تاثیر دعوا و طلاق والدین بر فرزندان و راهکارهای کاهش آسیب ها

تاثیر دعوا و طلاق والدین بر فرزندان و راهکارهای کاهش آسیب ها

1396-09-07

571 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

طلاق والدین، یکی از ریدادهای تلخ زندگی هر فرزندی است و سازگاری فرزند کودک و نوجوان با آن، یکی از چالش های مهم در زمان جدایی و طلاق والدین است و پیامدهای فردی و اجتماعی مهمی دربردارد. فرزندان از جمله گروه های آسیب پذیری هستند که تحت تاثیر طلاق والدین، هزینه سنگینی را می پردازند. از این رو شایسته است پدران و مادران قبل از هر گونه افدامی جهت متارکه و جدایی، آثار و پیامدهای منفی دعوا و طلاق والدین بر فرزندان را بررسی نمایند.

در ادامه و قبل از پرداختن به موضوع طلاق والدین، به اختلاف و دعوای والدین با یکدیگر به عنوان یکی از شایع ترین چالش های خانواده ها اشاره می کنیم:

اختلاف و دعوای والدین

اینکه پدر و مادرها، گاهى اوقات با هم مخالفت و گاهى هم بحث می کنند، یک مساله عادى است. آنها ممکن است راجع به پول، کار‌هاى خانه یا اینکه وقتشان را چطور با هم بگذرانند، مخالفت کنند. گاهى درباره مسائل مهم که مربوط به خانواده است و البته خیلى وقت ها هم به خاطر مسائل کم اهمیت مثل اینکه شام چى باشد یا کى به خرید برود، ممکن است مخالفتی پیش بیاید. کسانى که مدت زیادى با هم زندگى می کنند به طور طبیعى، گاهى با هم مخالفت یا بحث می کنند.

بعضى وقت ها آنها با هم مخالفت می کنند ولی با آرامش با هم حرف می زنند و هر دو به هم، شانس شنیدن و گفتن را  می دهند. گاهى هم مخالفتشان را با دعوا و داد زدن به هم نشان می دهند. بیشتر بچه ها از این دعواها خیلى نگران می شوند. صداهاى بلند و کلمات نامهربان والدین، باعث می شود که آنها احساس ترس، ناامنی یا غمگینى پیدا کنند. حتى قهر والدین با یکدیگر هم، می تواند براى بچه ها بسیار آزاردهنده باشد.

مخالفت، به شرط آنکه آبرومندانه باشد، به افراد کمک می کند تا احساسات خود را به هم بگویند و جلوى پرشدن و منفجر شدن را می گیرد. مهم است که اعضاى خانواده بتوانند با هم درباره احساس خود گفتگو نمایند، حتى موقع مخالفت. کار خوبى که مخالفت براى آدم ها می کند این است که معمولا باعث می شود که یکدیگر را بهتر درک کنند و احساس نزدیکى بیشترى پیدا کنند.

اولیاء هم درست مثل بچه ها مخالفت می کنند و بعد با هم آشتى می کنند و سرانجام همه دوباره احساس خوبى خواهند داشت. هیچ خانواده اى بدون اشکال نیست و بالاخره یک نقصى پیش می آید. حتى در خوشحال ترین خانه ها هم، مساله وجود دارد و بزرگترها گاهى با هم بحث می کنند. معمولا، همه اعضاى خانواده کمک می کنند تا زندگى براى بقیه، شیرین تر بشود. پس، مخالفت، قسمتى از یک زندگى است و با کمک محبت و فهمیدن همدیگر، خانواده می تواند بیشتر مشکلات را بر طرف کند.

احساس کودکان در هنگام دعوای پدر و مادر

شنیدن صداى بلند یا کلمات نامهربان از اولیاء، معمولا بچه ها را غمگین می کند. دیدن ناراحتى و غمگینى اولیاء و اینکه نمی توانند خشم و عصبانیت خودشان را کنترل کنند، باعث می شود بچه ها بترسند یا احساس تنهایى کنند.

موقع دعوا، بچه ها ممکن است بیشتر نگران یکى از اولیاء باشند که بیشتر غمگین شده یا حتى بیشتر سرش فریاد کشیده شده است. یا ممکن است یکى از اولیاء، آن قدر خشمگین شده باشد که احساس خطر پیش بیاید. گاهى هم اولیاى عصبانى با فرزندشان هم، عصبانى می شوند. بعضى اوقات، بچه ها از دعوای بزرگتر‌ها، دل درد می گیرند یا گریه می کنند. یا خوابشان نمى‌برد یا مدرسه رفتن برایشان سخت می شود.

