مناسبت ها و اعمال ماه رجب مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
مناسبت توضیحات منبع
ولادت امام باقر علیه السّلام حضرت امام محمّد بن علی باقر العلوم علیه السّلام در روز جمعه اول رجب سال 57 (هجری قمری) در مدینه متولد شدند.

ولادت آن حضرت روزهای سوم و ششم صفر و پنجم و بیست و دوم رجب هم ذکر شده است.

نام مبارک آن حضرت محمّد، کنیه ایشان ابوجعفر و القاب آن حضرت باقر العلوم، الشاکر للَّه، هادی، امین و شبیه است، و لقب اخیر به خاطر شباهت آن حضرت به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله است.

پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السّلام و مادر آن حضرت امّ عبداللَّه فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السّلام است.

امام باقر علیه السّلام اولین علوی است که از پدر و مادر نسب شریفش به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و أمیر المؤمنین علیه السّلام و حضرت زهرا سلام اللَّه علیها می رسد.

 

امام صادق علیه السّلام در باره امّ عبداللَّه می فرمایند: «از زنهای با ایمان و پرهیزکار و نیکوکار بود».

در روایت دیگر امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «در میان فرزندان امام حسن علیه السّلام مثل او نبود». در عظمت و شرافت این بانو همین بس که با حضرت سیّد الساجدین علی بن الحسین و باقر العلوم علیهماالسّلام در واقعه کربلا حضور داشت و همراه آن بزرگواران و زینب کبری و دیگر اهل بیت علیهم السّلام به اسارت رفت و وقایع کوفه و شام را دید.

مصباح کفعمی: ج 2، ص 599. زاد المعاد: ص 20. مصباح المتهجد شیخ طوسی: ص 737. فیض العلام: ص 294. مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 227. اعلام الوری: ج 1، ص 498. مسار الشیعه: ص 33. قلائد النحور: ج رجب، ص 4. بحار الانوار: ج 46، ص 212

(مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 227)

مصباح کفعمی:ج 2، ص 599. زاد المعاد: ص 20. مصباح المتهجد شیخ طوسی: ص 737. فیض العلام: ص 294. مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 227

تواریخ النبی والال علیهم السّلام تستری: ص 47

مناسبت توضیحات منبع
ولادت امام علی النقی {علیه السّلام} در این روز بنابر قولی ولادت امام هادی علیه السّلام واقع شده است.

اقوال دیگر در ولادت آن حضرت 15 ذی الحجه، 5 رجب، 27 جمادی الاخر و 3 رجب است، که تفصیل آن در 15 ذی الحجه ذکر شده است.

قلائد النحور: ج رجب، ص 18
مناسبت توضیحات منبع
شهادت امام هادی {علیه السّلام} شهادت امام علی النقی {علیه السّلام} در سال 254 ه’ بنابر مشهور در سن 41 سالگی بوده است.

مرحوم کلینی شهادت آن حضرت را در 26 جمادی الاخر نقل فرموده است.

مشهور این است که آن حضرت 6 یا 8 سال و 5 ماه داشت که پدر بزرگوار ایشان جواد الائمه علیه السّلام به شهادت رسیدند، و آن حضرت به منصب کبرای امامت و خلافت عظمی رسیدند، و مدت امامت آن وجود شریف 33 سال بود.

ایام حیات امام هادی {علیه السّلام} مصادف بود با خلافت بناحق مأمون، معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین، معتز لعنته اللَّه علیهم، و آخرالامر معتز آن حضرت را با زهر شهید کرد.

مدت عمر مبارک آن حضرت 41 سال و چند ماه بود.

13سال در مدینه اقامت فرمودند و بقیه ایام امامت خویش را به اجبار متوکل در سامرا بودند. حاکم مدینه به متوکل نوشت که اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی است

علی بن محمّد {علیه السّلام} را از این دیار بیرون ببر که همه را مطیع خود ساخته است. در مدینه اسباب اذیت و اضرار به آن حضرت را به دستور متوکل زیاد کردند، تا زمانی که آن حضرت را به سامرا بردند و جسارت ها کردند، تا اینکه معتز آن حضرت را شهید کرد.

امام عسکری {علیه السّلام} غسل و کفن و نماز بر آن حضرت را انجام داد، و بعداً در ظاهر این امرات توسّط دیگران انجام شد و ایشان را در منزل خود در مکان فعلی حرم مطهر دفن نمودند.

توضیح المقاصد: ص 16. فیض العلام: ص 297. مسار الشیعه: ص 34. قلائد النحور: ج رجب، ص 22. بحارالانوار: ج 50، ص 117 – 192، ج 99، ص 596. مصباح کفعمی: ج 2، ص 599. مصباح المتهجد: ص 741

اصول کافی: ج 2، ص 551. کشف الغمه: ج 2، ص 375

ارشاد: ج 2، ص 297

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیحات منبع
ولادت امام جواد علیه السّلام حضرت جواد الائمه علیه السّلام بنابر مشهور در دهم ماه رجب سال 195 ه’ به دنیا آمده اند.

اقوال دیگر در ولادت آن حضرت چنین است: 17 ماه رمضان، 15 ماه رمضان.

آخر ذی القعده. به قولی هم در 13 رجب ولادت آن حضرت واقع شده است.

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا علیه السّلام، و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا درّه است که حضرت رضا علیه السّلام نام ایشان را «خیزران» نهادند.

نام آن حضرت محمّد، و کنیه ایشان ابوجعفر و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است. حضرت رضا علیه السّلام آن حضرت را با کنیه یاد می کردند، و می فرمودند: «ابوجعفر به من نامه نهوشته است»، و نامه هائی که از آن حضرت می رسید در نهایت جلالت و زیبائی بود، و هنگامی که امام علیه السّلام می خواستند نامه برای امام جواد علیه السّلام بنویسیند آن حضرت را به بزرگی و احترام مورد خطاب قرار می دادند.

یک روز در ایام کودکی حضرت جواد علیه السّلام آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش امام رضا علیه السّلام آوردند. آن حضرت فرمودند: «این مولودی است که برای شیعه مبارکتر از او بدنیا نیامده است.

چرا که چهل سال و چند ماه از سن مبارک امام رضا علیه السّلام گذشته بود و آن حضرت هنوز اولادی نداشتند، و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند، هنگامی که خداوند جواد الائمه علیه السّلام را به مولایمان حضرت رضا علیه السّلام داد، نگرانی و شک و تردید مردم برطرف شد.

آن حضرت شش فرزند داشت: ابوالحسن حضرت هادی علیه السّلام، ابوطالب جناب زید، ابوجعفر جناب موسی بن مبرقع، حکیمه خاتون، خدیجه خاتون، امّ کلثوم

اعلام الوری: ج 2، ص 91. مناقب ابن شهر آشوب: ج 4، ص 379. زاد المعاد: ص 20. فیض العلام: ص 299 . مصباح کفعمی: ج 2، ص 599. مصباح المتهجد: ص 741. بحار الانوار: ج 50، ص 7 – 14

تقویم المحسنین: ص 11

زاد المعاد: ص 21. مصباح المتهجد: ص 754

اعلام الوری: ج 2، ص 91. بحار الانوار: ج 50، ص 7

عیون اخبار الرضا علیه السّلام: ج 2، ص 240

انوار البهیّه: ص 125. کافی: ج 1، ص 321. ارشاد: ج 2، ص 279

تاریخ سامراء: ج 3، ص 302

ولادت حضرت علی اصغر علیه السّلام ولادت با سعادت حضرت باب الحوائج علی اصغر علیه السّلام در این روز واقع شده است.

با در نظر گرفتن اینکه آن حضرت در شش ماهگی در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید، ولادت حضرت مطابق این روز می شود. بعضی هم ولادت آن حضرت را در روز 8 یا 9 ثبت کرده اند.

نام شریف آن حضرت عبداللَّه مشهور به علی اصغر است. لقب شریفش باب الحوائج، رضیع، مذبوح من الاذن الی الاذن است. پدر بزرگوارش امام حسین علیه السّلام، و مادر والامقامش حضرت رباب دختر امرء القیس کلبی است. قاتل آن حضرت، حرمله بن کاهل اسدی ملعون است که قلب امام حسین علیه السّلام و اهل بیت و شیعیان، بلکه هر شنونده این مصیبت را می سوزاند.

تقویم الائمه علیهم السّلام: ص 73 – 78. سحاب رحمت: ص 535

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیحات منبع
مرگ معاویه در این روز در سال 60 ه’ معاویه ابی سفیان لعنه اللَّه علیه در سن 78 سالگی در شام به درکات جهنّم شتافت. روز شادی اهل ایمان و حزن و اندوه اهل کفر و طغیان است. و روزه این روز به جهت شکر الهی بر هلاکت معاویه مستحب است.

نسب معاویه:

کلبی نسّابه و ابن روزبهان که از ثقات نزد علمای اهل سنّت هستند، نقل کرده اند که معاویه فرزند چهار نفر بوده: عماره، مسافر، ابوسفیان و مردی که اسم او را نمی برند. راغب اصفهانی در محاضرات و ابن ابی الحدید از ربیع الابرار زمخشری نقل می کنند که معاویه را به چهار کس نسبت می دادند: مسافر بن ابی عمرو، عماره بن ولید بن مغیره، عباس و صباح که مغنی عماره بن ولید بود. مادر معاویه هند با صباح که جوان خوش روئی بود و کارگر ابوسفیان بود الفتی تمام داشت ! اما به ظاهر او را معاویه بن ابی سفیان بن حرب می گویند.

ابوسفیان مردی زشت و کوتاه قد بود، و یک چشم او در طائف و چشم دیگرش در یرموک کور شده بود.

باطنش کورتر از چشمش بود و نهایت عداوت و دشمنی با پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را داشت. ابوسفیان در هر جنگ و فتنه ای که بر علیه پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به وجود می آمد دخالت داشت و در سال فتح مکه از ترس اسلام آورد و با نفاق زندگی کرد

تا در سن 82 سالگی در سال 30 ه’ به درک رفت.

 

مخفی نماند که حمامه یکی از جدات معاویه است که در بازار المجاز صاحب پرچم و مشهور بود ! و از این جا نسب ابوسفیان هم معلوم می شود. مادر معاویه هند است که از ذوات الاعلام است و میل فراوانی به غلامان سیاه داشت و از توضیح حال پدر معاویه وضع مادر او هند روشن می شود.

 

(آخر ماه ذی الحجه روز مرگ هند است که احوال او در آنجا ذکر شده است)

 

محدث قمی رحمه اللَّه می فرماید: چون پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در فتح مکه ریختن خون معاویه را مباح شمردند، به اصرار و شفاعت عباس، پنج ماه قبل از شهادت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله اسلام آورد.

حکومت معاویه در شام

یزید بن ابی سفیان از طرف ابوبکر با لشکر مسلمین به طرف شام رفت، معاویه هم همراه آنها بود یزید در شام مرد و ابابکر ولایت شامات را به معاویه واگذار کرد و به این حال بود تا زمان خلافت أمیر المؤمنین علیه السّلام که طغیان معاویه علیه آن حضرت شروع شد. پس اساس ظلمهای معاویه را هم ابوبکر بنا نهاد.

 

معاویه در سال 45 ه’ برای پسرش یزید بیعت گرفت. او اول کسی بود که دشنام بر أمیر المؤمنین علیه السّلام را ترویج کرد و در آخر خطبه نماز جمعه لعن و جسارت بر أمیر المؤمنین علیه السّلام می کرد. او دستور داد در تمام شهرها این لعن انجام شود و تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه داشت تا اینکه او لعن بر آن حضرت را منع کرد.

دشمنی معاویه با امیر المؤمنین علیه السّلام

معاویه به صحابه و تابعین دستور داد تا حدیث در مذمت أمیر المؤمنین علیه السّلام جعل کنند، و عده زیادی از محبین و ارادتمندان آن حضرت را شهید کرد مانند جناب مالک اشتر نخعی که در قلزم مصر به سم شهید شد.

ماجرای مرگ معاویه

آخر الامر معاویه در مسیر مکه به شام بیمار شد، به حدی که می لرزید و دهان او بسته نمی شد، تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالک دوزخ داد و رهین اعمال خویش گردید. هنگام مرگ سن او را 75 یا 82 یا 92 سال نقل کرده اند.

 

جنایات او زیاده از آن است که در این مختصر بگنجد ولی در هنگام مرگ به یکی از خواص خود گفت: چند گناه بزرگ کرده ام: حق علی بن ابی طالب را غصب کردم، حسن بن علی را با فریب دادن جعده به شهادت رساندم، و یزید را به جانشینی خود انتخاب کردم، و حجر بن عدی و اصحاب او را به قتل رساندم

مسار الشیعه: ص 34. فیض العلام: ص 316

تتمه المنتهی: ص 47، 48، 50، 52. منتخب التواریخ: ص 448 – 449. وقایع الایام: ج رجب، ص 174

اسد الغابه: ج 3، ص 13

تتمه المنتهی: ص 47. احقاق الحق: ص 265. التعجب: ص 106. نهج الحق و کشف الصدق: ص 310

بحار الانوار: ج 33، ص 214

مراقد المعارف: ج 2، ص 223

منتخب التواریخ: ص 449. وقایع الایام: ج رجب، ص 173

ورود امیر المؤمنین علیه السّلام به کوفه در این روز در سال 36 ه’ أمیر المؤمنین علیه السّلام بعد از واقعه جمل وارد کوفه شدند و آن شهر را به عنوان مقر حکومت انتخاب نمودند، و اولین خطبه را در شهر کوفه در این روز ایراد فرمودند وقایع الایام: ج 1، ص 118 – 178. قلائد النحور: ج رجب، ص 104. بحار الانوار: ج 32، ص 352
مناسبت توضیحات منبع
ولادت امیر المؤمنین علیه السلام  

اولین امام مؤمنین و خلیفة الله بلا فصل بعد از رسول الله خاتم النبین صلی الله علیه وآله وسلم ،برادر،پسر عمو،وزیر و داماد او سید الوصین امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام ،داخل کعبه معظمه به دنیا آمد ،که قبل از او و بعد از او مولودی در آنجا به دنیا نیامده و نخواهد آمد.

 

اسم شریفش علی علیه السلام است. صاحب کتاب الانوار می گوید:علی بن ابی طالب علیه السلام در کتاب خدا 300 اسم دارد .3مشهورترین القاب آن حضرت امیر المؤمنین است و ابن شهر آشوب بیش از 850 لقب برای آن حضرت ذکر نموده است.4

 

القاب امیر المؤمنین علیه السلام

 

مشهورترین کنیه های آن حضرت ابو الحسن علیه السلام است . اضافه بر اسامی و القابی که آن حضرت در کتاب های مختلف آسمانی به زبان های مختلف دارند …چه اینکه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطیل است.در زمین جمحائیل ،در لوح قنسوم،در قلم منصوم،در عرش معین ،نزد رضوان امین است،نزد حور العین اصب است،در صحف ابراهیمعلیه السلام حزبیل است،در عبرانیه بلقیاطیس،در سریانیه شروحیل ،در تورات ایلیا،در زبور اریا،در انجیل بریا،در صحف حجر عین،در قرآن علی است.

 

والدین امیر المؤمنین علیه السلام

 

پدر والامقام آن حضرت ،سید بطحاء حضرت ابو طالب علیه السلام 6 ،و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ،بانوی حرم حضرت ابوطالب علیه السلام است که انوار امامت و ولایت اولا از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که چنین اختر فروزنده ای آورد.

 

آن حضرت نه تنها مادر امیر المؤمنین علیه السلام بود بلکه بعد از وفات عبد المطلب علیه السلام _که شش سال یا هشت سال از سن مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گذشته بود و آنه حضرت به ابوطالب سپرده شده بود_فاطمه بنت اسد سلام الله علیها در حق پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم مادری می کرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می داشت و همه روزه از آن حضرت علامت نبوت را مشاهده می نمود و پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن حضرت را مادرخطاب می کرد.

 

همچنین بعد از رحلت حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ،پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فاطمه زهرا سلام الله علیها  را به فاطمه بنت اسدسلام الله علیها سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می کرد و در دامان عزت خود آن مستوره دو جهان را با جان ودل سرپرستی می کرد تا زمانی که از دنیا رفت.

 

آن حضرت در سال چهارم هجری در مدینه طیبه از دنیا رفت،و در بقیع مدفون شد.هنگامی که امیر المؤمنین علیه السلامخبر فوت والده اش را به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم دادند آن حضرت فرمودند”او مادر من بود”. بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه سلام الله علیها را به آنها کفن کنند و خود حضرت بر جنازه آن حضرت نماز خواندند و چهل تکبیر بر جنازه گفت و فرمود:”چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند چهل تکبیر گفتم”.بعد در قبر خوابیدند وهنگام دفن او را تلقین فرمودند و درباره او دعا کردند.

 

نور امیر المؤمنین علیه السلام در اصلاب پدران

 

حدیث ولادت امیر المؤمنین علیه السلام هم دلالتی برصلابت ایمان فاطمه بنت اسد سلام الله علیها مادر آن حضرت دارد.10نوری که از عرش پروردگارآمده بود ،در انبیاء واوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل شده تا به عبد المطلب علیه السلام رسید و بعد آن نور دو قسم شد. نوری در پیشانی مبارک عبدالله علیه السلام پدر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که آن نور بعدا به پیشانی آمنه سلام الله علیها و سپس در صورت مبارک خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم منتقل شد. نصف دیگر نور در پیشانی ابو طالب علیه السلام قرار گرفت.

 

خداوند به ابوطالب چند فرزند عطا فرمود:عقیل،طالب ،جعفر، فاخته یا ام هانی ،جمانه و علی امیر المؤمنین علیه السلام.هنگامی که خداوند علی علیه السلام رابه ابو طالب و فاطمه بنت اسد سلام الله علیهما داد،آن نور در صورت فاطمه بنت اسدسلام الله علیهادرخشندگی می کرد.

 

محل ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

 

مکان ولادت امیر المؤمنین علیه السلام اشرف بقاع یعنی حرم است. اشرف اماکن حرم مسجد است ، و اشرف بقاع مسجد کعبه است. مولودی جز آن حضرت در آن مکان به دنیا نیامده است ، آن هم در سید روز جمعه، در ماه حرام و بیت الحرام!!

 

امیر المؤمنین علیه السلام سه روز چشم مبارک را باز نکرد،تا او را خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم آوردند.آنجا بود که چشم باز کرد. آن حضرت فرمود :”او مرا مخصوص به نظر خود قرار داد و من او را مخصوص به علم خویش قرار دادم.”12سپس آن حضرت را در آغوش کشید و به منزل ابو طالب علیه السلام آورد.

 

پیشگویی از ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

 

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: راهبی بود به نام “مثرم بن رعیب” که 190سال عبادت کرده بود، ولی حاجتی از خدا نخواسته بود. روزی از خداوند خواست یکی از اولیائش را به او بنمایاند.خداوند متعال جناب ابوطالب علیه السلام را نزد او فرستاد وبعد از آن که راهب دانست این آقا چه کسی است،به آن حضرت بشارت داد که ای ابوطالب ،خداوند به تو پسری عنایت می فرماید که او ولی خداست و اسم شریف او علی است. هنگامی که او را درک کردی سلام مرا به او برسان و به او بگو که مثرم راهب ،اقرار میکند به وحدانیت خدا و به ولایت تو یا امیرالمؤمنین علیه السلام ، شهادت می دهد.

 

هنگام رفتن جناب ابوطالب علیه السلام خرما انگور و انار بهشتی میل فرمودند و به منزل آمدند. فاطمه بنت اسد سلام الله علیها بانوی حرم جناب ابوطالب علیه السلام هم خرمایی که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به آن حضرت داده بودند میل فرمود،و به ابوطالب علیه السلام هم دادند و آن حضرت هم میل فرمود پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرموده بودند:این خرما را کسی می خورد که مقر به توحید و نبوت من باشد.

 

بعد از آنکه پدر و مادر آن حضرت ، میوه های بهشتی را میل فرمودند وجود حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب علیه السلام به وجود آمد .هنگامی که فاطمه بنت اسد سلام الله علیها حامل آن وجود شریف شد ،به زیبایی و نورانیتش افزوده شد.

