آشنایی با انواع دلبستگی در کودکان و چگونگی شکل گیری آن ها

آشنایی با انواع دلبستگی در کودکان و چگونگی شکل گیری آن ها

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

دلبستگی در کودکان، یکی از موضوعات مهمی است؛ که در تربیت کودکان باید به آن توجه کرد. تاثیر رفتار والدین با کودکان در موفقیت و رشد آنها در تمامی سنین بسیار مهم و تاثیر گذار است. انواع دلبستگی ایمن و نا ایمن در ایجاد رفتارهای سالم در بزرگسالی موثر است؛ به همین علت، والدین باید رفتار صحیح با کودک را قبل از فرزندآوری بیاموزند تا بتوانند فرزندانی سالم تربیت کنند. انواع دلبستگی نه تنها در کودکی بلکه در بزرگسالی نیز موثر است و منجر به ایجاد روابط سالم و دیدگاه مثبت نسبت به جهان پیرامون می شود.

تئوری دلبستگی در کودکان

تئوری دلبستگی در کودکان، یک اصطلاح بالینی است و ارتباط روانشناختی پایدار بین انسان ها را توصیف می کند، که این پیوند عاطفی بین کودکان با والدین یا مراقبان ثابت خود ایجاد می شود. دلبستگی یک جنبه اساسی در رشد انسان است و نقش مهمی در شکل دادن و رشد اجتماعی، عاطفی و شناختی هر فرد دارد. هر گونه اختلال و از بین رفتن این دلبستگی می تواند از نظر عاطفی و روانی بر کودک تاثیر گذاشته و تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا کند.

دلبستگی در کودکان تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله پاسخگویی، ثبات و حساسیت مراقبین در رفع نیازهای کودک است. با توجه به این عوامل می تواند وابستگی ایمن یا نا ایمن در کودک ایجاد شود. وابستگی ایمن، اساس رشد عاطفی سالم، روابط اجتماعی و تنظیم هیجانات است و باعث تربیت یک کودک سالم می شود. از طرف دیگر، وابستگی ناایمن می تواند باعث ایجاد مشکل در عواطف، تعاملات اجتماعی و رفاه کلی انسان شود.

فراهم کردن یک محیط مراقبت کننده، پاسخگو و سازگار می تواند به تقویت روابط دلبستگی سالم و حمایت از رفاه عاطفی کودکان کمک کند و باعث ایجاد وابستگی ایمن و سالم در کودک شود. ارزیابی سبک دلبستگی در کودکان، فقط توسط افراد متخصص و آموزش دیده در این زمینه امکان پذیر است؛ اما والدین نیز باید از انواع دلبستگی و علائم هر کدام مطلع باشند. داشتن اطلاعات در مورد دلبستگی در کودکان می تواند به بهبود رفاه و رابطه سالم کودک و والدین او کمک کند.

اهمیت و پرورش دلبستگی موثر در کودکان

دلبستگی، یکی از اصلی ترین نیازهای روانی کودکان است. این ارتباط عاطفی میان والدین (یا مراقبین) و کودکان باعث ایجاد و تقویت اعتماد به نفس و احساس امنیت پایدار و سالمی در زندگی آنها می شود. این بستر مطمئن برای رشد و توسعه سلامت روانی کودکان بوده و تأثیر بزرگی در زندگی بزرگسالی آنها خواهد داشت. پرورش دلبستگی موثر در کودکان می تواند به شکل زیر تأثیرگذار باشد:

۱-ایجاد امنیت: احساس دلبستگی قوی، باعث ایجاد تمایل در کودکان به برقراری ارتباطات اجتماعی مطمئن و بهبود یافته می شود. همچنین احساس دلبستگی، زمینه ساز اعتماد کودکان به خود و دیگران می باشد.

تنظیم هیجانی بهتر: کودکانی که دارای دلبستگی قوی هستند، در تنظیم و بهره برداری از هیجانات خود، مهارت بیشتری دارند. آنها یاد می گیرند چگونه با تنش ها و استرس ها کنار بیایند و مشکلاتشان را با خویشتن و دیگران به اشتراک بگذارند.

