غلامرضا گلى زواره
آمد رمضان و عيد با ماست
قفل آمد و آن كليد با ماست
بر بست دهان و ديده بگشاد
و آن نور كه ديده ديد با ماست
آمد رمضان به خدمت دل
و آن كس كه دل آفريد با ماست
در روزه اگر پديد شد رنج
گنج دل ناپديد با ماست
كرديم زروزه جان و دل پاك
هر چند تن پليد با ماست
روزه به زبان حال گويد
كم شو كه همه مزيد با ماست
مولوى
بر سر سفره الهى
بار ديگر ضيافتى برپا مىشود و مؤمنان بر سر سفره رحمت الهى حاضر می گردند. در نيمه هاى شب تك چراغى در هر خانه اما چلچراغى در دلها روشن می شود، نجواى مناجات و رايحه سحرانگيز صلوات و تسبيح فضا را ملكوتى و معطر می كند.
اينك ماه رمضان بر دوستانش اقبال نموده است، ماهى كه آلودگىها را مىشويد و مىسوزاند توبه دلهاى خطاكاران و گرسنگى بندگان دراين ايام مبارك رحمت الهى را جلب مىكند اگر خواستار آن هستيم كه از سفره پر بهره اين ماه بهتر و بيشتر برخوردار شويم بايد روح و روان را در چشمه زلال روزه بشوييم و نفس اماره را در بند كشيم.
ماه رمضان در دستورات اسلامى و مكتب قرآن يك دوره آموزشى، تربيتى و هديهاى آسمانى به حساب مىآيد، آدمى در چنين اوقاتى بيش از ماههاى ديگر ملتزم و مقيّد مىگردد كه با خداى خويش راز و نياز كند.
عبادات را اعم از واجبات و مستحبات جدىتر انجام دهد، با قرآن انس گيرد و بدين گونه روح خود را با كلام حق صفا دهد، روزهدار رابطهاش را در اين ماه با افراد جامعه خصوص محرومان و رنج ديدگان قوىتر مىنمايد و براى رفع گرفتارىهاى اقشار كم بضاعت با كوشش افزونترى گام بر مىدارد.
در واقع روزه دار راستين هم فاصله بين خود و خدا را كم مىكند و هم فاصلهها و تضادها و شكافهاى اجتماعى را از بين مىبرد، او براى تفاهم، اتحاد و انسجام بين مؤمنان لحظهاى آرام نمىگيرد.
بين قلبها پيوند و اخوت برقرار مىسازد هم از نفس خويش آلودگىها را دور مىسازد و هم همّت به خرج مىدهد كه ناگوارىهاى اجتماعى زايل گردند و به جاى آن تفاهم، مودّت، صميميت و هم دردى و دل سوزى متقابل جايگزين شود، روزه دار اين گونه خود را به تقوا و پارسايى نزديك مىكند و كسى كه پرهيزگارى را در تمامى ابعاد به كار گيرد نزد خداوند از كرامتى ويژه بهرهمند است.
در سراى آخرت براى خود جايگاه ويژه و شايسته در نظر گرفته و نيز به بركت اين خويشتن دارى و خوش نيتى نوعى فراست و فرزانگى را بدست مىآورد و از سرچشمه فيوضات ربّانى جرعههاى جاويدى مىنوشد.
در ضيافت پروردگار نشانى از تشريفات اهل دنيا ديده نمىشود، قشربندىهاى متداول اجتماعى در اين فراخوانى ملكوتى مشاهده نمىگردد، همه از كوچك و بزرگ، زن و مرد و فقير و غنى، دعوت شدهاند، از اين ميهمانى شميم معنويت و نواى اجابت دعا به مشام مىرسد.
شب زندهدارى بر سجاده راز و نياز از رسمهاى اين دعوت باشكوه است اينك در بگشائيد، عود بسوزانيد و اين همدم مبارك را در تار و پود وجود و لحظههاى زندگى خود جاى دهيد، شايد سعادت و فضيلت ديدار اين ميزبان بىهمتا ديگر بار نصيب نگردد.
رمضانى ديگر سرشار از فضيلت، معنويت و جاذبههاى درونى نقاب از سيماى تابان خود برداشت و زمين و زمان و دنياى اسلام را از رايحه دلآويز خود عطرآگين ساخت.