یکى از کار‌هاى مهم این است که این احساس را با خود اولیاء در میان بگذارند تا آنها به کمک بچه ها بیایند. شاید بزرگترها اصلا حواسشان نباشد که بچه ها ترسیده اند و یا به آنها علت بحث را توضیح بدهند و احساس منفى بچه ها را بر طرف کنند.

چه کار باید کرد؟

هر چند که گاهى پدر و مادرها ممکن است با هم مخالفت کنند ولى اینکه سر هم داد و فریاد کنند یا حرف هاى خیلى نامهربان بگویند و خلاصه به همدیگر بى احترامى کنند، اصلا کار درستى نیست. گاهى اوقات، دعوا بزرگتر‌ها ممکن است با خشونت و هل دادن یا شکستن چیزهاى مختلف یا خداى ناکرده، زدن همدیگر همراه بشود، که این کارها هم، هرگز و به هیچ وجه کار‌هاى درستى نیست.

در این اوقات، اولیاء احتیاج دارند که کسى به آنها بیاموزد که چطور عصبانیتشان را کنترل کنند! مشاور خانواده و روانشناس می تواند به آنها کمک کند تا راه هاى بهتر زندگى کردن و مخالفت بدون خشونت و توهین را بیاموزند.

جدایی و طلاق والدین

زمانی که والدین تصمیم به جدایی می گیرند کودکان می بایست کاملاً از تصمیم آنان آگاهی داشته باشند. هدف از پرداختن به موضوع متارکه و طلاق والدین این است که میزان درک و احساس کودکان هنگام جدایی و طلاق والدین را متوجه شویم و در این راستا، نکات ظریفی را پیشنهاد می کنیم تا چطور با کودکان راجع به طلاق صحبت کنید.

صحبت با کودکان درباره طلاق والدین

واکنش کودکان به طلاق والدین، به نحوه عنوان کردن والدین در این مورد ارتباط دارد و به همین دلیل والدین باید مراقب باشند که چگونه و با چه روشی این مساله را به آنها بگویند. بنابراین در زمانی مناسب باید پدر و مادر هر دو بنشینند و با فرزندان صحبت کنند و به سوالات آنها پاسخ دهند. اگر این روش به کار گرفته شود، دیگر هیچیک از والدین تقصیر را به گردن دیگری نمی اندازد.

به خاطر داشته باشید که طلاق والدین، کودکان را کاملاً گیج می کند، بنابراین در یک جلسه تصمیم نهایی خود را نگویید چون باعث می شود کودکان گیچ و سردرگم شوند. می بایست به آنها اطمینان دهید که احتیاجات ضروری آنها (از قبیل آماده کردن صبحانه، کمک و رسیدگی در انجام تکالیف و خواباندن آنها) برآورده خواهد شد و همین طور در صورت امکان ارتباط کودکان با پدر و مادر هر دو ادامه خواهد داشت. به طور طبیعی، زمانی که کودکان با یک سری تغییرات مواجه می شوند، دوست دارند بدانند که چه چیزهایی مثل قبل خواهد بود.

والدین می توانند از طریق رفتار و صحبت به فرزندانشان دلگرمی بدهند که همیشه و در هر شرایطی آنها را دوست خواهند داشت. والدین می بایست به فرزندانشان متذکر شوند که پس از طلاق والدین، دیگر هیچ امیدی به زندگی مشترک نداشته باشند که روزی مثل قبل همه با هم زندگی کنند؛ زیرا رویای بازگشت والدین در کودکان همیشگی خواهد بود.

بیشتر کودکان فکر می کنند که به خاطر اشتباهات آنها و یا به خاطر اینکه نمره درسی آنها پایین بوده که طلاق والدین روی داده و پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند. آنها ممکن است از این جدایی و طلاق والدین، احساس گناه نمایند، بنابراین باید با آنها صحبت کرد و به آنها دلگرمی داد که به خاطر اشتباهات آنها نبوده است و آنها هیچ مسئولیتی در قبال جدایی و طلاق والدین ندارند.

به خاطر داشته باشید، درباره ترس و نگرانی که کودکان از مساله طلاق والدین دارند، با آنها صحبت کنید و به آنها اجازه دهید تا درباره جدایی و طلاق والدین و تغییراتی که به وجود خواهد آمد فکر کنند و در ملاقات بعدی، به سوالات جدیدشان جواب های منطقی بدهید. کودکان دوست دارند بدانند که والدینشان از تاثیر طلاق بر زندگی آنها مطلع هستند. به درد دل آنها گوش دهید و به آنها نشان دهید که شما هم نگران و دلواپس هستید.

