روزه، روزگار پيوستن به اصل خويش – قسمت اول

1400-10-05

237 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

غلامرضا گلى زواره

آمد رمضان و عيد با ماست‏

قفل آمد و آن كليد با ماست‏

بر بست دهان و ديده بگشاد

و آن نور كه ديده ديد با ماست‏

آمد رمضان به خدمت دل‏

و آن كس كه دل آفريد با ماست‏

در روزه اگر پديد شد رنج‏

گنج دل ناپديد با ماست‏

كرديم زروزه جان و دل پاك‏

هر چند تن پليد با ماست‏

روزه به زبان حال گويد

كم شو كه همه مزيد با ماست‏

مولوى‏

بر سر سفره الهى

بار ديگر ضيافتى برپا مى‏شود و مؤمنان بر سر سفره رحمت الهى حاضر می گردند. در نيمه‏ هاى شب تك چراغى در هر خانه اما چلچراغى در دل‏ها روشن می شود، نجواى مناجات و رايحه سحرانگيز صلوات و تسبيح فضا را ملكوتى و معطر می كند.

اينك ماه رمضان بر دوستانش اقبال نموده است، ماهى كه آلودگى‏ها را مى‏شويد و مى‏سوزاند توبه دل‏هاى خطاكاران و گرسنگى بندگان دراين ايام مبارك رحمت الهى را جلب مى‏كند اگر خواستار آن هستيم كه از سفره پر بهره اين ماه بهتر و بيشتر برخوردار شويم بايد روح و روان را در چشمه زلال روزه بشوييم و نفس اماره را در بند كشيم.

ماه رمضان در دستورات اسلامى و مكتب قرآن يك دوره آموزشى، تربيتى و هديه‏اى آسمانى به حساب مى‏آيد، آدمى در چنين اوقاتى بيش از ماههاى ديگر ملتزم و مقيّد مى‏گردد كه با خداى خويش راز و نياز كند.

عبادات را اعم از واجبات و مستحبات جدى‏تر انجام دهد، با قرآن انس گيرد و بدين گونه روح خود را با كلام حق صفا دهد، روزه‏دار رابطه‏اش را در اين ماه با افراد جامعه خصوص محرومان و رنج ديدگان قوى‏تر مى‏نمايد و براى رفع گرفتارى‏هاى اقشار كم بضاعت با كوشش افزون‏ترى گام بر مى‏دارد.

در واقع روزه دار راستين هم فاصله بين خود و خدا را كم مى‏كند و هم فاصله‏ها و تضادها و شكاف‏هاى اجتماعى را از بين مى‏برد، او براى تفاهم، اتحاد و انسجام بين مؤمنان لحظه‏اى آرام نمى‏گيرد.

بين قلب‏ها پيوند و اخوت برقرار مى‏سازد هم از نفس خويش آلودگى‏ها را دور مى‏سازد و هم همّت به خرج مى‏دهد كه ناگوارى‏هاى اجتماعى زايل گردند و به جاى آن تفاهم، مودّت، صميميت و هم دردى و دل سوزى متقابل جايگزين شود، روزه دار اين گونه خود را به تقوا و پارسايى نزديك مى‏كند و كسى كه پرهيزگارى را در تمامى ابعاد به كار گيرد نزد خداوند از كرامتى ويژه بهره‏مند است.

در سراى آخرت براى خود جايگاه ويژه و شايسته در نظر گرفته و نيز به بركت اين خويشتن دارى و خوش نيتى نوعى فراست و فرزانگى را بدست مى‏آورد و از سرچشمه فيوضات ربّانى جرعه‏هاى جاويدى مى‏نوشد.

در ضيافت پروردگار نشانى از تشريفات اهل دنيا ديده نمى‏شود، قشربندى‏هاى متداول اجتماعى در اين فراخوانى ملكوتى مشاهده نمى‏گردد، همه از كوچك و بزرگ، زن و مرد و فقير و غنى، دعوت شده‏اند، از اين ميهمانى شميم معنويت و نواى اجابت دعا به مشام مى‏رسد.

شب زنده‏دارى بر سجاده راز و نياز از رسم‏هاى اين دعوت باشكوه است اينك در بگشائيد، عود بسوزانيد و اين همدم مبارك را در تار و پود وجود و لحظه‏هاى زندگى خود جاى دهيد، شايد سعادت و فضيلت ديدار اين ميزبان بى‏همتا ديگر بار نصيب نگردد.

رمضانى ديگر سرشار از فضيلت، معنويت و جاذبه‏هاى درونى نقاب از سيماى تابان خود برداشت و زمين و زمان و دنياى اسلام را از رايحه دل‏آويز خود عطرآگين ساخت.

