از دیرباز، انسان ها به دنبال راه هایی برای پیش بینی آینده و کسب آگاهی از رویدادهای آینده خود بوده اند. یکی از این روش ها فال و فال گیری است که همچنان در میان بسیاری از مردم رواج دارد. این کنجکاوی ذاتی، اگرچه طبیعی است، اما می تواند مردم را به سمت باورهای خرافی و اتلاف وقت و هزینه سوق دهد.
فال و فال گیری و انواع مختلف آن مانند فال حافظ، از دیرباز مورد توجه بسیاری بوده است. برخی افراد به این روش ها به عنوان راهی برای کسب آرامش و یافتن پاسخ سوالات خود روی می آورند. اما آیا فال و فال گیری واقعاً می توانند آینده را پیش بینی کنند؟
دین اسلام، به عنوان دینی مبتنی بر عقلانیت و خوش بینی، با هرگونه فریبکاری و بهره برداری از احساسات مردم مخالف است. در این دین، فال نیک زدن و تعبیر مثبت از رویدادها، به عنوان عاملی برای تقویت روحیه امید و تلاش تشویق می شود. بررسی سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز نشان می دهد که ایشان همواره از فال بد پرهیز می کردند و به جای آن، رویدادها را به فال نیک می گرفتند.
اگرچه فال نیک و بد تأثیر مستقیمی بر واقعیت ندارند، اما تأثیرات روانی قابل توجهی بر افراد می گذارند. فال نیک، امیدواری و انگیزه را افزایش می دهد، در حالی که فال بد، موجب یأس و ناامیدی می شود. به همین دلیل، اسلام با تأکید بر آثار روانی فال بد، به شدت از فال و فال گیری نهی کرده است.
فال به چه معناست؟
فال در اصطلاح در سه معنا به کار می رود: اول، به دیده ی نیک نگریستن به امور و رویدادها؛ دوم، مشورت خواهی و استخاره با قرآن یا تسبیح برای انجام یا ترک کاری؛ و سوم، پیشگویی وقایع آینده.
فال و فال گیری به عنوان دانشی برای دانستن حوادث آینده شناخته می شود که از طریق روش هایی چون تفسیر کلام، گشایش قرآن، یا مراجعه به دیوان شعرا انجام می گیرد. برخی از علمای دین، تفأل به قرآن را مجاز دانسته و به سخنان برخی صحابه استناد کرده اند. حتی پیامبر اکرم (ص) نیز تفأل را دوست داشته و از تطیّر (بدیمن دانستن) نهی می فرمودند.[۱]
فال نیک و بد؛ تأثیرات روانی و نگاه اسلام
فال و فال گیری، چه به شکل نیک و چه بد، ریشه در عدم قطعیت و تلاش انسان برای پیش بینی آینده دارد. با وجود اینکه فال و فال گیری تأثیر مستقیمی بر واقعیت ندارد، اما بر روان انسان تأثیرگذار است. فال نیک، امیدواری و انگیزه را تقویت می کند، در حالی که فال بد، موجب یأس و ناامیدی می شود.
