راهکارهای تقویت ارتباط والدین با فرزند نوجوان و جوان

راهکارهای تقویت ارتباط والدین با فرزند نوجوان و جوان

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

برای برقراری صحیح و مناسب ارتباط والدین با فرزندان، به راهکارها و مهارتهایی نیازمندیم. از همین روی، ضروری است که نیازهای فرزندان را شناسایی کنیم تا از این طریق به شکل گیری درست ارتباط والدین با فرزندان دست یابیم. در ادامه، به راهکارهای وصول به این هدف مهم، می پردازیم.

۱-شناسایی نیازها، گام اول در ارتباط والدین با فرزندان

گام نخست جهت وصول به هدف ارتباط والدین با فرزندان، تشخیص نیازهای واقعی فرزندان و پاسخ متناسب به نیازهای آنهاست. مهمترین نیازهای فرزندان به این شرح است.

الف) نیاز به استقلال و تشخص

فرزند ما بطور طبیعی، می خواهد خودش تصمیم بگیرد، خودش برنامه ریزی کند و خودش نیز برنامه ها را اجرا کند. اگر مانع بر سر راه فرزندان در زمینه تصمیم گیری، برنامه ریزی و اجرا نباشد، خود آنها این مسیر را طی می کنند. آنها کسب شخصیت را دوست دارند و برای رسیدن به این مرحله، به دو ویژگی نیازمندند: داشتن توانمندی لازم برای کاری که می خواهند انجام دهند، و اجازه والدین و بزرگترها برای اینکه فرزندان کارهای خود را به تنهایی انجام دهند.

بنابراین کسب مهارت و توانایی مواجهه با دیگران، و نیز طرد نشدن از سوی پدر و مادر و احترام به شخصیت او، از نیازهای اساسی فرزندان است. مشورت کردن با فرزند و انتقاد کردن به او از روی دلسوزی، به استقلال و تشخص او کمک نموده و موجب شکل گیری بهتر ارتباط والدین با فرزندان می شود.

ب) نیاز به پذیرش

جوان به مثابه کسی که پس از پدر و مادر وارد زندگی شده است، می خواهد کانون پذیرش پدر و مادر باشد. شخصی که می خواهد پذیرش دیگران را احساس کند، با آنها ارتباط برقرار می کند و رشد خود را در همان ارتباط می بیند. با این ارتباط، فرد رشد می کند، تغییرات سازنده در او رخ می دهد، خود و راه حل مشکلش را پیدا می کند، آزادانه حرکت را از نقطه ای که در آن هست آغاز می کند و برای رسیدن به آنچه لیاقتش را دارد، تلاش می کند.

ما از طریق گفتار و رفتار می توانیم پذیرش را نشان دهیم. در بخش غیرکلامی، میتوان از حالت هایی همچون لبخند زدن، سر تکان دادن و مجاورت بدنی نام برد. پیامهای غیرکلامی، زبان رفتار است و پس از زبان گفتار، مهمترین راه نشان دادن پذیرش است.

پذیرش، از مهمترین پیامدهای گوش دادن است. گوش دادن، محبت را در پی می آورد، ارتباط والدین با فرزندان را ارتقا می بخشد و باعث می شود آرامش بر رابطه میان والدین و فرزندان حکم فرما شود. وقتی فرزند با بیان احساساتش آن را بروز می دهد، خود نیز برای پذیرش موقعیت، آماده تر می شود. گوش دادن به فرزند فرصت می دهد که از نظر شناختی و عاطفی، زمینه مناسب تری برای تغییر مطلوب داشته باشد.

ج) نیاز به توجه

در همه افراد، به ویژه در جوان ها، نیاز به مطلوب واقع شدن و کانون توجه بودن، دیده می شود. البته ممکن است این حالت در افراد شدت و ضعف داشته باشد یا نمونه ها و مصادیق مورد توجه بودن متفاوت باشد، اما اصل نیاز به پذیرش، همگانی است و توجه به آن می توان ارتباط والدین با فرزندان را تقویت کند.

