جایگاه صداقت و راستی در اندیشه علوی و آموزه های اسلامی

جایگاه صداقت و راستی در اندیشه علوی و آموزه های اسلامی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

صداقت و راستی، از خصوصیات عالی اخلاقی است که در آموزه های اسلامی از زمینه های اساسی ارجمندی و نیکبختی انسان شناخته شده است. صداقت و راستی، از شریف ترین خصلت های انسانی و زیربنای همه ارزش های اخلاقی است. در پرتو این فضیلت الهی، روح انسان از آلودگی دروغ و نفاق پاک می شود و راه را به سوی ایمان راستین و سعادت ابدی می گشاید.

صداقت و راستی، زیربنای اصلاحات فردی و اجتماعی

پیشوای صادقان و مولای متقیان، امیرالمومنین علی(ع)، صداقت و راستی را شریف ترین و برترین صفت انسانی دانسته[۱] و راستگویی را زیربنای هرگونه اصلاح فردی و اجتماعی معرفی می کند؛ آن‌جا که می فرماید:

«اَلصِّدْقُ صَلاحُ کُلِّ شَیْءٍ؛[۲] یعنی راستگویی، مایه صلاح و درستی همه چیز است».

در مقابل، آن حضرت دروغ را سرچشمه تباهی و ریشه همه فسادها می داند و هشدار می دهد:

«اَلْکِذْبُ فَسادُ کُلِّ شَیْءٍ؛[۳] دروغ، موجب تباهی هر چیز است».

از این رو، هرگاه پایه های زندگی انسان بر صداقت و راستی استوار گردد و گفتار و رفتار او از ناراستی و فریب تهی باشد، راه نیک بختی و عزت حقیقی برای او گشوده می شود. جامعه ای نیز که بر چنین بنیانی استوار شود، به سوی سعادت و شکوفایی گام برمی دارد. به همین جهت، خداوند متعال در قرآن کریم پس از فرمان به تقوا، مؤمنان را به همراهی با صادقان فرا می خواند و می فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اتَّقوا اللّهَ وَ کونوا مَعَ الصّادِقینَ؛[۴] ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید».

صادقان در این آیه، همان انسان هایی اند که در اندیشه و نیت، گفتار و کردار، و در خلوت و آشکار، هیچ نشانی از دروغ و دوگانگی در وجودشان نیست؛ سراسر وجودشان حقیقت و راستی است و صداقت، سیمای روشن شخصیت آنان را می آراید.

امام علی(ع) حقیقت صدق و پیشوای راستی

در اهمیت صداقت و راستی، همین بس که راز عروج پیشوای سالکان کوی مجد و کرامت انسانی و عامل صعود راهنمای دیار عزت و سربلندی به بالاترین قله های عظمت و ارجمندی را در همین عنصر باید جست.

قندوزی در ینابیع المودّه می گوید: روزی سلمان فارسی به حضرت رسول اکرم (ص) عرض کرد آیا آیه «یا اَیّها الَّذینَ آمَنوا اتّقُوا اللّه و کُونوا مَعَ الصّادقینَ» مربوط به همه است یا مخصوص عده ای است. پیامبر (ص) پاسخ داد: «امر و دستور آیه متوجه همه مؤمنان است؛ اما مقصود از صادقان تنها برادرم علی (ع) و اوصیای من پس از او تا روز قیامت می باشند».[۵]

سیوطی از ابن عباس نقل می کند که: «وَ کُونُوا مَعَ الْصادِقِینَ» یعنی با علی بن ابیطالب (ع) باشید.[۶]

حاکم حسکانی نیشابوری نیز روایتی از امام محمد باقر (ع) نقل می کند که: «وَ کُونُوا مَعَ الْصادِقِینَ» یعنی با علی بن ابیطالب (ع) باشید.[۷]

صداقت و راستی؛ کلید طلایی امور

فضیلت صداقت و راستی، کلید طلایی گنج مقصود است که در دارالملک ایمان نهفته است و کسی بی آن، نه ره به سوی سرای ایمان می برد و نه به گنج پربهای دیانت و شریعت دست می یابد. پیشوای راستان، از راستی به عنوان پایه دین و ستون ایمان یاد می کند و می فرماید: «اَلصِّدْقُ عِمادُ الاِسْلامِ وَ دَعامَهُ الایمانِ؛[۸] راستی ستون مسلمانی و پایه ایمان است».

