تربیت صحیح فرزندان در سیره امام حسین (ع)

تربیت صحیح فرزندان در سیره امام حسین (ع)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تربیت صحیح فرزندان، از ضروری ترین وظایف والدین به شمار می آید. انجام دادن این وظیفه مهم و حساس، بدون تکیه بر دیدگاه های صاحبنظران آگاه و مطمئن ممکن نیست. ما معتقدیم که معصومان(ع) در همه ابعاد هدایتی و تربیتی الگوهایی کامل و مطمئن به شمار می آیند و تکیه بر دیدگاه ها و رفتارهای تربیتی آنان در مسیر تحقق وظیفه خطیر تربیت فرزندان، بهترین ره توشه است.

این مقاله بر آنست تا نکاتی از سیره تربیتی آن حضرت در تربیت صحیح فرزندان را در دو بخشِ قبل از حادثه کربلا و در حادثه کربلا ارائه کند. ذکر این نکته مفید می نماید که از بخش پایانی عمر شریف حضرت یعنی زمان تحقق حادثه کربلا، نکات تربیتی بیشتری در حوزه تربیت صحیح فرزندان، در دسترس داریم. سبب این امر دو چیز می تواند باشد:

۱-توجه ویژه سیره نویسان و مورخان به رویداد مهم کربلا

۲-همراهی فرزندان و اهل بیت حضرت با ایشان در این رویداد و ایجاد بستر و زمینه مناسب جهت بروز نکات تربیتی بیشتر پیرامون تربیت صحیح فرزندان

بخش اول: زمینه سازی تربیت صحیح فرزندان

در مکتب اهل بیت(ع) نه تنها تربیت صحیح فرزندان، از لحظه تولد مورد توجه بوده بلکه به زمینه های تربیت و شرایط قبل از تولد و بلکه حتی قبل از انعقاد نطفه نیز توجه خاص شده و شرایط مطلوب و نامطلوب انعقاد نطفه بیان گردیده از جمله پرهیزکردن از همبستری در شبی که انسان قصد مسافرت دارد. امام حسین(ع) خطاب به اصحابش فرمود:

«اجتنبوا الغشیان فی اللیله التی تریدون فیها السفر فان من فعل ذالک ثم رزق ولدا کان احولا»(۱)؛ از همبستر شدن با همسرانتان در شبی که قصد مسافرت دارید بپرهیزید؛ (زیرا) اگر در اثر آن فرزندی روزی شود، احول (لوچ) خواهد بود.»

اظهار محبت به فرزندان

محبت به فرزندان، امری درونی است که خداوند آن را در دل والدین به ودیعت نهاده است؛ اما آنچه در این میان مهم می نماید و آثار تربیتی در پی دارد، ابراز آن است. این امری اختیاری است و والدین و مربیان می توانند در پرتو آن، زمینه تربیت صحیح فرزندان را فراهم آورند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود، محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمی کنند در حالی که محبت وقتی سازنده و تاثیرگذار خواهد بود که فرد مورد محبت، از آن آگاهی یابد.

امام حسین(ع) به عنوان الگوی مطمئن و کامل در تربیت صحیح فرزندان، محبت به فرزندان را از نیازهای ضروری آنان دانسته، در قالب های گوناگون به ابراز آن می پرداخت. گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسبانیدن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات شیرین و محبت آمیز.

عبیدالله بن عتبه چنین می گوید: «نزد حسین بن علی(ع) بودم که علی بن حسین(ع) وارد شد. حسین(ع) او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!».(۲)

تشویق فرزندان در برابر کار خوب آنان

یکی از شیوه های مهم در تربیت صحیح فرزندان، شیوه کارآمد تشویق است. تشویق بجا و متناسب با فعالیت انجام شده، به ایجاد انگیزه در فرد منجر شده، به تکرار و تقویت رفتار می انجامد.

چه بسا فرزندان، از ارزش و اعتبار صفات مثبت خود، آگاهی نداشته، در نتیجه به شخصیت حقیقی و توانمندی های ثبت خویش پی نبرده، خود را در مقایسه با دیگران ناچیز به شمار آورند. از این رو، والدین و مربیان باید ویژگیهای مثبت فرزندان را کشف وبرجسته سازند؛ مورد ستایش و تشویق قرار دهند.