اگر برای جوان ممکن باشد که با رفتارهای مثبت و پسندیده، مطلوب دیگران قرار گیرد، با این روش توجه دیگران را به خود جلب می کند؛ در غیر اینصورت، ممکن است مرتکب کارهای منفی شود تا دیگران او را در معرض دید و توجه خود قرار دهند. دانش آموزی با گرفتن نمره بیست و دانش آموز دیگر با حرکات نمایشی، طنز یا تحقیر و مسخره کردن دیگران، زبانزد همکلاسی های خود می شود.

طبیعی است که فرزندان به توجه نیاز دارند. و والدین باید به آنها توجه داشته باشند، ولی این نکته نیز حایز اهمیت است که توجه طلبی فرزندان، چنانچه بطور پیوسته اند. و زمینه تحقق بخشیدن به همه خواسته های آنها باشد، مشکل ساز می شود.

بسیاری از بچه ها به دلیل ناراحتی ناچیز، مسئله بزرگی میسازند تا شما را متوجه خویش سازند. توجه طلبی افراطی به جایی میرسد که فرزند، حکمران زندگی والدین می شود. والدین باید توجه طلبی افراطی فرزند را کنترل کرده، درخواست آنان برای ارضای زودرس خواسته هایشان را به شکیبایی سوق دهند.

هر چه شما بتوانید میان خواسته فرزند و خواسته خود تعادل ایجاد کنید، از توجه طلبی افراطی فرزند جلوگیری کرده اید. باید بدانیم که گاه توجه منفی به فرزند پاداش تلقی می شود، اما در مقابل، بی توجهی، او را به حالت طبیعی نزدیک می کند.

د) نیاز به عزت نفس

یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر رفتار اجتماعی ما، احساس کفایت و عزت نفس است که ترکیبی از شناخت و احساسات فرد درباره خود است. نگاه به خود، در صورتی که با قضاوت همراه باشد، عزت نفس به شمار می آید. اگر این قضاوت مثبت باشد، به عزت نفس فرد می افزاید و چنانچه منفی باشد، از عزت نفس او می کاهد. ما باید کاری کنیم که فرزندمان احساس شخصیت کند، عزت نفس داشته باشد و از خودپنداره مثبت برخوردار باشد.

عزت نفس با مشارکت فرد در تعاملات خانواده ارتباط دارد. هر گاه افراد خانواده دچار استرس می شوند، توانایی آنها در برقراری ارتباط آشکار با یکدیگر، دادن بازخورد و حل مشکلاتشان، در گرو میزان عزت نفس جمعی خانواده است. هر قدر عزت نفس بیشتر باشد، توانایی آنها در این زمینه ها بیشتر است.

هـ ) نیاز به محبوب بودن

جوانان و نوجوانان از پدر و مادر می خواهند که آنها را بی قید و شرط دوست بدارند. فرزندان می خواهند بطور کامل از محبت والدین برخوردار باشند و با این نگاه در زندگی خود احساس امنیت کنند. پسر و دختر شما می خواهد همیشه به او بگویید: «دوستت دارم».

حتی زمانی که اشتباهی مرتکب می شود، به او بگویید: «طوری نیست، اشکالی ندارد و هر چند کار بدی کردی، تو را دوست دارم.» اکنون این پرسش مطرح می شود: آیا چنین کاری صحیح است؟

به منظور تقویت ارتباط والدین با فرزندان لازمست تا پدر و مادر، فرزند خود را از تلاش کامل خویش برای برخورد مناسب با اشتباه فرزندشان مطمئن کنند و تا آنجا که ممکن است، شخصیت او را به چالش نکشند. آنها باید گاه احتمال دهند فرزند به زشتی کارش آگاه نبوده یا در تشخیص مصداق و نمونه کار خوب دچار اشتباه شده است.

