مفسران شیعه در عصر صفوی و رجوع حداکثری به روایات اهل بیت (ع)

1396-02-25

616 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

از اوایل قرن ۱۰ ق به آهستگی زمینه های احیای مکتب اهل حدیث درمیان امامیه مهیا شد. در این زمان، دولتی شیعی را شاه اسماعیل صفوی تأسیس کرد و این دولت توانست از شهرهای مقدس عراق گرفته تا هرات در شرق را تحت نفوذ خود درآورد. ازسوی دیگر، مقارن با صفویه دولت عثمانی ظهور کرد. بدین ترتیب، پادشاهان صفوی، پس از رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع دوازده امامی در ایران، از عالمان و فقیهان حوزه های دیگر نقاط جهان اسلام دعوت کردند تا برای قوام بخشیدن تشیع به ایران آیند. در این زمان، نقش حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی، پدرشیخ بهائی، بسیار اساسی بود. وی بر این نظر بود که باید به سبک و سیاق پیشین بازگشت و از احادیث معصومان (ع) کمال بهره را برد.

او در تبیین این نظریه قائل به این بود که آثار پنچ گانۀ الکافی کلینی و مدینه العلم و من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق و تهذیب الاحکام و الاستبصار شیخ طوسی، یعنی امهات روایات شیعی، را باید پاس داشت و روایات آن ها را در حکم اصلی ترین نصوص اهل بیت (ع) در کنار نص قرآن کریم در مبانی اندیشۀ فقهی داخل کرد و از آن ها بهره برد. اگرچه این نظریه به همین شکل ادامه نیافت، زمینه ای فراهم امد که در نسل بعد با شاکله ای متفاوت در قالب تفکر اخباری به همت کسانی چون محمد امین استرآبادی ادامه یابد. البته تأثیر این نظریه در تفسیر قرآن چشمگیر بود و از همین رو این عصر یکی از مهمترین دوران ها در تدوین تفاسیر روایی از اهل بیت (ع) است. گرایش به تهذیب دین از پیرایه ها در آن عصر اوج گرفت و به ویژه در اواخر عهد شاه طهماسب در محافل امامی رویکرد دفاع ازحقانیت تشیع روتق فراوان گرفت و تفسیرهای با نگاه واعظانه پدید آمد.

ابوالحسن زواره ای، شخصیت بسیارمهم و اثرگذار مخصوصاً در گرایش به فارسی نویسی، تفسیری موجز در دو جلد با عنوان ترجمۀ الخواص نوشت که الگوی آن مواهب علیه کاشفی بود و او کوشش کرد تا آیات در شأن اهل بیت (ع) را، که از نگاه کاشفی مغفول مانده بود، بیاورد. پس از آن، ملا فتح الله کاشانی اثر بسیار مهم منهج الصادقین را پدید آورد که در آن از مجمع البیان و تفسر ابوالفتوح رازی بهرۀ بسیار برد. اما رویکرد ستیزه جویی با اهل سنت در این اثر کاملاً هویداست و این چیزی است که خود وی هم بدان تصریح کرده است (کاشانی، ج ۱، ص ۳ – ۵).

درحدود قرن ۱۱ق، عالمان به تفسیرنویسی درقالب حواشی برآثارپیشینیان روی آوردند که العروه  الوثقی ازشیخ بهائی (مجلسی، ج ۱۰۶، ص ۱۱۰) وسدره المنتهی درتفسیرسورۀ الفاتحه ازمیرداماد نمونه های آن اند.

