توصیه ها و راهکارها پیرامون موفقیت والدین در ارتباط با کودک

توصیه ها و راهکارها پیرامون موفقیت والدین در ارتباط با کودک

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

ارتباط با کودک، به معنای برقراری یک رابطه مثبت و سازنده با کودک است که شامل تعاملات کلامی و غیرکلامی، گوش دادن فعال، ابراز محبت و همدلی، و درک نیازهای کودک است. موفقیت والدین در ارتباط با کودک، به رشد عاطفی، اجتماعی و شناختی کودک کمک می کند و باعث افزایش اعتماد به نفس و احساس امنیت در او می شود.

هر یک از پدر و مادرها روزهایی که فرزندانشان می گذرانند را تجربه کرده اند. اغلب اگر والدین به آنها سخت می گرفتند، در آن روزگار فکر می کردند که با فرزندشان چنین برخوردی نخواهند داشت. آنها در مواردی به اشتباه سعی می کنند، تمام خواسته های کودکانشان را هر چند درست نباشد، پاسخ مثبت دهند.

پدر و مادر بودن، لذت زیادی دارد اما در عین حال، کار سختی است. هیچ پدر یا مادری، کامل نیست. همه ما اشتباه می کنیم. حتی والدین مهربانی که عاشق فرزندانشان هستند هم، گاهی کارهایی می کنند که از روی قصد و غرض نیست، مثل داد زدن سر بچه ها. تردیدی نیست که این قبیل رفتارهای آسیب زا، بر ارتباط با کودک، تاثیر منفی می گذارد.

بنابراین باید توجه داشت که تربیت و پرورش و نیز برقراری ارتباط با کودک، توانایی ها و حوصله والدین را به چالش می کشد. توانایی والدین در محیط خانه ای که آکنده از تعارض است، بیش از پیش تحلیل می رود. تعارض، جزیی از زندگی روزمره است، هر چند وجود آن در خانه، حتی روند فعالیت های عادی را با مشکل مواجه می سازد.

در ادامه، به پاره ای از نکات و توصیه ها در حفظ روال عادی زندگی، موفقیت در برقراری ارتباط با کودک اشاره می شود:

توصیه ها پیرامون موفقیت والدین در برقراری ارتباط با کودک

۱-ابراز علاقه و دوستی

همواره سعی کنید تا عشق و محبت خود را به فرزندانتان نشان دهید. مهمترین و موثرترین شیوه در تحکیم هر چه بیشتر ارتباط با کودک، ابراز محبت و علاقه به اوست. هر روز به فرزندانتان بگویید که دوستشان دارید و برای شما مهم هستند. وقتی بچه ها چیز تازه ای یاد می گیرند یا رفتار خوبی از خود نشان می دهند، بگویید که به آنها افتخار می کنید.

فرزندان ما، نیازمند عشق و محبت بی قید و شرط هستند، به ویژه زمانی که مشکلی در خانه حاکم است. در زمان بروز اختلاف، انسان به عشق و محبت بیشتری نسبت به شرایط معمول نیازمند است. به کودکان اطمینان دهید که وجودشان تا چه اندازه برای شما مهم است. رعایت این موضوع، شما را در ارتباط با کودکتان یاری می دهد.

در زمان بروز مشکلات، فرزندان شما به نوازش و توجه بیشتری احتیاج دارند. با اشتیاق در مورد مسائل پیش آمده با آنها گفتگو نمائید و به آنان اطمینان و امنیت خاطر دهید؛ چرا که کودکان، اغلب در اختلاف بین والدین، خود را سرزنش می کنند، به آنها در چنین شرایطی، اطمینان خاطر و احساس امنیت دهید.

۲-قول و قرارها، متناسب با سن و ظرفیت کودک

یادمان باشد، قول و قرارهایی که با کودکانمان می گذاریم، منطقی و قابل اجرا باشد تا مسیر ارتباط با کودکمان هموار باشد. قبل از این که با فرزند خود قول و قراری بگذاریم، مطمئن باشیم که این امر برای سن و سال او مناسب است و از توان او خارج نیست. باید به این نکته توجه داشته باشیم که هر چه فرزندتان بزرگتر می شوند، نیاز به استقلال بیشتری دارند.