اسلام، به عنوان دینی که بر تفکر مثبت و امیدواری تأکید دارد، از فال نیک استقبال می کند و آن را به عنوان عاملی برای تقویت روحیه افراد می داند. در روایات متعددی، پیامبر اکرم (ص) به فال نیک گرفتن امور توصیه فرموده اند. برای مثال، در جریان صلح حدیبیه، ایشان از نام نماینده کفار مکه که «سهل» بود، به فال نیک گرفتند و پیش بینی کردند که امور بر مسلمانان آسان خواهد شد.[۲] همچنین، در واکنش به نامه خسرو پرویز، پیامبر اکرم (ص) پاره کردن نامه را به فال نیک گرفتند و پیش بینی کردند که مسلمانان به زودی بر ایران مسلط خواهند شد.[۳]
با این حال، اسلام به شدت با فال بد مخالف است. در برخی روایات، فال بد زدن به اندازه شرک دانسته شده است. پیامبر اکرم (ص) فرموده اند که کسی که فال بد می زند و آن را در سرنوشت خود مؤثر می داند، در واقع به خدا شرک ورزیده است.[۴]
فال و فال گیری در آیینه قرآن
«قَالُوا اطَّیَّرْنَا بِکَ وَ بِمَنْ مَعَکَ قَالَ طَائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ؛ آن ها گفتند ما تو را و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم. (صالح) گفت: فال (نیک و) بد شما نزد خداست (و همه مقدّرات به قدرت او تعیین می گردد)؛ بلکه شما گروهی هستید فریب خورده.»[۵]
قرآن کریم با صراحت بیان می دارد که تمام امور از جمله موفقیت ها و شکست ها، پیروزی ها و ناکامی های ما، به طور کامل در دست قدرت مطلق خداوند است. اوست که با حکمت بی پایان خود، روزی و نعمت ها را بر اساس ایمان، عمل صالح و کردار نیک بندگان، تقسیم می کند. این دیدگاه، باور خرافی به بخت و طالع و تاثیر آن بر سرنوشت انسان را به طور کامل رد می کند.
در قرآن، داستان هایی از پیامبران گذشته نقل شده که نشان می دهد برخی از مردم، پیامبران الهی را به بدیمنی می گرفتند و به همین دلیل از پذیرش دعوت آن ها سر باز می زدند. اما خداوند در پاسخ به این اعتقاد باطل، تاکید می کند که فال بد نمی تواند حقیقت را تغییر دهد و همه امور به اراده و مشیت الهی است. فال و فال گیری هیچ قدرتی برای تغییر سرنوشت انسان ندارند.[۶]
تبدیل خرافات به آموزه های سازنده در اسلام
باورهای خرافی مانند فال و فال گیری، بد قدمی، خانه شوم و… از جمله باورهایی هستند که در فرهنگ های مختلف رواج دارند. مثلا برخی معتقدند که فردی بدشانس یا بدقدم است و می تواند بر زندگی اطرافیان تاثیر منفی بگذارد. اسلام، با نگاهی عمیق به این باورهای رایج، تلاش کرده است تا آن ها را به آموزه های سازنده و واقع بینانه تبدیل کند.[۷]
به عنوان مثال، در مورد مفهوم «بد قدمی» که در میان مردم رواج دارد، امام صادق (ع) به زیبایی این باور را تفسیر کرده اند. ایشان فرمودند: «بدقدم بودن زن، به معنای زیاد طلب کردن مهریه و نافرمانی از شوهر است.»[۸] با این تعبیر، مفهوم خرافی بد قدمی به یک رفتار مشخص و قابل اصلاح تبدیل می شود.
همچنین، پیامبر اکرم (ص) در حدیثی دیگر، مفهوم «خانه شوم» را تفسیر کرده اند. ایشان فرمودند: «خانه شوم، خانه ای تنگ و با همسایگان بد است.«[۹] با این تعریف، مفهوم خرافی خانه شوم به عواملی قابل کنترل مانند تنگ بودن فضا و روابط نامناسب با همسایگان مرتبط می شود.
انبیای الهی نیز همواره بر این نکته تأکید می کردند که همه حوادث، چه خوشایند و چه ناخوشایند، به اراده و مشیت خداوند رخ می دهند. برخی از این حوادث ممکن است برای امتحان و برخی دیگر برای تنبیه و عبرت باشند. این دیدگاه، انسان را از تسلیم شدن در برابر سرنوشت و بهانه جویی باز می دارد و او را به سمت تلاش و کوشش در مسیر درست هدایت می کند.