در اینصورت، می توانند به فرزند اظهار محبت کنند. اما در صورتی که فرزند با علم و عمد و با نوعی خودخواهی کاری انجام می دهد، میتوان و باید برای او دل سوزی کرد، اما نمیتوان او را از کارش جدا کرد و به او گفت: «من تو را دوست دارم، ولی کار تو را دوست ندارم». شخصیت اکتسابی او بنا بر کارهایش پدید آمده و جدا کردن او از کارش در اینصورت، بیشتر حس فریبکاری و حیله گری والدین را در ذهن فرزند تداعی می کند.

۲-تقویت عزت نفس

توجه به عزت نفس فرزندان، نقشی مهم در ارتقای ارتباط والدین با فرزندان دارد. راه های افزایش عزت نفس فرزندان عبارتست از:

الف) توجه به نقاط قوت آنها

نگرش ما به رفتار فرزندان باید جامع و کامل باشد و پیش از اینکه به وجوه منفی توجه، و آنها را گوشزد کنیم، مثبت ها را ببینیم و به آنها اشاره کنیم. این نوع نگرش، سبب تقویت ارتباط والدین با فرزندان می شود. تکیه بر موفقیت ها، انگیزه درونی تولید می کند. با تعریف و تمجید والدین، فرزندان ترجیح می دهند به جد تلاش کنند و خود را بنمایانند.

ب) توجه به تفاوت های فردی آنها

بسیاری از والدین، فرزندان خود را با یکدیگر یا با فرزندان دیگران مقایسه، و ضعف های آنان را بازگو می کنند، و اصولاً این مقایسه با افرادی صورت می گیرد که پدر و مادر، آنها را دوست دارند و موقعیت بالاتری دارند. این مقایسه، به فرزند ما ضربه روحی می زند، از عزت نفس او می کاهد و تلاش های او را دچار تردید می کند و در نتیجه به ارتباط والدین با فرزندان آسیب میزند.

ج) نظرخواهی نمودن از آنها

با توجه به گسترش علم، رویکرد نسل نو به تحصیل و ادامه آن، والدین می دانند که فرزندان ممکن است به مطالبی آگاه باشند که پدر و مادر از آن بیخبرند. پس مناسب است از اطلاعات فرزندان بهره گیریم و از آنها نظرخواهی کنیم. این نظرخواهی، نه تنها به انتقال اطلاعات منتهی می شود و آگاهی هایی برای والدین به ارمغان می آورد، بلکه این حس را در فرزندان ایجاد می کند که به آنها احترام گذاشته شده و به حساب آمده اند و در چنین صورتی، ارتباط والدین با فرزندان بهتر می شود.

د) نتیجه گرا نبودن و اهمیت دادن به تلاش آنها

دیدن موفقیت ها و نتایج مثبت کار فرزندان، دشوار نیست، اما باید بدانیم موفقیت، همه روزه به چشم نمی آید. اگر والدین بازخوردهای مثبت خود به کار فرزندان را به کارهایی اختصاص دهند که به نتیجه رسانده اند، باعث می شوند فرزندان به کارهای فراوانی که در دست اقدام است، با تردید و دودلی نگاه کنند و اعتماد به نفس نداشته باشند.

مهمتر از به نتیجه رسیدن یا نرسیدن کار، این است که بدانیم آنها تلاش می کنند. توجه دادن بچه ها به کسب قطعی نتیجه، اضطراب و نگرانی آنها را افزایش می دهد؛ زیرا حصول نتیجه در اختیار آنان نیست، ولی تلاش کردن در اختیار آنان است و آنها می توانند کوشش خود را مدیریت کنند.

قرآن میفرماید: لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى‌؛(۱) «برای انسان جز تلاش او چیزی نمی ماند.» با این نگرش، نه تنها ارتباط والدین با فرزندان تقویت می شود بلکه مسئولیت پذیری فرزندان نیز افزایش می یابد؛ زیرا احساس می کنند کاری به آنها واگذار شده که در اختیارشان است.