ماه نزول كتاب محكم الهى و ايامى كه كرامت و شرافت و برترى آن با ساير ماههاى سال قابل قياس نمى‏باشد، تحمّل گرسنگى و تشنگى و به ديگر سخن «صوم» به معناى تجلى تمام جلوه‏هاى آن نيست، ماه پالايش از معاصى و مناهى است.

بارش بركات‏

رمضان فرصت سبز فراخوان الهى است كه دل‏هاى روبه آفتاب براى شركت در حركتى شكوهمند صلازده مى‏شوند و بساط پرنشاط امّا ساده و بى‏پيرايه اين ضيافت پر عمق دل‏هاى اهل ايمان گسترانيده مى‏شود.

خوانى به وسعت ملك و ملكوت، باران رحمت الهى كه شروع به ريزش مى‏كند بايد دل را از روى زمين خاكى برداشت و زير قطره‏هاى اين نشانه لطف الهى رفت، باران با طراوت مى‏بارد تا آيينه زنگار گرفته «قلوب الناس» به صفايى ديگر نشيند و جان و روان غبار گرفته ايشان به زلال اين بارش لطيف و لطف‏آميز پاك و پيراسته شود.

عارفان و اهل سلوك گفته‏اند در اين ماه دل‏ها را بايد از اغيار شست و مهر به فناپذيرى‏ها را سوزانيد. پس خسران بزرگى خواهد بود اگر اين ايام را به غفلت و بدون منفعت از دست دهيم و در آخر كار مشاهده كنيم جز جوع و عطش و زجر و صَجر چيزى نصيبمان نگرديده و درخاتمه باز همان باشيم كه بوديم.

همان آدم سابق با همان ويژگى‏هاى نفسانى كه بر حوزه وجودمان سايه افكنده است. پس بايد ديده بصيرت را گشود و نظر در بطن و باطن اين عبادت انداخت تا مراد و منظور غايى و عاليش را دريافت به تعبير شاعر:

نظر را نغز كن تا نغز بينى‏

گذر از پوست كن تا مغز بينى‏

خواجه عبداللّه انصارى گفته است: اينك ماه رمضان آمد كه هم بسوزد و هم بشويد، به آتش گرسنگى تن ما را بسوزاند و به آب توبه دل‏هاى گناهكاران را بشويد. ماه رمضان كه شريف‏ترين ماههاست موسم معاملت تو دانسته، ماهى كه در آن گناهان آمرزيده، ديوها رانده، درب بهشت گشوده و درهاى دوزخ بسته مى‏شود.

گر بسوزد گوبسوز و گرنوازد، گونواز

عاشق آن به كوميان آب و آتش دربود

تا بدان اوّل بسوزد، پس بدين غرقه شود

چون زخودبى خود شود معشوقش اندر بر بود

آن صاحب دل كه در اين ماه پر معرفت بردرجات معرفت قلبى خود بيفزايد منجلاى تجلّيات حضرت دوست مى‏شود. رمضان كه مى‏آيد مى‏بايد خم خانه نفس رذيله فرو ريزد و بت خانه وجود از لوث وجود تمام اصنام فرودين مادى و اهريمنى پالوده و پيراسته گردد كه به فرموده مولانا اميرالمؤمنين (ع) مادر بت‏ها، بت نفس شماست.

كوتاه سخن آن كه رمضان درهاى باغ مغفرت و معرفت را سحر تا سحر می گشايد تا ساكنان حريم خلوت دل، افطار تا افطار، روزه در آن بگشايند و ديده به روى دوست گشايند كه اهل دل را يك چنين درخت روزه‏اى در پايان ماه به برگ و ثمر می نشيند شجره طوبايى كه حاصل پالايش خاك وجود از ذره‏هاى تعلّق و تعيّن جز اوست.

پس قدر اين بوستان معنا را بدانيم و از كف با كفايت ساقى اش ساغرهاى مكارم و معارف ستانيم كه چون ماه رمضان به هلال نشيند و محو گردد ما نيز در حالت صحو عارفانه خويش در محيط انوار و جذباتش كه بسيار اعلاست محو شويم و چنان نگرديم كه در پايان كار از سر تحسّر و تغابن دست بر روى دست زنيم كه‏اى دل غافل:

قرب يك ماه به ميخانه اقامت كردم‏

اتفاقاً رمضان بود و ندانستم من!(1)

روزه در ميان امّت‏هاى گذشته‏

روزه در ميان يهود و مسيح متداول بوده و جزو آيين و از اركان عبادات آن‏ها به حساب مى‏آمده است.در تورات به وجوب روزه و حدود آن تصريحى نمى‏باشد ولى روزه داران ستوده شده‏اند.