در مقابل، فکر می کنند که والدین باید به آنها حق تصمیم گیری بدهند و در برابر تصمیم های معقولانه آنها، انعطاف پذیری بیشتری نشان دهند؛ اما یک نکته مهم این است که کودکان نباید راه گریز از قوانین را پیدا کنند در غیر این صورت کودکان برای اجرای قوانین، انگیزه ای نخواهند داشت.

۳-استفاده از جملات و کلمات مناسب

زمانی که کودک، با شیطنت هایش ما را آزار می دهد، بهتر است صدای خود را بالا نبریم و از کلمات مناسب استفاده کنیم و به جای آن که مدام به او بگوییم چه کاری انجام ندهد، سعی کنیم از جملات بهتری استفاده کنیم. به طور مثال در هنگام بازی به جای این که به او بگوییم: «اسباب بازی دوستت را نگیر»، سعی کنیم او را متقاعد کنیم که این بازی، نوبتی است و الان نوبت دوستش است که بازی کند. این روش به والدین کمک می کند تا همواره مسیر نعامل و ارتباط با کودکشان هموار باشد.

۴-استراحت و تنفس در هنگام خستگی

همه والدین، گاهی اوقات خسته می شوند. بچه ها وقت و انرژی زیادی، از آنان می گیرند. این مسئله، وقتی در زندگیتان هم مشکلی داشته باشید سخت تر می شود. بنابراین وقتی خسته می شوید، کمی استراحت کنید. همه آدم ها، به استراحت و فراغت نیاز دارند. می توانید از همسرتان بخواهید که مراقب بچه ها باشد و خودتان به دیدن دوستان و آشنایان بروید؛ اما دفعه بعد، نوبت به همسرتان می رسد که به استراحت برود.

خیلی از والدین در برخورد با فرزندانشان، از کوره در می روند. عصبانی شدن، مسئله ای کاملاً طبیعی است، اما درست نیست که آن را سر بچه ها خالی کنید! با این کار، به صمیمیت و ارتباط با کودک خود، آسیب وارد می کنید.

۵-پرهیز از تنبیه

تنبیه بدنی کودکان، راه درستی برای تربیت آنها نیست و این روش در بیشتر اوقات، ارتباط با کودک را با چالش جدی مواجه می سازد. تنبیه کردن فقط به آنها یاد می دهد که به خاطر ترس، کاری را انجام ندهند. راه های بهتری هم برای تربیت وجود دارد تا به مدد آن ها، ارتباط با کودک خود را تعمیق ببخشید.

یک راه خوب، راهنمایی مجدد است. با این کار، شما یک رفتار بد و ناخواسته را با یک رفتار خوب و قابل قبول جایگزین می کنید. مثلاً اگر پرتاب کردن توپ داخل خانه کار درست نیست، فرزندتان را بیرون از خانه ببرید و از او بخواهید آنجا توپ بازی کند.

با بچه های بزرگتر، سعی کنید به آنان عواقب کارشان را توضیح داده و از آنها بخواهید مسئولیت کارهایشان را بپذیرند. مثلاً به فرزندتان بگویید چون تکالیفش را انجام نداده، او را به میهمانی نخواهید برد. باید تکالیف را انجام دهد و سپس برای میهمانی رفتن آماده شود.

۶-گوش دادن و درک کردن

به حرف های کودک خود گوش دهید. این گونه به او نشان می دهید که برای شما اهمیت دارد و به آنچه که می گوید، علاقمند هستید. تمام توجه تان را به او جلب کنید. به او احساس امنیت بدهید. وقتی ترسیده اند، به آنان آرامش دهید و نشان دهید که مراقبشان هستید. بسیاری از والدین به عوض آن که درک بهتری از مشکل داشته باشند و به آن گوش بسپارند، تنها در صدد دفاع از خویشتن بر می آیند؛ این روشی ناکارآمد در مسیر ارتباط با کودک است.