هـ) مسئولیت دادن و اعتماد و اطمینان به آنها

والدین باید از فرزندان انتظار داشته باشند که مسئولیت بپذیرند و درباره رفتارهای خود پاسخگو باشند. این خواسته زمانی برآورده می شود که مسئولیتی به فرزندان واگذار شود و مسئولیت، زمانی واگذار می شود که ما به فرزندانمان اطمینان داشته باشیم. البته منظور این نیست که اطمینان داشته باشیم آنها کار را بی عیب و نقص انجام می دهند، بلکه منظور این است که مطمئن باشیم آنها در صددند تا کار را با تعهد انجام دهند و آن را جدی بگیرند.

و) با دید مثبت نگریستن به آنها

وقتی فرزند شما کار خوبی انجام می دهد، طبیعی است که شما او را تشویق می کنید و از سخنتان، دیدگاه مثبت شما هویداست. این نگرش مثبت را حتی زمانی که فرزندتان به موفقیت نمیرسد، از دست ندهید و با همین نگاه با او سخن بگویید.

۳-شیوه های تکریم جهت تقویت ارتباط والدین با فرزندان

برای اینکه فرزند احساس شخصیت و مطلوب بودن کند، لازم است پدر و مادر ابتدا ارتباط های فیزیکی با او برقرار کنند تا او با والدین فاصله ای احساس نکند. از جمله این انواع ارتباط، ارتباط چشمی است که یکی از عناصر مهم تعامل افراد و گاه ضروری برای شروع تعامل اجتماعی است. این ارتباط در هنگام گفتگو، ممکن است نشانه توجه و علاقه باشد و استفاده، مناسب از آن، پیامدهای تقویت کننده داشته باشد.

کلاتیک، در آزمایشی مصاحبه گونه، به مصاحبه گردها آموزش داد تا در یک مرحله، پیوسته به مصاحبه شونده نگاه کنند، در مرحله دیگر، بطور متناوب به آنها نگاه کنند و در مرحله آخر، اصلاً به آنها نگاه نکنند.

نتایج نشان داد، در زمانی که مصاحبه کننده به مصاحبه شونده نگاه نمی کرد، وی از جملات کوتاه تری استفاده می کرد و کمتر حرف می زد، ولی وقتی مصاحبه گرها پیوسته به مصاحبه شونده نگاه می کردند، آنها تصور می کردند که مصاحبه گر به آنها بسیار توجه دارد و با ولع خاصی صحبت می کردند؛ و چنان که مصاحبه گر اصلاً به آنها نگاه نمی کرد، احساس بی توجهی می کردند.(۲)

لبخند زدن

لبخند، در مواجهه مناسب و هنگام گفتن و شنیدن مؤثر است. برخی پژوهش ها نشان می دهد که لبخندها تقویت کننده اند. شوالتر، در آزمایشی موفق شد با استفاده از لبخندهای انتخابی، برخی از جملات عاطفی مصاحبه شونده ها را شرطی کند.(۳)

لبخند به مثابه تقویت کننده «ژستی»، نمونه ای از مهارتها خوشرویی در برابر فرزند است. رسول خدا (ص) از این مهارت هنگام سخن گفتن استفاده می کردند: کان رسول الله اذا حدث بحدیثٍ تبسّم فی حدیثه؛(۴) «همواره رسول خدا (ص) هنگامی که سخن می گفتند، تبسم می کردند». امام باقر (ع) نیز تبسم در برابر برادر دینی را حسنه دانسته اند.(۵)

تکان دادن سر

تکان دادن سر نیز از جمله ژست هایی است که معمولاً آن را به نشانه تصدیق، موافقت و تفاهم بکار میبریم. فوریس و جکسون نیز بر تأثیرات تقویتی این ژست تأکید کرده اند. در اکثر تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، تکان دادن سر و سایر تقویت کننده های کلامی و غیرکلامی با هم ترکیب شده اند.(۶)