در مقابل، جوامعی که به خدا اعتقاد ندارند، اغلب به خرافات و باورهای باطل مانند بخت و طالع، اعداد نحس و فال و فال گیری روی می آورند. این افراد، حتی با وجود پیشرفت های علمی، همچنان به دنبال توجیهات غیر منطقی برای رویدادهای زندگی خود هستند. قرآن کریم این باورها را به شدت محکوم کرده و آن را ناشی از فریب خوردن انسان می داند.
انسان عاقل پیش از انجام هر کاری، با دقت، به بررسی جوانب مختلف آن می پردازد و از عقل خود که نعمتی الهی است، بهره می برد. اما اگر با این روش به نتیجه نرسید، می تواند از افراد با تجربه و آگاه مشورت بگیرد. در نهایت، اگر باز هم تردید داشت، به خداوند متوسل شده و از او خیر و صلاح خود را درخواست می کند. این عمل، همان استخاره است که در روایات اسلامی به آن سفارش شده و راهی برای یافتن بهترین تصمیم محسوب می شود.
در کنار فال و فال گیری، پیشگویی و دعانویسی، اعمالی هستند که توسط افراد غیر متخصص انجام می شوند و هیچ پایه علمی و دینی ندارند. این افراد اغلب با ادعاهای واهی، به دنبال سوءاستفاده از دیگران هستند. فال و فال گیری و امثال آن نه تنها به فرد کمک نمی کنند، بلکه باعث ایجاد اضطراب و تشویش در او شده و او را از اعتماد به نفس دور می کنند.
اگرچه فال و فال گیری به خودی خود اعتباری ندارد، اما فال نیک می تواند تأثیر مثبتی بر روحیه انسان داشته باشد و او را به سمت تلاش و امیدواری سوق دهد. به همین دلیل، پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) به فال نیک توصیه کرده اند. با این حال، نباید فراموش کرد که فال نیک تنها یک عامل روانی است و نمی تواند جایگزین تلاش و کوشش انسان شود.
چگونگی رهایی از بند فال و فال گیری
همان طور که پیشتر بیان شد، اعتقاد به فال و فال گیری بیشتر یک باور ذهنی و روانی است تا یک واقعیت خارجی. خوشبختانه، ائمه معصومین (ع) راهکارهایی برای رهایی از این باور ارائه داده اند.
۱) بی اعتنایی به فال بد
یکی از مهم ترین راه ها برای مقابله با تاثیر منفی فال بد، بی اعتنایی به آن است. امام صادق (ع) می فرمایند: «تأثیر فال بد به اندازه اعتقادی است که شخص به آن دارد. اگر به آن اهمیت ندهید، تأثیر آن نیز کم خواهد شد و حتی از بین خواهد رفت.»[۱۰]
به عبارت دیگر، فال بد مانند یک بذر است که در ذهن کاشته می شود. اگر به آن آب داده شود و به آن توجه شود، رشد خواهد کرد و بر زندگی ما سایه خواهد انداخت. اما اگر آن را نادیده بگیریم، به مرور زمان از بین خواهد رفت.
۲) توکل بر خدا؛ سلاحی قدرتمند در برابر فال بد
یکی دیگر از راهکارهای موثر برای مقابله با باورهای خرافی مانند فال بد، توکل بر خداوند است. زمانی که فرد به قدرت لایزال الهی اعتقاد داشته باشد و همه امور را به او واگذار کند، دیگر جایگاهی برای ترس از فال و فال گیری بد باقی نمی ماند.
امام صادق (ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «کفاره فال بد، توکل بر خداست.» [۱۱]این بدان معناست که وقتی فرد به جای اینکه به فال بد توجه کند، تمام امید خود را به خداوند متعال معطوف کند، در واقع پادزهر این باور خرافی را خورده است.
۳) دعا؛ راهی برای رهایی از بند خرافات
یکی دیگر از راهکارهای موثر برای مقابله با باورهای خرافی مانند فال و فال گیری، توسل به دعا است. دعا در واقع اعتراف به این حقیقت است که همه قدرت ها از آن خداوند است و هیچ نیرویی بدون اذن او قادر به ایجاد تغییر نیست.
پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) به افرادی که به فال و فال گیری اعتقاد داشتند، دعاهایی می آموختند تا آن ها را از این باور نادرست رها کنند. یکی از این دعاها این است: «اللَّهُمَّ لَا یُؤْتِی الْخَیْرَ إِلَّا أَنْتَ وَ لَا یَدْفَعُ السَّیِّئَاتِ إِلَّا أَنْتَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِک؛ خدایا، جز تو کسی خیر نمی دهد و بدی ها را کسی جز تو نمی تواند برطرف کند، و هیچ نیرو و قدرتی جز تو نیست.» [۱۲]
در دعای دیگری نیز از امام صادق (ع) آمده است: «..اللَّهُمَّ لَا طَیْرَ إِلَّا طَیْرُکَ وَ لَا خَیْرَ إِلَّا خَیْرُکَ وَ لَا حَافِظَ غَیْرُکَ؛ خدایا، هیچ فال بدی جز به اراده تو تحقق نمی یابد و خیر و نیکی تنها از سوی توست، و هیچ حفظ کننده و نگه دارنده ای جز تو نیست.»[۱۳]
تفأل به دیوان حافظ
در میان مردم، تفأل به دیوان حافظ شیرازی بسیار رایج است. بسیاری بر این باورند که اشعار حافظ، به ویژه به دلیل مضامین مثبت و ارتباط آن با مفاهیم قرآنی، می تواند راهنمایی برای تصمیم گیری باشد. اما آیا این عمل از نظر شرعی جایز است و چه نکاتی را باید در این زمینه مد نظر داشت؟
دلایل رواج تفأل به دیوان حافظ
مضامین مثبت: بیشتر اشعار حافظ، دیدگاهی مثبت و امیدوارانه به زندگی دارد که با توصیه های دین اسلام درباره خوش بینی و داشتن حسن ظن به خداوند همسو است.
ریشه های قرآنی: بسیاری از مضامین اشعار حافظ، برگرفته از آیات قرآن است و این موضوع به اعتبار و ارزش این اشعار می افزاید.
تفسیرهای چندگانه: اشعار حافظ، دارای لایه های معنایی متعددی است و هر فرد می تواند بر اساس درک و تجربیات خود، معنای خاصی از آن ها برداشت کند.
جایز بودن تفأل به دیوان حافظ
بر اساس نظر برخی از فقها، تفأل به دیوان حافظ، به شرطی که به عنوان یک حکم قطعی تلقی نشود، جایز است.[۱۴] به عبارت دیگر، می توان از اشعار حافظ به عنوان یک راهنمای کلی و نه یک دستورالعمل دقیق استفاده کرد. البته باید نکاتی را در نظر داشت:
اعتدال در استفاده: عادت کردن به استفاده مداوم از فال و فال گیری، چندان توصیه نمی شود. انسان باید در تصمیم گیری های مهم، از عقل و خرد خود و مشورت با دیگران نیز بهره ببرد.
توقع واقع بینانه: نباید انتظار داشت که اشعار حافظ، آینده را پیش بینی کند یا به سوالات ما پاسخ های قطعی بدهد. هدف اصلی از تفأل به حافظ، کسب آرامش، امیدواری و دریافت الهام است.
در نهایت، تفأل به دیوان حافظ می تواند یک تجربه زیبا و آموزنده باشد، به شرطی که با آگاهی و اعتدال انجام شود. مهمترین نکته این است که نباید به فال و فال گیری به عنوان یک حقیقت مطلق و غیر قابل تغییر نگاه کرد. بلکه باید آن را به عنوان یک ابزار برای تفکر، تعمق و کسب بینش بیشتر در نظر گرفت.