در فرهنگ اسلامی به عنوان یکی از روش های مهم در تربیت صحیح فرزندان، بر تشویق فرزندان هنگام بروز رفتارهای دینی و برجسته کردن صفات اخلاقی و معنوی آنان بسیار تاکید شده است. امام سجاد(ع) فرمود: من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بر بالینم آمد و فرمود:

چه خواسته ای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده، نپرسم؟ پدرم در مقابل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلی؛ به هنگام گرفتاری جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک می خواهی؟ اودر جواب فرمود:(درباره آنچه پیش آمده) از خداوند سؤال نمی کنم. خداوند مرا کافی است و او بهترین وکیل است.(۴)

در این حدیث ملاحظه می شود که امام حسین(ع) در مقابل پاسخ عارفانه و دلنشین فرزندش که بر اساس ظاهر حدیث، سن و سال چندانی هم نداشت، جمله «احسنت» را بکار برد و او را به «ابراهیم خلیل» تشبیه کرد و از این روش مهم در تربیت صحیح فرزندان، بهره برد.

اهمیت آموزش های دینی فرزندان و قدردانی از معلمان

در اسلام، پیرامون دانش آموزی، بسیار تاکید شده و در سخن و سیره معصومان(ع)، به قدردانی از معلمان و مربیان، سفارش شده تا رغبت و انگیزه بیشتری بیابند. نقل شده، شخصی به نام عبدالرحمان در مدینه معلم کودکان بود و یکی از فرزندان امام حسین(ع) به نام «جعفر» نزدش آموزش می دید. معلم جمله «الحمدلله رب العالمین» را به جعفر تعلیم داد. هنگامی که جعفر این جمله را برای پدر قرائت کرد؛ حضرت، معلم فرزندش را فراخواند و هزار دینار و هزار حله… به او هدیه داد. وقتی حضرت به خاطر پاداش زیاد مورد پرسش قرار گرفت، در جواب فرمود: هدیه من برابر با تعلیم «الحمدلله رب العالمین» است.(۵)

احترام به انتخاب جوان در امر ازدواج

جوانان به سبب کمی تجربه به استفاده از تجارب و نصایح والدین نیازمندند، اما آنان دیگر دوران کودکی و نوجوانی را پشت سرگذاشته و به حدی از رشد رسیده اند که خود حق انتخاب داشته، برای خود تصمیم بگیرند. از این رو، شایسته است والدین در راستای تربیت صحیح فرزندان، در دوران کودکی و نوجوانی، زمینه استقلال و قدرت تصمیم گیری آنها را فراهم آورده، آنان را چنان تربیت کنند که سمت انتخاب های معقول و تصمیم هایی منطقی پیش روند و مصالح واقعیشان را بر منافع آنی و زودگذر ترجیح دهند.

وقتی فرایند تربیت صحیح فرزندان صورت پذیرد و آنان به رشد و استقلال برسند، باید به آنها اعتماد کرد و به تصمیم ها و انتخابهایشان احترام نهاد. جوان در طول زندگی با انتخاب های گوناگون روبروست و یکی از مهمترین آنها، گزینش و انتخاب همسر است. در این مساله، چنانچه فرزند از قدرت انتخاب صحیح و معقول برخوردار است، باید به وی حق انتخاب داد و از ازدواج اجباری و تحمیلی پرهیز کرد.

حسن (۶)، فرزند امام حسن مجتبی(ع)، یکی از دختران امام حسین(ع) را خواستگاری کرد. امام حسین(ع) به او فرمود: «اختر یا بنی اجتهما الیک»؛ فرزندم! هر کدام را بیشتر دوست داری انتخاب کن. فرزند امام مجتبی(ع) شرم کرد و جوابی نداد. آنگاه امام حسین(ع) فرمود: من دخترم فاطمه را برایت انتخاب کرده ام؛ زیرا او به مادرم فاطمه، دختر رسول خدا(ص) شبیه تر است.»(۷)

ملاحظه می شود با اینکه فرزند امام مجتبی(ع) به احترام عمو و دخترانش بطور مشخص از دختر خاصی خواستگاری نکرد و امر را به عمویش وانهاد، امام حسین(ع) به انتخاب و علاقه فرزند برادرش اهمیت داد و از او خواست، خودش آن را که بیشتر دوست دارد به همسری برگزیند.

