حکمت و فلسفه تشریع حج و ابعاد گوناگون آن

حکمت و فلسفه تشریع حج و ابعاد گوناگون آن

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

فلسفه تشریع حج، بیانگر حکمت الهی در بنا نهادن عبادتی است که انسان را به سرچشمه توحید و بندگی الهی متصل می کند. این عبادت بزرگ با مناسکی هدفمند، انسان را از پراکندگی دنیوی به محور توحید و بندگی خدا فرا می خواند. درک دقیق فلسفه تشریع حج، افق تازه ای از معنا، مسئولیت و خودشناسی را پیش روی مؤمن می گشاید.

خداوند در قرآن می فرماید: «لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا؛[۱] برای خداوند است بر مردم که آن خانه را زیارت کنند، هر که تواند به آن راهی ببرد». خداوند حج را بر همه کسانی که استطاعت و توان رفتن به آن را دارند، واجب نموده است و در این مطلب، هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد. نکته مهم و قابل بررسی، فلسفه تشریع حج است؛ زیرا خداوند باری تعالی حکیم است و هیچ فعلی از افعال او بدون حکمت نیست.

فلسفه تشریع حج

 از آنجایی که تمام افعال و دستورات خداوند متعال دارای حکمت است، حج نیز از این قاعده مستثنی نبوده و تشریع حج نیز بدون فلسفه و حکمت نیست. درباره فلسفه تشریع حج می توان به این موارد اشاره نمود:

  1. حج، راه عبودیت و بندگی خدا

فلسفه خلقت بشر، عبادت و شناخت خداوند باری تعالی و رسیدن به کمال مطلوب است: «مَا خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلاّ لَیَعْبُدُونِ؛[۲] جن و انسانها را نیافریدم جز برای اینکه من را عبادت کنند».

حج، نوعی از انواع عبودیت و نمونه ای از نمونه های کامل آن است. پس یکی از حکمت های تشریع حج، عبادت است که فلسفه خلقت بشر می باشد. در روایتی از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) نقل شده است: «اَحَبَّ اللَّه تَبارَکَ وَ تَعالی أَنْ یُعْبَدَ بِتِلْکَ العِبادَه فَخَلَقَ اللَّه البَیْتَ فی الاَرْضِ وَ جَعَلَ عَلی العِبادِ الطَّوافَ حَوْلَهُ وَ خَلَقَ البَیْتَ المَعْمُورَ فی السَّماءِ یَدْخُلُهُ کُلَّ یَوْمٍ سَبْعُونَ أَلف مَلَکٍ لا یَعُودُنَ إلَیْهِ اِلی یَوْمِ القِیامَه؛[۳]

خداوند دوست داشت او را اینگونه عبادت کنند، لذا خانه کعبه را در زمین آفرید و بر بندگانش طواف پیرامون آن را واجب نمود. و بیت المعمور را در آسمان آفرید که هر روز هفتاد هزار ملائکه بر آن وارد می شوند و تا روز قیامت از حالت طواف پیرامون آن، بیرون نمی روند»».

پس یکی از مواردی که در فلسفه تشریع حج می توان به آن اشاره کرد، این است که خداوند حج را واجب کرد چون نمونه کامل عبودیت و تسلیم است.

  1. حج و عفو گناهکاران

انسان، هر لحظه در خطر است و هر زمان ممکن است مغلوب وسوسه شیطان قرارگیرد، لذا خداوند به انسان، فرصتهای مناسبی داده است تا بتواند به درگاه خداوند توبه نموده و طلب بخشش کند. در بین شب و روزها، شب و روز جمعه را و در بین ماه ها، ماه مبارک رمضان را و در بین سالها و طول عمر، سفر به حج را قرار داد تا بندگانش چنانچه فریب شیطان را خورده و مغلوب هوای نفس واقع شدند، به درگاه خداوند پناه آورده و طلب بخشش کنند.

با این حساب، یکی دیگر از مواردی که می توان به عنوان فلسفه تشریع حج از آن نام برد، فرصت عفو و بخشش بودن آن برای انسانهاست.