البته جریان اخباری موانعی درمسیرحرکت فقهی ایجاد کرد که به کاهش نشاط اجتهادی وافزایش نشاط اخباری – حدیثی انجامید، اما این روند نمونه های فرهنگی مثبتی هم داشت که یکی ازمهمترین آن ها تدوین وتألیف انبوهی ازمجموعه های بزرگ حدیثی بود. حرعاملی وسائل الشیعه را گرد آورد وفیض کاشانی الوافی را و علامه مجلسی مجموعۀ بی نظیر بحارالانوار را وشاگردش، شیخ عبدالله بن نورالله بحرانی، عوالم العلوم را.این جریان فقط مختص آثارفقهی نبود وتفسیرنیزاز آن تأثیرپذیرفت وآثارتفسیری فراوانی با رویکرد اخباری تدوین شد که فقط یکی از آن ها الصافی فیض کاشانی است. این اقدامات به ویژه درعصرگذارازقرن ۱۱به قرن ۱۲ ق ادامه یافت که البته فضای حاکم آن زمان، که امکانات فراوانی برای اخباریان شیعی فراهم کرده بود. درتقویت آن مؤثربود. در این دست تدوین ها ازطیف وسیعی ازمنابع وروایات شیعی بهره گرفته شد و این امکان دسترسی غیرمستقیم عالمان به منابع اصیل شیعی را تسهیل کرد. ازدیگرنمودهای مثبت این جریان رجوع به روایات اهل بیت (ع) بود که درهمۀ موارد، به خصوص درتفسیرهای روایی، مشهود است. تفسیرالبرهان فی تفسیرالقرآن سید هاشم بحرانی ونورالثقلین حویزی ازهمین دست تفاسیرروایی است.

واعظ کاشفی

(سبزوار ۸۴۰  – ۹۱۰ ق) عالم عصر تیموری.

ملا حسین کاشفی، ملقب به واعظ، اهل سبزوار. با سلطان حسین بایقرا و امیرعلیشیرنوایی هم دوره بود وآثاربسیاری تألیف کرده که مخصوصاً درعصرحاضر کتاب جنجال برانگیزروضه الشهدای اوشهرت فراوان یافته است. وی چهارتفسیربه نام های  جواهرالتفسیروجامع الستین (تفسیرسورۀ یوسف) ومختصرالجواهر و و مواهب علیه تألیف کرده است (آقا بزرگ طهرانی، الذریعه، ج ۲۰، ص ۱۹۳ – ۱۹۴). مواهب علیه یا تفسیرحسینی مهمترین اثرتفسیری اوست که با زبان فارسی وبه نام وزیر نظام الدین امیرعلیشیر نوایی گردآوری شده و در آن ازسورۀ حمد تا پایان آیۀ ۸۴ سورۀ نسا تفسیرشده است. این تفسیرناتمام، که به سبب شمول آن بردو سورۀ بقره وآل عمران به « زهراوین » نیزمشهوربوده است، درحدود سال های ۸۹۷ – ۸۹۹ ق تألیف شده وازتفاسیرادبی وصوفیانه است. به نظرمی رسد مؤلف درتدوین اثرتوجه ویژه ای به تفسیرکشف الاسرار میبدی داشته ومانند همان کتاب مطالب عامیانه و اهل طریقت را با یک دیگرتلفیق کرده ودرتفسیرخود آورده است.

وی درمواهب علیه  با بهره گیری فراوان ازسخنان وآرا وآثارعرفا وصوفیه به برخی ارفرق ایشان هم چون کبرویه ونقش بندیه گراییده است. هم چنین، توانمندی کاشفی درشعرکتاب اورا مشحون ازاشعارشیعی آن است که مؤلف آن را در سطح معلومات عامه نوشته و علت آن هم این است که وی درملازمت امیرعلی شیرنوایی بوده وتفسیررا به درخواست او وبرای او تدوین کرده است (حضرتی، ص ۱۲۷ – ۱۴۵ ؛ کریستین زهرا، ص ۴۱). همین امرالبته انتقادهای بسیاری را متوجه اوکرده وملا فتح الله کاشانی درشرحی برمواهب روایات اهل بیت (ع) را در آن گنجانده و این کاستی را برطرف ساخته است. مفسر، درآغاز، نام سوره وتعداد آیه ها وسپس ترجمه وشرح مختصری ازمفهوم کلی آیات را آورده و، به فراخور مباحث، به موضوعات اخلاقی و تاریخی و فقهی وکلامی وغیره پرداخته است. بسیاری ازروایاتی که درقالب اسرائیلیات جای می گیرد با تسامح کامل درمواهب علیه امده. این شیوۀ عملکرد مؤلف، که با مبانی ت شیعه درتضاد بود، سبب شد فیض کاشانی به اشارۀ شاه عباس دوم به تصحیح آن و جبران کمبودهای روایی وحذف برخی اضافات بپردازد که درنتیجۀ این تلاش کتاب تنویرالمواهب پدید آمد (معرفت، ج ۲، ص ۴۲۸). با این حال، ارزشمندی این تفسیرباعث می شد که استقبال از آن گسترده باشد وبیش تر درصدد رفع اشکال های آن برآیند ونه آن که به کل آن را کنارنهند.