ماه نزول كتاب محكم الهى و ايامى كه كرامت و شرافت و برترى آن با ساير ماههاى سال قابل قياس نمىباشد، تحمّل گرسنگى و تشنگى و به ديگر سخن «صوم» به معناى تجلى تمام جلوههاى آن نيست، ماه پالايش از معاصى و مناهى است.
بارش بركات
رمضان فرصت سبز فراخوان الهى است كه دلهاى روبه آفتاب براى شركت در حركتى شكوهمند صلازده مىشوند و بساط پرنشاط امّا ساده و بىپيرايه اين ضيافت پر عمق دلهاى اهل ايمان گسترانيده مىشود.
خوانى به وسعت ملك و ملكوت، باران رحمت الهى كه شروع به ريزش مىكند بايد دل را از روى زمين خاكى برداشت و زير قطرههاى اين نشانه لطف الهى رفت، باران با طراوت مىبارد تا آيينه زنگار گرفته «قلوب الناس» به صفايى ديگر نشيند و جان و روان غبار گرفته ايشان به زلال اين بارش لطيف و لطفآميز پاك و پيراسته شود.
عارفان و اهل سلوك گفتهاند در اين ماه دلها را بايد از اغيار شست و مهر به فناپذيرىها را سوزانيد. پس خسران بزرگى خواهد بود اگر اين ايام را به غفلت و بدون منفعت از دست دهيم و در آخر كار مشاهده كنيم جز جوع و عطش و زجر و صَجر چيزى نصيبمان نگرديده و درخاتمه باز همان باشيم كه بوديم.
همان آدم سابق با همان ويژگىهاى نفسانى كه بر حوزه وجودمان سايه افكنده است. پس بايد ديده بصيرت را گشود و نظر در بطن و باطن اين عبادت انداخت تا مراد و منظور غايى و عاليش را دريافت به تعبير شاعر:
نظر را نغز كن تا نغز بينى
گذر از پوست كن تا مغز بينى
خواجه عبداللّه انصارى گفته است: اينك ماه رمضان آمد كه هم بسوزد و هم بشويد، به آتش گرسنگى تن ما را بسوزاند و به آب توبه دلهاى گناهكاران را بشويد. ماه رمضان كه شريفترين ماههاست موسم معاملت تو دانسته، ماهى كه در آن گناهان آمرزيده، ديوها رانده، درب بهشت گشوده و درهاى دوزخ بسته مىشود.
گر بسوزد گوبسوز و گرنوازد، گونواز
عاشق آن به كوميان آب و آتش دربود
تا بدان اوّل بسوزد، پس بدين غرقه شود
چون زخودبى خود شود معشوقش اندر بر بود
آن صاحب دل كه در اين ماه پر معرفت بردرجات معرفت قلبى خود بيفزايد منجلاى تجلّيات حضرت دوست مىشود. رمضان كه مىآيد مىبايد خم خانه نفس رذيله فرو ريزد و بت خانه وجود از لوث وجود تمام اصنام فرودين مادى و اهريمنى پالوده و پيراسته گردد كه به فرموده مولانا اميرالمؤمنين (ع) مادر بتها، بت نفس شماست.
كوتاه سخن آن كه رمضان درهاى باغ مغفرت و معرفت را سحر تا سحر می گشايد تا ساكنان حريم خلوت دل، افطار تا افطار، روزه در آن بگشايند و ديده به روى دوست گشايند كه اهل دل را يك چنين درخت روزهاى در پايان ماه به برگ و ثمر می نشيند شجره طوبايى كه حاصل پالايش خاك وجود از ذرههاى تعلّق و تعيّن جز اوست.
پس قدر اين بوستان معنا را بدانيم و از كف با كفايت ساقى اش ساغرهاى مكارم و معارف ستانيم كه چون ماه رمضان به هلال نشيند و محو گردد ما نيز در حالت صحو عارفانه خويش در محيط انوار و جذباتش كه بسيار اعلاست محو شويم و چنان نگرديم كه در پايان كار از سر تحسّر و تغابن دست بر روى دست زنيم كهاى دل غافل:
قرب يك ماه به ميخانه اقامت كردم
اتفاقاً رمضان بود و ندانستم من!(1)
روزه در ميان امّتهاى گذشته
روزه در ميان يهود و مسيح متداول بوده و جزو آيين و از اركان عبادات آنها به حساب مىآمده است.در تورات به وجوب روزه و حدود آن تصريحى نمىباشد ولى روزه داران ستوده شدهاند.
