ارزش قرض دادن در قرآن و کلام اهل بیت (علیهم السلام)

ارزش قرض دادن در قرآن و کلام اهل بیت (علیهم السلام)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

قرض دادن از کارهای مستحبی است که در آیات قرآن و اخبار، درباره آن سفارش زیادی شده است[1] و برای تامین نیاز نیازمندان مورد تاکید قرار گرفته است.[2] کسی که برای بهره مندی از آسایش بیستر برای زندگی خود درخواست قرضی می نماید یا بر اثر حادثه ای دچار تنگنا و مشکلاتی در زندگی شده که نیازمند قرض گرفتن می شود، با چنین افرادی چه تعامل و رفتاری باید داشت؟

آیا می توان احساس مسئولیتی نکرد و بی توجه بود؟ در آموزه های قرآن و روایات درباره ارزش تعامل با بدهکار و کسی که برای برآورده شدن نیازش به او مراجعه نموده است رهنمودهایی وارد شده که آگاهی افراد متمکن و طلبکار از آنها می تواند در ایجاد انگیزه و اشتیاق آنان در ارتقای کمی و کیفی رفتارشان اثرگذار باشد؛ از این رو شایسته است در آغاز به برخی از آموزه های قرآن اشاره شود.

ارزش قرض دادن و تعامل با بدهکار در قرآن

قرآن، قرض دادن به بندگان را قرض به خداوند دانسته است و بدین طریق ارزش والای قرض دادن را نشان داده است[3] و از اغنیا و ثروتمندان خواسته است به نیازمندان قرض دهند، در حالی که بی نیاز است و به چیزی احتیاج ندارد[4] و از آن به معروف (نیکی) تعبیر نموده[5] و از میثاق های خداوند با بنی اسرائیل بر شمرده است[6] و برای نشان دادن اهمیت آن دعوت از آن را در کنار فرمان به نماز و زکات آورده[7] است.

با توجه به اهمیت بیان شده برای قرض در آیات،[8] می توان برای برتری قرض بر صدقه استدلال نمود؛[9] چنان که امیرمؤمنان (ع) با توجه به آیات قرض فرمودند: خداوند از شما درخواست قرض کرده است در حالی که گنج های آسمان و زمین از آن اوست و بی نیاز و ستوده، بلکه می خواهد شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید.[10]

ارزش قرض دادن و تعامل با بدهکار در روایات

اما روایاتی که بر قرض دادن و ارزش تعامل با بدهکار دلالت دارند و دارای تعابیر ارزشمندی هستند به شرح ذیل است:

  1. قرض دادن، بالاتر از صدقه

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اگر هزار درهم را دو بار (به کسی) قرض دهم، نزد من محبوب تر از آن است که آن را یک بار (و یک جا) صدقه دهم».[11] امام صادق (ع) فرمود: «در بهشت نوشته شده است ارزش قرض در مقایسه با صدقه هجده برابر است».[12] پیامبر اکرم (ص) درباره فلسفه برتری قرض بر صدقه فرمودند: «صدقه ممکن است به دست نیازمند و بی نیاز بیفتد؛ ولی قرض فقط به فرد نیازمند می رسد».[13]

چنان که امام صادق (ع) فرمود: «پاداش قرض دادن از این رو از پاداش صدقه بیشتر است که قرض گیرنده جز از روی نیاز قرض نمی گیرد؛ ولی صدقه گیرنده گاهی با اینکه نیاز ندارد، صدقه می گیرد».[14] همچنین، در باب پاداش قرض دادن و مقایسه آن با صدقه، امام رضا (ع) فرمود: «قرض به دست کسی می رسد که برای گرفتن صدقه خودش را عرضه نمی کند».[15]

دومین فلسفه قرض دادن، پس دادن قرض است که پیامبر اکرم (ص) در اینباره فرمودند: «قرض پس از مدتی پس گرفته می شود؛ ولی بر گیرنده صدقه لازم نیست صدقه را برگرداند[16] یا در عوض آن کاری انجام دهد؛ از این رو شخص قرض گیرنده به تلاش و فعالیت وادار می شود تا بتواند قرض خود را ادا کند و این می تواند باعث رونق اقتصادی و شکوفایی خلاقیت ها و استعدادها شود».[17]

سومین فلسفه آن را برخی از فقها، کمک کردن به نیازمند و برطرف کردن اندوه و سختی مسلمانی می دانند که فرد قرض دهنده از روی اراده و برای خداوند انجام داده است [18]

  1. قرض دادن، شتاب به خوبی ها

آموزه های قرآنی مؤمنان را به سبقت در انجام خوبی ها[19] و سرعت در بهره مندی از آمرزش پروردگار دعوت می کند[20] و سرعت و سبقت در خوبی ها را از اوصاف مؤمنان شمرده است[21] که از مصادیق آن، قرض دادن به مؤمنان است. امام صادق (ع) قرض دادن به مؤمن را شتاب کردن به خوبی ها و پاداش ها دانسته اند.[22]

  1. غنیمت شمردنِ فرصت قرض دادن

در روایاتی سفارش شده است مراجعات افراد را برای قرض گرفتن باید غنیمت شمرد و نوعی ذخیره برای روز نیاز دانست. امیر مؤمنان علی (ع) درباره غنیمت شمردن فرصت قرض دادن فرمودند: «غنیمت بدان کسی را که در زمان توانگری ات از تو قرض بخواهد تا در روز سختی و تنگدستی بپردازد و به شما کمک نماید».[23]

همچنین حضرت در روایت دیگری فرمودند: «هرگاه نیازمندی را یافتی که توشه قیامتت را به دوش می کشد و به طور کامل در فردایی (قیامت) که به آن نیاز داری به تو می پردازد، بس غنیمت شمار».[24] چنان که امام صادق (ع) نیز قرض دادن به مؤمن را غنیمت شمرده است.[25]

  1. قرض دادن، محبوب ترین اعمال

امام صادق (ع) شاد کردن مؤمنان را از محبوب ترین اعمال نزد خداوند دانستند و مصادیق آن را پرداخت بدهی، سیر کردن، بر طرف کردن غم و اندوه او برشمردند.[26]

  1. قرض دادن، محبوب تر از آزاد کردن هزار بنده

امام صادق (ع) در ادامه قرض دادن و باخبر شدن از انجام آن از سوی مرد حلوانی فرمودند: «گام برداشتن برای برآورده شدن حاجت برادر (ایمانی) تا تحقق آن، برای من از آزاد کردن هزار بنده و انفاق بار هزار اسب زین شده افسار دار در راه خدا محبوب تر است».[27]

  1. قرض دادن، معادل نه هزار سال عبادت

امام حسن (ع) در پاسخ به علت رها کردن طوافش در پی درخواست بدهکاری برای گرفتن مهلت برای پرداخت قرضش فرمودند: «از پدرم شنیدم که به نقل از رسول خدا (ص) فرمودند: هر کس نیاز برادر مؤمن خود را برآورد، همانند کسی است که خدا را نه هزار سال عبادت کرده است، در حالی که روزهایش را روزه داری و شبهایش را شب زنده داری کرده است».[28]

نتیجه گیری

قرض دادن از نگاه قرآن و سنت، صرفاً یک عمل مالی مستحب نیست، بلکه کنشی اخلاقی و اجتماعی به شمار می آید. تاکیدات کتاب و سنت در برتری قرض بر صدقه، شتاب در خیرات، غنیمت شمردن فرصت یاری نیازمندان و آثار تربیتی و اقتصادی آن، بیانگر نقش محوری قرض الحسنه در کاهش فقر، حفظ عزت و کرامت انسانی نیازمندان و پویایی جامعه اسلامی است و اهتمام عملی مؤمنان در تخلق به اخلاق و آداب اسلامی قرض دادن، می تواند همزمان به رشد معنوی فرد و تقویت عدالت و همبستگی اجتماعی بینجامد.

پی نوشت ها

[1] امام خمینی، توضیح المسائل، ج2، ص390.

[2] نجفی، جواهرالکلام، ج25، ص1.

[3]«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً». (بقره/۲۴۵) برداشت از این آیه و آیات مشابه آن، بر این اساس است که گفته شد مراد از «يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً»، قرض دادن به بندگان است و کلمه عباد در تقدیر بوده است و می شود «يقرض عباد الله» که حذف گردیده است. ابوالفتوح رازی؛ روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن؛ ج۳، ص۳۴۱.

[4] راوندی؛ فقه القرآن؛ ج۱، ص۳۸۴.

[5] «لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ من ـ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوف» (نساء / ۱۱۴). امام صادق (ع) مراد از معروف در آیه را قرض دانسته است. کلینی؛ کافی؛ ج۷، ص۲۸۸.

[6] «مائده/12.

[7] مزمل/ ٢٠.

[8] بقره/245؛ مائده/12؛ حدید/18؛ تغابن/17؛ مزمل/20.

[9] راوندی، فقه القرآن، ج1، ص377-384.

[10] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 183، ص268.

[11] ابن بابویه؛ ثواب الاعمال؛ ص ۱۳۸-۱۳۹.

[12] کلینی، کافی، ج۷، ص287.

[13] ابوالفتوح رازی؛ روض الجنان، ج۳، ص 342.

[14] قمى، تفسير قمی؛ ج۲، ص پ351.

[15] امام على بن موسى الرضا (ع)؛ فقه – فقه الرضا؛ ص۲۵۶.

[16] ابوالفتوح رازی؛ روض الجنان، ج٣، ص342.

[17] نشلجی، پرسمان قرآنی فلسفه احکام، ص۲۱۲-۲۱۳.

[18] نجفی، جواهر الكلام، ج۲۵، ص۴.

[19]«اسْتَبِقُوا الْخَيْرات …» بقره/ ۱۴۸.

[20]«و سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُم» آل عمران/۱۳۳.

[21] «أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِى الْخَيْرَاتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ» مؤمنون/۶. آیه در ادامه شمارش اوصاف مؤمنان است.

[22] «قَرْضُ الْمُؤْمِنِ … تَعْجِيلُ خَيْرٍ» کلینی؛ کافی؛ ج۷، ص۲۹۰. «قَرْضُ الْمُؤْمِنِ … تَعْجِيلُ أَجْرٍ …» همان، ص174.

[23] «وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فى حالِ غِناكَ لِيَجْعَلَ قَضاءَهُ لَكَ فى يَوْمِ عُسْرَتِكَ» ورام بن ابی فراس؛ مجموعه ورام؛ ج۲، ص۱۰۴.

[24] «اذا وجدت من اهل الفاقه من يحمل زادک الی یوم القیمه فیوافیک به غدا حيث تحتاج اليه فاغتنم …».  سیدرضى؛ نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص۶۳۰.

[25] «قَرْضُ الْمُؤْمِنِ غَنِيمَةٌ …» ابن بابويه، من لا يحضره الفقيه؛ ج۲، ص۵۸.

[26] «مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ – عَزَّوَجَلَّ – إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ: إِشْبَاعُ جَوْعَتِهِ، أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ، أَوْ قَضَاءُ دَيْنِهِ». کلینی، کافی، ص۴۹۰.

[27] «لَأَنْ أَمْشِيَ مَعَ أَحْ لِي فِي حَاجَةٍ حَتَّى أَقْضِيَ لَهُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ أَلْفَ نَسَمَةٍ وَ أَحْمِلَ عَلَى أَلْفِ فَرَسٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ مُسْرَجَةٍ مُلْجَمَةٍ». كوفى اهوازي؛ المؤمن، ص48.

[28] «مَنْ قَضَى أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ حَاجَةٌ كَانَ كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافٍ سَنَةٍ صَائِمَا نَهَارَهُ وَ قَائِماً لَيْلَهُ…». حلى؛ عدة الداعى؛ ص۱۹۲-۱۹۳.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ تصحیح: علی اکبر غفاری، چ2، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413ق.
  3. ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ قم؛ دارالشریف الرضی، 1406ق.
  4. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عدة الداعي و نجاح الساعي، محقق/مصحح: احمد موحدی قمی، دار الكتب الإسلامي، ۱۴۰۷ ق.
  5. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی؛ روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن؛ تحقيق محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح؛ مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ ق.
  6. شریف الرضی، محمد بن حسين؛ نهج البلاغه؛ مترجم: محمد دشتی، قم، مشهور، ۱۳۷۹.
  7. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، قم، دارالحدیث، 1429ق.
  8. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، المومن، قم: موسسه الامام مهدی (عج)، 1404ق.
  9. ورام بن ابی فراس، مسعود بن عیسی؛ مجموعه ورام (ترجمه تنبیه الخواطر)؛ ترجمه محمدرضا عطایی؛ مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی؛ 1369ش.
  10. قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله؛ فقه القرآن، محقق/مصحح: احمد الحسینی و محمود مرعشی؛ چ2؛ قم: مکتبه آیه الله مرعشی نجفی؛ 1405ق.
  11. موسوی خمینی، سیدروح الله؛ توضیح المسائل، محقق/مصحح: سید محمد حسین بنی هاشمی خمینی؛ چ ۸؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم؛ ۱۴۲۴ق.
  12. نجفی، محمدحسن؛ جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام؛ محقق/مصحح: عباس قوچانی و علی آخوندی؛ چ ۷؛ بیروت: دار إحياء التراث العربي؛ ۱۴۰۴ ق.
  13. نشلجی، سید علی؛ پرسمان قرآنی فلسفه احکام؛ نشر جمال؛ بی تا.

منبع اقتباس: شیرزاد کمانگر، حسن، تعامل طلبکار و بدهکار بر اساس آموزه های قرآن و اهل بیت (ع)، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1400ش، ص20-25.

بدون دیدگاه