خطبه حضرت زینب در شام با شرح فرازهایی از آن

خطبه حضرت زینب در شام با شرح فرازهایی از آن

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

سخنرانی حضرت زینب در شام و در برابر یزید، یکی از باصلابت ترین و پرشکوه ترین خطابه ها در تاریخ اسلام، علیه ظلم و ستم است و آن حضرت با این خطابه، خاندان بنی امیه را در مرکز حکومتش رسوا می سازد. در این یادداشت به اختصار، فراز های خطبه حضرت زینب در شام را شرح می دهیم.

فضای کاخ یزید به هنگام ایراد خطبه

در تاریخ چنین نقل شده است که وقتی کاروان اسیران کربلا بر یزید وارد شد، سر مبارک سیدالشهداء (ع) داخل طشتی در جلوی او بود و با چوبدستی خود به آن لب و دهان مبارک جسارت نمود در حالی که اشعار معروفی را می خواند با این مضمون که بنی هاشم با ملک و پادشاهی بازی نمود و وحی و خبر غیبی در کار نبود. همچنین از خاندان مشرک خود که توسط مسلمانان کشته شدند، یاد می کند تا امروز از قتل سید الشهداء، فرزند رسول خدا (ص) شادمان و خوشحال شوند.

حضرت زینب (س) وقتی با این منظره دردناک مواجه شد ناله حزینی سر داد و فرمود: «یَا حُسَیْنَاهْ  یَا حَبِیبَ رَسُولِ اَللَّهِ  یَا اِبْنَ مَکَّهَ  وَ مِنًى یَا اِبْنَ فَاطِمَهَ اَلزَّهْرَاءِ  سَیِّدَهِ اَلنِّسَاءِ یَا اِبْنَ بِنْتِ اَلْمُصْطَفَى؛ اى حسین! اى حبیب رسول خدا! اى فرزند مکّه و منى! اى پسر فاطمه زهرا سرور بانوان، اى پسر دختر مصطفى!» ناله آن حضرت دل ها را متاثر کرد و همگان را گریاند و یزید را ساکت کرد. سپس آن حضرت برخاست و رو به یزید کرد و خطبه غرائی ایراد نمود.[۱]

شرح خطبه حضرت زینب در شام

خطبه حضرت زینب (س) در کتاب های مختلفی نقل شده است، آنچه ما در ادامه آوردیم، متن خطبه بر اساس نقل سید بن طاووس در لهوف[۲] است.

حمد و ستایش خداوند

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ صَدَقَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ کَذَلِکَ یَقُولُ «ثُمَّ کٰانَ عٰاقِبَهَ اَلَّذِینَ أَسٰاؤُا اَلسُّواىٰ أَنْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِ اَللّٰه وَ کٰانُوا بِهٰا یَسْتَهْزِؤُنَ»[۳]

سپاس خداى را که پروردگار عالمیان است و درود بر پیغمبر و همه فرزندانش، خداى سبحان به راستی سخن فرمود که چنین فرماید: «پایان کار آنان که بسیار کار زشت کردند، این است که آیات الهى را دروغ پنداشته و آنها را مسخره می کنند.»

حضرت زینب در شام و در اوج مصائب و گرفتاری ها، به عنوان یک بنده کامل و شاکر و صابر، خطبه خود را با حمد و ستایش خداوند آغاز می کند. در ادامه حضرت آیه ای از قرآن تلاوت می کند که یزید و یارانش مصداقی آشکار از آن به شمار می روند. این آیه، آخرین مرحله گناهکاران را بیان فرموده است؛ جایی که گناه و آلودگی همچون بیماری خوره به جان انسان می افتد و روح ایمان را می خورد و از بین می برد و کار به جایی می رسد که سر از تکذیب آیات الهی در می آورد و به مرحله ای می رسد که دیگر هیچ وعظ و اندرز و انذاری موثر نیست و جز تازیانه عذاب دردناک الهی راهی باقی نمی ماند.[۴]