 

انعقاد نطفه امیر المؤمنین علیه السلام

 

هنگامی که وجود شریف آن حضرت در بطن فاطمه بنت اسد سلام الله علیها قرار گرفت در مکه زلزله شد ،و قریش بتها را به کوه ابو قیس آوردند،ولی زلزله بیشتر شد و بتها به رو افتادند.آنها به ابوطالب علیه السلام پناه بردند،و آن حضرت بالای کوه آمد و فرمود :”مردم در این شب اتفاق مهمی افتاده است . خداوند خلقی را آفریده که اگر از او اطاعت نکنید و اقرار به ولایت او ننمایید و شهادت به امامت او ندهید این زلزله ساکن نمی شود . پس به اطاعت ولایت و امامت اقرار کنید”.سپس در حالی که اشک می ریخت دستان مبارک را بلند نمود و فرمود:”پروردگار من و آقای من ،تو را می خوانم به محمدیت پسندیده و علویت بلند مرتبه و به فاطمیت درخشنده و نورانی که بر سرزمین تهانه به رحمت و مهربانی خویش لطف به فرمایی”.دیگران آمین گفتند دعا که تمام شد زلزله پایان یافت.عربها در زمان جاهلیت تا گرفتار می شدند این دعا را می خواندند و گرفتاری بر طرف می شد.

 

جعفر بن ابی طالب علیه السلام صدای آن حضرت را از شکم مادر شنید و بیهوش شد.همچنین فاطمه بنت اسد سلام الله علیها به قصد طواف گرد خانه خدا می رفت ،ولی ناگهان آن حضرت از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می داد و نمی گذاشت مادرش به محلی که بتها نصب شده بودن نزدیک شود،و حال آنکه مادرش برای عبادت خانه خدا را طواف میکرد.زمانی دیگر ، بتها در مقابل آن فرزند به دنیا نیامده به صورت به زمین می افتادند.شیردرنده طائف در برابر ابوطالب علیه السلام تعظیم کرد. هنگامی که آن حضرت علت را جویا شد شیر گفت:شما پدر اسد الله و کمک محمد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلمخدا و مربی شیر خدا هستی.

 

مادر امیر المؤمنین علیه السلام در کعبه

 

شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابوطالب علیه السلام احساس درد کرد،ولی با قرائت نامی مخصوص احساس آرامش پیدا کرد.هنگامی که جناب ابوطالب علیه السلام خواست زنانی را برای کمک فاطمه بنت اسد سلام الله علیها بیاورد ، از گوشه خانه ندایی رسید : “ای ابوطالب صبر کن چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند.”

 

صبح هنگام فاطمه بنت اسدسلام الله علیها ندایی شنید :”ای فاطمه به خانه ما بیا”.ابوطالبعلیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمآن حضرت را به مسجد الحرام آوردند.عباس بن عبد المطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند ، دیدند که فاطمه سلام الله علیها وارد مسجد الحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به سوی آسمان نمود و چنین فرمود:”پروردگارا،من به تو و به پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو آمده اند ایمان دارم. من کلام جدم ابراهیم خلیل علیه السلام را تصدیق می کنم و او بوده که این خانه را بنا کرده است.تو را قسم میدهم واز تو می خواهم به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست،که این ولادت را بر من آسان فرمایی”.

 

ناگهان حاضرین در مسجد الحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد سلام الله علیها داخل شد. هرچه کردند قفل در را باز کنند ممکن نشد ، دانستند که حکمت خداوند در کار است.

 

فاطمه بنت اسد سلام الله علیها می فرماید :هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حوا ،‌ساره، آسیه ، مادر موسی بن عمران و مریم مادر عیسی آمدند.آنان به من سلام کردند:”السلام علیک یا ولیة الله” و در مقابلم نشستند.

 

آنچه در ولادت خاتم الانبیاء صلی الله علیه واآله وسلم انجام دادند در ولادت علی بن ابیطالب علیه السلام نیز انجام دادند ،چه اینکه فاطمه بنت اسد سلام الله علیها در هنگام ولادت پیامبرصلی الله علیه واآله وسلمحضور داشت و به ابوطالب علیه السلام ماجرا را خبر داد.حضرت ابوطالب علیه السلام قبلا به او فرمود ه بود :” سال صبر کن تا خدا مولودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء مگر در نبوت که وصی و وزیر او خواهد شد.”

 

روز ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

 

روز جمعه علی بن ابی طالب علیه السلام مانند خورشید بر روی سنگ سرخ در گوشه راست کعبه طلوع فرمود.همین که قدم بر زمین کعبه نهاد ،به سجده افتاد و دستها را سوی آسمان بلند نمود و فرمود :”اشهد ان لااله الا الله ،اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولیُ محمد رسول الله ،بمحمد یختم الله النبوة و بی یختم الوصیةو انا امیر المؤمنین شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست و محمد صلی الله علیه و آله وسلم پیامبر خداوند است و علی وصی محمد صلی الله علیه و آله وسلم است.به محمد نبوت ختم می شود و به من وصایت کامل  و تمام می شود و منم امیر المؤمنین سپس فرمود:(جاء الق و زهق الباطل )حق آمد و باطل رفت

 

در این هنگام که وجود سراپا جودش پای بر این عرصه خاکی نهاده بود، بتهایی که در کعبه بود به صورت به زمین افتادند و آسمان نورانی شد.شیطان فریاد بر آورد:”وای بر بتها و بت پرستان از این فرزند!

 

سخنان امیر المؤمنین علیه السلام پس از ولادت

 

آنگاه سلام بر زنان بهشتی نمود و حال آنان را پرسید. بانوان بهشتی او را در آغوش گرفتند و حضرت با آنان تکلم فرمودند.هنگامی که حضرت حوا علیها السلام او را در آغوش گرفت،آن حضرت فرمود:”سلام بر تو ای مادر،حوا”!حوا علیها السلام پاسخ داد:سلام بر تو پسرم! علی بن ابی طالب علیه السلام .از حال حضرت آدم علیه السلام پرسید حوا علیها السلام  پاسخ داد:غرق در نعمت های خداوند است و در جوار پروردگار متنعم است. در این هنگام که آن حضرت داخل کعبه بود ابوطالب علیه السلام در کوچه و بازار صدا می زد:بشارت باد شما را که ولی خدا ظاهر شده است، همان کسی که وصایت به او تمام وکامل می شود.

 

بعد از رفتن زنان بهشتی، پیامبران الهی حضرت آدم،حضرت نوح،حضرت ابراهیم ،حضرت موسی، حضرت عیسی علیهم السلام آمدند.امیر المؤمنین علیه السلام با دیدن آنان حرکتی نمود و تبسم فرمود و آن بزرگواران بر حضرتش سلام کردند:”سلام بر تو ای ولی خدا و خلیفه پیامبرخدا”.

 

حضرت در جواب فرمود:”علیکم السلام و رحمة الله وبرکاته “.و جداگانه بر هریک سلام نمودند.آن بزرگواران یکی بعد از دیگری او را در آغوش گرفتند و بوسیدند و زبان به مدح او گشودند و رفتند .سپس ملائکه آمدند و او را به آسمانها بردند، و باز آوردند و بردند و هر بار کلماتی مخصوص در فضائل و مناقب حضرت می فرمودند.

 

فاطمه بنت اسد سلام الله علیها می فرماید :بار دوم در حالی آن حضرت را آوردند که او را در حریر سفید بهشتی پیچیده بودند و به من گفتند:”او را از چشم بینندگان حفظ کن که ولی رب العالمین است.بدان که وارد بهشت نمی شود مگر کسی که ولایت او را بپذیرد و امامت و ولایت او را تصدیق کند.خوشا به حال آنکه تابع اوست و وای بر کسی که از او رویگردان شود. مثل او چون کشتی نوح است .هر که به آن پیوست نجات می یابد و هر که از آن باز ماند غرق می شود وسقوط می کند.”سپس در گوش او مطلبی گفتند که من نفهمیدم. بعد او را بوسیدند و برخاستند و بیرون رفتند و من ندانستم از کجا خارج شدند.

 

سه روز درکعبه

 

فاطمه بنت اسدسلام الله علیها بعد از سه روز که مهمان الهی بود فرزند مبارک ومحترم خود را در آغوش گرفته آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد:”ای فاطمه ، نام این مولود را علی بگذار ، چرا که من خدای علی اعلی هستم.من نام او را از نام خود گرفته ام ، و او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام ،و او را بر غوامض علم خود آگاهی داده ام. او در خانه من به دنیا آمده است. او اول کسی است که برفراز خانه من اذان می گوید ، وبتها را می شکند ، و آنها را از بالای کعبه به صورت می اندازد. خوشا به حال کسی که او را دوست می دارد و از او اطاعت می کند و او را یاری می نماید.وای بر کسی که بغض او را دارد و از او سرپیچی می کند و او را خوار می نماید و حق او را انکار می نماید.”

 

در این سه روز در هر محفلی سخن از ولادت این مولود مبارک واستثنائی بود ، به خصوص باز نشدن قفل در کعبه ، شکافته شدن دیوار کعبه در روز و دیدن آن توسط کفار ، این مطلب را به صورت یک مسأله عمومی در آورده بود.

 

طلوع نور علی علیه السلام در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

 

صبح روز چهارم در مقابل دیدگان به انتظار نشسته ، ناگهان دیوار کعبه از مکان قبلی شکاف بر داشت به حدی که فاطمه بنت اسد علیها السلام با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند.مردم همه نگاه می کردند و قبل از سؤال کسی ، فاطمه بنت اسد علیها السلام از بعضی وقایع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهای بهشتی و اینکه نام این حضرت به ندای آسمانی علی علیه السلام است.

 

ابوطالب علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پیش آمدند و فاطمه بنت اسد با مولود پیش آمد.حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام فرمودند:”السلام علیک یا ابه و رحمة الله وبرکاته”. ابوطالب علیه السلام فرمود:”و علیک السلام یا بنی و رحمة الله و برکاته”و آنحضرت را در آغوش گرفت. چشمان مبارک به صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم باز کرد وتبسم فرمود و خود را حرکتی داد و فرمود:”السلام علیک و رحمة الله وبرکاته،مرا در آغوش بگیر”.

 

پیامبر  صلی الله علیه وآله وسلم پاسخ سلامش را داد و آن حضرت را در آغوش گرفت ،و بوسید و دست در دست او گذاشت. آنگاه امیر المؤمنین علیه السلام دست راست بر گوش نهاد و اذان و اقامه فرمود و به یگانگی خداوند عزوجل و نبوت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم شهادت داد. سپس از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم برای قرائت کتب آسمانی اجازه خواست. بعد از آنکه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اجازه فرمود ، سینه را صاف کرد و آنچه در صحف حضرت آدم و نوح وابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام بود قرائت فرمود. سپس شروع به قرائت قرآن نمود که هنوز نازل نشده بود.آن حضرت سوره مبارکه مؤمنون را آغاز کرد:”قد افلح المؤمنون…..”سپس در حالی که آن حضرت در آغوش رسول اللهصلی الله علیه وآله وسلم بود به خانه ابوطالب علیه السلام بازگشتند.

 

فاطمه بنت اسد علیها السلام می فرماید: هنگامی که از کعبه خارج شدم و فرزند را نزد پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم گذاشتم،آن حضرت با زبان مبارک دهان علی علیه السلام  را باز کردند و او را با آب دهان مبارک تحنیک کردند و اذان در گوش راست و چپ آن حضرت گفت و فرمودند:”این مولودی است که بر فطرت به دنیا آمده است.”

 

در روز سوم ولادت حضرت یا روز سوم خروج از کعبه و در بعضی از اقوال دهم ذی الحجه ، حضرت ابوطالب علیه السلام ولیمه مفصلی داد و فرمود:”بیا یید برای ولیمه علی بن ابی طالب و قبلا هفت بار کعبه را طواف کنید و بعد بر فرزندم علی علیه السلام سلام کنید”.

 

کودکی حضرت علی علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم

 

امیر المؤمنین علیه السلامدرباره دوران کودکی خود و همراه بودن با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چنین می فرمایند:به هنگام کودکی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مرا به دامان می گرفت ، و به سینه می چسباند .غذا را می جوید و به دهانم می گذارد. از بوی خوش خویش به مشام جانم می بویانید.او در گفتارم دروغ و در کردارم اشتباه ونادانی نیافت . خداوند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را از هنگام شیرخوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد ، تا شبانه روز او را در راه بزرگواری ها و نیکی های جهان رهنمون باشد.من نیز از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم پیروی می کردم،چنانچه کودک شیر خواری از مادر فرمان می برد و از کردارهای او پیروی می کند.هر سال به کوه حرا می رفت، و در این هنگام هیچ کس جز من او را نمی دید.

 

ارشاد مفید :ج1ص5.اعلام الوری :ج1ص306.تهذیب شیخ طوسی :ج6ص19.مصباح کفعمی :ج2ص599.بحار الانوار:ج97ص383.مستدرک حاکم :ج3ص180.مناقب خوارزمی:ص12-13..اسد الغابة:ج5ص517.مصباح المتهجد:ص741-754.کشف الغمة:ج1ص59.مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص353.زاد المعاد:ص21.

 

حاکم در مستدرک می گوید:اخبار متواتر است در اینکه فاطمه بنت اسد سلام الله علیها حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام را در داخل کعبه به دنیا آورده است:ج3ص483.

 

احمد بن عبد الرحیم دهلوی مشهور به شاه ولی الله (پدر عبد العزیز دهلوی که کتاب التحفة الاثنی عشریة را نوشته است)در گتاب “ازالة الخفاء”می گوید:

 

اخبار متواتر در اینکه فاطمه بنت اسد سلام الله علیها امیر المؤمنین علیه السلام را در داخل کعبه در روز جمعه 13رجب 30 سال بعد از عام الفیل به دنیا آورده است، وکسی قبل  از آن حضرت و بعد از آن حضرت در  آن مکان به دنیا نیامده است.الغدیر :ج6ص22.زاد المعاد:ص21.

 

کلمات بزرگان شیعه در این باب زیاد تر از آن است که در این مختصر ذکر شود.به جلد 6 الغدیر تحت عنوان “ولادة امیر المؤمنین علیه السلام فی الکعبهة”مراجعه شود.

 

مدارکی از کتب اهل خلاف که دلالت دارد ولادت امیر المؤمنین علیه السلام در داخل کعبه بوده است:کتاب الحسین علیه السلام :ج1ص16.مروج الذهب:ج2ص2.تذکره خواص الامة:ص7.الفصول المهمة:ص14.السیرة النبویة :ج1ص150.مطالب السؤل:ص11.محاضرة الأوائل:ص120.نزهة المجالس:ج2ص204.نور الابصار:ص76.کفایة الطالب:ص.37.

 

  1. مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص319.

 

  1. مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص321.

 

  1. مناقب ابن شهر آشوب:ج3ص319

 

6.مختصری از احوال حضرت ابوطالب علیه السلام در 26 رجب ذکر می شود.

 

7.منتخب التواریخ :ص113.

 

8.تلخیص از ریاحین الشریعه:ج3ص3،4،5،6.

 

  1. منتخب التواریخ :ص113 .اعلام الوری:ج1ص306.

 

  1. ریاحین الشریعه:ج3ص 6-7.

 

11.مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص200.

 

  1. مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص204-205.

 

13.کشف الغمة:ج1ص59.

 

14.مناقب:ج2ص192-193،197.روضة الواعظین:ج1ص78.

 

15.. مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص196-.197روضة الواعظین:ج1ص78. بحار الانوار:ج35ص11.

 

16.مناقب ابن شهر آشوب:ج2ص198_199. امالی شیخ طوسی:ص706.بحار الانوار:ج35ص8-36. آفتاب کعبه:ص45.

 

17..اعلام الوری:ج1ص306.ارشاد:ج1ص5.

 

18.بحار الانوار:ج35ص6.روضة الواعظین:ج1ص81.

 

19.مناقب:ج2ص198.

 

20.روضة الواعظین:ج1ص81.مناقب:ج2ص198.بحار الانوار:ج35ص13.

 

21.علی علیه السلام ولید الکعبه:ص32.

 

22.علی علیه السلام ولید الکعبه:ص32.

 

23.بحار الانوار:ج35ص9-37.

 

24.مناقب:ج2ص198.

 

25.بحار الانوار:ج35ص22.مناقب:ج2ص.198.

 

26.بحار الانوار:ج35ص18.مناقب:ج2ص.172کشف الغمةج 1ص59.

 

27.مناقب ج 2ص199.

 

28.مناقب ج 2ص199.

 

29.قسمت های آخر خطبه 234.نهج البلاغه فیض الاسلام:ص802.

مناسبت توضیحات منبع
مرگ معتمد عباسی در این روز در سال 279ه المعتمد علی الله احمد بن متوکل ملقب به معتمد به جهنم واصل شد. علت مرگ او این بود که در کنار نهری در حال عیش و نوش بود و در اثر نوشیدن زیاد شراب یا زهری که توسط پسر برادرش در شراب او ریخته بودند، شکمش ترکید. به قول دیگر او در18 رجب به درک واصل شد.

 

معتمد در 23 سال خلافتش لذت و ملاهی را اختیار کرده بود و امورات مملکت به دست برادرش احمد موفق بود. بعد از او پسرش احمد معتضد کارهای پدر را از انجام میداد تا عمویش معتمد را از سر راه برداشت و خود به خلافت رسید.

 

از کبائر جرائم اعمال معتمد،مسموم کردن آقا و مولایمان حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است. صدوق رحمةالله می فرماید :معتمد چندین بار امام عسکری علیه السلام  را حبس کرد

قلائد النحور:ج رجب،ص142

تتمة المنتهی:ص360

مناسبت توضیحات منبع
وفات حضرت زینب سلام الله علیها  

وفات مظلومانه و غریبانه ام المصائب حضرت فاطمه صغری عقیله بنی هاشم زینب کبری سلام الله علیها در شب یکشنبه 15رجب سال 62ه به وقوع پیوسته است.

 

در مدت یک سال بعد از واقعه کربلا ، زندگانی آن حضرت همراه با اشک و آه و خاطرات اسارت و کربلا سپری گشت.در عظمت آن مخدره بس که به فرموده صدوق رحمه الله، از جانب امام حسین علیه السلام نیابت خاصه داشته است، و تا هنگامی که بیماری امام زین العابدین علیه السلام تمام نشده بود، این نیابت ادامه داشت.

 

نام گذاری حضرت

 

هنگام ولادت جبرئیل از جانب خداوند متعال بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد و عرض کرد:”یا رسول الله ،اسم این دختر را زینب بگذار “.آنگاه جبرئیل گریست. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم پرسید:سبب این گریه چیست؟عرض کرد :همانا این دختر از آغاز زندگانی تا پایان روزگار در این سرای ناپایدار با رنج وبلا خواهد زیست.گاهی به درد شما یا رسول الله مبتلا می شود ، و گاهی در ماتم مادرش و گاهی در مصیبت پدر و گاهی به درد فراق برادرش حسن مجتبی علیه السلام دچار خواهد شد.از همه بالاتر به مصائب کربلا ونوائب دشت نینوا گرفتار می شود چنانکه مویش سفید و قامتش خمیده خواهد گردید.

 

این خبر را اهل بیت علیهم السلام شنیدند و اندوهناک وگریان شدند.پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم صورت بر صورت حضرت زینب سلام الله علیها نهادند و گریستند. حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها فرمود : یا ابتا ، این گریه برای چیست؟ خداوند دیده های تو را نگریاند.فرمود :”ای فاطمه، بعد از من و تو این دختر دچار بلاها و مصائبی می شود. حضرت صدیقه سلام الله علیها فرمود:چه ثواب دارد آن کسی که بر دخترم زینب سلام الله علیها گریه کند؟آن حضرت فرمود:”ای پاره تنم و ای نور چشمم،ثواب کسی که بر او گریه کند مانند ثواب کسی است که بر برادرش حسین علیه السلام گریه کند”.سپس نام آن حضرت را زینب نهاد.

 

آن حضرت یک سال و چند ماه بعد از واقعه کربلا با قلبی پر از اندوه از مصائب کربلا در خانه خود رحلت فرمودند و در همان خانه دفن شدند.در وفات آن مخدره مظلومه روزهای 14 رجب و دهم رمضان را هم گفته اند

2-تغییر قبله

 

در روز 15رجب سال 2ه قبله از بیت المقدس به سوی کعبه تغیر پیدا کرد . این برنامه در نماز ظهر در مسجد بنی سالم مدینه اتفاق افتاد و این مسجد بعداز آن به مسجد ذی القبلتین نامیده شد.

 

3-خروج از شعب ابی طالب علیه السلام

 

در این روز حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وآله وسلم از شعب ابی طالب علیه السلام خارج شدند.