تربیت عملی، روشی کارآمد در تربیت صحیح فرزندان

بی تردید مؤثرترین عامل در تربیت صحیح فرزندان، رفتارهای درست والدین است. پرواضح است که زبان رفتار از زبان گفتار، بسی نافذتر است و در عمل، آثاری نهفته است که هرگز از گفتار برنمی آید. کودک و نوجوانی که پیوسته شاهد اعمال نیک والدین است، بطور غیر مستقیم سرمشق می گیرد و به انجام کارهای نیک تشویق می گردد. در سیره تربیتی ائمه اطهار(ع) تربیت با رفتار و عمل، بارزترین بُعد تربیت است. فرزندان ائمه(ع) با دیدن رفتار آنان، سرمشق گرفته، عمل می کردند.

شعیب بن عبدالرحمن خزائی می گوید: هنگامی که امام حسین(ع) در کربلا به شهادت رسید، بر دوشش نشانه ای وجود داشت. از امام سجاد(ع) درباره آن پرسیدند، امام سجاد(ع) بسیار گریست و فرمود: «این، اثر بارهای غذایی است که پدرم بر دوشش حمل می کرد و به خانه های تهیدستان می برد.» (۸)

آری، امام سجاد(ع) پیوسته این رفتار را از پدرش مشاهده کرد و سرمشق گرفت و عمل کرد. بدین سبب، امام باقر(ع) فرمود: «(پدرم) علی بن الحسین(ع)، شبها کیسه نان بر دوش حمل می کرد و (به مستمندان) صدقه می داد.» (۹)

بخش دوم: حادثه کربلا از منظر تربیت صحیح فرزندان

حادثه کربلا، جاودانه ترین رویدادی است که زمانه به خود دیده و آثارش در حصار مرزهای اسلامی محدود نگشته و خورشید فروزانش همه گیتی را تا ابد درخشان گردانید. همه کسانی که پیرامون این حادثه به تامل نشسته اند، به فراخور شناخت خویش از آن درس گرفته، مبارزان درس مبارزه، آزادگان درس آزادگی، شهادت طلبان درس شهادت و مصلحان اجتماعی، درس اصلاح گرفته اند.

این واقعه بی نظیر، زوایای بی انتهایی دارد که تنها اندکی از آنها شناخته شده و زوایای ناشناخته اش، بسی بیش از شناخته شده است. بی گمان با گسترش دانش بشری در حوزه علوم انسانی، امید کشف آنها دور از انتظار نیست، از جمله زوایای این واقعه عظیم، تامل از منظر روانشناسی و تربیت صحیح فرزندان است. نگارنده معتقد است هدف سیره و سنت ائمه اطهار (ع) قبل از هر چیز، هدایت و تربیت است؛ زیرا آنان بزرگترین مربیان بشریت اند و باید تفسیر تربیتی از حوادث زندگی آنان ارائه شود.

توجه به نیازهای فرزندان

موجودات عالم برای ادامه حیات، نیازهایی دارند که بدون برآوردن آنها، ادامه حیات نا ممکن و یا همراه با سختی است. این احتیاج در انسان، نیاز امور مادی، روانی و معنوی فراوانی را شامل می شود که تنها در سایه رفع نیاز از همه امور به رشد کامل جسمانی و روانی می رسد. توجه به نیازهای گوناگون زیستی، عاطفی، روانی و معنوی از نکات مهم در تربیت صحیح فرزندان است. در واقعه کربلا نیز با وجود همه مسایل و شیوه ای که امام حسین(ع) در پیش روی خود داشته، از توجه به نیازهای مادی و معنوی فرزندان و همراهان خود غافل نماند.