پیروزی ظاهری و موقتی جبهه باطل

أَ ظَنَنْتَ یَا یَزِیدُ حَیْثُ أَخَذْتَ عَلَیْنَا أَقْطَارَ اَلْأَرْضِ وَ آفَاقَ اَلسَّمَاءِ فَأَصْبَحْنَا نُسَاقُ کَمَا تُسَاقُ اَلْأُسَرَاءُ أَنَّ بِنَا هَوَاناً عَلَیْهِ وَ بِکَ عَلَیْهِ کَرَامَهً وَ أَنَّ ذَلِکَ لِعِظَمِ خَطَرِکَ عِنْدَهُ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِکَ وَ نَظَرْتَ فِی عِطْفِکَ جَذْلاَنَ مَسْرُوراً حَیْثُ رَأَیْتَ اَلدُّنْیَا لَکَ مُسْتَوْثِقَهً وَ اَلْأُمُورَ مُتَّسِقَهً وَ حِینَ صَفَا لَکَ مُلْکُنَا وَ سُلْطَانُنَا؟! فَمَهْلاً مَهْلاً أَ نَسِیتَ قَوْلَ اَللَّهِ تَعَالَى «وَ لاٰ یَحْسَبَنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمٰا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمٰا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدٰادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ»[۵]

ای یزید! آیا گمان برده ای حال که جای جای زمین و آفاق آسمان را بر ما گرفتی و بستی و ما چونان کنیزان رانده شدیم، مایه خواری ما و موجب کرامت توست و حکایت از عظمت مکانت تو دارد که این چنین باد در بینی انداخته ای، و برق شادی و سرور از دیدگانت می جهد، حال که دنیا را برای خود مرتّب و امور را برایت منظم می بینی، و ملک و سلطنت ما برایت هموار گردیده است؟!

لختی آرام گیر، مگر سخن خدای را فراموش کرده ای که فرمود: «و البته نباید کسانی که کافر شده اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت می دهیم برای آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت می دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابی خفت آور خواهند داشت.»

حضرت زینب در شام مرکز حکومت یزید به وی هشدار داد که خیال نکن کار تمام شد و تو حاکم و ما محکوم گشتیم و این تسلط جائرانه، ابدی خواهد بود؛ هرگز! بلکه طبق سنت الهی، به زودی بساط ستم برچیده شده و پرونده ننگین ستمگران برای همیشه باز خواهد ماند و قبل از جهان آخرت در افکار عمومی محاکمه خواهند شد.

زینب کبری (س) پیروزی موقتی یزید را همانند کف روی آب می داند که به زودی از بین می رود، اما جریان زلال حماسه عاشورا و هدف والای سالار شهیدان، همانند آب صاف و زلال، روز به روز شفاف تر به راه خود ادامه داده و انسان های تشنه معرفت و حقیقت را سیراب خواهد کرد.

در واقع مخاطب خطبه حضرت زینب در شام، فقط شامیان و بنی امیه نبودند، بلکه آن حضرت به تمامی جنایتکاران در طول تاریخ اخطار نمود که پیروزی موقتی آنان و آزادی عملی که دارند به این معنا نیست که خداوند از آنان خشنود است، بلکه برعکس، خداوند با مهلتی که به آنان داده، در حقیقت آنان را به حال خودشان رها کرده تا در گمراهی بیشتر فرو بروند، زیرا لیاقت و شایستگی هدایت ندارند.

بی عدالتی و بی مروتی یزید

أَ مِنَ اَلْعَدْلِ یَا اِبْنَ اَلطُّلَقَاءِ[۶] تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) سَبَایَا قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ اَلْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ یَسْتَشْرِفُهُنَّ أَهْلُ اَلْمَنَاهِلِ وَ اَلْمَنَاقِلِ وَ یَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ اَلْقَرِیبُ وَ اَلْبَعِیدُ وَ اَلدَّنِیُّ وَ اَلشَّرِیفُ لَیْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجَالِهِنَّ وَلِیٌّ وَ لاَ مِنْ حُمَاتِهِنَّ حَمِیٌّ؛

آیا این از عدل است ای فرزند آزادشده ها! که زنان و کنیزان تو در پس پرده باشند و دختران رسول خدا اسیر؟! پرده های حُرمتشان را دریدی و چهره هایشان را آشکار کردی، آنان را چونان دشمنان از شهری به شهری کوچانیده، ساکنان منازل و مناهل (بومی و غریب) بر آنان اشراف یافتند، و مردم دور و نزدیک و پست و فرومایه و شریف چهره هایشان را نگریستند، در حالی که از مردان آنان حامی و سرپرستی همراهشان نبود.