در اين كتاب درج گرديده كه حضرت موسى چهل روز صائم بود و از قول او نقل شده است: هنگام برآمدنم به كوه كه لوحهاى سنگى يعنى لوحهاى عهدى كه خداوند با شما بست، را بگيرم، در كوه چهل روز و چهل شب ماندم و نه نان خوردم و نه آب نوشيدم.(2)
يهوديان به يادمان خرابى اورشليم يك روز از ماه آب را روزه مىگيرند و نيز هنگام توبه و طلب رضايت خداوند روزه مىداشتند تا به گناهان خود اعتراف كرده به واسطه روزه و ندامت از خطاهاى قبلى رضاى حضرت اقدس الهى را تحصيل نمايند.(3)
در اناجيل اربعه نيز به وجوب روزه تصريح گرديده و روزهدار مورد تحسين قرار گرفته و از ريا برحذر داشته شده است. روزه مشهور مسيحيان قبل از عيد فصح است.
حضرت مسيح نيز چنانكه از كتاب مقدّس مسيحيان بر مىآيد چهل روز، روزه دار بوده است: ان گاه عيسى از قوت روح به بيابان برده شد تا ابليس او را امتحان نمايد پس چهل شبانه صائم گشت تا سرانجام گرسنه گرديد.(4)
حتى از انجيل «لوقا» فهميده مىشود كه حواريون حضرت عيسى(ع) روزه مىگرفتهاند. بنابراين حيات حواريون و پيروان راستين اديان در ايام گذشته عمرى مملو از انكار لذاتهاى زودگذر و رحمتهاى بىشمار روزه دارى بوده است.(5)
در مذاهب قديم مصر، روم، يونان و هند نيز انواع روزه معمول و مرسوم بوده است، در روايات اسلامى آمده است كه كتابهاى بزرگ آسمانى چون تورات، انجيل،زبور، صحف و قرآن در ماه رمضان نازل شدهاند،
امام صادق(ع) فرمودهاند تورات ششم ماه مبارك، انجيل در دوازدهم و زبور داود در هيجدهم اين ماه خجسته فرو فرستاده شدهاند.
قرآن كريم در شب قدر نازل گرديد و سپس تدريجاً در مدت بيست و سه سال بر رسول اكرم(ص) وحى گشت و چون آيه «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن»(6) در اين ماه نازل گشت اين ماه داراى شرافت و فضيلت ويژهاى گرديد و مناسب با وجوب روزه كه عبادت مهمى است، گرديد.(7)
در كلام وحى
كلمه صوم در قرآن چهارده بار تكرار شده است.(8) اصل آن امساك از مطلق فعل شامل خوردن، نوشيدن و گفتن مىباشد و اين معنا در مفردات راغب و اقرب الموارد آمده است امّا مؤلف تفسير مجمع البيان مىافزايد هرچه از حركت بايستد و نيز سكوت هم مىتواند معناى صوم را برساند.(9)
اما صوم در فرهنگ قرآن امساك ويژهاى است از طعام و امور ديگر كه در منابع فقهى مندرج است(10) و از طلوع فجر شروع شده و با رسيدن تاريكى اوّليه شب به پايان مىرسد، از قرآن برمىآيد كه روزه در ميان امتهاى ديگر رواج داشته اما اين امّت مشخص نشدهاند.
درباره صوم زكريا از سخن گفتن در قرآن تصريحى نمىباشد بلكه خداوند قدرت سخن گفتن را براى مدت سه روز از وى سلب كرده است(11) اما در مورد مريم قرآن به صراحت روزه صمت را مطرح كرده است.(12)
از اين نكته بر مىآيد كه چنين روزهاى در ميان بنىاسراييل بوده و نيز مبيّن آن است كه دم فرو بستن براى چند روز و فكر كردن در مورد يك موضوع خردمندانه و مورد تأييد قرآن است و سكوت توأم با انديشه دريچهاى را بر روى آدمى مىگشايد.
بيتوته حضرت نبىاكرم(ص) در غار حراء نيز همراه سكوت توأم با تفكر بوده است. در اسلام صوم صُمت تشريع نشده بلكه با اشكالاتى همراه مىباشد و فقها فرمودهاند حرام است انسان در نيت روزه خود سكوت را قيد كند ولى اگر بدون تكلّم روزه بگيرد اشكال ندارد.