 

4-شهادت امام صادق علیه السلام

 

شهادت امام صادق علیه السلام به روایتی در سال 148ه در چنین روزی بوده است

.فیض العلام :ص307-308.مصباح المتهجد:ص741.قلائد النحور:ج رجب،ص145. مصباح کفعمی:ج2ص599

2.مسار الشیعه:ص35.

3.زینب کبری سلام الله علیها(نقدی):ص114.معالی السبطین:ج2ص225.4.

4.شجره طوبی:ج2ص392.

5.ریاحین الشریعة:ج3ص38-39.

6.الوقایع الحوادث:ج1ص113.

7.مسار الشیعه:ص35.وقایع الایام:ج1ص155.فیض العلام ص308..مصباح المتهجد:ص742.قلائد النحور:ج رجب،ص151. مصباح کفعمی:ج2ص598.بحار الانوار:ج98ص345.

  1. فیض العلام ص308.مصباح المتهجد:ص741.قلائد النحور:ج رجب،ص145. مصباح کفعمی:ج2ص599.بحار الانوارج97ص598.

9.اعلام الوری:ج1ص514.روضة الواعظین :ج1ص212.

مناسبت توضیحات منبع
خروج فاطمه بنت اسد سلام الله علیها از کعبه در ابتدای این روز حضرت فاطمه بنت اسدسلام الله علیها با فرزندش امیر المؤمنین  علیه السلام از کعبه خارج شد. 1.بحار الانوار:ج35ص8.
مناسبت توضیحات منبع
مرگ مأمون روز پنج شنبه 17 رجب1 سال 218ه یا به قولی 8رجب یا 9رجب  یا 18 رجب  مأمون لعنت الله علیه در سن 48 سالگی به اجدادش پیوست. مدت خلافت او 21سال بود  

1.تتمةالمنتهی:ص297.مستدرک سفینة البحار:ج5ص224

2.وقایع الایام:ج1ص104.مستدرک سفینة البحار: ج4ص78،ج5ص224.

 

3.توضیح المقاصد:ص17.

 

  1. تاریخ الخلفاء:ص313.

 

5.تتمةالمنتهی:ص297..فیض العلام:ص312.قلائد النحور:ج رجب،ص69.نفائح العلام:ص409.مروج الذهب مسعودی:ج3ص456.

مناسبت توضيحات منبع
وفات ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله و علیه وآله وسلم در سال 10 ه ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله و علیه وآله وسلماز دنیا رفت.1مادر این بزرگوار ماریه قبطیه بود.2سن ابراهیم هنگام وفات به قولی 18 ماه و چند روز،و به قولی یک سال و ده ماه و هشت روز بود 1.منتخب التواریخ:ص76. فیض العلام:313. مصباح المتهجد:748. زاد المعاد:34.
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به نقل از ابن عیاش در این روز است. 2.قلائد النحور:ج رجب ،ص185-186.شرح حال این بزرگوار در تتمه محرم به تفضیل بیان شده است.
اول خلافت شوم یزید  

در این روز یزید ملعون خلافت غصب شده را در دست گرفت .سه روز بعد از مرگ معاویه و دفن او در 15 رجب ، یزید به دمشق آمد و کنار قبر او رفت وگریست.بعد از آن به کاخ رفت و تا سه روز بیرون نیامد.سپس در روز 21 رجب به مسجد آمد و به منبر رفت و خطبه خواند

بحار الانوار:ج22ص152

مصباح المتهجد:748. زاد المعاد:35

وقایع الایام:ج1ص208

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضيحات منبع
فرار ابوبکر در جنگ خیبر در این روز در ایام جنگ خیبر علم به ابوبکر داده شد و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را به فرار تشویق کرد 1.وقایع الایام:ج1 ص211.
مناسبت توضيحات منبع
حمله به امام مجتبی علیه السلام در مدائن در این روز حراج بن سنان اسدی ملعون در ساباط مدائن با استفاده از تاریکی شب خنجر یا تیغی مسموم را به ران مبارک امام حسن مجتبی علیه السلام زد که تا استخوان شکافت. آن حضرت از شدت درد دست در گردن او افکند و هر دو به زمین افتادند. دوستان حضرت آن ملعون را کشتند و امام علیه السلام را به خانه والی مدائن ، سعدبن مسعود(عموی مختار) بردند. سعد جراحی آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود.

در این روز زیارت آن حضرت و لعن بر ظالمان و قاتلان آن حضرت مناسب است.

1.مصباح المتهجد:ص749. فیض العلام:ص317. زاد المعاد:ص35.

2.فیض العلام:ص317. زاد المعاد:ص35.

مسموم شدن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در این روز در سال 183ه آقا و مولایمان حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام  را به دستور هارون ملعون در زندان بغداد زهر داده و ومسموم کردند. 3.بحار الانوار:ج48ص1،ج97ص202. وقایع الایام:ج رجب ص225.قلائد النحور:ج رجب،ص210.
فرار عمر در جنگ خیبر در این روز در جنگ خیبر پرچم را به دست عمر دادند و او با دیدن دشمن گریخت و گروه خود را نیز به فرار تشویق کرد. 4.وقایع الایام:ج1 ص211. مصباح المتهجد:ص749.
مناسبت توضيحات منبع
 فتح خیبر به دست امیر المؤمنین علیه السلام در  این روز در سال 7ه در جنگ خیبر مرحب به دست امیر المؤمنین علیه السلام کشته شد و قلعه خیبر به دست آن حضرت فتح گردید.1و در بحار الانوار 27 رجب روز فتح خیبر ذکر شده است.

 

چون پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به جنگ خیبریان رفت و قلعه قموص را محاصره کرد، ابتدا پرچم را برای مبارزه با آنان به دست ابوبکر داد.ابوبکر با لشکری رفت، ولی چون نظر به پهلوانان آنان نمود فرار کرد و لشکریان هم در پی او بازگشتند.روز بعد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرچم را به عمر داد و او هم از ترس کشته شدن به میدان جنگ نرسیده بازگشت.

انتخاب علی علیه السلام برای فتح خیبر

 

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:”فردا پرچم را به مردی می دهم که حمله هایش را تکرار کند، نه اینکه فرار کند.کسی که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست  دارند، وخداوند خیبر را به دست او فتح می کند”.همه اصحاب آرزو کردند که این مقام ومنزلت به آنان واگذار شود.

 

فردای آن روز،پیامبر صلی الله و علیه و سلم فرمود:”علی بن ابی طالب علیه السلام کجاست؟ گفتند:چشم دردی دارد که حرکت برای آن حضرت مشکل است. خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:او را حاضر کنید.سلمة ابن اکوع رفت و آن حضرت را آورد.پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم سر آن حضرت را در بر گرفت و از آب دهان مبارک به چشمان نورانی حضرت خاتم الاوصیاء علی مرتضی  علیه السلام مالید و فرمود:”بارلها، زحمت گرما وسرما را از او بردار”.پس از آن روز بر امیر المؤمنین  علیه السلامدرد چشم عارض نشد و از گرما وسرما آزرده نگشت.

 

پیامبر زره خود را بر او پوشانید و ذوالفقار را بر کمر او بست و پرچم به آن حضرت سپرد و سوار بر مرکبش نموده فرمود:”جبرئیل از سمت راست، میکائیل از سمت چپ، عزرائیل از پیش رو و اسرافیل از پشت سر ، و نصرت خدا بالای سر، و دعای من از پشت سر توست”.فرمود :یا علی، مسلمانی را بر ایشان عرضه کن.

 

میدان جنگ خیبر

 

آن حضرت رفت، و پس از موعظه و نصیحت عده ای برای جنگ با او  آمدند.آنان دو نفر از مسلمانان را شهید کردند. امیر المؤمنین علیه السلام بر آنها تاخته و آنها را کشتند. آنگاه برادر مرحب با عده ای آمدند.حضرت آنها را هم به درک فرستاد.

 

مرحب که شجاع بود به خونخواهی آمد.امیر المؤمنین علیه السلام چنان با ذوالفقار بر سرش فرود آورد که شمشیر از حلقش گذشت و او را دونیم ساخت و به خاک انداخت.صدای تکبیر مسلمانان بلند شد.عده ای از یهود به دفاع آمدند و با مسلمانان به جنگ پرداختند.امیر المؤمنین  علیه السلام به مبارزه ادامه داد تا عده ای کشته شدند و عده ای به قلعه گریختند.

 

آن حضرت با دست قدرتمند حیدری در قلعه را کند و برای مسلمانان معبر قرار داد تا از خندق عبور کنند.حضرت چندین بار مسلمانان را از روی خندق به وسیله آن در عبور داد ،با اینکه از سه روز قبل ،آن حضرت گرسنه بود.

 

بازگشت جعفر طیار از حبشه

 

آمدن جناب جعفربن ابی طالب علیه السلام برادر امیر المؤمنین علیه السلام از حبشه در روز فتح خیبر اتفاق افتاده است.

 

1.زاد المعاد:ص35.فیض العلام:ص317.

 

2.بحار الانوار:ج97ص168-384.

 

3.المستدرک علی الصحیحین:ج3ص37.مجمع الزوائد ومنبع الفوائد:ج9ص124.کنز العمال:ج5ص283.فیض العلام:ص317-321.

 

4.منتخب التواریخ:صص56.وقایع الایام:ج رجب،ص255.

 

مناسبت توضيحات منبع
شهادت موسی بن جعفر علیه السلام در این روز در سال 183هـ بنا بر مشهور امام موسی بن جعفر علیه السلام ، در حبس سندی بن شاهک به شهادت رسیدند . به روایت مرحوم کلینی روز شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ششم رجب است. هارون ملعون به ظاهر برای زیارت و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و فرستادن آن حضرت از مدینه به بغداد به مسجد النبی صلی الله علیه وآله و سلم آمد.

 

خلفای ظالم در دوران امامت حضرت

 

آن حضرت 20 سال داشتند که امامت به ایشان منتقل شد و مدت 35 سال امامت فرمودند. در این مدت بعد از شهادت امام صادق علیه السلام مقداری همزمان با ابوجعفر منصور بودند که او متعرض آن حضرت نشد.

 

بعد از منصور قریب به ده سال ایام خلافت مهدی بود . او حضرت را به عراق طلبیدو حبس کرد. شبی امیرالمؤمنین علیه السلام را در خواب دید که به او فرمود:«فَهَل عَسَیتُم إن تَوَلّیتُم أن تُفسِدوا فِی الأرضِ وَ تَقطَعوا أرحامَکُم» وقتی بیدار شد مراد حضرت را دانست و موسی بن جعفر علیه السلام را از زندان آزاد کرد.

 

پس از مهدی ، پسرش هادی خواست آن حضرت را محبوس کند ولی اجل او را مهلت نداد، چه اینکه کمتر از یکسال بیشتر خلافت نکرد. خلافت به هارون که رسید امام علیه السلام را از زندانی به زندان دیگر فرستاد، تا در سال چهاردهم خلافتش آن حضرت را در سن 55 سالگی به زهر جفا شهید کرد.

 

غسل و تدفین حضرت

 

پس از شهادت بدن شریف حضرت را طبق دستور هارون با جامه های کهنه ، جهت اهانت به آن بزرگوار ، روی نردبانی گذاردند و چهار حمال بر دوش گرفتند ، و کسی جلوی جنازه صدا میزد:«این امام رافضیان است».

 

امام رضا علیه السلام قبلاً متوجه غسل و کفن و نماز آن حضرت شده بودند. سپس شیعیان آمدند و گل آوردند و احترام کردند و در محل فعلی حرم مطهر ، بدن آن حضرت را دفن کردند.

 

تعداد فرزندان آن حضرت 37 نفرند و مدت امامت آن حضرت 35 سال ، و عمر شریف امام علیه السلام هنگام شهادت 55 سال بود. شهادت آن حضرت در 5 یا 6 رجب نیز ذکر شده است

 

1.اعلام الوری: ج2 ص6. بحارالانوار: ج48 ص 206. مسمارالشیعه: ص36 . مصباح المجتهد: ص749. زادالمعاد: ص35 .فیض العلام: ص322. مصباح کفعمی: ج2 ص598.

 

  1. کافی: ج2 ص507.

 

  1. کافی: ج2 ص507. بحارالانوار : ج48 ص206.

 

  1. سورۀ محمّد صلی الله علیه وآله و سلم : آیۀ 22.

 

  1. قلائد النحور:ج رجب، ص 33-34.

 

  1. وقایع الایام: ج رجب، ص279 ، از جنات الخلود.

 

  1. ارشاد : ج2 ص244.

 

  1. اعلام الوری: ج2 ص6 ،ارشاد : ج2 ص215

 

  1. مناقب ابن شهرآشوب:ج4 ص349، کافی: ج2 ص507، ارشاد : ج2 ص215.
مناسبت توضيحات منبع
وفات حضرت ابوطالب علیه السلام سید بطحاء حضرت ابوطالب علیه السلام سه سال قبل از هجرت و در سال 10 بعثت از دنیا رفت. بنابر نقلی سن آن حضرت به هنگام رحلت 81 سال بوده است .2اقوال دیگر در رحلت حضرت ابوطالب علیه السلام عبارت است از:27 جمادی الاولی ، 26و29 رجب ،7و18 رمضان، 15 و17 شوال ،اول و دهم ذی القعده،اول ذی الحجة.

 

نسب حضرت ابوطالب علیه السلام

 

نام مبارک آن حضرت عمران است ، وپدرشان جناب عبد المطلب ، و مادرشان فاطمه بنت عمرو بن عائذ است.ابوطالب علیه السلام با عبدالله پدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و زبیر بن عبدالمطلب برادر ابوینی بودند،یعنی از طرف پدر و مادر یکی بودند و سایر اولاد جناب عبد المطلب با این سه بزرگوار فقط از پدر یکی بودند.

 

ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام

 

مجلسی رحمه الله می فرماید: امامیه اتفاق دارند بر اسلام وایمان جناب ابوطالب علیه السلام به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و اینکه هیچ گاه عبادت بتی نکرده است.بلکه ابوطالب علیه السلام یکی از اوصیاء حضرت ابراهیم علیه السلام است و امر اسلام وایمان او در شیعه مشهور است و علمای شیعه کتاب ها در ایمان آن بزرگوار تألیف کرده اند.

 

صدوق رحمه الله می فرماید: در حدیث آمده که جناب عبد المطلب علیه السلام حجت الهی و جناب ابوطالب علیه السلام وصی ایشان بوده است. طبق روایت ودایع انبیاء عصای حضرت موسی علیه السلام  و انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام و…. توسط عبدالمطلب  علیه السلام به ابو طالب علیه السلام سپرده شد که ایشان آنها را به خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم سپردند.

 

ابن اثیر جزری شافعی می گوید : اهل بیت علیهم السلام بر ایمان ابو طالب علیه السلام اجماع دارند و اجماع اهل بیت علیهم السلام حجت است.

 

کتب زیادی در ایمان حضرت ابو طالب علیه السلام تألیف شده که اولین آنها در سال 630ه نوشته شده است . از آن زمان تا کنون کتبی به زبان های مختلف در ایمان ، عظمت و بزرگی آن حضرت نوشته تألیف و چاپ شده است که بر اهل تحقیق پوشیده نیست.5حضرت رضا علیه السلام می فرمایند:”کسی که معتقد باشد ابوطالبعلیه السلام با حالت کفر از دنیا رفته ، کافر است”.اشعار حضرت ابو طالب علیه السلام در حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشعار منسوب به امیر المؤمنین علیه السلام هنگام رحلت ابو طالبعلیه السلام و کلمات آن بزرگوار به قریش در مسجد الحرام هنگام قصد سوءقریش به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و کلمات آن حضرت هنگام رحلت ،کلمات آن حضرت در طلب باران همه دلالت دارد بر اینکه دارای ایمانی منحصر به فرد بوده است که در روایات تشبیه به ایمان اصحاب کهف شده است. بعضی از ابیات امیر المؤمنین علیه السلام در مرثیه آن بزرگوار نیز دلالت بر افضلیت آن بزرگوار بر حمزه دارد.

 

اصبغ بن نباته می گوید: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:”به خدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد المناف عبادت بت نکرده اند”.گفتند:پس چه را عبادت می کردند؟ فرمودند: به سوی کعبه نماز می خواندند و بر دین ابراهیم و به آن متمسک بودند.

 

ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری می گوید : اگر ابوطالب و پسرش نبودند ، از دین اثری نبود که اینچنین استوار شود. ابوطالب در مکه از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حمایت کرد و پسرش در مدینه بی دریغ از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حمایت و دفاع می نمود.

 

پیامبر در وفات ابو طالب علیه السلام

 

هنگامی که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام خبر وفات ابوطالب علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داد،آن حضرت به شدت ملول و محزون شدند و فرمودند:”یا علی برو و او را غسل و حنوط و کفن کن و چون بر روی سریر نهادی به من خبر بده “. هنگامی که آن حضرت دستورات پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم را انجام داد و پدر بزرگوار را بر روی سریر گذاشت،پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خودشان تشریف آوردند و چون نظر مبارکشان بر نعش عموی بزرگوارشان افتاد ،رقت و حزن به آن حضرت دست داد و فرمودند:”ای عمو صله رحم کردی و جزای خیر دیدی .ای عمو ، در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت وحمایت نمودی”.

 

بعد به مردم رو کردند و فرمودند:” سوگند به خدا که اذن شفاعت می دهم در روز قیامت به عمویم که جن و انس از آن شفاعت تعجب کنند”.با رحلت ابوطالب علیه السلام جبرئیل نازل شده به پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم عرض کرد :”یاور تو از دنیا رفت،هجرت کن”.

 

امیر المؤمنین علیه السلام در زمان حیات خود نائب می گرفت که برای عبدالله وآمنه و ابوطالب علیهم السلام حج انجام دهند، و هنگام شهادت به اولاد خود وصیت فرمودندکه نایب برای حج از طرف آن بزرگواران بگیرند.

منتخب التواریخ:ص43..بحار الانوار:ج19ص24.فیض العلام:ص326..قلائد النحور:ج رجب ص284.مصباح المتهجد:749.

 

2.منتخب التواریخ:ص80..وقایع الایام:ج1ص303از بحار الانوار.

 

3.نفائح العلام:ص158.اسد الغابة:ج1ص19.قلائد النحور:ج رجب ،ص284.منتخب التواریخ:ص43.احقاق الحق:ج29ص614.

 

4.منتخب التواریخ:ص113-114.وقایع الایام:ج1ص286-306.شرح ابی الحدید: ج14ص 66-85.

 

5.قلائد النحور:ج رجب ص284،289،314،317،318،،322.منتخب التواریخ:113-114.وقایع الایام:ج1ص301.

 

6.شرح ابی الحدید :ج14ص85.در وقایع الایام ج1ص289 می گوید:به گفته سیوطی احادیثی که جسارت به آن بزرگوار کرده اند،از موضوعات زمان معاویه وغیرآن است ،برای شادی شجره ملعونه بنی امیه ،و منجمله از راویان آن مغیرة بن شعبةاست که در عداوت و دشمنی با بنی هاشم شهره آفاق است.

 

7.بحار الانوار:ج19ص69.

 

8.وقایع الایام:ج1ص303

مناسبت توضيحات ىرباره
بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مبعث مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در سن 40 سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر در این روز بوده است.

 

این روز یکی از اعیاد بزرگ است ، و روزی است که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل علیه السلام بر پیامبر ی آن حضرت نازل شد . غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 رمضان و یا در 12 ربیع الاول می دانند.

 

در این روز صلوات بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیر المؤمنین علیه السلام وارد شده است.

 

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء علیهم السلام می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز بسیاری بت می پرستیدند:بت سنگی،فلزی ،چوبی، و گاهی از جنس خرما . دختران را زنده به گور  می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ وخونریزی بودند. دنیا غرق در گمراهی و ضلالت بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود، وجبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی را با آداب و مراسمی مخصوص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

 

طبق بعضی روایات هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ایشان را فراگرفته بود، هیچ کس را یارای آن نبود که به حضرتش نظر کند.از هر درخت و گیاه و سنگ که می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند:”السلام علیک یا نبی الله،السلام علیک یا رسول الله”.

 

هنگامی که آن حضرت داخل خانه حضرت خدیجه سلام الله علیها شدند، از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور شد.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:ای محمد، این چه نور ی است که از شما مشاهده می کنم ؟آن حضرت فرمودند :این نور پیامبری است. سپس خطاب به حضرت خدیجه سلام الله علیها فرمودند :بگو:”لااله الا الله “.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:سالهاست من پیامبری شما را می دانم. سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شهادت داد.