ما به دو شیوه می توانیم برای ابراز علاقه و اشتیاق به حرف های گوینده، از سر تکان دادن استفاده کنیم. اکمن و استر معتقدند ما با کج کردن سر، علاقمندی خود به حرف های طرف مقابل را ابراز می کنیم. افزون بر این، ما با تکان های سر، تمایل خود به ادامه صحبت را نشان می دهیم.(۶)

چهره گشاده

چهره دیگران، اطلاعات فراوانی در خصوص حالات هیجانی آنها، در اختیار ما قرار می دهد. برخی نظریه پردازان می گویند. حالات چهره بعد از زبان، مهمترین منبع اطلاعاتی است. شاهد این مدعا، زمان و حجم کارهایی است که نویسندگان، نمایشنامه نویسان و سناریونویسان به اوصاف و جزئیات چهره شخصیت های مورد نظر خود اختصاص داده اند. عده ای معتقدند این حالات، هم فطری و هم آموختنی هستند.

برخی شواهد، از نظریه فطری بودن حالات چهره حمایت می کند؛ زیرا در فرهنگ های گوناگون دنیا، شاهد حالات چهره ای مشترک هستیم، از قبیل بالا کشیدن یک یا هر دو ابرو، خمیازه و جمع کردن لب ها که به ترتیب نشانه نگرانی و تعجب، خستگی و اضطراب هستند. میان حالت چهره و گفتار والدین نباید تغایر وجود داشته باشد.

وقتی بین حالات چهره و گفتار مغایرت وجود دارد، بیشتر به حالات چهره دقت می کنیم و به گفته های طرف مقابل چندان توجه نمی کنیم.(۸) ما می توانیم با انتخاب حالت چهره ای متناسب با موقعیت فرزند خود، در شادی او خود را شاد، و در نگرانی اش خود را سهیم نشان دهیم.

نگاه کردن

نگاه کردن نیز سهم چشمگیری در معناداری ارتباط، به ویژه ارتباط والدین با فرزندان دارد. والدین و فرزندان گاه به دلیل وضعیت نامطلوبی که پیش آمده است، عادت می کنند از نگاه کردن به یکدیگر بپرهیزند تا نشان دهند که از رفتار دیگری متأثر شده اند. ولی خوب است به این نکته توجه داشته باشند که این نگاه نکردن، می تواند پیام تنفر از دیگری را به او مخابره کند.

ما پدر و مادرها به دلیل زندگی پر مشغله، به ندرت وقتی را برای نگاه کردن به فرزندان خود اختصاص می دهیم؛ در حالیکه وقتی فرزند حس می کند پدر و مادرش با قصد و توجه به او نگاه می کنند، احساس تازه ای می یابد و متوجه می شود که آنها به او محبت دارند، گر چه ممکن است از رفتار او خرسند نباشند.

لمس کردن

لمس کردن، در خانواده درمانی به تماس بدنی اطلاق می شود. نوازش کردن پشت دست، یا دست دادن، نمونه ای از لمس است که میتوان برای نشان دادن حمایت از شخص لمس شده، از آن استفاده کرد.(۹)

فرزندان، گاه دچار ناکامی هایی می شوند که در وجودشان به خوبی حس می شود. این ناکامی ها ممکن است در ارتباط والدین با فرزندان تأثیر منفی بگذارد. مناسب است پدر و مادر در حلقه ای به فرزند نزدیکتر شوند، دست همدیگر را بگیرند و نگه دارند و در کنار یکدیگر بمانند تا فرزندشان بداند که گرچه ناکامی هایش بسیار است، او تنها نیست، والدینش او را درک می کنند و ذهنیت مثبتی درباره او دارند. گاه پیام لمس کردن، کمتر از پیام زبان نیست و انرژی و صمیمیتی که از راه لمس به دیگری منتقل می شود، بسیار موثرتر از زبان است.

