تفسیر المیزان، اثر برجسته علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره) (تبریز۱۲۸۱- قم ۱۳۶۰)، متفکر، فقیه، فیلسوف، عارف و مفسر بزرگ جهان تشیع است و این تفسیر گرانقدر، یکی از جامع ترین تفاسیر شیعه در عصر حاضر محسوب می شود.
مولف تفسیر المیزان
علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره)، اهل تبریز. پس از گذراندن دورۀ مقدماتی علوم در شهر خود، در سال ۱۳۴۳ ق به نجف اشرف عزیمت کرد و از مشایخ زمان خود در آن دیار همچون مرحوم آیت الله نائینی (ره) و آیت الله کمپانی (ره) و آیت الله سید ابوالقاسم خوانساری (ره) بهره ها برد. در سال ۱۳۵۳ ق به تبریز بازگشت و پس از مدتی، در سال ۱۳۶۴ ق به شهر مقدس قم مهاجرت کرد و در آنجا به تدریس و تفسیر پرداخت. بسیاری از بزرگان و دانشمندان معاصر همچون شهید آیت الله مطهری (ره) و شهید دکتر مفتح (ره) و شهید آیت الله بهشتی (ره) از شاگردان ایشان بودند.
علامه طباطبایی (ره) علاوه بر جایگاه والا در علم تفسیر قرآن با تألیف اثر ماندگار اصول فلسفه و روش رئالیسم، جایگاه ممتاز خود در این علم را آشکار ساخت. وی در آبان سال ۱۳۶۰ ش برابر با محرم سال ۱۴۰۲ ق دیده از جهان فروبست و پیکرش در مسجد مجاور حرم مطهر حضرت معصومه (ع) به خاک سپرده شد.
ترجمه تفسیر المیزان
یکی از آثار مهم مرحوم علامه طباطبایی (ره)، تفسیر المیزان است که به اعتبار رویکرد تدبری در آن، نقش مهمی در محافل تفسیر شیعی در عصر حاضر داشت. متن اصلی تفسیر المیزان به عربی است، اما مفسر بزرگ آن برای بهره مندی فارسی زبانان از این اثر گرانقدر، به درخواست برخی از شاگردان همچون آیات عظام ناصر مکارم شیرازی و محمد جواد کرمانی و محمد تقی مصباحی یزدی و محمد رضا صالحی کرمانی و سید محمد خامنه ای و عبدالکریم بروجردی و بیشتر سید محمد باقر موسوی همدانی، که همه آنها، خود در مقام استاد قرار دارند، دستور ترجمۀ آن به فارسی را داد (1).
روش تفسیری در تفسیر المیزان
تفسیر المیزان، به شیوۀ تفسیری شیعه و سنی تأثیری ژرف گذاشت و سبب شد دیگر مفسران نیز شیوۀ تدبر در آیات قرآن را سرلوحۀ کار خویش قرار دهند. تفسیر المیزان، حاصل مجموع جلسات درس و بحث مرحوم علامه طباطبایی (ره) است. در مقدمۀ کوتاه کتاب آمده المیزان، تفسیر قرآن به قرآن است و در آن با استخراج معانی آیات با بهره گیری از آیات گوناگون مشابه هم، موضوع یا با محتوای یکسان یا نزدیک به هم به تأویل و تفسیر کلمات و جملات و آیات و سوره های گوناگون پرداخته شده است (2).
ریشه و مبنای این روش، اعتقاد به استغنای قرآن کریم است؛ بدین معنی که قرآن خود می تواند مفسر خود باشد. البته نشانه هایی از کاربرد این شیوه در تفاسیر اهل بیت (ع) هم در حد استناداتی محدود به برخی آیات مشاهده می شود (3)، اما در قرن ۱۴ ق، این شیوه به کوشش مرحوم علامه طباطبایی (ره) و محمد صادق تهرانی (ره) با تألیف القرفان فی تفسیر القرآن ادامه یافت. مبانی نظری این روش را علامه در کتاب دیگر خود به نام قرآن در اسلام (4) تبیین کرده است.