در فرهنگ عترت نبى اكرم(ص) و منابع روايى اگرچه روزه سكوت و امساك از تكلّم نهى گرديده ولى از ديدگاه ائمه هدى كم سخن گفتن و بيشتر فكر كردن يك ممدوح اخلاقى است(13) و سعدى با الهام از احاديث می گويد: كم گوى و گزيده گوى چون درّ، در بحثهاى تفسيرى آيات 183 تا 187 قرآن ابعادى مهم از روزه روشن گرديده كه در محورهاى ذيل قابل ذكر هستند:
1- روزه بر مؤمنان مكتوب گشته چنان كه بر امتهاى گذشته واجب بوده است يعنى اين عبادت همانند نماز، امر به معروف و نهى از منكر، اقامه عدل و قسط، مبارزه با ستم و حرام خوارى، وجه مشترك تمام اديان آسمانى است و از اين منظر روزه يك تشريع تأسيسى به حساب نمىآيد چون حكمش سابقه دار بوده است.
2- روزه يك سنت الهى است و روزه دار از دستورات پروردگارش پيروى كرده است.
3- روزه دار به سرمايهاى به نام پارسايى نايل مىگردد و براى رسيدن به اين مهم از آنچه خلاف، حرام، ممنوع و غيرمجاز است اجتناب مىكند، تأكيد اصلى اين است كه روزه براى پروا دارى و تقوا تعيين شده اگرچه منافع و مزايا و خيرات زيادى براى فرد و جامعه در بردارد.
4- موضوع «لعلّكم تتقون» عام، جامع و مطلق است و پرهيز در تمامى ميدانهاى اقتصادى، اجتماعى، سياسى، خانوادگى و انفرادى از هر آن چه نبايد، معرفى شده است. آن چه وجدان اخلاقى، فطرت خدادادى، قوانين عرفى، مبانى علمى و عقلى ممنوع اعلام كردهاند در قلمرو تقوا قرار دارند، دسترسى به اين توشه و زاد زيربنايى، آگاهى، انديشه، تحريه، رياضت، تمرين، تديّن و تعبّد را مىطلبد.
5 – روزه عبادتى است كه به دليل بيمارى، سفر، ناتوانى، قضا، فديه و بدل دارد و هرگز هيچ مسلمانى از اين قوانين معاف نمىگردد و به نوعى بايد جبران كند.
6- در حكم روزه مدت زمانى مشخص در طول سال تعيين گرديده كه يك ماه و در «شهر رمضان» مىباشد، ماهى كه قرآن در آن نازل گرديده و ليالى مبارك قدر به آن زينت ويژهاى دادهاند.
7- روزه حكمى است براى جوامع انسانى و بنابراين در حدود توان، امكانات و شرايط بشرى تشريع شده و محدوديتهاى آدميان در آن لحاظ گرديده است.
8 – اهميت روزه به اندازهاى است كه نبايد به عنوان دستورى دينى آن را تلقى كرد بلكه به دليل تكريم لطف و عنايت خداوند كه در اين ماه بر بندگان روا نموده بايد نسبت به انجام وظايف عبادى و معنوى خويش در اين ايام مبارك دقت و توجه ويژهاى مبذول داشت.
9- در هنگام روزه دارى ضمن احترام به حكم الهى بايد از آلودگىهاى اخلاقى چون غيبت و تهمت و دروغ گويى پرهيز كرد و شايسته است حقوق بندگان خدا و حرمت شخصيت مؤمنين توسط روزه داران حفظ شود.
از ديدگاه رسول اكرم(ص)
امام صادق(ع) به اين نكته اشاره دارند كه رسول اكرم(ص) فرمودند: روزه سپر و پوششى است از آفتهاى دنيا و مانع عذاب آخرت است، پس هرگاه قصد روزه كردى.
نيّت كن كه به روزه خود نفس را از خواهشهاى آن بازدارى و همت و انديشه را از پيروى شياطين جدا كنى و نفس خود را (از جهت ارتكاب گناهان) به منزله بيمار فرض كن.
همان گونه كه بيمار جسمانى به اميد بهبودى ميل به خوردنى و آشاميدنى نمىكند تو نيز با عمل روزه و به بركت آن هرلحظه اميد و انتظار شفاى بيمارى عصيان و گناهان را داشته باش و باطن خود را از هر تيرگى، غفلت و ظلمتى كه تو را از معناى اخلاص براى خدا خالى و جدا مىسازد پاك كن.