بنی امیه همواره تلاش می کردند که خود را حکومتی با انصاف، عادل و خیرخواه نشان دهند. زینب کبری (س) با کمال هشیاری به این حربه امویان تاخته و آنان را رسوا می سازد. حضرت زینب در شام، عدالت یزید را با این فراز از سخنان خود، زیر سوال می برد که چگونه ممکن است فرزندان رسول خدا مورد بی احترامی قرار بگیرند و دیگران در آسایش و راحتی باشند؟ کدام مسلمانی و کدام انسان عادل و با انصافی چنین چیزی را می پذیرد؟

مذمت خاندان یزید و نا امیدی از رحم و مروت او

وَ کَیْفَ یُرْتَجَى مُرَاقَبَهُ مَنْ لَفَظَ فُوه أَکْبَادَ اَلْأَزْکِیَاءِ وَ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنْ دِمَاءِ اَلشُّهَدَاءِ وَ کَیْفَ یَسْتَبْطِئُ فِی بُغْضِنَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ مَنْ نَظَرَ إِلَیْنَا بِالشَّنَفِ وَ اَلشَّنَئَانِ وَ اَلْإِحَنِ وَ اَلْأَضْغَانِ ثُمَّ تَقُولُ غَیْرَ مُتَأَثِّمٍ وَ لاَ مُسْتَعْظِمٍ لَأَهَلُّوا وَ اِسْتَهَلُّوا فَرَحاً ثُمَّ قَالُوا یَا یَزِیدُ لاَ تُشَلَّ مُنْتَحِیاً عَلَى ثَنَایَا أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ سَیِّدِ شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّهِ تَنْکُتُهَا بِمِخْصَرَتِکَ؛

چگونه امید دلسوزی و غمگساری باشد از فرزند کسی که جگرهای پاکان را به دهان گرفته و گوشت وی از خون شهداء اسلام پرورش یافته است؟! و چگونه از دشمنی و عداوت نسبت به ما کوتاهی کند کسی که همواره با دیده بغض و کینه به ما نگاه می کند؟‌ و آن گاه بدون احساس چنین گناه بزرگی بگویی: (اجداد تو) برخیزند و پایکوبی کنند و به تو بگویند: ای یزید! دست مریزاد! در حالی که با تازیانه و عصایت بر دندان های ابی عبدالله می زنی و سرود پیروزی سر می دهی؟

در این فراز از خطبه حضرت زینب در شام، به جنایت های خاندان بنی امیه اشاره می شود؛ از جمله جنایت هولناک هند همسر ابوسفیان و مادربزرگ یزید که دستور داد تا جگر حمزه سید الشهداء را پس از شهادت بیرون بیاورند و آن را به دندان کشید.[۷]

حضرت زینب در شام به این نکته اشاره می کند که دشمنی یزید با اهل بیت (ع) در واقع دشمنی کفر با اسلام است و خاندان بنی امیه هرگز به معنای واقعی، مسلمان نشده و همواره به دنبال انتقام از خاندان پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) بودند. به همین خاطر نیز یزید در اشعاری که پیش از سخنان حضرت زینب (س) می خواند، از اجداد مشرک خود که در جنگ با مسلمانان کشته شده اند، یاد می کند.