۴-قدردانی

برای اینکه به فرزند خود نشان دهیم که شخصیت او را به رسمیت می شناسیم و برایش اهمیت قایل هستیم، باید از کارهای خوب او قدردانی کنیم. قدردانی کوششی است برای اینکه عزت نفس را در شخص دیگر ایجاد یا تقویت کنیم. این کوشش از طریق احترام، تحسین، تمجید و علایم دیگر پذیرفته شدن به وقوع می پیوندد. قدردانی، مهارت مهمی برای اعضای خانواده است تا یاد بگیرند که خانواده سالمی را پایه ریزی کنند.(۱۰)

شما به منزله اعضای خانواده، با قدردانی از یکدیگر می توانید رابطه ای قویتر در میان خود پدید آورید. این مهارت باعث می شود تا اعضای خانواده، احساس خوبی درباره هم داشته باشند و رفتار منفی خود را تغییر دهند.

۵-گوش دادن

ما نیاز داریم که مهارت گوش دادن را، هم به صورت انفرادی و هم در خانواده، توسعه دهیم. این فن می تواند بستر تصمیم گیری مناسب باشد؛ زیرا فرد احساس می کند کانون توجه قرار گرفته است. همه می خواهند. جایگاهی داشته باشند تا دیگران به آنها توجه کنند.

جایگاه، موقعیتی است که فرزند شما احساس می کند با صمیمیت در کنار شماست، شما او را پذیرفته ای، با نشان دادن علاقه او را تأیید می کنی و به او اطمینان می دهد که به آسایش میرسد. وقتی او احساس کرد دیگران به او توجه می کنند، بیشتر احساس مسئولیت می کند. ما باید با هم صحبت کنیم و به حرف های همدیگر گوش کنیم.

در زندگی، شیرینی ها و تلخی ها با یکدیگر همراه است و راهی برای یکدست ساختن آن بگونه ای که هیچ تلخی وجود نداشته باشد، دیده نمی شود. تلخی ها بخشی از زندگی است که گاه خارج از اراده ما و گاه بر اساس رفتارهای اختیاری افراد پدید می آید. البته ما می توانیم درباره تلخی هایی که پیامد رفتارهای اختیاری است با یکدیگر سخن بگوییم، اما شرط آن این است که ابتدا از شیرینی های زندگی سخن بگوییم که آن هم پیامد رفتارهای اختیاری است.

منفی نگری و اولویت دادن به احساس منفی در گفتگو، با سلامت زندگی در تعارض است. به همین جهت، وقتی که عمیقاً از فرزندتان گله مند هستید یا او سخنی می گوید که شما را عصبانی می کند، پیش از آنکه به احساس و اعمال منفی اشاره کنید، باید به او نشان دهید که به رفتارهای مثبت او و به خودش اهمیت می دهید و او را بسیار دوست دارید. او نیز پیش از هر نکته ای، باید دوستی خود به شما را ابراز کند.

خانواده ای موفق است که به فکر برنده شدن و نگران بازنده شدن نباشد و اصولاً بگونه ای زندگی نکند که کسی به فکر مقابله و رقابت باشد، تا بحث برنده و بازنده مطرح شود. در چنین خانواده ای بدون اینکه از کسی حق سخن گفتن، اظهارنظر کردن و تصمیم گیری گرفته شود، همه اعضای خانواده می اندیشند، با انگیزه نظر می دهند و واقع بینانه به نتیجه ای که حاصل می شود، تن می دهند.

برای رسیدن به تفاهم و ارتقای ارتباط والدین با فرزندان، استفاده از مهارت گوش کردن فعال ضروری است. پدر و مادر در چنین خانواده ای بسیار واقع بین هستند و با توجه به همین واقع بینی، از مهارتهای گوش دادن فعال استفاده می کنند. آنها می دانند که گوش دادن، مبنایی ترین راه برای از بین بردن بسیاری از سوءتفاهم هاست.