امام صادق (ع) در وصف حج می فرماید: «کمترین پاداشی که نصیب حاجی می شود آن است که از آتش جهنم نجات پیدا می کند و از گناهان همانند زمانی که از مادر متولد شده پاک می شود».[۴]

  1. حج، نشانه عظمت خداوند

یکی دیگر از اموری که می توان آن را به عنوان فلسفه تشریع حج بیان نمود، این است که انسان وقتی به سفر حج می رود، با نشانه های عظیم خداوند بیشتر آشنا می شود و همین امر باعث می شود که بندگان خدا بیش از پیش در برابر عظمت خداوند تواضع نمایند. امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: «جَعَلَهُ سُبْحانَهُ عَلامَهً لِتَواضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ؛[۵] خداوند حج را نشانه ای برای تواضع مردم در برابر عظمت خداوند قرار داد».

  1. حج، آزمون انسانها

در بعضی از روایات، اهل بیت (ع) فلسفه تشریع حج را آزمایش بندگان خدا معرفی کرده اند؛ یعنی حضور در این سرزمین گرم و پوشیدن لباس مخصوص و استفاده نکردن از سایه بان، ترک شکار و نزدیکی با همسر و ده ها چیز دیگر، همه برای امتحان و آزمایش است.

امام صادق (ع) می فرماید: «هذا بَیْتٌ اِسْتَعْبَدَ اللَّه تَعالی بِهِ خَلْقَهُ لِیَخْتَبِرَ بِهِ طاعَتَهُمْ فی اِتْیانِهِ؛[۶] خانه کعبه، خانه ای است که خداوند از بندگانش خواسته است تا نزد آن آمده و خدا را عبادت کنند و می خواهد با این عمل، آنان را در انجام وظایف و طاعات، آزمایش کند».

  1. حج، تجدید خاطره رسول خدا (ص)

وقتی انسان به حج می رود و وارد مکه و مدینه می شود، نزول جبرئیل و فرشتگان بر پیامبر اکرم (ص) فداکاریها و پیکارهای مسلمانان، بنای مکه توسط حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع)، اسلام آوردن حضرت علی (ع) و حضرت خدیجه (ع)، مقاومت مسلمانان در شعب ابی طالب و صدها واقعه و جریانات معنوی را در ذهن خود مجسم می سازد. این امر باعث می شود تمام آن جریانات در طول تاریخ زنده بماند و زنده ماندن این جریانات، باعث تقویت اسلام و مسلمین می شود.

پس یکی از مواردی که می توان به عنوان فلسفه تشریع حج در اسلام به آن اشاره کرد، تجدید خاطره دوران رسول خدا (ص) است. امام صادق (ع) نیز درباره علت و فلسفه تشریع حج می فرماید:«وَ لِتُعْرَفُ آثارٍ رَسُولِ اللَّه (ص) وَ تُعْرَفُ اَخْبارُهُ وَ یُذَکَرُ وَ لا یُنْسی؛[۷] حج تشریع شده است تا آثار رسول خدا (ص) و اخبار او شناخته و یادآوری شود و فراموش نگردد».

  1. حج و تقویت دین اسلام

حج، پایگاه عظیم مسلمانان است و فلسفه تشریع حج این است که مسلمانان با حضور گسترده خویش در مراسم حج، قدرت واقعی خویش و قوت دین را در معرض نمایش بگذارند، لذا مراسم حج هرچه باشکوه و عظمت بیشتری برگزار شود، بهتر است. امیرالمومنین علی (ع) می فرماید:«وَ الحَجَّ تَقْوِیَهٌ لِلدّینِ؛[۸] حج، تقویت دین اسلام است»؛ و حضرت فاطمه زهرا (س) نیز می فرماید: «وَ الحَجُّ تَشْییداً لِلدّینِ»[۹] حج، نمایش و اقامه دین است».

  1. حج، پایگاه تبلیغ احکام

در حج، مردم از همه نقاط جهان شرکت می کنند، لذا بهترین پایگاه برای تبلیغ و تعلیم احکام شرع مقدس اسلام است و یکی از حکمتهای مهم فلسفه تشریع حج این است که در این موسم، کسانی که نسبت به مسایل اسلام و احکام شرع کمتر آشنا هستند، از کسانی که آنها را می دانند، بیاموزند و پس از مراجعت به کشور و شهر خود نیز آنچه را یاد گرفته اند، نشر داده و به دیگران تعلیم دهند.