هشدار نسبت به عاقبت یزید

وَ کَیْفَ لاَ تَقُولُ ذَلِکَ وَ قَدْ نَکَأْتَ اَلْقَرْحَهَ وَ اِسْتَأْصَلْتَ اَلشَّافَهَ بِإِرَاقَتِکَ دِمَاءَ ذُرِّیَّهِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) وَ نُجُومِ اَلْأَرْضِ مِنْ آلِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ وَ تَهْتِفُ بِأَشْیَاخِکَ زَعَمْتَ أَنَّکَ تُنَادِیهِمْ فَلَتَرِدَنَّ وَشِیکاً مَوْرِدَهُمْ وَ لَتَوَدَّنَّ أَنَّکَ شَلَلْتَ وَ بَکِمْتَ وَ لَمْ تَکُنْ قُلْتَ مَا قُلْتَ وَ فَعَلْتَ مَا فَعَلْتَ؛

چرا چنین نگویی، و حال آن که از قُرحه (زخم) و جراحت، پوست برداشتی و با ریختن خون ذرّیه محمد (ص) که ستارگان زمین از آل عبد المطلب اند خاندان او را مستأصل کردی و نیاکان خود را می خوانی، و به گمان خود آنها را ندا در می دهی. (ای یزید!) زودا که به آنان بپیوندی و در آن روز آرزو می کردی که ای کاش شَل بودی و لال و نمی گفتی آنچه را که گفتی و نمی کردی آنچه را که کردی.

حضرت زینب در شام به یزید هشدار می دهد که ادامه راه اجدادش در ظلم و ستم به خاندان پیامبر (ص) چیزی جز پشیمانی و افسوس ندارد. وقتی مرگ فرا رسد و فرشته عذاب بیاید، آنگاه انسان خطاکار آرزو می کند که ای کاش مرتکب اعمال زشت و چنین جنایات هولناکی نمی شد.

درخواست حضرت زینب در شام از خداوند

اَللَّهُمَّ خُذْ لَنَا بِحَقِّنَا وَ اِنْتَقِمْ مِنْ ظَالِمِنَا وَ أَحْلِلْ غَضَبَکَ بِمَنْ سَفَکَ دِمَاءَنَا وَ قَتَلَ حُمَاتَنَا فَوَ اَللَّهِ مَا فَرَیْتَ إِلاَّ جِلْدَکَ وَ لاَحَزَزْتَ إِلاَّ لَحْمَکَ وَ لَتَرِدَنَّ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) بِمَا تَحَمَّلْتَ مِنْ سَفْکِ دِمَاءِ ذُرِّیَّتِهِ وَ اِنْتَهَکْتَ مِنْ حُرْمَتِهِ فِی عِتْرَتِهِ وَ لُحْمَتِهِ حَیْثُ یَجْمَعُ اَللَّهُ شَمْلَهُمْ وَ یَلُمُّ شَعَثَهُمْ وَ یَأْخُذُ بِحَقِّهِمْ «وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْیٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»[۸]

خداوندا حقّ ما را بگیر، و از آن که به ما ستم کرد انتقام سِتان، و غضب خود را بر آن که خون های ما را ریخته، حامیان ما را کشته، فرو فرست. (ای یزید!) به خدا سوگند جز پوست خود را ندریدی و جز گوشتت را نبریدی، بی تردید بر رسول خدا وارد می شوی در حالی که خون ذرّیه اش را ریختی و پرده حرمت فرزندانش را دریدی و این جایی است که خدا پراکندگی هایشان را جمع و پریشانی هایشان را دفع، و حقوق آنان را بگیرد. «هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.»

از دعاهایی که هیچ شکی در مستجاب شدنش نیست دعای مظلوم می باشد.[۹] حضرت زینب در شام و در حضور درباریان یزید، او را نفرین کرده و از خداوند درخواست می کند که او و حامیان ستمکارش را به سزای اعمال شان برساند. یزید ملعون پس از خواندن اشعار کفر آلود، آرزو کرده بود که کاش پیران قریش بودند تا از پیروزی من، شادی کنان به من تبریک می گفتند. حضرت شادی واقعی را مخصوص شهدا می داند و با استناد به آیه قرآن به یزید ملعون می فهماند که این شادی تو ظاهری و در واقع منتهی به عذاب جاودان می شود؛ اما شادی واقعی و جاودان نصیب شهدای کربلا می شود؛ آنها که از فضل خداوند خود بهره مند شده اند.