الف: نیازهای مادی

نیازهای مادی، احتیاج اولیه هر انسان است و بدون تامین آن، قادر به ادامه حیات نیست و اساسا فرایند تربیت صحیح فرزندان بدون توجه به نیازهای مادی حیاتی، به درستی شکل نمی گیرد. نیاز به رفع تشنگی از این جمله است که در کربلا به خاطر وضعیت ویژه ای که دشمن برای کاروان کربلا به وجود آورد، به نیازهای حیاتی تبدیل شد و ایشان را به تلاش، برای رفع آن از راه های ممکن، واداشت؛ از این رو، آنگاه که حضرت عباس(ع) از برادر اجازه مبارزه با دشمن طلبید، حضرت از او خواست برای کودکان آب فراهم نماید و فرمود: «فاطلب لهولاء الاطفال قلیلا من الماء»؛ پس کمی آب برای این کودکان فراهم کن…

این توجه حضرت، آنگاه به اوج می رسد که فرزند شیرخواره اش را بر بالای دست می گیرد و از دشمن برایش آب می خواهد. در مقتل ابی مخنف آمده است: امام حسین(ع) به سوی ام کلثوم آمد و فرمود: خواهر! تو را درباره فرزند شیرخواره ام به نیکی سفارش می کنم، او شیرخواره است و شش ماه بیشتر عمر ندارد. ام کلثوم به برادر جواب داد: سه روز است این طفل آب ننوشیده است. برایش آبی طلب فرما. حضرت طفل را گرفت و در مقابل دشمن ایستاد و آنگاه فرمود: «ای قوم! شما برادر و فرزندانم را به شهادت رساندید و جز این طفل، باقی نمانده و او از تشنگی دهان را باز می کند و می بندد، به او جرعه آبی دهید…»

ب: نیازهای عاطفی و روانی

گرچه در طبقه بندی نیازها در روانشناسی، نیازهای زیستی، جزء نخستین نیازها به حساب می آید، اما نقش نیازهای عاطفی و روانی نیز با اهمیت و تعیین کننده است؛ زیرا هر چند نیاز جسمی محسوس و آشکار است و فقدانش جسم را متاثر می گرداند، اما نیازهای روحی و روانی نامحسوسند و عدم پاسخگویی به آنها، روان آدمی را آزرده می سازد.

کودکان و نوجوانان به خاطر موقعیت سنی آسیب پذیری در برابر مشکلات، نیاز دو چندان به بر آوردن نیازهای عاطفی و روانی دارند، این نیازها، بخصوص در شرایط ویژه، از دست دادن والدین، هنگام بیماری و… چنان شدت می یابد که بی توجهی به آنها، حیات روانی و عاطفی کودک را به مخاطره می اندازد.

این شرایط ویژه به کامل ترین شکل در کربلا برای فرزندان امام حسین(ع) جلوه نمود. فرزندان و همراهان آن حضرت در میدان مبارزه، در سخت ترین حالات، امام(ع) را صدا می زدند و در واپسین لحظات، اوج نیاز عاطفی خویش را به نمایش می گذارند. در کربلا بیماری چون علی بن الحسین(ع) حضور دارد که تقدیر الهی بر بقاء وجودش تعلق گرفت و از دست دادن پدر و امام خویش را تجربه نمود.

این وضعیت خاص، قطعا توجه ویژه ای را می طلبید و اینجاست که آن حضرت، به گونه های مناسب به نیاز فرزندان پاسخ می دهد و نسبت به فرزندانی که به میدان مبارزه آمده اند به گونه ای، به یگانه فرزندش زین العابدین(ع) به گونه ای دیگر؛ و در مورد یتیمان و داغدیدگان پس از شهادت خویش به شکلی دیگر سفارش می فرماید.

