۲. مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۴۳.

[۱۴] خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج ۱، ص ۲۰۳.

[۱۵] ابن حبان، الثقات، ج ۲، ص ۳۱۰؛ البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۸۹.

فهرست منابع

ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب (ع)، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۲ق.

ابن طاووس، علی بن موسی، إقبال الأعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ش.

بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، المعهد الألمانی للابحاث الشرقیه، ۱۴۲۹ق.

خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، قم، مکتبه المفید، بی تا.

سماوی، محمد، إبصار العین فی أنصار الحسین، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۴ش.

طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، موسسه عزالدین، ۱۴۱۳ق.

قطب راوندی، سعید بن هبه الله، الخرائج و الجرائح، قم، موسسه الامام المهدی، ۱۴۰۹ق.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران ـ ایران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

محلاتی، ذبیح الله، فرسان الهیجاء فی تراجم أصحاب سید الشهداء (ع)، ترجمه شعاع فاخر، محمد، قم، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۶ش.

مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید،۱۴۱۳ق.

منبع اقتباس: محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، قم، موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۸ ش. ج ۴، ص ۳۸۰ـ۳۶۹؛ ج ۵، ص ۲۰ـ۲۰۳.