۶-بازتاب احساس

در سایه گوش دادن، باید به فرزندان نشان دهیم که احساس آنها را درک کرده ایم و در بازتاب احساسشان هستیم. بازتاب احساس، همانطور که از نام آنها پیداست، به معنای منعکس کردن عواطف و احساسات دیگری است. منظور از بازتاب احساس، راه یافتن به محتوای عاطفی پیامهای فرزند و ارزش و اعتبار بخشیدن به آن احساسات، به واسطه بازگویی آن است. بازتاب احساس به فرد کمک می کند که حس کند، دیگران او را درک می کنند و به او گوش فرامیدهند.(۱۱)

نوع تعامل شما با فرزندتان، نشان می دهد که در بازتاب احساس، قوی یا ضعیف هستید. برای مثال، وقتی فرزند شما می گوید: «اصلاً شما قدر مرا نمی دانید، مرا آدم حساب نمی کنید و به صورت موجودی دست دوم و نیازمند به من نگاه می کنید. من از این وضعیت بسیار عصبانی هستم»، گاه شما به او می گویید: «تو اگر از کار خود تا این حد تنفر داری، چرا آن را رها نمی کنی؟ چه کسی به شما گفته است کار کنید؟».

او همدردی می خواهد و اینکه به احساس او برچسب صحت بزنید یا حداقل با همراهی، آن را تعدیل کنید. وقتی چنین چیزی را از شما می بیند و احساس می کند که در برابر احساس پایداری او در زندگی، چقدر سرد و خشک هستید، به سرسختی رو می آورد، اما چنانچه شما پس از شنیدن سخنان او بگویید: «تو واقعاً از اینکه در منزل این همه زحمت میکشی و کار می کنی ناراحت هستی؟ نباید چیزی پیش آید که باعث ناراحتی تو شود. من نیز ناراحتم از اینکه مسائلی باعث ناراحتی شما شده است».

با این کلام، فرزندتان حس می کند که شما او را درک کرده و به او احترام گذاشته اید. و به همین جهت، از فضای مقابله دور می شود. بی توجهی افراد خانواده به یکدیگر، احساس بی مسئولیتی، نداشتن صمیمیت و بی توجهی به اهداف زندگی را در پی دارد. در چنین فضایی، اصلاً احساسات بازتابی ندارد و ناامیدی از حمایت دیگران، بدبینی، عیبجویی، لجاجت و منفی گرایی فراوان را در پی می آورد.

جمع بندی

زیربنا و بستر مناسب تربیت فرزند، برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان است. این مهم زمانی بدست می آید که پدر و مادر، نیازهای عاطفی و شخصیتی فرزند خود را به خوبی بشناسند. افزون بر این، در راستای تقویت ارتباط والدین با فرزندان، راهکارهایی ارائه شده که از مهمترین آنها می توان به تقویت عزت نفس و تکریم فرزندان و همدلی با آنها اشاره کرد.

پی نوشت ها

۱- نجم/۳۹

۲- هارجی، مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ترجمه بیگی و فیروزبخت، ص۱۰۰

۳- هارجی، مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ترجمه بیگی و فیروزبخت، ص۹۹

۴- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۹۶

۵- شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۸۸

۶- هارجی، مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ترجمه بیگی و فیروزبخت، ص۱۰۰

۷- هارجی، مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ترجمه بیگی و فیروزبخت، ص۶۰

۸- هارجی، مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ترجمه بیگی و فیروزبخت، ص۶۳

۹- هارجی، مهارتهای اجتماعی در ارتباطات میان فردی، ترجمه بیگی و فیروزبخت، ص۲۱۵

۱۰- کنت، خانواده، راهنمای مفاهیم و فنون برای متخصص یاوری، ترجمه بهادری، ص۲۲۱

۱۱- اِی. فال، راه حلهایی برای خشونت های خانوادگی، ترجمه مهریزادگان، ص۲۰۷

منبع اقتباس: حسین زاده علی؛ خانواده موفق: ارتباط والدین و فرزندان (۱۳۹۰)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمه الله) و دانشگاه کاشان، چاپ اول.