رفتار حضرت با فرزندان و نوجوانان در میدان جنگ

آنچه از مقاتل بر می آید این است که حضرت نسبت به فرزندان و برادرزادگانش که به میدان مبارزه می رفتند، رفتارهای گوناگونی داشت. نخست در هنگام رفتن به میدان با در آغوش گرفتن آنان و اظهار علاقه و محبت، صحنه های زیبایی از عاطفه و محبت را به نمایش می گذاشت. در مورد «قاسم بن الحسن» آمده است: «قاسم در حالی که نوجوانی غیر بالغ بود، سوی خیمه های طرف میدان خارج شد. وقتی امام حسین(ع) نگاهش به قاسم افتاد، او را به آغوش کشید. آن دو دست به گردن هم آویختند و چنان گریستند که بیهوش شدند.»

در مرحله بعد، وقتی آنان در میدان مبارزه، در مقابل شرایط نابرابر، گرمای شدید و تشنگی قرار گرفتند، آن حضرت آنان را به صبر دعوت کرد و به آنان دلداری داد و اظهار همدردی نمود در مورد «احمد بن حسن» نوشته اند: «بعد از آنکه در میدان جنگ شرایط مبارزه توان را از او گرفت، نزد عمویش حسین(ع) آمد و آبی طلب کرد. امام(ع) فرمود: «یا بنی اصبر قلیلا حتی تلقی جدک رسول الله(ص)، فیسقیک شربه من الماء لا تظماء بعدها ابدا» فرزندم! کمی صبر کن تا جدت رسول خدا را ملاقات کنی، او چنان شربت آبی به تو بنوشاند که هرگز تشنه نشوی.

در مورد «علی اکبر» نیز آمده است که بعد از مبارزه ای بی امان و کشتن تعدادی از دشمنان، در حالی که جراحات زیاد بر بدن داشت، عطش بر او بسیار ناگوار آمد. پس نزد پدر آمد و عرض کرد: ای پدر! عطش مرا از پای در آورد و سنگینی اسلحه مرا ناتوان کرد، آیا شربت آبی هست تا با نوشیدن آن، توان بیشتر، با دشمنان مبارزه کنم؟ امام گریست و فرمود: فرزندم! بر محمد و علی و پدرت سخت است که آنان رابخوانی و به تو پاسخ ندهند و به یاری بخواهی و آنان فریاد رس تو نباشند…

در مرحله سوم، آنگاه که بعد از مبارزه بی امان، فرزندان توسط دشمن مجروح گشته و بر زمین افتادند، حضرت به سرعت خود را بر بالینشان رسانید و آنها را در آغوش گرفت. در آن لحظات حساس که فرزندان نیاز بیشتری به تسلی خاطر داشتند، با آنان ابراز همدردی نمود… . آنگاه که «قاسم بن الحسن» بر زمین افتاد و عموی خود را صدا زد، امام حسین(ع) چون باز شکاری خود را بربالین فرزند برادر رساند و مانند شیر خشمگین بر دشمن حمله نمود. وقتی گرد و غبار فرو نشست، دیدند امام(ع) بر بالین قاسم نشسه و به قاسم(ع) که در حال جان دادن بود، فرمود:

«عز والله علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک او یجیبک فلا یعنک او یعنک فلا یغنی عنک بعدا لقوم قتلوک»؛ به خدا سوگند، بر عموی تو سخت است که او را بخوانی پاسخ ندهد، یا اجابت نماید ولی نتواند کمک کند یا کمک کند اما به تو سودی نبخشد. (از رحمت) خداوند دور باد قومی که تو را کشت.

رفتار حضرت نسبت به فرزند بیمارش زین العابدین(ع)

خواست الهی بر این تعلق گرفت که علی بن الحسین(ع)، حجت او بعد از امام حسین(ع)، بیمار باشد تا جهاد بر او واجب نشود و همچنان زمین از حجت اللهی خالی نگردد و این وضعیت جلوه دیگری از تربیت حسینی را می طلبید. در حالی که شدت مبارزه و مصبیت های پیاپی کربلا، انسان معمولی را چنان به خود مشغول می کند که همه چیز را فراموش می کند، مربی بزرگ کربلا، از مسئولیت بزرگ تربیت غافل نماند و چون فرزند خود را نیازمند توجه و مراقبت دید، بر بالینش آمد و در گفتگویی صمیمانه، به پرسش های او در در مورد حوادث کربلا پاسخ داد. در منابع تاریخی می خوانیم:

«… حضرت به سوی خیمه فرزندش زین العابدین(ع) آمد و در حالی که فرزندش بر فرشی از پوستین استراحت می نمود و زینب(س) از او پرستاری می کرد، فرزندش را عیادت نمود، وقتی زین العابدین(ع) نگاهش به پدر افتاد، خواست از بستر بر خیزد؛ اما از شدت بیماری، قادر به برخاستن نبود. از عمه اش زینب(س) خواست که او را کمک کند، زینب خود را تکیه گاه او قرار داد. امام حسین(ع) از وضعیت بیماری فرزندش سوال کرد و زین العابدین(ع) حمد و سپاس خداوند را بجا آورد و از پدر پرسید: در این روز با این قوم منافق چگونه رفتاری کردی؟ پدر فرمود: «فرزندم شیطان بر آنان مستولی گشت و آنان را از یاد خدا غافل کرد…»

رفتار حضرت نسبت به خانواده و فرزندان در لحظه وداع

امام(ع) در واپسین لحظه های زندگی خویش، شرایط ناگواری خانواده و فرزندان غصه یتیمی و از دست دادن نزدیکترین عزیزان از یکطرف، طی مسیر کربلا تا شام و از شام به مدینه، همراهی دشمنان سنگدل، از طرف دیگر را مجسم کرد. در چنین شرایطی امام(ع) شیوه دعوت به صبر و بردباری و توجه دادن به نصرت الهی را برگزید تا با دم حسینی خود، روح خسته آنان را توان دوباره ببخشد و عزمشان برای دستیابی به همه اهداف، تقویت نمایند. در مقاتل آمده است:

«هنگامی که امام(ع) دید همه یارانش شهید شده اند، برای وداع به خیمه ها آمد و ندا داد: «ای سکینه! ای فاطمه! ای زینب! ای ام کلثوم! درود و سلام من بر شما باد» سکینه صدا زد: ای پدر! آیا تن به مرگ داده ای؟ فرمود: کسی که یاور ندارد، چگونه تن به مرگ ندهد. طبق نقل دیگر فرمود: «ای نور چشم من! کسی که یاوری ندارد، چگونه تسلیم مرگ نشود؛ رحمت و نصرت خداوند در دنیا و آخرت، به همراه شما است؛ پس بر قضاء الهی، صبر پیشه کن و زبان به شکوه مگشای؛ زیرا دنیا از بین رفتنی و آخرت، ماندگار است.»

طبق نقل سوم آن حضرت به فرزندان و خواهران چنین توصیه نمود: «خودتان را برای گرفتاری آماده کنید و بدانید خداوند نگهدار و یاور شماست و شما را از شر دشمنان نجات می بخشد و عاقبت امرتان را به خیر خواهد کرد، دشمنانتان را با انواع بلاها عذاب خواهد نمود و به شما، در برابر این گرفتاری، انواع نعمت و کرامت عطاء خواهد کرد. پس زبان به شکوه مگشایید و سخنی مگویید که از منزلت و ارزش شما بکاهد.»

سفارش به فرزندان یتیم و بازماندگان

بی شک از تلخترین لحظات برای فرزندان خردسال، لحظه از دست دادن والدین است. چنین وضعیتی بر فرزندان بسیار ناگوار و طاقت فرسا می نماید. در چنین شرایطی، آنان نیازمند توجه، عاطفه، محبت و تسلی خاطرند.

فرزندان و بازماندگان کاروان کربلا هم نظاره گر دلخراش ترین صحنه ها بوده اند؛ لذا به توجهی عمیق نیاز داشتند. از این رو امام حسین(ع)، با همه گرفتاری هایی که داشت، وضعیت روحی و روانی فرزندان را پس از شهادت خود پیش بینی کرد و در واپسین لحظات، تنها فرزند بازمانده از خود زین العابدین(ع) را به توجه و مراقبت و درک وضعیت روحی آنها سفارش کرد و آنچنان شرایط روانی و روحی آنها را ترسیم کرد و مشاوره های لازم تربیتی را به ایشان ارائه نمود که شخصی آشنا به مسائل روانشناسی و تربیتی را به شگفتی وا می دارد. امام(ع) فرمود:

فرزندم! تو پاکیزه ترین ذریه و با فضیلت ترین خاندان من هستی. بعد از من، تو سرپرست کودکان و اهل بیت هستی، آنان غریب هستند. خواری و یتیمی و شماتت دشمنان و مصیبت های زمان، آنها را در برگرفته است. هرگاه ناله و گریه شان بلند شد، آرامشان گردان؛ در هنگام ترس، همراهشان باش؛ با سخنان نرم، تسلی خاطرشان بده؛ ازمردان آنها، جز تو کسی که مایه انس و آرامششان باشد، زنده نمانده است و جز تو، کسی را که شنوای شکوه ها و درد دلهایشان باشد، ندارند….»

پاسخگویی به پرسش های فرزندان

فرزندان وقتی دوران نوزادی و کودکی را پشت سر می گذارند، بر اثر ارتباط بیشتر با اشیاء پیرامون و برخورد با موقعیت های جدید، سوالاتی در ذهنشان به وجود می آید. در مقطعی از سن، چنان والدین را «سوال باران» می کنند که آنها را به ستوه می آورند.

کودکان هرچه رشد عقلانی بیشتری می یابند، سوالات جدی تری خواهند داشت، بویژه در دوره نوجوانی و آغاز جوانی، شرایط جدید، تغییر و تحولات، تصمیمات بزرگ در زندگی والدین، سوالات بیشتری را در ذهن آنان ایجاد می کند. در چنین وضعیتی، بر والدین بصیر و آگاه است که زمینه پرسشگری را برای فرزندانشان فراهم کنند و پای صحبت های آنان بنشینند و با صبر و حوصله، به پرسش های آنان، پاسخ مناسب دهند و ابهامات را مرتفع سازند.

حادثه کربلا، که موقعیت جدیدی در زندگی امام حسین(ع) محسوب می شد، پرسش هایی را در ذهن فرزندان و دیگر همراهان حضرت ایجاد کرد و ذهن کنجکاو آنان رابه پرسشگری وا داشت. حسین بن علی(ع) با درک موقعیت آنها، به سوالاتشان پاسخ های مناسب و در خور شاءنشان میداد. به دو نمونه از پاسخگویی حضرت اشاره می کنیم:

۱-هنگامی که حضرت به همراه اصحابش، هنگام ظهر در ثعلبیه فرود آمد، خواب کوتاهی بر آن حضرت مستولی شد. پس از اندکی، حضرت با چشم گریان از خواب بیدار شد. فرزندش «علی» که متوجه این صحنه بود، پرسید: ای پدر! چرا گریه می کنی؟ خداوند چشم تو را نگریاند.

حضرت فرمود: «فرزندم! این لحظه، وقتی است که رویا در آن دروغ نمی باشد. من در خواب، سواره ای را دیدم که کنارم ایستاد و گفت: «ای حسین! شما به سرعت حرکت می کنید و مرگ به سرعت شما را به بهشت می رساند و آگاهی یافتم که مرگ ما فرا رسیده است.» علی پرسید: ای پدر! آیا ما بر حق نیستیم؟ فرمود: «فرزندم! به خداوندی که همه بندگان به سوی او برمی گردند، ما بر حق هستیم» علی عرض کرد: در اینصورت، ترسی از مرگ نداریم. امام فرمود: خداوند بهترین پاداش پدر به فرزند را به تو عطا فرماید.»

۲-بعد از آنکه حضرت، در شب عاشورا، حوادث روز عاشورا و شهادت یاران را ترسیم کرد، قاسم بن حسن(ع) درباره شهادت خود پرسید. امام(ع) به او مهربانی کرد و پرسید: فرزندم! مرگ نزد تو چگونه است؟ پاسخ داد: عمو(جان) مرگ نزد من، از عسل شیرین تر است. حضرت بعد از آنکه ظرفیت و توان درک قاسم را نمایان ساخت و پاسخ زیبای او را شنید، فرمود: عمویت به فدایت گردد! به خدا قسم! تو از کسانی هستی که بعد از آزمایش بزرگ، به همراه من شهید می شوند.