چنانکه خیمه بی عمود و سقف بی ستون، فروریخته و غیرقابل استفاده است، انسان بی بهره از صداقت و راستی در دارالامن ایمان و در پناهگاه اسلام جایی و قراری ندارد و از سرای سلامت اسلام و امن ایمان بیرون است، و از نظر حیات دینی و روح ایمانی، مرده ای بیش نیست؛ زیرا ایمان تهی از صداقت و راستی، و اسلام منهای راستی در کلام امام علی(ع) بسان پیکر بی سر است.[۹]

بنابراین، بر اساس آموزه های دینی، راز گرانقدری و ارجمندی انسان، در صداقت و راستی نهفته است و خوشبختی و کامرانی، تنها برای کسانی که تلاش و فعالیت آنان توأم با صدق و راستی باشد، میسر می گردد. کسانی که جز از این ره برای نیک نامی و نیکبختی و نجات و خوشبختی می کوشند، ره به بیراهه سپرده اند و فرجامی جز نگون بختی نخواهند داشت، زیرا: «اَلْصِدْقُ نِجاهٌ وَ کَرَامَهٌ؛[۱۰] نجات و کرامت، در پرتو صداقت به دست می آید».

صداقت و راستی، راز عظمت امام علی (ع)

امام صادق (ع) به عبداللّه بن ابی یعفور فرمود: «نظر کن به جهتی که علی (ع) نزد پیامبر اکرم (ص) از آن موقعیت ویژه و جایگاه عظیم برخوردار گردید و به آن جهت پای بند باش! پس تحقیقا علی (ع) به سبب راستگویی و امانتداری نزد پیامبر (ص) به آن مقام والا دست یافت».[۱۱]

ژرفای سخن امام صادق (ع) آنگاه معلوم می گردد که موقعیت ویژه و جایگاه عظیم و منزلت بی بدیل حضرت امیر (ع) نزد پیامبر اکرم (ص) مورد توجه قرار گیرد؛ موقعیتی که هیچ یک از صحابه و مسلمانان از آن برخوردار نبوده اند.

گستره و ابعاد فضیلت صداقت و راستی

برای پیمودن طریق صداقت و راستی و دستیابی به این گوهر گرانقدر، شناخت ابعاد و گستره آن ضروری است. در کتب اخلاقی برای صداقت و راستی، اقسام و مراتبی بیان شده است که در این مختصر به پاره ای از آن ها می پردازیم.

الف) صدق در گفتار

راست گفتاری و سخن خلاف واقع به زبان نیاوردن، شناخته شده ترین قسم صداقت و راستی و نخستین مرتبه آن است. اگر آنچه را که آدمی به زبان می آورد با واقع هماهنگ باشد، کلید گنج سعادت را در اختیار خواهد داشت. در روایتی از پیامبر اسلام (ص) می خوانیم:

«مردی به محضر رسول اکرم (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! خصلتی را که تأمین کننده خیر دنیا و آخرت است به من تعلیم نما! پیامبر فرمود: دروغ نگو».[۱۲]

از نظر امام علی (ع) نیز سلامت دین و دنیای انسان، در پرتو صداقت و راستی تأمین می گردد: «عاقبَهُ الصدق نجاهٌ و سلامه؛[۱۳] سرانجام صداقت و راستی، رهایی و سلامت است.

عظمت و شکوهمندی آدمی نیز در سایه راستگویی به دست می آید: «مَنْ صَدَقَ فِی اَقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ؛[۱۴] کسی که سخنانش راست باشد مقامش شکوهمند گردد».

همچنین فرمود: «مَنْ صَدَقَ مَقالُهُ زادَ جَلالُهُ؛[۱۵] کسی که گفتارش راست باشد، جلالتش زیاد گردد».

ب) صدق در کردار

گاهی سخنی را که انسان به زبان می آورد، راست و مطابق با واقع است، اما عمل و رفتار او برخلاف آن است؛ یعنی عملی که از او صادر می شود، غیر از سخنی است که به زبان می آورد. چنین شخصی از صداقت و راستی در کردار برخوردار نیست. قرآن کریم کسانی را که میان رفتار و گفتار آنها هماهنگی نیست، سخت نکوهش کرده و این کار آنان را موجب خشم و نفرت الهی شمرده است:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتا عِنْدَ اللّه ِ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ؛[۱۶] ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید. نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نکنید».