مواهب علیه بارنخست دربمبئی در ۱۲۷۹ ق و سپس درتهران در۱۳۶۹ ش با تصحیح محمدرضا جلالی نائینی منتشرشد. به سبب گرایش های فرقه ای وعرفانی درشرق، این اثربارها درهند وپاکستان انتشاریافت وحتی به زبان اردو نیزترجمه شد. ایازی (شناخته نامه، ص ۲۷۵ – ۲۷۶) اشاره کرده که شهرت مواهب باعث شده که حتی درزیرنویس برخی ازقرآن های چاپ پاکستان نیزدرج شود.

میرابوالفتح عربشاهی

(اردبیل ۹۷۶ ق). عالم، متکلم، اصولی، مفسر در قرن ۱۰ ق.

میرابوالفتح بن میرزا مخدوم بن شمس الدین حسینی جرجانی عربشاهی. او افزون برپدرش، میرزا محمد علی مخدوم، ازمحضربرخی ازمشایخ قرن ۱۰ ق هم چون عصام الدین ابراهیم بن محمد عربشاه اسفراینی، صاحب تعلیقه، برشرح کافیه، و امیرغیاث الدین منصوردشتکی بهره برد. دامنۀ دانش میرابوالفتح چندان گسترده بود که به زودی توانست درنزد طهماسب اول صفوی به جایگاه ارزشمندی دست یابد و به فرمان همو بود که مأمورشد تفسیری دردانش فقه قرآنی تدوین کند.

وی آثار بسیاری درزمینه های گوناگونی چون فقه ومنطق وکلام نوشته که از جملۀ آن هاست رساله ای درفقه ؛ حاشیه برحاشیۀ دوانی برشرح تجرید ؛ حاشیه بر تهذیب المنطق تفتازانی ؛ حاشیه برکنزالعرفان فاضل مقداد ؛ حاشیه برشرح لمعۀ شهید ثانی ؛ حاشیه برمنطق کبری اثرجدش، سید شریف جرجانی.

میرابوالفتح عربشاهی دراواخرعمربه اردبیل مهاجرت کرد ودرهمان دیارازدنیا رفت وپیکرش درجوارمرقد صفی الدین اردبیلی مدفون شد. توانایی اودرفقه و گستردگی اطلاعات روایی وقرآن اوسبب شد برای تألیف آیات الاحکام بهترین گزینۀ پادشاهان صفوی باشد. اوتألیفی دارد که به سبب سفارش پادشاه صفوی به تفسیرشاهی شهرت یافته است. تفسیرشاهی ازتفاسیربا منظرفقهی است ؛ یعنی آیات دارای مفاهیم فقهی وحکمی الهی در آن بررسی شده است.

برتری این کتاب برآثارمشابه به اعتبارزبان آن است، چنان که ازنوادرآثاردر این زمینه است. روش مؤلف درتدوین اثرهمانند دیگرآثارمشابه برمبانی وابواب کتاب های فقهی استواراست. تفسیرشاهی با ۴۲ کتاب (فصل) ازطهارت آغازشده وبه قضا وشهادات ختم می شود. این کتاب به اهتمام وتصحیح ولی الله اشراقی سرایی درتبریز در۱۳۸۰ ق انتشاریافت (چاپ دوم تهران، ۱۳۶۲ ش).

ملا فتح الله کاشانی

(۹۸۸). مفسر، متکلم در قرن ۱۰ ق، هم عصر حکومت صفویه.

فتح الله فرزند شکرالله، اهل کاشان. تحصیلات خود را نزد علی بن حسین زواره ای، شاگرد محقق ثانی، سپری کرد و از شاگردان خاص او شد و به توسط او از محقق ثانی روایت کرده است. اطلاع از زندگی وی چندان کم است که شگفت می نماید و شاید، اگر بر خوردهای تند وی با تفسیر مواهب علیه معروف به نفسیر کاشفی و تألیف کتاب تفسیری منهج الصادقین نبود، شناخت از وی از همین حد هم کم تر می شد. ملا حبیب الله شریف هم در لباب الالقاب بیان کرده که ندیده کسی از رجال نویسان از ملا فتح الله یادی کرده باشد و شگفتا که احوال این عالم مخفی مانده و در شمار فضلا یاد نشده است. ملا حبیب الله بر این نظر است که چه بسا ناتوانی های مالی سبب گم نامی ملا فتح الله شده باشد.