استقلال و مؤثر شدن: کودکان با داشتن دلبستگی قوی، با اعتماد به نفس بیشتری به صورت فعال در جستجوی تجربه ها و کشف علایق خود هستند. آنها به خود می آموزند و نیازمندی های خود را برطرف می کنند.

ایجاد مقاومت در برابر استرس: کودکان با دلبستگی قوی، در مواجهه با تحولات و تنش های زندگی، بیشترین مقاومت را از خود نشان می دهند. آنها  مهارت مقابله با مشکلات را به دست می آورند.

زمان شکل گیری دلبستگی در کودکان

دلبستگی در کودکان، به طرق مختلف و در طول مراحل رشد آنها شکل می گیرد:

قبل از تولد

در طول دوران بارداری، والدین و مراقبان می توانند با فرزند خود پیوند برقرار کنند. هر پیوندی که قبل از تولد ایجاد شود، می تواند تأثیر مثبتی بر روابط بین نوزادان و مراقبان آنها پس از تولد کودک داشته باشد.

تولد تا ۶ هفتگی

گاهی اوقات به این مرحله، پیش دلبستگی نیز گفته می شود؛ زیرا به نظر نمی رسد که کودک به هیچ مراقب خاصی دلبستگی نشان دهد. با این حال، والدین و مراقبانی که محیط پرورشی را فراهم می کنند و به نیازهای نوزادشان پاسخ می دهند، می توانند پایه ای برای ایجاد دلبستگی ایمن ایجاد کنند.

۶ هفتگی تا ۶-۸ ماهگی

در طول این مرحله از رشد، کودک ممکن است نسبت به مراقبان اولیه و ثانویه خود (اغلب مادر و پدر) رفتارهای دلبستگی نشان دهد. رفتارهایی که یک نوزاد برای پیوستن به مراقب خود مانند جیغ زدن، چسبیدن یا گریه کردن انجام می دهد، چیزی را تشکیل می دهد که آن را «نظام رفتاری دلبستگی» نامیده اند.

۶-۸ ماهگی تا ۲ سالگی

در این دوره، کودک شروع به نشان دادن وابستگی شدید به مراقبان اولیه خود می کند. کودکان در طول این مرحله، دچار اضطراب جدایی می شوند و زمانی که مراقب آنها حتی برای زمان های کوتاهی آنها را ترک می کند، ممکن است ناراحت شوند. اضطراب جدایی، در ۱۸ ماهگی به اوج خود می رسد.

بعد  از ۲ سالگی

در این مرحله، کودکان احتمالاً کمتر به مراقب اصلی خود وابسته هستند، به ویژه اگر احساس امنیت و اطمینان داشته باشند که مراقب بازگشته و در مواقع نیاز پاسخگو خواهد بود.

انواع دلبستگی در کودکان

همان طور که اشاره شد، دلبستگی به پیوند بین یک‌ کودک و والدین او گفته می شود و تاثیر مستقیم بر روی رشد اجتماعی، عاطفی و توانایی های یادگیری کودکان دارد. دلبستگی در کودکان، تحت تاثیر عوامل زیادی است و تغییر این عوامل می تواند باعث ایجاد انواع مختلف وابستگی در کودک ‌شود.

محققان چهار نوع اصلی دلبستگی در کودکان را با توجه به رفتارها و واکنش های آنها شناسایی کرده اند؛ که شامل دلبستگی ایمن و انواع دلبستگی نا ایمن مانند دلبستگی مقاوم، دلبستگی اجتنابی و دلبستگی نابسامان می شود. از بین انواع دلبستگی در کودکان، بهترین و استانداردترین نوع، دلبستگی ایمن است که به دلیل رفتار و رابطه مناسب والدین با او ایجاد می شود.