 

در این هنگام آن حضرت فرمودند:”ا ی خدیجه احساس سرما می کنم .جامه ای بر من بپوشان”.حضرت جامه بر خود کشید و خوابید. از جانب حقتعالی ندا رسید:”یا ایها المُدثّر ، قُم فَأنذر و رَبَک فَکبِّر…” :”ای جامه به خود پیچیده ،برخیز وبترسان مردم را از عذاب پروردگار خود ، و تکبیر بگوی و پروردگارت را به بزرگی یاد کن”.آن حضرت برخاست و انگشت مبارک در گوش خود گذاشت و فرمود:”الله اکبر،الله اکبر “پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.

 

پیامبر صلی الله علیه آله وسلم سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت می فرمود،و پس از سه سال جبرئیل آمد و عرض کرد:”خداوندمتعال امر فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی”.سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.

اعلام الوری :ج 1ص46.مصباح المتهجد:ص750.مسار الشیعة :ص37.تهذیب:ج6ص2.العدد القویه:ص337.زاد المعاد:ص36.فیض العلام :ص328.

 

2.زاد المعاد:ص36.

 

3.زاد المعاد:ص40.

 

4.منتهی الآمال:ج1ص47.

 

5.سوره مدثر:آیه 1.

 

6.منتهی الآمال:ج1ص47.

 

7.بحار النوار:ج19ص174-186.

مناسبت توضيحات ىرباره
خروج امام حسین علیه السلام ازمدینه به سوی مکه در این روزدر سال 60ه امام حسین علیه السلام از مدینه منوره متوجه مکه شدند. بنابر قولی شب 29 رجب آن حضرت از مدینه خارج شدند. در این سفر همراه ایشان عقیله بنی هاشم زینب کبری ، برادرشان حضرت ابوالفضل العباس ، ام کلثوم ، علی اکبر و دیگر اهل بیت علیهم السلام بودند.خواهران حضرت سیدالشهداء علیه السلام با عقیله بنی هاشم و ام کلثوم علیهما السلام13 نفر بودند.

 

بانوان دیگر از منسوبین حضرت ، علیا مخدره ام کلثوم صغری دختر زینب کبری سلام الله علیهما که با شوهرش به کربلا آمد و دیگری خواهر امیر المؤمنین علیه السلام جمانه دختر ابوطالب علیه السلام .همچنین 9کنیز با حضرت از مدینه خارج شدند و 10 نفر غلام با حضرت بودند.چند نفر از همسران امام مجتبی علیه السلام و 16 نفر از اولاد دختر و پسر امام مجتبیعلیه السلام و خانواده مسلم بن عقیل علیه السلام ودیگر اصحاب و بستگان حضرت نیز همراه بودند..

 

لوازم وسوارهایی که همراه داشتند عبارت بود از250 اسب ،250 ناقه.از این تعداد ناقه،70ناقه برای حمل خیمه ها ، 40 ناقه برای حمل دیگ و ظروف و ادوات ارزاق، 30 ناقه برای مشک های آب ،12 ناقه برای جامه ها و دراهم و دنانیز، 50 ناقه برای حمل هودج و تعبیه شده برای حمل مخدرات و علویات و اطفال و ذراری و خدمتگزاران و کنیزان ، وبقیه شتران برای حمل وسایل مختلف که مورد لزوم بود.

 

اولین اقامه نماز در اسلام

 

دراین روز اولین کسی که بعد از بعثت با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نماز خواند،امیر المؤمنین علیه السلام بود.روز دوشنبه 27 رجب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مبعوث شدند و در 28 رجب حضرت امیر المؤمنین علیه السلام با آن حضرت اقامه نماز فرمودند.

 

  1. ارشاد :ج2ص34.اعلام الوری :ج1ص435.بحار الانوار:ج44ص329.

 

2.فیض العلام:ص 329.

 

3.از کتاب مدینه تا مدینه :ص77 تا 90.برای اطلاع بیشتر به کتاب های “بیت الاحزان “عبد الخالق بن عبد الرحیم یزدی ،قمقام زخار،معالی السبطین ابو مخنف،ریاض القدس،بحار الانوار، تاریخ اعثم کوفی مراجعه شود.

 

4.وقایع الایام”ج رجب ص247.منتخب التواریخ :ص42.همچنین اقتباس از بحار الانوار، مناقب ابن شهر آشوب.

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضيحات منبع
مرگ ابو حنیفه در این روز1 در سال 150ه2 نعمان بن ثابت مشهور به ابو حنیفه رئیس حنفی ها در بغداد مرد و در همان شهر دفن شد.  

1.وقایع الشهور:ص132.

 

2.تتمة المنتهی :ص286.مراقد المعارف:ج1ص95-96.

مرگ شافعی در روز جمعه آخر ماه رجب سال 204ه محمد بن ادریس شافعی در مصر مرد. او مدت چهار سال در شکم مادر بود و روز وفات ابوحنیفه به دنیا آمد.جای تعجب است که پدر شافعی چهار سال قبل از ولادت او مرده بود و او در ولادت به احترام به حیات ابو حنیفه تأخیر کرد.  

3.روضات الجنات:ج7ص259.تتمة المنتهی :ص258.

 

4.روضات الجنات:ج7ص258..تتمة المنتهی :ص286

هجرت مسلمانان به حبشه  

در این ماه بعد از بعثت به امر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مسلمانان به سرپرستی جعفر بن ابیطالب علیه السلام به حبشه هجرت نمودند.

 

. غزوه نخله

 

در این ماه در سال دوم غزوه نخله به وقوع پیوست.

 

. وفات نجاشی پادشاه حبشه

 

در این ماه در سال 9ه نجاشی پادشاه حبشه رحلت نمود. در آن روز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:”امروز مردی صالح از جهان رحلت نمود. برخیزید تا بر او نماز گزاریم”.در این هنگام جنازه نجاشی بر پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم ظاهر شد و آن حضرت با اصحاب بر او نماز گزاردند.

 

1.بحارالانوار: ج18 ص412-422

 

2.بحارالانوار: ج19 ص175-189

 

3.بحارالانوار: ج21 ص369

 

4.منتهی الآمال: ج1 ص93.

مناسبت توضیحات منبع
اوّل اعمال مشترک این ماه این اعمال که مخصوص روز معیّنی نیست، بلکه در تمام ماه انجام می شود، بسیار است، از جمله:

1-در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند:

یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السَّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصَّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَهٍ ای مالک درخواست های نیازمندان، و دانای راز دلِ سکوت کنندگان، برای هر درخواستی

مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ، وَجَوابٌ عَتیدٌ، اللهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصَّادِقَهُ، وایادیکَ

از تو گوشی شنوا و جوابی آماده است، ای خدایی که وعده ات راست و نعمت هایت

الفاضِلَهُ، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَهُ، فَاسْئَلُکَ انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ

فراوان و رحمتت گسترده است، پس از تو می خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود

مُحَمَّدٍ، وانْ تَقْضِیَ حَوائِجی لِلدُّنْیا وَالْأخِرَهِ، انَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ.

فرستی و حاجت های دنیوی و اخرویم را برآوری، زیرا که تو بر هر چیز توانایی

2-بخواند دعایی را که امام صادق علیه السلام در هر روز از ماه رجب آن را می خواندند:

خابَ الوافِدُونَ عَلی غَیْرِکَ، وَخَسِرَ المُتَعَرِّضُونَ الَّا لَکَ، وَضاعَ

وارد شوندگان بر غیر تو ناامید شدند و روکنندگان به غیر تو زیانکار شدند، و گردآمدگان

المُلِمُّونَ الَّا بِکَ، وَاجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ الَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ، بابُکَ مَفْتُوحٌ

به غیر درگاه تو نابود گردیدند، متوسّل شدگان به غیر فضل تو دست خالی ماندند، درگاهت به روی مشتاقان

لِلرَّاغِبینَ، وَخَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبینَ، وَ فَضْلُکَ مُباحٌ لِلسَّآئِلینَ، وَ نَیْلُکَ

گشوده، و خیرت به درخواست کنندگان عطا شده، ولطفت برای نیازمندان شامل و عطایت

مُتاحٌ لِلْآمِلینَ، وَ رِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاکَ، وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ

برای آرزومندان مهیاست، و روزیت برای نافرمانانت گسترده، و شکیباییت دشمنانت

ناواکَ، عادَتُکَ الْإِحْسانُ الَی الْمُسیئینَ، وَ سَبیلُکَ الإِبْقآءُ عَلَی

را در برگرفته است، نیکی به گنهکاران عادت و مهلت به دشمنان روش

الْمُعْتَدینَ، اللهُمَّ فَاهْدِنی هُدَی الْمُهْتَدینَ، وَ ارْزُقْنِی اجْتِهادَ

توست، خدایا همانند هدایت هدایت یافتگان راهنماییم کن، و جهاد جهادگران را روزیم

الْمُجْتَهِدینَ، وَ لا تَجْعَلْنی مِنَ الْغافِلینَ الْمُبْعَدینَ، وَ اغْفِرْ لی یَوْمَ الدّینِ.

کن، و مرا از غافلانِ دور (از رحمتت) قرار مده، و در روز قیامت مرا بیامرز.

3-شیخ در «مصباح» از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود: در ماه رجب این دعا را بخوان:

اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ صَبْرَ الشَّاکِرینَ لَکَ، وَعَمَلَ الْخائِفینَ مِنْکَ، وَیَقینَ

خدایا صبر شکرگزارانت و کردار خائفانت و یقین

الْعابِدینَ لَکَ، اللهُمَّ انْتَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ، وَانَا عَبْدُکَ الْبآئِسُ الْفَقیرُ، انْتَ

عبادت کنندگانت را، از تو می خواهم خدایا تویی برتر و با عظمت و منم بنده نیازمند و محتاجت، تویی

الْغَنِیُّ الْحَمیدُ، وَانَا الْعَبْدُ الذَّلیلُ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاْمْنُنْ

بی نیاز ستوده و منم بنده فرمانبردار، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست

بِغِناکَ عَلی فَقْری وَبِحِلْمِکَ عَلی جَهْلی وَبِقُوَّتِکَ عَلی ضَعْفی یا قَوِیُ

و با بی نیازیت فقرم را و با بردباریت جهلم را و با نیرومندیت ناتوانیم را برطرف کن، ای توانا

یا عَزیزُ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الْأَوصیآءِ الْمَرْضیِّینَ، وَاکْفِنی ما

ای با عزّت، خدایا بر محمّد و خاندان پاک او همان جانشینان پسندیده درود فرست، و آنچه از

اهَمَّنی مِنْ امْرِ الدُّنْیا وَالآخِرَهِ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.

کارهای دنیا و آخرت که مرا به زحمت انداخته کفایت کن، ای مهربان ترین مهربانان.

«سیّد بن طاووس» نیز این دعا را در «اقبال»، روایت کرده است و از روایت او به دست می آید که این دعا از جامعترین دعاها است که در همه اوقات می توان آن را خواند.

4-شیخ طوسی می فرماید: مستحبّ است، هر روز این دعا را بخوانند:

اللهُمَّ یا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَهِ، وَالْألاءِ الْوازِعَهِ، والرَّحْمَهِ الْواسِعَهِ، وَالْقُدْرَهِ

خدایا، ای صاحب خیر و برکت فراوان و نعمت های بی شمار، و رحمت گسترده و توانایی

الْجامِعَهِ، وَالنِّعَمِ الْجَسیمَهِ، وَالْمَواهِبِ الْعَظیمَهِ، وَالْأَیادِی الْجَمیلَهِ،

جامع، و نعمت های بزرگ و عطاهای با عظمت، و دستگیری های زیبا

والْعَطایَا الْجَزیلَهِ، یا مَنْ لا یُنْعَتُ بِتَمْثیلٍ، وَلا یُمَثَّلُ بِنَظیرٍ، وَلا یُغْلَبُ

و بخشش های فراوان، ای کسی که با مثال توصیف نشوی و همانند و نظیری نداری، و شکست ناپذیری،

بِظَهیرٍ، یا مَنْ خَلَقَ فَرَزَقَ، وَالْهَمَ فَانْطَقَ، وَ ابْتَدَعَ فَشَرَعَ، وَ عَلا فَارْتَفَعَ،

ای که آفریده و روزی داده ای، و الهام نموده و گویا ساخته ای و نوآوری کرده و آغاز نموده ای و برتری داده و بالا برده ای

وَ قَدَّرَ فَاحْسَنَ، وَ صَوَّرَ فَاتْقَنَ، وَاحْتَجَّ فَابْلَغَ، وَ انْعَمَ فَاسْبَغَ، وَ اعْطی

و تقدیر نموده و نیکو ساخته ای، و صورت بخشیده و استوار گردانده ای، دلیل آورده و رسا ساخته ای، و نعمت داده و فراوان گردانده ای، و عطا نموده

فَاجْزَلَ، وَ مَنَحَ فَافْضَلَ، یا مَنْ سَما فِی الْعِزِّ فَفاتَ خَواطِرَ الْأَبْصارِ، وَ دَنا

و افزون ساخته ای، بخشیده و فزونی داده ای، ای که در عزّت چنان ارجمندی که از دیدگان ناپدید گشته ای و در

فِی الُّلطْفِ فَجازَ هَواجِسَ الْأَفْکارِ، یا مَنْ تَوَحَّدَ بالْمُلکِ فَلا نِدَّ لَهُ فی

لطف و احسان چنان نزدیکی که به فکر و گمان خطور نمی کنی، ای که در فرمانرواییت یگانه ای و رقیبی در قلمرو

مَلَکُوتِ سُلْطانِهِ، وَ تفَرَّدَ بِالْألاءِ وَالْکِبرِیآءِ فَلا ضِدَّ لَهُ فی جَبَرُوتِ

حکومتت نداری، و در نعمت ها و بزرگی یکتایی که در عظمتِ مقامت رقیبی نداری،

شَاْنِهِ، یا مَنْ حارَتْ فی کِبْرِیآءِ هَیْبَتِهِ دَقایِقُ لَطایِفِ الْأَوْهامِ،

ای که در بزرگیِ شکوهت ذهن های دقیق و موشکاف حیران است

وَانْحَسَرَتْ دُونَ ادْراکِ عَظَمَتِهِ خَطایِفُ ابْصارِ الْأَنامِ، یا مَنْ عَنَتِ الْوُجُوهُ

و در برابر درکِ بزرگیت دیدگان تیزبین مردم درمانده است، ای که چهره ها در برابر هیبتش

لِهَیْبَتِهِ، وَ خَضَعَتِ الرِّقابُ لِعَظَمتِهِ، وَ وَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خیفَتِهِ، اسئَلُکَ

فروتن گشته و گردنها در برابر عظمتش خاضع گردیده و دل ها از ترس او لرزان است، از تو می خواهم

بِهذِهِ الْمِدْحَهِ الَّتی لا تَنْبَغی الَّا لَکَ، وَ بِما وَایْتَ بِهِ عَلی نَفْسِکَ لِداعیکَ

به حقّ این ستایشی که جز تو را شایسته نیست و به حقّ آنچه بر خوانندگان مؤمنت بر عهده

مِنَ الْمُؤْمِنینَ، وَ بِما ضَمِنْتَ الْإِجابَهَ فیهِ عَلی نَفْسِکَ لِلدَّاعینَ، یا اسْمَعَ

گرفته ای و به حقّ آنچه اجابتش را بر خوانندگانت ضمانت کرده ای، ای شنواترین

السَّامِعینَ، وَابْصَرَ النَّاظِرینَ، وَ اسْرَعَ الْحاسِبینَ، یا ذَا الْقُوَّهِ الْمَتینِ، صَلِ

شنوایان و بیناترین بینایان، و سریع ترین حسابگران، ای صاحب نیروی استوار،

عَلی مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ عَلی اهْلِ بَیْتِهِ، وَاقْسِمْ لی فی شَهْرِنا هذا

بر محمّد خاتم پیامبران و خاندانش درود فرست، و در این ماه بهترین آنچه قسمت نموده ای

خَیْرَ ما قَسَمْتَ، وَاحْتِمْ لی فی قَضآئِکَ خَیْرَ ما حَتَمْتَ، وَاخْتِمْ لی

روزیم کن، و بهترین آنچه را که در حکمت تعیین نموده ای برایم مقدّر نما، و پایان کارم را

بِالسَّعادَهِ فیمَنْ خَتَمْتَ، وَ احْیِنی ما احْیَیْتَنی مَوْفُوراً، وَامِتْنی مَسْرُوراً

به سعادت ختم نما، مادامی که زنده ام روزیم را فراوان گردان، و مرا خوشحال و آمرزیده

وَمَغْفُوراً، وَ توَلَّ انْتَ نَجاتی مِنْ مُسائَلَهِ الْبَرْزَخِ، وَادْرَأْ عَنّی مُنْکَراً

بمیران، و رهاییم از سؤال های برزخ را بر عهده گیر، و منکر و نکیر را از من

وَنَکیراً، وَ ارِ عَیْنی مُبَشِّراً وَبَشیراً، وَاجْعَلْ لی الی رِضْوانِکَ وَجِنانِکَ

دور کن و مبشّر و بشیر را به من نشان ده، و راهی به سوی خوشنودی و بهشتت

مَصیراً، وَعَیْشاً قَریراً، وَ مُلْکاً کَبیراً، وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ کَثیراً.