مقبرۀ ملا فتح الله در کاشان زیارتگاه و مورد رجوع مردم است و خانه ای هم از او در همان شهر باقی است حسین ستار رضی الدین شاه مرتضی (۹۵۰ – ۱۰۰۹ ق)، پدر ملا محسن فیض کاشانی، فقیه و متکلم و مفسر مشهور، را یکی از شاگردان ملا فتح الله یاد کرده است.

ملا فتح الله آثار بسیاری تألیف کرده که برخی از آن ها در زمینۀ تفسیر قرآن بوده و از آن جمله است منهج الصادقین فی الزام المخالفین ؛ خلاصه المنهج، که بر اساس نسخۀ خطی آن در بخش نسخ خطی کتاب خانۀ آستان حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در سال ۱۳۶۳ ق در تهران انتشار یافت ؛ تفسیر زبده التفاسیر، که حد واسط میان دو اثر پیشین است و زبان اثرهم عربی است. بدون شک، مهمترین و اندگارترین اثر او منهج الصادقین است که تفسیری جامع و به فارسی است وطی گذشت چند قرن هنوزهم مورد عنایت ورجوع عالمان است. بسیاری بر این نظرند که منهج الصادقین ازمعروف ترین تفاسیرفارسی درمیان شیعیان است. این تفسیربا مقدمه ای مفصل آغازو پس از آن فصول ده گانۀ آن شروع می شود. ازبارزترین شاخصه های آن توجه به قرائت است ؛ موضوعی که کم ترمورد توجه شیعیان قرارگرفته است. وی درمقدمۀ کتاب به بررسی موضوع قرائت وقُراّء وصحت اسناد قرائت سبعه پرداخته و، برخلاف عرف، اثرش را نه برپایۀ قرائت عاصم، بلکه برقرائت  شعبه نهاده است (ستوده نیا، ص ۹ – ۲۲). پس ازاین مباحث، به ذکراسامی سوره ها وآیات ووجوه تسمیۀ آن ها و خواص وفواید وموضوعات لغوی پرداخته است. تبیین معنا وتفسیروتأویل درادامه آمده، اما اصلی ترین قسمت مقدمه ذکراحادیث واخبارمربوط به ترغیب قرائت قرآن ودانستن معانی فرقان است. مفسردرمقدمه بی توجهی برخی ازمعاصران وپیشینیان به اخباراهل بیت (ع) درتفاسیررا انگیزۀ اصلی خود برای اقدام به تألیف این اثربیان کرده است (ستار، « پژوهشی درزندگی… »، ص ۸ – ۱۶).

منهج الصادقین مشحون است ازمباحث ادبی ازلغت وبلاغت وانبوهی موضوعات قصصی وتاریخی که در آن گنجانده شده است. مؤلف وارد مسائل مربوط به کلام شیعی نیزشده و، افزون بر اصول دین، به آرا وعقاید شیعه نیرالتفات داشته است. وی ترجمه را درضمن تفسیرآورده و با همراه کردن شأن نزول آیات با مباحث ادبی و بلاغی به موضوعات جانبی چون تاریخ هم توجه داشته است. تفسیر او ترتیبی و از تفاسیر جامع است ودر آن برآن بوده که ارتباط منطقی میان سوره های ترتیبی را بیان کند. اهتمام ویژۀ او به دفاع از جایگاه اهل بیت (ع) و مقام آن بزرگواران او را به مسیرتعصب نکشانده وبیان متین و معقول او مورد توجه همگانی قرارگرفته است. از موضوعاتی که ملا فتح الله در منهج الصادقین بدان توجه نشان داده مباحث و اقوال عارفان و صوفیان است که حتی برخی را برآن داشته که تفسیر او را دارای گرایش های عرفانی بخوانند. نمونۀ این گرایش ها در تفسیر او فراوان است (مثلاً y  ج ۱، ص ۴۳۰ ؛ ج ۳،، ص ۴۳۳ ؛ ج ۴، ص ۳۵۷). گذشته از موارد یاد شده، عنایت مفسربه آیات الاحکام سبب شده تا، به فراخوارحال، درمواضع گوناگون، با منظری فقهی به این موضوعات بپردازد.