سرزنش بیعت کنندگان با یزید

وَ حَسْبُکَ بِاللَّهِ حَاکِماً وَ بِمُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) خَصِیماً وَ بِجَبْرَئِیلَ ظَهِیراً وَ سَیَعْلَمُ مَنْ سَوَّلَ لَکَ وَ مَکَّنَکَ مِنْ رِقَابِ اَلْمُسْلِمِینَ «بِئْسَ لِلظّٰالِمِینَ بَدَلاً»[۱۰] وَ أَیُّکُمْ «شَرٌّ مَکٰاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً»[۱۱]

(ای یزید!) همین قدر تو را بس است که خدای داور، و محمّد (ص) دشمنت و صاحب خون، و جبرئیل پشت و پشتوانه پیامبر باشد، و زودا بداند آن کس که فریبت داد و تو را بر گرده مسلمانان سوار کرد، «چه ستمگری را به عنوان جانشین برگزیده»، «و کدام یک مکانتی بدتر داشته و نیرویی اندکتر دارد.»

این فراز از خطبه حضرت زینب در شام، به انتقاد و سرزنش کسانی می پردازد که با یزید و خاندان بنی امیه بیعت کردند. آنان با این بیعت زمینه ساز جنایت عاشورا شدند و در قتل سید الشهداء شریک هستند. مراد از ظالمین در اینجا، تمام افرادی هستند که به جای خلیفه خدا و حجت خدا بر روی زمین یعنی امام حسین (ع)، دست بیعت به سوی دشمن اهل بیت(ع) یعنی یزید ملعون دراز کردند و با او بیعت کردند. حضرت زینب در شام خطاب به تمام کسانی که یزید را به جای امام حسین (ع) انتخاب کرده اند می گوید چه انتخاب بدی انجام دادند که با این انتخاب، خواری را در دنیا و عذاب دردناک را در آخرت نصیب خود کردند.

خواری و پستی یزید در نگاه حضرت زینب (س)

وَ لَئِنْ جَرَّتْ عَلَیَّ اَلدَّوَاهِی مُخَاطَبَتَکَ إِنِّی لَأَسْتَصْغِرُ قَدْرَکَ وَ أَسْتَعْظِمُ تَقْرِیعَکَ وَ أَسْتَکْثِرُ تَوْبِیخَکَ لَکِنَّ اَلْعُیُونَ عبْرَى وَ اَلصُّدُورَ حَرَّى؛

(ای یزید!)، گرچه مصیبت ها و بلاهای زیاد از تو بر من فرود آمد، ولی هماره قدر تو را ناچیز دانسته فاجعه ات را بزرگ، و نکوهشت را بزرگ می شمرم، چه کنم که دیدگان، اشکبار و سینه ها سوزان است.

گرچه جنایت یزید هولناک بوده و قلب هر انسانی را به درد می آورد و بدون شک خاندان اهل بیت (ع) در غم این مصیبت بزرگ، بسیار ناراحت و اندوهگین هستند، اما این موضوع، ذره ای ترس و وحشت در دلهای آنان ایجاد نکرد. در اینجا حضرت زینب در شام که مرکز قدرت و تسلط یزید است، در حضور همگان به او گوشزد می کند که هیچ ترسی از وی ندارد و اندکی شأنیت و مقام برای یزید قائل نیست.

مذمت و نکوهش خاندان بنی امیه

أَلاَ فَالْعَجَبُ کُلُّ اَلْعَجَبِ لِقَتْلِ حِزْبِ اَللَّهِ اَلنُّجَبَاءِ بِحِزْبِ اَلشَّیْطَانِ اَلطُّلَقَاءِ فَهَذِهِ اَلْأَیْدِی تَنْطِفُ مِنْ دِمَائِنَا وَ اَلْأَفْوَاهُ تَتَحَلَّبُ مِنْ لُحُومِنَا  وَ تِلْکَ اَلْجُثَثُ اَلطَّوَاهِرُ اَلزَّوَاکِی تَنْتَابُهَا اَلْعَوَاسِلُ وَ تُعَفِّرُهَا أُمَّهَاتُ اَلْفَرَاعِلِ؛

شگفتا و بس شگفتا کشته شدن حزب الله برگزیدگان به دست حزب شیطان آزادشدگان  است، از دست های پلیدشان خون های ما می چکد، و دهان های ناپاکشان از گوشت ما می خورد، و آن جسدهای پاک و پاکیزه با یورش گرگ های درنده روبروست، و آثارشان را کفتارها محو می کند.