و زندگانی خوش و خرم و جایگاهی بزرگ برایم قرار ده و بر محمّد و خاندانش فراوان درود فرست

5-مرحوم «شیخ طوسی» از شیخ کبیر ابوجعفر محمّد بن عثمان بن سعید، که از نوّاب چهارگانه حضرت مهدی علیه السلام است این روایت را از آن حضرت نقل کرده است، که در هر روز از ایّام رجب، این دعا را بخوان:

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ انّی اسئَلُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یَدْعُوکَ بِهِ وُلاهُ امْرِکَ، الْمَاْمُونُونَ عَلی

خدایا از تو می خواهم به محتوای تمامی آنچه پیروان فرمانت تو را به آن می خوانند، آنان که امین بر

سِرِّکَ، الْمُسْتَبْشِرُونَ بِامْرِکَ، الْواصِفُونَ لِقُدْرَتِکَ، الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِکَ،

اسرارت، مسرور به فرمانت، ستاینده تواناییت و آگاه کننده بر عظمت تواند،

اسْئَلُکَ بِما نَطَقَ فیهِمْ مِنْ مَشِیَّتِکَ، فَجَعَلْتَهُمْ مَعادِنَ لِکَلِماتِکَ، وَارْکاناً

از تو می خواهم به حقّ خواستت که در مورد آنان جاری شده و آنان را گنجینه کلماتت و پایه های

لِتَوْحیدِکَ وَآیاتِکَ وَمَقاماتِکَ الَّتی لاتَعْطیلَ لَها فی کُلِّ مَکانٍ، یَعْرِفُکَ

یگانگی و نشانه ها و مقاماتت قرارشان داده ای، مقاماتی که در هیچ مکانی تعطیل بردار نیست، هر که تو را

بِها مَنْ عَرَفَکَ، لا فَرْقَ بَیْنَکَ وَبَیْنَها الَّا انَّهُمْ عِبادُکَ وَخَلْقُکَ، فَتْقُها

می شناسد به واسطه آن می شناسد، فرقی میان تو و آنها نیست جز اینکه آنان بنده و مخلوق تو هستند، و اصلاح

وَرَتْقُها بِیَدِکَ، بَدْؤُها مِنْکَ وَعَوْدُها الَیْکَ، اعْضادٌ واشْهادٌ ومُناهٌ واذْوادٌ،

امورشان بدست توست، آغاز آنها از جانب تو و بازگشت آنها به سوی توست، حامیان و گواهان و پشتیبانان و مدافعان

وَحَفَظَهٌ وَرُوَّادٌ، فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمآئَکَ وَارْضَکَ، حَتّی ظَهَرَ انْ لا الهَ إلَّا

و نگهبانان و طلایه داران تواند، پس بواسطه آنها آسمانها و زمینت را پر نمودی تا اینکه کلمه

«لا إله الاانْتَ، فَبِذلِکَ اسْئَلُکَ، وَبِمَواقِعِ الْعِزِّ مِنْ رَحْمَتِکَ، وَبِمَقاماتِکَ وَعَلاماتِکَ، أنت»

آشکار شد، پس به واسطه آن و جایگاه های رحمت ارجمندت و مقام ها و نشانه هایت از تو می خواهم،

انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وانْ تَزیدَنی ایماناً وَتَثْبیتاً، یا باطِناً

که بر محمّد و خاندان پاکش درود فرستی و بر ایمان و پایداریم بیافزایی، ای نهان

فی ظُهُورِهِ، وَظاهراً فی بُطُونِهِ وَمَکْنُونِهِ، یا مُفَرِّقاً بَیْنَ النُّورِ وَالدَّیْجُورِ،

در عین آشکاری، و ای آشکار در عین پوشیدگی و مستوری، ای جداکننده روشنایی و تاریکی،

یا مَوْصُوفاً بِغَیْرِ کُنْهٍ، وَمَعْرُوفاً بِغَیْرِ شِبْهٍ، حآدَّ کُلِّ مَحْدُودٍ، وَشاهِدَ کُلِ

ای ستوده شده ناشناخته و شناخته شده بی نظیر، ای محدودکننده هر محدود، و ای گواه هر

مَشْهُودٍ، وَمُوجِدَ کُلِّ مَوْجُودٍ، وَمُحْصِیَ کُلِّ مَعْدُودٍ، وَفاقِدَ کُلِّ مَفْقُودٍ،

گواهی شده، و ای پدیدآورنده هر موجود، و ای احصا کننده هر شمارش شده، و ای محروم کننده هر گمشده،

لَیْسَ دُونَکَ مِنْ مَعْبُودٍ، اهْلَ الْکِبْرِیآءِ وَالْجُودِ، یا مَنْ لایُکَیَّفُ بِکَیْفٍ،

جز تو معبودی نیست و شایسته بزرگی و بخششی، ای که به چگونگی توصیف نشوی

وَلا یُؤَیَّنُ بِایْنٍ، یا مُحْتَجِباً عَنْ کُلِّ عَیْنٍ، یا دَیْمُومُ یا قَیُّومُ، وَعالِمَ

و مکانی برایت تعیین نشود، ای پوشیده از دیده ها، ای جاوید، ای خداوند پایدار، و دانای

کُلِّ مَعْلُومٍ، صَلِّ عَلی عِبادِکَ الْمُنْتَجَبینَ، وَ بَشَرِکَ الْمُحْتَجِبینَ،

هر معلوم، بر بندگان برگزیده و پرده نشینان

وَمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ، وَ بُهَمِ الصَّآفّینَ الْحآفّینَ، وَ بارِکْ لَنا فی شَهْرِنا

و فرشتگان مقرّب و خاموشان صف کشیده در گرداگردت درود فرست، و بر ما مبارک گردان این ماه

هذَا الْمُرَجَّبِ الْمُکَرَّمِ، وَما بَعْدَهُ مِنَ الْأَشْهُرِ الْحُرُمِ، وَاسْبِغْ عَلَیْنا فیهِ

رجبِ گرامی و ماه های حرام بعد از آن را، و نعمت هایت را در این ماه بر ما

النِّعَمَ، وَ اجْزِلْ لَنا فیهِ الْقِسَمَ، وَابْرِرْ لَنا فیهِ الْقَسَمَ، بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ

فرو ریز و روزی ما را فراوان گردان، و قسم های ما را در آن ادا کن، به حقّ نام با عظمت

الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ، الَّذی وَضَعْتَهُ عَلَی النَّهارِ فَاضآءَ، وَ عَلَی اللَّیْلِ

و بزرگ و باشکوه و گرامیت، که با آن روز را روشن و شب

فَاظْلَمَ، وَاغْفِرْ لَنا ما تَعْلَمُ مِنَّا وَلا نَعْلَمُ، وَاعْصِمْنا مِنَ الذُّنُوبِ خَیْرَ الْعِصَمِ،

را تاریک ساختی و آنچه از ما می دانی و ما نمی دانیم بیامرز، و ما را به بهترین شکل از گناهان بازدار،

وَاکْفِنا کَوافِیَ قَدَرِکَ، وَ امْنُنْ عَلَیْنا بِحُسْنِ نَظَرِکَ، وَ لا تَکِلْنا الی غَیْرِکَ،

ما را در برابر حوادث سخت یاری ده و با حسن نظرت بر ما منّت گذار و ما را به غیر خودت وا مگذار

وَلا تَمْنَعْنا مِنْ خَیْرِکَ، وَ بارِکْ لَنا فیما کَتَبْتَهُ لَنا مِنْ اعْمارِنا، وَاصْلِحْ

و از احسانت محروم مساز، در عمری که برای ما مقرّر داشته ای برکت ده، و اسرار

لَنا خَبیئَهَ اسْرارِنا، واعْطِنا مِنْکَ الْأَمانَ، وَ اْستَعْمِلْنا بِحُسْنِ الْإیمانِ،

پنهانی ما را اصلاح گردان، و ما را از جانب خودت امان ده، و به ما ایمان نیک عطا کن،

وَبَلِّغْنا شَهْرَ الصِّیامِ، وَما بَعْدَهُ مِنَ الْأَیَّامِ وَالْأَعْوامِ، یا ذَاالْجَلالِ والإِکْرامِ.

و ما را به ماه رمضان و روزها و سال های بعد از آن برسان، ای صاحب شکوه و بزرگواری.

6-شیخ طوسی در روایت دیگری از ناحیه مقدّسه حضرت مهدی علیه السلام، توسّط شیخ ابوالقاسم حسین بن روح رحمه الله که از نوّاب خاص است این دُعا را برای ایّام ماه رجب نقل کرده است:

اللهُمَّ انّی اسئَلُکَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فی رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الثَّانی وَابْنِهِ

خدایا از تو می خواهم به حقّ دو مولود ماه رجب محمد بن علی دوم (امام جواد) و فرزندش

عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ، وَاتَقَرَّبُ بِهِما الَیْکَ خَیْرَ الْقُرَبِ، یا مَنْ الَیْهِ

علی بن محمّد آن امام برگزیده، و به واسطه آن دو به بهترین شکل به تو تقرّب می جویم، ای کسی که

الْمَعْرُوفُ طُلِبَ، وَفیما لَدَیْهِ رُغِبَ، اسئَلُکَ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُذْنِبٍ، قَدْ

نیکی از او درخواست شود و آنچه نزد اوست آرزو شود، از تو می خواهم همانند درخواست ستم پیشه گناهکاری که

اوْبَقَتْهُ ذُنُوبُهُ، وَاوْثَقَتْهُ عُیُوبُهُ، فَطالَ عَلَی الْخَطایا دُئُوبُهُ، وَمِنَ الرَّزایا

گناهانش او را به هلاکت افکنده، و زشتی هایش او را اسیر کرده، و پایداری او بر گناهان طولانی شده و آمیخته شدن کارهایش با مصائب

خُطُوبُهُ، یَسْئَلُکَ التَّوْبَهَ وَحُسْنَ الْأَوْبَهِ، وَالنُّزُوعَ عَنِ الْحَوْبَهِ، وَمِنَ النَّارِ

به طول انجامیده و از تو می خواهد توفیق بر توبه و بازگشت نیکو (به سویت)، و جدایی از گناه، و آزادی از آتش

فَکاکَ رَقَبَتِهِ، وَالْعَفْوَ عَمَّا فی رِبْقَتِهِ، فَانْتَ مَوْلایَ اعْظَمُ امَلِهِ وَثِقَتِهِ،

دوزخ را، و بخشش از خطاهایی که بر گردن اوست، پس تو ای مولای من بزرگترین آرزو و تکیه گاه اویی،

اللهُمَّ واسْئَلُکَ بِمَسآئِلِکَ الشَّریفَهِ، وَ وَسآئِلِکَ الْمُنیفَهِ، انْ تَتَغَمَّدَنی فی

خدایا از تو می خواهم به حقّ درخواست های شرافتمندان و اسباب عالیه ات، که مرا در

هذَا الشَّهْرِ بِرَحْمَهٍ مِنْکَ واسِعَهٍ، وَنِعْمَهٍ وازِعَهٍ، وَنَفْسٍ بِما رَزَقْتَها قانِعَهٍ،

این ماه در رحمت وسیع و نعمت بازدارنده از گناه غوطه ور سازی و نفسی به من عطا کنی که به آنچه روزیش داده ای

الی نُزُولِ الْحافِرَهِ، وَمَحَلِّ الْآخِرَهِ، وَما هِیَ الَیْهِ صآئِرَهٌ.

تا فرود آمدنِ در قبر و جایگاه ابدی و آنچه سرانجام اوست، قانع باشد.

7-همچنین شیخ طوسی روایت کرده است از جناب ابوالقاسم حسین بن روح رحمه الله- که نایب خاصّ حضرت صاحب الأمر علیه السلام است- فرمود: در ماه رجب، به هر یک از مشاهد مشرّفه که رفتی، با این عبارت، آن معصوم را زیارت کن. وقتی که داخل شدی بگو:

الْحَمْدُ للَّهِ الَّذی اشْهَدَنا مَشْهَدَ اوْلِیآئِهِ فی رَجَبٍ، وَاوْجَبَ عَلَیْنا مِنْ

حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که ما را در ماه رجب در زیارتگاه دوستانش حاضر نمود، و حقوق واجب آنها را بر ما

حَقِّهِمْ ما قَدْ وَجَبَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ، وَعَلی اوْصِیآئِهِ

لازم نمود، و درود خدا بر محمّدِ برگزیده و بر جانشینان او که

الْحُجُبِ، اللهُمَّ فَکَما اشْهَدْتَنا مَشْهَدَهُمْ، فَانْجِزْ لَنا مَوْعِدَهُمْ، وَ اوْرِدْنا

حجابها (در برابر آتشند)، خدایا همان گونه که ما را در زیارتگاه آنان حاضر نموده ای، وعده دیدار آنها را برای ما حتمی کن و ما را به محلِّ ورود آنان

مَوْرِدَهُمْ، غَیْرَ مُحَلَّئینَ عَنْ وِرْدٍ فی دارِ الْمُقامَهِ وَ الْخُلْدِ، وَ السَّلامُ

در جایگاه اقامت و بهشت داخل کن بدون ممانعت از داخل شدن، و سلام و درود

عَلَیْکُمْ، انّی قَصَدْتُکُمْ وَاعْتَمَدْتُکُمْ بِمَسْئَلَتی وَ حاجَتی وَ هِیَ فَکاکُ

بر شما باد، به یقین من به شما رو آورده و با خواسته و حاجتم به شما اعتماد نموده ام و خواسته ام رهایی

رَقَبَتی مِنَ النَّارِ، وَ الْمَقَرُّ مَعَکُمْ فی دارِ الْقَرارِ، مَعَ شیعَتِکُمُ الْأَبْرارِ،

از آتش دوزخ و جای گرفتن در سرای باقی به همراه شیعیان نیکوکار شماست،

وَالسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ، انَا سائِلُکُمْ وَ آمِلُکُمْ فیما

و سلام و درود بر شما باد به واسطه صبر و بردباری شما پس (مقام صابران) چه جایگاه نیکوییست، من از شما خواهانم و در آنچه به شما

الَیْکُمُ التَّفْویضُ، وَ عَلَیْکُمُ التَّعْویضُ، فَبِکُمْ یُجْبَرُ الْمَهیضُ، وَ یُشْفَی

واگذار شده و پاداش آن با شماست به شما امیدوارم، چرا که با وساطت شما استخوان شکسته پیوند خورده و بیمار شفا

الْمَریضُ، وَ ما تَزْدادُ الْأَرْحامُ وَ ما تَغیضُ، انّی بِسِرِّکُمْ مُؤْمِنٌ، وَ لِقَوْلِکُمْ

یابد و آنچه در رحمهاست کم و زیاد شود، من به یقین به اسرار شما ایمان دارم و تسلیم گفتار

مُسَلِّمٌ، وَ عَلَی اللَّهِ بِکُمْ مُقْسِمٌ فی رَجْعی بِحَوائِجی وَ قَضائِها وَ امْضائِها

شمایم و خدا را به شما قسم می دهم در بازگشتم با خواسته های برآورده و تأیید شده

وَ انْجاحِها وَ ابْراحِها، وَ بِشُؤُنی لَدَیْکُمْ وَ صَلاحِها، وَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ

و روا و آشکار شده، و با اصلاح کارهایم نزد شما، و سلام و درود بر شما باد

سَلامَ مُوَدِّعٍ، وَ لَکُمْ حَوائِجَهُ مُودِعٌ، یَسْأَلُ اللَّهَ الَیْکُمُ الْمَرْجِعَ، وَ سَعْیُهُ

همانند سلام شخصی که خداحافظی می کند و خواسته هایش را نزد شما به ودیعه می گذارد، و از خداوند درخواست بازگشت

الَیْکُمْ غَیْرُ مُنْقَطِعٍ، وَ انْ یَرْجِعَنی مِنْ حَضْرَتِکُمْ خَیْرَ مَرْجِعٍ الی جَنابٍ

مرتب به سوی شما را دارد، و (از خدا می خواهم که) مرا به نیکوترین وجه از حضور شما بازگرداند به سوی مکانی

مُمْرِعٍ، وَ خَفْضٍ مُوَسَّعٍ، وَ دَعَهٍ وَ مَهَلٍ الی حینِ الْأَجَلِ، وَ خَیْرِ مَصیرٍ

سرسبز و خرّم و زندگانی وسیع و در خوشی و آسایش تا زمان مرگ و بهترین بازگشت

وَمَحَلٍّ فی النَّعیمِ الْأَزَلِ، وَ الْعَیْشِ الْمُقْتَبَلِ، وَ دَوامِ الْأُکُلِ، وَ شُرْبِ

و جایگاهی در بهشت جاویدان، همراه با زندگی مورد قبول و خوراکی های دائمی و نوشیدن

الرَّحیقِ، وَ السَّلْسَلِ وَ عَلٍّ وَنَهَلٍ، لا سَأَمَ مِنْهُ وَ لا مَلَلَ، وَ رَحْمَهُ اللَّهِ

شربت ناب و آب گوارا و لذّت بخش و دلچسب که دلتنگی و آزردگی از آن نباشد و رحمت

وَبَرَکاتُهُ وَ تَحِیَّاتُهُ {عَلَیْکُمْ }، حَتّیَ الْعَوْدِ الی حَضْرَتِکُمْ، وَ الْفَوزِ فی

و برکات و درودهای خدا [بر شما باد]، تا زمانی که به حضور شما بازگردم و در رجعت شما رستگار شده

کَرَّتِکُمْ، وَ الْحَشْرِ فی زُمْرَتِکُمْ، وَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ، وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ

و در گروه شما محشور شوم، و سلام و رحمت و برکات

عَلَیْکُمْ، وَ صَلَواتُهُ وَ تَحِیَّاتُهُ، وَ هُوَ حَسْبُنا وَ نِعْمَ الْوَکیلُ.

و درودها و تحیّات خدا بر شما باد که او ما را کافی و بهترین وکیل است

8-«سیّد بن طاووس» از محمّد بن ذکوان (معروف به محمّد سجّاد، که بر اثر سجده های طولانی به این نام، نامیده شده بود) روایت کرده است، که به امام صادق علیه السلام عرض کردم: این ماه، ماه رجب است، به من دعایی بیاموز که خداوند متعال مرا با آن منفعت بخشد !

امام علیه السلام فرمود: بنویس بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و بگو در هر شب و روز از ماه رجب، پس از هر نماز:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

یا مَنْ ارْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ، یا مَنْ یُعْطِی

ای کسی که برای هر چیزی به تو امیدوارم، و از هر شرّی از خشمت ایمنی می جویم، ای کسی که در برابر اطاعت

الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ، یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ، یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ

اندکم پاداش فراوان بخشی، ای کسی که هر کس از تو درخواست کند عطا می کنی، ای کسی که از روی

یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً، اعْطِنی بِمَسْئَلَتی ایَّاکَ، جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا

دلسوزی و رحمت به کسی که از تو درخواستی نکرده و تو را نشناسد نیز عطا کنی، به واسطه درخواستم از تو تمامی خیر دنیا

وَجَمیعَ خَیْرِ الْآخِرَهِ، وَ اصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی ایّاکَ، جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا

و آخرت را به من عطا کن و تمامی شرّ دنیا و آخرت را از من

وَ شَرِّ الْآخِرَهِ، فَانَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اعْطَیْتَ، وَ زِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ.

باز دار، به یقین آنچه تو عطا کنی بی نقص و کامل است، و از فضلت بر من بیافزا، ای بخشنده،

سپس آن حضرت، محاسن شریف خود را، با دست چپ خود گرفت و در حالی که انگشت سبّابه دستِ راستِ خود را حرکت داد، با حالت تضرّع و التجا این دعا را خواند. سپس گفت:

یاذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، یاذَا النَّعْمآءِ وَالْجُودِ، یاذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، حَرِّمْ

ای صاحب شکوه و بزرگواری، ای صاحب نعمتها و بخشش، ای صاحب لطف و کرم، آتش

شَیْبَتی عَلَی النَّارِ.

دوزخ را بر من حرام کن.

9-رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید:

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلَّا هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ

و در پایان صدقه ای بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان

10-همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که در ماه رجب هزار مرتبه

«لا الهَ الَّا اللَّه»

بگوید، خداوند برای او حسنات فراوانی می نویسد.

11-در روایتی آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، هفتاد مرتبه و شبانگاه نیز هفتاد مرتبه بگوید:

«اسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ الَیْهِ»

و پس از آن، دستها را بلند کند و بگوید:

«أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَیَّ»

اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضی خواهد بود…..

12-در طول این ماه هزار مرتبه بگوید:

«اسْتَغْفِرُ اللَّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الْإکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالْآثامِ»

تا خداوند رحمان وی را بیامرزد.

13- {سیّد بن طاووس} در «اقبال» فضیلت فراوانی برای خواندن سوره «قل هو اللَّه احد» در ماه رجب نقل کرده است؛ از جمله از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: هر کس با نیّت پاک در ماه رجب، ده هزار مرتبه سوره «قل هو اللَّه احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالی که از گناه پاک باشد مانند روزی که از مادر متولّد شده است، و هفتاد فرشته به استقبال او می آیند و به وی بشارت بهشت را می دهند.

همچنین آن حضرت برای هزار بار خواندن سوره «قل هو اللَّه احد» در این ماه و حتّی صد بار نیز پاداش زیادی ذکر کرد.

14-در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که آن حضرت فرمود: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، و چهار رکعت نماز بگزارد(هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اوّل صد مرتبه «آیهالکرسی» بخواند و در رکعت دوم، دویست مرتبه «قل هو اللَّه احد»؛ پیش از مردن جای خود را در بهشت می بیند و یا دیگری جای او را ببیند (و برای او توصیف کند).

15-در طول ماه رجب شصت رکعت نماز بجا آورد به این نحو که: در هر شب از این ماه، دو رکعت نماز بخواند، در هر رکعت، یک مرتبه «حمد» و سه مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و یک مرتبه «قل هو اللَّه احد» بخواند و پس از سلام نماز، دستها را بلند کند و بگوید:

لا الهَ الَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، یُحْیی

معبودی جز خدا نیست، یگانه ای که شریکی ندارد و فرمانروایی و ستایش از آن اوست، زنده کرده

وَیُمیتُ، وَهُوَ حَیٌّ لایَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، وَالَیْهِ

و می میراند، و اوست زنده ای که هرگز نمیرد، خیر و نیکی بدست اوست و بر هر چیز تواناست، و بازگشت همه

الْمَصیرُ، وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ الَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی

به سوی اوست، و توان و نیرویی جز برای خداوند بلندمرتبه و با عظمت نیست، خدایا بر محمد

مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ آلِهِ.

آن پیامبر درس نخوانده و خاندان پاکش درود فرست.

و آنگاه دست ها را به صورت خود بکشد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس این عمل را به جا آورد، خداوند دعایش را مستجاب گرداند »

16- مرحوم «علّامه مجلسی» در «زاد المعاد» روایتی را از امیر مؤمنان علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هر کس در هر شب و یا در هر روز از ماههای رجب، شعبان و رمضان سوره «حمد»، «آیهالکرسی» و سوره های «قل یا ایّها الکافرون»، «قل هو اللّه احد»، «قل اعوذ برب الفلق» و «قل اعوذ برب النّاس» را سه مرتبه بخواند و سه مرتبه بگوید:

«سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إلهَ إلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اکْبَرُ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إلَّابِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ»

و سه مرتبه بگوید:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

و سه مرتبه بگوید:

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ»

و چهارصد مرتبه بگوید:

«اسْتَغفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إلَیْهِ»

خداوند گناهانش را بیامرزد (هر چند زیاد باشد) سپس در ادامه فرمود: اگر کسی در مدّت عمرش یک بار این عمل را بجا آورد، خداوند در برابر هر حرفی پاداش فراوانی به وی عطا کند …

:لیله الرّغائب

17-لیله الرّغائب: اوّلین شب جمعه ماه رجب را «لیله الرّغائب» گویند؛رسول خدا صلی الله علیه و آله در روایتی که فضیلت ماه رجب را بیان می کرد فرمود: «از اوّلین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را «لیله الرّغائب» نامیدند».

آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله اعمالی را برای آن شب به این کیفیّت بیان فرمود: «روز پنج شنبه اوّل ماه را روزه می گیری، چون شب جمعه فرا رسید، میان نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز می گذاری (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن، یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «إنّا انزلناه» و دوازده مرتبه «قل هو

اللَّه احد» را می خوانی؛ پس از اتمام نماز هفتاد مرتبه می گویی:

«أللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْامِّیِّ وَ عَلی آلِهِ»

آنگاه به سجده می روی و هفتاد بار می گویی:

«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَهِ وَ الرُّوحِ»

سپس سر از سجده برمی داری و هفتاد بار می گویی:

«رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِیُّ الْأعْظَمُ»

بار دیگر نیز به سجده می روی و هفتاد مرتبه می گویی:

«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَهِ وَ الرُّوحِ»

آنگاه حاجت خود را می طلبی که ان شاءاللَّه برآورده خواهد شد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در فضیلت این اعمال فرمود: «کسی که چنین نمازی را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد … و در قیامت درباره هفتصد تن از خاندانش شفاعت می کند، و چون شب اوّل قبر فرا رسد، خداوند پاداش این نماز را به نیکوترین چهره، با رویی گشاده و درخشان و زبانی فصیح و گویا، به سوی قبر او می فرستد، آن چهره نیکو به وی گوید: «ای حبیب من! بر تو بشارت باد! که از هر شدّت و سختی نجات یافتی» از آن چهره نورانی می پرسد: «تو کیستی؟ من تاکنون چهره ای از تو زیباتر ندیده ام و بویی از بویت خوشتر به مشامم نرسیده؟!»

آن چهره نیکو پاسخ دهد: «ای حبیب من! من پاداش آن نمازی هستم که تو در فلان شهر، فلان ماه و در فلان سال به جا آورده ای؛ من امشب به نزد تو آمدم، تا حقّت را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو مرتفع سازم (و همواره در کنارت بمانم) تا زمانی که همگی در روز رستاخیز برخیزند و در عرصه قیامت بر سرت سایه بیفکنم. (خلاصه هیچ زمانی پاداش این کار نیک از تو قطع نخواهد شد)».

عمره رجبیّه:

18-عمره رجبیّه: انجام «عمره»، در ماه رجب فضیلت فراوان دارد. طبق روایات اهل بیت علیهم السلام «عمره» در ماه رجب فضیلتی هم ردیف حج دارد.در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است

{افْضَلُ الْعُمْرَهِ، عُمْرَهُ رَجَبٍ}؛

{با فضیلت ترین عمره، عمره در ماه رجب است}.در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام پرسیدند: «عمره در ماه رجب افضل است یا ماه رمضان؟» فرمود:

{عمره در ماه رجب افضل است}. در روایتی آمده است که حضرت امام زین العابدین علیه السلام در ماه رجب به عمره رفته بود و شبانه روز، در کنار کعبه نماز بجا می آورد و پیوسته در سجده بود، و در حال سجده این ذکر را می گفت:

{عَظُمَ الذَّنْبُ مِنعَبْدِکَ، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ}

و در آن مدّت، چیزی افزون بر این ذکر نمی گفت!همچنین زیارت امام رضا علیه السلام در ماه رجب مستحب است و در روایتی از امام جواد علیه السلام زیارت آن حضرت در ماه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.

 

مناسبت توضیحات منبع
 روز اول اوّل: از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که به هنگام رؤیت هلال ماه رجب، این دعا را می خواند:

اللهُمَّ اهِلَّهُ عَلَیْنا بِالْأَمْنِ وَ الْإیمانِ، وَ السَّلامَهِ وَ الْإِسْلامِ، رَبّی

خدایا ما را با امنیّت و ایمان و سلامتی و اسلام در این ماه داخل کن، پروردگار من

وَرَبُّکَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ.

و تو (ای ماه رجب) خداوند عزیز و گرامی است.

و همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتی هلال ماه رجب را می دید، می فرمود:

اللهُمَّ بارِکْ لَنا فی رَجَبٍ وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اعِنَّا عَلَی

خدایا ماه رجب و شعبان را بر ما مبارک گردان و ما را به ماه رمضان برسان، و بر

الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ

روزه و شب زنده داری و حفظ زبان و چشم پوشی یاری ده، و بهره ما را از این ماه

الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

گرسنگی و تشنگی قرار مده

دوم: غسل کردن

مرحوم «سیّد بن طاووس» می گوید در کتب «عبادات» روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله یافتم که آن حضرت فرمود: «هر کس درک کند ماه رجب را و در اوّل، وسط و آخر آن، غسل کند؛ همانند روزی که از مادر متولّد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک شود)»

سوم: زیارت امام حسین علیه السلام در این شب فضیلت بسیار دارد. چهارم: بعد از نماز مغرب، بیست رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند! خودش، خانواده اش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود …

و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.

پنجم: بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز بجا آورد، در رکعت اوّل «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو اللّه احد» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سوره های «حمد»، «الَم نشرح»، «قل هو اللَّه احد» و «معوّذتین» (سوره های ناس و فلق) را یکبار بخواند و پس از سلام سی مرتبه بگوید: «لا اله الّا اللَّه» و سی مرتبه «صلوات» بفرستد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را می آمرزد و از گناه پاک می شود.

ششم: سی رکعت نماز بخواند، (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو اللَّه احد» را بخواند؛ در روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر مرد و زن مؤمنی چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وی را می آمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» می نویسد و از نفاق پاک می شود.

هفتم: احیای شب اوّل ماه «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد» از امام صادق علیه السلام از جدّش از امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که در چهار شب از شبهای سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد: شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان. در حدیثی دیگر، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: «تا می توانی بر احیای شب های عید فطر، عید قربان و … شب اوّل رجب مراقبت کن».

هشتم: خواندن دعایی که از امام جواد علیه السلام نقل شده است که فرمود: مستحب است انسان، در شب اوّل رجب، با این کلمات، دعا کند:

اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِانَّکَ مَلیکٌ، وَانَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ مُقْتَدِرٌ، وَانَّکَ ما

خدایا از تو می خواهم به خاطر اینکه فرمانروایی و بر هر چیز توانایی، و آنچه بخواهی

تَشآءُ مِنْ أَمْرٍ یَکُونَ، اللهُمَّ انّی اتَوَجَّهُ الَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ نَبِیِّ الرَّحْمَهِ،

انجام می شود، خدایا به تو رو می کنم، به واسطه پیامبرت محمّد، پیامبر رحمت

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللَّهِ، انّی اتَوَجَّهُ بِکَ الَی اللَّهِ رَبِّکَ

– که درود خدا بر او و خاندانش باد- ای محمّد، ای رسول خدا، به واسطه تو به خدایی که پروردگار تو

وَرَبِّی لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتی اللهُمَّ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ وَالْأَئِمَّهِ مِنْ اهْلِ بَیْتِهِ،

و من است رو می کنم، تا به واسطه تو به خواسته ام برسم، خدایا به حق پیامبرت محمّد و امامان از خاندانش

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ، انْجِحْ طَلِبَتی

که درود خدا بر او و بر آنان باد- خواسته ام را اجابت کن.

آنگاه حاجت خود را از خداوند بخواهد.

نهم: از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده که (در شب اوّل ماه رجب) بعد از فراغ از نماز شب، در حال سجده می گفت:

لَکَ الْمَحْمَدَهُ انْ اطَعْتُکَ، وَلَکَ الْحُجَّهُ انْ عَصَیْتُکَ، لا صُنْعَ لی وَلا لِغَیْری

ستایش از آنِ توست اگر اطاعتت کنم، و دلیل و حجّت از آنِ توست اگر مخالفتت کنم، و در احسان و نیکی جز به کمک تو کاری از دست من و غیر من

فی احْسانٍ الَّا بِکَ، یا کائِناً قَبْلَ کُلِّ شَیْ ءٍ، وَیا مُکَوِّنَ کُلِّ شَیْ ءٍ، انَّکَ

ساخته نیست، ای که قبل از هر چیز بوده و همه چیز را به وجود آوردی، به یقین تو

عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، اللَّهُمَّ انّی اعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَدیلَهِ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ مِنْ

بر هر چیز توانایی، خدایا از خروج از حق در هنگام مردن و از

شَرِّ الْمَرْجِعِ فِی الْقُبُورِ، وَ مِنَ النَّدامَهِ یَوْمَ الْا زِفَهِ، فَاسْئَلُکَ انْ تُصَلِّیَ

بازگشت بد به گور و از پشیمانی روز قیامت، به تو پناه می برم، پس از تو می خواهم که

عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَانْ تَجْعَلَ عَیْشی عیشَهً نَقِیَّهً، وَ مِیتَتی میتَهً

بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و زندگانیم را پاکیزه و مرگم را

سَوِیَّهً، وَ مُنْقَلَبی مُنْقَلَباً کَریماً، غَیْرَ مُخْزٍ وَ لا فاضِحٍ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی

آسان و بازگشتم را کریمانه و بدون خواری و رسوایی قرار دهی، خدایا بر

مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَئِمَّهِ، یَنابیعِ الْحِکْمَهِ، وَ اولِی النِّعْمَهِ، وَمَعادِنِ الْعِصْمَهِ،

محمّد و خاندانش درود فرست، همان امامانی که سرچشمه های دانش و صاحبان نعمت و گنجینه های عصمتند،

وَاْعصِمْنی بِهِمْ مِنْ کُلِّ سُوءٍ، وَلا تَاْخُذْنی عَلی غِرَّهٍ وَ لا عَلی غَفْلَهٍ، وَ لا

و مرا به واسطه ایشان از هر بدی حفظ کن، و بر غرور و بی خبری مؤاخذه نکن،

تَجْعَلْ عَواقِبَ اعْمالی حَسْرَهً، وَ ارْضَ عَنّی فَانَّ مَغْفِرَتَکَ لِلظَّالِمینَ

و سرانجام کارم را افسوس و پشیمانی قرار مده، و از من راضی باش، چرا که آمرزش تو از آنِ گنهکاران است

وَانَا مِنَ الظَّالِمینَ، اللهُمَّ اغْفِرْ لی ما لا یَضُرُّکَ، و اعْطِنی ما لا یَنْقُصُکَ،

و من از گنهکارانم، خدایا آنچه زیانی را به تو نرساند از من بیامرز و آنچه از تو نکاهد به من عطا کن،

فَانَّکَ الْوَسیعُ رَحْمَتُهُ، الْبَدیعُ حِکْمَتُهُ، وَ اعْطِنِی السَّعَهَ وَ الدَّعَهَ، وَ الْأَمْنَ

چرا که رحمت تو وسیع و دانشت به روز است، و به من وسعت و آسایش و امنیّت

وَ الصِّحَّهَ، وَ الْبُخُوعَ وَ الْقُنُوعَ، وَ الشُّکْرَ وَ الْمُعافاهَ، وَ التَّقْوی وَ الصَّبْرَ،

و سلامتی و فروتنی و قناعت و شکر و گذشت و پرهیزکاری و صبر

وَالصِّدْقَ عَلَیْکَ وَ عَلی اوْلِیآئِکَ، وَ الْیُسْرَ وَ الشُّکْرَ، وَ اعْمُمْ بِذلِکَ یا رَبِ

و راستگویی نسبت به تو و اولیایت و آسایش و شکر عطا کن، ای پروردگار من شریک کن در این امور

اهْلی وَ وُلْدی وَ اخْوانی فیکَ، وَ مَنْ احْبَبْتُ وَ احَبَّنی وَ وَلَدْتُ وَ وَلَدَنی

خانواده و فرزندان و برادران دینیم و آنان که دوستشان دارم و دوستم دارند و فرزندان و پدرانم،

مِنَ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُؤْمِنینَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

از مسلمانان و مؤمنان را، ای پروردگار جهانیان.

در حدیث آمده است که این دعا، بعد از هشت رکعت نماز شب و پیش از نماز وتر است. آنگاه سه رکعت وتر (دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر) را بجا می آوری پس از سلام، در همان حالت نشسته می خوانی:

الْحَمْدُ للَّهِ الَّذی لا تَنْفَدُ خَزآئِنُهُ، وَ لا یَخافُ آمِنُهُ، رَبِّ انِ ارْتَکَبْتُ

حمد و سپاس از آنِ خداوندی است که گنجهایش پایان نپذیرد و پناه آورنده اش ایمن باشد، ای پروردگار من، اگر مرتکب

الْمَعاصِیَ فَذلِکَ ثِقَهٌ مِنّی بِکَرَمِکَ، انَّکَ تَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِکَ، وَتَعْفُو

گناهان شدم به خاطر اطمینانم به کرم توست، چرا که توبه بندگانت را می پذیری و گناهانشان را

عَنْ سَیِّئاتِهِمْ، وَ تَغْفِرُ الزَّلَلَ، وَ انَّکَ مُجیبٌ لِداعیکَ وَ مِنْهُ قَریبٌ، وَ انَا

می بخشی، و لغزش هایشان را می آمرزی، و تو به یقین درخواست کننده ات را پاسخ گویی و به او نزدیکی، و من

تائِبٌ الَیْکَ مِنَ الْخَطایا، وَ راغِبٌ الَیْکَ فی تَوْفیرِ حَظّی مِنَ الْعَطایا، یا

از خطاهایم به درگاهت بازگشته و فزونی بهره ام از عطاهایت را خواهانم، ای

خالِقَ الْبَرایا، یا مُنْقِذی مِنْ کُلِّ شَدیدَهٍ، یا مُجیری مِنْ کُلِّ مَحْذُورٍ، وَفِّرْ

آفریدگار مخلوقات، ای نجات دهنده ام از سختی ها، ای پناهم از هر خطر، شادمانیم

عَلَیَّ السُّرُورَ، وَ اکْفِنی شَرَّ عَواقِبِ الْأُمُورِ، فَانْتَ اللَّهُ عَلی نَعْمآئِکَ

را فراوان کن، و از عاقبت های بد کارهایم مرا حفظ کن، پس تویی خدایی که نعمتها

وَ جَزیلِ عَطآئِکَ مَشْکُورٌ، وَلِکُلِّ خَیْرٍ مَذْخُورٌ.

و فراوانی بخششهایت در خور ستایش و برای هر کار خیری ذخیره شده است

در اوّل ماه این روز نیز اعمالی دارد:

1- روزه گرفتن؛ در روایتی از امام رضا علیه السلام پاداشهای مهمّی برای روزه اوّل ماه رجب ذکر شده است. در روایتی دیگر، امام باقر علیه السلام روز اوّل ماه رجب را، روز سوار شدن حضرت نوح بر کشتی بیان کرده و فرمود: «هنگامی که نوح در این روز، سوار کشتی شد، به همه کسانی که با او بودند دستور داد روزه بگیرند؛ و هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش دوزخ به فاصله یک سال راه، از او دور گردد».

2- غسل کردن.

3- زیارت امام حسین علیه السلام؛ «شیخ طوسی» روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «هر کس امام حسین علیه السلام را در روز اوّل ماه رجب زیارت کند، به یقین خداوند او را می آمرزد».

4- خواندن نماز حضرت سلمان؛ این نماز را که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به وی آموخت، به این نحو است: ده رکعت نماز بجا می آوری (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت، یک مرتبه «حمد»، سه مرتبه «توحید» و سه مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» را می خوانی و بعد از سلامِ نماز، دستها را بلند می کنی و می گویی:

لا إلهَ الَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، یُحْیی وَیُمیتُ،

معبودی نیست جز خدای یگانه که شریکی ندارد، فرمانروایی و ستایش از آنِ اوست، زنده کرده و می میراند،

وَهُوَ حَیٌّ لایَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، اللهُمَّ لا مانِعَ

و اوست زنده ای که هرگز نمیرد، و نیکی ها به دست اوست و او بر هر چیز تواناست، خدایا آنچه تو عطا کنی کسی را توانایی

لِما اعْطَیْتَ، وَلا مُعْطِیَ لِما مَنَعْتَ، وَلا یَنْفَعُ ذَاالْجَدِّ مِنْکَ الْجَدُّ.

منعش نباشد و آنچه تو منع کنی کسی را توانایی عطایش نباشد، و تلاش غنیّ (بدون عمل) از تو بی نیازش نکند.

آنگاه دست ها را بر روی صورت خود می کشی. در روز نیمه ماه نیز ده رکعت نماز به همین نحو انجام می دهی و پس از هر دو رکعت، آن دعا را می خوانی ولی پس از جمله

«وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیر»

این جملات را اضافه می کنی:

الهاً واحِداً احَداً فَرْداً صَمَداً، لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَلا وَلَداً.

معبود یگانه یکتای تنهای بی نیازی که همسر و فرزندی اختیار نکرده است.

آنگاه دستها را به صورت می کشی. و در روز آخر ماه رجب نیز، ده رکعت نماز را به همان نحو، انجام می دهی و پس از سلام نماز، آن دعا را می خوانی، ولی پس از جمله

«وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیر»

می گویی:

وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرینَ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ الَّا بِاللَّهِ

و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش و توان و نیرویی جز برای خداوند

الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.

بلندمرتبه با عظمت نیست.

آنگاه دست ها را بر صورت خود می کشی و حاجتت را می طلبی که به اجابت می رسد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سلمان فرمود: «هر مرد و زن مؤمنی که این سی رکعت نماز را بجا آورد، خداوند گناهانش را بیامرزد و پاداش کسی که تمام آن ماه را روزه گرفته، به وی عنایت کند و از آتش دوزخ نجات دهد، و این به منزله ورقه عبور از صراط است».

سلمان می گوید: «پس از شنیدن این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله با حالت گریه به سجده افتادم و شکر الهی را بجا آوردم».

-5-نماز دیگری از حضرت سلمان رحمه الله، این نماز نیز ده رکعت است (هر دو رکعت به یک سلام) که در روز اوّل ماه رجب خوانده می شود: در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و سه مرتبه «توحید».

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله درباره پاداش این نماز به سلمان نکته هایی را فرمود، از جمله، بخشش گناهان، محفوظ ماندن از وحشت قبر و عذاب روز قیامت و دور ماندن از برخی ازبیماری ها. شب سیزدهم ماه امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند به این امّت سه ماه ارزشمند عطا کرد، که به امّت های قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امّت عنایت کرد که به امّت های پیشین نداده بود و آن شب های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امّت عطا کرد که به امّت های سابق نداده بود و آن سوره های «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است».

 

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

مناسبت توضیحات منبع
شب چهاردهم در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سوره ها را در هر رکعت بخواند».

امام علیه السلام در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را- جز شرک- می آمرزد». روز سیزدهم ماه روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام است و اوّلین روز از ایّام البیض است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانی دارد. و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این روز را روزه بگیرد.

 

 

مناسبت توضیحات منبع
روز چهاردهم روز چهاردهم ماه روزه گرفتن در این روز پاداش فراوانی دارد. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به وی عنایت کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده باشد! …». شب نیمه ماه این شب، شب ارزشمندی است که چند عمل در آن وارد شده است:

اوّل: غسل.

دوم: احیای آن شب به عبادت که فضیلت بسیار دارد.

سوم: زیارت امام حسین علیه السلام که زیارت آن حضرت در شب و روز نیمه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.

چهارم: شش رکعت نماز بگذارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند.

پنجم: بجا آوردن سی رکعت نماز، که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ده مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پاداش فراوانی برای این نماز ذکر شده است.

ششم: دوازده رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار «حمد» و یک بار «سوره» را می خوانی و پس از پایان نمازها هر یک از سوره های «حمد»، «فلق»، «ناس»، «توحید» و «آیهالکرسی» و همچنین سوره «قدر» را چهار مرتبه می خوانی و پس از آن، چهار مرتبه می گویی:

سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَاالهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ اکْبَر

سپس می گویی:

أللَّهُ أللَّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللَّهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.