منهج الصادقین به کوشش علی اکبرغفاری وبا مقدمه وحواشی سید ابوالحسن مرتضوی درقم در۱۳۸۵ ق منتشرشده است.

مقدس اردبیلی

(اردبیل – نجف ۹۹۳ ق) فقیه، مفسر نامی در قرن ۱۰ ق، هم عصرحکومت صفویه.

احمد بن محمد، معروف به مقدس، اهل اردبیل. در زادگاهش علوم اولیه را فرا گرفت و پس از آن رهسپار نجف اشرف وسپس شیراز شد. ازاستادان اوسید علی صائغ وجمال الدین محمود، شاگرد علامه جلال الدین اسد دوانی، مشهورند. مقدس اردبیلی مخصوصاً زمانی که به نجف رفت و در آن دیاربه تدریس وتألیف پرداخت نقش بسیارمهمی درتقویت حوزۀ علمیۀ نجف داشت. ازشاگردان اویند صاحب معالم، صاحب مدارک، ملا عبدالله شوشتری، میرفضل الله تفرشی.

افزون بر این ها، مقدس اردبیلی با پیمودن مسیرفقه القرآن وآیات الاحکام راه کسانی چون ابن متوج را، که ازحدود قرن ۸ ق آغازشده بود، ادامه داد. وی کتاب زبده البیان فی احکام القرآن را با توجهی ویژه به کتاب کنزالعرفان فاضل مقداد درهمان سطح واندازه تدوین کرده است. در این کتاب، نخست لغات مشکل را شرح داده وسپس نکات ادبی بیان وآن گاه آیات را تفسیرکرده ودرآخربه تبیین احکامی پرداخته که آن آیه بدان ها دلالت دارد (مثلاً مقدس اردبیلی، ص ۴ – ۷). شیوۀ عملکرد وتدوین زبده تا حد زیادی به مجمع البیان طبرسی می ماند (عظیمی، ص ۲۳۶). مقدس اردبیلی دردیباچه ای کوتاه ازتفسیربه رآی سخن گفته ومبانی فکری خود دربارۀ تفسیروجایگاه عقل و نقل در آن بیان کرده و گفته که تفسیربه رأی، درصورتی که شاهد معتبرشرعی داشته باشد. نه تنها اشکالی ندارد، مورد استفادۀ خود اوهم هست (مقدس اردبیلی، ص ۱- ۴). وی درادامه، به تیمّن وتبرک، با تفسیرسورۀ حمد ونیزبا بررسی موضوعاتی مانند ایمان و مباحثی ازامامت  کتاب را آغازکرده وسپس به تفسیرحدود ۴۰۰ آیه، که درشمار آیات الاحکام جای دارند، پرداخته است. مؤلف، با پیروی ازشیوۀ تبویب کتاب های فقهی، هرآیۀ دارندۀ مفهومی فقهی را درموضوع فقهی خود وارد کرده و به تفسیرونیزتبیین مبانی فقهی واحکام واستدلالات وتفریعات آن همت گماشته است.

مقدس اردبیلی ازمفسرانی است که اسباب نزول را معتبرمی دانستند و از آن درحکم یکی ازمستمسکات تفسبری بهره می بردند، هرچند اودراغلب موارد دربیان اسباب نزول منبع خود را یاد نکرده است (حاج منوچهری، ذیل « زبده البیان»). ازمباحث مهم درتفسیر زبده البیان آن است که مقدس اردبیلی، براساس شیوۀ فقهی خود، تخصیص عموم کتاب به خبر صریح وقطعی را روا می دانست. اودرجایی تصریح کرده است که، وقتی دو خبری که درستی ودلالت آن ها آشکارنیست دربرابر یک دیگر قرارگیرند، نمی توان ازمعنای قطعی آیه دست کشید ؛ چون دست کشیدن ازدلالت قرآن، که البته قطعی است، فقط با متن قطعی دیگرامکان پذیراست (نورایی، ص ۶۵ – ۶۶).