در این فراز از خطبه حضرت زینب در شام، بار دیگر واژه «طلقاء: آزادشدگان» برای بنی امیه به کار رفته که هدف آن، نکوهش و مزمت آنان است. حضرت زینب (س) از این که چگونه این افراد که از سر اجبار و اکراه مسلمان شدند توانسته اند قدرت بگیرند و خون پسر رسول خدا (ص) را بر زمین جاری سازند، اظهار تعجب می کند و به نوعی پیروانشان را سرزنش می کند.

عاقبت ناگوار یزید

وَ لَئِنِ اِتَّخَذْتَنَا مَغْنَماً لَتَجِدَنَّا وَشِیکاً مَغْرَماً حِینَ لاَ تَجِدُ إِلاَّ مَا قَدَّمَتْ یَدَاکَ «وَ مٰا رَبُّکَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ»[۱۲] فَإِلَى اَللَّهِ اَلْمُشْتَکَى وَ عَلَیْهِ اَلْمُعَوَّلُ؛

و اگر ما را غنیمت گرفتی، زودا دریابی غنیمت نه، که غرامت بوده است، آن روز که جز آنچه دستهایت از پیش فرستاده نیابی، و پروردگارت ستمگر بر بندگانش نیست، و شکایت ها به سوی خداست.

در این فراز نیز زینب کبری (س) بار دیگر عاقبت دردناک و شوم یزید نزد خداوند تکرار می کند. حضرت زینب در شام بارها یزید را نسبت به قیامت و عواقب گناهان نابخشودنی اش هشدار می دهد تا از این طریق، مسلمانان را از ادامه همکاری و سکوت در برابر فساد حکومت بنی امیه منصرف سازد.

جاودانگی و ابدیت نهضت کربلا

فَکِدْ کَیْدَکَ وَ اِسْعَ سَعْیَکَ وَ نَاصِبْ جُهْدَکَ فَوَ اَللَّهِ لاَ تَمْحُو ذِکْرَنَا وَ لاَ تُمِیتُ وَحْیَنَا وَ لاَ تُدْرِکُ أَمَدَنَا وَ لاَ تَرْحَضُ عَنْکَ عَارَهَا وَ هَلْ رَأْیُکَ إِلاَّ فَنَدٌ وَ أَیَّامُکَ إِلاَّ عَدَدٌ وَ جَمْعُکَ إِلاَّ بَدَدٌ یَوْمَ یُنَادِی اَلْمُنَادِی« أَلاٰ لَعْنَهُ اَللّٰه عَلَى اَلظّٰالِمِینَ»[۱۳]

هر کید و مکر، و هر سعی و تلاش که داری به کار بند، سوگند به خدای که هرگز نمی توانی، یاد و نام ما را محو و وحی ما را بمیرانی، چه دوران ما را درک نکرده، این عار و ننگ از تو زدوده نگردد. آیا جز این است که رأی تو سست است و باطل، و روزگارت محدود و اندک، و جمعیت تو پراکنده گردد، آری، آن روز که ندا رسد: «آگاه باشید که لعنت خداوند بر ستمگران است.»

از دیگر نکاتی که حضرت زینب در شام به آن اشاره می کند، جاودانگی و ابدیت نهضت سیدالشهداء با وجود تمام فریبکاری ها و حیله های بنی امیه است. حضرت در اینجا به یزید و تمام کسانی که در تلاشند تا یاد و خاطره امام حسین (ع) را از بین ببرند گوشزد می کند که این نام تا ابد زنده است و هیچ کس نمی تواند آن را از بین ببرد.