مردان راست کردار، آهنگ گفتارشان با آهنگ کردارشان، و خلوتشان با جلوتشان هماهنگ است و جزء کسانی نیستند که: «چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند». از این رو امیرمومنان (ع) چنین می فرمایند:

«اَیُّهَا النّاس، اِنّی واللّهِ ما اَحُثُّکُم عَلی طاعَهِ الاّ وَ أسْبِقَکُمْ اِلَیْهَا، و لاَ أنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَهٍ اِلاّ  وَ أتَنَاهی قَبْلَکُمْ عَنْهَا؛[۱۷] ای مردم! به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم، مگر اینکه پیش از شما خود به آن عمل می کنم؛ و شما را از معصیتی نهی نمی کنم، مگر اینکه خودم پیش از شما از آن دوری می نمایم».

از نظر پیشوای مؤمنان علی (ع) هر کس در مقام راهنمایی قرار گیرد خواه به عنوان گوینده، نویسنده، مربی و معلم و خواه در مقام زعامت و سرپرستی و مدیریت عده ای یا همه جامعه اگر بخواهد به شرط صداقت عمل کند، نه تنها باید بدانچه می گوید و فرمان می دهد، در عمل پای بند باشد؛ بلکه باید از رهجویان و نیروهای تحت امر، جلوتر نیز باشد. امام صادق (ع) فرمود:

«کُونُوا دُعَاهً للنّاسِ بِالخَیرِ بَغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ، لِیَرَوُا مِنْکُمْ اَلاِجْتِهادَ و الصِّدقَ و الوَرَعَ؛[۱۸] مردم را با غیر زبانتان به کار نیک فرا بخوانید، تا کوشش، راستی و پرهیزکاری را از شما مشاهده کنند».

ج) صدق در پندار

انگیزه و اندیشه برای اعمال انسان، بسان جان است برای تن. اساس کار را نیت و فکر آدمی می سازد و اعمال و رفتار انسان در حقیقت برآمده از نیت اوست.[۱۹] «الأعمالُ ثِمارُ النِّیّاتِ؛[۲۰] اعمال انسان میوه درخت نیت اوست».

نه تنها میزان ارزشمندی و گرانقدری عمل انسان، به اندیشه و فکری بستگی دارد که او را به حرکت و اقدام وامیدارد، بلکه قیمت و ارزش انسان به میزان اندیشه و نیتی است که در سر دارد و برای دستیابی به آن می کوشد: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلِهِ عَلَی قَدْرِ نِیَّتِهِ؛[۲۱] ارزش آدمی به اندازه همت اوست و عملش به مقدار نیتش».

فکر و اندیشه تا آنجا در شکل گیری و تعیین شخصیت انسان مؤثر است که چهره های آدمیان در سرای آخرت مطابق نیاتشان تصویر و ترسیم می گردد. امام صادق(ع) می فرماید: «خداوند در روز قیامت، مردم را برابر نیاتشان محشور می گرداند».[۲۲]

بنابراین، انسان برای دستیابی به گوهر نفیس و ارج آفرین صداقت و راستی، علاوه بر صدق در گفتار و تطابق میان گفتار و رفتار، به صدق در انگیزه و پندار نیز نیازمند است. راست پنداری و صدق در نیت، پیش نیاز و پایه صدق در گفتار و کردار است تا آنجا که امام کاظم (ع) خطاب به هشام بن حکم، از صدق در نیت، به عنوان روح ایمان و جان دین یاد کرده اند:

«کَمَا لا یَقُومُ الجَسَدُ اِلاّ بِالنَّفْسِ الْحَیَّهِ کَذلِکَ لا یَقُومُ الدِّینُ اِلاّ بِالنِّیَهِ الصَّادِقَهِ وَ لا تَثبتُ النِّیَهُ الصَّادِقَه اِلاّ بِالعَقلِ؛[۲۳] چنانکه بدن جز با جان زنده قوام ندارد، دین جز با نیت راست برقرار نمی گردد و نیت راست هم جز با عقل ثبات نمی یابد».

حتی اقدامات ارزشمندی همچون هجرت، جهاد، شهادت و… تنها در صورتی پذیرفته است که با نیت و انگیزه الهی به انجام برسد.