این نماز را «سیّد» در «اقبال» از امام صادق علیه السلام روایت کرده است. روز نیمه رجب روز مبارکی که در آن چند عمل وارد شده است:

1-غسل کردن

2-زیارت امام حسین علیه السلام؛ در روایتی از محمّد بن ابی نصر نقل شده است که از امام رضا علیه السلام سؤال کردم «در چه ماهی زیارت امام حسین علیه السلام بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان»

3- بجا آوردن نماز جناب سلمان

4- چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و پس از سلام دستهای خود را بگشاید و بگوید:

اللَّهُمَّ یا مُذِلَّ کُلِّ جَبَّارٍ، وَ یا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ، انْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی

ای خدا، ای خوارکننده ستمگران، و ای عزّت بخش مؤمنان، تویی پناهم به هنگام درماندگی،

الْمَذاهِبُ، وَانْتَ بارِئُ خَلْقی رَحْمَهً بی وَ قَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقی غَنِیّاً،

و تویی آفریننده من از روی رحمت، در حالی که نیازی به خلقتِ من نداشتی،

وَلَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ، وَ انْتَ مُؤَیِّدی بِالنَّصْرِ عَلی اعْدآئی

و اگر نبود رحمت تو به یقین نابود می شدم، و تویی یاورم در برابر دشمنان،

وَ لَوْ لا نَصْرُکَ ایَّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ، یا مُرْسِلَ الرَّحْمَهِ مِنْ

و اگر یاریت نبود به یقین از رسواشدگان بودم، ای فرو فرستنده رحمت از

مَعادِنِها، وَ مُنْشِئَ الْبَرَکَهِ مِنْ مَواضِعِها، یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالشُّمُوخِ

معادن آن، و پدیدآورنده برکت از جایگاه آن، ای کسی که خود را به سربلندی

وَالرَّفْعَهِ، فَاوْلِیآؤُهُ بِعِزِّهِ یَتَعَزَّزُونَ، وَ یا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوکُ نیرَ الْمَذَلَّهِ

و بلندمرتبگی مخصوص ساخته، پس دوستانش به عزّت او سرافراز گردند، و ای کسی که پادشاهان در برابرش یوغ ذلّت

عَلی اعْناقِهِمْ، فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خآئِفُونَ، اسئَلُکَ بِکَیْنُونِیَّتِکَ الَّتِی

به گردن نهاده، و از اقتدار او بیمناکند، از تو می خواهم به حق بودنت که

اشْتَقَقْتَها مِنْ کِبْرِیآئِکَ، وَ اسئَلُکَ بِکِبْرِیآئِکَ الَّتِی اشْتَقَقْتَها مِنْ عِزَّتِکَ،

از عظمتت برگرفته ای، و از تو می خواهم به حق عظمتت که از عزّتت برگرفته ای،

وَاسئَلُکَ بِعِزَّتِکَ الَّتِی اسْتَوَیْتَ بِها عَلی عَرْشِکَ، فَخَلَقْتَ بِها جَمیعَ خَلْقِکَ

و از تو می خواهم به حق عزّتت که به وسیله آن بر عرشت مستولی گشته ای، و به واسطه آن تمامی مخلوقاتت را آفریده ای

فَهُمْ لَکَ مُذْعِنُونَ انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ اهْلِ بَیْتِهِ.

پس همه به خداوندیت اقرار دارند، (از تو می خواهم) که بر محمّد و خاندانش درود فرستی.

امام صادق علیه السلام از امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل کرده است که: هر غمزده و اندوهگینی این دعا را بخواند، خداوند متعال اندوه و غم او را برطرف می سازد.

5-عمل امّ داوود: از مهمترین اعمال روز نیمه رجب، عمل «امّ داوود» است که به گفته علّامه مجلسی: «شیخ صدوق»، «شیخ طوسی» و «سیّد بن طاووس» (ره) به سندهای معتبر آن را نقل کرده اند. این عمل برای برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حلّ مشکلات و دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثّر است. (و به گفته «علّامه مجلسی»، در «زاد المعاد»، بارها تجربه شده است

اجمال این روایت و سبب نامگذاری آن به «امّ داوود» چنین است:

جناب فاطمه، مادر داوود بن حسن (نوه پسری امام حسن مجتبی علیه السلام) دایه امام صادق علیه السلام بود، که فاطمه، امام صادق علیه السلام را با شیر داوود، شیر داده بود، هنگامی که «محمّد بن عبداللَّه بن حسن» در مدینه قیام کرد، «منصور دوانیقی» لشکری را برای نبرد با آنان فرستاد که آنها را شکست دادند و محمّد و برادرش ابراهیم را کشتند، و عبداللَّه بن حسن و جمعی از سادات را دستگیر نموده و به زندان عراق منتقل کردند، در میان آن گروه «داوود» نیز حضور داشت. مادر داوود می گوید: چون مدّتی از حبس فرزندم گذشت و از او خبری به من نرسید، بسیار پریشان شدم و پیوسته تضرّع و دعا می کردم و از صلحا و نیکان و برادران دینی برای نجات فرزندم طلب دعا می نمودم، ولی نتیجه ای نمی گرفتم و گاهی خبر کشته شدن داوود به من می رسید و گاه می گفتند که وی زنده است. روز به روز اندوه و مصیبت من بیشتر می شد و از دیدار او ناامیدتر می شدم. تا آن که شنیدم، امام صادق علیه السلام بیمار شده است. به عیادت آن حضرت رفتم، وقتی خواستم برخیزم، امام فرمود:

از داوود چه خبر داری؟ من وقتی که نام «داوود» را شنیدم، گریستم و گفتم: فدایت شوم، داوود در عراق زندانی است، من که از دیدار او ناامیدم! از شما التماس دعا دارم، او را دعا کنید، او برادر رضاعی شماست!

امام علیه السلام فرمود: چرا از دعای «استفتاح» و دعای «اجابت» و «نجاح» غافلی! این دعا، دعایی است که درهای اجابت الهی را می گشاید و فرشتگان از آن استقبال می کنند و دعا کننده را به اجابت دعایش، بشارت می دهند و کسی که این دعا را بخواند، پاداش او بهشت است.

پرسیدم: این دعا و عمل به آن چگونه است؟

امام علیه السلام فرمود: ماه رجب نزدیک شده است و این ماه، ماهی ارزشمند است و دعاها در آن به اجابت می رسد، در سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب، روزه بگیر! امام علیه السلام در ادامه نحوه اعمال را بیان کرد و فرمود: این دعا، بسیار شریف و پرارزش است که مشتمل بر اسم اعظم خداست و هر کس آن را بخواند، حاجت او برآورده می شود.

امّ داوود می گوید: آن حضرت، دعا را برای من نوشت، من آن را به خانه بردم و انجام دادم تا آن که در شب شانزدهم، پس از افطار و عبادت به خواب رفتم؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم، آن حضرت، علاوه بر بشارت بهشت و آمرزش گناهان، خبر آزادی و بازگشت فرزندم را به من داد؛ چند روزی نگذشت که پسرم آزاد شد و با عزّت و احترام نزدم بازگشت و جریان آزادی خود و اموری را که سبب آن شد، برای من تعریف کرد.

کیفیّت عمل امّ داوود:

چگونگی این عمل، مطابق روایت شیخ در «مصباح المتهجّد»(1) به این نحو است که: روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب را روزه می گیری، در روز پانزدهم، نزدیک ظهر غسل می کنی و چون ظهر شد، نماز ظهر و عصر را بجا می آوری، در حالی که رکوع و سجود را نیکو انجام می دهی. خوب است این عمل در مکان خلوتی باشد که چیزی تو را مشغول نسازد و انسانی با تو سخن نگوید؛ وقتی که نمازت به پایان رسید؛ رو به قبله می نشینی و این سوره ها را می خوانی:

1- سوره حمد، صد مرتبه.

2- سوره اخلاص، (قل هو اللَّه احد)، صد مرتبه.

3- آیهالکرسی، ده مرتبه.

4- سوره های انعام، اسراء، کهف، لقمان، یس، صافّات، حم سجده (فصّلت)، حمعسق (شوری)، دخان، فتح، واقعه، مُلک، ن و القلم و سوره انشقاق تا آخر قرآن، پس از پایان سوره های قرآنی، در همان حال که رو به قبله نشسته ای، این دعا را بخوان:

صَدَقَ اللَّهُ الْعَظیمُ، الَّذی لا الهَ الَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ، ذُو الْجَلالِ

راست گفت خداوند با عظمتی که معبودی جز او زنده و پاینده نیست، صاحب شکوه

وَالْإِکْرامِ، الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، الْحَلیمُ الْکَریمُ، الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ،

و بزرگواری، بخشنده و مهربان، شکیبا و با کرامتی که چیزی همانندش نیست،

وَهُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ، الْبَصیرُ الْخَبیرُ، شَهِدَ اللَّهُ انَّهُ لا الهَ الَّا هُوَ،

و او شنوا و دانا و بینا و آگاه است، خداوند گواه است که معبودی جز او نیست،

وَالْمَلائِکَهُ وَاولُوا الْعِلْمِ، قآئِماً بِالْقِسْطِ لا الهَ الَّا هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ،

و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی می دهند که معبوی جز او نیست؛ همواره قائم به عدالت است (آری) هیچ معبودی جز آن خداوند توانا و دانا وجود ندارد،

وَبَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْکِرامُ، وَانَا عَلی ذلِکَ مِنَ الشَّاهِدینَ، اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ

و پیامبران گرامیش این (گواهی) را رسانده اند و من نیز از گواهانم، خدایا حمد و سپاس

وَلَکَ الْمَجْدُ، وَلَکَ الْعِزُّ وَلَکَ الْفَخْرُ، وَلَکَ الْقَهْرُ وَلَکَ النِّعْمَهُ، وَلَکَ الْعَظَمَهُ

و بزرگواری از آنِ توست و عزّت و بزرگ منشی از آنِ توست، و چیرگی و نعمت بخشی از آنِ توست، و بزرگی

وَلَکَ الرَّحْمَهُ، وَلَکَ الْمَهابَهُ وَلَکَ السُّلْطانُ، وَلَکَ الْبَهآءُ وَلَکَ الْإِمْتِنانُ،

و رحمت از آنِ توست، و شکوه و سلطنت از آنِ توست، و جلال و لطف از آنِ توست،

وَلَکَ التَّسْبیحُ وَلَکَ التَّقْدیسُ، وَلَکَ التَّهْلیلُ وَلَکَ التَّکْبیرُ، وَلَکَ ما یُری

و ثنا و تقدیس از آنِ توست، و «لا إله الا اللَّه» و «اللَّه اکبر» مخصوص توست، و تویی مالک

وَلَکَ ما لا یُری وَلَکَ ما فَوْقَ السَّمواتِ الْعُلی وَ لَکَ ما تَحْتَ الثَّری

آنچه پیدا و پنهان است، و تویی مالک آنچه در آسمان بالا و در زیر زمین است،

وَلَکَ الْأَرَضُونَ السُّفْلی وَلَکَ الْأخِرَهُ وَالْأُولی وَلَکَ ما تَرْضی بِهِ مِنَ

و از آنِ توست طبقات زیرین زمین و آخرت و دنیا، و از آنِ توست آنچه از

الثَّنآءِ وَالْحَمْدِ وَالشُّکرِ وَ النَّعْمآءِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی جَبْرَئیلَ امینِکَ عَلی

ستایش و سپاس و شکر و نعمت بخشی که تو را خشنود سازد، خدایا درود فرست بر جبرئیل، امین بر

وَحْیِکَ، وَالْقَوِیِّ عَلی امْرِکَ، وَالْمُطاعِ فی سَمواتِکَ، وَمَحالِّ کَراماتِکَ،

وحیت، و توانمند بر اطاعت فرمانت و اطاعت شده در آسمانها و جایگاه های بزرگی و منزلتت،

الْمُتَحَمِّلِ لِکَلِماتِکَ، النَّاصِرِ لِانْبِیآئِکَ، الْمُدَمِّرِ لِأَعْدآئِکَ، اللهُمَّ صَلِ

آورنده سخنانت، یاور پیامبرانت، و نابودکننده دشمنانت، خدایا درود فرست

عَلی میکائیلَ مَلَکِ رَحْمَتِکَ، وَالْمَخْلُوقِ لِرَأْفَتِکَ، وَالْمُسْتَغْفِرِ الْمُعینِ

بر میکائیل، فرشته رحمت و آفریده شده برای (اظهار) مهربانیت و آمرزش خواه و یاور

لِأَهْلِ طاعَتِکَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی اسْرافیلَ حامِلِ عَرْشِکَ، وَصاحِبِ

بندگان مطیعت، خدایا درود فرست بر اسرافیل حامل عرشت و صاحب

الصُّورِ الْمُنْتَظِرِ لِأَمْرِکَ، الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خیفَتِکَ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی

صور و منتظر فرمانت، و هراسان و نگران از ترست، خدایا درود فرست بر

حَمَلَهِ الْعَرْشِ الطَّاهِرینَ، وَعَلَی السَّفَرَهِ الْکِرامِ الْبَرَرَهِ الطَّیِّبینَ، وَعَلی

حاملان پاک عرشت، و بر سفیران گرامی و نیکوکار و پاکیزه، و بر

مَلائِکَتِکَ الْکِرامِ الْکاتِبینَ، وَ عَلی مَلائِکَهِ الْجِنانِ، وَخَزَنَهِ النّیرانِ،

فرشتگان نگارنده گرامی، و بر فرشتگان بهشت و بر نگهبانان دوزخ

وَمَلَکِ الْمَوْتِ وَالْأَعْوانِ، یا ذَاالْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی ابینا

و فرشته مرگ و یارانش، ای صاحب شکوه و بزرگواری، خدایا بر پدر ما

آدَمَ بَدیعِ فِطْرَتِکَ، الَّذی کَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلائِکَتِکَ، وَابَحْتَهُ جَنَّتَکَ، اللهُمَ

آدم، مخلوق جالب تو درود فرست، آن که او را به سجده فرشتگانت گرامی داشته و بهشتت را بر او مباح کردی، خدایا

صَلِّ عَلی امِّنا حَوَّآءَ الْمُطَهَّرَهِ مِنَ الرِّجْسِ، الْمُصَفَّاتِ مِنَ الدَّنَسِ،

درود فرست بر مادر ما حوّاء، همان پاکیزه از پلیدی ها، پاک از آلودگی ها،

الْمُفَضَّلَهِ مِنَ الْإِنْسِ، الْمُتَرَدِّدَهِ بَیْنَ مَحالِّ الْقُدْسِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی

برتری یافته بر انسانها، و رفت وآمد کننده در جایگاه های قدسیان، خدایا درود فرست بر

هابیلَ وَ شَیْثٍ وَ ادْریسَ وَ نُوحٍ، وَ هُودٍ وَ صالِحٍ، وَابْراهیمَ وَاسْماعیلَ،

هابیل و شیث و ادریس و نوح، و هود و صالح، و ابراهیم و اسماعیل،

وَاسْحقَ وَیَعْقُوبَ، وَیُوسُفَ وَالْأَسْباطِ، وَلُوطٍ وَشُعَیْبٍ، وَایُّوبَ

و اسحاق و یعقوب و یوسف و أسباط (پیامبران از فرزندان یعقوب) و لوط و شعیب، و ایّوب

وَمُوسی وَهارُونَ وَیُوشَعَ، وَمیشا وَالْخِضْرِ، وَذِی الْقَرْنَیْنِ وَیُونُسَ،

و موسی، و هارون و یوشع، و میشا و خضر، و ذی القرنین و یونس،

وَالْیاسَ وَالْیَسَعَ، وَ ذِی الْکِفْلِ وَ طالُوتَ، وَ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ، وَ زَکَرِیَّا

و الیاس و یسع، و ذوالکفل و طالوت، و داود و سلیمان، و زکریا

وَشَعْیا، وَ یَحْیی وَ تُورَخَ، وَ مَتّی وَ ارْمِیا، وَ حَیْقُوقَ وَ دانِیالَ، وَ عُزَیْرٍ

و شعیا، و یحیی و تورخ، و متّی و إرمیا، و حیقوق و دانیال، عزیر

وَعیسی وَ شَمْعُونَ وَ جِرْجیسَ، وَ الْحَوارِیّینَ وَ الْأَتْباعِ، وَ خالِدٍ

و عیسی، و شمعون و جرجیس، و یاران و پیروانشان، و خالد

وَحَنْظَلَهَ وَ لُقْمانَ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً

و حنظله و لقمان، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و بر محمّد

وَآلَ مُحَمَّدٍ، وَ بارِکْ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، کَما صَلَّیْتَ وَ رَحِمْتَ

و خاندانش رحمت فرست، و بر محمّد و خاندانش برکت ده، همان گونه که بر ابراهیم و خاندانش درود و رحمت

وَبارَکْتَ عَلی ابْراهیمَ وَ آلِ ابْراهیمَ، انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ، اللهُمَّ صَلِّ عَلَی

و برکت فرستاده ای، زیرا که تو ستوده و شایسته ستایشی، خدایا بر

الْأَوْصِیآءِ، وَ السُّعَدآءِ وَ الشُّهَدآءِ وَ ائِمَّهِ الْهُدی اللهُمَّ صَلِّ عَلَی الْأَبْدالِ

جانشینان و سعادتمندان و شهیدان و امامان هدایتگر درود فرست، خدایا بر مردان برجسته

وَ الْأَوْتادِ، وَ السُّیَّاحِ وَ الْعُبَّادِ، وَ الْمُخْلِصینَ وَ الزُّهَّادِ، وَ اهْلِ الجِدِّ

و بزرگان وارسته و پارسایانی که در خدمت مردمند و عابدان و مخلصان و زاهدان و کوشش کنندگان

وَالْإِجْتِهادِ، وَ اخْصُصْ مُحَمَّداً وَ اهْلَ بَیْتِهِ بِافْضَلِ صَلَواتِکَ، وَ اجْزَلِ

و تلاشگران درود فرست و محمّد و خاندانش را به برترین درودها و بزرگترین

کَراماتِکَ، وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنّی تَحِیَّهً وَ سَلاماً، وَ زِدْهُ فَضْلًا وَ شَرَفاً

کرامتت مخصوص گردان، و از جانب من درود و سلامی به روح و بدنش برسان و بر فضیلت و شرافت

وَ کَرَماً، حَتّی تُبَلِّغَهُ اعْلی دَرَجاتِ اهْلِ الشَّرَفِ مِنَ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ،

و بزرگواریش بیافزا، تا این که او را به برترین درجات شرافتمندان از پیامبران و فرستادگان

وَ الْأَفاضِلِ الْمُقَرَّبینَ، اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی مَنْ سَمَّیْتُ وَ مَنْ لَمْ اسَمِّ مِنْ

و با فضیلت ترین از مقرّبانت برسانی، خدایا بر فرشتگان و پیامبران و فرستادگان و عبادت کنندگانت که اسمی از آنها

مَلائِکَتِکَ، وَ انْبِیآئِکَ وَ رُسُلِکَ وَ اهْلِ طاعَتِکَ، وَ اوْصِلْ صَلَواتی الَیْهِمْ

برده و یا نبرده ام، درود فرست، و درودهای مرا به آنان

وَالی ارْواحِهِمْ، وَاجْعَلْهُمْ اخْوانی فیکَ وَاعْوانی عَلی دُعآئِکَ، اللهُمَّ انّی

و ارواحشان برسان، و آنان را برادران دینی و یاورانم در دعا (به درگاهت) قرار ده، خدایا

اسْتَشْفِعُ بِکَ الَیْکَ، وَ بِکَرَمِکَ الی کَرَمِکَ، وَ بِجُودِکَ الی جُودِکَ،

شفیع قرار می دهم تو را به درگاهت و بزرگواریت را برای رسیدن به بزرگواریت و بخششت را برای رسیدن به بخششت،

وَبِرَحْمَتِکَ الی رَحْمَتِکَ، وَ بِاهْلِ طاعَتِکَ الَیْکَ، وَ اسئَلُکَ اللَّهُمَّ بِکُلِّ ما

و رحمتت را برای رسیدن به رحمتت و بندگانت را برای رسیدن به درگاهت (شفیع قرار می دهم)، و خدایا از تو می خواهم تمامی آنچه را که