دلبستگی ایمن در کودکان

زمانی که والدین نسبت به نیازهای کودک خود، پاسخ های درستی را ارائه دهند؛ سبک دلبستگی که در این کودک شکل می گیرد دلبستگی ایمن است. کودکان دارای دلبستگی ایمن، با مراقبان خود پیوند مثبت و سالمی دارند و احساس امنیت، دوست داشتن و حمایت را از طرف والدین خود دریافت می کنند.

این کودکان عزت نفس بالایی دارند و در محیط اطراف خود به تنهایی جستجو می کنند و در صورت نیاز، از مراقبان خود آرامش و اطمینان دریافت می کنند. آنها پس از جدایی، ناراحتی خود را نشان می دهند؛ اما به راحتی پس از وصلت دوباره با والدین، آرام می شوند.

کودکانی که دارای دلبستگی ایمن هستند، اعتقاد دارند که انسان ها ذاتا خوب هستند؛ ولی ممکن است گاهی نیز به آنها بی اعتماد شوند. این کودکان در بزرگسالی روابط بلندمدت تری را تجربه می کنند و نسبت به دیگران متعهد و با مسئولیت هستند.

این نوع سبک دلبستگی باعث تربیت انسان هایی با روابط بین فردی مثبت و واقعی می شود و این انسان ها احساس رضایت و خشنودی از زندگی خود دارند. هوش هیجانی بالا نیز با دلبستگی ایمن رابطه مستقیم دارد و باعث می شود فرد بتواند هیجان و احساسات خود را به خوبی شناسایی و کنترل کنند.

نشانه ها دلبستگی ایمن در کودکان و بزرگسالان

۱-اعتماد و اطمینان بالا: این افراد در روابط خود، احساس امنیت می کنند و اطمینان دارند که نیازها و خواسته هایشان در کنار والدین برآورده خواهد شد.

۲-کنترل هیجان ها و احساسات و عواطف: دلبستگی ایمن به کودکان و بزرگسالان این امکان را می دهد که بتوانند مهارت های تنظیم عاطفی سالم را در خود رشد دهند و احساسات خود را مدیریت کنند.

۳-جستجو و خودمختاری: دلبستگی ایمن، احساس امنیت را تقویت می کند و به افراد اجازه می دهد با اطمینان، محیط اطراف خود را کشف کنند. این افراد کنجکاو، مستقل و خودمختار هستند.

۴-نزدیکی در صورت نیاز: این افراد در صورت نیاز، به دنبال آسایش و حمایت در کنار والدین خود می گردند؛ اما بیش از حد به والدین خود نزدیک یا از آنها دور نمی شوند.

۵-مرزهای سالم: افرادی که دلبستگی ایمن دارند، در کودکی و بزرگسالی، مرزهای سالمی را برای روابط خود تعیین می کنند و به مرزهای دیگران نیز احترام می گذارند.

۶-اعتماد به نفس: یکی دیگر از ویژگی های این افراد، داشتن عزت نفس و احساس ارزشمندی نسبت به خود است.

رفتار والدین در شکل گیری سبک ایمن دلبستگی در کودکان

۱-پاسخ دهی حساس: والدینی که به نیازهای عاطفی و جسمی کودک با حساسیت و مهربانی پاسخ می دهند، به شکل گیری دلبستگی ایمن کمک می کنند.

۲-ثبات و پایداری: ارائه مراقبت های ثابت و پیش بینی پذیر، به کودکان حس امنیت می بخشد و از اضطراب جلوگیری می کند.

۳-حضور عاطفی: والدینی که به طور فعال در زندگی عاطفی کودک مشارکت دارند، به او کمک می کنند تا احساسات خود را شناسایی و مدیریت کند.

۴-تشویق به استقلال: والدینی که در عین حمایت، به کودک اجازه می دهند تا به طور مستقل عمل کند، به رشد دلبستگی ایمن و اعتماد به نفس کودک کمک می کنند.