مرحوم علامه طباطبایی (ره)، با درک «سیاق و اعتبار آن در حکم یکی از مهم ترین و اصلی ترین قرائن فهم و درک قرآن، به سیاق آیات توجه کرده و حتی در جایی به صراحت به اهمیت آن اشاره کرده است. با این حال، افزون بر تفسیر قرآن به قرآن، استفاده از روایات و احادیث را بر خود مجاز دانسته و به ویژه از روایات کتاب «الکافی» کلینی و «الدر المنثور» سیوطی بهرۀ فراوان برده است.
المیزان و آرای عقلی و فلسفی
از مهم ترین بخش های المیزان، سخنان و آرای خود مؤلف و به ویژه نظریات عقل گرایانۀ او با وجهۀ فلسفی است. او به دور از توهمات، با نگاهی عقل گرایانه به واقعیات نگریسته و با اندیشه های خرافی مبارزه کرده و آن ها را واهی و حداکثر در حد تمثیل دانسته است. به نظر مرحوم علامه، برخی پا را از این موهومات فراتر نهاده و بر خلاف واقع، نه تنها این امور را واقعی قلمداد کرده اند، بلکه می خواهند به این دست موضوعات موهوم، رنگی مادی وحسی دهند و این، همان دست آرایی است که مؤلف تلاش کرده آن ها را بپالاید (5).
مرحوم علامه طباطبایی (ره)، در شاکلۀ کلی تفسیر، از شیوۀ سنتی چندان فاصله نگرفته و پس از تفسیر یک یا چند آیه و با گذار از بحث روایی، به مقتضای کلام و مفهوم آیه، موضوعاتی چون مباحث فلسفی و علمی و اخلاقی و تاریخی مستقلی را بیان کرده است (6). وی برای جلوگیری از ورود موضوعات جانبی در اصل تفسیر و القای شبهۀ تفسیر به رأی یا شبهۀ گونه هایی از تفسیر چون تفسیر علمی یا کلامی، این دست موضوعات را جداگانه و دقیقاً با عناوین و سرفصل خود آن ها آورده تا کاملاً از اصل متمایز شود (7).
المیزان و مسائل اجتماعی
از موضوعاتی که مرحوم علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان با سرفصل و عنوان «بحث اجتماعی» آورده آشکار می شود که مفهوم فرد و اجتماع و تقابل این دو موضوع منتج از آن، یعنی عدالت اجتماعی، از دغدغه های ذهنی استاد بوده است. وی در جایی، ضمن یادکردهایی از مفهوم کلی اندیشۀ فردی، سخن را به افعال فردی و جمعی کشانده و بازتاب اندیشۀ فردی در اجتماع را بررسی کرده است (8). او با قراردادن قوانین حاکم و به طور کلی حکومت در حکم واسطۀ میان فرد و جامعه بر آن نظر بود که منافع فرد درتقابل با جامعه تحت قوانین حاکم امکان رسیدن به تعادل را دارد (9).
وی با درایت تمام بیان کرده که موضوع عدالت اجتماعی با زیرمجموعه های مالکیت خصوصی و عمومی و معاملات و شیوۀ آن ها و نیز اصول اجتماعی تابعی از زمان و مکان و تغییرپذیر است (10)، اما تا شیوۀ مالی درستی بر جامعه حاکم نشود، نمی توان به عدالت اجتماعی امیدوار بود. در واقع، مرحوم علامه در تفسیر المیزان، ادامۀ حیات جامعه را منوط به وجود قانون می داند (11).
المیزان و تأویل آیات
علامه معتقد بود که تأویل، از قبیل مفاهیم و معانی ذهنی نیست تا مدلول الفاظ و عبارات باشد، بلکه از قبیل امور خارجی است و عینیت دارد و، از این رو، مختص آیات متشابه نیست و کل قرآن را در بر می گیرد (12). وی آبشخور این کتاب الهی را، مجموعۀ حقایق و معنویاتی می دانست که فراتر از مرحلۀ محسوسات و جسمانیات و از قالب لفظ خارج است. بر این اساس، علم تأویل حقیقتی است در ام الکتاب که به خداوند اختصاص دارد «وَ مَا یعْلَمُ تَاْوِیلَهُ إِلاَّ الله» (13).