امیرالمومنین (ع) در نامه ای به «قُثَمْ بن عباس» که از جانب آن بزرگوار بر مکه حکمفرما بود، پیرامون فلسفه تشریع حج و تبلیغ احکام در حج می فرماید: «فَأَقِمْ لِلنّاسِ الحَجَّ وَ ذَکِّرهُمْ بِاَیّامِ اللَّه وَ اجْلِسْ لَهُمْ العَصْرَینِ فَأَفْتِ المُسْتَفْتی وَ عَلِّمِ الجاهِلَ وَ ذِاکِرِ العالِمَ…»[۱۰ با مردم، حج را بر پا دار و آنان را به روزهای خدا یادآوری کن، در صبح و عصر با آنان بنشین و به کسانی که از تو حکمی از احکام دین را پرسیدند، پاسخ بده و نادان را بیاموز و با دانا گفتگو کن…».

  1. حج، نمونه اجتماع و وحدت مسلمین

یکی دیگر از مواردی که در فلسفه تشریع حج مطرح می شود، این است که در موسم حج، از همه اقشار و گروه ها و ملتهای مسلمان حضور دارند. همه آنان با هم لبیک می گویند و مناسک حج را انجام می دهند. در حج، مسلمانان با همدیگر آشنا می شوند و گرفتاری ها و نیازهای همدیگر را مطرح می کنند و منافع عمومی مسلمانان را بررسی می نمایند و در نتیجه، وحدت و همبستگی آنان بیشتر می شود. با این حساب، نقش حج در وحدت امت اسلامی، مهم و محوری است.

قرآن کریم می فرماید: «وَ أذِّنْ فی النّاسِ بِالحَجِّ یَأتُوکُ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ لَیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اِسْمَ اللَّه فی اَیّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلی ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهیمَهِ الأنْعامِ، فَکُلُوا مِنْها وَ اطْعمُوا البائِسَ الفَقیرَ؛[۱۰]

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند تا منافع خود را [از برکت این سفر معنوی] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایی معین [که برای قربانی اعلام شده] بر دام های زبان بسته ای که به آنان عطا کرده ذکر کنند، [چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید».

از امام صادق(ع) نیز پرسیدند: «چرا خداوند بندگان را مکلف به انجام حج و طواف خانه کعبه گردانید؟ آن حضرت (ع) فرمود: «فَجَعَلَ فیهِ الاِجْتِماعَ مِنَ المَشْرِقَ وَ المَغْرِبِ لِیَتَعارَفُوا وَ لِیَتَرَبَّح کُلُّ قَوْمٍ مِنَ التّجاراتِ مِنْ بَلَدٍ اِلی بَلَدٍ؛[۱۱] در حج، مسلمانان از مشرق و مغرب در یک مکان اجتماع می کنند و همدیگر را می شناسند و هر گروهی از آنان، از راه تجارت سود می برند».

ابعاد حج

برای فهم دقیقتر و درک بهتر فلسفه تشریع حج، مروری بر ابعاد مختلف این فریضه الهی موثر است. ابعاد حج عبارت اند از:

بُعد اخلاقی حج

شاید بتوان گفت مهمترین فلسفه تشریع حج، همان تحول نفسانی و اخلاقی است که در انسانها به وجود می آورد. مراسم «احرام» انسان را به طور کلی از تعینات مادی و امتیازات ظاهری و لباس های رنگارنگ و زر و زیور بیرون می برد و آنها را که در حال عادی بار سنگین امتیازات موهوم و درجه ها و مدال ها را بر دوش خود احساس می کنند یک مرتبه سبک بار و راحت و آسوده می کند.

بعد سیاسی حج

حج عامل موثری برای وحدت صفوف مسلمانان است و عامل مبارزه با تعصبات ملی و نژاد پرستی و محدود نشدن در حصار مرزهای جغرافیایی است و وسیله ای است برای انتقال اخبار سیاسی کشورهای اسلامی از هر نقطه به نقطه دیگر و بالاخره حج، عامل موثری است برای شکستن زنجیرهای اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمین.

بعد فرهنگی حج

ارتباط قشرهای مسلمانان در ایام حج، می تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادله فرهنگی و انتقال فکرها درآید. مخصوصاً با توجه به این که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعی و واقعی همه قشرهای مسلمان جهان است؛ لذا در روایات اسلامی می خوانیم که یکی از فوائد حج، نشر اخبار و آثار رسول خدا (ص) به تمام نقاط جهان اسلام است.[۱۲]

بعد اجتماعی حج

یکی از شگفت انگیزترین حکمت هایی که در فلسفه تشریع حج مشهود است، احساس وحدت و همبستگی است که در حد اعلای مفهوم انسانیت، به برکت اسلام در حج به وجود می آید؛ به گونه ای که عالم و جاهل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، سیاه و سفید، در کنار یک «کانون» و بر اساس یک «قانون» می جوشند و می خروشند، می روند و می دوند، می نشینند و بر می خیزند. همه این امور در یک جهت و در یک خط و در یک مدار و بر یک محور است و او «الله» است و «الله»، «اکبر» است.[۱۳]