دلبستگی نا ایمن مقاوم یا دوسوگرا

دلبستگی مقاوم یا دوسوگرا، یکی از انواع دلبستگی نا ایمن است. این دلبستگی در کودکانی ایجاد می شود که والدین در برقراری پیوند عاطفی با آنها، رفتار غیرثابتی دارند و باعث شده است این کودکان نسبت به در دسترس بودن و پاسخگویی مراقبین خود مضطرب و نامطمئن باشند. این کودکان در زمانی دوری از والدین، احساس نارضایتی شدیدی دارند و زمانی که به آنها می رسند نیز باز هم احساسات متفاوتی را از خود بروز می دهند و به دنبال نزدیکی بیش از حد هستند.

این افراد در روابط خود، به دیگران اعتماد کافی ندارند و معمولا در بزرگسالی به انسان های وابسته ای تبدیل می شوند. دلبستگی های نا ایمن، قابل درمان نیستند؛ بلکه این افراد باید با دریافت کمک از طرف افراد متخصص در این زمینه، الگوهای رفتاری و دلبستگی خود را به سمت دلبستگی ایمن سوق دهند.

نشانه های دلبستگی دوسوگرا

۱-استرس و اضطراب: این افراد ممکن است به اختلال مزمن استرس و اضطراب دچار شوند؛ زیرا به صورت مداوم، نگران طرد شدن هستند. کنترل و درمان اختلال استرس و اضطراب، می تواند شرایط این افراد را بهبود بخشد.

۲-ترس از رها شدن: افرادی که دارای دلبستگی دوسوگرا هستند، از رها شدن توسط عزیزان خود ترس شدیدی دارند. این ترس باعث وابستگی زیاد فرد به والدین یا دوستان خود می شود.

۳-وابستگی بیش از حد: یکی دیگر از ویژگی های این افراد، وابستگی بیش از حد نسبت به والدین یا شریک زندگی است. وابستگی در این افراد تا حدی پیش می رود که در انجام کوچکترین کارهای روزمره نیز نمی توانند به تنهایی عمل کنند.

۴-ناتوانی در اعتماد داشتن: افراد دارای دلبستگی دوسوگرا، ممکن است برای اعتماد کامل به دیگران دچار مشکل شوند و نسبت به نشانه های طرد یا خیانت بیش از حد هوشیار باشند که منجر به یک حالت ناامنی دائمی در روابط آنها می شود.

دلبستگی نا ایمن اجتنابی در کودکان

کودکان مبتلا به دلبستگی اجتنابی، تمایل دارند از نظر عاطفی از مراقبان خود، دور یا جدا به نظر برسند. آنها ممکن است از جستجوی آرامش یا نزدیکی اجتناب کنند و ممکن است پس از جدایی ناراحتی نشان ندهند. این سبک دلبستگی زمانی می تواند ایجاد شود که مراقبان به طور مداوم به نیازهای کودک پاسخ ندهند و کودک را به سرکوب نیازهای دلبستگی خود و متکی شدن به خود سوق دهد. این کودکان ممکن است مستقل و متکی به نظر برسند اما در واقع، با ایجاد ارتباطات عاطفی عمیق مبارزه می کنند.

نشانه های دلبستگی در کودکان از نوع اجتنابی

۱-داشتن استقلال: با این که معمولا داشتن استقلال یک ویژگی مثبت به نطر می آید؛ اما در کودکان دارای دلبستگی اجتنابی، می تواند باعث دور شدن آنها از والدین خود شود. این کودکان ممکن است در مقابل محبت یا حمایت مراقبین خود، مقاومت کرده یا آن را رد کنند.

۲-بی علاقگی یا اجتناب از تماس فیزیکی: در این نوع دلبستگی در کودکان، ممکن است کودک علاقه یا تمایل کمی به محبت فیزیکی مانند در آغوش گرفتن نشان دهند.

۳-مشکل در ایجاد روابط نزدیک: کودکان مبتلا به دلبستگی اجتنابی، به دلیل تمایل به کم اهمیت جلوه دادن نیازهای دلبستگی و حفظ فاصله عاطفی، ممکن است برای ایجاد روابط عمیق و صمیمی با دیگران دچار مشکل شوند.