در اين كتاب درج گرديده كه حضرت موسى چهل روز صائم بود و از قول او نقل شده است: هنگام برآمدنم به كوه كه لوح‏هاى سنگى يعنى لوح‏هاى عهدى كه خداوند با شما بست، را بگيرم، در كوه چهل روز و چهل شب ماندم و نه نان خوردم و نه آب نوشيدم.(2)

يهوديان به يادمان خرابى اورشليم يك روز از ماه آب را روزه مى‏گيرند و نيز هنگام توبه و طلب رضايت خداوند روزه مى‏داشتند تا به گناهان خود اعتراف كرده به واسطه روزه و ندامت از خطاهاى قبلى رضاى حضرت اقدس الهى را تحصيل نمايند.(3)

در اناجيل اربعه نيز به وجوب روزه تصريح گرديده و روزه‏دار مورد تحسين قرار گرفته و از ريا برحذر داشته شده است. روزه مشهور مسيحيان قبل از عيد فصح است.

حضرت مسيح نيز چنانكه از كتاب مقدّس مسيحيان بر مى‏آيد چهل روز، روزه دار بوده است: ان گاه عيسى از قوت روح به بيابان برده شد تا ابليس او را امتحان نمايد پس چهل شبانه صائم گشت تا سرانجام گرسنه گرديد.(4)

حتى از انجيل «لوقا» فهميده مى‏شود كه حواريون حضرت عيسى(ع) روزه مى‏گرفته‏اند. بنابراين حيات حواريون و پيروان راستين اديان در ايام گذشته عمرى مملو از انكار لذات‏هاى زودگذر و رحمت‏هاى بى‏شمار روزه دارى بوده است.(5)

در مذاهب قديم مصر، روم، يونان و هند نيز انواع روزه معمول و مرسوم بوده است، در روايات اسلامى آمده است كه كتاب‏هاى بزرگ آسمانى چون تورات، انجيل،زبور، صحف و قرآن در ماه رمضان نازل شده‏اند،

امام صادق(ع) فرموده‏اند تورات ششم ماه مبارك، انجيل در دوازدهم و زبور داود در هيجدهم اين ماه خجسته فرو فرستاده شده‏اند.

قرآن كريم در شب قدر نازل گرديد و سپس تدريجاً در مدت بيست و سه سال بر رسول اكرم(ص) وحى گشت و چون آيه «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن»(6) در اين ماه نازل گشت اين ماه داراى شرافت و فضيلت ويژه‏اى گرديد و مناسب با وجوب روزه كه عبادت مهمى است، گرديد.(7)

در كلام وحى‏

كلمه صوم در قرآن چهارده بار تكرار شده است.(8) اصل آن امساك از مطلق فعل شامل خوردن، نوشيدن و گفتن مى‏باشد و اين معنا در مفردات راغب و اقرب الموارد آمده است امّا مؤلف تفسير مجمع البيان مى‏افزايد هرچه از حركت بايستد و نيز سكوت هم مى‏تواند معناى صوم را برساند.(9)

اما صوم در فرهنگ قرآن امساك ويژه‏اى است از طعام و امور ديگر كه در منابع فقهى مندرج است(10) و از طلوع فجر شروع شده و با رسيدن تاريكى اوّليه شب به پايان مى‏رسد، از قرآن برمى‏آيد كه روزه در ميان امت‏هاى ديگر رواج داشته اما اين امّت مشخص نشده‏اند.

درباره صوم زكريا از سخن گفتن در قرآن تصريحى نمى‏باشد بلكه خداوند قدرت سخن گفتن را براى مدت سه روز از وى سلب كرده است(11) اما در مورد مريم قرآن به صراحت روزه صمت را مطرح كرده است.(12)

از اين نكته بر مى‏آيد كه چنين روزه‏اى در ميان بنى‏اسراييل بوده و نيز مبيّن آن است كه دم فرو بستن براى چند روز و فكر كردن در مورد يك موضوع خردمندانه و مورد تأييد قرآن است و سكوت توأم با انديشه دريچه‏اى را بر روى آدمى مى‏گشايد.

بيتوته حضرت نبى‏اكرم(ص) در غار حراء نيز همراه سكوت توأم با تفكر بوده است. در اسلام صوم صُمت تشريع نشده بلكه با اشكالاتى همراه مى‏باشد و فقها فرموده‏اند حرام است انسان در نيت روزه خود سكوت را قيد كند ولى اگر بدون تكلّم روزه بگيرد اشكال ندارد.