فقط گوش کنید! شیوه گوش کردن فعال یعنی تکرار یا تفسیر آنچه فرزندتان به شما گفته است را به کار گیرید. بیشتر یک دوست دانا باشید تا یک پلیس کنجکاو. توجه داشته باشید شما در حال مشاهده دنیا از دید او هستید نه لزوماً واقعیتی که اتفاق افتاده است. از هر روشی زیاد استفاده نکنید. اگر همه جملات فرزندتان را تکرار کنید یا مطالب زیادی از وی بپرسید، ممکن است خسته و آزرده خاطر شود.

به منظور تسهیل و تعمیق ارتباط با کودک خود، به زبان رفتار او گوش دهید. بچه ها پس از چیره شدن به زبان گفتار می کوشند از طریق رفتار ارتباط برقرار کنند. نوجوانان معمولاً به طور شفاهی ارتباط برقرار نمی کنند و در بیشتر موارد که تحت فشار قرار می گیرند یا با آنها مخالفت می شود، احساسات خود را بروز می دهند. برای چند لحظه خود را جای فرزندتان بگذارید و سعی کنید هدف وی را از بروز چنین اعمالی کشف کنید و سپس در مورد آن اهداف با او صحبت کنید.

۷-وقت گذاشتن و کنار هم بودن

برای فرزندانتان، وقت بگذارید. این یکی از روش های مهم جهت ارتباط با کودک و ایجاد صمیمیت با اوست. کارهایی مثل کتاب خواندن، راهنمایی در دروس، پیاده روی، بازی کردن، تمیز کردن خانه و… را به اتفاق آنها انجام دهید. آنچه بچه ها می خواهند توجه شماست. رفتار بد هم معمولاً راهی برای جلب توجه شماست. با تمام این تفاسیر، نکته حائز اهمیت این است که باید به حرف های فرزندتان دقیق گوش دهید.

۸-نقد هوشمندانه

بر احساسات کودکان برچسب نزنید. این کار به صمیمیت و ارتباط با کودکتان آسیب جدی وارد می کند. روند آموزش تشخیص و بیان احساسات بچه ها به تمرین و تکرار بسیاری نیاز دارد. تشخیص دادن احساسات، مهارتی است که به ظرافت نیاز دارد؛ پس صبور باشید. رفتار را نقد کنید، نه فرزندتان را. وقتی کار اشتباهی انجام می دهد، به وی نگویید که چقدر بد هستی، در عوض بگویید، که رفتارش درست نبوده است.

جدا نمودن کودک از رفتارش، مانع از شخصی تلقی شدن، مشکلات می شود. از این طریق می توانید از نظر عاطفی با مشکل فاصله بگیرید و شرایط بهتری جهت ارتباط با کودک خود ایجاد نمایید.

۹-گفتگو کردن

سر صحبت را باز کنید. گاهی شروع صحبت برای فرزندتان مشکل است. سر صحبت را با جملاتی مانند (خب چی شده؟ بگو از چی ناراحتی؟) باز کنید. هر چه این جملات اختصاصی تر باشند، موثرترند. اگر او نمی خواهد در مورد موضوعی صحبت کند، به وی القا کنید که آزاد است و می تواند در فرصت دیگری این کار را انجام دهد.

به طور کلی در ارتباط با کودک و فرزندتان، اجازه صحبت کردن را به او بدهید. بگذارید حس کند که شما از درددل کردن او خوشحالید. وقتی فرزندتان در مورد مشکلات زندگی اش با شما صحبت می کند، بگذارید حس کند که احساس خوبی نسبت به این کار دارید.

۱۰-حفظ آرامش و صبوری

والدبن با حفظ آرامش و سخن گفتن با صدایی آرام و یکنواخت، قادرند یک موقعیت چالش برانگیز را به تعادل برسانند. گفتگو با خشم و اضطراب یا با صدای بلند، کمکی به حل مشکل نخواهد کرد و شما را در ارتباط با کودکتان، با چالش مواجه خواهد کرد. پیش از بر زبان آوردن هر کلامی، بیاندیشید؛ چرا که حتی چند کلمه ناخوشایند نیز می تواند باعث صدمه ای شود که جبران آن به زمان طولانی نیازمند است. آنچه را که می خواهید بیان کنید، لزوما باعث آرامش و التیام دردها نیست.