تفأل به دیوان حافظ، با توجه به مضامین مثبت و ارتباط آن با مفاهیم اسلامی، می تواند یک تجربه ارزشمند باشد. با این حال، نباید به آن به عنوان یک ابزار پیش بینی آینده یا تصمیم گیری قطعی نگاه کرد. بلکه باید با اعتدال و آگاهی از آن استفاده کرد و به جای تکیه بر فال و فال گیری، از عقل و خرد خود و مشورت با دیگران نیز بهره برد.
دعا، کلید تغییر نگرش و رهایی از بند باورهای خرافی مانند فال و فال گیری است. با توسل به دعا، فرد به قدرت مطلق خداوند پی می برد و به این باور می رسد که همه امور تحت تدبیر اوست. این باور، اضطراب و نگرانی ناشی از اعتقاد به فال و فال گیری را کاهش داده و آرامش درونی را به همراه می آورد.
همچنین، دعا ایمان فرد را تقویت کرده و باعث می شود او به جای اینکه حوادث را به فال بد نسبت دهد، آن ها را به حکمت خداوند مرتبط بداند. در نتیجه، با دعا کردن، فرد به جای اینکه در دام ترس و ناامیدی گرفتار شود، به آینده ای روشن و پر امید امیدوار می شود.
نتیجه گیری
تمایل انسان به دانستن آینده و یافتن راهنمایی در تصمیم گیری ها، به عنوان یک انگیزه طبیعی قابل درک است. از سوی دیگر، اسلام به عنوان یک دین الهی، با ارائه راهکارهایی مانند استخاره و توسل به اهل بیت (ع)، به این نیاز انسان پاسخ داده است. با این حال، فال و فال گیری به شیوه های رایج و خرافی، با آموزه های اسلامی در تضاد است.
اسلام به جای تشویق به فال و فال گیری های کورکورانه، بر اهمیت توکل بر خداوند، استفاده از عقل و مشورت با افراد آگاه تأکید می کند. همچنین، اسلام به مسلمانان یاد می دهد که به جای اینکه آینده را پیش بینی کنند، باید برای آینده ای بهتر تلاش کنند و به خداوند توکل داشته باشند. بنابراین اگرچه انسان به دنبال راهنمایی است، اما باید این راهنمایی را از منابع معتبر و الهی جستجو کند و از توسل به روش های غیرمعتبر، خرافی و غیرعقلی مانند فال و فال گیری خودداری کند.
پی نوشت ها
[۱] دهخدا، لغت نامه دهخدا، ج۱۰، ص۱۴۹۴۹.
[۲] طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۷۷.
[۳] طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۷۷.
[۴] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۵۲.
[۵] نمل:۴۷
[۶] طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۷۷ – ۷۸.
[۷] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۵۳.
[۸] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۶.
[۹] شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۱۵۲.
[۱۰] کلینى، الکافی، ج ۸، ص ۱۹۷ و ۱۹۸.
[۱۱] کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۱۹۸.
[۱۲] طبرسی، مکارم الأخلاق، ص ۳۵۰.
[۱۳] کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۲۸۵
[۱۴] نجفى، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج ۱۲، ص ۱۷۱.
منابع
- قرآن کریم
- علی اکبر، دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، چ۱، بی تا.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، تهران، آخوندی دارالکتاب الاسلامیه، چ۲، ۱۳۸۹ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، چ۷، ۱۳۶۱ش.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، تهران، آخوندی دارالکتاب الاسلامیه، چ۲، ۱۳۸۹ق.
- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- شیخ صدوق، معانی الأخبار، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
- کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، بی جا، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، بی تا.
- نجفى، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق و مصحح: قوچانى، عباس، آخوندى، على، ج ۱۲، ص ۱۷۱، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ هفتم، بی تا.
منابع اقتباس
- مقاله نظر اسلام درباره فال و فال گیری. سایت اسلام کوئست نت
- مقاله فال در اسلام. سایت ویکی پرسش