صداقت و راستی، اساس خوبی ها

صداقت و راستی با این گستره فراخ، علاوه بر آنکه خود ارزش است، حافظ و دربردارنده و در پی آورنده ارزش های بی شمار دیگری نیز هست؛ عنصری که امام علی (ع) آن را وسیله حفاظت از دین،[۲۴] زیبایی انسان و ستون ایمان می داند: «اَلصِّدْقُ جَمَالُ الانْسَانِ وَ دَعَامَهُ الاْیمَان؛[۲۵] راستی مایه زیبایی انسان و ستون ایمان است». و در نهایت آن را ملاک و معیار مسلمانی ذکر می کند: «مِلاکُ الإسلامِ صِدقُ اللِّسانِ؛[۲۶] راستگویی، ملاک اسلام و مسلمانی است».

صداقت و راستی، پله صعود به مقام صدیقان

به سبب کسب فضیلت صداقت و راستی، بشر تا بدانجا اوج می گیرد که به مقام صدیقین (همانان که از جهت فضیلت و ارجمندی در مرتبه پس از پیامبران الهی قرار دارند) نایل می شود و نزد پروردگار عالم به عنوان پرافتخار «صدیق» ملقب می گردد. در روایتی از امام باقر (ع) چنین آمده است: «اِنَّ الرَجُلَ لَیُصَدِّقَ حَتّی یَکْتُبُهُ اللّهُ صِدِّیقا؛[۲۷] آدمی بر اثر صدق و راستی، به مرتبه ای می رسد که خداوند او را صدیق می نامد».

مقام «صدیقین»، همان صراط مستقیم است که مسلمانان در هر نماز با گفتن جمله «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم…» از خدا می خواهند که به راه آنان هدایت شوند. این متنعّمان به نعمت الهی که هدایت یافتن به راه آنان آرزوی هر مسلمانی هست، همان کسانی اند که در آیه دیگری از قرآن مجید بدین گونه معرفی شده اند:

«وَ مَنْ یُطِعْ اللّه َ وَ الرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّه ُ عَلَیْهِمْ مِنْ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُوْلَئِکَ رَفِیقا؛[۲۸] و آن کس که از دستورهای خدا و پیامبر اطاعت کند، با کسانی خواهد بود که خداوند نعمت خود را بر آنها ارزانی داشته است، از: پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان. و آنان رفیق های خوبی هستند».

وجود یکپارچه صداقت و سراسر حقیقت امام علی (ع) به عنوان کامل ترین مصداق صدیق که در روایت نبوی آمده است: (و من الصدیقین علی بن ابی طالب…)[۲۹] نشان دهنده عظمت مقام و والایی مرتبه صدیقین است.

از اینجا می توان به این نکته دست یافت که درخواست مؤمنین از خدا برای هدایت شدن به راه صدیقان، برای امتثال فرمان الهی به همراهی با صادقان است که در آیه شریفه: «یَا اَیُّهَا الذِینَ امَنوُا اِتَّقوُا اللّهَ وَ کوُنوُا مَعَ الصَّادِقیِنَ»[۳۰] آمده است؛ زیرا همراهی با صادقان جز با پیمودن راه و گام زدن در مسیر آنان محقق نمی شود و توفیق انجام دادن این مهم و توان پرداختن به آن جز با عنایت و هدایت خداوند سبب سازِ بنده نواز به دست نمی آید.

بنابراین اگر برابر فرموده امام باقر (ع) دستیابی و ارتقاء به مقام صدیقان که مَثَل اعلا و نمونه کامل آن، وجود بی بدیل صدیق اکبر امیرمؤمنان (ع) است، به سبب راستگویی امکانپذیر است و این خصیصه، مطابق تصریح امام صادق (ع) یکی از دو سبب برخورداری امام علی (ع) از جایگاه عظیم و موقعیت بی نظیر نزد پیامبر اسلام (ص) است[۳۱].

پس نردبان صعود مسلمان به بالاترین قله های سعادت و کلید اصلی دست یافتن مؤمن به گنج ایمان، صدق و راستی با همه گستره و دامنه اش و در همه ابعاد و مراتب آن است و نشانه اش هماهنگی میان برون و درون انسان و مطابقت اندیشه و پندار و نهان با گفتار و کردار و عیان اوست. چه خوب فرمود آن پیشوای صادق امین:

«مَنْ لَمْ یَخْتِلفْ سِرُّهُ وَ عَلانیِتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالُهُ فَقَدْ اَدّی الاْمَانَهَ وَ أَخْلَصَ اَلْعِبَادَهَ؛[۳۲] آن کس که نهان و آشکار و کردار و گفتارش دو گونه و ناهماهنگ نباشد، امانت الهی را ادا کرده و عبادت خدا را خالصانه انجام داده است».