۱۱-ارائه الگوی رفتار شایسته

در صورت ابراز رفتار، توام با احترام بسیاری از تعارضات بهتر مورد پذیرش واقع می شوند. با ارائه الگوهای مناسب رفتاری به هنگام مواجهه با مشکلات، فرزندان ما راهکارهای حل اختلافها را می آموزند. آنان همچنین می آموزند که چگونه خود را در موقعیت های دشوار رهبری کنند.

بدانید که طرق دیگر برای نگاه به مسائل و مشکلات وجود دارند. توجه به شنیدن نظر دیگران، سبب کاهش تنش می شود. نکته مهم آن است که بدانید شنیدن نظریات متفاوت، الزاما به معنی موافقت با آنها یا پذیرش آنها نیست. حل کردن مشکلات به جای پرداختن به مسائل حاشیه ای، نیازمند زمان و تلاش مستمر است.

۱۲- مدیریت صحیح رفتار فرزندان

شما بزرگتر و مسئول خانه هستید اما به این معنی نیست که در خانه نظام دیکتاتوری راه بیندازید. تحقیقات ثابت کرده اند این گونه رفتار و مدیریت، نه تنها در خانه که در هیچ شرکت، تیم ورزشی یا گروهی پاسخگو نیست. هنگامی که کودکان خودشان تنبیه یا تشویق خود را انتخاب می کنند، یاد می گیرند مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرند و این همان چیزی است که شما به عنوان والدین از آنها می خواهید.

برای این منظور می توانید جلسات هفتگی در خانه ترتیب بدهید و در مورد کارهایی که باید در طول هفته انجام شود همه با هم تصمیم گیری کنید. و برای انجام هر کار خوب یک پاداش یا برای کارهای اشتباه تنبیه در نظر بگیرید.

هنگامی که پسر شما شب ها به موقع خانه نمی آید و هنگام شام در کنار شما نیست یا دخترتان از شستن عروسکهایش سر باز می زند، شاید تمایل داشته باشید برای تنبیه، آنها را از خوردن غذا یا استفاده از اسباب بازی هایشان منع کنید. اما راه های بهتری برای این منظور وجود دارد.

مردم بیشتر از این که از یافته ها خود خوشنود شوند، از ضررهایشان بیزار هستند. به همین دلیل، می توانید به طور مثال به پسرتان پول بدهید تا به سینما برود اما به او بگویید اگر به موقع به خانه بر نگردد باید پول را به شما بازگرداند. با این کار به فرزند خود نشان می دهید که به او اعتماد دارید و او نیز در مقابل، مسئولیت پذیر می شود.

۱۳-همه بر سر یک سفره

این جمله که «همه اعضای خانواده باید با هم غذا بخورند درست و بسیار عالیست» اما ممکن است با وجود برنامه های تحصیلی زیاد، برنامه های کاری فشرده و درخواست های زیادی که با آنها رو به رو هستیم، چندان واقع گرایانه به نظر نرسد که مثلا ساعت ۹ شب همه دور میز شام جمع شوند.

طولانی ترین زمانی که صرف غذاخوردن می شود، فقط ۱۰ دقیقه است. این ده دقیقه می تواند هر زمان دیگری صورت بگیرد. می توانید دور هم جمع شدن اعضای خانواده را هنگام صبحانه یا موقع خواب داشته باشید. مهم موضوعاتی است که با هم صحبت می کنید. این موضوعات می تواند به تحکیم ارتباط با کودکتان کمک کند.