نمی توانید احساسی را که فرزندتان در قبال طلاق والدینش دارد، تغییر دهید؛ اما بهتر است که به آنها نشان دهید آنها را درک می کنید؛ مثلاً اگر یک روز نمی تواند پدرش را ببیند و عصبانی است، اینگونه به آنها نشان دهید که آنها را درک می کنید: «می دانم که خیلی ناراحت و عصبانی هستی که نمی توانی امروز پدرت را ببینی».

انتظار کودکان از والدین

یکی از نکات مهم در هنگام جدایی و طلاق والدین، این است که والدین، درک و شناخت خوبی از انتظار فرزندان و کودکان خود داشته باشند. قطعا شناخت و درک درست انتظارات فرزندان، کمک می کند تا هضم این رویداد تلخ برای آنها سریع تر و آسانتر صورت پذیرد. در ادامه به چند مورد از مهمترین انتظارات کودک پس از طلاق والدین اشاره می کنیم:

1-پدر و مادر! من از شما انتظار دارم که حتی اگر با من زندگی نمی کنید، ارتباط خودتان را با من قطع نکنید؛ مثلاً با تماس بگیرید و چت کنید و نسبت به تفریحاتم و کارهایی که انجام می دهم، اهمیت قائل شوید؛ در غیر این صورت، احساس پوچی و بی کسی می کنم.

2-دست از جنگ و دعوا بکشید و برای رقابت با یکدیگر آنقدر سخت کار نکنید. لطفاً سعی کنید راجع به موضوعاتی که مربوط به من می شود با هم توافق کنید. زمانی که با یکدیگر بر سر من دعوا می کنید، فکر می کنم که یک کار اشتباهی کرده ام و من مقصر هستم.

3-من هر دو شما را دوست تدارم و می خواهم که از لحظاتی که با شما هستم، لذت ببرم؛ پس وقتی با هر کدام از شما هستم، بدی یکدیگر را نگویید. در این صورت مرا مجبور می کنید که طرف یکی از شما را بگیرم.

4-لطفاً حرف هایتان را خودتان به یکدیگر بگویید؛ من را واسطه قرار ندهید که پیغام های شما را به دیگری برسانم.

5-وقتی که از یکدیگر جلوی من صحبت می کنید یا اینکه فقط خوبی های یکدیگر را بگویید یا اینکه اصلاً راجع به هم صحبت نکنید، اگر این گونه رفتار نکنید، فکر می کنم که انتظار دارید طرف یکی از شما را بگیرم.

6-فراموش نکنید که من به هر دو شما احتیاج دارم و روی هر دو شما حساب می کنم. به من یاد دهید که چه چیزهایی مهم هستند و همین طور زمانی که با مشکلی مواجه می شوم به من کمک کنید.

وظایف والدین در قبال فرزندان طلاق

مسئولیت والدین در بهترین شرایط هم، سنگین است و در هنگام وقوع حادثه یا بحران، انجام این وظایف دشوارتر به‌ نظر می رسد. در هنگام جدایى و طلاق والدین، زندگى خانواده، دستخوش پاره اى بحران ها می گردد. با این حال، شایسته نیست که والدین از انجام وظایف خود غافل شوند. تقسیم وظایف سرپرستى در خانواده هاى از هم پاشیده را در اصطلاح حضانت مشترک می نامند. در این نوع حضانت، والدین باید با وجود تمام مشکلات به‌ طور مشترک همانند یک خانواده همکارى داشته باشند.

«ما تو را دوست داریم، جایت در کنار ما امن است. به خواسته هایت پاسخ می دهیم و از تو مراقبت خواهیم کرد.» هنگامى که کودکان در خانواده اى به دنیا می آیند، این پیام هاى مهم به آنها داده می شود. براى بچه ها، طلاق والدین به معنى تغییر تمام چیزهایى است که روزى به آنان ارزانى داشتید. بنابراین تغییر، بزرگترین تهدید براى کودکان در طول مراحل اولیه طلاق والدین به شمار می رود.

این تغییرات، سؤالات زیادى در ذهن کودکتان به وجود می آورد و باعث ایجاد احساسات منفى نظیر: ترس، ناراحتى، ناامنى و نگرانى در او خواهد شد. «حالا چه کسى از من مراقبت خواهد کرد؟ کجا زندگى خواهم کرد؟ آیا باید مدرسه ام را تغییر دهم، دوستانم را از دست خواهم داد؟»

والدین کارن و بابى، چهار ماه پیش تصمیم گرفتند از هم جدا شوند. آنها اوایل هفته را با مادرشان سپرى می کنند، هنوز به همان مدرسه همیشگى می روند و همان دوستان همیشگى خود را دارند. ولى از پنجشنبه تا یکشنبه عصر، در خانه پدر خود که کمتر از یک مایل با آنها فاصله دارد، می مانند.