نقش آزادی و انتخاب در تربیت فرزندان

خداوند انسان را آزاد آفرید و قدرت اراده و انتخاب به او بخشید تا پرتو آن، از میان راه های مختلف مسیر صحیح را برگزیند. آنچه انسان در پرتو شناخت و بدون اکراه و اجبار برگزید، در راه تحقق و دستیابی به آن تا پای جان می ایستد، عنصر آزادی به جا و انتخاب درست در تربیت، عنصری گرانبها و کار آمد است، در تربیت فرزندان اجبار ثمری نمی بخشد، والدین و مربیان باید چنان زمینه را آماده کنند که فرزندان خود راه صحیح را بر گزینند تا بر آنچه به حق برگزیده اند، پایبند و استوار باشند.

از جلوه های تربیتی حادثه عاشورا، صحنه آزادی و انتخاب راه بود. امام حسین(ع) با اینکه در کربلا به شدت نیازمند داشتن یاور بودند، با کمال صداقت و راستی، فرزندان و دیگر یاوران خود را در ادامه مسیر آزاد می گذارد و با اینکه بر فرزندان خود حق بزرگ دارد اما هیچگاه راه مبارزه و همراهی خود را بر آنان تحمیل نمی کند و از این روست که می بینیم آنان نیز که آگاهانه همراهی پدر و امام خویش را برگزیدند در راهش تا آخرین نفس ایستاده و جان خویش را فدای راهش نموده اند.

ابی حمزه ثمالی از علی بن الحسین(ع) نقل می کند که در شب عاشورا، پدرم اهل و فرزندان خود و اصحاب را جمع نمودند و خطاب به آنان فرمود: «ای اهل و فرزندان و ای شیعیان من! از فرصت شب استفاده کنید و جان های خود را نجات دهید… شما در بیعتی که با من بسته اید، آزاد هستید. …»

نیز آن حضرت هنگامی که عبدالله فرزند مسلم نزد ایشان آمد و اجازه میدان طلبید فرمود: «شما در بیعت با من آزاد هستی، شهادت پدرت کافی است. تو دست مادرت را بگیر و از این معرکه خارج شو» عبد الله عرض کرد: «به خدا سوگند من از کسانی نیستم که دنیا را بر آخرت مقدم دارم.»

جمع بندی

سیره امام حسین(ع) به عنوان سومین پیشوای شیعیان، الگویی جامع و کامل در حوزه تربیت صحیح فرزندان می باشد. در این راستا توجه به نیازهای گوناگون زیستی، عاطفی، روانی و معنوی، از نکات مهم تربیت صحیح فرزندان در سیره حضرت است. امام حسین(ع) حتی در حادثه کربلا نیز با شیوه های گوناگون، از تربیت صحیح فرزندان و همراهان و توجه به نیازهای مادی و معنوی آنان غافل نماند.

پی نوشت ها

۱-موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)، ص۷۱۱

۲-علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۹

۳-طریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۴۰۴

۴-علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۶۷

۵-بحرانی، حلیه الابرار، ج۱، ص۵۸۲.

۶-در کتب سیره و تاریخ ائمه(ع) از حسن به عنوان یکی از فرزندان امام مجتبی(ع) یاد شده، شیخ مفید در الارشاد از او چنین یاد می کند: « و اما حسن بن الحسن فکان جلیلا، رئیسا، فاضلا، ورعا…»(الارشاد، ص۱۹۶، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۹۲، بحار الانوار، ج۴۴، ص۱۶۳، عوالم، ج۲، ص۳۰۶.)

۷-موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)، ص۶۳۲.

۸-بحرانی، حلیه الابرار، ج۱، ص۵۸۲.

۹-ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب (ع)، ج۴، ص۱۵۳.

منبع اقتباس: فرهنگ کوثر؛ اردیبهشت ۱۳۷۹؛ شماره ۳۸؛ نویسنده: علی همت بناری