۴-عدم اعتماد به دیگران: این کودکان اعتماد بسیار کمی نسبت به افراد نزدیک خود مانند والدین یا شریک زندگی نشان می دهند.

دلبستگی نابسامان

زمانی که نیازهای کودک از طرف والدین خود نادیده گرفته می شود، کودک دچار دلبستگی نابسامان یا آشفته می شود. آنها ممکن است ترکیبی از رفتارهای دلبستگی های اجتنابی و دوسوگرا از خود نشان دهند و در حضور والدین خود، گیج یا ترسیده به نظر می رسند. کودکانی که در معرض مشکلات بالینی هستند یا کودکانی که اتفاقات ناگواری مانند از دست دادن والدین، جدایی از والدین و سو استفاده های جنسی و روانی را تجربه کرده اند، بیشتر به این نوع دلبستگی دچار می شوند.

علائم دلبستگی نابسامان

۱-مشکل در ایجاد دلبستگی: این افراد در ایجاد دلبستگی نسبت به دیگران، با مشکل روبرو هستند و در ایجاد و حفظ روابط نزدیک، با مشکل مواجه می شوند.

۲-عدم وفاداری: با این که به نظر می آید افرادی که به دلبستگی های نا ایمن دچار هستند بیشتر عاشق می شوند و یا وابستگی بیش از حد نشان می دهند؛ اما ممکن است این افراد به دلیل این که ترس شدیدی از خیانت دارند، در انجام خیانت پیش دستی کنند!

۳-رفتارهای خود تخریبی: افرادی که به دلبستگی نابسامان دچار هستند، رفتارهای خودتخریبی مانند آسیب رساندن به خود و سو مصرف مواد را نشان می دهند.

عوامل شکل گیری سبک دلبستگی در کودکان

عوامل متعددی بر تشکیل سبک دلبستگی در کودکان اثر می گذارند:

۱-رفتار والدین: پاسخ دهی مناسب و حساسیت به نیازهای کودک.

۲-تجربه های اولیه زندگی: میزان ثبات و پیش بینی پذیری محیط زندگی.

۳-خلق و خو و شخصیت کودک: برخی کودکان به طور طبیعی حساس تر یا مقاوم تر هستند.

۴-تجربه های والدین: سبک دلبستگی و تجربه های عاطفی خود والدین.

۵-عوامل استرس زا: مانند مشکلات مالی یا خانوادگی که ممکن است بر توانایی والدین در مراقبت تأثیر بگذارد.

این عوامل می توانند به صورت مثبت یا منفی بر رشد و سبک دلبستگی در کودکان تأثیر بگذارند.

شرایط خانوادگی و تأثیر آن بر دلبستگی کودکان

شرایط خانوادگی نیز تأثیر زیادی در شکل گیری و نوع دلبستگی در کودکان دارد. برخی از این عوامل عبارتند از:

۱-ثبات و امنیت: محیط خانوادگی پایدار و پیش بینی پذیر به ایجاد دلبستگی ایمن کمک می کند.

۲-روابط والدین: تعامل مثبت و حمایتگرانه بین والدین می تواند الگوی خوبی برای روابط کودک باشد.

۳-حضور عاطفی: والدینی که در زندگی عاطفی کودک مشارکت فعال دارند، به تقویت دلبستگی ایمن کمک می کنند.

۴-استرس و تنش: مشکلات مالی یا خانوادگی ممکن است بر توانایی والدین در پاسخ دهی مؤثر تأثیر بگذارد.

۵-تعداد و ترتیب تولد: توجه متفاوت به کودکان بر اساس تعداد و ترتیب تولد می تواند بر دلبستگی آنان تأثیر بگذارد.

این شرایط می توانند به صورت مثبت یا منفی بر رشد عاطفی و شکل گیری دلبستگی در کودکان تأثیر بگذارند.