هر دو بچه ها تا حدودى با همسایه هاى پدرشان آشنا شده اند و تعدادى از دوستان مدرسه اى کارن در نزدیکى خانه پدرش زندگى می کنند. پدر و مادر هر دو، به خوبى درک می کنند این دوره سختى، براى همه آنان است و تمام تلاش خود را می کنند تا حتی الامکان کمترین تغییرات را اعمال کنند. البته گاهى اوقات این کار بسیار سخت می شود اما آنها هر دو توافق کرده اند که تمام تلاش خود را بکنند.

والدین جنى هشت ماه پیش از هم جدا شدند. مادرش بلافاصله از استان محل زندگى آنها رفت و جنى تا زمانى که پدرش خانه را فروخت و به آپارتمان جدید نقل مکان کرد، با او زندگى می کرد اما پس از این، او مجبور بود با مادرش زندگى کند، حالا او در مدرسه جدیدى درس می خواند که مایل ها با خانه اش فاصله داشت. اگرچه جنى هفته اى یکبار با پدرش تماس داشت ولى به ندرت او را می دید.

مادرش به او پیغام هایى می داد که جنى باید آنها را به پدرش منتقل می کرد، پیغام هایى که جنى را بین والدینش قرار داده بود این کار باعث شده بود تا پدرش عصبانى شود و جنى از این وضعیت، احساس ناراحتى می کرد؛ زیرا تغییر بزرگى در زندگى او رخ داده بود. او مجبور شده بود تا مدرسه اش، دوستان و پدرش را ترک کند و این تغییرات دائما ادامه داشت.

فکر کنید جاى این کودک بودید، هنگامى که همه نظرات شخصى خود را در رابطه با تغییرات زندگیشان دارند، چه کسى بیش از این کودک، لطمه می خورد؟ کدام کودک می تواند با این مشکلات کنار آید؟

توصیه کلى ما این است که: در سال اولی که طلاق والدین صورت گرفته، هر چه تغییرات کمتر باشد، بهتر است. اگر امکان دارد به نفع کودکتان است که در همان خانه یا حداقل همان حوالى بمانید و به همان مدرسه همیشگى برود. سعى کنید تا همان قواعد و عاداتى را که قبل از جدایى در خانه وجود داشته، تغییر ندهید. این کار کمک می کند تا فرزندانتان، کمترین ضرر روحى را متحمل شوند. ممکن است نیازهاى عاطفى والدین در لحظات بحرانى آنها را کورکند و از نیازهاى فرزندان خود غافل شوند.

اگرچه ممکن است والدین دچار چنین لحظاتى در زندگى بشوند اما باید به خاطر داشت که آنها هنوز پدر و مادر هستند. هنگامى که والدین به این نکته توجه کنند که طلاق والدین براى کودکان نیز به معنى تغییر است، مشکلاتى که همراه با این تغییرات پدید می آید، کاهش پیدا کرده و کار والدین آسان تر خواهد شد. نکات زیر باعث می شود تا تغییرات براى کودکتان آسان تر شود:

۱-در مورد طلاق با فرزندانتان صحبت کنید. به آنها بگویید که دیگر این ازدواج نمی تواند ادامه پیدا کند و شما باید از یکدیگر جدا شوید. بچه ها ممکن است ابتدا سؤالاتى بپرسند یا دلیل بخواهند و حتى به مخالفت با دلایل شما بپردازند.

۲-با کودکتان صادق باشید. اطلاعاتى که در مورد جدایى به آنها می دهید، باید ساده، خلاصه و مناسب سن آنها باشد. به آنها قول آشتى با همسرتان را ندهید مگر اینکه احتمال آن، زیاد باشد.

3-هنگام توضیح دلیل برای جدایی، از علل اغواگرانه به کودکان خودداری کنید؛ مثلاً پدرتان به دلیل اعتیاد یا علاقه بیش از حد به کارش ما را ترک کرد. تصویر یکدیگر را در برابر هم خراب نکنید.

۳-سعى کنید حتی الامکان سال اول جدایى تغییرى صورت نپذیرد. کودکتان را به همان پزشک، مدرسه یا همان مکان هاى تفریحى همیشگى ببرید. اغلب اوقات مدرسه مکان امنى براى کودکانى است که والدینشان از هم جدا شده اند.