توجه به موضوع تصورات و تصدیقات در تفسیر المیزان نیز شایان توجه است. او، با تقسیم قضایا و ادراکات به نظری و عملی و بیان اختلاف آن ها، قضایای عملی را به مجازهای ادبی تشبیه کرده است (14).
این اثر در بیست جلد به زبان عربی در تهران و بیروت انتشار یافته و ترجمه های فارسی و انگلیسی و اردوی آن نیز انتشار یافته است (15). بازتاب فرهنگی تألیف و چاپ این اثر در مجامع علمی داخل و خارج از مرزهای ایران، اسباب پژوهش و تألیف انبوهی کتاب و رساله و مقاله را فرآهم آورده که در آن به نقد و بررسی شخصیت مفسر و تفسیر او پرداخته شده است. همچنین، تعدادی شرح و تلخیص و اختصار و استخراج و حتی نقدهایی همچون اثر احمد طیبی شبستری بر این تفسیر صورت پذیرفته که برخی از آن ها در مآخذ این بخش یاد شده است.
پی نوشت ها
1- برای برخی نقدها عاشوری، ص ۱۴۰ – ۱۴۵
2- جعفر خضیر، تفسیر القرآن بالقرآن عند العلامه الطباطبایی، ص ۱۲۶ – ۱۲۸؛ محمود زاده، معرفه القرآن فی تفسیر المیزان، ص ۱۲۸ – ۱۳۲
3- عمید زنجانی، مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص ۳۶۱- ۳۷۴
4- عمید زنجانی، مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص ۴۵ – ۴۸، ص ۵۹ – ۶۰
5- طیبی شبستری، حول تفسیر المیزان
6- مهریزی، «آفرینش انسان در تفسیر المیزان»، ص ۳۰ – ۳۸
7- ربیعی، گزینش شرح معضلات قرآنی در المیزان، ص ۱۴۵ – ۱۵۰؛ علوی، نکته ای روان شناختی – تربیتی در المیزان، ص ۲۳ – ۲۹
8- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۱۱
9- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۷۱؛ سلطانی، سیمای زن در المیزان، ص ۲۸ – ۳۲
10- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۳۸
11- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج، ص ۱۸۴؛ ایازی، «اندیشۀ…»، ص ۸؛ حاج منوچهری، ج، ذیل «تفسیر المیزان»
12- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۴۲۸
13- سوره آل عمران، آیه 7
14- رزاقی، ص ۲۰۹ – ۲۱۸
15- فاطمی، ص ۱۵۲ – ۱۶۱
فهرست منابع
1- جعفر، خضیر (۱۴۱۱ق). تفسیر القرآن بالقرآن عند العلامه الطباطبایی، قم.
2- محمود زادۀ حسینی، سید حمید رضا (۱۳۷۴). معرفه القرآن فی تفسیر المیزان، قم.
3- عمید زنجانی، عباسعلی (۱۳۷۹). مبانی و روش های تفسیر قرآن، تهران.
4- طیبی شبستری، احمد (۱۳۷۷). حول تفسیر المیزان، قم.
5- مهریزی، مهدی (۱۳۷۳). «آفرینش انسان در تفسیر المیزان»، بینات، ش ۲.
6- ربیعی، شمس الدین (۱۳۶۲). گزینش شرح معضلات قرآنی در المیزان، تهران.
7- علوی، ابراهیم (۱۳۷۶). «نکته ای روان شناختی – تربیتی در المیزان»، بینات، ش ۲.
8- منوچهر، فرامرز، «تفسیر المیزان»، فرهنگ آثار ایرانی – اسلامی، ج ۲.
9- سلطانی، محمد علی (۱۳۶۸)، «سیمای زن در المیزان»، کیهان فرهنگی، ش ۶۸.