نقش پدرها در شکل گیری سبک دلبستگی کودکان

پدرها می توانند نقش مهمی در شکل گیری سبک ایمن دلبستگی کودکان ایفا نموده و با این کارها، به رشد عاطفی و اجتماعی سالم کودک کمک کنند:

۱-پاسخ دهی حساس: پدرانی که به نیازهای عاطفی و جسمی کودک با حساسیت پاسخ می دهند، به ایجاد دلبستگی ایمن کمک می کنند.

۲-تشویق به استقلال: پدران می توانند با حمایت و تشویق به کشف محیط، اعتماد به نفس و استقلال کودک را تقویت کنند.

۳-ایجاد ارتباط مثبت: بازی و تعامل مثبت با کودک، به تقویت پیوند عاطفی کمک می کند.

۴-حضور فعال: مشارکت فعال در مراقبت و تربیت کودک، باعث احساس امنیت و اعتماد در کودک می شود.

مادران شاغل و شکل گیری سبک دلبستگی در کودکان

از نقش مادران شاغل، در ایجاد سبک دلبستگی در کودکان نباید غافل شد. عوامل کلیدی در نقش آفرینی مادران شاغل، عبارتند از:

۱-کیفیت تعامل: زمان های حضور باکیفیت و ارتباط عاطفی قوی در کنار کار.

۲-ثبات در مراقبت: ایجاد یک برنامه منظم و قابل پیش بینی برای کودک.

۳-پشتیبانی شبکه اجتماعی: استفاده از کمک اعضای خانواده یا مراقبین ثابت و مطمئن.

۴-ارتباط مؤثر: حفظ ارتباط و ابراز محبت حتی در زمان دوری.

نکات تکمیلی پیرامون دلبستگی در کودکان

۱-چالش های والدین، از موضوعاتی است که در بحث سبک دلبستگی در کودکان، ضروریست مورد توجه قرار گیرد:

الف-استرس و فشارهای زندگی، می تواند بر توانایی والدین در پاسخ دهی مؤثر به کودکان تأثیر منفی بگذارد.

ب-تجربه های دلبستگی والدین و سبک دلبستگی آنان می تواند بر نحوه ارتباط آنها با فرزندانشان تأثیر بگذارد.

ج-والدین با ایجاد محیطی امن، پایدار و محبت آمیز می توانند به شکل گیری سبک ایمن دلبستگی در کودکان کمک کنند.

۲-برخی والدین با رفتارهای آسیب زا باعث ایجاد سبک ناایمن دلبستگی در کودکان می شوند که در ادامه به نمونه هایی از آن ها اشاره می شود:

الف-ناایمن اجتنابی: بی توجهی به نیازهای عاطفی کودک، عدم ابراز محبت و عاطفه و تشویق به استقلال بیش از حد بدون حمایت عاطفی؛

ب)-ناایمن دوسوگرا: پاسخ دهی نامنظم و غیرقابل پیش بینی به نیازهای کودک، نادیده گرفتن یا تأخیر در پاسخ به نیازهای عاطفی و ایجاد وابستگی بیش از حد از طریق رفتارهای متناقض؛

این رفتارها تاثیر منفی بر دلبستگی در کودکان داشته و می توانند باعث ایجاد اضطراب، وابستگی یا فاصله گیری عاطفی در کودک شوند.

نتیجه گیری

والدین نقش مهمی در شکل گیری سبک دلبستگی در کودکان دارند. انواع دلبستگی در کودکان عبارتند از ایمن، مقاوم(دوسوگرا)، اجتنابی و نابسامان؛ که بهترین و استانداردترین نوع، دلبستگی ایمن است. سبک و نوع دلبستگی در کودکان، تاثیر بسیار زیادی بر سلامت روان، رشد شناختی، عاطفی و روابط و رفتار آنان به ویژه در بزرگسالی دارد. با ایجاد محیطی امن و پاسخگو، می توان به رشد دلبستگی ایمن کودک کمک کرد.

منابع اقتباس: مرکز روانشناسی و لورتا نوروفیدبک دکتر بیات؛ مجله سلامت دکتر بهشتیان؛ کاوش روان

بدون دیدگاه