مقدس اردبیلی غالباً، پس ازذکرکل یا قسمتی ازآیه، نخست به بررسی لغت و اعراب وسپس به معنی وشأن نزول آن پرداخته وسرانجام احکام را استباط واقوال دیگران دربارۀ موضوع آیه را نقل کرده است. در این اثر، تطبیق وتقارن ونقل ونقد آرای دیگرمذاهب فقهی نیزجای جای مورد توجه واستفاده قرارگرفته است ۰ربانی، « نگاهی… » ص ۴۲۱). شاخصه هایی چون آزاد اندیشی علمی و حق مداری ودوری ازتعصب ونیزبه کارگیری شایسته وگستردۀ عقل دراستنباط احکام شرعی عناصر محوری زبده البیان است ۰ مختاری، ص ۷۰ – ۷۱).

زبده البیان از زمان تألیف مورد توجه اندیشمندان مسلمان قرارگرفت. حاشیه نویسی وشرح نویسی بر این اثرسابقه ای قدیم دارد و نخستین حاشیه را خود مقدس اردبیلی بر اثرخود نگاشت. فیض کاشانی التعلیقه علی زبده البیان وجزایری تعلیقه ای دیگر برآن اثرنگاشت. ازدیگرتعالیق بر این اثرمی توان ازتألیف مولی محمد بن عبدالفتاح تنکابنی، مشهوربه سراب، یاد کرد. محمود ابراهیم بن معصوم بن فصیح حسینی تبریزی (- ۱۱۴۹ ق). ازرجال قرن ۱۲ ق، نیزکتاب تحصیل الاطمئنان فی شرح زبده البیان را به رشتۀ تحریردرآورد (حائری خرم آبادی، ص ۱۰۹ – ۱۲۲).

نخستین چاپ این کتاب در ۱۳۰۵ ق در ایران صورت گرفته و پس از آن در۱۳۶۸ و ۱۳۸۶ ش منتشر شده است که چاپ اخیربه تصحیح محمد باقر بهبودی است. هم چنین، رضا استادی وعلی اکبرزمانی نژاد با گروهی ازمحققان زبده البیان را به سبکی جالب منتشرساخته اند.

پی نوشت ها

  1. فیض کاشانی، محسن (۱۳۷۴). تفسیرصافی، تهران.
  2. مجلسی، محمد باقر(۱۴۰۳ق). بحارالانوار، بیروت، ج ۱، ۱۰، ۳۴، ۵۷، ۹۰، ۱۰۰، ۱۰۲، ۱۰۴، ۱۰۶.
  3. آقا بزرگ طهرانی، محمد محسن (۱۳۶۶)، طبقات اعلام الشیعه (احیا، الداثر من القرن العاشر)، تصحیح علی نقی منزوی، تهران، دانشگاه تهران.
  4. حضرتی، حسن وغلامحسین مقیمی (۱۳۷۷). « نگاهی اجمالی به حیات واندیشۀ سیاسی ملا حسین واعظ کاشانی »، حکومت اسلامی، ش ۹.
  5. کریستین زهراء سندس (۱۳۹۰).« علل شهرت مواهب علیه کاشفی »، آینۀ پژوهش، ش ۱۲۸.
  6. معرفت، محمد هادی (۱۳۸۰). تفسیرومفسران، قم، ج ۱، ۲.
  7. ایازی، محمد علی (۱۳۷۹). شناخت نامۀ تفاسیر، رشت.

فهرست منابع

  1. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد (بی تا). زبده البیان، به کوشش محمد باقربهبودی، تهران، کتاب خانۀ مرتضویه.
  2. عظیمی، حبیب الله (۱۳۸۵). تاریخ فقه وفقها، تهران.
  3. نورایی، محسن (۱۳۸۵). « زبده البیان محقق اردبیلی دریک نگاه »، معرفت، ش ۱۰۹.
  4. مختاری، علی (۱۳۷۵). « روش محقق اردبیلی درزبده البیان»، آینۀ پژوهش، ش ۳۹.
  5. حائری خرم آبادی، محمد علی (۱۴۱۰ ق). « فقه القرآن فی التراث الشیعی »، تراثنا، س ۵، ش ۱٫

منبع: ولایتی، علی اکبر؛ نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران