تفسیر مهدویت در کلام امام موسی کاظم (علیه السلام)

تفسیر مهدویت در کلام امام موسی کاظم (علیه السلام)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

در دوران پرآشوب خلفای عباسی هم عصر امام کاظم‌ (ع)، آن حضرت با شدیدترین فشارهای سیاسی و امنیتی رو به رو بود و ظلم و ستم حاکمان، فضای جامعه اسلامی را به شدت تیره ساخته بود. در چنین بستری، امام کاظم (ع) با وجود محدودیت ها و سال ها اسارت و زندان، نقش هدایتگری خویش را از طریق تربیت شاگردان برجسته و بیان نکات بنیادین اعتقادی ادامه داد. یکی از عرصه های مهم این هدایتگری، مهدویت در کلام ایشان بود که در قالب تفسیر و تأویل آیات، آینده امامت امت و نقش امام مهدی‌ (عج) را برای شیعیان ترسیم می کرد. در این مقاله مروری کوتاه بر احادیث مهدویت در کلام امام کاظم (ع) خواهیم داشت.

امام کاظم (ع) و دوران سخت خلفای عباسی

هارون عباسی، یکی از چهار خلیفه هم عصر با امام کاظم (ع) که از نفوذ معنوی و محبوبیت ایشان سخت برآشفته بود، تلاش های مذبوحانه ای در صدد خنثی کردن نفوذ معنوی امام (ع) انجام می داد.[1] هارون خصوصیات عجیب و متضادی داشت که در کمتر کسی به چشم می خورد؛ ظلم و عدل، رحم و خشونت، ایمان و کفر، سازگاری و سختگیری به طرز عجیبی در وجود او به هم آمیخته بود.

او از یک سو از ظلم و ستم باک نداشت و خون های پاک افراد بیگناه مخصوصاً فرزندان برومند و آزاده پیامبر اسلام (ص) را بی باکانه می ریخت و از سوی دیگر هنگامی که پای وعظ علما و صاحبدلان می نشست و به یاد روز رستاخیز می افتاد، سخت می گریست.

او هم نماز می خواند و هم به میگساری و عیش و طرب می پرداخت؛ هنگام شنیدن نصایح دانشمندان از همه زاهدتر و با ایمان تر جلوه می کرد؛ اما وقتی بر تخت خلافت می نشست و به رتق و فتق امور کشور می پرداخت، از نرون و چنگیز کمتر نبود.  هارون با این رفتار، نمونه کامل دوگانگی و تضاد شخصیت را نمودار ساخته بود.[2] در زمان این حاکم ستمگر، امام کاظم (ع) چهار سال به زندان افتاد[3] و سرانجام به دست سندی بن شاهک یهودی و سپری کردن رنج فراوان در 55 سالگی به سال 183 قمری به دستور هارون به شهادت رسید.

نکات تفسیری روایات مهدویت در کلام امام کاظم (ع)

با تفحص در روایات مهدویت در کلام امام موسی بن جعفر (ع)، در می یابیم که این روایات به دلیل فضای خاص حاکم بر آن زمان، حجم چندانی ندارد. مضامین روایات مهدویت در کلام حضرت را می توان در چند محور ذیل بیان کرد:

امام، مصداق نعمت های ظاهر و پنهان خداوند در زمین

در احادیثی که در باب مهدویت در کلام امام کاظم (ع) وجود دارد، نقش امام مهدی (عج) و تبیین جایگاه او مورد توجه قرار گرفته است. آن حضرت با استناد به نعمت ظاهری و باطنی که در آیه «أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً؛[4] آیا ندانسته اید که خدا آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است، مسخّر و رام شما کرده، و نعمت های آشکار و نهانش را بر شما فراوان و کامل ارزانی داشته» آمده است آن را به امامت تأویل برده اند.

بر این اساس، منظور از نعمت های ظاهری در این آیه، امامی است که ظاهر باشد و مراد از نعمت های باطنی، امام غایب است که وجودش از دیدگان مردم پنهان است: «گنج های زمین بر او آشکار می گردد و هر دوری برای او نزدیک می شود».[5]

امام مهدی (عج) راه مستقیم الهی

از منظر امام کاظم (ع)، راه امام مهدی (عج)، همان صراط سوی و راه مستقیمی است که در روایات تفسیری مهدویت در کلام امام کاظم (ع) بدان اشاره شده است. آن حضرت «صراط سوی» (مستقیم) در آیه «قُلْ كُلُّ مُتَرَبِّضٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّراطِ السَّوى وَ مَنِ اهْتَدی؛[6] بگو: هر یک [از ما و شما] منتظریم، پس منتظر باشید که به زودی خواهید دانست که رهروان راهِ راست و ره یافتگان چه کسانی هستند؟» را به راه قائم تأویل برده اند.[7]

همچنین «اهتدی» در این آیه و آیه «و إنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدی؛[8] و مسلماً من آمرزنده کسی هستم که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد، سپس در راه مستقیم پایداری و استقامت ورزید» را به کسی که با اطاعت از امام راه را پیدا کند تأویل برده اند.

غیبت امام مهدی (عج)

غیبت امام مهدی (عج)، یکی دیگر از موضوعاتی است که در باب مهدویت در کلام امام کاظم (ع) بدان توجه شده است؛ از این رو در ذیل آیه «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ؛[9] از امام موسی کاظم (ع) سه روایت با کمی تفاوت در الفاظ نقل شده است که «ماء معین» را به مهدویت تطبیق داده است. ایشان فرمودند: «زمانی که امام شما غایب شود، کیست (غیر خدا) که برای شما امام تازه ای آورد[10] (امام غایب شما را ظاهر کند تا از علومش که چون چشمه صاف جاری است استفاده کنید؟)

غلبه دین اسلام بر سایر ادیان در عصر ظهور

غلبه دین اسلام بر سایر ادیان در عصر ظهور نیز از موضوعاتی است که در باب مهدویت در کلام امام کاظم (ع) بدان توجه شده است. محمد بن فضیل می گوید: «از آن حضرت درباره آیات ذیل سؤال کردم:

الف) منظور از آیه «يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛[11] می خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند در حالی که خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند» چیست؟ فرمودند: «کسانی می خواهند نور ولایت امیرالمؤمنین (ع) را خاموش کنند».

ب) منظور از «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِه؛[12] خدا کامل کننده نور خود است» چیست؟ فرمودند: «خداوند امامت را به وجود حضرت مهدی (عج) تکمیل می کند و منظور از نور در آیه، همان امامت است و دلیل دیگرش قول خداوند است که فرمود «کسانی که به خدا و پیامبرش و نوری که ما فرو فرستادیم ایمان آوردند».[13]

ج) منظور از دین حق در آیه «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ؛[14] اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند» چیست؟ فرمودند: «ولایت امام، همان دین حق است».

د) منظور از پیروزی بر تمام دینها در آیه «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ؛[15] تا آن را بر همه ادیان پیروز کند» چیست؟ فرمودند: در هنگام ظهور قائم، خداوند دین اسلام را بر تمام ادیان پیروز می کند».

آنگاه امام با استشهاد به این بخش از آیه «لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛[16] گرچه کافران [از روش شما] ناخشنود باشند» فرمودند: «خداوند ولایت علی (ع) را با امامت ولایت حضرت مهدی (عج) تکمیل می کند گرچه مورد پسند مخالفان علی (ع) نباشد».[17]

معیار تقسیم ارث در زمان ظهور

چگونگی تقسیم ارث، یکی دیگر از موضوعاتی است که در باب مهدویت در کلام امام کاظم (ع) مورد توجه قرار گرفته است. آن حضرت در تفسیر آيه «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ؛[18] بی تردید مؤمنان رستگار شدند» و آيه «فَإِذا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَسَاءَلُونَ؛[19] پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می پرسند» با اشاره به سیستم تقسیم ارث در آخرالزمان می فرمایند:

«چون قائم به پا خیزد، برادر دینی ارث خواهد برد و برادرانی که از یک پدر و مادر متولد شده اند ارث نمی برند. ایشان برای تأیید این مطلب به دو آیه یادشده یعنی «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» و «فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لَا يَتَسَاءَلُونَ» استشهاد کردند.[20]

حجم اندک روایات مهدویت در کلام امام کاظم (ع)

عصر امام کاظم (ع) مشحون از خفقان و ظلم و ستم بود. مردم مسلمان به خصوص علویان در این عصر با سختی تمام با حکام جور درگیر بودند و در این راه کشته ها و شهدای بسیاری تقدیم کردند. امام کاظم (ع) چندین بار توسط حاکمان زمان خود دستگیر و زندانی شدند و در نهایت هم در زندان به شهادت رسیدند.

زمانی که شاگردان و یاران خاص به آن حضرت دسترسی پیدا می کردند، درباره مسائل مختلف از آن حضرت سؤال می کردند و پاسخ می گرفتند. پرسش از تفسیر آیات قرآن نیز مورد توجه قرار داشته و به فراخور فرصت و شرایط زمانه روایاتی در این خصوص از آن حضرت نقل شده است.

درباره مهدویت در کلام امام کاظم (ع) نیز حضرت در ضمن چند آیه، با تأویل آنها به مهدویت به این مطلب اشاره نموده و موضوعاتی چون نقش و جایگاه امام غیبت امام عصر (عج) و غلبه دین اسلام در عصر ظهور را مورد بررسی قرار داده اند.

نکته شایان توجه در این خصوص این است که با توجه به زندانی شدن امام کاظم (ع) و عدم امکان دسترسی عمومی به وی، بیشترین ارتباط با آن حضرت توسط شاگردان خاص ایشان صورت می گرفت و از طریق آنان، علم به سراسر جامعه پخش می شد و بالطبع تطور مهدویت در روایت مفسره از آن حضرت نیز کمتر از عصر صادقین (ع) است.

با توجه به این مطلب شاید بتوان ادعا کرد از این زمان، استراتژی ائمه (ع) به سبب وضعیت سیاسی آن زمان و نزدیک شدن به عصر غیبت و آماده کردن مردم با پدیده غیبت تغییر محسوسی می کند و با تربیت شاگردان ویژه، ارتباط مستقیم امام (ع) با عموم مردم کمتر می شود و مردم برای دریافت علوم و پاسخ به سوالات خویش، به شاگردان آنان مراجعه می کنند.

نتیجه گیری

در دوران حیات امام کاظم (ع)، شرایط سخت و فشار شدید حاکمان جور بر جامعه، به ویژه آن حضرت و چندین بار دستگیری و زندانی شدن ایشان، سبب شد تا به موضوع مهدویت در کلام امام کاظم (ع) کمتر اشاره شود. با این حال، در کلام آن حضرت محورهایی نظیر ویژگی های امام عصر(عج)، مسئله غیبت و شرایط عصر ظهور تبیین شده است.

پی نوشت ها

[1] پیشوایی، سیره پیشوایان، ص431.

[2] پیشوایی، سیره پیشوایان، ص436-437.

[3] گلپایگانی، زندگانی چهارده معصوم، ص201.

[4] لقمان/20.

[5] صدوق، کمال ادین و تمام النعمته، ج2، باب 34، ص368، ح6.

[6] طه/135.

[7] بحرانی، البرهان، ج3، ص792، ح7092.

[8] طه/82.

[9] ملک/30.

[10] کلینی، کافی، ج1، ص 340، ح14.

[11] صف/8.

[12] صف/8.

[13] تغابن/8.

[14] صف/9.

[15] صف/9.

[16] صف/8.

[17] کلینی، کافی، ج1، ص432-435، ح91.

[18] مومنون/1.

[19] مومنون/101.

[20] طبری، دلائل الامامه، ص260.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. بحرانى، محمد بن حسن، الرهان فی تفسیرالقرآن، تهران، بنیاد بعثت، 1416ق.
  3. پیشوایی، مهدی(معاصر)، سیره پیشوایان: نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امام معصوم (ع)، چ9، قم، موسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق (ع)، 1378ش.
  4. زاهدی گلپایگانی، قاضی، زندگانی چهارده معصوم (ع)، مشهد، کتابفروشی جعفری، 1360ش.
  5. شیخ صدوق، محمد بن علی(ابن بابویه)، کمال الدین و تمام النعمه، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1395ق.
  6. کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، 8ج، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.
  7. طبری، ابی جعفر محمد بن جریر رستم، دلائل الامامه، قم، دارالذخائر للمطبوعات، 1383ش.

منبع اقتباس: عبدی چاری، مرتضی، سیر تطور دیدگاه مفسران درباره آیات مهدویت، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ، 1400ش، ص 162-167.

بدون دیدگاه