نتیجه گیری

در پرتو رهنمودهای امام علی ‌(ع)، روشن می شود که صداقت و راستی نه تنها یک خصلت اخلاقی، بلکه ریشه و روح ایمان و اساس همه اصلاحات فردی و اجتماعی است. هر که در گفتار، کردار و نیت خود، راستین باشد، به مقام صدیقین راه می یابد و در زمره صادقان قرار می گیرد که خداوند همراهی با آنان را فرمان داده است. پس صداقت و راستی، کلید رهایی انسان از تباهی و نردبان صعود او به بلندای کرامت و سعادت ابدی است.

پی نوشت ها:

[۱] تمیمی آمدی؛ غررالحکم ودررالکلم، ج۲، ص۳۷۱.

[۲] تمیمی آمدی؛ غررالحکم ودررالکلم، ج۱، ص۲۸۱.

[۳] تمیمی آمدی؛ غررالحکم ودررالکلم، ج۱، ص۲۸۱.

[۴] توبه/ ۱۱۹.

[۵] قندوزی حنفی، ینابیع الموده، باب ۳۸، ج۱، ص۱۱۵.

[۶] سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بألمأثور، ج۳، ص۲۹۱.

[۷] حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۶۰.

[۸] تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۲، ص۴۰.

[۹] تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۳، ص۱۰۷؛ ج۱، ص۱۲۹؛ ج۴، ص۴۷.

[۱۰] تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۱۷۹؛ «الصّادقُ عَلی شرفِ مَنجاهٍ وکَرامَهٍ؛ راستگو بر بلندای رستگاری و گرامی بودن است.» (تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۳۲۶).

[۱۱] کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۱۰۴.

[۱۲] شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج۲، ص۴۷۳.

[۱۳] تمیمی آمدی، غررالحکم ودررالکلم، ج۴، ص۳۶۳.

[۱۴] تمیمی آمدی، غررالحکم ودررالکلم، ج۴، ص۲۹۶.

[۱۵] تمیمی آمدی، غررالحکم ودررالکلم، ج۵، ص۲۷۸.

[۱۶] صف/ ۲ و ۳.

[۱۷] سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵.

[۱۸] کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۸۶.

[۱۹] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج۱، ص۲۶۰ و نیز ر.ک: قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، ج۲، ص۶۲۸.

[۲۰] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج۱، ص۷۹.

[۲۱] تمیمی آمدی، غررالحکم، ج۴، ص۵۰۰.

[۲۲] برقی، المحاسن، ص۲۶۲، باب النیّه.

[۲۳] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۱۲.

[۲۴] «الصّدق لباسُ الدّین؛ صدق لباس و پوشش دین است» تمیمی آمدی، غررالکلم، ج۱، ص۱۲۵.

[۲۵] تمیمی آمدی، غررالکلم، ج۳، ص۱۴۳.

[۲۶] تمیمی آمدی، غررالکلم، ج۳، ص۱۴۳.

[۲۷] کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۸۶.

[۲۸] نساء/ ۶۹.

[۲۹] حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۵۴.

[۳۰] توبه/ ۱۱۹.

[۳۱] «فَانَّ عَلِیّا بَلَغَ مَا بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسوُلِ اللّهِ (ص) بِصِدْق اَلْحَدیثِ وَ اَدَاءِ اَلاْمَانَهِ». کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۸۵.

[۳۲] سیدرضی، نهج البلاغه، نامه ۲۶.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  3. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  4. حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، قم، دارالهدی، ۱۳۸۰ش.
  5. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  6. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار ،بیروت مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  7. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، قم، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، بی تا.
  8. قمی، شیخ عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، ۱۳۸۸ش.
  9. سیوطی، جلال الدین الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  10. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذوی القربی، تحقیـق علـى جمــال اشرف حسینی، انتشارات أسوه، تهران، ۱۴۱۶ق.

منبع اقتباس: ابراهیمی، مصطفی، صداقت و راستی، مجله حوزه و دانشگاه، شماره ۲۶.

بدون دیدگاه