در فرهنگ عترت نبى اكرم(ص) و منابع روايى اگرچه روزه سكوت و امساك از تكلّم نهى گرديده ولى از ديدگاه ائمه هدى كم سخن گفتن و بيشتر فكر كردن يك ممدوح اخلاقى است(13) و سعدى با الهام از احاديث می گويد: كم گوى و گزيده گوى چون درّ، در بحث‏هاى تفسيرى آيات 183 تا 187 قرآن ابعادى مهم از روزه روشن گرديده كه در محورهاى ذيل قابل ذكر هستند:

1- روزه بر مؤمنان مكتوب گشته چنان كه بر امت‏هاى گذشته واجب بوده است يعنى اين عبادت همانند نماز، امر به معروف و نهى از منكر، اقامه عدل و قسط، مبارزه با ستم و حرام خوارى، وجه مشترك تمام اديان آسمانى است و از اين منظر روزه يك تشريع تأسيسى به حساب نمى‏آيد چون حكمش سابقه دار بوده است.

2- روزه يك سنت الهى است و روزه دار از دستورات پروردگارش پيروى كرده است.

3- روزه دار به سرمايه‏اى به نام پارسايى نايل مى‏گردد و براى رسيدن به اين مهم از آنچه خلاف، حرام، ممنوع و غيرمجاز است اجتناب مى‏كند، تأكيد اصلى اين است كه روزه براى پروا دارى و تقوا تعيين شده اگرچه منافع و مزايا و خيرات زيادى براى فرد و جامعه در بردارد.

4- موضوع «لعلّكم تتقون» عام، جامع و مطلق است و پرهيز در تمامى ميدان‏هاى اقتصادى، اجتماعى، سياسى، خانوادگى و انفرادى از هر آن چه نبايد، معرفى شده است. آن چه وجدان اخلاقى، فطرت خدادادى، قوانين عرفى، مبانى علمى و عقلى ممنوع اعلام كرده‏اند در قلمرو تقوا قرار دارند، دسترسى به اين توشه و زاد زيربنايى، آگاهى، انديشه، تحريه، رياضت، تمرين، تديّن و تعبّد را مى‏طلبد.

5 – روزه عبادتى است كه به دليل بيمارى، سفر، ناتوانى، قضا، فديه و بدل دارد و هرگز هيچ مسلمانى از اين قوانين معاف نمى‏گردد و به نوعى بايد جبران كند.

6- در حكم روزه مدت زمانى مشخص در طول سال تعيين گرديده كه يك ماه و در «شهر رمضان» مى‏باشد، ماهى كه قرآن در آن نازل گرديده و ليالى مبارك قدر به آن زينت ويژه‏اى داده‏اند.

7- روزه حكمى است براى جوامع انسانى و بنابراين در حدود توان، امكانات و شرايط بشرى تشريع شده و محدوديت‏هاى آدميان در آن لحاظ گرديده است.

8 – اهميت روزه به اندازه‏اى است كه نبايد به عنوان دستورى دينى آن را تلقى كرد بلكه به دليل تكريم لطف و عنايت خداوند كه در اين ماه بر بندگان روا نموده بايد نسبت به انجام وظايف عبادى و معنوى خويش در اين ايام مبارك دقت و توجه ويژه‏اى مبذول داشت.

9- در هنگام روزه دارى ضمن احترام به حكم الهى بايد از آلودگى‏هاى اخلاقى چون غيبت و تهمت و دروغ گويى پرهيز كرد و شايسته است حقوق بندگان خدا و حرمت شخصيت مؤمنين توسط روزه داران حفظ شود.

از ديدگاه رسول اكرم(ص)

امام صادق(ع) به اين نكته اشاره دارند كه رسول اكرم(ص) فرمودند: روزه سپر و پوششى است از آفت‏هاى دنيا و مانع عذاب آخرت است، پس هرگاه قصد روزه كردى.

نيّت كن كه به روزه خود نفس را از خواهش‏هاى آن بازدارى و همت و انديشه را از پيروى شياطين جدا كنى و نفس خود را (از جهت ارتكاب گناهان) به منزله بيمار فرض كن.

همان گونه كه بيمار جسمانى به اميد بهبودى ميل به خوردنى و آشاميدنى نمى‏كند تو نيز با عمل روزه و به بركت آن هرلحظه اميد و انتظار شفاى بيمارى عصيان و گناهان را داشته باش و باطن خود را از هر تيرگى، غفلت و ظلمتى كه تو را از معناى اخلاص براى خدا خالى و جدا مى‏سازد پاك كن.