چرا حج یکبار واجب است؟

اسلام، دینی است که بر مبانی و ارکانی بنا شده که یکی از آنها حج است، آنسان که امام باقر(ع) فرمود: «اسلام بر پنج پایه بنیان نهاده شده است: نماز، روزه، زکات حج و ولایت».[۱۴] با توجه به اهمیت و آثاری که مورد اشاره قرار گرفت، جا دارد این پرسش مطرح شود چرا حجی که دارای این همه اهمیت و آثار است، یکبار واجب است؟

امام صادق (ع) می فرماید: به خدا سوگند! خداوند متعال، مکلف نکرده بندگان را مگر به کمتر از توان و قدرت شان؛ زیرا آنان را در هر شبانه روز به پنج نماز، و در هر سال به سی روز روزه، و در هر دویست درهم به پنج درهم و در تمام عمر به یک حج، مکلف نموده است، در حالی که آنها توان بیشتر از این را دارند».[۱۵]

امام رضا (ع) نیز می فرماید: «علت اینکه که خداوند حج را یکبار واجب نموده، این است که خداوند متعال فرائض و واجبات را بر ناتوان ترین مردم قرار داده است (یعنی در واجبات، حال ناتوان ترین مردم را لحاظ کرده است). از جمله آن واجبات، حج است که آن را یکبار واجب کرده است، پس توانمندان به اندازه توان خود می توانند آن را بیشتر انجام دهند».[۱۶]

خداوند بر اساس حکمت بالغه خویش و بر پایه توان و قدرت ضعیف ترین فرد و رعایت حال وی، حج را یکبار واجب نموده است؛ زیرا وجوب حج بیشتر از یکبار و یا در هر سال، تکلیف ما لایطاق و بالاتر از حد توان ضعیف ترین فرد است که توان و قدرت انجام آن را ندارد و چنین تکلیفی بر خداوند قبیح است و قبیح بر خداوند حکیم محال است.

نتیجه گیری

بررسی فلسفه تشریع حج نشان می دهد که این عبادت، صرفا مجموعه ای از اعمال و مناسک ظاهری نیست، بلکه محفلی برای تربیت نفس و ایجاد وحدت در جامعه اسلامی است. حج با احیای روح توحید، عبادت و برادری، مومنان را برای ساختن جامعه ای الهی آماده می سازد. از این رو، فهم دقیق ابعاد فلسفه تشریع حج، نقش مهمی در رشد معنوی و معرفتی مسلمانان از این فریضه الهی دارد.

پی نوشت ها

[۱] آل عمران/۹۷.

[۲] ذاریات/۵۶.

[۳] ابن بابویه، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۰۲.

[۴] مجلسی، بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۶، ح۲.

[۵] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۱.

[۶] ابن بابویه، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۰۴.

[۷] ابن بابویه، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۰۵.

[۸] سید رضی، نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.

[۹] طبرسی، الاحتجاج، ح ۱، ص ۹۹.

[۱۰] حج/۲۷-۲۸.

[۱۱] ابن بابویه، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۰۵.

[۱۲] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص ۷۹ و ۸۰.

[۱۳] جعفری، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص ۲۲۷.

[۱۴] کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۱، ح۷.

[۱۵] صدوق، الاعتقادات فی دین الامامیه، ص۲۹.

[۱۶] حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۲۰.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرایع، مترجم: محمدجواد ذهنی تهرانی، قم، نشر مومنین، ۱۳۸۰ش.
  3. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  4. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على اهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.
  5. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  6. جعفری، محمد تقی، شرح نهج البلاغه، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ ش.
  7. شیخ صدوق، محمد، الاعتقادات فی دین الامامیه، دارالمفید للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت، ۱۴۱۴ق.
  8. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، آل البیت، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، بقم، ۱۴۱۴ق.
  9. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، انتشارات تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش.

منابع اقتباس

  1. زارعی سبزواری، عباسعلی، پرتوی از اسرار حج، قم، جامعه مدرسین حوزه، ۱۳۹۰ش.
  2. نرم افزار پاسخ ۲، مرکز مطالعات حوزه علمیه قم.
بدون دیدگاه