توکل به خداوند در پایان خطبه

فَاَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ اَلَّذِی خَتَمَ لِأَوَّلِنَا بِالسَّعَادَهِ وَ اَلْمَغْفِرَهِ وَ لِآخِرِنَا بِالشَّهَادَهِ وَ اَلرَّحْمَهِ وَ نَسْأَلُ اَللَّهَ أَنْ یُکْمِلَ لَهُمُ اَلثَّوَابَ وَ یُوجِبَ لَهُمُ اَلْمَزِیدَ وَ یُحْسِنَ عَلَیْنَا اَلْخِلاَفَهَ إِنَّهُ رَحِیمٌ وَدُودٌ وَ «حَسْبُنَا اَللّٰه وَ نِعْمَ اَلْوَکِیلُ»[۱۴]

پس حمد تنها از آنِ خدای پروردگار جهانیان است که برای اوّل ما سعادت و مغفرت، و برای آخر ما شهادت و رحمت مقرر فرمود. از خدا مسئلت می کنیم ثواب آنان را تکمیل فرموده و موجبات فزونی آن را فراهم آورد، و خلافت را بر ما نیکو گرداند، چه او رحیم و ودود است، «خدای ما را بس است چه نیکو وکیلی است.»

حضرت زینب در شام خداوند را بهترین مدافع خود در برابر ظالمان ملعون معرفی می کند. ایشان با استناد به آیه قرآن، به همه ظالمان و در رأس آنها یزید، این پیام را می رساند که خداوند برای ما کفایت می کند و او شاهد و ناظر و مدافع حق ماست.

جمع بندی

خطبه حضرت زینب در شام یکی از کوبنده ترین و تاثیرگذارترین خطبه ها در رسوایی حکومت بنی امیه است. آن حضرت با عبارت های گوناگون از کفر و ظلم یزید و خاندان بنی امیه پرده برمیدارد و روشن می سازد که هدف اصلی یزید، انتقام از خاندان اهل بیت (ع) است. همچنین آن حضرت بارها یزید و حامیان او را نکوهش کرده و آنان را نسبت به عاقبت ناگوار و عذاب دردناک الهی هشدار می دهد.

پی نوشت ها

[۱] ابن طاووس، اللهوف، ص ۱۸۰ـ۱۷۹.

[۲] ابن طاووس، اللهوف، ص ۱۸۷ـ۱۸۱.

[۳] روم/۱۰.

[۴] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۳۷۵.

[۵] آل عمران/۱۷۸.

[۶] طلقاء به معنای آزادشدگان اشاره دارد به افرادی چون معاویه و ابوسفیان که پس از فتح مکه توسط مسلمانان با رحمت پیامبر آزاد شدند و از اسارت نجات پیدا کردند.(ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص ۴۱۲).

[۷] ابن اثیر، الکامل، ج۲ ، ص ۱۵۹.

[۸] آل عمران/۱۶۹.

[۹] مجلسی، بحارالانوار، ج۷۱، ص ۸۴.

[۱۰] کهف/۵۰.

[۱۱] مریم/۷۵.

[۱۲] فصلت/۴۶.

[۱۳] هود/۱۸.

[۱۴] آل عمران/۱۷۱.

منابع

قرآن کریم.

ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۰۷ق.

ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه فهری زنجانی، احمد، تهران، جهان، بی تا.

ابن هشام، عبدالملک بن هشام، السیره النبویه، بیروت، درالمعرفه، بی تا

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.

منابع اقتباس:

پاک نیا، عبدالکریم، نگاهی به خطبه های حضرت زینب (س) در کوفه و شام، قم، فرهنگ اهل بیت (ع)، ۱۳۸۹ش، ص  ۱۱۷ـ۷۹.

طهماسبی بلداجی، اصغر، بررسی استنادات قرآنی حضرت زینب در دو خطبه کوفه و شام، فصلنامه تخصصی تفسیر، علوم قرآن و حدیث، ش ۱۶، ۱۳۹۲، ص ۱۲۰ـ۹۴.

بدون دیدگاه