۱۴-پاداش های درست و بجا

پاداش باید در قبال مسئولیت ها و انجام کارهای روزانه باشد. این سیاست که به فرزندان خود پولی پرداخت کنید تا اتاق های خود را تمیز کنند، بسیار اشتباه است و عواقب بدی نیز دارد. با ادامه این کار برای طولانی مدت، فرزندان ما فقط برای دریافت پول کارهایشان را انجام می دهند نه برای اینکه همه ما اعضای یک خانواده هستیم و باید با همکاری هم کارهای خانه را انجام دهیم.

فرزندان باید یاد بگیرند در کارهای خانه همچون تا کردن لباس ها، چیدن میز غذا و شستن ظرفها به والدین خود کمک کنند. با اختصاص پاداش های پولی برای انجام هر کار ساده و ابتدایی به نوعی به فرزند خود می آموزید پول در اولویت همه چیز قرار دارد و این بسیار خودخواهانه است. این روش عملا مسیر تربیت فرزند و ارتباط با کودک را، با چالش های گوناگونی روبرو خواهد کرد.

۱۵-طرح مسائل مالی با فرزندان

برخی می گویند در حضور فرزندان در مورد مسایل مالی صحبت نکنید. این طرز فکر که نباید هرگز در حضور فرزندان در مورد مسایل مالی صحبت کرد، درست نیست. کارشناسان می گویند حدود ۸ درصد از مردم هرگز در مورد مسایل مالی با والدین خود صحبت نمی کنند. با این کار، فرزندان از هیچ کجا، نه در مدرسه، نه موسسات آموزشی یا در کنار دوستان هرگز یاد نمی گیرند چگونه می توان پول درآورد، چگونه آن را خرج یا سرمایه گذاری کرد.

به عبارت ساده تر، اگر شما در مورد مسایل مالی صحبت نکنید، آنها از هیچ کجا این مسایل را نخواهند آموخت. طرح این قبیل مسائل علاوه بر جنبه آموزشی آن برای فرزندانتان، به شما در تقویت صمیمیت و ارتباط با کودکانتان کمک خواهد کرد.

۱۶- دخالت بجا و درست در در دعوای خواهر و برادرها

بیشتر والدین دوست ندارند در دعوای خواهر و برادرها، دخالت کنند اما باید بدانید این کار اگر بجا و درست انجام شود، بسیار هم خوب است و بر روابط شما و ارتباط با کودکانتان تاثیرگذار است. شاید به نظر برسد کودکان خودشان از عهده یکدیگر بر می آیند و به دخالت نیازی نیست، اما آنها تا زمانی که کوچک هستند توانایی کاملی برای این کار ندارند.

بنابراین، سعی کنید ابتدا دو فرزند خود را هنگام دعوا از هم جدا کنید و به آنها فرصت دهید تا کمی آرام بشوند. سپس، از همه – خود، همسر و هر کدام از فرزندان– بخواهید تا به راهکارهای جدید فکر کنند و در مورد آنها با هم صحبت کنید. این کار باعث از بین رفتن هیجان منفی می شود و طرف هیچ کدام از فرزندان را نیز نگرفته اید.

این توصیه ها و راهکارهای ذکر شده، به شما کمک خواهد کرد تا در زمان بروز مشکلات، عملکرد موفقی داشته و با به کارگیری بخشی یا تمام این راهکارها، اوضاع را آرام کنید و آنگاه به حل مشکل و معضل اصلی بپردازید و هیچ گاه از مشکلی ساده در زمینه ارتباط با کودکتان، یک بحران نسازید.

نتیجه گیری

ارتباط با کودک، به معنای برقراری یک رابطه مثبت و سازنده با کودک در زمینه های گوناگون (تعاملات کلامی و غیرکلامی، گوش دادن فعال، ابراز محبت و همدلی، و درک نیازهای کودک) است. والدین می توانند با مدیریت صحیح رفتار و واکنش های خود، صمیمیت و ارتباط با کودکشان را تقویت نموده و عملکرد موفقی در تربیت او داشته باشند.

منابع اقتباس: تبیان؛ سلامت نیوز؛ ماهنامه ارتباط موفق؛ دکتر الهام هاشمی نژاد؛ عضو انستیتو تحلیل رفتار