۴-به کودکانتان اطمینان دهید که آنان را دوست دارید و همیشه والدین آنها باقى خواهید ماند و تمام تلاش خود را براى آنها بکار خواهید برد.

5-به کودکانتان بگویید که این تغییرات، به خاطر نیازهاى احساسى شماست. هر کس احساساتى دارد و می تواند آن را بیان کند. تغییر، همیشه آسان نیست ولى به زودى، همه چیز رو به راه خواهد شد.

6-هیچگاه کودکتان را تهدید به ترک نکنید. حتى به خاطر آنکه مجبور به اطاعت از شما شود.

7-به نگرانی هاى فرزند خویش، گوش فرا دهید. نگرانی هایى که از نظر بزرگسالان، کوچک به نظر می آید ممکن است براى کودک، معضلى بزرگ باشد.

8-از خود اطمینان حاصل کنید که براى حمایت از کودکانتان، به آنان متکى نیستید. کودکان، توانایى عاطفى لازم را براى حمایت از شما ندارند. از خود بپرسید چه کسى باید دیگرى را حمایت کند؟

9-عشقتان را نسبت به کودکتان، نشان دهید. او را روى پاى خود بنشانید، بغلش کنید و با تماس چشمى محبت آمیزى، عشق خود را به آنان عرضه کنید. از بودن با کودکانتان، لذت ببرید و لحظات شادى را براى آنها فراهم کنید. خنده، مسکن بسیار خوبی است.

10-تا جایى که ممکن است هر چه زودتر به پرستار و یا مربى کودکتان اطلاع دهید که از همسرتان جدا شده اید. ممکن است این کار براى شما در زمانى که احساس ناامنى و سردرگمى می کنید مشکل باشد؛ اما این کار به دیگر بزرگسالان که مورد علاقه کودک شماست، کمک می کند تا دلیل تغییر رفتار کودکتان پس از طلاق والدینش را درک کنند و او را در کنار آمدن با این قضیه یارى دهند.

11-هنگام برنامه ریزى یا در صورت هرگونه تغییرى، به کودکانتان اطلاع دهید. بگذارید آنها اول از همه، از تغییرات مکان یا تغییر زمان بودن با والد دیگرش آگاه باشند.

ناسازگاری کودک با طلاق والدین

گاهى اوقات با تمام تلاشى که والدین در انجام وظایف خود می کنند، ممکن است کودک هنوز نیز به زندگى جدید خود، عادت نکرده باشد. در واقع این کودکان، به جاى آنکه پس از طلاق والدین، خود را با زندگى جدید تطبیق دهند، بناى ناسازگارى را در پیش می گیرند. این نوع کودکان، احساس امنیت کمترى می کنند و گوشه گیر می شوند. برخى از این کودکان، شدیدا نیاز به یک مشاور دارند تا آنها را در تطبیق با زندگى جدید یارى دهند.

بنابراین دست به کار شوید و به یک روان شناس ماهر که سابقه کار با بچه ها را نیز داشته و شما نیز به او اعتماد دارید، مراجعه کنید. از بیان سؤالات و نگرانی هایتان واهمه نداشته باشید. مهمتر از همه، ناامید نشوید و فکر نکنید یک بازنده اید. به جاى آن سعى کنید به او کمک کنید تا با شرایط جدید، سازگارى پیدا کند و همانند یک فرد سالم در جامعه زندگى کند.

نتیجه گیری

وجود اختلاف و مخالفت بین والدین، امری کاملا طبیعی است و اگر درچارچوب های درست صورت پذیرد، موثر و سازنده است اما اگر این مسیر به هر دلیلی به عدم تفاهم و طلاق والدین منجر شود، سبب ایجاد آسیب های متعددی برای کودکان و نوجوانان می گردد. احساس غم و اندوه و احساس ناامنی و ترس، از مهمترین عوارض متارکه و طلاق والدین است. در این راستا پدر و مادر به منظور ایجاد هماهنگی و سازگاری فرزند با طلاق والدینش، می بایست شناخت و درک درستی نسبت به دیدگاه و انتظارات کودک داشته و به نکاتی که تحت عنوان «وظایف والدین پس از طلاق» اشاره شد توجه و عمل نمایند.

منابع اقتباس: ویستا، دکتر هادى شاکر؛ مرکز اطلاع رسانی خانواده شمیم؛ همشهری آنلاین ترجمه: ساناز سرابی زاده