رسول خدا(ص) فرمود: خداى تعالى مى‏فرمايد: روزه براى من و مختص به من است و من ثواب درخور آن را خواهم داد و روزه خواهش نفس و شهوت طبع را مى‏ميراند و در آن صفا و جلاى دل و پاكى اعضاء و جوارح و آبادانى ظاهر و باطن است و موجب شكرگزارى بر نعمت‏هاى الهى و نيكى و احسان به فقيران است و باعث افزونى تضرّع و خشوع و نرمى دل و گريه و پناه بردن به خداست و سبب شكستن شهوت و سبكى حساب قيامت و دوچندان شدن حسنات است و فوايد روزه بى‏ شمار است.(14)

خاتم پيامبران حضرت محمد(ص) درباره اهميت مقام روزه داران در درگاه حضرت احديت فرموده‏اند: شب اوّل ماه رمضان خداوند متعال به فرشتگان فرمان مى‏دهد بهشت را براى روزه داران امّت محمد(ص) مهيا كنيد.

درهاى دوزخ را بر اين روزه داران ببنديد و تا پايان ماه باز نكنيد و به جبرئيل هم فرمان مى‏دهد به زمين فرودآى و راه نفوذ شياطين را بر امّت محمد ببند تا نتوانند ايمان و روزه آنان را فاسد كنند.(15) امام على(ع) فرموده‏اند از رسول اكرم پرسيدند چكار كنيم تا شيطان از ما دور شود.

پيامبر فرمودند: روزه روى شيطان را سياه مى‏كند.(16) همچنين آن حضرت تأكيد فرموده‏اند: روزه بگيريد تا سالم شويد.(17)

سلمان فارسى از رسول اكرم(ص) نقل كرده است كه عربى از آن حضرت مطالب بسيارى را پرسيد كه پيامبر در پاسخ وى اين موضوع را مطرح فرمودند: خداوند براى هر كتابى سرورى قرار داده و براى هر آفريده‏اى سالارى، قرآن سرور كتب آسمانى و ماه رمضان سرور ماهها و شب قدر سالار شب‏ها می باشد.

فردوس سرور اماكن بهشت و خانه كعبه سالار بقعه‏هاى زمين، جبرئيل سالار فرشتگان، من سرور پيامبران و على سرور اوصياء و حسن و حسين سرور جوانان بهشتى مى‏باشند.(18)

آن مصطفاى پيامبران رمضان را ماه بركت و انابه به پيشگاه خداوند و ماه توبه، آمرزش و مغفرت و آزادى از آتش دوزخ معرفى كرده‏اند و نيز افزوده‏اند: رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت خواهد بود، ماه مواسات است و در آن روزى مؤمن افزايش مى‏يابد.(19)

اميرمؤمنان على(ع) مى‏فرمايند: پيامبر گرامى در آخرين جمعه ماه شعبان المعظم براى ما خطبه‏اى ايراد فرمودند و در آن مژده فرا رسيدن ماه مبارك رمضان را داده و مقام و جايگاه اين ماه عظيم را براى ما تشريح فرمودند. در فرازى از اين خطبه آمده است: اى مردم همانا ماه خدا با بركت و رحمت به شما روى آورده.

ماهى كه نزد خدا برترين ماه‏هاست و روزهايش برترين روزها و شب هايش برترين شب‏ها و ساعتش برترين ساعت هاست، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شده‏ايد و بدين سبب مورد تكريم الهى قرار گرفته‏ايد.

نفس‏هايتان در آن تسبيح خدا و خوابتان در آن عبادت است و اعمال شما در اين ماه پذيرفته و دعاهايتان مستجاب است. پس با نيت‏هاى صادق و دل‏هاى پاك از خدا بخواهيد كه شما را در اين ماه به روزه دارى و خواندن قرآن كريم موفق گرداند.

به درستى كه شقى و دور از سعادت كسى است كه در اين ماه بزرگ از آمرزش الهى محروم ماند. با گرسنگى و تشنگى خود در اين ماه گرسنگى و تشنگى روز قيامت را به ياد آوريد.

بر فقيران و درماندگان خود صدقه دهيد و بزرگان خود را احترام كنيد و با كودكان مهربان باشيد، با خويشاوندتان رفت و آمد كنيد و پيوند برقرار سازيد و زبانتان را (از گفتار بيهوده) نگاهداريد.(20)

ادامه در قسمت دوم…

بدون دیدگاه