سَئَلَکَ بِهِ احَدٌ مِنْهُمْ، مِنْ مَسْئَلَهٍ شَریفَهٍ غَیْرِ مَرْدُودَهٍ، وَبِما دَعَوْکَ بِهِ مِنْ

هر یک از آنان از تو خواسته اند، درخواست های با ارزش و برآورده شده، و دعاهای پذیرفته شده

دَعْوَهٍ مُجابَهٍ غَیْرِ مُخَیَّبَهٍ، یا اللَّهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ، یا حَلیمُ یا کَریمُ، یا

و امیدوارکننده، ای خدا، ای بخشنده، ای مهربان، ای شکیبا، ای بزرگوار، ای

عَظیمُ یا جَلیلُ، یا مُنیلُ یا جَمیلُ، یا کَفیلُ یا وَکیلُ، یا مُقیلُ یا مُجیرُ، یا

با عظمت ای باشکوه، ای احسان کننده، ای زیبا، ای حمایت کننده، ای سرپرست، ای درگذرنده، ای پناه دهنده، ای

خَبیرُ یا مُنیرُ، یا مُبیرُ یا مَنیعُ، یا مُدیلُ یا مُحیلُ، یا کَبیرُ یا قَدیرُ، یا

آگاه، ای تابناک، ای هلاک کننده، ای دست نایافتنی، ای گرداننده، ای انتقال دهنده، ای خداوند بزرگ، ای توانا، ای

بَصیرُ یا شَکُورُ، یا بَرُّ یا طُهْرُ، یا طاهِرُ یا قاهِرُ، یا ظاهِرُ یا باطِنُ، یا

بینا، ای شکرپذیر، ای نیکوکار، ای پاک، ای پاکیزه، ای پیروز، ای آشکار، ای پنهان، ای

ساتِرُ یا مُحیطُ، یا مُقْتَدِرُ یا حَفیظُ، یا مُتَجَبِّرُ یا قَریبُ، یا وَدُودُ یا

پوشاننده، ای آگاه، ای قدرتمند، ای نگهدارنده، ای بزرگمنش، ای نزدیک، ای مهربان، ای

حَمیدُ، یا مَجیدُ یا مُبْدِئُ، یا مُعیدُ یا شَهیدُ، یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ، یا مُنْعِمُ

پسندیده، ای بزرگوار، ای آغاز کننده، ای بازگرداننده، ای گواه، ای نیکوکار، ای زیبایی بخش، ای نعمت دهنده،

یا مُفْضِلُ، یا قابِضُ یا باسِطُ، یا هادی یا مُرْسِلُ، یا مُرْشِدُ یا مُسَدِّدُ، یا

ای فزونی بخش، ای دریافت کننده، ای گشایش دهنده، ای هدایتگر، ای فرستنده، ای ارشادکننده، ای محکم کننده، ای

مُعْطی یا مانِعُ، یا دافِعُ یا رافِعُ، یا باقی یا واقی یا خَلّاقُ یا وَهَّابُ، یا

عطا کننده، ای منع کننده، ای دفع کننده، ای بالابرنده، ای پاینده، ای نگاه دارنده، ای آفریننده، ای بخشنده، ای

تَوَّابُ یا فَتَّاحُ، یا نَفَّاحُ یا مُرْتاحُ، یا مَنْ بِیَدِهِ کُلُّ مِفْتاحٍ، یا نَفَّاعُ یا رَؤُفُ

توبه پذیر، ای کارگشا، ای نعمت ده، ای فرح بخش، ای که کلیدها به دست توست، ای سودرسان، ای پر محبّت،

یا عَطُوفُ، یا کافی یا شافی یا مُعافی یا مُکافی یا وَفِیُّ یا مُهَیْمِنُ، یا

ای مهربان، ای کفایت کننده، ای شفا دهنده، ای درگذرنده، ای جزا دهنده، ای وفاکننده، ای مقتدر، ای

عَزیزُ یا جَبَّارُ یا مُتَکَبِّرُ، یا سَلامُ یا مُؤْمِنُ، یا احَدُ یا صَمَدُ، یا نُورُ یا

گرامی، ای قادر، ای مقتدر، ای مایه سلامتی، ای امان دهنده، ای یگانه، ای بی نیاز، ای روشنایی، ای

مُدَبِّرُ، یا فَرْدُ یا وِتْرُ، یا قُدُّوسُ یا ناصِرُ، یا مُونِسُ یا باعِثُ، یا وارِثُ یا

تدبیر کننده، ای یکتا، ای یگانه، ای پاکیزه، ای یاور، ای همدم، ای برانگیزنده (مردگان)، ای وارث، ای

عالِمُ، یا حاکِمُ یا بادی یا مُتَعالی یا مُصَوِّرُ، یا مُسَلِّمُ یا مُتَحَبِّبُ، یا قآئِمُ

دانا، ای حکمران، ای آشکارکننده، ای برتر، ای شکل دهنده، ای سلامتی بخش، ای دوستدارنده، ای استوار،

یا دآئِمُ، یا عَلیمُ یا حَکیمُ، یا جَوادُ یا بارِی ءُ، یا بآرُّ یا سآرُّ، یا عَدْلُ یا

ای جاویدان، ای دانا، ای خردمند، ای بخشنده، ای پدیدآورنده، ای نیکوکار، ای سرورآفرین، ای عادل، ای

فاصِلُ، یا دَیَّانُ یا حَنَّانُ، یا مَنَّانُ یا سَمیعُ، یا بَدیعُ یا خَفیرُ، یا مُغَیِّرُ یا

جداکننده، ای داور، ای با محبّت، ای گشاده دست، ای شنوا، ای پدیدآورنده، ای پناه دهنده، ای تغییر دهنده، ای

ناشِرُ، یا غافِرُ یا قَدیمُ، یا مُسَهِّلُ یا مُیَسِّرُ، یا مُمیتُ یا مُحْیی یا نافِعُ یا

گسترنده، ای آمرزنده، ای دیرینه، ای آسان کننده، ای هموار کننده، ای میراننده، ای زنده کننده، ای سودرسان، ای

رازِقُ، یا مُقْتَدِرُ یا مُسَبِّبُ، یا مُغیثُ یا مُغْنی یا مُقْنی یا خالِقُ یا راصِدُ،

روزی ده، ای مقتدر، ای سبب ساز، ای فریادرس، ای بی نیاز کننده، ای راضی کننده، ای آفریننده،

یا واحِدُ یا حاضِرُ، یا جابِرُ یا حافِظُ، یا شَدیدُ یا غِیاثُ، یا عآئِدُ یا

ای یکتا، ای حاضر، ای جبران کننده، ای حفظ کننده، ای سخت گیر، ای فریادرس، ای بخشنده، ای

قابِضُ، یا مَنْ عَلافَاسْتَعْلی فَکانَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلی یا مَنْ قَرُبَ فَدَنا،

دریافت کننده، ای که برتری و شایسته عُلوّ و در جایگاه بالایی، ای که نزدیک و نزدیک تری،

وَبَعُدَ فَنَأی وَ عَلِمَ السِّرَّ وَ اخْفی یا مَنْ الَیْهِ التَّدْبیرُ وَ لَهُ الْمَقادیرُ، وَ یا

و (از ذهن ها) دور و دورتری، و اسرار و نهان را می دانی، ای که قضا و قدر به دست توست، و ای

مَنِ الْعَسیرُ عَلَیْهِ [سَهْلٌ یَسیرٌ، یا مَنْ هُوَ عَلی ما یَشآءُ قَدیرٌ، یا مُرْسِلَ

که دشواری ها بر تو آسان و هموار است، ای که بر هر چه خواهی توانایی، ای فرستنده

الرِّیاحِ، یا فالِقَ الْإِصْباحِ، یا باعِثَ الْأَرْواحِ، یا ذَا الْجُودِ وَالسَّماحِ، یا

بادها، ای شکافنده صبح، ای برانگیزنده ارواح، ای صاحب بخشش و گذشت، ای

رآدَّ ما قَدْ فاتَ، یا ناشِرَ الْأَمْواتِ، یا جامِعَ الشَّتاتِ، یا رازِقَ مَنْ

بازگرداننده از دست رفته ها، ای زنده کننده مردگان، ای گردآورنده پراکندگی ها، ای که [بی حساب به هر که خواهی

یَشآءُ [بِغَیْرِ حِسابٍ ، وَ یا فاعِلَ ما یَشآءُ کَیْفَ یَشآءُ، وَ یا ذَاالْجَلالِ

روزی دهی، ای که هرگونه و هر چه خواهی انجام دهی، ای صاحب شکوه

وَالْإِکْرامِ، یا حَیُّ یا قَیُّومُ، یا حَیّاً حینَ لا حَیَّ، یا حَیُّ یا مُحْیِیَ الْمَوْتی

و بزرگواری، ای زنده، ای پاینده، ای زنده در زمانی که زنده ای نبود، ای زنده، ای زنده کننده مردگان،

یا حَیُّ لا الهَ الَّا انْتَ، بَدیعُ السَّمواتِ وَالْارْضِ، یا الهی وَ سَیِّدی صَلِ

ای زنده ای که معبودی جز تو نیست و پدیدآورنده آسمان و زمینی، ای معبود و ای آقا و سرورم،

عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَبارِکْ عَلی

بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و بر محمّد و خاندان محمّد رحمت فرست و بر

مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، کَما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ وَ رَحِمْتَ عَلی ابْراهیمَ وَآلِ

محمّد و خاندان محمّد برکت ده، همان گونه که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم درود فرستاده و برکت داده و رحمت

ابْراهیمَ، انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ، وَارْحَمْ ذُلّی وَ فاقَتی وَ فَقْری وَ انْفِرادی

فرستاده ای، زیرا تو ستوده و بزرگواری، و بر افتادگی و نیاز و تهیدستی و تنهایی

وَوَحْدَتی وَخُضُوعی بَیْنَ یَدَیْکَ، وَ اعْتِمادی عَلَیْکَ، وَ تَضَرُّعی الَیْکَ،

و بی کسی و فروتنیم در برابرت و اعتمادی که به تو دارم و گریه و زاریم به درگاهت رحم کن

ادْعُوکَ دُعآءَ الْخاضِعِ الذَّلیلِ، الْخاشِعِ الْخآئِفِ، الْمُشْفِقِ الْبآئِسِ،

تو را می خوانم همانند فروتنِ افتاده، شکسته دلِ ترسان، نگرانِ بینوا،

الْمَهینِ الْحَقیرِ، الْجائِعِ الْفَقیرِ، الْعآئِذِ الْمُسْتَجیرِ، الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ، الْمُسْتَغْفِرِ

ناچیزِ بی مقدار، گرسنه نیازمند، پناهنده پناه جو، اقرار کننده به گناه، و آمرزش خواه

مِنْهُ، الْمُسْتَکینِ لِرَبِّهِ، دُعآءَ مَنْ اسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ 857]، وَرَفَضَتْهُ احِبَتُّهُ،

از آن، نالان به درگاه پروردگارش، (و تو را می خوانم همانند) کسی که یاران مورد اعتمادش او را رها و دوستدارانش او را ترک نموده اند،

وَ عَظُمَتْ فَجیعَتُهُ، دُعآءَ حَرِقٍ حَزینٍ، ضَعیفٍ مَهینٍ، بآئِسٍ مُسْتَکینٍ

و دردش شدت یافته، (و تو را می خوانم همانند) دلسوخته اندوهگین، ناتوانِ ناچیز، بینوای نالانی که

بِکَ مُسْتَجیرٍ، اللهُمَّ وَاسئَلُکَ بِانَّکَ مَلیکٌ، وَ انَّکَ ما تَشآءُ مِنْ امْرٍ یَکُونُ،

به تو پناهنده است، خدایا از تو می خواهم به حق فرمانرواییت و این که هر چه خواهی انجام شود،

وَانَّکَ عَلی ما تَشآءُ قَدیرٌ، وَاسئَلُکَ بِحُرْمَهِ هذَا الشَّهْرِ الْحَرامِ، وَ الْبَیْتِ

و این که بر هر چه خواهی، توانایی و از تو می خواهم به احترام این ماه حرام و خانه

الْحَرامِ، وَ الْبَلَدِ الْحَرامِ، وَ الرُّکْنِ وَ الْمَقامِ، وَ الْمَشاعِرِ الْعِظامِ، وَ بِحَقِ

کعبه و شهر مکّه و رکن و مقام و جایگاه های با عظمت حجّ (عرفات، مشعر و منی) و به حق

نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ، یا مَنْ وَهَبَ لِادَمَ شَیْثاً، وَ لِإِبْراهیمَ

پیامبرت محمّد- که بر او و خاندانش درود باد- ای که شیث را به آدم و اسماعیل و اسحاق را به ابراهیم

اسْماعیلَ وَ اسْحاقَ، وَ یا مَنْ رَدَّ یُوسُفَ عَلی یَعْقُوبَ، وَ یا مَنْ کَشَفَ

عطا کردی، و ای که یوسف را به یعقوب بازگرداندی، و ای که

بَعْدَ الْبَلاءِ ضُرَّ ایُّوبَ، یا رآدَّ مُوسی عَلی امِّهِ، وَ زآئِدَ الْخِضْرِ فی عِلْمِهِ،

گرفتاری ایوب را بعد از امتحان برطرف نمودی، ای بازگرداننده موسی به مادرش، و افزاینده دانش خضر،

وَ یا مَنْ وَهَبَ لِداوُدَ سُلَیْمانَ، وَ لِزَکَرِیَّا یَحْیی وَ لِمَرْیَمَ عیسی یا حافِظَ

و ای که سلیمان را به داود و یحیی را به زکریا و عیسی را به مریم عطا کردی، ای نگهدار

بِنْتِ شُعَیْبٍ، وَ یا کافِلَ وَلَدِ امِّ مُوسی اسئَلُکَ انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ

دختر شعیب، و ای کفالت کننده موسی (در کودکی و بزرگی)، از تو می خواهم که بر محمّد و خاندان پاکش درود

مُحَمَّدٍ، وَانْ تَغْفِرَ لِی ذُنُوبی کُلَّها، وَ تُجیرَنی مِنْ عَذابِکَ، وَ تُوجِبَ لی

فرستی، و تمام گناهانم را بیامرزی، و از عذابت پناهم دهی، و بر من

رِضْوانَکَ، وَ امانَکَ وَ احْسانَکَ، وَ غُفْرانَکَ وَ جِنانَکَ، وَ اسئَلُکَ انْ تَفُکَ

خشنودی و امنیّت و احسان و آمرزش و بهشتت را مقرّر فرمایی، و از تو می خواهم گره هایی که

عَنّی کُلَّ حَلْقَهٍ بَیْنی وَ بَیْنَ مَنْ یُؤْذینی وَ تَفْتَحَ لی کُلَّ بابٍ، وَ تُلَیِّنَ لی

میان من و آزاردهندگان من است بگشایی، و هر دری را به رویم باز کنی، و هر سختی را

کُلَّ صَعْبٍ، وَ تُسَهِّلَ لی کُلَّ عَسَیرٍ، وَ تُخْرِسَ عَنّی کُلَّ ناطِقٍ بِشَرٍّ،

برایم آسان و هر دشواری را بر من سهل گردانی، و زبان بدگویان را از من بازداری،

وَتَکُفَّ عَنّی کُلَّ باغٍ، وَتَکْبِتَ عَنّی کُلَّ عَدُوٍّ لی وَحاسِدٍ، وَتَمْنَعَ مِنّی کُلَ

و هر ظالمی را از من دور کنی، و دشمنان و حسودانم را سرافکنده سازی، و هر ظالمی را از من

ظالِمٍ، وَتَکْفِیَنی کُلَّ عآئِقٍ یَحُولُ بَیْنی وَ بَیْنَ حاجَتی وَ یُحاوِلُ انْ یُفَرِّقَ

بازداری، و بر طرف کنی از من هر مانعی که میان من و خواسته هایم فاصله می شود و می کوشد میان من و بندگیت

بَیْنی وَبَیْنَ طاعَتِکَ، وَیُثَبِّطَنی عَنْ عِبادَتِکَ، یا مَنْ الْجَمَ الْجِنَّ الْمُتَمَرِّدینَ،

جدایی اندازد، و از پرستشت باز دارد، ای که جنّیان سرکش را مهار نموده،

وَ قَهَرَ عُتاهَ الشَّیاطینِ، وَاذَلَّ رِقابَ الْمُتَجَبِّرینَ، وَ رَدَّ کَیْدَ الْمُتَسَلِّطینَ

و بر شیاطینِ نافرمان چیره گشتی و گردنکشان زورگو را خوار ساخته و نقشه های پلید مستکبران را

عَنِ الْمُسْتَضْعَفینَ، اسئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ عَلی ما تَشآءُ، وَتَسْهیلِکَ لِما

از مستضعفان دور کردی، از تو می خواهم به حق قدرتت بر هر چه خواهی و به حق آسان بودن هرچه اراده کنی

تَشآءُ کَیْفَ تَشآءُ، انْ تَجْعَلَ قَضآءَ حاجَتی فیما تَشآءُ.

به هر گونه که باشد، برآورده شدن حاجتم را از هر طریق که می خواهی قرار دهی.

آنگاه بر زمین سجده کن و دو طرف صورت را روی خاک (روی مهر) بگذار و بگو:

اللهُمَّ لَکَ سَجَدْتُ، وَبِکَ امَنْتُ، فَارْحَمْ ذُلّی وَفاقَتی وَاجْتِهادی

خدایا برای تو سجده نموده و به تو ایمان آورده ام، پس بر فروتنی و احتیاج و کوشش

وَتَضَرُّعی وَمَسْکَنَتی وَفَقْری الَیْکَ یا رَبِّ.

و التماس و درماندگی و نیازم به درگاهت، رحم کن، ای پروردگار من

کوشش کن که اشکی از چشمانت سرازیر شود، هرچند اندک باشد که این علامت استجابت دعاست.

 

 

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

مناسبت توضیحات منبع
شب بیست و هفتم ماه رجب (شب مبعث) اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.

دوم: «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد» روایتی را از امام جواد علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در ماه رجب، شبی است که از تمام آنچه که خورشید بر آن می تابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است؛ که در صبح این شب، رسول خدا صلی الله علیه و آله به رسالت مبعوث گردید، و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملی را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل شصت سال خواهد بود!».

از آن حضرت سؤال شد: چه عملی در آن شب بهتر است؟

فرمود: پس از نماز «عشا» وقتی که خوابیدی، پیش از نیمه شب، یا پس از نیمه آن از خواب برمی خیزی و دوازده رکعت نماز می خوانی، در هر رکعتی، سوره «حمد» و یک سوره از سوره های کوچک مفصّل 860] را می خوانی؛ آنگاه در هر دو رکعتی که سلام نماز را دادی، می نشینی و هفت مرتبه سوره «حمد» و هفت مرتبه «معوّذتین» (سوره فلق و ناس) و سوره های «توحید» و «کافرون» و سوره «قدر» و «آیهالکرسی» را هر کدام هفت مرتبه می خوانی؛ پس از آن این دعا را می خوانی:

تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَانْ تَفْعَلَ بی ما انْتَ اهْلُهُ.

بر محمّد و خاندان پاکش درود فرستی و در حقّ من آنچه را که تو شایسته آنی انجام دهی.

آنگاه هر حاجتی که داری از خداوند طلب کن.

سوم: دوازده رکعت نماز است که نحوه آن در اعمال شب نیمه رجب،  بیان شد.

چهارم: زیارت حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام در این شب، از افضل اعمال است. برای آن حضرت، در این شب سه زیارت نقل شده.

الْحَمْدُ للَّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ

ستایش مخصوص خداوندی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده و نه شریکی در حکومت دارد و ضعف

لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، اللهُمَّ انّی اسئَلُکَ بِمَعاقِدِ عِزِّکَ عَلَی

و ذلتی ندارد که حامی و سرپرستی برای او باشد و او را بسیار بزرگ بشمار و از تو می خواهم به حق جایگاه عزّتت بر

ارْکانِ عَرْشِکَ، وَمُنْتَهَی الرَّحْمَهِ مِنْ کِتابِکَ، وَبِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ

پایه های عرشت و به حق نهایت رحمت از کتابت و به حق نام بزرگِ با عظمتِ

الْأَعْظَمِ، وَذِکْرِکَ الْأَعْلَی الْأَعْلَی الْأَعْلی وَبِکَلِماتِکَ التَّامَّاتِ، انْ

بسیار با شکوهت و به حق نام برترِ والایِ بلندمرتبه ات و به حق کلمات کاملت که

 

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

کپی شد
لطفا ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید