امام کاظم علیه السلام و گوشه ای از سیره اخلاقی و تفسیر آیات

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

امام کاظم موسى بن جعفر (علیه السلام) در سال 128 یا 129ق متولد گردیده است. او از پر عبادت ترین مردم و صاحب مروت بود.[1] آن حضرت در سال 183ق در زندان هارون الرشید از دنیا رفته است.[2]

برخی از مبانی اخلاقی امام کاظم (علیه السلام)

اهل بیت (علیهم السلام) پیشوایان راستین دین هستند و مرجع علمی برای جهانیان قرار داده شده اند. اگر سخنان و سیره اخلاقی آنان به مردم برسند قعطا مایه هدایت آنان گردیده و پیروی از آنان مایه نجات انسان در دنیا و آخرت است. در این نوشته مختصر به صورت نمونه به آنچه از سوی امام کاظم (علیه‌ السلام) در مسائل اخلاقی و تعامل با دیگران و برخی از عقاید اسلامی بیان گردیده اشاره شده است.

جایگاه دنیا از دیدگاه امام کاظم (علیه السلام)

از امام کاظم موسى بن جعفر (علیه‌ السلام) نقل شده که فرمود: «ما اهان الدنیا قوم قط الا هناهم الله ایاها و بارك لهم فیها، و ما اعزها قوم قط الا نغصهم الله ایاها؛ هرگز مردمى دنیا را خوار نداشتند مگر آن كه خدا آن را بر آنان گوارا ساخت و ایشان را در آن بركت داد و هرگز قومى دنیا را عزیز نداشتند مگر آن كه خدا آن را برایشان ناگوار ساخت.[3]

تعامل و رفتار با دشمن

مردی از اولاد عمر بن خطاب زمانی که اکام کاظم (علیه السلام) را دید، امام علی (علیه السلام) را دشنام داد و او را مورد آزار و اذیت قرار داد. برخی از یاران آن حضرت گفتند اجازه دهد او را بکشد. امام کاظم (علیه السلام) فرمود نه خیر. سپس امام کاظم (علیه السلام) در حالی که بر الاغش سوار بود وارد مزرعه همان شخص گردید، آن شخص فریاد زد که زراعتم را پایمال نکن. او گوش نداد و در نزد او رفت و در حالی که می خندید کنارش نشست و گفت:

چقدر روی این کشاورزی هزینه کرده ای؟ او گفت صد درهم. امام دوباره پرسید چقدر از آن سود می بری؟ او گفت نمی دانم. امام کاظم (علیه السلام) گفت چقدر امید داری؟ او گفت صد درهم دیگر. امام موسی بن جعفر (علیه السلام) سه صد دینار به او داد و سپس سرش را بوسید. پس از آن، وقتی که این عمری وارد مسجد می شد بر امام کاظم (علیه السلام) سلام می کرد و می گفت: الله اعلم حیث یجعل رسالته. سپس امام به اصحابش فرمود آیا آنچه شما اراده کرده بودید خیر است یا آنچه که من اراده کردم؟[4]

امام کاظم (علیه السلام) با این رفتارش دشمن خود را هدایت کرد و او را به حدی رساند که به امامت آن حضرت اعتراف نمود.

اثر رفتار نیکو حتی برای کفار

در روایتی از امام‏ كاظم‏ (علیه السلام) مى ‏خوانیم: «در بنى اسرائیل مرد با ایمانى بود كه همسایه كافرى داشت، مرد بى ‏ایمان نسبت به همسایه با ایمان خود نیك رفتارى مى ‏كرد، وقتى كه از دنیا رفت خدا براى او خانه ‏اى بنا كرد كه مانع از گرماى آتش شود … و به او گفته شد این به سبب نیك رفتاریت نسبت به همسایه مومنت مى ‏باشد»‏[5]

رفتار با پدر و مادر

حدیثى از امام‏ كاظم‏ (علیه السلام) نقل شده که فرمود:  «كسى نزد پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) آمد و از حق پدر و فرزند سوال كرد فرمود:

«لا یسمیه باسمه، و لا یمشى بین یدیه، و لا یجلس قبله، و لا یستسب له؛  باید او را با نام صدا نزند (بلكه بگوید پدرم!) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند، و كارى نكند كه مردم به پدرش بدگویى كند (نگویند خدا پدرت را نیامرزد كه چنین كردى!)». [6]

تفسیر برخی از آیات قرآن کریم

در روایتی نقل شده که امام کاظم (علیه السلام) در توضیح آیه «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ‏ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[7]  فرموده است مراد از «اوست خدایى كه رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد» امر خداوند و رسول اوست به ولایت برای وصی اش و ولایت همان دین حق است. و در تفسیر «لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» فرمود «آن را هنگام قیام حضرت قائم (علیه السلام)، بر همه‏ ادیان آشكار مى ‏سازد.»[8]

امام کاظم (علیه السلام) در تفسیر «یرِیدُونَ لِیطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ‏»[9] (مى‏خواهند نور خدا را با (دم) دهان‏ هایشان خاموش سازند و خداوند تمام ‏كننده‏ى نور خود است؛ هرچند كافران را ناخوش آید.) فرموده است: می خواهند ولایت امیرالمومنین علی (علیه السلام) را با دهان شان خاموش کنند. و مراد از نور همان امام است به دلیل سخن خدا که فرمود: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا»[10] امام کاظم (علیه السلام) در ادامه فرموده است:

«و خدا تمام‏ كننده‏ نور خود است) (یعنى) ولایت قائم (علیه السلام) را به مرحله تمام مى‏ رساند؛ (و هرچند كافران را ناخوش آید) (یعنى) هرچند كافران به ولایت على (علیه السلام) اكراه دارند.»[11]

از امام کاظم (علیه السلام) در تفسیر آیه «حَتَّى إِذا رَأَوْا ما یوعَدُونَ فَسَیعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً»[12] نقل شده که فرمود:«منظور از آن، حضرت مهدی قائم (علیه السلام) و یاران اویند.»[13]

حجت ظاهر و حجت باطن

امام کاظم (علیه السلام) در ذیل یک حدیث طولانی به هشام می فرماید: «يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ‏ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول» ‏[14]؛ خداوند بر مردم دو حجت دارد، حجت آشكار و حجت پنهان، حجت آشكار، رسولان و انبیاء و امامانند، و حجت باطنه، عقول و افكارند.

امام ظاهر و امام باطن

خداوند نعمت های زیاد و بی شماری را به انسان عنایت فرموده است. امام نعمت هدایت بالاترین و مهم ترین نعمت الهی است که انسان از آن برخودار گردیده است. طبقق فرمایش امام کاظم (علیه السلام) نعمت ظاهری امام ظاهر و نعمت باطنی امام غایب است. [15]

این فرمایش امام کاظم (علیه السلام) دلالت بر این دارد که امام می تواند غائب باشد. از این رو امام زمان که در حال حاظر غائب است نعمت باطن است.

شفاعت از دیدگاه امام کاظم (علیه السلام)

امام کاظم (علیه السلام) روایتی را از پیامبر گرامی اسلام نقل فرمود که «در میانه امت من تنها شفاعت من به مرتكبین گناهان كبیره مى ‏رسد، و اما نیكوكاران هیچ گرفتارى ندارند، كه محتاج شفاعت شوند». شخصی سوال کرد که چطور شفاعت مخصوص مرتكبین گناهان كبیره است؟ با اینكه خداى تعالى مى‏ فرماید «وَ لا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏»[16]، و معلوم است كه مرتكب گناهان كبیره مرتضى (مورد پسند خدا) نیستند؟

امام‏ كاظم‏ (علیه السلام) فرمود: هیچ مؤمنى گناه نمى‏كند مگر آن كه گناه ناراحتش می سازد و در نتیجه از گناه خود نادم می شود، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده بود: كه براى توبه همین كه نادم شوى كافى است، و نیز فرمود: كسى كه از حسنه خود خوشحال، و از گناهكارى خود متاذى و ناراحت باشد، او مؤمن است، پس كسى كه از گناهى كه مرتكب شده پشیمان نمی شود، مؤمن نیست، و از شفاعت بهره‏مند نمی شود، و از ستمكاران است، كه خداى تعالى در باره‏شان فرموده:

«ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ، وَ لا شَفِیعٍ یطاعُ‏، ستمكاران نه دلسوزى دارند، و نه شفیعى كه شفاعتش خریدار داشته باشد».[17] شخصى كه در آن مجلس بود عرضه داشت: یا بن رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) چگونه كسى كه بر گناهى كه مرتكب شده پشیمان نمی شود مومن نیست؟

فرمود: جهتش این است كه هیچ انسانى نیست كه یقین داشته باشد بر اینكه در برابر گناهان عقاب می شود، مگر آن كه اگر گناهى مرتكب شود، از ترس آن عقاب پشیمان مى ‏گردد، و همین كه پشیمان شد، تائب است و مستحق شفاعت می شود، و اما وقتى پشیمان نشود، بر آن گناه اصرار مى‏ورزد و مصر بر گناه آمرزیده نمی شود، چون مؤمن نیست و به عقوبت گناه خود ایمان ندارد، چه اگر ایمان داشت، قطعا پشیمان می شد.

و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم فرموده بود: كه هیچ گناه كبیره ‏اى با استغفار و توبه كبیره نیست و هیچ گناه صغیره ‏اى با اصرار صغیره نیست و اما اینكه خداى عز و جل فرموده: «وَ لا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏»، منظور این است كه شفیعان در روز قیامت شفاعت نمى ‏كنند، مگر كسى را كه خدا دین او را پسندیده باشد، و دین همان اقرار به جزاء بر طبق حسنات و سیئات است، پس كسى كه دینى پسندیده داشته باشد، قطعا از گناهان خود پشیمان می شود، چون چنین كسى به عقاب قیامت آشنایى و ایمان دارد.[18]

مستضعف از دیدگاه امام کاظم (علیه السلام)

بر طبق روایتی امام کاظم (علیه السلام) فرمود: ضعیف كسى است كه حجت خدا به او نرسیده باشد و آراء و عقاید مختلف را تشخیص ندهد. و اما اگر فهم كسى این مقدار باشد كه حق را از باطل تمیز داده، اختلاف را تشخیص بدهد، او مستضعف نیست.[19]

تولی و تبری از دیدگاه امام کاظم (علیه السلام)

امام کاظم موسی بن جعفر (علیه السلام) صفوان جمال را که شتران خود را به هارون الرشید برای رفتن به مکه به کرایه داده بود، آگاه می سازد که این کار با تولی و تبرای منافات دارد؛ زیرا دست کم صفوان جمال دست کم دوست داشته است که هارون از مکه به سلامت برگردد تا کرایه خود را بگیرد. و کسی که بقای ظالم و غاصب را هرچند برای لحظاتی دوست داشته باشد از آنان محسوب گردیده و با آنان در آتش دوزخ خواهد بود. صفوان بلافاصله برای اینکه شترانش را به هارون کرایه ندهد، آن ها را می فروشد. [20]

نتیجه گیری

از مطالب فوق که شمه ای از دریای بیکران علم و  دانش امام کاظم (علیه السلام) را منعکس کرده است، این نتیجه به دست می آید که امامان معصوم (علیهم السلام) چراغ های هدایت هستند که از سوی خداوند برای بشر به عنوان نعمت و حجت عنایت گردیده اند. اما با کمال تاسف باید گفت بسیاری از مسلمانان با فاصله گرفتن از اهل بیت (علیهم السلام) خود را از این نعمت محروم کرده و در تشخیص مسیر هدایت و رستگاری، دچار خطا و گمراهی شده اند.

گرد آوری: حمیدالله رفیعی

پی نوشت ها

[1] . البدایة و النهایة،  ج10، ص183.

[2] . تاریخ الیعقوبى، ج2، ص419.

[3] . تاریخ الیعقوبى، ج2، ص420.

[4] . مقاتل الطالبین، ص413.

[5] . تفسیر نمونه، ج10، ص316.

[6].  تفسیر نمونه، ج 12، ص 81.

[7] . سوره توبه، آیه 33.

[8] . سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، ص186-187.

[9].  سوره صف، آیه 9.

[10]  .سوره تغابن، آیه 9.

[11] . الكافی، ج 1، ص432.

[12] . سوره جن، آیه 24.

[13]. سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، ص 541.

[14]. الكافي ، ج 1، ص 16.

[15]. سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، ص 541.

.[16] سوره انبیاء، آیه 28.

[17]. سوره غافر، آیه 18.

.[18] ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص 274 .

[19] . اصول كافى، ج 2، ص 406، ح 11.

[20]. مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 4، ص 255، تهران، دار الكتب الإسلامیة ، چ 10، 1371ش.

منابع

1. قرآن کریم.

2. ابن کثیر، ابوالفدا اسماعیل بن عمر، ، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفكر، 1407/ 1986.

3. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چ3، 1419ق/ 1998م.

4. بحرانى، هاشم بن سلیمان، سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، تهران، نشر آفاق ، چ 5، 1384 ه.ش.

5. طباطبایى، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامى ، چ 5، 1374 ش.

6. کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی( ط- الإسلامیة)، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامیة، چ4، 1407ق.

7. مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیة ، چ 10، 1371 ش.

8. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبى، ترجمه‏ محمد ابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ 6 ، 1371ش.

بدون دیدگاه