رسول خدا(ص) فرمود: خداى تعالى مىفرمايد: روزه براى من و مختص به من است و من ثواب درخور آن را خواهم داد و روزه خواهش نفس و شهوت طبع را مىميراند و در آن صفا و جلاى دل و پاكى اعضاء و جوارح و آبادانى ظاهر و باطن است و موجب شكرگزارى بر نعمتهاى الهى و نيكى و احسان به فقيران است و باعث افزونى تضرّع و خشوع و نرمى دل و گريه و پناه بردن به خداست و سبب شكستن شهوت و سبكى حساب قيامت و دوچندان شدن حسنات است و فوايد روزه بى شمار است.(14)
خاتم پيامبران حضرت محمد(ص) درباره اهميت مقام روزه داران در درگاه حضرت احديت فرمودهاند: شب اوّل ماه رمضان خداوند متعال به فرشتگان فرمان مىدهد بهشت را براى روزه داران امّت محمد(ص) مهيا كنيد.
درهاى دوزخ را بر اين روزه داران ببنديد و تا پايان ماه باز نكنيد و به جبرئيل هم فرمان مىدهد به زمين فرودآى و راه نفوذ شياطين را بر امّت محمد ببند تا نتوانند ايمان و روزه آنان را فاسد كنند.(15) امام على(ع) فرمودهاند از رسول اكرم پرسيدند چكار كنيم تا شيطان از ما دور شود.
پيامبر فرمودند: روزه روى شيطان را سياه مىكند.(16) همچنين آن حضرت تأكيد فرمودهاند: روزه بگيريد تا سالم شويد.(17)
سلمان فارسى از رسول اكرم(ص) نقل كرده است كه عربى از آن حضرت مطالب بسيارى را پرسيد كه پيامبر در پاسخ وى اين موضوع را مطرح فرمودند: خداوند براى هر كتابى سرورى قرار داده و براى هر آفريدهاى سالارى، قرآن سرور كتب آسمانى و ماه رمضان سرور ماهها و شب قدر سالار شبها می باشد.
فردوس سرور اماكن بهشت و خانه كعبه سالار بقعههاى زمين، جبرئيل سالار فرشتگان، من سرور پيامبران و على سرور اوصياء و حسن و حسين سرور جوانان بهشتى مىباشند.(18)
آن مصطفاى پيامبران رمضان را ماه بركت و انابه به پيشگاه خداوند و ماه توبه، آمرزش و مغفرت و آزادى از آتش دوزخ معرفى كردهاند و نيز افزودهاند: رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت خواهد بود، ماه مواسات است و در آن روزى مؤمن افزايش مىيابد.(19)
اميرمؤمنان على(ع) مىفرمايند: پيامبر گرامى در آخرين جمعه ماه شعبان المعظم براى ما خطبهاى ايراد فرمودند و در آن مژده فرا رسيدن ماه مبارك رمضان را داده و مقام و جايگاه اين ماه عظيم را براى ما تشريح فرمودند. در فرازى از اين خطبه آمده است: اى مردم همانا ماه خدا با بركت و رحمت به شما روى آورده.
ماهى كه نزد خدا برترين ماههاست و روزهايش برترين روزها و شب هايش برترين شبها و ساعتش برترين ساعت هاست، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شدهايد و بدين سبب مورد تكريم الهى قرار گرفتهايد.
نفسهايتان در آن تسبيح خدا و خوابتان در آن عبادت است و اعمال شما در اين ماه پذيرفته و دعاهايتان مستجاب است. پس با نيتهاى صادق و دلهاى پاك از خدا بخواهيد كه شما را در اين ماه به روزه دارى و خواندن قرآن كريم موفق گرداند.
به درستى كه شقى و دور از سعادت كسى است كه در اين ماه بزرگ از آمرزش الهى محروم ماند. با گرسنگى و تشنگى خود در اين ماه گرسنگى و تشنگى روز قيامت را به ياد آوريد.
بر فقيران و درماندگان خود صدقه دهيد و بزرگان خود را احترام كنيد و با كودكان مهربان باشيد، با خويشاوندتان رفت و آمد كنيد و پيوند برقرار سازيد و زبانتان را (از گفتار بيهوده) نگاهداريد.(20)
Comments are closed.